مقدمه
درست در زماني كه مانيتورهاي CRT ( Cathode Ray Tube) سلطان بي چون و چراي بازار جهاني بود و اكثر كاربران كامپيوتري از اين نوع صفحه نمايش در مصارف مختلف بهره مي‌بردند، مانيتورهاي LCD به آرامي وارد بازار شدند، اين مانيتورها كه در اكثر موارد روي نوت بوكهاي گران قيمت مورد استفاده نصب شدند قرار گرفتند به علت ضعف، مشكلات فراوان و قيمت بالايي كه داشتند چندان مورد توجه كاربران قرار نگرفتند. اما هيچگاه اين موضوع باعث نشد كه سازندگان مانيتور LCD از ساخت محصولات پيشرفته تر چشم پوشي كنند زيرا درست در زماني كه من و شما و بسياري از ما رؤياي خريد يك مانيتور ۱۷ اينچ CRT را در سر مي‌پرورانديم شركتهاي سازنده در فكر ساخت مانيتورهاي LCD پيشرفته تر بودند و دقيقاً نتيجه آن افكار بود كه بتعث شد ما بتوانيم امروزه با پرداخت هزينه¬اي كمتر از خريد يك مانيتور CRT ( نسبت به آن زمان ) از يك مانيتور LCD ( Liquid ctqrystal display) استفاده كنيم.

اكنون كه در اواخر سال ۲۰۰۶ هستيم ديگر مانيتورهايCRT مانند گذشته سلطان بي چون و چراي دنياي نمايشگرها نيستند و جاي خود را كم كم به دوستان جديد خود مي‌دهند تا شايد ما هم بتوانيم در روزگاري كه فضاي موجود هر روز كوچك تر و كوچك تر مي‌شود فضاي بيشتري روي ميز كار خود داشته باشيم تا با خيال آسوده تر به انجام كارهاي خود بپردازيم. بيان اين مطالب مقدمه اي است بر يك مطلب كامل براي خريد مانيتور LCD كه امروزه وجود آن در هر خانه كه در آن كامپيوتر جود دارد به عنوان يك نياز احساس مي‌شود.

LCD چيست؟
در بيان غير فني LCD يا Liquid Crystal Display نوعي صفحه نمايش تخت و نازك است كه به علت استفاده از كريستال مايع در ساختار آن به اين نام معروف شده است. اما از نگاه فني LCD نواعي صفحه نمايش پيشرفته است كه از تعدادي پيكسل رنگي و يا تك رنگ كه در مقابل يك منبع نوري و يا يك جسم بازتابنده قرار دارد تشكيل شده است.

مزاياي مانيتور LCD
1. مانيتورهاي LCD ازوزن و ضخامت كمتري نسبت به مانيتورهاي CRT برخوردارند.
۲٫ اين نوع ما نيتور انرژي كمتري نسبت به مانيتورهاي CRT مصرف مي‌كنند .
۳٫ تصاويري كه توسط مانيتورهاي LCD ارائه مي‌شود از دقت .و شفافيت بيشتري برخوردار است.
۴٫ به علت عدم وجود flicker (لرزش) تصوير مانيتورهاي LCD، استفاده طولاني مدت از آن باعث خستگي كاربر نمي شود.
۵٫ افزايش سلامت كاربر به علت كاهش چشمگير پرتوهاي الكتريكي متصاعد شنونده از اين نوع مانيتور كه به طور مستقيم روي سلامت كاربر تأثير دارد.
۶٫ امكان استفاده در حالت‌هاي مختلف مانند به پهلو، خوابيده و غيره به علت حجم كوچك و قابليت تغييرپذيري بالاي آن، كه امكان به كارگيري اين نوع مانيتور را در شرايط مختلف ميسر مي‌سازد.
۷٫ حالت تخت صفحه نمايش در مانيتورهاي LCD بازتاب نور را در مانيتور به حداقل مي‌رساند.
۸٫ مقياس گذاري و نمايش هندسي مناسب تصوير در نمايش دقيق تر تصاوير تأثير بسزايي دارد.

معايب مانيتورهاي LCD
1. قيمت نسبتا بالاتر در مقايسه با رقيب خود.
۲٫ زمان پاسخ دهي پائين تر نسبت به مانيتور CRT (به طور كلي زمان پاسخ دهي در مانيتورهاي LCD بر حسب ميلي ثانيه تعريف مي‌شود كه اين عامل باعث برتري مانيتورهاي CRT در مصارف حرفه اي مانند اجراي بازيهاي سه بعدي پيچيده مي‌شود.)

