۱-۲- بررسي پيشينه پژوهش :
۱-۱-۲- تاريخچه سفر و جهانگردي در جهان
تاريخچه جهانگردي و تفسيرهاي جامعه شناسي در مورد تغيير نيازهاي مسافران در دوره هاي مختلف يكي از مطمئن ترين منابع شناخت انگيزه هاي مسافرت در اعصار گوناگون است. به منظور درك محيط نوين جهانگردي و درك مسئله ها و چالش هايي كه پيش روي دست اندركاران اين صنعت قرار دارد مروري گذار بر روند تاريخي اين صنعت از اهميت خاصي برخوردار است .

عهد باستان :
مردم متعلق به تمدنهاي ماقبل تاريخ با اين انگيزه مسافرت ميكردند كه بتوانند غذا به دست آورنده ، از خطر دوري جويند يا به مناطقي كه داراي آب و هواي مساعدتري نقل مكان كنند . با افزايش مهارت و كسب فنون ، نياز انسان به زندگي بدوي و خانه بدوشي كاهش يافت و در دوره هاي بعد انسان با انگيزه تجارت و تهاتر كالا مسافرت ميكرد . درحاليكه امپراتوري هاي عهدباستان در قاره هاي آفريقا ، آسيا و خاورميانه رشد ميكردند ، ساختار زيربنايي ايجاب ميكرد كه جاده سازي شود و راههاي آبي بوجود آيد و براي ساده تر شدن مسافرت و سايل نقليه تهيه گردد. آغاز مسافرت هاي رسمي و دولت خود نتيجه مستقيم اقدامات حكام مناطق مختلف بود كه نمايندگان خود را به مكانهاي دوردست اعزام مينمودند تا جنگلهاي قبيله اي را اداره كنند و از شهروندان ماليات بگيرند .

در دوره هاي حكومت خانواده هاي سلطنتي در مصر مسافرت بيشتر با قصد تجارت و تفريح انجام ميگرفت و اينگونه مسافرت ها رونق زيادي يافت . در آن زمان دولتها اقدام به جاده سازي كردند و در نقاط مختلف علامتهايي نصب گرديد كه نشان دهنده فاصله نقاط بود . يونانيان باستان در امر پيشبرد و توسعه مسافرت و جهانگردي در دو زمينه خاص فعاليتهاي چشمگيري كردند . نخست با ضرب سكه و جايگزين كردن آن به جاي كالا مشكل مسافران را در امر حمل كالا براي انجام معاملات حل كردند و دوم زبان يوناني در سراسر حوزه مديترانه رواج يافت و ارتباطات به صورت راحت تري برقرار ميشود . فردي به نام پوسانياس كه اهل يونان بود درسال ۱۷۰ ميلادي كتابي به نام راهنماي يونان منتشركرد كه اين كتاب مشتمل بر ۱۰ جلد بود و مسافران را راهنمايي ميكرد .

امپراطور روم زماني كه به اوج خود رسيد مقامات دولتي و طبقه حاكم روزهاي صلح و آرامش را در تفريح بسر ميبردند و كساني كه از امپراطوري روم باستان به خارج ميرفتند به خريد كالا علاقه نشان ميدادند. مسئله پنهان كردن كالاهاي گمركي در آن زمان رواج يافت زيرا ۲۵% واردات به عنوان عوارض گمركي ضبط ميگرديد .
تمدنهاي آسيايي هم تاريخ بلند بالايي از سياحت دارند كه نمونه هاي بارز آن وجود تفريحگاههايي در مناطق خوش آب و هواي چين و ژاپن در مناطق تابستاني ميباشد .

قرون وسطي :
سده پنجم تا چهاردهم ميلادي را قرون وسطي مينامند . در اين دوره مسافرت و تجارت رونق خود را از دست داد زيرا جاده ها تقريبا از بين رفته و شرايط مسافرت بسيار مشكل و حتي خطرناك شده بودم . در سده چهاردهم مسافرت به قصد زيارت به صورت يك پديده انبوه درآمده بود و مسيحيان به بيت المقدس و روم مسافرت ميكردند. مسئول كاروان در ازاي مبلغ مشخصي كه دريافت ميكرد همه هزينه هاي مربطو به رفت و برگشت را ميپرداخت : كارت عبور ، غذا ، خوابگاه و استراحتگاه حيوان . براي حمل مسافران و رهايي از ديوان سالاري اين اشخاص رشوه پرداخت ميكردند . از مشهورترين جهانگردان ميتوان به ماركوپولو و سرجان مندويل اشاره كرد.(۱)

رنسانس :
از سده چهارده تا هفده بيشتر مسافرتها با هدف كسب دانش و تجربه آموزي انجام ميشد . اروپاييان در قرن ۱۵ و ۱۶ ميلادي به اكتشاف دريايي مهمي دست يافتند و پس از عبور از مغرب و جنوب آفريقا سرانجام به جنوب شرقي آسيا راه يافتند . در انگلستان ملكه اليزابت اول براي تربيت نمايندگان خارجي براي گروهي از اشراف گذرنامه صادر ميگرد و اين افراد براي كسب دانش و تجربه هاي جديد معمولا به چين مسافرت ميكردند . نجبا و اشراف زادگان فرانسوي نيز براي تكميل تحصيلات و كسب تجربه اقدم به مسافرت ميكردند و آنها را توريست ميخواندند .(۲)

انقلاب صنعتي :
انقلاب صنعتي كه از سال ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ ادامه يافت پايه و اساس گردش هاي دسته جمعي را بوجود آورد . در اين دوره كارگران ساده كشاورزي كه در مناطق روستايي وجود داشتند رهسپار شهرها و كارخانه هاي توليدي شدند وهمين مسئله باعث تغييرات ژرف اقتصادي و اجتماعي شد . بروز انقلاب در امرحمل ونقل ابتدا در راههاي آهن و كشتي هاي نجار اتفاق افتاد وسپس با ساخت اتومبيل ادامه يافت و در نهايت باعث استفاده جهانگردان از هواپيما و مسافرت بقاط دوردست دنيا شد . اين تحولات منجر به پيدايش اولين تشكيلات سازمان يافته جهانگردي شد . تدوين قوانين و مقررات در زمينه حق مرخصي براي كارمندان و از طرف ديگر بالارفتن سطح زندگي مردم وعلاقه مندي به بهبود وضع زندگي و كنجكاوي نسبت به وضع زندگي و پيشرفت ساير ملل كممك شاياني به توسعه جهانگردي نمود .

