طالبان و امنیت جمهوری اسلامی ایران

( ۲۰۰۱-۱۹۹۶ )

انتخاب موضوع پژوهش
بعد از سقوط آخرین دولت کمونیستی در اواخر آوریل ۱۹۹۲ م ، و انتقال قدرت به مهاجرین(کسانی که در دهه های قبل یا خود یا پدرانشان به پاکستان عظیمت کرده بودند و حالا با برنامه ریزی منسجم برگشته بودند تا قدرت را در دست بگیرند این گروه طالبان نام داشتند) زیاده خواهی های بعضی احزاب جهادی ، دور شدن از اسلام و اصل مقدس جهاد ، نوگرائی و نژادپرستی افراطی ، عدم بلوغ سیاسی بسیاری از سران جهادی ، عدم برنامه ریزی و تربیت کادر متعهد و کاردان و ضعف شدید فرهنگی ، به

خصوص در میان انقلابیون ، مضاعف بر نقشه های استعمار خارجی ، کشور افغانستان را وارد یکی از پیچیده ترین بحران های کنونی جهان نمود ، بحرانی که علیرغم ، تباهی ملت مظلوم افغانستان ، هویت اسلامی ، انقلابی نهضت مردم افغانستان و نیز امنیت منطقه ای کشورهای همسایه را با تهدید رو به رو ساخت. با ظهور جنبش طالبان در تابستان ۱۹۹۴ م ، بحران افغانستان وارد دور جدیدی شد. در زمان کوتاهی طالبان بر پایتخت کشور و اکثر استان های جنوبی و غربی سیطره یافت .

طالبان بزودی مناطقی در جنوب افغانستان را که زیر تسلط دولت مجاهدین به رهبری برهان الدین ربانی بود اشغال نمودند. آنها یک ماه و دور روز پس از اعلام موجودیت ، ولایت قندهار چهارمین ولایت مهم افغانستان را تصرف کردند. طالبان به پیشروی های خود ادامه دادند و تعدادی از ولایات را بدون جنگ یکی پس از دیگری اشغال می نمودند که به ترتیب دیگر ولایات وردک ، لوگر ، خوست ، هرات ، جلال آباد و کابل را با اندک درگیری هایی تا تاریخ ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۶ به تصرف خود در آوردند. آنها به محض ورود به کابل ، پایتخت افغانستان ، دکتر محمد نجیب الله احمدزی ، رئیس جمهور سابق افغانستان و برادرش شاهپور احمدزی را کشتند و جنازه هایشان را چهار راه آریانا در نزدیکی ارگ ریاست جمهوری افغانستان به نمایش گذاشتند. سپس به تدریج سه چهارم خاک افغانستان را متصرف شدند. طالبان سپس نام حکومت خود را امارت

اسلامی افغانستان گذاشتند و تشکیلات خود را از طریق رادیو افغانستان اعلام نمودند.
در نهایت طالبان در عرض کمتر از پنج سال نود درصد خاک افغانستان را بدست آورد.

به هر حال آنها بر افغانستان سلطه یافته بودند و از اواخر ۱۹۹۶ م توانسته بودند بر اریکه ی قدرت تکیه زنند اما سال ۲۰۰۱ م آخرین سال حکومت آنها بود و پس از پنج سال سلطه بر افغانستان سلطه خود را از دست دادند.

ماجرا بدین شکل بود : با وقوع حادثه تروریستی یازدهم سپتامبر و عدم تسلیم بن لادن به آمریکا از سوی طالبان بهانه حمله به افغانستان در اختیار آمریکا قرار گرفت. ایالات متحده به تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۰۱ به افغانستان حمله نمود طالبان با همکاری اعضای جبهه ی مخالف طالبان (مجاهدین سابق) شکست خوردند و حامد کرزای رئیس جمهور دولت موقت افغانستان گردید. طالبان پس از مدت کوتاهی مجدداً اعلان موجودیت نموده و با حاکمیت افغانستان مخالفت ورزیدند. طالبان در ظهور مجدد خویش بیشتر در مناطق جنوبی افغانستان ، با نیروهای بین المللی و افغان درگیر شدند. مناطق جنوبی افغانستان هم اینک صحنه نبردهای خونین میان شبه نظامیان و نیروهای ناتو و افغان است.