۳٫ زاويه ديد محدودتر نسبت به مانيتورCRT به علت استفاده از تكنولوژي تشعشعي براي ايجاد تصوير قادرند به زاويه ديد بالايي نسبت به مانيتورهاي LCD دست يابند.)
۴٫ ضعف نمايش رنگها در مقايسه با مانيتورCRT(مانيتورهاي CRT به طور كلي از دقت رنگ بيشتري نسبت به مانيتورهاي LCDپشتيباني مي‌كند كه اين عامل باعث افزايش دقت اين نوع صفحه نمايش در ارائه رنگ‌ها مي‌شود البته صفحه نمايش شركت‌هاي سازنده مانيتور LCDسعي دارند با تقويت پنل‌هاي LCD خود به دقت رنگ بهتري دست يابند تا ادين مشكل موجود در صفحه نمايش‌هاي LCD را حل كنند).
۵٫ صفحه نمايش حساس و آسيب پذير كه در۰ صورت برخورد ضربه شديد با مشكلات اساسي رو به رو مي‌شود.

تاريخچه كريستال مايع
كريستال مايع اولين بار در سال ۱۸۸۸ توسط يك گياه شناس استراليايي به نام فردريك رينرز كشف شده، اما اين ماده در حدود ۸۰سال بعد يعني در سال ۱۹۸۶ به طور آزمايشي در مانيتورهاي LCD مورد استفاده قرار گرفت و شايد يكي از دلايلي كه بعد از گذشت اين مدت زمان باعث استفاده كريستال در ساختار مانيتور LCD شد خاصيت ويژه‌اي اين ماده بود.
اين ماده در ابتدا به رنگ تيره است و هيچ گونه نوري از آن عبور نمي كند اما در صورتي كه در معرض گرماي نسبي قرار گيرد، به سرعت شفاف مي‌شود كه در اين حالت امكان عبور نور را مي‌دهد، حال اگر دوباره اين ماده سرد شود به ترتيب به رنگ آبي و سپس به كريستال تيره رنگ تبديل مي‌شود كه اين حالت باعث ايجاد وضعيت وضعيت تيره رنگ صفحه نمايش مانيتورهاي LCD مي‌شود. حال شايد اين سوال به وجود آيد كه چرا به اين ماده كريستال مايع گفته مي‌شود؟

به طور كل كريستال از ويژگي‌هايي در حالت مايع و جامد برخوردار است، زيرا در اين ماده مولكول‌ها مانند حالت جامد جهت شان نسبت به يكديگر ثابت است و درست همين ماده ماده مانند مايعات مي‌تواند موقعيت مولكولهاي خود را در جهات مختلف تغيير دهد و اين بدان معناست كه كريستال تركيبي از دو حالت رفتاري مايع و جامد را دارد اما علت آنكه حالت رفتاري اين ماده بيشتر به حالت مايع نزديك تراست به آن كريستال مايع گفته مي‌شود. به طوركلي وقتي كريستال تحت تأثير گرما قرار مي‌گيرد بيشتر رفتاري شبيه يه حالت مايع از خود نشان مي‌دهد و زماني كه تحت تأثير هواي سرد قرار مي‌گيرد رفتاري شبيه حالت جامد را نشان مي‌دهد و زماني كه تحت تأثير هواي سرد و يا گرم استفاده مي‌كنيم با عملكردهاي مختلفي از صفحه نمايش رو به رو خواهيم شد و دقيقاً توجيه اين مسئله كه مانيتورهاي LCD خود را در معرض گرما وسرماي مستقيم قرار ندهيد به اين دليل است.
كريستال مايع چه نقشي در مانيتور LCD ايفا مي‌كند؟

صفحه نمايش LCD از محلول كريستال مايع كه مابين دو قاب شيشه اي قطبي شونده محبوس شده اند به وجود آمده است. در اين دستگاه با برقراري ولتاژ الكتريكي كريستال به حالت مايع در مي‌آيد و امكان عبور نور را از داحل خود مي‌دهد پس در صورتي كه ميزان ولتاژ الكتريكي به طور متغيري به كريستال مايع انتقال يابد در ادين حالت كريستال به كنترل و تغيير طول موج نورهاي قابل عبور مي‌پردازد كه اين تغيير باعث ايجاد رنگهاي مختلفي به وسيله صفحه نمايش مي‌شود.

لايه‌هاي موجود در پنل LCD
1. First Polarizer filter (فيلتر قطبي كننده اوليه):
در اين قسمت پرتوهاي نوري كه از منبع نوري خارج شده اند به صورت قطبي و يكنواخت درمي آيند و آماده ورود به بخش بعدي مي‌شود. اين بخش به علت ساختار خود باعث هدايت پرتوهاي نوري مي‌شود.

