امروزه مفاهیم کیفی مسکن مغلوب ابعاد کمی آن شده است. مسکن به عنوان یکی از ضروری ترین نیازهای انسان نه تنها به عنوان یک سرپناه فیزیکی به منظور در امان نگاه داشتن ساکنین از عوامل محیطی مطرح است، بلکه از دیدگاه فرهنگی- اجتماعی نیز بسیار حائز اهمیت می باشد. مسکن به همراه محیط اطرافش، نقش بسزایی در شکل گیری هویت فردی و هویت اجتماعی ساکنین دارد. انسان ها در این محیط متولد می شوند، در بطن آن رشد می کنند و در نهایت متناسب با شرایط آن الگوهای رفتاری خاصی را می پذیرند و آماده ورود به محیط اجتماعی وسیع تری می شوند. امروزه نگاه تک بعدی به مسکن از دریچه اقتصاد، مسکن را تنها به عنوان نوعی کالا معرفی می کند و باعث کمرنگ شدن شاخص های اجتماعی- فرهنگی و نادیده انگاشتن هنر، سنت و نوآوری در ساخت و سازها شده است. عدم توجه به این مسائل، بسیاری از مساکن شهرهای امروز را از مفهوم آرامش تهی کرده، انسان ها را در خود محبوس کرده و ریشه مشکلات رفتاری- روانی را دامن زده است. مقاله حاضر، روند حذف این شاخص ها از مباحث مسکن و محیط مسکونی را تحت عنوان شی شدگی مسکن مطرح می کند و با مقایسه اصول مسکن سنتی و مسکن مدرن، به بررسی بحران رفتاری- هویتی در مساکن امروز می پردازد. برای این منظور، مجتمع مسکونی کوی رضا در شهر همدان مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. در پایان کار، تأثیر فرهنگ و سنت بر مسکن، بومی سازی و پایداری مسکن را مورد توجه و تأکید قرار می دهد.

واژه های کلیدی: شی شدگی، مسکن، انعطاف پذیری، بومی گرایی، فرهنگ، مسکن اجتماعی.

۱

مقدمه و بیان مساله:

» واالله جعل لکم من بیوتکم سکنا «… »وخدا برای سکونت شما منزل هایتان را محل آرامشتان قرار داد «… (قرآن کریم، سوره نحل آیه (۸۰

صاحبنظران تعاریف گوناگونی از مسکن ارائه داده اند، در این میان تعریف راپاپورت ابعاد متنوع تری از مسکن را به تصویر می کشد. راپاپورت خانه را در وهله اول نوعی نهاد می داند و نه سازه؛ راپاپورت در ابتدا تنوع در ساخت مسکن را مربوط به اقلیم دانسته و سپس بحث فرهنگ را پیش می کشد. او معتقد است ازآنجا که احداث خانه پدیده ای فرهنگی است، شکل و سازمان فضایی آن به شدت تحت تأثیر فرهنگی است که بدان تعلق دارد و در این باره مهاجرانی را مثال می زند که شیوه خانهسازی فرهنگ خود را به مکان جدید برده و حتی علیرغم تضادش با اقلیم جدید، همچنان بر حفظ آن تأکید دارند. او معتقد است شکل خانه بیش از آنکه تحت تأثیر اقلیم باشد برگرفته از سنت است و حاصل مجموعهای از عوامل اجتماعی- فرهنگی در وسیعترین شکل آن میباشد. در نتیجه، نیروهای اجتماعی و فرهنگی را نیروهای اولیه یا اصلی و دیگر نیروها را نیروهای ثانویه یا تغییردهنده می خواند.