ضرورت باز اندیشی در نظام آموزش حسابداری با استفاده از تکنیک مهندسی مجدد

چکیده:
امروزه استقلال کشورها و جوامع بیش از هر زمان دیگری در تدبیر ساز و کارهای جدید توسعه برای ورود به شرایط نوین جهانی، نهفته است. با توجه به تغییر ذائقه سرمایه گذاری از سرمایه گذاری در منابع مادی و فیزیکی به منابع انسانی در عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات و اینکه اطلاعات به عنوان منبع قدرت و مزیت رقابتی در عصر حاضر شناسایی شده، تولید فکر واندیشه برای رو در رو

شدن با مسائل داخلی و جهانی، اهمیت منابع انسانی جوامع را به عنوان یک سرمایه بالقوه، بیش از پیش آشکار می نماید. به دلیل پیشرفت فناوری اطلاعات و رقابتی شدن دانشگاه ها در سال های اخیر چنین به نظر می رسد که دانشگاه ها در تحقق رسالت واقعی خود که همانا آموزش و تربیت نیروی انسانی ماهر و متخصص است با چالش ها و نا رسائی هایی روبرو هستند. در این بین نظام آموزش حسابداری که هم به عنوان زیر نظام آموزشی و هم به عنوان زبان تجارت شناخ

ته می شود، قادر به پرورش نیروی انسانی توانمندی که قدرت انعطاف پذیری بالایی با تغییرات شرایط تجارت جهانی را داشته باشند، نیست. پیاده سازی تکنیک مهندسی مجدد در نظام آموزش حسابداری می تواند با شناسایی فعالیت های فاقد ارزش افزوده، نظام آموزش حسابداری را مور

د باز اندیشی بنیادین قرار دهد و با و طراحی نو و ریشه ای فرآیندهای نظام به افزایش و ارتقائ کیفیت خدمات آموزشی و ارائه خدمات آموزش در کمترین زمان و کاهش قیمت تمام شده خدمات آموزشی، کارآمدی نظام آموزشی حسابداری را بهبود بخشد. این مقاله تلاش دارد که در ابتدا به تبیین مفهوم مهندسی مجدد پرداخته و در ادامه به ضرورت پیاده سازی تکنیک مهندسی مجدد در نظام آموزشی و در نهایت به ضرورت استقرار این تکنیک در نظام آموزش حسابداری خواهد پرداخت.
واژگان کلیدی:مهندسی مجدد،نظام آموزش،نظام آموزش حسابداری،بازاندیشی در نظام آموزش

مقدمه:
آموزش محرکی قوی در ایجاد تحول اجتماعی است که به طور بالقوه موجب ایجاد موقعیت های برابر برای افراد جامعه می شود وآنان را برای تحرک شغلی و استفاده هرچه بیشتر از استعدادهایشان آماده می سازد، که این امر در نهایت به ایجاد حوزه های وسیعی از اندیشه ها و مهارت های فردی برای ایجاد جامعه ای نو و توسعه یافته منجر می شود. امروزه موسسات آموزشی مانند سایر سازمانها اهمیت فلسفه مشتری مداری را درک کرده و در جهت ارزش آفرینی و تعالی سازمانی گام هایی را برداشته اند. نگاهی به روند تحولات جاری نظام آموزش عالی حاکی از آن است که آموزش عالی باید ضمن توجه به بحران افزایش کمی دانشجویان، تنگناهای مالی و افزایش هزینه واحدهای درسی به حفظ بهبود و ارتقای کیفیت نیز یپردازد.شواهد گوناگون نیز حاکی از آن است که نظام آموزش در صورتی از عهده وظایف و اهداف خود برمی آید که از نظر کیفیت آموزشی در وضعیت مطلوبی باشد. با توجه به این موضوع، ضرورت یافتن راه یا راه هایی که بتوان کیفیت خدمات آموزشی را افزایش داد روشن می شود(میر فخرالدینی، سید حیدر و همکاران، ۱۳۸۸).در جهت ارتقائ کیفیت خدمات آموزشی می توان تکنیک مهندسی مجدد را نام برد که با شناسایی فعالیت های فاقد ارزش افزوده در نظام آموزشی،ساده سازی روشهای انجام فعالیتها،کاهش معنی دار هزینه خدمات آموزشی، در نهایت افزایش رضایتمندی افرادی که به آنها خدمت ارائه میشود را به دنبال خواهد داشت. و با دگرگون سازی و طراحی جدید تغییر ذهنیت و نظام ارزشی در ساختار فرایندها و روش استفاده از منابع و امکانات،تحول بنیادی ایجاد نموده و سبب دستیابی نظام آموزش به اهداف عالیه خود میگردد.
تاریخچه مهندسی مجدد:

نخستین فعالیت ها در زمینه مهندسی مجدد در دهة ۱۹۸۰ آغاز شد. پیش زمینه مهندسی مجدد، طرح مطالعاتی مدیریت در دهة ۱۹۹۰ دانشگاه انیستیتوی تکنولوژی ماساچوست بوده اس

ت. نخستین نظریه پردازی که مهندسی را مطرح نمود، مایکل همر می باشد که با مقالة « اتوماسیون کارساز نیست، فعالیت های زائد را حذف کنید» در مجلة هاروارد بیزینس دیوید، نظریه مهندسی مجدد را به جهان دانش مدیریت معرفی نمود. این مقاله در سال ۱۹۹۱ میلادی ارائه شد و پس از آن، وی کتاب « مهندسی مجدد، منشور انقلاب سازمانی » را به کمک جیمز شامپی در سال ۱۹۹۳ نوشت و این نظریه را برای مدیران تشریح نمود. مهندسی مجدد مشهورترین و بحث برانگیزترین نظریه مدیریتی در سال های اخیر بوده است به طوری که این نظریه اصل مشهور و چند صد ساله تقسیم کار آدام اسمیت را نقض نمود ( کریمی، مجید، ۱۳۸۶ ). مهندسی مجدد فرآیندها به عنوان منشور انقلاب سازمانی به جهان علم معرفی شد و ادعا می نماید که منجر به تغییرات شگفت انگیز در بهره وری سازمان ها خواهد شد. این انقلاب سازمانی، تفکر آدام اسمیت و معماری های هنری فورد و اسلوان را کاملا ناکار آمد اعلام کرد و مطرح کرد که با اجرای فرآیند مهندسی مجدد در سازمان ها می توان از معماری جدید و نو که متناسب با تغییرات و پیشرفت های فناوری های جدید است به نحو احسن استفاده کرد ( گیلانی نیا، شهرام، ۱۳۸۵ ).
تعاریف مهندسی مجدد:
مهندسی مجدد را با نام های متفاوتی می توان شناخت، نام هایی از قبیل طراحی مجدد فرآیندهای اصلی ( کاسپان و مورداک)، نوآوری فرآیندی ( دانپورت)، طراحی مجدد فرآیندهای کسب و کار ( دانپورت، ثورت و ابلنسکی)، مهندسی مجدد سازمان ( لوونتال، همرو شامپی)، طراحی مجدد ریشه ای ( جوهاتسون) و معماری مجدد سازمان ( تالوار) همگی از نام هایی هستند که مقوله مهندسی مجدد را معرفی کرده اند ( بحرینی، سید صادق، ۱۳۸۵). تعاریف مهندسی مجدد به شرح زیر می باشد:

مهندسی مجدد عبارت است از باز اندیشی بنیادین و طراحی نو و ریشه ای فرآیندها، برای رسیدن به پیشرفت های شگفت انگیز در معیارهای همچون سرعت، کیفیت، و هزینه برای رسیدن به اهداف سازمانی ( همروشامپی، ۱۹۹۳). مهندسی مجدد، روندی است که در آن وظیفه های فعلی سازمان جای خود را با فرآیندهای اصلی کسب و کار عوض کرده و بنابراین، سازمان از حالت وظیفه گرایی به سوی فرآیند محوری حرکت می کند، همین امر موجب سرعت بخ