نکته ای که نظر مرا در پاراگراف قبلی جلب کرده بود واژه ی پیدایش مجدد طالبان بود. چند صباحی بود که طالبان را به عنوان یک گروه نیمه منحل یاد می کردند اما با تحرکات جدید این گروه در افغانستان و مباحثی مربوط به مبارزه با تروریسم که پس از واقعه ی ۱۱ سپتامبر بوقوع پیوست توجه مرا جلب کرد تا این که طالبان را که به عنوان یک گروه محرک تهدید کننده و همچنین به عنوان نماد بنیادگرایی در منطقه مطرح شدند و تهدیدی برای امنیت ایران تلقی می شدند را بررسی و کند و کاو کنم خود به خود به بحث امنیت ملی ایران کشاند. زیرا بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران امام خمینی (ره) بارها نکته ای را در محافل متذکر می شدند به این منوال که امکان ندارد در یک مکتب و در یک آئین دو فکر متضاد و رو درو وجود داشته باشد ، و باید این واقعیت روشن شود که کدام یک حقیقت را می گویند. منظور ایشان اسلام ناب محمدی از جانب انقلاب اسلامی و اسلام سنتی از سوی طالبان بود.

به هر تقدیر بنده وارد مبحثی شده ام و داده هایی که برای پژوهش به آن نیاز دارم آن قدرها زیاد و قابل ملاحظه نیستند و کتب چاپ شده فقط درباره طالبان و امنیت ملی ایران کم به نظر می رسد. بنابراین من با توجه به همین کتب محدود و کتاب های دیگر که در محدوده افغانستان ، طالبان ، همسایگان و ایران نوشته شده و مقالات و روزنامه ها و سایت ها باید داده ها و اطلاعات را جمع آوری و جفت و جور کرده و با بررسی کند و کاو در آنها بتوانم مطلبی را در حد توانم ارائه کنم. با این اوصاف ذکر شده و کمی مقدمه چینی نقش طالبان را بر امنیت ملی ایران بررسی کنم.

طرح مسئله ی پژوهش
جمهوری اسلامی ایران پس از روی کارآمدن مجاهدین در افغانستان همسو با بسیاری از سازمان های بین المللی جهانی و در راستای سیاست خارجی خود برای کمک به برادران مسلمان همسایه از هرگونه مساعدت دریغ نورزید و در زمان جهاد علیه شوروی نیز پذیرای بخش عمده ای از افغان های آواره بود. ایران از نظر سیاسی ضمن احترام به استقلال داخلی افغانستان- که خود از مدت ها پیش در زمان مبارزه در کنار گروههای مجاهدین برای دست یابی به آن تلاش می کرد- خواستار یک دولت فراگیر بود و این امر را از طریق تعالیم اسلامی ممکن می دانست. اما شکل گیری طالبان ، یک باره همه چیز را دگرگون کرد و کشمکش های داخلی افغانستان برای کسب قدرت را تبدیل به یک بحران عمومی در سطح منطقه ای از آسیای میانه تا هند کرد. و همچنین فضای نظامی و اتکا به زور را دوباره جایگزین آن کرد و تمام تلاش های انجام شده برای استقلال و کسب وحدت ملی را از بین برد.
در کلام ملا عمر و سمت او به عنوان رهبر «اجرا و تحقق دستورات اسلام» این پیام قابل درک بود که او می خواهد سرزمینی متحد پدید بیاید که حکومت آن براساس تفسیرهای سنت گرایانه و توأم با تعصب از قوانین اسلامی باشد. اگرچه در سراسر کشور تعهد عمیق نسبت به اسلام وجود داشت ، اغلب مردم رهبران افراط گرا را ، خواه گروه های مذهبی ، خواه از سایر گروهها ، تأیید نمی کردند ، زیرا این اشخاص آزادی های فردی را محدود می ساختند و در برابر هر نوع مخالفتی مجازات های سختی مقرر می داشتند.
مناطق شمالی ، از جمله مزار شریف ، تا حد زیادی به مقاومت در برابر طالبان ادامه داد ، زیرا ساکنان این مناطق به پشتون ها- که اسم قوم طالبان بود- اعتماد نداشتند و معتقد بودند که آنها می خواهند «حکومت استبدادی عقب مانده ی پشتوان را بر افغانستان که مردمش از نژادها و اقوام مختلف هستند تحمیل کنند. مزار شریف

پناهگاهی بود که تحت کنترل عبد الرشید دوستم و عبدالملک قرار داشت و ناحیه شمال شرقی کابل نیز تحت رهبری احمد شاه مسعود که از نژاد تاجیک بود ، در مقابل طالبان مقاومت می کرد. مزار شریف سرانجام در سال ۱۹۹۸ به کنترل طالبان درآمد ، ولی گروه های مقاومت در نود درصد خاک افغانستان که به تدریج تحت سلطه ی طالبان درآمده بود به مبارزاتشان ادامه می دادند. برای طالبان لازم بود که مخالفت ها را با ارعاب و خشونت مهارکند. قوم هزاره ، که شیعه مذهب بودند ، از نظر طالبان ، کافر به حساب می آمدند و به طور خاصی مورد آزار و اذیت قرار می گرفتند.

