فصل اول

مقدمه
کلمه ی لباس از مصدر لبس که در عربی به معنای ( شبهه و اشکال و عدم وضوح ) امده است . ( المنجد ) که در ذهن این معنی را می رساند که وسیله ایست برای از نظر دور داشتن شکل اصلی بدن و تغییر شکل دادن ان و ان را به شکل و گونه ای دیگر در اوردن و وسیله ایست برای از بین بردن وضوح و مشخصات بدن که این کلمه در فارسی واژه های پوشش ، تن پوش و پوشاک را تداعی می کند که با فعل پوشیدن و و پوشاندن به کار می بریم که مقصود همان پوشاندن تن و ننمایاندن ان است که برای هر طبقه ای قابل فهم است و منشا اصلی پیدایش لباس ، محفوظ ماندن ( از سرما و گرما و عوامل طبیعی ) عفت و پرهیزگاری و زیبا و با وقار بودن است . و اما اینکه انسان چه بپوشد و چگونه بپوشد بستگی به فرهنگ و جهان بینی جامعه ای دارد که در ان زندگی می کند باید دید فرهنگ ان جامعه جهان را به چه معنا می داند ؟ افراد انسان را چگونه موجودی می شناسد ؟ و چه سر نوشتی را برای انها تصور می کند .

لباس هر انسان پرچم کشور وجود اوست . پرچمی است که او بر سر در خانه ی وجود خود نصب کرده است و با ان اعلام می کند که از کدام فرهنگ تبعیت می کند . همچنان که هر ملتی با وفاداری و احترام به پرچم خود ، اعتقاد خود را به هویت ملی و سیاسی خود ابراز می کند هر انسان نیز مادام که به یک سلسله ارزش ها و بینش ها معتقد و دل بسته باشد ، متناسب با ان ارزش ها و بینشها را از تن به در نخواهد کرد . قبل از گسترش فرهنگ منحط غربی صرف نظر از

اختلاف ظاهری و البسه اقوام مختلف بشر ، لباسهاس گوناگون وجه اشتراک داشتند که ان خاصیت پوشیدگی انهاست اما در پس گسترش فرهنگ استعماری ، لباس ابزاری شد برای امیال شیطانی بشر نظیر خود نمایی ، حسادت ، رقابت ، جاه طلبی و سلطه بر دیگران و با استفاده از ابزار مد انسان اسیر مطامع

موسسات استعماری گردید که برای سود بیشتر هر روز او را به بازی می گیرند و انچه از بین رفته است انسانیت است و بس . در جامعه ای که ارزشهای والای معنوی و انسانی بی اعتبار باشد و عالم درون انسان حیثیت و معنایی مستقل از نمایش ها و جلوه های بیرونی نداشته باشد قهرا شخصیت انسان به کلی بر پایه ی توجه دیگران و اظهار نظر انان در باره وی شکل می گیرد . و پیداست که افراد در چنین جامعه ای سعی می کنند با هر وسیله ای و از جمله با لباسی که به تن می کنند برای خود نوعی تشخیص و تعین ایجاد کنند که نمونه ی این طرز فکر غلط را دیدیم و دیدید …