جهانگردي انبوه پيامد منطقي تغييرات كليدي اجتماعي ، اقتصادي ، سياسي و تكنولوژيكي پس از جنگ جهاني دوم بود . مسافرت باجت در سال ۱۹۵۸ نقطه عطف سفرهاي انبوه به شمار ميرود . جهانگردي انبوه تا اواسط سالهاي ۱۹۷۰ موضوع روز بود و از آن پس به تدريج جهانگردي نوين جايگزين آن شد . بايد اذعان كرد كه جهانگردي انبوه يكباره ناپديد نميشود و يا جهانگردي نوين كاملا جايگزين نميشود ، معهذا نرخ رشد جهانگردي نوين از اين زمان از جهانگردي قديم پيشي ميگيرد .
۲-۱-۲- تاريخچه سفر و جهانگردي در ايران :

سفر و جهانگردي در ايران باستان :
هرچند كه گذشت زمان و هجوم اقوام بيگانه به ايران موجب از بين رفتن منابع غني تمدن كهن پارسي گرديده ليكن از لابلاي اوراق به جا مانده و گفته هاي اقوام همسايه اينطور استنباط ميشود كه ايرانيان مردماني بوده اند شادزيست ، آزاده ، متمدن و اهل دانش اندوزي و تبادل فرهنگي در دوران ايران باستان انديشه هاي ايراني در سراسرگيتي پراكنده بود و اين عامل خود نشاني از سيروسفر دارد . در اوستا كتاب ديني ايرانيان باستان ، ننواختن و موجبات آسايش فراهم نكردن براي مسافران جزو گناهان كبيره به شمار مي آمده است . آيينها و آدابي كه از ايرانيان باستان به جا مانده نيز نمايشگر آن است كه اين قوم مردماني اهل سيروسفر و گشت و گذار بوده اند كه آيين سيزده نوروز از آن جمله است .

سفر وجهانگردي در دوران هخامنشي :
پس از انقراض دولت ما دو برقراري حكومت هخامنشي تشكيلاتي براي امر سفر فراهم شد كه ميتوان به موارد زير اشاره كرد :
۱- ايجاد پل برروي رودخانه ها براي اولين بار به دستور كوروش .
۲-ساختن بناهاي عال المنفعه مانند كاروانسرا ، راهنمايي ، آب انبار و …
۳- احداث شاه راهها توسط داريوش .
۴- تأسيس «ديوان بريد» كه وظيفه آن نگهداري شاه راهها و چاپارخانه درميان راهها و گماردن مأموران ويژه در مسير راهها بود.
سفر وجهانگردي در دوران اسكندر :

غلبه اسكندر درسال ۳۳۱ پيش از ميلاد بر ايران به كلي احوال فرهنگ و تمدن ايران را دگرگون ساخت و تمدن و زبان يوناني در ايران وسعت گرفت و به دنبال آن ورود خارجيان به ايران سرعت بيشتري يافت . از كارهاي اسكندر در اين دوره ميتوان احداث هفتاد شهر در سرزمينهاي مفتوح ايران و افزايش سرعت ارتباطات و حمل و نقل از طريق وسيع تر كردن جاده ها نام برد .
سفر و جهانگردي در دوره اشكاني و ساساني :
۲۵۰ سال پيش از ميلاد دولت اشكاني بنيان گذاشته شد . پادشاهان اشكاني به تناسب تغيير فصل در شهرهاي مختلف ايران گردش ميكردند وبراي بهبود وضع راهها اهتمام فراوان داشتند از جمله تسهيلات سفر در اين دوره ميتوان به موارد زير اشاره كرد :
۱- احداث راه ابريشم كه از مهمترين شاهراههاي بازرگاني دنياي قديم است .
۲- اخذ عوارض از كالاهاي مختلف .

۳- امنيت جاده ها و تأمين آسايش كاروانهاي تجاري و نظارت در كارهاي تجاري و اقتصادي .
۴- تدوين و نثبيت جزئيات مربوط به مسيرهاي مسافرتي ازنظر جغرافيايي ، اقتصادي و …
سفر و جهانگردي در دوران اسلامي :
بعد از غلبه اعراب ، تجارت رونق خود را از دست داد و به دليل اغتشاشات داخلي فرصت آباداني و راهسازي نبود ولي بعدز از طي بحرانها آل بويه ، آل زياد و غزنويان به مرمت جاده ها و احداث و تعميركاروانسراهه همت گماشتند بطوريكه در آن زمان سيروسياحت در سرزمينهاي اسلامي و به خصوص ايران بسيار آسان بود و نظير آن در آن زمان درهيچ جاي ديگر دنيا مسير نبود .
سفر و جهانگردي در دوران مغول :
درسال ۶۱۶ هجري قمري قوم مغول به ايران يورش آورد و شهرهاي آباد ايران از بين رفت . مغولها در حملات و تعقيب فتوحات خود به اروپاي شرقي هم يورش بردند . اين دوره را بايد نقطه عطقي در روابط شرق و غرب به حساب آورد كه باعث شد قطب تمدن دنيا پس از دوران طولاني به غرب متصل شود .

سفر و جهانگردي در دوران صفوي :
عصر صفوي دوران طلايي جهانگردي در ايران بود . در اين دوره انگليسيها درصدد برآمدند كه با ايران روابط تجاري برقراركنند . امنيت راههاي ارتباطي و تأسيسات اقامتي متعدد و مناسب از جمله دلايلي بود ه باعث شد شمار زيادي از افراد به ايران سفر كنند .

سفر و جهانگردي پس از صفويه :
در دوره قاجار روابط سياسي گسترش يافت و از طرفي راهها و جاده هاي بسياري احداث شد و عصر اتومبيل آغاز گشت كه با ورود آن به ايران سيروسياحت افزايش يافت . به دنبال آن خطوط راه آهن و هوايي در ايران احداث شد كه در بهبود وپيشرفت اقتصادي و جهانگردي كشور مؤثر شد . تا قبل از جنگ جهاني دوم جهانگردي در ايران به صورت رسمي و برنامه ريزي شده نبود ولي با ايجاد راههاي ارتباطي بويژه راههاي زميني ايران به صورت يكي از ممالك پذيرايي جهانگردان خارجي درآمد . از اينرو در وزارت كشور شورايي به نام شوراي عالي جهانگردي بوجود آمد كه تا سال ۱۳۴۲ به امور جهانگردي ميپرداخت و به دنبال آن سازمان جلب سياحان وابسته به نخست وزيري تأسيس شد .

سازمان جلب سياحان از همان ابتداي تأسيس يك واحد آماري به منظور مطالعه خصوصيات جامعه جهانگردان خارجي و بازارهاي جهانگردي تشكيل داد و اين واحد با اجراي چند طرح آماري توانست بسياري از خصوصيات آنها را مورد سنجش قرار دهد و آمارهاي لازم را تحصيل نمايد . در سال ۱۳۵۳ سازمان جلب سياحان با وزارت اطلاعات ادغام گرديد و پس از انقلاب اسلامي وزارت اطلاعات و جهانگردي با تغييرات بنيادي به وزارت ارشاد ملي و سپس به وزارت ارشاد اسلامي و سرانجام به فرهنگ و ارشاد اسلامي تغيير يافت . به موازات اين تغييرات اداري امكانات پذيرايي از جهانگردان نيز به سرعت افزايش يافت . درسال ۱۳۴۱ تعداد جهانگردان خارجي به ايران معادل ۷۴ هزارنفر بود و درسال ۱۳۵۶ به ۶۷۸ هزارنفر رسيد . در سالهاي بعدي نيز غير از سالهاي ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۶ به دليل وقوع جنگ تحميلي ، در بقيه سالها با رشد تعداد جهانگردان مواجه بوديم .