شیدن به روند کسب و کار و کاهش هزینه ها و در نتیجه رقابتی تر شدن سازمان می گردد ( کرمی، میثم، ۱۳۸۷). مهندسی مجدد عبارت است از باز اندیشی بنیادین و ریشه ای فرآیندها برای دستیابی به پیشرفتی شگفت انگیز در معیارهای حساسی چون کیفیت و سرعت (Peter,flett,2008). مهندسی مجدد به واقع طراحی مجدد فرآیندها برای ساده کردن و جانشین کردن آن ها می باشد. در مهندسی مجدد با تغییر اصولی و درست فرآیندها اشتباهات حذف شده و سیستم فرآیند صحیح و درست فعالیت می نماید و باعث حذف شدن فعالیت های بدون ارزش افزوده می شود ( جعفری، مصطفی، ۱۳۸۴).
ضرورت به کارگیری مهندسی مجدد در سازمان ها:
مهندسی مجدد بر طراحی مجدد فرآیندهای کاری جهت دستیابی به بهره وری و مزیت رقابتی تمرکز می نماید. فرآیند های موجود هر سازمان ابتداعا بر اساس مجموعه برنامه های از قبل تعیین شده و مدون طراحی شده اند و آنگاه به موازات توسعه فناوری، خود کار گردیده اند. همان طور که سازمان رشد می کند، افراد بیشتری به مجموعه سازمان اضافه شده در حالی که سازمان هنوز مطابق برنامة قبلی فعالیت می کند، فرآیند ها جای خود را با وظیفه ها عوض کرده و به تدریج هزینه های بالاسری افزایش می یابد و سازمان اسیر چارچوب وظیفه ای خود می گردد. ( لازم به ذکر است که تفاوت میان وظیفه و فرآیند، همانند تفاوت میان جزء و کل است، به طوری که هر فرآیند از گروهی از وظیفه های به هم پیوسته تشکیل می گردد). این امر موجب پیچیده شدن کار و تاخیر در انجام آن گردیده و به تدریج باعث می شود که سازمان دچار رکود شده و از سرعت کافی جهت پاسخگویی به نیاز مشتری برخوردار نباشد، قدرت سازمان در رق

ابت با دیگران رو به افول گذارده و کیفیت تولیدات و خدمات کاهش می یابد. در اینجا ضرورت ایجاد تغییرات اساسی در سازمان نمود پیدا می کند. مهندسی مجدد با فرآیند محوری و با تغییرات اساسی که در سازمان به وجود می آورد، فعالیت هایی که در سازمان ارزش افزوده ایجاد نمی کنند را با فرآیندهای جدید جایگزین می کند. در آن صورت انرژی سازمان بر کارهای واقعی و ارزش آفرین متمرکز می شود که ارتقاء بهره وری را با افزایش سرعت، ارتقاء کیفیت، بهبود خدمات و کاهش قیمت تمام شده بدنبال خواهد داشت. مهندسی مجدد تنها در خود فرآیندهای کاری دگرگونی به وجود نمی آورد بلکه سبب بروز دگرگونی های متنوعی در

سازمان می شود ( رضایی نژاد، عبدالرضا، ۱۳۷۹). در مهندسی مجدد مدیران از فرآیندهای کاری کهنه و اصول زیر بنایی سازنده این فرآیندها فاصله گرفته و فرآین

دهای جدیدی را خلق می کنند، مهندسی مجدد می طلبد که فرآیندهای اساسی در کسب و کار، از زاویه ای چند بعدی و چند وظیفه ای مورد بررسی و تجدید نظر قرار گیرند ( شریفی، منصور، ۱۳۷۶). در مهندسی مجدد با تغییر اصولی و درست فرآیندها، اشتباهات حذف شده و سیستم با فرآیند صحیح و درست فعالیت می کند. از منابع، سرمایه و نیروی انسانی بدرستی استفاده شود و افراد در مورد کل سیستم، فرآیندها و فعالیت ها نگرش و درک سیستمی کاملی بدست آورند. سازمان با تامین نیاز مشتریان، سریعتر و راحت تر واکنش نشان داده و هزینه های سربار کاهش می یابد. فعالیت های بدون ارزش افزوده حذف می گردد و تمامی این ها باعث شکوفایی، بهره وری و هموار شدن مسیر سازمان می گردد ( جعفری، مصطفی، ۱۳۸۴). در قلب مهندسی مجدد، تفکر اصلی، بریدن از مقررات و قواعد کهنه و منسوخ و نیز جدایی از آن فرضیاتی است که بر کارها حاکم بوده است. مادامی که این مقررات و قواعد را تغییر ندهیم،

