پيشگفتار.
بـزرگترين سرمايه ما مسلمانان قرآن مجيد است معارف ، احكام ، برنامه زندگى ، سياست اسلامى ، راه به سوى قرب خدا، همه و همه را در اين كتاب بزرگ آسمانى مى يابيم .
بنابراين ، وظيفه هر مسلمان اين است كه با اين كتاب بزرگ دينى خود روزبه روز آشناتر شود اين از يكسو.از سـوى ديـگر آوازه اسلام كه بر اثر بيدارى مسلمين در عصرما، و بخصوص بعد از انقلاب

اسلامى در سـراسـر جهان پيچيده است ، حس كنجكاوى مردم غيرمسلمان جهان را براى آشنايى بيشتر به اين كتاب آسمانى برانگيخته است ، به همين دليل در حال حاضر از همه جا تقاضاى ترجمه و تفسير قرآن به زبانهاى زنده دنيا مى رسد، هر چند متاسفانه جوابگويى كافى براى اين تقاضاها نيست ، ولى به هرحال بايد تلاش كرد و خود را آماده براى پاسخگويى به اين تقاضاهاى مطلوب كنيم .
خـوشـبـختانه حضور قرآن

در زندگى مسلمانان جهان و بخصوص در محيطكشور ما روز به روز افزايش پيدا مى كند، قاريان بزرگ ، حافظان ارجمند، مفسران آگاه در جامعه امروز ما بحمداللّه كم نـيـسـتـنـد .

تعريف قرآن .
در فـرهـنـگ اسلام و تشيع قرآن را همواره با صفت كريم به صورت قرآن كريم ( اهل سنت ( با صفت مجيد ، به صورت قرآن مجيد ( اهل تشيع ( مى نامند و اين دو صفت منشا قرآنى دارد. از قرآن مجيد دوگونه تعريف مى توان به دست داد. نـخـسـت تـعريف ساده و عرفى كه قرآن را كتاب

مقدس و آسمانى اسلام و وحى الهى بر حضرت محمد (ص ( مى داند. دوم تـعريف علمى كه قرآن را وحى نامه اعجازآميز الهى مى داند كه به زبان عربى ، به عين الفاظ توسط فرشته امين وحى ، جبرئيل ، از جانب خداوند و از لوح محفوظ ، بر قلب و زبان پيامبر اسلام (ص ( هـم اجمالا يكباره و هم تفصيلا در مدت بيست و سه سال نازل شده و حضرت (ص ( آن را بر گـروهـى از اصـحـاب خـود خوانده و كاتبان وحى ( از ميان اصحاب ( آن را با نظارت مستقيم و مـسـتـمر حضرت (ع ( نوشته اند و حافظان بسيار ، هم از ميان اصحاب ، آن را حفظ و به تواتر نقل كـرده انـد و در

عـصـر پـيامبر (ص ( هم مكتوب بوده ولى مدون نبوده است ، و در عصر عثمان با نظارت او طى چند سال ، منتهى به حدود سال ۲۸ هجرى ، مدون بين الدفتين ،از سوره فاتحه تا ناس ، در ۱۱۴ سوره ، مى گردد. و متن آن مقدس و متواتر و قطعى الصدور است و تلاوت آن مستحب مؤكد است . ايـمـان بـه قـرآن مـجـيد به توصيفى كه گفته شد و نيز معجزه الهى و سند نبوت دانستن آن و مـحـفوظ بودنش از خطا و هرگونه افزود و كاست ( تحريف ( ، از ضروريات اسلام و مذهب تشيع است . قـرآن به زبان عربى بسيار شيوايى كه مايه اعجاب فصحاى عرب ( و بعدها اقوام ديگر ( گرديده و در تـاريـخ زبـان عـربى ، سابقه و همانندى نداشته ، در طى مدت بيست و سه سال ، يعنى سراسر زمـانـى كـه حـضـرت رسـول (ص ( به وظيفه رسالت و ابلاغ پيام الهى و دعوت به