۲٫First Transparent electrod(اولين الكترود شفاف):
اين لايه شفاف و مغناطيسي باعث حركت مولكولهاي كريستال مي‌شود كه در اين حالت امكان عبور پرتوهاي نور به وجود مي‌آيد. همچنين اين قسمت به علت طراحي هماهنگي كه با بخش قطبي كننده دارد باعث هدايت پرتوهاي نور خروجي از بخش قطبي كننده مي‌شود.
۳٫Liquid Crystal Layer(لايه كريستال مايع):

اين قسمت كه دربين دو لايه شفاف مغناطيسي (الكترود شفاف) قرار دارد. وظيفه اي انتقال پرتوهاي نور به وجود مي‌آيد. همچنين اين قسمت به علت طراحي هماهنگي كه با بخش قطبي كننده دارد باعث هدايت پرتوهاي نور خروجي از بخش قطبي كننده مي‌شود.
۴٫Transparent electrod Second (الكترود شفاف):

لايه الكترود شفاف ثانويه ابعث ايجاد يك ميدان مغناطيسي بر خلاف ميدان مغناطيسي الكترود شفاف اوليه مي‌شود كوه اين عامل باعث تغيير جهت كريستال مايع مي‌شود. حال شايد اين سوال يه وجود آيدكه الكترود شفاف ثانويه چگونه باعث تغيير مسير كريستال مايع مي‌شود؟ به طور كلي وقتي مولكولهاي كريستال مايع تحت تأثير ميدان مغناطيسي قرار مي‌گيرند به حركت در مي‌آيند اما تا زماني كه اين مولكولهاي كريستال در نزديك الكترود شفاف اوليه هستند مسير آنها تحت تأثير الكترود ثانويه تغيير جهت مي‌دهد(به علت ميدان مغناطيسي متفاوت الكترود ثانويه) و در اين حالت كريستال با يك حركت مارپيچ باعث تغيير مسير نور مي‌شود/

۵٫ Color filter (فيلتر رنگ): پرتوهاي
پرتوهاي نوري كه از الكترود شفاف ثانويه خارج مي‌شوند، وارد بخش فيلتر رنگ مي‌گردند. در اين قسمت پرتوهاي نوري با عبور از فيلترهاي رنگي بر اساس تفكيك رنگ(سه رنگ اصلي آبي، قرمز، سبز) جدا مي‌شوند و از بخش فيلتر رنگ خارج مي‌شوند.
۶٫ Second Polarizer filter (فيلتر قطبي كننده ثانويه):

در مجموع آخرين بخش از ساختار مانيتور LCD فيلتر قطبي ثانويه است. اين قسمت كه در مقابل فيلتر رنگ قرار دارد وظيفه يكنواخت كردن پرتوهايي از فيلتر رنگ خارج مي‌شود را به عهده دارد همچنين علاوه بر اين، بخش فيلتر قطبي كننده ثانويه وظيفه ترتيب پرتوهاي خروجي با يكديگر را دارد كه اين عامل باعث اديجاد تصوير موجود روي صفحه نمايش مي‌شود.
تقسيم بندي مانيتورهاي LCD

Passive matrix شبكه غير فعال
در اين نوع صفحه نمايش مديريت پيكسل‌هاي موجود در هر ستون و رديف توسط يك سوئيچ انجام مي‌پذيرد. اما دليل اصلي كه به اين نوع صفحه نمايش شبكه غير فعال گفته مي‌شود اين است كه پيكسل‌هاي موجود در هر ستون و رديف تا زمان تغيير وضعيت توسط سوئيچ الكتريكي در وضعيت خود باقي ميمانند وتغيير خاصي در آن‌ها ايجاد نمي شود، پس همين علت بهاين نوع صفحه نمايش passive گفته مي‌شود. يكي از نقاط ضعف اين نوع صفحه نمايش محدوديت شركت سازنده در توسعه آن است زيرا براي افزايش صفحاتي كه براساس اين تكنولوژي طراحي مي‌شود بايد تعداد ستون و رديف‌هاي موجود در صفحه نمايش نيز افزايش يابد كه اين عامل امكان افزايش سايز اين نوع صفحه نمايش را با محدوديت روبه رو مي‌كند. همچنين از طرفي به علت آن كه پيكسل‌هاي موجود در يك ستون و يا رديف به وسيله يك سوئيچ الكتريكي كنترل مي‌شود زمان پاسخ دهي و همچنين ميزان كنتراست در اين نوع صفحه نمايش چندان مناسب نخواهد بود كه اين عامل امكان استفاده از اين نوع صفحه نمايش را در ساختار مانيتورهاي LCD امروز كاهش مي‌دهد.

