طراحي و برنامه ريزي يادگيري

بعد از خواندن اين فصل شما قادر خواهيد بود:
۱- تدريس و يادگيري را شرح دهيد.
۲- مراحل طراحي يك جلسه آموزشي را فهرست كنيد.
۳- توسعه اهداف عملكردي را مورد بحث قرار دهيد.

۴- سه بخش اهداف يادگيري mager را فهرست نموده و با استفاده از آنها هدف هايي را بنويسيد.
۵- سه حيطه يادگيري را مقايسه نموده و هدف هايي را براي آنها بنويسيد.
اين نظريه انجمن رژيم شناسان آمريكا (ADA) است كه تغذيه مناسب و فعاليت بدني مي تواند باعث سلامتي و كاهش خطر بيماريهاي مزمن شود.
Journal of American Dietetic Association. 1998; 98:205

براي آماده كردن پزشكان آينده جهت ايفاي نقش در آموزش تغذيه،‌ارتقاء سلامتي و پيشگيري از بيماريها، انجمن رژيم شناسان آمريكا (ADA) به برنامه هاي آموزشي مشتمل بر شايستگي هاي آموزش تغذيه نيازمند است. براي رژيم شناسان و تكنسين هاي رژيم شناس اين برنامه ها شامل دانش تئوري ها و تكنيك هاي آموزشي، روشهاي تدريس و استفاده از ابزارهاي ارتباطي گفتاري و نوشتاري براي ارائه و جلسات آموزشي براي يك گروه مي باشد. از آنجا كه بيش از ۵۰ درصد مرگ و مير ناشي از بيماريهاي مزمن مي تواند به دليل عوامل شيوه زندگي كه قابل تغيير هستند ايجاد شود، متخصصان رژيم شناس مي بايست شايستگي و صلاحيت طراحي و اجراي مداخلات را داشته باشند.

فصل پيشين اصول و تئوري هاي آموزشي را بررسي كرد.
پزشكان رژيم شناس از تئوري هاي آموزشي و مدل تغيير رفتار انساني براي طراحي، اجرا و ارزشيابي مداخلات آموزشي و برنامه هايي براي بررسي اثربخشي آنها استفاده مي كنند. فصل ديگر دربارة رويكردهاي مشاورة تغذيه براي تغيير رفتارهاي خوردن بحث كرده است. در طول هر جلسه مشاوره اي متخصصان رژيم شناسي فرصتي دارند تا اطلاعاتي دربارة برخي جنبه هاي اهميت غذا و تغذيه فراهم نموده و افراد را براي تصميم گيري مطلع سازند.

تدريس، يادگيري و آموزش
تدريس، مسئوليت اصلي شغل متخصصان رژيم شناسي است كه در عرصه هاي فعاليت باليني، جامعه، آموزش، مشاوره و مديريت تخصصي مي شود. كاركنان مراقبت بهداشتي كه از كميسيون مشترك مجوزهاي سازمان مراقبتهاي بهداشتي، استوارنامه مي گيرند بزرگترين دسته مراقبان بهداشتي در ايالات متحده هستند كه براي فراهم آوردن آموزشهاي اختصاصي بر پايه نيازهاي بيمار، خانواده و ساير افراد و ثبت در پرونده پزشكي آنها مورد نياز هستند. انتظار مي رود پزشكان معلمان مؤثر و كارآيي باشند. Chombers گزارش كرده است كه «يك رژيم شناس با سواد و خوش نيت كه مهارتهاي ارتباطي ضروري براي آموزش تغذيه مؤثر را ندارد، فاقد صلاحيت است»

ما كجا تدريس مي كنيم؟ ما بصورت فرد به فرد ، يا بصورت گروهي و يا هر دو و بصورت رسمي و غير رسمي تدريس مي كنيم. محل ممكن است يك محيط مراقبت بهداشتي، بيماران بستري و سرپايي، تسهيلات مراقبت طولاني مدت، مراقبت در منزل، بهداشت عمومي يا برنامه هاي دولتي مثل WIC (زنان، كودكان و شيرخواران)، صنايع غذايي، آكادمي ها، محل كار، مدارس، كلوپ هاي سلامتي، سوپرماركت ها، ‌اينترنت،‌رسانه، نمايشگاههاي سلامتي و برنامه هاي جامعه نگر باشد.