در فرهنگ اسلامی از لباسی که برای شهرت و خودنمایی پوشیده شده باشد مضموم دانسته و نکوهش شده است .
از حضرت حسین ابن علی (ع) روایت کردند که من لبس ثوبا شهره کساه الله یوم القیامت ثوبا من نار .
هر کس برای مشهور شدن لباس به تن کند ، خدا در قیامت جامه ای از آتش بر او می پوشاند .
و این حدیث زیبای امام صادق (ع) را آویزه ی گوش قرار دهیم که می فرمایند : بهترین لباس تو آن لباسی است که تو را از یاد خدا و انجام وظایف لازم مانع نشود . بلکه تو را به یاد و سپاسگزاری و اطاعت پروردگار متعال نزدیک کند .و تو را واندارد به خودبینی و خود نمایی در زینت دادن به خود ، افتخار کردن و خودستایی ، زیرا این ها همه از آفات دینی و سبب قساوت و تیره بودن قلب است .
تاریخچه ی طراحی لباس در ایران:
بشر از زمان های بسیار دور برای رفع نیاز خود به پوشش ، به فکر استفاده از امکانات محیط افتاد و پس از شناخت محیط افتاد و پس از شناخت محیط و نحوه ی استفاده از امکانات ان به تدریج در نوع پوشش خود تغییراتی به وجود آورد تا این که پس از گذشت سالیان متمادی ، لباس به معنای امروزی و با فرم های مناسب ابداع شد .
در طول تاریخ تقریبا طو لانی ابداع لباس ، عوامل متعددی در تحول آن دخالت داشته است که به طور خلاصه به شرح زیر است .
دوره اول : دراپه ( drope) یا لابس های مواج که از پیچیدن پارچه به دور بدن تشکیل میشد ، لباس های شانتی (shenti) مصری که به صورت لنگ به دور کمر می پیچیدند ، هیماسیون (himaticn ) یونانی که به صورت چادر شب استفاده می شد . و پارئیو ( poreo ) تاهیتی نیز که یک تکه پارچه به صورت لنگ بود ، نمونه ی لباس های این دوره هستند .
دوره ی دوم : لباسهای دوخته یک پارچه از یک تکه پوست یا پارچه تشکیل می شد که این نوع لباس در وسط به صورت یک حلقه ی باز شده و از یک طرف بدن گذشته و بر روی شانه در طرف دیگر بدن قرار می گرفت. مانند :پانچو (poncho) . این نوع لباس ها به دو دسته تقسیم می شدند ، یک دسته لباس دوخته ی بسته که از چندین عرض چارچه ی نازک تشکیل شده و به دور بازوان پیچیده می شد .
دسته ی دیگر لباس های دوخته ی باز بود که از طول پارچه استفاده می شد . بدین طریق که پارچه را از طول روی هم جمع می کردند و بر روی لباس های دیگر می پوشیدند و لباس در قسمت جلو به صورت ضربدر روی هم قرار می گرفت . مانند کفتان (caftan ) اسپانیایی .
دوره ی سوم : در این دوره لباس های پوستی بیشتر مورد استفاده قرار می گرفت و به این صورت بود که این لباس به وسیله ی یک بند یا نوار چرمی به پاها وصل می شد . این لباس در طول زمان تغییرات بسیاری کرد و به شلوار چادر نشینان و اسب سواران صحرا نشین ، چابک سواران ، لباس های پوستی اسکیموها تبدیل شد .

دوران جدید :
لباس های این دوره از ترکیب لباس های ۳ دوره ی قبل به وجود آمد . به طوری که لباس های این سه دوره هیچ کدام جانشین دیگری نبوده و در طول زمان برهم منطبق نشدند . ولی در نقاط مختلف جهان از قدیمی ترین روزگاران به وسیله ی افراد مختلف شباهت هایی در آنها به وجود آمده ا

ست .

ايرانيان از بيش از ۱۰ هزار سال پيش داراي تمدن بوده‌اند. از اين رو، ريشه‌ي بسياري از دستاوردهاي بشر را در اين تمدن مي‌توان يافت. براي مثال، نخستين ابزار ريسندگي و بافندگي در غار كمربند، نزديك بهشهر، يافت شده است كه به ۷ هزار سال پيش از ميلاد مسيح بازمي‌گردد. به علاوه، در قديمي‌ترين بخش‌هاي شهر باستاني شوش، كه در خوزستان قرار دارد، سوزن‌هاي سوراخ‌دار پيدا شده است.
اين دستاوردهاي و نوآوري‌هاي ديگري كه در دوران‌هاي بعدي رخ داد، صنعت پارچه و پوشاك ايران را پيشتاز و سرآمد جهانيان كرد. جالب است بدانيد اسكندر مقدوني، با آن‌كه به ايران حمله و آن را اشغال كرده بود، لباس ايراني مي‌پوشيد. در اين جا به برخي از نوآوري‌هاي ايرانيان در زمينه‌ي پوشاك و پارچه اشاره مي‌شود.

نوع شغل:
با توجه به کارکرد این رشته در سطح جامعه به خوبی میتوان تشخیص داد که این یک نوع شغل تولیدی خدماتی است.بدین صورت که طراح پس از ارائه الگوهای متعدد برای دوخت،طراحی و یا سایر زمینه ها اقدام به ابداع تصویری نو در این زمینه کرده است.
این طراح هنگامی که الگوی خود را در اختیار تولیدی ها قرار دهد و الگویش تبدیل به پارچه های نگارنگ وارد بازار شود شغل خود را در زمینه خدمات رسانی به مشتریان انجام داده است.