Active matrix شبك فعال
در اين نوع صفحه نمايش هر پيكسل توسط يك ترانزيستور مورد كنترل قرار مي‌گيرد و تمام فعاليت‌هاي هر پيكسل با ترانزيستور مورد نظر خود ارتباط دارد به همين علت اين نوع صفحه نمايش در مقايسه با صفحه نمايش passive matrix از حالت فعال تري برخوردار است كه اين عامل باعث ايجاد تصاوير دقيق و بهتري از صفحه نمايش pm مي‌شود.
همچنين به علت آنكه در ساختار اين نوع صفحه نمايش از ترانزيستورهاي نازك كه در سطح پشتي هر پيكسل قرار دارد استفاده شده است به اين نوع صفحه نمايش TFT نيز گفته مي‌شود.

در اين صفحه نمايش چون هر پيكسل توسط يك ترانزيستور كنترل مي‌شود ديگر محدوديت موجود در حالت PM وجود ندارد و سازندگان مي‌توانند به راحتي صفحه نمايش‌هاي با سايز بزرگ ايجاد كنند. همچنين به علت آنكه در اين نوع صحفه نمايش هر سلول كريستال مانند يك خازن عمل مي‌كند اين نوع صفحه نمايش از شفافيت و همچنين زمان پاسخ دهي مناسب تري نسبت به رقيب خود برخوردار است.
حالتهاي پردازشي در مانيتورهاي LCD
Transmissive LCD

انتقالي پرتورهاي نور به وسيله يك منبع نوري backlight ايجاد مي‌شوند و بعد از عبور از كريستال مايع به چشم كاربر مي‌رسند. اين نوع تكنولوژي اكثرا در مانيتورهاي كامپيوترهاي دسكتاپ، تلويزيون، PDA و گوشي‌هاي موبايل مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در تكنولوژي TLCD به علت شدت تابش بالاي منبع نوري در مانيتور وضوح تصوير در محيط داخل اتاق indoor مناسب است اما در صورتي كه از اين نوع مانيتور در محيط خارج از اتاق استفاده كنيد تصوير ارائه شده آن چنان مناسب نخواهد بود. به طور كلي دليل آنكه در اين نوع مانيتور كيفيت تصوير در خارج از اتاق تفاوت فراواني با حالت داخلي دارد به علت بازتابش پرتوهاي نور محيط به چشم كاربر است زيرا در حالت كلي پرتوهاي نور منبع نوري است كه در مانتيور LCD وجود دارد سپس در زماني كه پرتوهاي نور خورشيد به اين صفحه مي‌تابد، كاربر قادر نخواهد بود پرتوهاي ضعيف منبع نوري موجود در LCD را به خوبي مشاهده كند و به همين دليل تصوير در اين حالت به صورت تيره مشاهده مي‌شود.

اما شايد اين سئوال به وجود آيد كه شركت‌هاي سازنده چه راه حلي براي حل اين مشكل ارائه كرده اند؟
شركت‌هاي سازنده و توسعه دهنده اين تكنولوژي مانند پاناسونيك، Xplore و micro scale براي كاهش اثرگذاري پرتوهاي نور خورشيد بر روي كيفيت تصاوير در اين نوع صفحه نمايش از دو روش اساسي استفاده كرده اند۱- افزايش ميزان روشنايي با تقويت منبع نوري پشتي در مانيتور LCD
2- تغيير در صفحه نمايش به گونه اي كه اين تغيير باعث كاهش چشمگير بازتابش پرتوهاي نور خورشيد به چشم كاربر شود/
Transflective LCD

درمانيتورهاي LCD با ساختار تابشي همانند ساختار انتقالي نور از منبع نور پشتي تامين مي‌شود اما با اين تفاوت كه در اين حالت ما بين كريستال مايع و منبع نور پشتي يك لايه آينه اي نازك وجود دارد. در مجموع بسته به نوع شركت سازنده اي صفحه LCD لايه آينه اي موجود در صفحه نمايش مي‌تواند به صورت نميه نقره اي و يا تمام نقره اي با تعدادي منافذ روي آن باشد. اين حالت در مانيتورهاي LCD باعث مي‌شود كه وقتي از اين نوع مانيتور در محيط خارجي استفاده مي‌كنيم بازتابش پرتوهاي نور به چشم تا حد چشمگيري كاهش يابد كه اين عامل در كيفيت تصوير موثر خواهد بود اما باز هم كيفيت تصوير در مقايسه با حالت داخل اتاق چندان مناسب به نظر نمي رسد زيرا در هنگامي كه كاربر در داخل اتاق به مانيتور خودنگاهي مي‌كند بيشتر اثر گذاري توسط پرتوهاي نوري كه توسطمنبع نوري پشتي به وجود مي‌آيد ايجاد خواهد ديد كه كيفيت تصوير در هر يك از مانيتور كمي با هم تفاوت دارد كه اين مسئله بيشتر به لايه‌هاي آينه اي موجود در اين نوع صفحه نمايش باز مي‌گردد