حال باید توجه کرد که آن گروهی جمهوری اسلامی از آن حمایت می کرد ، در مقابل چه گروه یا حزبی عرصه را واگذار کردند. این حزب پیروز حزبی بود از اهل سنت که اندیشه ی وهابیت و سنتی را در سر خود می پروراند در حالی که در سمت غربی آن کشوری حضور داشت که خود را سردمدار شیعه ی عصر حاضر می دانست. با کمی بررسی آن چیزی که دیده خواهد شد این است که این دو مانند هوویی هستند که نمی توانند در کنارهم دوام بیاورند حتی شاید با حضور مرد و همسری قدرتمند ، پس اسلام دو گونه ی متفاوت ازتفکرات را مشاهده می کرد که هرگز نمی توانست این دو را در کنار هم نشاند. آن هم در حالی که مرزهای طولانی این دو را به هم وصل کرده و ضریب خطر و مناقشه را بالا برده. در نهایت باید به این ضرب المثل متمسک شد که «هرجا سراست صدام هم هست». دو سری که دقیقاً کنار هم در عین حال سر ناسازگاری هم دارند.

با این تفاصیل این پرسش مهم برای من مطرح می شود که در سال ۱۹۹۶تا۲۰۰۱ که دوران قدرت مداری طالبان در افغانستان بود آنان از چند جنبه و چگونه امنیت ملی ایران را تهدید می کردند و کدام نوع از آن مخاطرات برای امنیت ملی ایران سهمگین تر بود؟

پیشینه ی موضوع پژوهش
مهم ترین مشکلی که من در مسیر تهیه ی طرح پژوهش با آن مواجهه شدم محدود و کم بودن منابع در مورد این موضوع بود. اکثر کتاب های نگاشته شده یا در مورد تاریخ افغانستان و اقوام و گروههای حاکم در چند سده اخیر و یا سالهای حضور شوروی در افغانستان بوده و یا اینکه در مورد علل شکل گیری و سقوط طالبان و کشورهای همسایه ی افغانستان و شیوه های تعامل آنها با افغان ها و مقدار بسیار کمی کتاب فقط در مورد امنیت ملی ایران و تهدیدات طالبان نگاشته شده بودو کتاب هایی هم بودند که با موضوعاتی از قبیل طالبان و افغانستان کمی به ایران مربوط می شد و مقدار بیشتر هم به قدرت ها و همسایگان. حال کتاب هایی که از نظر گذرانده ام را به دو بخش تقسیم می کنم :

کتب خارجی
افغانستان عنوان کتابی است اثر (الف.اچ.ماگنوس- ادن نبیA.H.MAGNOUS-EDEN.BE او در این کتاب به مواردی اشاره می کند که اصلاً ربطی به موضوع پژوهش ندارد ولی در نصفه ی بعدی کتاب خود به طالبان ، جنبه های داخلی و بین المللی آن و چگونگی شکل گیری و سرانجام به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان و واکنش و عکس العمل منطقه ای و بین المللی نسبت به طالبان می پردازد. مهم ترین بخش و نزدیک ترین موضوع به پژوهش بنده همان واکنش های بین المللی بود که به مقدار کمی به تأثیرات آنها بر شیوه ی برخورد طالبان با ایران اشاره کرده است و بسیار هم کلی و سطحی از این مورد عبور کرده و مخصوصاً تأثیرات آمریکا نشان می دهد ولی به همسایگان دیگر و نقش آنها و شیوه های برخوردشان فقط در چند خط پرداخته است.

افغانستان کشوری در تاریکی ، اثر کریس جانسون کتابی دیگر است که جدای از بحث های تاریخی و مسائل مربوط به دوران تسلط شوروی بر افغانستان ، او هم به ورود طالبان و اینکه طالبان از کجا تدارک می شود اشاره می کند ، همچنین به کمک ها و تسلیحات و سازمان های غیردولتی و سازمان ملل متحد و قانون و حقوق بشر و اسلام در افغانستان ، زنان ، مواد مخدر اقتصاد نابه سامان هم اشاره کرده است ولی به نقش ایران و عکس العمل طالبان پس از سلطه بر افغانستان نپرداخته است.

ویلیام میلی هم کتابی نگاشته به نام افغانستان ، طالبان و سیاست های جهانی که غیر از نحوه ی شکل گیری طالبان به روابط و چگونگی تعامل پاکستان و طالبان اشاره دارد و و همچنین به ایالات متحده و تعامل آنها با طالبان پرداخته ، او ناتوانی های پاکستان در کنترل طالبان و آنچه آنها در افغانستان انجام می دهند را مطرح کرده و آسیب پذیری پاکستان از طالبان را و همچنین از عربستان و نقش آن در مسائل افغانستان و سیاست ها و رفتار ایران هیچ گونه اظهار نظری نکرده است