اسلام اشتغال داشـتـه انـد ، بـه صورت بخش بخش ( منجما يا نجوما ( بر حضرت رسول (ص ( وحى شده است و چنانچه اشاره شد حافظان ، حفظش كرده و كاتبان با نوشت افزارهاى بسيار ابتدايى ، با خطى كه هـنـوز نـقـطـه و نـشان و علائم اعراب نداشته است ، و كوفى نام داشته است ، در چندين نسخه بازنويس شده است

صلح وآشتي درقرآن
درقرآن واژههاي :
صلح (نساء(۱۲۸اصلاح(انفاق۱(تاليف قلوب (آل عمران۱۰۳ (توفيق(نساء۳۵(سلم(بقره۲۰۸(بكار رفته كه نشان دهنده توجه اسلام به صلح و صفاء و زند گي مسالمت آميز و شيرين است.
صلح جهانى تنها در سايه ايمان !.

بـعـد از اشـاره به دو گروه (گروه مؤمنان بسيار خالص و منافقان مفسد( درآيات گذشته ، همه مؤمنان را در اين آيه مخاطب ساخته مى فرمايد: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد، همگى در صلح و آشتى در آييد(( (ي ايها الذين آمنوا ادخلوافى السلم كافة (.
از مفهوم اين آيه چنين استفاده مى شود كه صلح و آرامش تنها در پرتو ايمان امكان پذير است اصولا در مقابل عوامل پراكندگى (زبان و نژاد و ( يك حلقه محكم اتصال در ميان قلوب بشر لازم است ، اين حلقه اتصال تنها ايمان به خدااست كه مافوق اين اختلافات است .

سـپـس مـى افزايد: ((از گامهاى شيطان پيروى نكنيد كه او دشمن آشكار شمااست (( (ولا تتبعوا خطوات الشيطان انه لكم عدو مبين (.
در ايـنجا نيز اين حقيقت تكرار شده كه انحراف از صلح و عدالت و تسليم شدن در برابر انگيزه هاى دشـمـنى و عداوت و جنگ و خونريزى از مراحل ساده وكوچك شروع مى شود، و به مراحل حاد و خطرناك منتهى مى گردد.
جـمله انه لكم عدو مبين متضمن استدلال زنده و روشنى است ، مى گويددشمنى شيطان با شما چـيـزى مـخـفـى و پوشيده نيست ، او از آغاز آفرينش آدم براى دشمنى با او كمر بست ، با اين حال چگونه تسليم وسوسه هاى او مى شويد!.
(آيـه ۲۰۹(ـ در ايـن آيـه بـه هـمـه مـؤمنان هشدار مى دهد كه ((اگر بعد از (اين همه ( نشانه ها و برنامه هاى روشن كه به سراغ شما آمده لغزش كنيد و تسليم وسوسه هاى شيطان شويد و گامى بر خلاف صلح و سلام برداريد بدانيد (از پنجه عدالت خداوند فرار نتوانيد كرد( چرا كه خداوند توانا و شكست ناپذير و حكيم است (( (فان زللتم من بعد ما جتكم البينات فاعلموا ان اللّه عزيز حكيم (.

برنامه روشن ، راه روشن و مقصد هم معلوم است با اين حال جايى براى لغزش و قبول وسوسه هاى شـيـطانى نيست ! اگر منحرف شويد قطعا مقصر خودشماييد و بدانيد خداوند قادر حكيم شما را مجازات عادلانه خواهد كرد.
(آيـه ۲۱۰(ـ اين آيه گرچه از آيات پيچيده قرآن بنظر مى رسد لكن دقت روى تعبيرات آن ابهام را بـرطـرف مى سازد، در اينجا روى سخن به پيامبر(ص ( است ،مى فرمايد: ((آيا آنها انتظار دارند كه خداوند و فرشتگان در سايه هاى ابرها به سوى آنها بيايند(( و دلايل ديگرى در اختيارشان بگذارند با ايـن كه چنين چيزى محال است و به فرض كه محال نباشد چه ضرورتى دارد (هل ينظرون الا ان