جدول ۱-۲: آمار ورودي جهانگردان خارجي به ايران طي سالهاي ۱۳۴۸ تا ۱۳۷۸٫
سال تعداد ورودي تغييرات نسبت به سال قبل
ميزان تغييرات درصد تغييرات
۱۳۴۸ ۲۴۱۱۹۸
۱۳۴۹ ۳۲۲۶۲۲ ۸۱۴۲۴ ۸/۳۳
۱۳۵۰ ۳۵۰۱۳۵ ۲۷۵۱۳ ۵/۸
۱۳۵۱ ۴۱۱۵۰۶ ۶۱۳۷۱ ۵/۱۷
۱۳۵۲ ۳۶۰۵۱۴ ۵۰۹۹۲- ۴/۱۲-
۱۳۵۳ ۴۱۲۷۰۴ ۵۲۱۸۸ ۵/۱۴
۱۳۵۴ ۵۸۸۷۶۸ ۱۷۶۰۶۶ ۷/۴۲
۱۳۵۵ ۶۵۷۹۳۰ ۶۹۱۶۲ ۷/۱۱
۱۳۵۶ ۶۷۸۱۵۷ ۲۰۲۲۷ ۱/۳
۱۳۵۷ ۵۰۲۲۷۸ ۱۷۵۸۷۹- ۲۵۹-
۱۳۵۸ ۱۴۷۵۳۲ ۳۵۴۷۴۶- ۶/۷۰-
۱۳۵۹ ۱۵۳۶۱۲ ۶۰۶۸۰ ¼
۱۳۶۰ ۱۶۷۴۷۳ ۱۳۸۶۱ ۹
۱۳۶۱ ۶۸۵۹۵ ۹۸۷۸۷- ۵۹-
۱۳۶۲ ۱۰۷۴۷۲ ۳۸۸۷۷ ۷/۵۶
۱۳۶۳ ۱۳۱۳۰۸ ۲۳۸۳۶ ۲/۲۲
۱۳۶۴ ۸۹۴۲۵ ۴۱۸۸۳- ۹/۳۱-
۱۳۶۵ ۸۵۸۰۱ ۳۶۲۴- ¼-
۱۳۶۶ ۶۸۴۲۴ ۱۷۳۷۵- ۳/۲۰-
۱۳۶۷ ۷۰۷۴۰ ۲۳۱۴ ۴/۳
۱۳۶۸ ۹۳۹۵۳ ۲۳۲۱۳ ۸/۳۲
۱۳۶۹ ۱۶۱۹۵۳ ۶۸۰۰۱ ۴/۷۲
۱۳۷۰ ۲۳۹۱۰۳ ۸۷۱۴۹ ۸/۵۳
۱۳۷۱ ۲۷۵۶۷۲ ۲۶۵۶۹ ۷/۱۰
۱۳۷۲ ۳۱۱۲۲۳ ۳۵۵۷۱ ۹/۱۲
۱۳۷۳ ۳۶۰۶۵۸ ۴۹۴۱۵ ۹/۱۵
۱۳۷۴ ۴۸۸۹۰۸ ۱۲۸۲۵۰ ۶/۳۵
۱۳۷۵ ۵۷۳۳۴۹ ۸۴۵۴۱ ۳/۱۷
۱۳۷۶ ۷۶۳۰۹۲ ۱۹۰۶۴۳ ۲/۲۳
۱۳۷۷ ۱۰۰۷۵۹۸ ۲۴۳۵۰۵ ۹/۳۱
۱۳۷۸ ۱۳۲۰۹۰۵ ۳۱۳۳۰۸ ۱/۳۱

۳-۲-۱- بررسي ديدگاهها :
الف – ديدگاه جهانگردان پيشين :
بررسي ديدگاه و نگرش مسافران تاريخ و تفسيرهاي ارزشمند جامعه شناسي در مورد تغيير نيازهاي مسافران در دوره هاي مختلف راهي مطمئن براي شناخت انگيزه مسافرت است و زمينه اي از تحقيق است كه تاريخچه اي بلند از موضوع روانشناسي و انگيزه را پوشش ميدهد .
در اين ميان مطالعه و بررسي سفرنامه هاي جهانگردان پيشين يكي از بهترين منابع براي شناخت ديدگاه جهانگردان است .

قديمي ترين سفرنامه كه به زبان فارسي است سفرنامه ناصرخسرو حكيم و شاعر بزرگ ايراني است كه بوطاسه خوابي كه ميبيند از خواب غفلت بيدار ميشود و پيش از حمله تازيان به ايران سفر ميكند . وي ايران را داراي تمدن عظيم و كهن ميخواند . نوشته هاي او به همراه سفرنامه سياحان ديگري از جمله هرودت مورخ معروف يوناني كه در زمان هخامنشي از ايران بازديد كرد و همچنين كزنفون مورخ وفيلسوف آتني كه در جواني شاگرد سقراط بود ، شكوه و عظمت ايران را ستايش كرده اند . ابن بطوطه نيز از بارزترين ايرانگردان پي از انقراض پادشاه ساساني است . وي سفر خود را درسال ۷۲۵ هجري قمري با ديد عبرت آموزي آغاز نمود و به دليل زهدي كه داشت به هرشهري كه وارد ميشد به سراغ مشايخ و پيران طريقت ميرفت . هنگام اقامت در اصفهان درباره روحيات مردم آن شهر مينويسد : «اهالي اصفهان مردمي زيبارويند ، رنگ آنها سفيد وروشن و متمايل به سرخي است ، شجاعت و نترسي از صفات بارز ايشان ميباشد . آنها مردماني گشاده دستند ، همچشمي و تفاخري در ميان آنان در مورد اطعام و مهمان نوازي وجود دارد ، ….» .

اولين جهانگرد اروپايي كه به ايران آمد و سياحت نامه نوشت ، بنيامين تودلاي از اهالي اسپانيا است كه بين سالهاي ۱۱۶۴ و ۱۱۷۳ از ايران ديدن كرده است . وي در سفرنامه اش ضمن توصيف شهر شوش از خشايار شاه و ۱۴ معبد كليمي نام ميبرد . سفرنامه وي در سال ۱۵۴۳ در استانبول به زبان عربي چاپ و منتشر شد . از معروفترين جهانگرداني كه به ايران سفر كرد ماركوپولوي ونيزي است . وي در سال ۱۲۷۳ ميلادي در سفر خود به چين از ايران عبور ميكند و چنين توصيف ميكند : « … تمامي اهالي ايران مسلمانند ، در شهرها مردم به پارچه بافي طلا و ابريشم ميپردازند و عمده محصولات آنان عبارت است از : پنبه ، غلات ، حبوبات ، انگور و انواع ميوه ها و …. ايران در قديم ايالت آبد و وسيعي بود ولي اكنون قسمت اعظم آن بوسيله تاتارها خراب شده است… ايرانيان بسيار نيك رفتار و مبادي آدابند و از كردارشان پيداست كه مسيحيان را دوست دارند ….» .