کتاب طالبان نوشته پیتر مارسدن که در آن به بررسی ویژگی های طبیعی و تاریخی افغانستان ، مبارزات مردم ، شکل گیری احزاب افغانستان ، احزاب مجاهدین و همین طور ظهور طالبان و آئین آن پرداخته است همچنین این کتاب به بررسی علل اختلاف غرب و جهان اسلام پرداخته و وضعیت زنان و دختران در افغانستان را مورد بررسی قرار داد . او به چند مذهبی بودن جهان اسلام اشاره ای نکرده در حالی که در اسلام حداقل سه چهار شاخه از دو مذهب شیعه و سنی به وجود آمده که او باید جهان اسلام با در نظر گرفتن این شاخه ها و فرقه تحلیل می کرد نه اینکه کل جهان اسلام را که اصلاً هم سازش با هم ندارند را با غرب مواجهه کند. (البته بعضی فرقه ها)

این نویسنده همانطور که مترجم ذکر کرده از بعضی ویژگی های تفضیلی نظام ارزشی اسلام در محورهای مختلف آگاهی های کافی ندارد ولی در عین حال این کتاب جزو منابع قابل قبول مجموعه نوشتارهای موجود در دانشگاههای انگلیس بود و حتی از طریق سیستم کتابخانه ی ماهواره ای نیز از جمع منابع کشورهای انگلیسی زبان ، منبع قابل ملاحظه ای از طالبان موجود نبود.

کتب داخلی
وحید مژده کتابی نگارش کرده به نام افغانستان و پنج سال سلطه ی طالبان که به طور خلاصه طالبان و محیط تربیتی آنان ، شریعت و سیاستشان را تشریح می کند و به اسامه بن لادن و القاعده و فعالیت های این دو اشاره می کند و به بخش های نظامی و قضاء و امنیت و تعلیم و تربیت و دیپلماسی ، اختلافات داخلی و فرجام آن می پردازد. این کتاب در مجموع کتابی است که به چگونگی روی کارآمدن و عقیده و شریعت طالبان و اختلاف آنها یعنی بعد داخلی توجه می کند و سپس به بعد خارجی آن یعنی کمک ها و حمایت های برخی کشورها به طالبان اشاره ای دارد اشاره ای دارد. در این بین او اصلاً به ایران که می توانست حداقل یکی از ابعاد خارجی آن باشد اشاره نکرده است.

در کتاب جریان پرشتاب طالبان نویسندگان آن از جمله محمد هاشم عصمت الهی به بافت و ترکیب قومی ، سیاسی و مذهبی طالبان و زمینه های ظهور و نقش آمریکا در ظهور و رشد طالبان و نقش ژئوپولتیک افغانستان و عملکرد طالبان در عرصه های اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی می پردازد و سپس به روابط سیاسی طالبان با کشورها و سازمان های بین المللی از جمله روابط با آمریکا ، عربستان و پاکستان می پردازد ، و حتی به کشورهای دیگر غربی و آسیای میانه و روسیه و جایگاه آنها در قبال طالبان و موضع گیری های مقامات ایرانی اشاره می کند.

هرچند اینها به موضوع بنده نزدیک است ولی نقش های اقتصادی و سیاسی و ایدولوژیک سه کشور پاکستان عربستان و آمریکا را در قضیه طالبان که به امنیت ملی ایران ربط می یابد را در بر نمی گیرد.

کتاب تروریسم ، اثر حسن واعظی به طور کلی به نقش آمریکا در سیاست های جهانی ، بخصوص در مورد جهان اسلام می پردازد. کالبد شکافی عملیات ۱۱ سپتامبر و نقش آمریکا در ایجاد رژیم تروریستی اسرائیل و ایجاد و تقویت طالبان و بن لادن و اهداف آمریکا از این امور مورد توجه قرار گرفته که او می خواسته بگوید موضوع به ایران مربوط می شود ولی در واقع به صورت دقیق همه ی جوانب را موشکافی نکرده است.

افغانستان عصر مجاهدین و برآمدن طالبان عنوان کتابی است از آقای چنگیز پهلوان که جامعه و فرهنگ افغانستان و ورود طالبان به کابل و رویدادهای عمده ی در عصر مجاهدین را مورد توجه قرارداده ، در این بین یک مبحث به چشم می خورد که یکی از زوایای پژوهش بنده هست و آن مسئله ی افغانستان از زاویه منافع ملی و تمدنی می باشد که درباره ی سیاست های رهبری (استراتژیک) ایران در قبال افغانستان را بررسی کرده و در مجموع می خواسته بگوید که مراحل مختلف سیاست خارجی

ایران به هم گره خورده و کارگزاران سیاست خارجی به ویژه در حوزه ی افغانستان اشتباهاتی مرتکب شده اند و می گوید که همه قبول دارند که ایران در قبال افغانستان در عصور مجاهدین و ورود طالبان معضلاتی را به وجود آورده و یا می گوید که مانورهای سپاه و ارتش براین پیچیدگی افزوده است. قتل دیپلمات ها و کشتار شیعیان در افغانستان ایران را در برابر معضلاتی چند بعدی قرارداده است. عده ای از امکان اقدام نظامی سخن می گویند و عده ای شروع کرده اند به مخالفت با هر گونه اقدام عملی.