 

صرفا به بازچینی صندلی ها روی عرشه کشتی در حال غرق پرداخته ایم! امکان ندارد سازمان با لاغر کردن یا خودکار کردن فرآیندهای موجود به دستاوردها و پیشرفت های زیادی در عملکرد دست یابد، بلکه باید با فرضیات قدیمی و منسوخ در افتاد و قواعد کهنه ای را که بیش از هر چیز باعث افول سازمان شده، دور ریخت ( رضائی نژاد، عبدالرضا، ۱۳۷۹). امروزه مهندسی مجدد به یکی از بحث های داغ مدیریتی تبدیل شده است و راه نجاتی برای سازمان هایی محسوب می شود که در حال ورشکستگی و رکود هستند.
ضرورت به کار گیری تکنیک مهندسی مجدد در نظام آموزشی:
مهندسی مجدد اندیشه:
جوامع برای حضور در عصر اطلاعات و ورود به جامعه رویایی آینده، بیش از هر زمان دیگری به سرمایه های انسانی خود نیاز دارند. متاسفانه پدیده فرار مغزشایندی برای ورود به دنیای آینده نیست. ضرورت توجه به خرد ورزی و اندیشه پروری اندیشمندان و نخبگان و

بر طرف کردن موانع از سوی مسولان برای اهداف توسعه و رسیدن به مرز استقلال، یک امر بدیهی است پرورش نیروی انسانی توانمندی که قادر به خلق اندیشه های نو باشد، مستلزم یک فرهنگ انقلابی و نوین در زمینه نو آوری و خلاقیت است. برای ورود به عصر حاضر که برخی آن را رنسانس دیگری در تحول تاریخ بشر یا عصر دیجیتالی معرفی کرده اند باید باورهای کهنه را از خود دور کرد و فرهنگ مهندسی مجدد اندیشه را آموخت. در صورت نیاز به تغییرات بنیادین و طرح ریزی ریشه ای در فرآیندها برای دستیابی به بهبود و تحول چشمگیر در معیارهای مهم کار و ز

ندگی، دیگر بهبود تدریجی جواب نمی دهد و پذیرفتنی نیست. بلکه باید نتایج شگفت انگیز را جستجو کرده و با بریدن از روشهای صنعتی در فرآیند ها و روشها و زیر پا گذاشتن قواعد، به مهندسی مجدد روی آورد.با توجه به اینکه یکی از اهداف اجرای مهندسی ارزش، رضایت مشتری می با

شد، نظام آموزشی هم به عنوان یک فرآیند باید بتواند برای مشتریان خود(دانشجویان) ارزش مورد نظر را ایجاد کند، چون ایجاد ارزش یکی از عوامل به وجود آمدن انگیزش در انسان هاست.آموزش در دانشگاهها باید به صورت یک فرایند مورد توجه قرار گیرد.دانشگاه با فرهنگ گروهی در جهت تامین هدف مشترک باید بتواند برای مخاطبان خود ارزش ایجاد نماید،این امر جز از طریق تغی

یر در دیدگاههای سنتی آموزش عالی نسبت به مقوله آموزش امکان پذیر نیست.رسالت آموزش و پژوهش برای تامین بهبود بهره وری و کارایی سازمانهای بیرونی دیگر کافی نیست.بلکه سازمان آموزش عالی برای تامین رضایت مشتریان خود باید چگونگی تولید ثروت از دانش را هدف قرار داده و با تولید ارزش برای مشتریان خود،آنان را در استفاده بهینه از مواد آموزشی جهت ت