عمده فروشی یا خرده فروشی در این شغل
شغل طراحی پارچه متأسفانه بر خلاف بازار های وسیع جهانی بازار چشمگیری ندارد.ازینرو هنوز در ایران این صنعت بطور عمده به صورت خرده فروشی به عرصه ظهور میرسد در حالی که در کشورهای اروپایی وامریکا وضعیت بر خلاف ایران است.

 

این را با مثالی توضیح می دهیم.
یک طراح پس از گذارندن مهارتها و دوره های لازم نقشی را طرح می کند اما هنگام فروش طرح خود بازارکاری ندارد.
طراح پس از صرف هزینه و وقت خود برای فروش طرح به یک مجتمع طراحی که مقبول واقع نمی شود ناچار است طرح را به یک خریدار جزیی بفروشد تا امرار معاش داشته باشد.
نداشتن ذوق اختلاف در طراحی علت ایجاد چنین بازار راکدی برای طراحان عزیز سرزمین ماست که این امر به یاری و توجه مسئولین محترم مربوطه نیازمند است.
نوع خدمات ارائه دهنده طراحان پارچه:
ـ ارائه خدمات مشاوره‌اي به نهادها، كارخانجات، مؤسسات آموزشي و توليدي و… ، در زمينه طراحي لباس مناسب براي عملكرد خاص مورد نظر آنها.
ـ خدمت در مؤسسات توليد و دوخت لباس، كارگاهها و كارخانه‌هاي نساجي دولتي و خصوصي كه با كار بافت و چاپ پارچه اشتغال دارند ، به عنوان طراح.
– تأسيس كارگاههاي بافت و چاپ پارچه (اعم از مفرح و تزئيني) و دوخت لباس.
– مشاوره تدريس و كار پژوهشي در نهادهاي دولتي و خصوصي مانند سازمان صنايع دستي ايران، اداره كل هنرهاي سنتي اسلامي، موزه‌هاي مختلف، هنرستانهاي هنري و… در زمينه لباس و پارچه.

فصل دوم

معرفی استانداردهای لازم برای این شغل در بین نیروی کار
نیروی متخصص طراحان لباس و پارچه باید پیش از هر نیاز دیگر ابتدا با تصاویر اشکال و رنگها آشنا شوند که ما کمی وارد این حوزه می شویم:
ما برای نشان دادن جایگاه ویژه ی رنگ ها و هم چنین معرفی انواع انها از شکلی تحت عنوان دایره ی رنگی استفاده می کنیم . در مرکز این دایره مثلث متوازی الاضلاعی واقع است که سه رنگ اصلی را در بر می گیرد . رنگهای اصلی به زرد، ابی و قرمز اطلاق می شود ، که از ترکیب هیچ رنگ دیگر به دست نیامده اند به

عبارت دیگر بیش از این نمی توان به تجزیه ی آنها پرداخت ، شخصی که از نعمت بینایی در حد طبیعی برخوردار است به راحتی می تواند قرمز را به عنوان رنگی که نه به آبی و نه به زرد متمایل باشد از سایر رنگ ها تمیز دهد . گفتنی است که به زرد قرمز و آبی رنگ های اولیه نیز اطلاق می شود . اما خود مثلثی که حاوی رنگ ها ی اصلی است توسط یک ۶ ضلعی زیر پوشش می رود ، چنان که در راستای هر یک از اضلاع مثلث مزبور مثلث دیگری با رنگ جدید واقع می

شود . رنگی که از ترکیب یک جفت از رنگ های اصلی با یکدیگر حاصل امده است ، این سه رنگ را که عبارت اند از : نارنجی و سبز وبنفش ( رنگ های ثانویه ) مکمل و متضاد می نامند . طرز تشکیل هر یک از رنگ های ثانویه به شرح زیر است :