هيچ دوره اي از دوران تاريخي ايران به اندازه دوره صفويه اروپائيان درباره ايران مطلب ننوشته اند و درحقيقت قرن هفدهم را ميتوان قرن سفرنامه ها دانست . درسال ۱۵۸۹ ميلادي همزمان با ورود برادران شرلي ، شاه عباس فرماني صادر كرد كه سرآغاز نويني در تاريخ ايرانگردي بيگانگان تلقي گشت . قسمتي از آن فرمان چنين است : «اراده شاهانه ما اين است كه قلمرو ما از اين تاريخ به روي همه عيسويان باز باشند به نحوي كه هيچ فردي از اتباع ما در هر شأن و مقامي كلامي ناروا به روي آنها بر زبان نياورد … هيچ مأمور يا صاحب اختياري عنوان حق دخالت و مزاحمت در كار ايشان را نخواهد داشت و احدي هم حق ندارد دليل حضور آنها را در سرزمين ما استفسار كند .»
قسمتي از سفرنامه برادران شرلي كه از ممالك عثماني و ايران عبور كردند به شرح زير است : «بايد دانست كه مملكت ايران برسكناي اهل خارجه به مراتب بهتر از مملكت عثماني است . زيرا كه پادشاه ايران از حين جلوس خود مملكت را به طوري داشته باشد … اهالي خيلي خوب و مودب و نسبت به خارجي مهربان هستند.»
پس از انقراض صفويه و حاكميت افغانها و خرابيهاي آنها تا مدتي جهانگردان به ايران نيامدند . به تدريج با حاكميت نادرشاه ، كريم خان زند و سپس ايل قاجار امنيت بازگشت و سياحتها آغاز گشت . كريم خان زند طي فرماني آزادي مذهب و تجارت را براي بيگانگان آزاد كرد .

سفرنامه گاسپارد دروويل در اين عصر قابل توجه است ، قسمتي از سفرنامه او به شرح زير است : « ايرانيها بسيار مهماندوست هستند و خودنمايي را خيلي دوست دارند بطوريكه اغلب اوقات از دوستانشان به طرز باشكوهي پذيرايي ميكنند …. ميهماندار موقعي كاملا ارضا ميشود كه اتاق ناهارخوريش پر از ميهمان باشد … در ايران وسايل نقليه ناشناخته اند و راهها فوق العاده بد است و كاروانسراها آنچنان وسايلي براي پذيرايي ندارند … از آنجائيكه اصول مهمان نوازي درهمه جا با دقت رعايت ميشود بسياري از ايرانيان به سفر ميروند و حتي ميتوانند يك شاهي هم از جيب خرج نكنند زيرا كافي است به هر شهر يا دهكده اي كه ميرسند صحبخانه با روي باز از آنها پذيرايي كند …»

خانم ليدي شيل همسر سفير انگلستان در اوايل سلطنت ناصرالدين شاه بوده است . قسمتي از سفرنامه وي چنين است : «پس از مدتي اقامت در تهران دريافتم كه اعتقاد من راجع به انزواطلبي و عزلت گزيني زنهاي ايراني و اينكه آنها به عنوان مطرودين اجتماع و همچون كينز به شمار مي آيند صحيح نيست و بايد اعتراف كنم با آنكه پنهان بودن آنها در وراي حجاب و پوشيدگي كاملشان يك حقيقت انكارناپذير است ولي مطرودبودن زنهاي ايراني واقعيت ندارد ….»

از حق نبايد گذشت كه در شناساندن ايران و جاذبه هاي آن به بيگانگان برخي مستشرقين خيرخواه تلاشهاي فراواني كردند كه يكي از آنها پروفسور ادوارد براون بود كه سالها زبان فارسي را در لندن تدريس ميكرد . يكي از آثار گرانبهاي او كتاب «يكسال در ميان ايرانيان» است . او در مورد زندگي درباريان و شاهان قديم اينطور قضاوت ميكند . «طرز فكر سلاطين و زمامداران مشرق زمين حيرت آور است ، زيرا آنها آثار گذشتگان را از بين ميبرند و در عوض امارتي را به وجود مي آورند كه نامشان را حفظ كند و ديگر متوجه نيستند كه همانگونه كه آنها آثار سلاطين و نسلهاي گذشته را از بين ميبرند سلاطين و نسلهاي بعدي نيز آثار آنها را از بين ميبرند . بدين ترتيب ويراني بر ويراني افزوده ميشود و آنچه كه ذوق و سليقه روح بزرگ ايراني به وجود آورده دستخوش فنا ميگردد …»

در بررسي تاريخ ايرانگردي و سفرنامه ها دو مشكل عمده خودنمايي ميكند كه عمدتا شامل ايرانگردان غربي ميشود . نخست اينكه اختلاف فرهنگي از قبيل اختلاف مذهب ، زبان ، اخلاق ، لباس و رفتار اجتماعي گاهي اوقات موجب نابسمانيهايي در روند ايرانگردي شده ، حتي گاهي برخوردهايي نيز به وجود آورده است . دوم اينكه اختلافات سياسي بين ايران و بعضي دول بيگانه برروند رشد صنعت جهانگردي تأثير گذار بوده است . به هرحال هنوز هم علي رغم اين موانع جاذبه هاي ايران براي جهانگردان چشمگير است و ايران به عنوان كشوري كهنسال نزد دانش دوستان و جهانگردان جستجوگر تاريخ جايگاه ويژه اي دارد . اخلاقيات ايراني از جمله غريب نوازي ، دست ودلبازي ، كمك به راه ماندگان ، ميهمان نوازي و آزادي هنوز پابرجاست .

ب – ديدگاه جهانگردان كنوني :
ضرورت آگاهي هرچه بيشتر نقطه نظرات جهانگردان در جهت رفع موانع و محدوديتها و در نهايت ارائه راه حل در پيشبرد توسعه صنعت كشورمان ، ضرورت پرداختن به اين مطلب را متأسفانه به دليل تبليغات سوء از سوي رسانه هاي استكبار جهاني بسياري از جهانگردان از مسافرت به ايران خودداري ميكنند . يك گروه از جهانگردان سوئدي كه براي اولين بار پس از پيروزي انقلاب اسلامي توسط شركت خدمات مسافرتي سيروسفر از نقاط مختلف ايران ديدن كردند همگي متفق القول بودند كه : «برخلاف تبليغات رسانه هاي غربي ، ايران از امن ترين كشورهاي دنيا محسوب ميشود و ما به جهانگردان خارجي توصيه ميكنيم كه در برنامه هاي سفرهايشان ديدار از ايران را در اولويت قرار دهند .»