عریف کسب و کار برای خود و دیگران هدایت کند.به عبارت دیگر آموزش عالی باید بتواند آموزش خویش فرمایی را با استفاده از مهارتهای آموخته از دانشگاه برای مخاطبان خود مسجل کند.علاوه بر آن دانشگاهها به عنوان الگوی تفکر کارافرینی،خود نیز میتوانند به دانشگاههای کارافرین مبدل گشته و با نوآوری در کلاسهای آموزشی با کمک دانشجویان و فارغ التحصیلان از طریق بنگاههی اقتصادی تولید انبوه ایده را تا اجرای آن راه اندازی نمایند و برای دانشجویان فارغ التحصیل،شغل و برای خود درامد زایی کنند.در جهان امروز دانشی که نتواند ثروت ایجاد کند پذیرفته نیست و دانشگاههای کارافرین نیز برای منبع درامد خود باید کارافرینی کنند.مسلما مسئولیت اصلی چنین تحولی بر عهده رهبری سازمان آموزش عالی میباشد تا با تعهد به اهداف توسعه،هدایت آموزشی و توانمند سازی سرمایه های انسانی کشور را بر عهده گرفته و با تغییر نگرشهای آموزشی کهنه، دانش را ابزار تولید ثروت خویش فرمایی برای مخاطبان خود تعریف نماید(شبگو منصف،سید محمود،۱۳۸۶).اما در حال حاضر، چنین به نظر می رسد که دانشگاه ها به عنوان موتور محرکه تولید علم، در زمینه تربیت وآموزش نیروی انسانی ماهر و متخصص با چالش ها و نارسائی هایی مانند فشار ناشی از افزایش سریع تعداد دانشجویان و افزایش هزینه واحد های درسی روبرو هستند که هدف مهندسی مجدد اندیشه از بین بردن این چالش ها و نارسائی ها و بهبود فعالیت های دارای ارزش می باشد.

به کارگیری تکنیک مهندسی مجدد در نظام آموزش حسابداری:
همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد مهندسی مجدد سبب افزایش و ارتقای کیفیت خدمات ارائه شده و کاهش بهای تمام شده خواهد شد. بدین سان چون به نظر می آید که نظام آموزش حسابداری کشور امروزه، از یک سو، از نارسائی ها و چالش هایی( گلوگاه های آ

موزشی) در رنج است و از سوی دیگر به دلیل چالشهای فراروی این نظام در آینده(نیاز مدیران به حسابدارانی که همپای تغییرات تجارت و اقتصاد پیش روند) ضرورت پیاده سازی تکنیک مهندسی مجدد در نظام آموزش حسابداری نیازی انکار ناپذیر به شمار میرود. با اجرای این تکنیک، نظام آموزش حسابداری کشور مورد باز اندیشی قرار می گیرد و چالش ها و نارسائی های آن مشخص می شود. در ادامه به مهمترین این چالش ها و نارسائی ها اشاره خواهد شد.
همانطور که اشاره شد هر نظام آموزشی از سه قسمت، درون داد، فرآیند و برونداد آموزشی تشکیل شده است که نا رسائیها و چالشهای هر قسمت به طور جداگانه با پیاده سازی تکنیک مهندسی مجدد مورد بحث قرار می گیرد.
۱)نارسائی و چالش های مربوط به درون دادهای نظام آموزشی حسابداری:
عدم توجه به پیشینه علمی دانشجویان حسابداری باعث می شود که ما در رشته حسابداری ترجیحا دانشجویانی را در دانشگاه پذیرش کنیم که معمولا دیپلمه های ریاضی فی

 

زیک یا علوم تجربی هستند و عده محدودی که به دانشگاه راه پیدا می کنند از دیپلمه های حسابداری هستند. به ادعای برخی دبیران آموزش و پرورش، اکثر این افراد شناخت وآگاهی کافی در مورد رشته حسابداری ندارند وپس از مدتی نسبت به حسابداری بی انگیزه می شوند(همت فر، محمود، ۱۳۸۲).
۲)نارسائی و چالش های مربوط به فرآیند آموزشی نظام آموزش حسابداری:
الف) به روز نبودن سر فصل ها و برنامه های درسی
اندیشمندان زیادی در مورد برنامه های درسی اظهار نظر کرده اند. برای مثال گودسن (۱۹۹۴) برنامه درسی را مفهومی چند وجهی می داند که در سطوح مختلف و عرصه های گوناگون مورد مذاکره قرار گرفته است. به نظر لانگ استریت ویشن (۱۹۹۳)، برنامه درسی رویدادی تاریخی است به عبارت دیگر برنامه درسی به منظور تحقق یک مجموعه اهداف مشخص تدوین نشده است بلکه در پاسخ به پیچیدگی روز افزون تصمیم گیری در تعلیم وتربیت به روز نموده است( نصر، احمد رضا و همکاران، ۱۳۸۶).
عمده مشکلات سر فصل ها و برنامه درسی نظام آموزش حسابداری به شرح زیر می باشد:
الف-۱) کم توجهی به دروسی مانند نرم افزارهای مالی وسیستم های اطلاعاتی حسابداری و مدیریت
الف-۲) کم توجهی به دروسی مانند کار آموزی و پروژه مالی
الف-۳) بی توجهی به دروسی مانند کارآفرینی
الف-۴) وجود دروس تکراری با کمترین ارزش افزوده برای دانشجویان

