چکیده

امروزه بکارگیري فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش به دلیل قابلیتهایی که دارد امري اجتنابناپذیر است و مستلزم آن است که معلمان براي استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات آموزش دیده و مهارتهاي لازم را کسب کرده باشند. معلم باید در تعلیم و تربیت و محتواي درس، صلاحیت، شایستگی و مهارت حرفهاي داشته باشد. کلید تلفیق فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و یادگیري، صلاحیتهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات معلم، دانش و مهارت و تجربیات اوست. از جمله صلاحیتهاي مورد نیاز معلمان براي بکارگیري فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش عبارتاند از: دانش و مهارت لازم درباره فرایند طراحی راهبرد تدریس، مواد آموزشی، استفاده از سختافزار، استفاده از نرمافزار، استفاده از فناوريهاي نوین آموزشی در فرایند یادگیري و مشارکت با فراگیرنده، استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات در فرایند تدریس، استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات در فعالیت فراگیرنده. تاکید بر لزوم صلاحیتها و مهارتهاي استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات در کلاس درس به معنی ایجاد مهارتهاي پایدار براي دستیابی به استاندادهاي حرفهاي و تهیه یک الگوي تلفیقی و حمایت شده در جهت ارتقاي فرهنگ یادگیري و ایجاد همگرایی در زمینه آموزش میباشد. صلاحیتها و شایستگی معلمان در استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات در کلاسهاي درس، منجر به طراحی و اجراي فعالیتهاي یادگیري خواهد شد که با درگیر ساختن فراگیران با تکالیف و پروژههاي مرتبط و واقعی، نوعی دادوستد محتوایی در کلاسهاي درس شکل میگیرد که نتیجه آن مشارکت و تعامل معلم با فراگیران خواهد بود و بهبود فرایند یاددهی– یادگیري را به ارمغان خواهد آورد.

واژگان کلیدي: صلاحیت و شایستگی، فناوري اطلاعات و ارتباطات، آموزش

١

١- مقدمه

امروزه فناوري اطلاعات و ارتباطات۱ موجب تحول بنیادین در همه ساحات حیات فردي و اجتماعی بشر شده است. ورود فناوري اطلاعات و ارتباطات به عرصه آموزش و پرورش، تغییرات اساسی ایجاد کرده است. تغییر نقشها، ایجاد مسئولیتهاي جدید و ایجاد تغییرات پیدرپی، همگی از تاثیر حضور این فناوري در نظامهاي آموزشی است(آصفی و همکاران، .(۱۳۸۸ صاحبنظران معتقدند، اصلاح کیفیت آموزش و پرورش در گرو اصلاح اساسی در کیفیت و پایگاه حرفهاي معلمان است. در قرن ۲۱ به آموزش نو و نقش تازهي معلمان نیاز است. بنابرابن ایجاد تغییر در نظام تعلیم و تربیت معلمان آینده، نقش معلم و نیز نوسازي نظام آموزش و پرورش و توجه به تغییرات سریع فناوري و کاربرد آن در فرایند یاددهی و یادگیري از اهمیت بالایی برخوددار است(امامجمعه و ملایی نژاد، .(۱۳۸۹ ایجاد تغییرات متناسب با تحولات در عرصه فناوري اطلاعات و ارتباطات یکی از محورهاي جدي تغییر در قرن بیست و یکم است. دستاندرکاران نظام آموزشی بر این نکته تاکید میورزند که میتوان با بکارگیري ابزارهاي اطلاعاتی روزآمد، قابلیت و شایستگیهاي متناسب با نوآوري را در معلمان به وجود آورد(مهرمحمدي، .(۱۳۸۴ بکارگیري فناوريهاي نوین در فرایند یاددهی و یادگیري، مستلزم آن است که معلمان براي استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات آموزش دیده باشند(زمانی، .(۱۳۸۴

کلید تلفیق فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و یادگیري، صلاحیتهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات معلم و تجربیات اوست. دانش و مهارت معلم در آموزش، سبب تلفیق فناوري اطلاعات و ارتباطات با فرایند یاددهی- یادگیري میشود. بخشی از راهبرد فناوري اطلاعات و ارتباطات و بعضی از چالشهاي بکارگیري فناوري اطلاعات و ارتباطات در فرایند یاددهی و یادگیري، مستقیما به دانش و مهارت و صلاحیت حرفهاي معلم وابسته است. معلم باید در تعلیم و تربیت و محتواي درس، صلاحیت، شایستگی و مهارت حرفهاي داشته باشد. تلاش در جهت بهبود و اصلاح آموزش به وسیله فناوري اطلاعات و ارتباطات نیازمند فهم و درك روشن از نقش معلم در آموزش است . در این راستا، بسیاري از کشورها گامهاي اساسی در زمینه دانش، مهارت و بهبود و توسعه آموزش معلمان برداشتهاند و در این رابطه، نظام آموزش و پرورش کشور هم براي معلمان گامهایی برداشته است که همچنان ادامه دارد(عابدي، .(۱۳۹۰ کاربردهاي جدید فناوري اطلاعات و ارتباطات چون: پست الکترونیکی، اینترنت و ویدیو کنفرانس، امکانات ارتباطی گوناگونی را فراهم آورده است. مراکز آموزشی و پرورشی و در راس آنان معلمان در هزارهي جدید، در حین فعالیت خود با این مهم دست به گریباناند که چگونه خودشان را براي تغییرات و فرصتهاي ایجاد شده توسط فناوري اطلاعات آماده کنند؟(دوائی و همکاران، .(۱۳۹۲