حاصل ترکیب دو رنگ اصلی زرد و قرمز ، نارنجی است . حاصل ترکیب زرد و آبی ، سبز است . وحاصل ترکیب قرمز و آبی بنفش است . اما رسیدن به رنگ های ثانویه ی انچنان هم که گمان می رود ساده نیست . رنگ نادنجی دقیقا باید حدواسط قرمز و زرد باشد یعنی نه بیش از حد مشخص به قرمز تمایل داشته باشد و نه به زرد . در مورد دو رنگ ثانوی دیگر نیز این مساله صادق است . چنان که پیش از این گفته شد مثلث و ۶ ضلعه مزبور نیز توسط حلقه ی نسبتا بزرگی احاطه می شوند . در این حلقه ، ما علاوه بر رنگ های اولیه و ثانویه به رنگ هایی بر می خوریم که از ترکیب یک رنگ اولیه و یک رنگ ثانویه پدید می ایند . ا زاین رو آنها را رنگ های در جه سوم می خوانیم .
این رنگ ها عبارت اند از :
زرد نارنجی که از ترکیب زرد و نارنجی به دست می اید و در حلقه ی حد فاصل دو رنگ زرد و نارنجی قرار می گیرد .
قرمز نارنجی که از ترکیب دو رنگ قرمز و نارنجی به دست می اید و در حلقه ی حد فاصل دو رنگ قرمز و نارنجی واقع می شو

د .
قرمز بنفش که از ترکیب دو رنگ قرمزو بنفش به دست می اید و در حلقه ی حد فاصل دو رنگ قرمز و بنفش واقع می شود .
ابی بنفش که از ترکیب دو رنگ آبی و بنفش به دست می اید و در حلقه ی حد فاصل دو رنگ ابی و بنفش است .

ابی سبز که از ترکیب دو رنگ آبی و سبز به دست می اید و در حلقه ی حد فاصل دو رنگ ابی و سبز است .
و بالاخره زرد سبز که از ترکیب دو رنگ زرد و سبز به دست می اید و در حلقه ی حد فاصل دو رنگ زرد وسبز است .
ترکیب و توالی رنگ ها در این نمودار ابتکاری ( دایره ی رنگی ) از یک رنگین کمان و یا منشوری طبیعی الهام گرفته است .
مهارت استادارد بعدی کار با گواش است:

مهارت با گواش ( خصوصیات تکنیک گواش ) :
واژه ی گواش در اصل فرانسوی بوده و به معنای شستشو است ، گواش نوعی ابرنگ کدر و غلیظ است که رنگدانه های آن از نوعی صمغ چسبیده تشکیل شده است ، بتونه یا ماده ای که برای غلظت این رنگ دانه ها به کار می رود رنگ سفید کدری است همچون گل رس یا سولفات باریم طبیعی که حالتی مات و یکنواخت به رنگ های اثر نقاشی می بخشد ، از آنجایی که گواش و آبرنگ هر دو دارای ماده اولیه ( صمغ)یکسانی هستند لازم می دانیم ویژگی های آنها را با یکدیگر در این خصوص بسنجیم ، در آبرنگ یا نقاشی رنگ ها شفاف به نظر می رسند و شاید تفاوت عمده ی تکنیک گواش و آبرنگ در این باشد که در آبرنگ چنان که از نام آن بر می آید هنرمند برا ی ایجاد تونالیته ی رنگی رنگها را با آب ترکیب می کند و این ملایمت و شفافیت رنگها نیز از همین جا ناشی می شود حال این که در تکنیک گواش اصولا از رنگ ها برای پوشان

 

دن سطوح استفاده می شود و به تعبیر عامیانه تر در گواش رنگها یک پارچه و تخته تخته به کار برده می شوند . در گواش برای تغییر درجه ی تاریکی و روشنی رنگها برخلاف آبرنگ معمولا از رنگ سفید استفاده می شود ( باید متذکر شویم استفاده مقادیز ناچیزی از آب در گواش نیز اجتناب ناپذیر است ) افزودن مقادیر متغیری از رنگ سفید در جه تاریک روشن رنگ گواش مورد نظر را تعیین می کند در این راستا توجه به نکات زیر الزامی است ، اولا در تکنیک گواش رنگ

رانبایدبیش از حد غلیظ برداشت ، زیرا که در غیر این صورت رنگ مورد نظر ظرف مدت کوتاهی خرد شده و فرو میریزد (منظور از حد در سطر فوق حد آستانه یا اشباع رنگ گواش است ، شایان ذکر است که رنگهای سیاه و سفید در رساندن رنگ های گواش به مرحله ی اشباع بسیار حائز اهمیت هستند .)