به هرحال ایران به گونه ای مخاطرات حوادث افغانستان و قضایای طالبان را متوجه شده بود. به هر تقدیر این کتاب در گوشه ای از مطالب خود مبحثی اشاره کرد که این مبحث یکی از زوایای پژوهش من می تواند باشد ، اما این نویسنده به طور منسجم و مجدانه ابعاد مختلف امنیتی و تهدیدات آن را مشخص ننمود و بحث را به طور کلی و در چند صفحه اجمالاً شرح داده است.

نویسنده کتاب افغانستان و مداخلات خارجی ، آقای حق جو از ترکیبات قومی و کلیاتی درباره ی تاریخ افغانستان ، ارتش سرخ و حوادث دوران اشغال افغانستان توسط شوروی که قبل از طالبان را در برمی گیرد شروع کرده و آرام آرام به مباحثی می رسد که به طریقی به موضوع پژوهش من ربط می یابد ، که شامل این موضوعات است :
پیدایش گروه طالبان و تشدید جنگ و تجاوز پاکستان به افغانستان که منشا شکل گیری هم جز همین دسته است.

جایگاه آمریکا ، عربستان و امارات و پاکستان و قوم پشتون را بررسی می کند و سپس می گوید که پاکستان وارد صحنه ی عمل شده و طالبان ظهور کردند. خلاصه ، اگر این قضایا که نصفه ی بعدی کتاب را شامل می شود به ایران هیچ اشاره ای نمی شود اما از سخن هایی که مورد آمریکا و همسایگان افغانستان بیان شده می توان برداشت هایی را در مورد تهدید طالبان بر امنیت ملی ایران به عمل آورد ، البته نویسنده در دو مورد نقش ایران در قبال تحولات افغانستان و پیشینه ی روابط ایران و افغانستان را متذکر می شود و آنچه را که در مورد افغانستان و قدرت های خارجی و دیگر گروه ها جلوه داده برای ایران نمایان نساخته است.

…. و آخرین کتابی که بنده می خواهم به آن اشاره کنم اثر داود غرایاق زندی است که «طالبان و تأثیر آن بر امنیت جمهوری اسلامی ایران» نام دارد. این کتاب نزدیک ترین منبع به موضوع من است که حتی از نام آن بر می آید که این موضوع کار شده و بررسی شده است. بنابراین باید به داخل آن مراجعه کرد تا مطالب گنجانده شده را مشاهده کرد.

کتاب با یک بررسی نظری از افغانستان شروع می شود ، ظهور طالبان ، تحولات نظامی طالبان ، علل و عوامل شکل گیری ، طالبان و کشورهای خارجی شامل : پاکستان ، عربستان سعودی ، ایالات متحده ، روسیه و آسیای مرکزی ، هند ، چین و ترکیه ادامه ی این فهرست هستند و مؤلف در آخرین بخش به تأثیر ظهور طالبان بر امنیت ملی ایران پرداخته که شامل : تعریف و تهدید قلمرو بحث امنیت ملی ،مروری بر سر فصل های عمده روابط ایران و افغانستان و سومین فصل کتاب که من بیشترین تمرکز خود را درا ین بخش قرارداده بودم تا نکند که موضوع من تکراری و یا از قبل کار شده از آب درآید که نتیجه ی آن را در ادامه خواهم گفت.

فصل چهارم که آخرین فصل هم می باشد به فرآیندهای پیش روی جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با افغانستان می پردازد. این نویسنده در مورد تأثیر طالبان بر امنیت ایران به چهار فصل اشاره کرده که بنده این قسمت ها که به موضوع پژوهش من و ادامه ی راهم شباهت زیادی دارند می پردازم یا در این قسمت متوجه خواهم شد که کار من بی فایده است و از همین قسمت پیشینه ، غزل خداحافظی را با این موضوع می خوانم و یا اینکه اگر مشاهده نمودم که نقایص و کمبود هایی در این زمینه است سعی در کامل کردن و یا بر طرف کردن نقص آن برآیم.