ياتيهم اللّه فى ظلل من الغمام والملائكة ( (( در حالى كه كار پايان گرفته است (( (وقضى الا مر(.
در ايـن كـه مـنظور از پايان گرفتن كار چيست ؟ آنچه به نظر مى رسد اين است كه اشاره به نزول عذاب الهى به كافران لجوج باشد زيرا ظاهر آيه مربوط به اين جهان است .
و در پايان آيه مى فرمايد: ((و همه كارها به سوى خدا باز مى گردد(( (والى اللّه ترجع الا مور(.
امـور مـربـوط بـه ارسـال پـيامبران ونزول كتابهاى آسمانى وتبيين حقايق بازگشت به او مى كند همان گونه كه امر حساب و مجازات و كيفر و پاداش به او باز مى گرددرؤيت خداوند.

بى شك مشاهده حسى تنها در مورد اجسامى صورت مى گيرد كه داراى رنگ و مكان و محل است بـنـابراين ، در مورد ذات خداوند كه مافوق زمان و مكان است معنى ندارد ذات پاك او نه در دنيا با اين چشم ديده مى شود و نه در آخرت دلايل عقلى اين مساله به قدرى روشن است كه ما را بى نياز از شرح و بسط مى كند.

الـبـته مشاهده خداوند با چشم دل هم در اين جهان ممكن است و هم درجهان ديگر و مسلما در قيامت كه ذات پاك او ظهور و بروز قوى ترى دارد اين مشاهده قوى تر خواهد بود.
(آيه ۲۱۱(ـ اين آيه در حقيقت ، يكى از مصاديق آيات گذشته است ، چرا كه درآيات گذشته سخن از مؤمنان و كافران و منافقان بود، كافرانى كه بر اثر لجاجت ،آيات و دلايل روشن را ناديده گرفته بـه بهانه جويى مى پرداختند، و بنى اسرائيل يكى از مصاديق واضح اين معنى هستند مى فرمايد: ((از بـنى اسرائيل بپرس ، چه نشانه هاى روشنى به آنها داديم ؟(( ولى آنها اين نشانه هاى روشن را ناديده گرفتند، و نعمتهاى الهى را در راه غلط صرف كردند (سل بنى اسرائيل كم آتيناهم من آية بينة (.

سـپـس مـى افـزايـد: ((كـسـى كـه نـعمت خدا را بعد از آن كه به سراغ او آمد تبديل كند (و از آن سـؤاسـتفاده نمايد، گرفتار عذاب شديد الهى خواهد شد( زيرا خداوندشديدالعقاب است (( (ومن يبدل نعمة اللّه من بعد ما جائته فان اللّه شديدالعقاب (.
منظور از تبديل نعمت اين است كه انسان امكانات و منابع مادى و معنوى راكه در اختيار دارد، در مـسـيـرهـاى انـحـرافى و گناه به كار گيرد، مساله تبديل نعمت ،وسرنوشت دردناك ناشى ازآنبه بنى اسرائيل نيست ، هم اكنون دنياى صنعتى گرفتار اين بدبختى بزرگ است زيرا با اين كه خـداونـد مـواهب و نعمتها و امكاناتى دراختيار انسان امروز قرار داده كه در هيچ دورانى از تاريخ سـابـقه نداشته ، ولى بخاطردورى از تعليمات الهى پيامبران گرفتار تبديل نعمت شده و آنها را به صـورت وحشتناكى در راه فنا و نيستى خود به كار گرفته و از آن مخربترين سلاحها، براى ويرانى جهان ساخته و يا از قدرت مادى خويش براى توسعه ظلم و استعمار واستثمار بهره گرفته و دنيا را به جايگاهى ناامن از هر نظر مبدل كرده است .