خانم كارولين عضو يك گروه نوزده نفره جهانگردي استراليايي كه توسط شركت خدماتي استقلال وابسته به سازمان سياحتي و مراكز تفريحي بنياد مستضعفان به مدت ده روز از جاذبه هاي سياحتي و تاريخي شهرهاي مختلف ايران ديدن نمودند ، در پايان سفر خود دريك مصاحبه مطبوعايت اظهار نمود : « برعكس آنچه قبلا رسانه هاي خبري غرب به ما القاء كرده بودند ، حضور زنان درتمامي فعاليتهاي اجتماعي بسيار مشهود است ، …. به اكثر كشورهاي جهان مسافرت كرده ام ، اما به اعتقاد من ايران از زيباترين كشورهاي دنياست چرا كه همه نوع جاذبه هاي تاريخي ، طبيعي و فرهنگي را يكجا دارد .»
چكيده پروژه نظرسنجي با عنوان «تأثيرپذيري جهانگردان از وضعيت فرهنگي ، اجتماعي و سياسي ايران» كه از سوي مركز مطالعات و تحقيقات ايرانگردي و جهانگردي در سال ۱۳۷۴ انجام شد ، نظرات اجمالي جهانگردان را درخصوص ايران به ترتيب زير ارائه ميكند :

۱- ايران كشوري است با مردم مهربان (۲۴درصد)
۲- كشوري با نقاط ديدني (۲۰درصد)
۳- كشوري كه ميل دارم دوباره آنرا ببينم (۱۴درصد)
۴- كشوري با زنان داراي حجاب اسلامي (۱۵درصد)
۵- كشوري متأثر از انقلاب (۱۰درصد)
۶- يك كشور شرقي افسانه اي (۹درصد)
۷- كشوري با مشكلات زيادي براي توريست (۵درصد)
۸- كشوري با شعارهاي تند (۳درصد)
جهانگردان در مورد هركدام از موارد زير قبل و بعد از سفر چنين قضاوت كرده اند :
– آزادي سياسي ، اجتماعي در ايران : نظر جهانگردان دراين مورد قبل از سفر خوب نبوده ولي پس از سفر ، آنها نظر مثبت تري پيدا كردند و ديدگاه مثبت از ۳۰درصد به ۳۴درصد ارتقاء يافت و ديدگاه منفي از ۷/۳۰ درصد به ۱۸درصد تنزل نمود .

– دين اسلام : اكثر جهانگردان پس از سفر احساسشان نسبت به دين اسلام درمقايسه با قبل از سفر ، درمجموع اندكي بهتر شده است به طوريكه ديدگاه مثبت از ۴/۲۷ درصد به ۵/۲۸ درصد رشد كرده است و ديدگاه منفي از ۱/۵۱ درصد به ۷/۴۶ درصد تنزل كرده است .
– رفتار مردم كوچه و بازار ايران : جهانگردت رفتار مردم كوچه و بازار ايران رانسبت به خودشان رفتاري مهمان نوازانه و مهربان تلقي نموده اند .
نقاط قوت جهانگردي ايران از ديدگاه جهانگردان خارجي شامل نقاط ديدني و جاذبه هاي تاريخي و فرهنگي و رفتار دوستانه ايرانيان است . نقاط ضعف از ديد اين افراد عبارتند از مشكلات ذهني و پندارهاي غلط جهانگردان خارجي درباره ايران ، مشكلات قانوني به خصوص مشكلات مبروط به صدور رواديد و مقررات گمركي ، مشكلات رفاهي و تداركاتي و مشكلات بيمه جان و مال جهانگردان .

ج- ديدگاه كارشناسان جهانگردي در ايران :
كارشناسان صنعت جهانگردي كساني هستند كه در جذب گردشگران تلاش و برنامه ريزي ميكنند . يكي از مجموعه خدمات و فعاليتهايي كه در اين زمينه نقش عمده و اجرايي تري دارند آژانسهاي توريستي هستند . هادي اشرف مديرعامل آژانش گردشگري « ايران دوستان توريست» در خصوص نقش اين آژانسها در توسعه صنعت گردشگري در ايران ميگويد :
«آژانسها در واقع بازوهاي صنعت جهانگردي هستند و ميتوانند پس از جرقه هايي كه دولت در شناساندن كشور ميزند ، گردشگران را جذب كنند اما نميتوانند متولي اصلي براي تبليغات برون مرزي باشند … معرفي ايران به عنوان يك كشور توريستي بايد از طريق دولت صورت بگيرد ، چرا كه ممكن است ، آژانسها نتوانند اطلاعات صحيحي را به سوي مرزها انتقال بدهند … نمايشگاهها نيز محل جذب نيست بلكه محل مبادله اطلاعات است … ميزان ورود جهانگرد در حداقل است و از توان مالي كافي نيز برخوردار نيستيم … در ايران جذب گردشگر را فقط آژانسها انجام ميدهند درحالي كه چندين ارگان وسازمان مثل سازمان ارتباطات اسلامي ، بنياد مستضعفان و… چنين مسئوليتي را برعهده گرفته اند اما درعمل از زير آن شانه خالي كرده اند . مشكل ما نداشتن يك مرجع واحد براي تبليغ و جذب گردشگر است … شايد بخش عمده اي از مشكلات همين تعداد مراكز تصميم گيري و تعويض زود هنگام مديران باشد».

ايشان درخصوص موانع قانوني جهانگردي نيز اينطور ميگويند :
«پس از رياست جمهوري آقاي خاتمي بسيار از مقررات داخلي جهت ورود گردشگران تلطيف و تسهيل شده است ، مثل هماهنگي هاي وزارت امورخارجه و اتباع بيگانه . اما هنوز نيرو انتظامي در بعضي از شهرها اطلاعات كافي براي برخورد با گردشگران را ندارند و دليل اين امر نيز اين است ك در شهرستانها پليس خود را محق هرگونه كنترلي و به هرمشكلي ميداند . به عنوان مثال بسياري از گردشگران براي عسكبرداري با مشكلات زيادي مواجهند …. و هنوز اتوبوسهاي حاوي گردشگران را در جاده ها متوقف ميكنند ».

هدايت احمدي مديرعامل آژانس گردشگري ققنوس و مدير گروه پيشتازان تور در ايران شرايط فعي گردشگري ايران را چنين توصيف ميكند : «بررسي جغرافيايي توريستي ايران ، سوابق تاريخي و عظمت فرهنگي كشور ، تنوع آب و هوا ، آداب و سنن ، جشن ها ، كوچ ها ، كوره راهها ، موسيقي و هنر ، صنايع دستي ، تسهيلات و امكانات نسبتا قابل قبول پذيرايي ، تنوع غذاها و ميوه ها و از همه مهمتر مردم خونگرم و ميهمان نواز ايران امكانات بالقوه اي براي جل گردشگر در ايران هستند ، اما بي ت وجهي و نبود بودجه و مديريت كارآمد و پاره اي مشكلات و معضلات ديگر مانع از رشد و توسعه اين صنعت است . دركشور ما با وجود آگاهي مقامات و سازمانها و موسسات دست اندركار صنعت گردشگري از اثرات مثبت اقتصادي توسعه جهانگردي تاكنون تحولات چشمگيري صورت نگرفته است . بديهي است پويا نمودن صنعت گردشگري در ايران علاوه بر بررسيهاي دقيق و برنامه ريزيهاي وسيع با استفاده از تجارب و تخصص كارشناسان نياز به همكايهاي وسيع و پشتيباني مالي بخش دولتي در كليه زمينه ها اعم از كارهاي تبليغاتي درسطح وسيع جهاني و سرمايه گذاريهاي زيربنايي عظيم درسطح ملي را طلب ميكند .»