۱- تهدید دینی و تمدنی طالبان
۲- تهدید نظامی- سیاسی طالبان
۳- تهدید اقتصادی- استراتژیک
۴- تهدید ناشی از کشت و حمل و نقل مواد مخدر

اولین و بزرگترین امیدی که به من تابیده این بوده که نویسنده ی محترم این ۴ فصل بسیار با اهمیت را که هرکدامشان می توانند برای خود کتاب و یا مقاله ای سنگین باشند را در کمتر از ۷ صفحه خلاصه کرده که هرگز در خورشأن نام این کتاب نیست که مطالب مربوط به اسم روی جلد ۷ صفحه بیشتر باشد البته ایشان به مواردی دیگر از جمله آمریکا ، پاکستان و دیگر قدرت ها و خود طالبان پرداختند ولی باید بگویم که نام این کتاب بیشتر به همین ۴ قسمت بالا که ذکر شد مربوط می شود در حالی که می توانست خیلی بیشتر از اینها مطلب بنویسدبه هر حال من موضوعی راانتخاب کرده ام که قبلا ایشان در مورد آن کتابی تالیف کرده اند ولی عملا مطالب درباره تهدیدات طالبان علیه امنیت ملی ایران بسیار کم می باشد ان تأثیر طالبان بر امنیت ملی ایران می تواند سئوال باشد که درا ین صورت فرضیه ی اصلی او هم یکی از آن ۴ مورد و یا کل آن است. سپس نویسنده اصلاً به سئوال روی جلد کتاب توجه نکرده است.

در نهایت و پایان این بخش کتاب های زیادی را در نظر گذراندم که خیلی ها را در این تفاصیل نیاوردم زیرا همه ی آنها یا اکثرشان دارای ماهیتی شبیه به هم بودند ولی کتابنامه منابعی را خواهم آورد که احتمالاً در مرحله بعدی تحقیق احتیاج پیدا خواهیم کرد.
هدف پژوهش

هنگامی که در پیشینه ی پژوهش به دنبال کتب و مقالات و منابع کافی برای طرح تحقیق و همچنین خود تحقیق اصلی خود در ترم بعد بودم ، متوجه نکته ای شدم و نکته این بود که هرچه برای منابع در مورد موضوع پژوهش خود تلاش می کردم فقط در مورد طالبان و چگونگی شکل گیری و گاهی تعاملات آنها با قدرت ها و گروههای خارجی و داخلی مطلب به دست می آمد و تنها یک کتاب در مورد تأثیر طالبان بر امنیت ملی ایران یافتم که آن هم ، پس از بررسی کردن خوب و کافی به نظرم نیامد بدین ترتیب به فکرم خطور کرد ، حالا که مطلب کافی و وافی در مورد پژوهش خودت پیدا نمی کنی سعی ات بر این باشد که بتوانی با وجود کمبود و سخت بودن پیداکردن منابع برای موضوع پژوهش مطلبی ارائه کنی که هم دقیق و موشکافانه تک تک مسائل حیطه ای پژوهش را به سرانجام برسانی و هم اینکه توانایی ای شود برای تحقیقات بعدی در این زمینه.

شناسایی متغیرهای دخیل
در بررسی تهدیدات طالبان بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران یک سری متغیرهایی وجود دارند که باید این متغیرها شناسایی و دراین قسمت آورده شود :
شاید درباره ی تهدیدات طالبان بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران مطالعات و بررسی هایی انجام شده باشد و جنبه های مختلف امنیتی را مورد بررسی قرارداده باشند ، جنبه هایی که می توانند دو یا سه زمینه و یا چندین لحاظ دیگر ارائه شوند حال آن جنبه هایی که می توان تهدیدات طالبان را در آن زمینه مشاهده کرد به شرح ذیل می باشند :

نقش طالبان در تهدید اقتصادی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران
نقش طالبان در تهدید امنیتی- نظامی جمهوری اسلامی ایران
نقش طالبان در تهدید سیاسی- ایدئولوژیک جمهوری اسلامی ایران

در این جنبه هایی که اشاره شده است یک متغیر مستقل تبیینی وجود دارد که این متغیر ، طالبان می باشد. امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در این پژوهش نقش متغیر وابسته را در اختیار دارد و در نهایت سه متغیر باقی می ماند. بعد اقتصادی ، بعد امنیتی- نظامی و بعد سیاسی- ایدئولوژیک که به آن ها متغیرهای واسطه اطلاق می گردد.
در این پژوهش سعی می شود که بعد سیاسی- ایدئولوژیک را به عنوان بعد مهم و اصلی مورد بررسی قرارداد به این معنی که جنبه ی سیاسی- ایدئولوژیک جلوه ی بسیار مهمی در تهدیدات طالبان علیه ایران دارد.
فرضیه های پژوهش

با توجه به منابعی که مطالعه شده و اطلاعاتی که به دست آمده و همچنین تفاصیلی که ارائه شده و سئوال مطرح شده سه فرضیه را می توان ارائه داد که یکی فرضیه اصلی به حساب می آید و دو مورد دیگر امنیتی- نظامی و اقتصادی فرض می شوند. به عبارتی دیگر بدین گونه می توان فرضیه ها را از درجات اهمیت کمتر به مهم ترین فرض شرح داد :
فرضیه مکمل : طالبان در عرصه اقتصادی در فاصله زمانی ۲۰۰۱-۱۹۹۶ امنیت ملی ایران را مورد تهدید قرارداده
فرضیه مکمل : طالبان در عرصه امنیتی- نظامی در فاصله زمانی ۲۰۰۱-۱۹۹۶ امنیت ملی ایران را مورد تهدید قرارداده
فرضیه اصلی : طالبان در عرصه سیاسی- ایدئولوژیک در فاصله زمانی ۲۰۰۱-۱۹۹۶ امنیت ملی ایران را مورد تهدید قرارداده.