سر فصل ها و برنامه درسی فعلی رشته حسابداری تابع شرایط اقتصادی چند کشور پیشرفته و صنعتی دنیاست و ما در ایران برنامه درسی مطابق با شرایط محیطی خودمان نداریم( ثقفی، علی، ۱۳۸۱). از دید شاغلین در حرفه، برنامه درسی رشته حسابداری بسیار قدیمی است و گویای شرایط فعلی اقتصادی کشور نمی باشد ( مجتهد زاده، ویدا، ۱۳۸۲). سر فصل ها و برنامه درسی رشته حسابداری نمی تواند پاسخ گوی نیاز های حرفه در هزاره جدید باشد( نیکو مرام، هاشم، ۱۳۸۵). به دلیل مسائل پیچیده اقتصادی و محیط در حال تغییر تجاری امروز، مدیران به حسابدارانی متفاوت از گذشته نیاز دارند که قدرت انعطاف پذیری بالایی را با این شرایط در عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات(فاوا) داشته باشند( محمد زاده سالطه، حیدر، ۱۳۸۷). نداشتن تجربه عملی مناسب برای دانشجویان، آنان را در رشد و ترقی در مسیر حرفه باز می گذارد. توجه به کار آموزی در حین تحصیل مزایایی همچون افزایش توانایی عملیات فنی و محاسباتی و ایفای نق

ش موثر در تجزیه مالی و گزارشگری مالی را در بر خواهد داشت(حاجیها، زهره، ۱۳۸۷). کار آفرینی را باید یکی از ضروریات هزاره جدید دانست. متاسفانه اغلب دانشگاه های ما فقط رسالت خویش را منحصرا آموزش می دادند و کمتر برنامه هایی با دور نمای کارآفرینی دارند که متعاقبا سالانه شاهد فراغت هزاران دانش آموخته ای می شویم که کمترین نشانه نو آوری و اندیشه آفرینی در آنان نیست( حسینی لرگانی، سیده مریم و همکاران، ۱۳۸۷).
ب) منسوخ بودن روش تدریس حسابداری:

 

به مجموعه تدابیر منظمی که مربی برای رسیدن به هدف با توجه به شرایط و امکانات اتخاذ می کند، روش تدریس گفته می شود( شعبانی، حسن، ۱۳۷۴). در ایران اغلب مربیان، کتاب و محتوای آموزشی را که وسیله ای برای رسیدن به هدف است، هدف قرار می دهند و تمام کوشش خود را مصروف حفظ و تکرار مطالب می کنند و به علت عادت باورشان شده است که تدریس یعنی انتقال اطلاعات و معلومات از سوی مربی و حفظ کردن کورکورانه آن از سوی

فراگیر( نوروش، ایرج، ۱۳۸۲).
روش های قدیمی و منسوخ تزریق اطلاعات به دانشجویان باید برداشته شود، دانشگاه باید مکانی باشد که دانشجو در آن یاد می گیرد که چگونه فکر کند و چگونه تجزیه و تحلیل نماید ( پور علی لا کلایه، محمد رضا، ۱۳۸۷).پژوهش در باره کیفیت تدریس در دانشگاه از جمله مهم ترین مسائل است که از یک سو بازخورد مناسب برای تجزیه و تحلیل مسائل آموزشی،تصمیم گیریهای اساسی و برنامه ریزیهای راهبردی در اختیار مسئولان و دست اندرکاران آموزش عالی قرار میدهد و از سوی دیگر،مدرسان با آگاهی از کیفیت عملکرد خود در جریان تدریس قادر خواهند بود به اصلاح شیوه ها و روشهای آموزشی و در نتیجه،افزایش کیفیت تدریس خود بپردازن