دكتر امامي معاون امور بين الملل و بازاريابي سازمان ايرانگردي و جهانگردي كه يكي از متوليان دولتي محسوب ميشوند نظراتشان را در اين خصوص چنين بيان ميكنند :
«… نگاه مردم و مسئولين ما به مسأله جهانگردي نگاه مثبتي نيست و تا اين نگاه را تغيير ندهيم نميتوانيم قدمي برداريم … خوشبختانه امروز رسانه ها توجه خاص به اين مقوله دارند . فرهنگ برخورد با جهانگردان بسيار مهم است و تأثير بسزايي در نگهداري جهانگردان دارد و مسلما هزينه جذب مجدد جهانگردان از طريق مسافران قبلي بسيار پايينتر از هزينه اقدام اوليه كشور مبدا است . مشكلات قانوني شامل رواديد ، مجوز براي خارج كردن كالاهاي فرهنگي و از اين قبيل هستند كه بايد اصلاحاتي در اين قوانين به عمل آيد . ما در بخش خدمات ، جاده . هتل ، اورژانس و مراكز بهداشتي ضعيف هستيم . به نظر من سهم ايران در جهانگردي بسيار بيشتر از آن چيزي است ك درحال حاضر و درشرايط فعلي وجود دارد .»

دكتر روستا كارشناس سفر و جهانگردي و استاد دانشگاه درخصوص گردشگري ايران چنين نظر ميدهند :
«اساس گردشگري ايران درنوع نگرش ، بينش و سطح انتظارات از گردشگري است . تا روزي كه نوعي فرهنگ و ارزش مشترك در گردشگري ايران معنا نيابد ، گردشگري كشور سليقه اي مقطعي و نگران و لرزان خواهد بود . براي رفع اين نابساماني لازم است متوليان گردشگري كشور با مشروت با هسته هاي قدرت رسمي و غيررسمي كشور تكليف گردشگري را روشن ساخته و چارچوب ها را مشخص سازند … نظام گردشگري ايران تحت تأثير انواع عوامل محيطي ملي و بين المللي است . هرگونه رويداد اقتصادي ، سياسي و حوادث طبيعي در داخل و يا روابط سياسي و تبليغات جهاني و برخوردها درسطح بين الملل به نحو چشمگيري نظام گردشگري را تحت تأثير قرار ميدهد … به همان اندازه كه بسته بندي مناسب در فروش كالاها نقش دارد ، توجه به عوامل زيبايي شناختي و تميزي مكانها و جاذبه هاي گردشگري ميتواند در رضايت يا عدم رضايت گردشگران اثر بگذارد.»

د – ديدگاه اسلام در زمينه سفر و جهانگردي :
باتوجه به اينكه كشور ما يك كشوراسلامي محسوب ميشود و از طرفي اساس اين كار تحقيقاتي بررسي راهكارهاي توسعه دركشورهاي اسلامي است ، لذا توجه به مباني اسلام درمورد جهانگردي ضروري است و بايد در برنامه هاي آينده نيز لحاظ شود تا تناقض و عدم هماهنگي از ميان برود . به نظر ميرسد جهانگردي پس از پيروزي انقلاب اسلامي مورد بي مهري قرار گرفته است . اين پديده كه ميتوانسته به عنوان يكي از مقدس ترين ابزارها در خدمت اسلام و انقلاب اسلامي قرار گيرد ، مورد بدبيني واقع شده و به همين جهت تاكنون حركتي جدي و اساسي درجهت راه اندازي و گسترش آن نشده است . اين درحالي است كه دين اسلام جهانگردي را امري پسنديده شمرده و در يك بررسي اجمالي در قرآن ميتوان چهارگروه از آيات در اين ارتباط مشاهده كرد :
۱- آيات مربوط به سيروسفر به منظور پندگرفتن زادوزيست پيشينيان مانند آيه ۲۰ سوره عنكبوت : «اي رسول بگو به مردم كه در زمين سير كنيد و ببينيد كه خدا چگونه خلق را ايجاد كرده».

۲- آيات مربوط به پناه دادن به در راه ماندگان ، مانند آيه ۲۱۵ سوره بقره : « اي پيغمبر از تو سؤال كنند در راه خدا چه انفاق كنيم ؟ بگو هرچه از مال خود انفاق كنيد درباره پدر و مادر ، خويشان و فقيران و رهگذران رواست و هرنيكويي كنيد بر آن آگاه است .»
۴- آيات مربوط به ميهمان نوازي و اطعام نيازمندان . مانند آيه ۸ سوره ناس «بندگان نيكو هم بردوستي به فقير و اسير و طفل يتيم طعام ميدهند.»
احاديث فراواني درباب سفروآداب آن در اسلام مطرح است . حضرت رسول اكرم فرموده اند : «مسافرت كنيد تا سالم باشيد …»
درحديث ۹۳۴۹ كتاب مستدرك آمده است : «در سيروسياحت و حركت باشيد ، زيرا آب در گردش و حركت پاك و سالم باشد و چون راكد بي حركت بماند تغيير رنگ داده و زرد و متعفن ميگردد .»

جهانگردي دراسلام با همه اثرات و فوائد معيشتي و دنيوي اثرات معنوي ديگري نيز دارد بطوريكه تمام سفرها تمهيدي است براي سفر به سوي خدا و رشد و تعالي انسان.
اما در نقطه مقابل براي ميهمان و ميزبان احكامي بيان شده است كه از آن جمله است : «ميهمان را گرامي داريد حتي اگر كافر باشد .»
۲-۲- مفاهيم جهانگردي :
درك واژگان مفاهيم اصولي كه در محتواي مسافرت و صنعت جهانگردي به كار برده ميشود چارچوبي اساسي به دست ميدهد كه مبناي بيشتر بحث هايي است كه در اين باره انجام ميگيرد . به سبب ناملموس بودن اين صنعت كاربرد واژگان گوناگون متداول خواهد بود .

جهانگرد :
اصطلاح توريست يا همان جهانگرد از قرن نوزدهم معمول شد . در آن زمان اشراف زادگان فرانسه ميبايست براي تكميل تحصيلات و كسب تجربه هاي لازم زندگي اقدام به مسافرت مينمودند . اين جوانان در آن زمان توريست ناميده ميشدند و بعدها در فرانسه اين اصطلاح در مورد كساني بكار ميرفت كه براي سرگرمي و وقت گذراني و گردش به فرانس سفر ميكردند و بعده با تعميم بيشتر به كساني اطلاق ميشد كه اصولا به اين منظور سفر ميرفتند . كم كم كلمه توريست به زبانهاي ديگر نيز وارد شد و از آن واژه توريسم به وجود آمد . براي اولين بار در سال ۱۹۲۵ كميته مخصوص آمارگيري مجمع ملل افراد زير را جهانگرد شناخت :
۱- كساني كه براي تفريح و دلايل شخصي يا مقاصد پزشكي و درماني سفر ميكنند .
۲- كساني كه براي شركت در كنفرانسها ، نمايشگاهها ، مراسم مذهبي ، مسابقات ورزشي و از اين قبيل به كشورهاي ديگر ميروند .
۳- كساني كه به منظور بازاريابي و امور بازرگاني مسافرت ميكنند .
۴- افرادي كه با كشتي مسافرت ميكنند و در بندري درمسير راه تا ۲۴ ساعت اقامت مينمايند .