در نظامهاي پیشرفته تعلیم و تربیت، معلم در نقش حرفهاي خود صلاحیت ها و مهارتها و توانایی هایی را باید کسب کند که بتواند علاوه بر تغییر در سطح تلقی و نگرش به آموزش، در میدان عمل باعث تغییر در میزان یادگیري فراگیران نیز باشد. فناوري اطلاعات و ارتباطات به خودي خود نمیتواند موجب افزایش کیفیت آموزش و یادگیري باشد. امکان استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات در حد ساده و ناچیز، بدون هدف منجر به اتلاف وقت دانش آموزان خواهد شد و اینجاست که معلم با کسب صلاحیت و مهارت در این زمینه نه تنها عاملی براي پیشرفت دانشآموزان میشود بلکه سطح یادگیري را نیز افزایش میدهد(جیلیان دل، .(۲۰۱۰

۱ Information & Communication Technology (ICT)

٢

-۲ مفهوم شایستگی و صلاحیتهاي حرفهاي معلمان

صلاحیت و شایستگی حرفهاي معلمان به توانایی وي در برآوردن نیازها و مطالبات حرفهي تدریس به میزان کافی و با استفاده از مجموعهاي یکپارچه از دانش، مهارت و نگرش گفته میشود، به طوري که این مجموعه در عملکرد و بازتاب معلم تجلی پیدا میکند (نیج ولدت۱ و همکاران، .(۲۰۰۵ ملکی (۱۳۸۴) صلاحیت حرفهاي معلمان را مجموعهي شناختها، گرایشها و مهارتهایی میداند که معلم با کسب آنها به پرورش جسمی، عقلی، عاطفی، اجتماعی و معنوي فراگیران کمک میکند و این صلاحیتها را در سه حیطه شناختی، عاطفی و مهارتی طبقهبندي مینماید.

کاستر۲ و همکارانش (۲۰۰۷)، صلاحیتهاي معلمان را به پنج دسته اصلی دانش تخصصی، ارتباطات، سازماندهی، دانش تربیتی و صلاحیتهاي رفتاري تقسیم میکنند. این نوع دستهبندي ها، اغلب در متون مختلف به صورت علمی جمعبندي شده و جامع در قالب سه دسته محتواي دانش موضوعی۳، محتواي دانش تربیتی۴ و محتواي دانش زمینه اي۵ ارایه میشوند.

محتواي دانش موضوعی به مجموعه دانشی گفته میشود که معلمان براي تدریس یک موضوع درسی کسب کردهاند و در کلاس درس ارائه میکنند. این محتوا شامل مجموعه مفاهیم و اصوال آموخته شده در حیطه علوم مختلف، مفاهیم و روابطی که این حیطهها را به هم پیوند می زنند. محتواي دانش تربیتی به مجموعه دانش گفته میشود که در سایه فعالیت هاي آموزشی معلم در ملاس درس کسب شده و یا توسعه مییابد. این محتواي دانشی شامل راهبردها و روشهاي تدریس، سازماندهی و مدیریت کلاس درس، برنامهریزي و اجراي برنامه درسی، توجه به نیازهاي آموزشی همه دانش آموزان با تفکرات واگرا و همگرا، ارزیابی و بکارگیري آموختههاي دانشآموزان قبل و بعد از فعالیتهاي کلاسی و انتقال مفاهیم علمی در قالب بستههاي آموزشی کوچک قابل یادگیري است. دانش زمینهاي یا دانش شخصی به مجموعه دانشی که معلمان در سایه آگاهی و اطلاع از محیط اجتماعی خود کسب کردهاند، گفته میشود. این محتوا شامل اطلاعات عمومی، آشنایی با مشاغل و موقعیتهاي اجتماعی مختلف بوده و سبب میشود تا معلم بتواند فعالیتهاي کلاسی و فرایند یاددهی و یادگیري را به حوادث روزمره و زمینههاي فرهنگی، اجتماعی ارتباط دهد تا به غنیسازي محیط یادگیري و بسط آموخته کمک نماید.