تعریف عملیاتی
امنیت
۱- تضمین امینی ، یعنی قرارهای تنظیمی ، سیاسی برای کاهش احتمال بروز جنگ ، برقراری مذاکره به جای محاربه و قصد حافظت از صلح به عنوان شرط فی ما بین دولت ها
۲- مصونیت از تعرض و تصرف اجباری و بدون رضایت و دور ماندن از مخاطرات و تعدیات به حقوق و آزادیهای مشروع.
امنیت ملی
حالتی است که ملتی فارغ از تهدید از دست دادن تمام یا بخشی از جمعیت ، دارایی ، یا خاک خود به سر برد. قوانین بین المللی ، امروزه حدود حقوق و آزادیهای دولتها را تعریف کرده اند و

ضامن پیگیری تجاوز کشورها به حقوق یکدیگر شمرده می شوند.
سیاست

۱- علم کسب و حفظ قدرت
۲- در معنی خاص علم هنز راهبری یک دولت و در معنی عام هرنوع روش اداره یا بهبود امور شخصی یا اجتماعی
۳- هر حکومت بر نوع بشر از طریق فریفتن یا گول زدن آنان
۴- علم فرمانروایی دولت ها

۵- متن حکومت کردن دولت و رهبری روابط آن با سایر دولت ها
۶- بررسی کارکردهای حکومت یا دولت و مدیریت امور عمومی و احزاب سیاسی
۷- خط مشی ، تعیین شکل ، وظیفه و مضمون فعالیت
۸- بیان متراکم اقتصاد جامعه ، یعنی شکل مسلط مالکیت و مناسبات ناشی از آن.
سیاست خارجی

عبارت است از یک استراتژی یا یک رشته اعمال از پیش تعیین شده توسط طرح ریزان و تصمیم گیرندگان حکومتی که مقصود آن دستیابی به اهدافی معین در چارچوب منافع ملی و در محیط بین المللی است. سیاست خارجی شامل تعیین و اجرای یک سلسله اهداف و منافع ملی است که در صحنه ی بین المللی از سوی دولت ها انجام می پذیرد سیاست خارجی هم چنین می تواند ابتکار عمل یک دولت و یا واکنش آن در قبال کنش دیگر دولت ها باشد.

طالبان
به معنای طلبه ها (جمع : طلاب) ، نام گروهی است از شبه نظامیان مخالف دولت افغانستان که دارای عقاید مذهبی متعصبانه و وابسته به مکتب حنفی و وهابی در دین اسلام است. طالبان در افغانستان و جهان عرب به کسانی گفته می شود که در مکاتب و مدارس دینی تعالیم اسلامی را فرا می گیرند.
فرهنگ

۱- استعدادهای فکری و اخلاقی پرورش یافته به وسیله ی آموزش
۲- ذوق اعتلا و گسترش یافته از راه تربیت فکری و اخلاقی پرورش یافته به وسیله آموزش
۳- ذوق و اعتقاد و رفتار انسان که تابع طرفیت فراگیری او و انتقال آگاهی ها به نسل های بعدی است
۴- باورهای سنتی شکل های اجتماعی و ویژگی های مادی یک گروه نژادی ، دینی ، یا اجتماعی.
اقتصاد

به معنای میانه نگه داشتن و تعادل دخل و خرج است. اقتصاد علمی است که رفتار بشر را به منزله ی رابطه ای بین اهداف و وسایل کمیاب که موارد استفاده ی گوناگونی دارند را مطالعه می کند. اقتصادی علمی است مربوط به آن جنبه های رفتار انسان و سازمان ها که با استفاده از منابع کمیاب به تولید و توزیع کالاها جهت رفع نیازهای انسان ارتباط می یابند.

آمریکا
ایالات متحده آمریکا که در بخش شمالی قاره آمریکا قرار گرفته ، وسیع ترین و پر جمعیت ترین کشور این قاره به شمار می آید. وسعت ایالات متحده ۳۵۵/۳۶۲/۹ کیلومتر مربع و جمعیت آن به موجب آخرین سرشماری ها بیش از ۲۵۰ میلیون نفر است. آمریکا از شمال به کانادا ، از شرق به اقیانوس اطلس ، از جنوب به دریای کارائیب و مکزیک و از غرب به اقیانوس کبیر محدود شده است.