سازمان جهاني جهانگردي (WTO) ، جهانگردي را در قالب ديداركنندگان تعريف كرده است : «بازديدكنندگان يا ديداركنندگان كساني هستند كه به كشور ديگري غير از كشور محل اقامت خود وارد ميشوند و مقصودي به غير از آنچه در كشور خود داشته اند پي گيري مينمايند . اين گروه شامل جهانگردان ديدارگر ميان روزي (كساني كه به گشت هاي كوتاه تفريحي) ميروند نيز ميگردد . جهانگردان كساني هستند كه حداقل يك شب وحداكثر يكسال را در كشور مقصد ميگذارنند و هدفشان سرگرمي ،تفيح ، سلامتي و كسب آرامش ، مطالعه ، زيارت يا ورزش و امثالهم ميباشد . ديدارگران ميان روزي نيز كساني هستند كه كمتر از يك شبانه روز با هدف سرگرمي و تفريح صرف سفر مينمايند .»

سازمان جهاني جهانگردي اشكال مختلف جهانگردي را كه در طبقه بنديهاي آماري جهانگردي به كار ميرود ، به شرح زير تعريف ميكند :
گردشگري داخلي : ساكنان يك كشور كه فقط داخل آن كشرو مسافرت ميكنند .
گردشگري خارجي : گردشگري درون مرزي – افرادي كه ساكن يك كشور نيستند و به آن سفر ميكنند .
گردشگري برون مرزي – افراد ساكن يك كشور كه به خارج از آن سفر ميكنند .
جهانگردي اگر چه يك بخش اقتصادي محسوب ميشود ، اما يك فعاليت اقتصادي چندبخشي است . به همين علت اقتصاددانان و دولتمردان طبقه بندي و هماهنگ كردن آنرا بسيار مشكل مييابند . به طوركلي تعيين محدوده جهانگردي مشكل است و به همين علت فعاليتي است كه هم تعريف آن و هم مديريت آن بسيار دشوار است . به طورخلاصه ميتوان نتيجه گرفت كه براي شناخت و بررسي جهانگردي يك شيوه يا نحوه برخورد كفايت نميكند و بايد با ديدي نظام گرا و سيستمي به مطالعه جهانگردي پرداخت . به كمك رشته هاي علمي گوناگون مانند اقتصاد ، بازرگاني ، تاريخ ، جغرافيا و جامعه شناسي ميتوان درباره صنعت جهانگردي تحقيق كرد .

– شناخت اثرات جهانگردي :
پديده نوين جهانگردي كه برخاسته از افزايش اوقات فراغت است به تدريج درتمامي جوامع جهان رسوخ كرده و از جنبه هاي گوناگون ، آثاري بسيار مثبت يا منفي به بارآورده است .
امروزه مهمترين بخش از اوقات فراغت افراد در جامعه هاي گوناگون به جهانگردي اختصاص يافته است . از اين رو در جنبه هاي گوناگون زندگي بشريت معاصر تأثير فراوان ميگذارد . جهانگردي اقتصاد جهاني را كاملا تحت تأثير قرار ميدهد و منبعي مهم براي شكوفايي اقتصاد كشروهاي درحال توسعه و برقراركننده توازن مالي در اقتصاد بين المللي كشورهاي فقير و غني است و زندگي اجتماعي را با ايجاد مشاغل گوناگون و ارتقاي سطح درآمد طبقات وسيعي از مردم تغيير ميدهد . تأثير جهانگردي بر سياست ، فرهنگ ، آداب و رسوم و خلاصه همه جنبه ها و مظاهر فرهنگي و معنوي جهانگردان و مردم مناطق مورد بازديد بسيار قابل توجه است .

– اثرات اقتصادي :
جهانگردي در عصر حاضر بيش از هرفعاليت اقتصادي و صنعتي ديگر در جهان موجب حركت سرمايه ها و انتقال پولها شده است . مصارف و درآمدهاي حاصل از جهانگردي به مراتب بيشتر و سريعتر از توليد ناخالص ملي و صادرات جهاني كالا و خدمات رشد مييابد . مشاركت بالقوه جهانگردي تحت هريك از موارد زير قابل بررسي است :
 جهانگردي بين المللي و موازنه پرداختها :
تراز پرداختها وضع و حالتي است مربوط به خزانه ، يعني وضع و حالتي از درآمدها ، اعتبارات و هزينه هاي (بدهي) كي كشور با كشورهاي خارجي است . موازنه پرداختها ، معامله ها و دادوستدهاي پولي را در مورد كالاها يا در مورد خدمات و بالاخره درمورد عوامل نامرئي يعني ثروتها و سرمايه ها ثبت ميكند . جهانگردي در اين موازنه يا از ر اه عمليات جاري بر روي كالاها ، خدمات يا در عمليات مربوط به توازن سرمايه ها اثر گذار است و در اين ميان شكلي از صادرات نامرئي ميباشد .
 جهانگردي و موازنه سرمايه ها :
اجراي يك طرح جهانگردي مستلزم صرف انواع هزينه هاي زيربنايي ، تجهيزات و آموزش افراد است و در بسياري از كشورها ، فراخواني و سرمايه هاي خارجي را ضروري ميسازد . دريافت سرمايه در مقابل هزينه به ارز براي ساختارهاي زيربنايي است و براي توسعه ضرورت دارد .
 تأثير جهانگردي بردرآمد ملي :
هزينه هاي جهانگردان خارجي و ورود سرمايه هايي كه براي توصعه صنعت جهانگردي به كار ميرود سهمي چشمگير در درآمد ملي دارد . كاركنان خدمات در بخش هاي حمل و نقل ، پذيرايي ، تفريحات و بهاي كالا و خدماتي كه ارائه ميكنند پولي دريافت ميكنند . با افزايش مصرف يا هزينه از راه مشاركت درصنعت جهانگردي ، درآمد افراد و بخش هاي خدمات اين صنعت بالا ميرود و اين چيزي است كه به اثر فزاينده معروف است . ليكن خروج ارز موجب كاهش درآمد شده و ضريب فرار يا كاهش اثر فزاينده را بوجود مي آورد .

 تأثير تبديل ارز خارجي :
جهانگردان معمولا مقصدهايي را براي مسافرت انتخاب ميكنند كه ارزان تر باشد . سازمان جهاني جهانگردي به گون اي انعطاف پذيري قيمت ها را بر اثر كاهش ارزش پول يك كشور محاسبه كرده است . افزايش قيمت ها دريك مقصد جهانگردي به ميزان ۵درصد موجب كاهش تعداد ورود جهانگرد به ميزان ۸ تا ۱۰ درصد ميشود .