ثانیا رنگ را نباید بیش از حد رقیق برداشت زیرا که در غیر این صورت ظهور لکه ها و بریدگی ها در سطح کار ما حتمی خواهد بود . امروز از تکنیک گواش در زمینه ها و ابعاد متعددی استفاده می شود ، مهمتر از همه کاربرد گواش در زمینه های گرافیکی به ویژه پلاکاتها هست . به عبارت دیگر تکنیک گواش را در تبلیغات هنری چون طراحی پوسترها ، افیشها ، تصویرسازی ( آپلوس تراسیون) و غیره به کار می بندند . دراین زمینه گواش به عنوان رنگ پلاکات معروف است .

در تکنیک گواش توصیه می شود که هنر اموزان عزیز از قلموهایی که دارای نوکی نرم و صاف هستند استفاده کنند . قلموهای آبرنگ و گواش بر حسب نوع استفاده و اندازه به درجات مختلفی از یک الی دوازده تقسیم بندی می شود . برای پوشاندن سطمح بزرگتر در گواش از قلموی درجه ی ۶-۸ استفاده می شود . برای سطوح کوچکتر و همچنین کنتورها ( مرزبندی ها) و یا خطوط برجسته نمای اشکال و فرم های یک اثر غالبا از قلموی درجه ی ۲و ۳ استفاده می شود و بالاخره برای قلمگیری ، ریزه کاری ها و نگاره های کار از قلموی صفر
، دوصفر (صفرصفر) استفاده می کنند .

علاوه بر قلموی نوع ، کاغذ مصرفی نیز از اهمیت خاصی برخوردار است . از مناسبترین انواع کاغذ در نقاشی با گواش یکی کاغذ فیل نشان است که نسبت به سایر انواع کاغذ کمی زبرتر است و دیگر کلیه کاغذهای مقوایی که فاقد لایه ی براق امولسیونی هستند .
تکنیکهای رنگ آمیزی گواش :

در دنیای رنگ ها استفاده از رنگ و تکنیک گواش نسبت به سایر انواع خود در اولویت قرار دارد . بدین منظور رنگ گواش را یک پارچه و تخته تخته در نمودارهای افقی_ عمودی و متناسب با مقوله مورد نظر پیاده می کنیم . البته برای انجام همان تمرین ها می توان رنگ گواش را بدون استفاده از نمودار و از طریق ترکیب آن با مقادیر متغیر آب نیز به کار برد . گواش صرفا رنگی نیست که در تمرینات ابتدایی به کار رود . گواش را می توان در خلق یک تابلوی نقاشی به کار برد . در برخی ازتمرینات شما می توانید بدون نمودار کار کرده ( نه به طریقه ی آبرنگ ) و واریاسیون های رنگی را با پهنای قلم پدید آورد .
گرايش طراحي لباس:

اين گرايش داراي دو شاخه اصلي تك دوزي يا مزون و صنعت است كه شاخه تكدوزي به طراحي و دوخت لباس براي افراد مختلف ميپردازد و شاخه صنعت كه كاربرديتر است به بخشهاي مختلفي تقسيم ميشود كه از آن جمله ميتوان به بخشهاي پارچه جين، پيراهن بچه، پيراهن زنانه، لباس مردانه و… اشاره كرد. به گفته ديگر گرايش طراحي لباس به آموزش طراحي كاربردي و طراحي مـُد ميپردازد كه در اين ميان طراحي كاربردي شامل طراحي لباس مشاغل و گروههاي مختلف جامعه مثل ورزشكاران، قواي سه گانه ارتش و مواردي از اين قبيل ميشود و طراحي مد نيز جنبه فانتزي دارد؛ در اين بخش، طراح با كار خود، خلاقيتش را نشان ميدهد تا افراد ديگر از اين طرح جديد ايده بگيرند و كارهاي تازهاي را به بازار عرضه كنند..

مهارتهای نیروی کار طراحي چاپ پارچه:
در طراحي چاپ پارچه، نیروی کار باید بداند كه چگونه براي پارچه هاي بافته شده طرح بدهند. در طراحي چاپ پارچه، از لحاظ رنگبندي، طراحي با راپورتبندي روبرو است. و منظور از راپورتبندي اين است كه طراح، طرح را بر روي پارچه به گونهاي تكرار كند كه اين تكرار چشم آزار نباشد، يعني طراح با توجه به نوع، تراكم تار و پود، رنگ و ميزان پذيرش رنگ يا آبي كه در پارچه وجود دارد و همچنين نوع چاپ پارچه كه ميتواند چاپ روتاري، سيلك، غلطكي يا چاپهاي مدرن باشد؛ طرح خود را ارائه ميدهد…