Reflective lcd
صفحه نمايش با قابليت بازتابشي معمولي در ساعت‌هاي ديجيتالي و ماشين‌هاي حساب به كار مي‌رود. پس حالت REflectve چه مزيتي دارد ؟ در حالت بازتابشي به علت استفاده از دو منبع نوري جلويي مقدار مصرف انرژي به مقدار چشمگيري كاهش يافته است كه اين عامل باعث افزايش عمر باتري دستگاه‌ها مي‌شود كه از اين قابليت پشتيباني كنند.

نكات فني در خريد مانيتور LCD
ویژگی‌های فنی مهمترین عامل در انتخاب صحیح یک مانیتور LCD است اما در این میان به علت وجود فاکتورهای فنی مختلف فنی مهمی که در خرید یک مانیتور LCD روبه رو می شوند، به همین منظور در ادامه با بررسی مسائل فنی مهمی که در خرید یک مانیتور LCD تاثیرگذار است سعی داریم انتخاب صحیح یک مانیتور LCD را برای شما آسان تر کنیم.
نکات فنی که باید در خرید مانیتور به آن توجه کرد.
۱- اندازه صفحه نمایش (SCREEN SIZE)
2- نسبت تصویر (ASPECT)
3- دقت صفحه نمایش (SCREEN RESOLUTION)
4- کنتراست و شدت روشنایی (CONTRAST & BRIGHTNESS)
5- زاویه دید (VIEW ANGLE)
6- زمان پاسخ دهی (RESPONSE TIME)
7- فاصله ما بین نقاط (DOT PITCH)
8- پیکسل سوخته (DEAD PIXEL)

۱٫ انداره صفحه نمايش
حتما تاکنون بارها و بارها اصطلاحاتی مانند ۱۷ اینچ یا ۱۹ اینچ و عبارت‌هایی مشابه آن را شنیده اید این مقادیر که غالبا بر حسب اینچ بیان می شوند نشان دهنده اندازه صفحه نمایش هستند و می توان گفت اولین موردی که هنگام خرید مانیتور ارزیابی می شود اندازه آن است.
صفحه نمایش مانیتور بر اساس فاصله بین بالاترین نقطه سمت راست تا پایین ترین نقطه سمت چپ اندازه گیری می شود و به این ترتیب قطر صحفه بیان کننده اندازه آن است. اگر یک طول و یک عرض صفحه را در نظر بگیرید به همراه این قطر مثلثی قائم الزاویه ساخته خواهد شد که که با تغییر مقدار قطر طول وعرض آن هم تغییرمی کند. برای واضح تر شدن موضوع می توان گفت که یک مانیتور ۴/۱۰ اینچی دارای طول ۳/۸ اینچ و عرض ۲/۶ است و با یکمحاسبه ساده مشخص می شود که این نمایشگر مساحتی در حدود ۵۲ اینچ مربع دارد و یا یک مانیتور ۱۷ اینج ۳/۱۳ اینچ طول ۶/۱۰ اینچ عرض و ۴۱ اینچ مربع مساحت دارد.البته اندازه‌هایی که کارخانه‌های سازنده به عنوان سایز اعلام می کنند مقدار واقعی و قابل دید مانیتور نیست و معمولا محدوده قابل دید ازاین مقدار کوچک تر است. یک مانیتور ۱۷ اینچ تقریبا در حدود ۱۶ اینچ محدوده قابل دید دارد

۲٫ نسبت تصوير
تصاوير درمانيتورها غالبامستطيلي شكل هستند يعني نسبت طول بهعرض در آنها برابر نيست. يكي از راه‌هاي طبقه بندي كردن تصاوير همين مقدار طول به عرض است. اين مقدار با عبارت Aspect Ratio ناميده مي‌شود و انواع گوناگوني دارد. به زبان ساده تر اين نسبت نشان دهنده مقدار كشيدگي تصوير است و هر چه طول بيشتر و عرض كمتر باشد تصوير پهن تر وگسترده تر است. Aspect ratio به صورت عرض طول نشان داده مي‌شود و به عنوان مثال ۴: ۵ يا ۱۰ : ۱۶ هر كدام كشيدگي خاص خود را روي تصوير اعمال مي‌كنند. اين نسبت‌ها اندازه‌هاي واقعي نيستند و تنها ضريبي ازمقادير تصوير هستند نسبت طول به عرض يكي از مواردي است كه وسعت صفحه نمايش را مشخص مي‌كند.