 تأثير جهانگردي براشتغال :
اهميت تأمين شغل براي افراد و كاهش بيكاري به حدي است كه جريان هاي سياسي كشورها را به شدت تحت تأثير قرار ميدهد . در انتخابات سياسي احتمال موفقيت نامزدهايي بيشتر است كه در برنامه هاي كاري خود اهميت ويژه اي بريا تأمين كار و ايجاد اشتغال قائل باشند . جهانگردي موجب اشتغال مستقيم و غيرمستقيم افراد ميشود . شركتهايي كه به صورت مستقيم اشتغال زايي ميكنند آنهايي هستند كه كاركنانشان با جهانگردان به طور مستقيم در تماس هستند . هتل ها ، كاركنان خدمات غذايي ، آژانسهاي مسافرتي ، شركت هاي هواپيمايي ، كاركنان مراكز تفريحي از جمله اين واحدها هستند . شركتهايي كه به صورت غيرمستقيم اشتغال زايي ميكنند آنهايي هستند كه با شركتهايي كه به صورت مستقيم اشتغال زايي ميكنند ، درتماس هستند . شركتهايي كه مواد و ملزومات موردنياز رستورانها را تأمين ميكنند ، شركتهاي ساختماني كه هتل ها را ميسازند ، وتوليدكنندگان هواپيما از اين دست هستند . فرصت هايي كه به صورت مستقيم يا غيرمستقيم در اين صنعت وجود دارد در آينده رشد خواهد كرد .

 جهانگردي به عنوان ابزاري براي توسعه :
دركشورهاي درحال توسعه به منظور تعديل و كاهش خطرهاي ناشي از وابستگي بازرگاني به يكي از انواع مواد اوليه و براي رفع نگراني هاي ناشي از كاهش سهم ارزش اين مواد در بازرگاني خارجي ، دولتها درصد برآمده اند كه از راه افزايش توليدات صنعتي منابع مالي موردنياز رشد اقتصادي خود را تأمين كنند . صنعتي شدن در اين كشورها مستلزم سرمايه گذاريهاي كلان مادي ، فني و انساني است كه غالبا از توان خارج است ، درصورتي كه جهانگردي را ميتوان نوعي نيروي محركه و عامل توسعه اقتصادي درتمايم كشورها دانست زيرا هيچ كشوري نميتواند خود را فاقد مواد اوليه براي بنيان گذاري صنعت جهانگردي بداند . مهم ترين و نخستين عامل براي ايجاد فعاليت در زمينه جهانگردي ، تفاوت هاي اقليمي ، فرهنگي ، تاريخي و… موجود ميان كشورها و اهالي آنها با يكديگر است كه اين خود نوعي جاذبه جهانگردي تلقي ميشود . اختلاف آب و هوا ، چشم اندازهاي طبيعي ، حيات وحش ، صنايع دستي ، فرهنگ و آداب و رسوم ، تاريخ ، زبان ، نژاد ، رنگ و … ميان مردم كشروها هركدام سرمايه اي براي پايه گذاري صنعت جهانگردي است .

– اثرات فرهنگي و اجتماعي :
در جهانگردي پايدار توجه به نيازهاي جامعه ميزبان از اهميت زيادي برخوردار است و به هنگام برنامه ريزي و درفرايند مديريت جهانگردي به اين نيازها توجه زيادي ميشود . به ويژه درچنين صنعتي به اين مسأله توجه ميشود كه مبادا اين موضوع برساختار فرهنگي و اجتماعي جامعه ميزبان اثرات ويرانگر يا منفي بگذارد . كيفيت تجربه هايي كه مسافر يا جهانگرد به دست مي آورد در گروه ويژگيهاي فرهنگي و اجتماعي مقصد يا مكاني است كه مورد بازديد قرا ميدهد . از آنجا كه معمولا ره آوردهاي صنعت جهانگردي بسيار پيچيده و به يكديگر وابسته اند بنابراين اغلب هريك از اين اثرات در بيش از يك طبقه يا گروه قرار ميگيرد . به هنگام تفكيك اثرات فرهنگي و اجتماعي اين صنعت نيز با چنين مسئله اي روبرو هستيم .

مقصود از اثرات اجتماعي ، تغييراتي است كه در زندگي مردم جامعه ميزبان جهانگرد رخ ميدهد و اين تغيير بيشتر به سبب تماس مستقيم اهالي و ساكنان آن ديار و جهانگردان صورت ميگيرد . مقصود از اثرات فرهنگي ، تغييراتي است كه در هنر ، آداب ، رسوم و معماري مردم ساكن جامعه ميزبان رخ ميدهد . اين تغييرات بلندمدت تر هستندو در نتيجه باعث رشد و تسوعه صنعت جهانگردي ميشوند .

از آنجا كه نتيجه يا ره آورد صنعت جهانگردي درهمه جاي دنيا همه جامعه هاي ميزبان از جهانگردان و ديداركنندگان استقبال خوبي به عمل نمي آورند . جامعه ميزبان در موارد زير نقشي مهم برعهده دارد : بررسي معني و ارزش فرهنگ براي جهانگردي ، ارزيابي اثراتي كه جهانگردي ، ازنظر فرهنگي – اجتماعي برجامعه ميگذارد و بررسي استراتژي هايي براي برنامه ريزي و نظارت بر شيوه اي كه جنبه هاي فرهنگي – اجتماعي جهانگردي ميتواند بر جهانگردان اثر بگذارد . جهانگردي به خودي خود موجب بروز تعارض بين ميهمان و ميزبان نخواهد شد . ازطريق برنامه ريزي ، دادن اطلاعات و اعمال مديريت عالي ، ميتوان جهانگردي را به صورت يك نيروي بالقوه مثبت درآورد و در سايه آن در حفظ فرهنگ و تجدي حيات آن كوشيد . بخشي از جهانگردي پايدار در گرو ايجاد ارتباطي اثر بخش با جهانگردان است .

جهانگرد يا ديداركننده ، براي اينكه بتواند به شيوه اي حساس ومناسب رفتار كند به اطلاعات نياز دارد ، بايد درباره جامعه ميزبان اطلاعاتي معقول ، ذيربط و مفيد به او داد تا بتواند مكاني مناسب را براي ديدن انتخاب كند ، در آن مكان بايد ارتباطي معقول با او برقرار كرد تا وي به تجربه هاي خود بيفزايد . ميهمان يا ديداركننده به اطلاعات نياز دارد و در اين راه بايد از شيوه هاي گوناگون آموزش و فن آوري هاي مختلف استفاده كرد .

جامعه ميزبان بايد جهانگردي را به عنوان يك پديده بپذيرد ، آن را درك كند ، مزايا ، سودها و هزينه ها را محاسبه نمايد و راههاي خنثي كردن اثرات منفي را ياد بگيرد . مسئولان و دست اندركاران جهانگردي بتوانند خدمات و محصولات خود را به شيوه اي مناسب ارائه كنند تا جهانگرد به همان چيزي دست يابد كه انتظار آن را دارد چون او با اين اميد به آنجا روي آورده است كه در نتيجه در اين راه سودي حاصل ميكند و باز در آينده كه فرصتي به دست مي آورد به ديدار آن مكان و جامعه خواهد رفت و در اين ميان بازاريابي مينمايد . با پيشرفت فن آوري ارتباطات و به كارگيري اين فن آوري احتمال آن بسيار زياد است كه ميهمانان و ميزبانان بتوانند به شيوه اي هماهنگ تر و موزون تر با يكديگر ارتباط برقرار كنند .