د(stephen P.heyneman,2004).مارتنز تاکید میکند که توجه به آنچه که اساس یادگیری و تدریس مطلوب را تشکیل میدهد در ایجاد و توسعه سیتم های تضمین کیفی

 

ت از اهمیت اساسی برخوردار است.تضمین کیفیت بر این فرض اساسی استوار است که تدریس با کیفیت عالی یه حفظ تمرکز بر آنچه دانشجو یاد میگیرد و چگونگی یادگیری وی و همچنین،نحوه بهبود بخشیدن به کیفیت آن وابسته است(martnes,1998).بنابراین کیفیت مطلوب تدریس،برایند کیفیت مطلوب یادگیری قلمداد و در مراکز آموزش عالی اصولا ارتقای فرصتهای یادگیری موثر برای دانشجویان تعریف میشود. هدف از آموزش همانا یادگیری دانشجویان است(henson,2003).
3)نارسائی ها و چالش های مربوط به ستانده(خروجی) نظام آموزش حسابداری:
تغییرات سریع به عنوان مشخصه اصلی محیطی که حسابداران در آن فعالیت می کنند شناخته شده است. چنین به نظر می رسد که عدم توجه به تغییراتی که رخ داده است و ادامه هم خواهد داشت، اگر قرار باشداز حسابداری به عنوان ابزاری برای پاسخ گویی وراهی برای رشد و توسعه اقتصادی استفاده کرد، باید حسابدارانی تربیت نمود که جوابگوی تقاضاها و نیاز های جامعه باشند عدم ایجاد گرایش در مقاطع مختلف حسابداری سبب شده است که نظام آموزشی نتواند به آموزش حسابدارانی ورزیده جهت تامین نیاز های حرفه بپردازد( دنیویان، فاطمه، ۱۳۸۴).یونسکو در سال ۱۹۹۸ در کنفرانس جهانی اموزش عالی،توصیه های زیر را در مورد قابلیتهای لازم برای فارغ التحصیلان دانشگاهها را ارائه کرده است:
-منعطف باشند
-خلاق و نواور باشند

-کارآفرین باشند(داشتن توان و روحیه کارآفرینی به جای کارجویی)
-قادر به انجام کار گروهی و مشارکتی باشند
-قابلیت حرکت در میان عرصه های میان رشته ای را داشته باشند.
چنین به نظر میرسد که دانشگاههای کشور و سیستم آموزش عالی در حال حاضر فاصله زیادی را با مصوبه سال ۱۹۹۸ یونسکو دارند.
همانگونه که مشاهده شد نارساییها و چالشهای نظام آموزش حسابداری در هر سه قسمت تشکیل دهنده این فرایند وجود دارند. این گونه چالشها با مصرف منابع و بدون اینکه ارزش افزوده ای را ایجاد کنند در نهایت سبب نارضایتی مشتریان و در واقع ذینفعان از اطلاعات حسابداری خواهند شد.تکنیک مهندسی مجدد با شناسایی این گونه نارساییها و گلوگاههای آموزشی میتواند به کارامدی نظام آموزش حسابداری کمک کند
جمع بندی و نتیجه گیری:
در عصر حاضر، مهندسی مجدد اندیشه ضرورت خانه تکانی اساسی را برای اهداف توسعه در آموزش عالی به منظور مواجه با تغییر و دستیابی به پویایی را مسجل کرده است. با توجه به ماهیت دانشگاه ها در آینده و همچنین چالش های امروزی فرا روی آنها نیاز به تکنیک مهندسی مجدد به طور جدی احساس می شود. در این بین نظام آموزش حسابداری نیز با به کار گیری این تکنیک می تواند مراحل قبل از ورود به دانشگاه و تحصیل در دانشگاه و مرحله بعد از فارغ التحصیلی دانشجویان رشته حسابداری را مورد باز اندیشی بنیادین قرار داده و با کنار گذاری فرایندهای منسوخ گذشته و طراحی فرایندهای جدید، به کاهش بهای تمام شده خدمات آموزشی و افزایش کیفیت خدمات ارائه شده یاری رساند. چرا که مدیران فردا به حسابدارانی ن

یاز خواهند داشت که قدرت انعطاف پذیری بالایی را با تغییرات شرایط اقتصاد و تجارت جهانی داشته باشند، به کارگیری تکنیک مهندسی مجدد در نظام آموزش حسابداری سبب می شود که این نظام بتواند به تربیت و آموزش حسابداران ماهر، متخصص و آموزش دیده همت گمارد،تا شاهد ارتقا کیفیت نظام آموزش حسابداری کشور نسبت به گذشته باشیم.