ایران
ایران با ۰۰۰/۶۴۸/۱ کیلومترمربع مساحت شانزدهمین کشور جهان از حیث وسعت و با بیش از ۷۰ میلیون نفر جمعیت جزء ۲۰ کشور پر جمعیت جهان است. ۹۱ درصد از مردم ایران مسلمان شیعه و ۸ درصد مسلمان سنی هستند و اقلیت های مذهبی بیش از ۱ درصد کل جمعیت کشور را تشکیل نمی دهند.
پاکستان

کشوری در جنوب آسیا که از تقسیم شبه قاره هند به وجود آمده و از شرق با هند ، از شمال با افغانستان و از شرق با ایران همسایه است ، و ساحل جنوبی آن با اقیانوس هند بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر طول دارد. وسعت این کشور در حدود ۰۰۰/۸۱۰ کیلومتر مربع است. پایتخت آن اسلام آباد است ولی بزرگترین شهر آن کراچی است. بیش از ۹۷ درصد مردم پاکستان مسلمان هستند که یک سوم آنها شیعه و دو سوم آنها سنی می باشند.
عربستان

کشور عربستان سعودی در حدود چهار پنجم جزیره عربستان را در جنوب غربی آسیا دربرگرفته و از طریق خلیج فارس و بحر احمر به دریا راه دارد. همسایگان شرقی و جنوبی آن قطر ، امرات متحده عربی ، عمان و یمن هستند. سکنه ی عربستان سعودی عموماً مسلمان و اکثراً از وهابیت هستند.
قومیت

حالت گروهی از مردم که از درجه ای از پیوستگی و همبستگی برخوردارند و آگاه از اینکه اصل و منشأ و علایق مشترک دارند.
روش آزمون فرضیه پژوهش
الف- روش گردآوری
برای گردآوری داده و اطلاعات لازم و کافر به روش کتابخانه ای به دنبال منابع می گردم که باید از این منابع کتابخانه ای به سراغ کتب مربوطه و همچنین مقالات ، منابع الکترونیکی و سایت اینترنتی هم می تواند برای پژوهش من مفید باشد. البته در جاهای مشکل و گره دار می توان از اساتید بزرگوار به روش مصاحبه ای کمک خواست و نتایجی گرفت. ولی منابع اصلی برای تحقیق کتاب است.
ب- روش آزمون فرضیه
من برای بررسی و آزمون فرضیه ام از روش کتابخانه ای استفاده می کنم.
اهمیت تأیید آزمون فرضیه

در این تحقیق و فرضیه ای که ساختم طالبان تهدیدی بر امنیت ملی ایران است در زمینه ی طالبان و مراسم و عقیده شان و یا تعامل آنها با گروه ها و قدرت ها کتاب ها و مقالات زیادی نوشته شدند و در مورد تهدیدات طالبان بر امنیت ایران هنوز یک کتاب جامع و کامل بیرون نیامده است. حال اگر من توانستم یک پژوهش خوب فقط در مورد تهدیدات امنیتی طالبان علیه ایران بنویسیم.

در واقع آن چیزی که بیشتر ذهن مرا به طرف طالبان برد واژه پیدایش مجدد طالبان بود. که باعث شد من بیشتر به این سو متمایل شوم و حداقل بتوانم با کارکردن جدی روی این تحقیق هم کنجکاوی خود را در این زمینه پاسخ داده باشم و هم اینکه یک مطلب جمع و جور و منسجم درباره تهدیدات طالبان بر امنیت ایران ارائه کنم و همین امر باعث می شود بتوانم فکرم را دراین موضوع بازتر کنم و اگر روزی دوباره طالبان بر اریکه ی قدرت نشست و احتمالاً تهدیداتی را به ایران تحمیل کرد من یا کسانی دیگر این توانایی را داشته باشیم که تهدیدات را به خوبی بشناسیم و بهترین واکنش ها را برگزینیم.
حدود و نقطه تمرکز

این طرح یا پژوهش از نظر موضوعی به تهدیدات طالبان و جنبه های تهدیدی از جانب طالبان بر علیه ایران مربوط می شود.
تحقیق مورد نظر از لحاظ مکانی در محدوده جغرافیایی ایران و افغانستان قرار می گیرد. هرچند که در طی آن ممکن است نیاز به بررسی حضور طالبان در دیگر کشورهای خاورمیانه نیز باشد ، و این حیطه جغرافیایی را در برمی گیرد.
در رابطه با زمان مورد تمرکز در این تحقیق هم باید به این اشاره شود که طالبان حدودا پنج سال (۲۰۰۱-۱۹۹۶) در افغانستان قدرت بلا منازع بوده اند و ایران نیز در این زمان تهدیدات جدی را به چشم دیده است و عکس المل های متفاوتی نسبت به سال های قبل در مورد افغانستان داشته است . بنابراین تصمیم گرفتم سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ را که طالبان با توجه به قدرت داشتن کامل تهدیدات قابل ملاحظه ای را علیه ایران وارد کردند محدوده زمانی پژوهش قرار دهم .