حال كه با اين مفهوم آشنا شديم ميتوانيم نتيجه گيري كنيم كه اندازه قطري يك صفحه لزوما به معناي بزرگ تر بودن تصوير آن نيست و كارخانه‌هاي سازنده به ندرت اين مقدار را مشخص مي‌كنند به عنوان مثال يك مانيتور ۱/۱۴ اينچ با نيست طول به عرض ۳: ۴ در مقايسه با يك مانيتور ۴/۱۵ اينچ با نسبت تصوير ۱۰ : ۱۶ داراي تصوير بلندتري است با وجود اينكه صفحه آن كوچك تر است. نسبت ۳ : ۴ در اكثر مانيتورها رايج است هم چنين نسبت ۹ : ۱۶ هم براي نمايشگرهاي صفحه گسترده معمول است كه امروزه در اكثر فيلم‌ها به كار گرفته مي‌شود. اين نسبت در برنامه‌هايي كه داراي جعبه ابزار و پالت‌هاي فراواني هستند نيز سودمند است.

۳٫ دقت صفحه نمايش
مانیتورهای LCD دقت صفحه نمایش به تعداد پیکسل‌ها در ستون‌ها و ردیف‌هایی که در یک اینچ قرار دارند گفته می شود. به عنوان مثال هنگامی که تصویر با دقت ۱۰۲۴×۷۶۸ ارائه می شود در هر ردیف آن ۱۰۲۴ و در هر ستون آن ۷۶۸ پیسکل قرار دارد. به همین دلیل در مانیتورهای که از یک مقدار ثابت پیکسل استفاده می کنند مانند LCD‌ها و DLP‌ها نیاز به یک موتور مقیاسی (Scaling engine) است تا ورودی‌های تصویر را که ممکن است در دقت‌های مختلفی باشند. به دقت مانیتور تبدیل کند. این موتور از یک پردازنده و حافظه تشکیل شده و وظیفه آن افزایش یا کاهش مقدار ورودی‌ها بر اساس مقدار دقت LCD است. مشکل اصلی این است که موتورها معمولا در هنگام تبدیل تصاویر متحرک کارایی مناسبی ندارند و در این تصاویر بعدهایی که در حالت افقی هستند به شکل دندانه دار دیده می شوند. هر چند که با پیشرفت روزافزون صنایع سازنده این معایب بهبود چشمگیری پیدا کرده اند و نسبت به زمان شروع کار مانیتور LCD بسیار کمتر شده اند.

با توجه به اینکه تصاویر می توانند در هر اندازه ای تولید شوند در مانیتورها که تعداد پیسکل‌های ثابت دارند مشکلاتی بروز می کند واز جمله اینکه موتورهای تبدیل کننده ممکن است به خوبی عمل تبدیل را انجام دهند و پاره ای اشکالات دیگر. به همین دلیل برای نماش و تولید تصاویر استانداردهای خاصی در نظر گرفته شده و تصاویر و مانیتورها با دقت‌های مشخصی ارائه می شوند.
معمول ترین استاندارد در مانیتورها استاندارد XGA با دقت ۱۰۲۴×۷۶۸ است که غالبا از نسبت تصویر ۴:۳ تبعیت می کند بعد از آن استانداردهای SXGA (1280×1024) و UXGA (1600×1200) مقام‌های بعدی تولید را دارند و اگر دقت کرده باشید در قسمت مشخصات مانیتورهای ۱۵ اینچ معمولا عبارت XGA و در مانیتورهای ۱۷ و ۱۹ اینچ معمولا SXGA ذکر می شود.

استانداردهای تصاویر کامپیتوری بسیار مختلف هستند. این استانداردها که شاخص ترین عامل در هر یک از آن‌ها دقت است از ترکیب چند فاکتور مانند دقت، عمق رنگ، نرخ نوسازی تصویر به وجود می آیند. تا چندی پیش اغلب مانیتورها از نسبت تصویر ۴:۳ یا ۵:۴ استفاده می کردند ولی با ورود نمایشگرهای صفحه گسترده نسبت‌هایی مانند ۱۶:۹ و ۱۶:۱۰ نیز به آنها اضافه شد.