منابع:
• عتمادی، حسین، ۱۳۷۷، شناسایی عوامل و موانع رشد آموزش حسابداری در ایران و ارائه برنامه کارا و کارآمد، پایان نامه دکتری، دانشگاه تربیت مدرس
• بحرینی، سید صادق، ۱۳۸۵، برسی تحلیلی اجرای مهندسی مجدد فرآیندها در آموزش عالی کشور، فصل نامه اندیشه صادق، شماره ۲۳
• پور علی لاکلایه، محمد رضا، ۱۳۸۷، رویکردی نوین به آموزش حسابداری چالش های شرایط موجود و راه کارها، دانشگاه آزاد ارومیه
• ثقفی، علی و محمد زاده و نوین، عادل، ۱۳۷۱، اعتلا آموزش حسابداری در کشور های در حال رشد، فصل نامه بررسی های حسابداری و حسابرسی دانشگاه تهران، سال اول، شماره دوم
• ثقفی، علی، ۱۳۸۱، گفتگو با دکتر ثقفی در مورد آموزش حسابداری در ایران، فصل نامه حسابرس، شماره ۱۵
• جعفری، مصطفی و اخوان، پیمان،۱۳۸۴، تحقق مفهوم ناب توسط مهندسی مجدد فرآیندها، فصل نامه مدیریت فردا ،شماره۱۰ و ۹، سال سوم

• حسینی لرگانی، سیده مریم و میر عرب رضی، رضا و رضایی، سعید، ۱۳۸۷، آموزش کارآفرینی در هزاره جدید، فصل نامه پژوهش و برنامه ریزی در آموزش عالی، شماره ۵۰
• شبگو منصف، سید محمود، ۱۳۸۶، مهندسی مجدد اندیشه در آموزش، مجله روشن، سال ۱۶، شماره ۱۱۱
• شعبانی، حسن، ۱۳۷۴، روشهای تدریس در آموزش عالی، تهران

، انتشارات سمت

• طیبا، حسین، ۱۳۸۶، مهندسی مجدد، مجله رهبری و مدیریت، سال اول، شماره دوم
• فرج وند، اسفندیار، ۱۳۸۲، مبانی مدیریت دولتی، تبریز، انتشارات فروزش
• فرج وند، اسفندیار، ۱۳۸۶، نگاهی دوباره به مهندسی مجدد، ماهنامه تدبیر، شماره۱۸۵
• کرمی، میثم،۱۳۸۷، مهندسی مجدد در سازمانها، مجله لوله و اتصالات
• کریمی، مجید و رود بارانی، محمد، ۱۳۸۶، مهندسی مجدد و متدولوژی تغییر سازمان، فصل نامه آسیا
• گیلانی نیا، شهرام، ۱۳۸۵، تاثیر تفکر ناب در بهبود مهندسی مجدد فرآیند ها، فصل نامه دانش مدیریت، سال ۱۹، شماره ۷۴
• گیتی نما، سحر و سلیمانیها، مجتبی، ۱۳۸۹، متدولوژی مناسب مهندسی مجدد در موسسات آموزش عالی، ماهنامه تدبیر، شماره ۲۱۶
• محمد زاده، سالطه، حیدر و پناهی، سونیا، ۱۳۸۷، ظهور فناوری اطلاعات و افول روشهای سنتی آموزش حسابداری، فصل نامه حسابرس، سال دهم، شماره ۴۲
• Cindy t. christen ( 2005), the restructuring and reengineering of AT & T, journal of public relation review
• Graft,A(1995),International development in assuring quality in higher education,London
• MARKE. NISSEN (1999), Knowledge- based knowledge managment in the reengineering domain, journal of decision support system
• Peter, flett & Adrienne, curry& adam, peat ( 2008),reengineering system in general practice, journal of information managment.

• Sanjay, goal & Vicki, chen ( 2008), integrating the global enter pries using six sigma: business process reengineering, international journal of production economics