آيـه ۲۱۲ـ شـان نـزول : ابن عباس مفسر معروف مى گويد: اين آيه در باره اقليت اشرافى و رؤساى قريش نازل شد كه زندگى بسيار مرفهى داشتند، و جمعى ازمؤمنان ثابت قدم كه از نظر زندگى مادى فقير و تهيدست بودند را به باد استهزامى گرفتند و مى گفتند: اگر پيامبر(ص ( شخصيتى داشـت و از طـرف خـدا بـود، اشـراف بـزرگـان از او پـيروى مى كردند، آيه نازل شد و به سخنان بى اساس آنها پاسخ داد.
تفسير: شان نزول اين آيه مانع از آن نيست كه يك قاعده كلى و عمومى از آن استفاده كرده يا آن را مـكـمل آيه پيشين در باره يهود بدانيم آيه مى گويد: ((زندگى دنيابراى كافران زينت داده شده است (( (زين للذين كفروا الحيوة الدنيا(.

لـذا از بـاده غـرور سـرمـست شده ((و افراد با ايمان را كه احيانا دستشان تهى است به باد مسخره مى گيرند(( (ويسخرون من الذين آمنوا(.
ايـن در حالى است كه ((اين افراد با ايمان و تقوا در قيامت برتر از آنها هستند((آنها در اعلى عليين بهشتند و اينها در دركات جهنم (والذين اتقوا فوقهم يوم القيمة (.

زيـرا در آن جهان مقامات معنوى صورت عينى به خود مى گيرد و مؤمنان دردرجات بالايى قرار خـواهـنـد گـرفـت ، آنـهـا گويى بر فراز آسمانها سير مى كنند در حالى كه اينها در اعماق زمين مـى رونـد و ايـن جـاى تعجب نيست ((زيرا خداوند هر كس رابخواهد بى حساب روزى مى دهد(( (واللّه يرزق من يشا بغير حساب (.
ايـنـهـا در حـقـيـقـت بـشـارت و آرامشى است براى مؤمنان فقير و هشدار وتهديدى است براى ثروتمندان مغرور و بى ايمان .
بى حساب بودن روزى خداوند نسبت به افراد با ايمان اشاره به اين است كه هرگز پاداشها و مواهب الـهـى بـه اندازه اعمال ما نيست بلكه مطابق كرم و لطف اواست و مى دانيم لطف و كرمش حد و حدودى ندارد.

(آيه ۲۱۳(ـ بعد از بيان حال مؤمنان و منافقان و كفار در آيات پيشين ، در اين آيه به سراغ يك بحث اصولى و كلى و جامع در مورد پيدايش دين و مذهب واهداف و مراحل مختلف آن مى رود نخست مى فرمايد: ((انسانها (در آغاز( همه امت واحدى بودند(( (كان الناس امة واحدة (.
و در آن روز تـضـادى در مـيـان آنـهـا وجـود نداشت ، زندگى بشر و اجتماع اوساده بود، فطرتها دسـت نخورده ، و انگيزه هاى هوى و هوس و اختلاف و كشمكش در ميان آنها ناچيز بود (اين مرحله اول زنـدگـى انـسانها بود( سپس زندگى انسانهاشكل اجتماعى به خود گرفت زيرا انسان براى تـكـامـل آفـريـده شده و تكامل او تنهادر دل اجتماع تامين مى گردد (و اين مرحله دوم زندگى

انسانها بود( ولى به هنگام ظهور اجتماع ، اختلافها و تضادها به وجود آمد چه از نظر ايمان و عقيده ، و چـه ازنظر عمل و تعيين حق و حقوق هر كس و هر گروه در اجتماع ، و اينجا بشر تشنه قوانين و تـعـليمات انبيا و هدايتهاى آنها مى گردد تا به اختلافات او در جنبه هاى مختلف پايان دهد (و اين مـرحـله سوم بود( در اينجا ((خداوند پيامبران را برانگيخت تا مردم را بشارت دهند و انذار كنند(( (فبعث اللّه النبيين مبشرين ومنذرين ( و اين مرحله چهارم بود.