برخی از این استانداردها مشخص تراز بقیه هستند و سایر آنها بقیه هستند و سایر آنها را افزوده شدن پیشوندی مانند W,H,U,Q و X از مقادیر اصلی مشتق می شود. پیشوند Q به معنای یک چهارم است که به عنوان مثال QVGA که برای دقت ۳۲۰×۲۴۰ به کار می رود و به مقدار ۴/۱ از VGA کوچکتر است نیمی از آن برای طول و نیم دیگر برای عرض است. البته ممکن است Q در معنای Quad هم باشد به این ترتیب دقت چهاربرابر خواهد شد. پیشوند بعدی W از کلمه Wideاست و استانداردهای که در ابتدای آنها W به کار رفته است برای نمایش صفحه گسترده (Wide Screen) مورد استفاده قرار می گیرند. این اندازه‌ها معمولا با نسبت طول به عرض ۱۰:۱۶ یا ۱۶:۹ نمایش داده می شوند.
H پیشوندی است که معنی ۶ برابر را به اندازه تصویر اضافه می کند مانند WHUXGA U و X نیز در ترکیب با سایر مقادیر به کار می روند و نحوه تاثیر آنها چندان مشخص نیست. برخی از این استانداردها را به صورت کلی مرور می کنیم.

VGA در سال ۱۹۸۷ توسط IBM مطرح شد که در آن زمان نسبت به بقیه کاملا متفاوت بوده ولی امروزه یکی از اصلی ترین استانداردها و مبنائی برای محاسبه دیگر اندازه‌هاست. VGA نشان دهنده دقت ۶۴۰×۴۸۰ با ۱۶ رنگ (۴ بیت در هر پیسکل) است و از نسبت تصویر ۴:۳ تبعیت می کند و همانطور که گفته شد برخی از حالت‌های دیگر با VGA معنی پیدا می کنند. مانند ۳۲۰×۲۰۰ با ۲۵۶ رنگ و ۷۲۰×۴۰۰ برای محیط‌های نوشتاری

SVGA این استاندارد در سال ۱۹۸۹ توسط VESA برای کامپیوترهای IBM طراحی شد و دارای دقت ۸۰۰×۶۰۰ یا نسبت ۴:۳ است.
XGA- یک سال بعد IBM حالت XGA را معرفی کرد که شاید به علت پاره ای مشکلات چندان موفق نبود ولی XGA2 با دقت ۱۰۲۴×۷۶۸ به خوبی ایرادات آن راجبران کرد و با بهبود بازده توانست به یکی از مطرح ترین حالت‌های نمایشگر دست یابد.

SXGA – این استاندارد شاید چندان رسمی نباشد ولی پرکاربرد است. زیرا دقت ۱۲۸۰×۱۰۲۴ به همراه عمق رنگ ۳۲ بیتی آن نظر بسیاری را به خود جلب کرد. نکته قابل توجه در این حالت استفاده از نسبت تصویر نه چندان رایج ۵:۴ و در حالت SXGA تصاویر مقداری پهن تر دیده می شوند. برخی ازسازندگان نیز به آن نام XVGA دادند.این استاندارد با کمی تغییر (۱۲۸۰×۹۶۰) در کامپیوترهای کاری یونیکس به کار گرفته شد.
سال‌های بعد یعنی در سال ۲۰۰۵ دقت‌های سنگین و بزرگی به حالت‌های قبل اضافه شدند و این استانداردهای جدید اغلب دارای پیشوند Q هستند. البته به علت مقدار پیسکل بالا و نیاز به سخت افزارهای قدرتمند هنوز رواج چندانی ندارند و شاید مانیتورهایی که بتوانند از آنها پشتیبانی کنند در حد چند مدل بیشتر نباشد.

QXGA- همان طور که از نام آن بر می آید ۴ برابر بیشتر از XGA است. در ابتدای سال ۲۰۰۵ این اندازه (۲۰۴۸×۱۵۳۶) بیشترین دقت موجود در بین مانیتورهای معمول بازار بود.
WQXGA – این حالت برای مانیتورها و تلویزیون‌های صفحه گسترده استفاده می شود و دقت آن ۲۵۶۰×۱۶۰۰۰ پیکسل است. همان طور که مشخص است این استاندارد نگارش صفحه گسترده QXGA است واز نسبت ۱۶:۱۰ استفاده می کند و به علت دقت بسیار بالای آن مانیتورهای محدودی از این حالت پشتیبانی می کنند که از میان آنها می توان به Apple cinema و Dell 3007 FPW اشاره کرد. نکته جالب اینجاست که شرکت Dell به دلیل اهداف تبلیغاتی عبارت Quad در نام آن را به Quantum تغییر داد. اندازه تصویر با توجه به حجم بالای پیسکل‌ها نسبت به XGA و QXGA و علیرغم نسبت ۱۶:۱۰ پهن تر از حالت‌های دیگر است.

WQUXGA- آخرین استاندارد این گروه است که از صفحه گسترده است و از دقت ۳۸۴۰×۲۴۰۰ پشتیبانی می کند. مانیتورهایی که دارای این استاندارد هستند محدودیت‌های خاصی دارند به عنوان مثال تعداد رابط‌های DVI باید حداقل ۲ عدد باشد تا بتوانند این حجم عظیم داده‌ها را منتقل کند ضمن اینکه با افزایش نرخ نوسازی شاید این تعداد به ۴ هم برسد و تا اواخر تابستان امسال هیچ مانیتوری که بتواند از WQUXGA پشتیبانی کند در خط تولید قرار نداشت.

اکثر این استانداردها توسط Vesa معرفی یا پشتیبانی شده اند. Vesa ائتلاف بین ۹ شرکت بزرگ در زمینه صنایع ویدیویی است که در سال ۱۹۸۰ با سردمداری NEC شکل گرفت. هدف ابتدایی ائتلاف در آغاز فعالیت خود معرفی استاندارد SVGA برای دقت ۸۰۰×۶۰۰ بود وتاکنون استانداردهای دیگری را نیز تحت حمایت خودقرار داده است. با توجه به اینکه این ائتلاف از ترکیب ۹ شرکت بزرگ صنایع الکترونیکی تصویری به وجود آمده است می توان گفت سرنوشت بسیاری از حرکت‌ها در این زمینه به دست Vesa تعیین خواهد شد.
۴٫ كنتراست و شدت زوشنايي

LCD كتراست، تفاوت نور بين دو نقطه سياه و سفيد است و روش اندازه گيري به اين صورت است كه مقدار نور سياه ترين پيكسل و سفيدترين پيكسل با يكديگر مقايسه مي‌شوند. البته كنتراست روي يك نقطه اعمال مي‌شود و افزايش آن لزوما به معناي بهبود كيفيت تصوير نيست زيرا اگر كنتراست را ازمقدار مشخصي بالاتر ببريد خواهيد ديد كه در مشاهده رنگ‌ها و همچنين لبه‌ها اختلاف به وجود مي‌آيد.

در مانيتورهاي LCD نور قطبي شده با عبور از بين فيلترها توانايي خروج را پيدا مي‌كند و در صورتيكه جهت قطبي شدن نور هم جهت با فيلترها نباشد نور در پشت آن متوقف شده و پيكسل به صورت سياه ديده مي‌شود البته به علت وجود پاره اي مشكلات اين پيكسل كاملا سياه نيست و مقداري روشنايي در آن وجود دارد.
روشنايي در مانيتورها با واحد شمع در متر مربع نشان داده مي‌شود البته از واحد ديگري به نام nit نيز استفاده مي‌شود. روشنايي بر اساس مقدار نور سفيد خالص كه مانيتور منتشر مي‌كند اندازه گيري مي‌شود. اغلب LCD‌هاي امروزي مي‌توانند حداقل ۲۵۰ يا بيشتر روشنايي داشته باشند كه كلا براي فعاليت‌هاي روزمره كافي است.

به علت اينكه نور در پشت فيلترها كاملا متوقف نمي شود و همچنين به علت شكست نور در پوشش صفحه نمايش هيچگاه يك پيكسل به طور كامل سياه نمي شود. اين ويژگي هنگامي كه دقت بالا باشد و پيكسل‌هاي اطراف روشن باشند در مقدار سياهي يك پيكسل تاثير بيشتري دارد. حال به اين نكته توجه كنيد كه نسبت كنتراست براي يك پيكسل كاملا خاموش ۱ است در صورتيكه اين مقدار به عللي كه گفته شد واقعا ۱ نيست در نتيجه زماني كه نسبت ۱ : ۸۰۰براي نشان دادن ميزان كنتراست استفاده مي‌شود شايد مقدار واقعي آن نباشد زيرا اگر اين پيكسل تنها ۲ واحد روشنايي داشته باشد ميزان كنتراست به ۱: ۴۰۰ خواهد رسيد. در اكثر مانيتورها كنترل روشنايي با افزايش يا كاهش نور پشت صفحه انجام مي‌شود لامپ‌ها فلورسنتي كه به همين منظور در LCD قرار داده شده اند اين كار را به دو روش انجام مي‌دهند. راه اول با تنظيم تخليه جريان در لامپ صورت مي‌گيرد كه نسبتا سريع تر بوده ومشكل آن ايجاد اندكي نوسان در جريان است در راه دوم از فركانس جريانات مي‌شود كه در آنها تنظيم نور باكمك ماتريس‌هاي صفحه نمايش انجام مي‌شود و تغييرات روشنايي تاثير مستقيمي بر زمان پاسخگويي خواهد داشت.