ما به چه كساني تدريس مي كنيم؟ در كنار بيماران ، مراجعان و كارمندان، ما به والدين، مراقبان ، اعضاي خانواده ، متخصصان مراقبت بهداشتي مثل پرستاران، پزشكان، دانشجويان، انترن ها و رزيدنت ها، مربيان و استاديارها، درمانگرها،‌ كاركنان وزارت بهداشت، قهرمانان، مصرف كننده ها، كاركنان خدمات غذايي، و جامعه تدريس مي كنيم.

از مديران در محل كار، انتظار مي رود تا رژيم شناسان و كاركنان خدمات غذايي گردهم آورند كه داراي اطلاعات موردنياز براي موفقيت در آموزش (كارآموزي) آموزش ادواري و گسترش و تكامل كاركنان باشند. بسياري از پزشكان مسئول نظارت بر كاركنان هستند. برنامه هاي هدايت، آموزش و تكامل نيروي انساني براي اين زيرمجموعه ها ضروري است. هدف آموزش يك كارمند، شناخت مسئوليت هاي شغلي و اطلاعات و مهارت هاي روزآمد است.

عملكرد در حين كار يك كارمند مي بايست براساس استانداردهاي قابل قبول سازمان باشد و اين مسئوليت مدير است كه از شناسايي و تأمين نيازهاي آموزشي اطمينان حاصل كند. اين واقعيت كه كارمند روند صحيح را مي شناسد ولي ممكن است هميشه آنرا دنبال نكند، نشانگر سختي تغيير دادن يك فرد است. در عرصه مراقبت از بيماران، متخصص رژيم شناس مراجع و بيمار را در رابطه با تغذيه معمولي و رژيم اصلاح شده براي بسياري از مشكلات پزشكي مثل ديابت و بيماريهاي قلبي – عروقي آموزش

مي دهد. ممكن است يك متخصص يك روز به يك پيرمرد ۵۰ ساله دربارة اسيدهاي چرب و كلسترول تدريس كند و روز بعد به يك زن باردار ۱۸ ساله در مورد تغذيه دوران بارداري و روز بعد به يك ورزشكار دربارة تغذيه قبل، حين و بعد از تمرين تدريس كند. آموزش تغذيه نمي تواند سلامتي يك شخص را ارتقاء بخشد مگر اينكه نتايج بر خريد و مصرف غذاها، نوشيدني ها تأثير گذاشته و رفتارهاي خوردن را تغيير دهد.
آموزش تغذيه اينگونه تعريف مي شود: “فرآيندي كه طي آن ما افراد را در تصميم گيري با توجه با اعمال خوردن آنها و با بكارگيري دانش و علم تغذيه و ارتباط رژيم غذايي با سلامتي، ياري مي دهيم” برخي از مراجعان آگاهي رژيمي قابل توجهي دارند. سايرين لازم است بدانند كه انتخابهاي غذايي با سلامتي مرتبط هستند و بهبود انتخاب ها

مي تواند فوايد سلامتي بخش داشته باشد. البته آن تغييراتي مي تواند بدون فروپاشي خانواده انجام گيرد و آن شكل از خوردن كه بتواند لذتبخش باشد.
آموزش تغذيه را همچنين مي توان اينگونه تعريف كرد “ هر مرحله از يادگيري تجربه هايي كه براي تسهيل تطابق اختياري خوردن و ساير رفتارهاي مرتبط با تغذيه با سلامتي و رفاه طراحي شده است”. آموزش بيماران و مراجعين بر آموزش “خود مديريتي” كه بتواند زندگي مستقل را تشويق كند، تمركز دارد. اين كليد درمان پزشكي تغذيه اي براي افراد است. آموزش خود مديريتي براي افراد ديابتي نيز همانند افراد مبتلا به ساير مشكلات پزشكي توصيه شده است. متخصص به مردم كمك مي كند تا دانش، مهارت و انگيزه لازم براي تصميم گيري مناسب دربارة انتخابهاي غذايي سالم براي دستيابي به سلامت مطلوب را توسعه دهند.

هدف آموزش تغذيه تأثيرگذاري بر افراد به منظور ايجاد تغيير براي رژيم غذايي سالم تر و در نهايت پيگيري تغييرات رفتاري است. پزشك اطلاعاتي را براي افزايش دانش و مهارت هاي افراد فراهم نموده وهمچنين به آنها كمك مي كند تا اين دانش جديد را به نگرش جديد، انتخابهاي رژيمي و رفتارها در محيط كلي خود تبديل كنند. بهبود رفتارهاي رژيمي همانند بهبود كفايت تغذيه اي، سلامت و رفاه مي تواند خطر بيماريهاي مزمن را كاهش دهد. تغييرات ممكن است به نظر ساده باشد: كاهش مصرف غذاهاي معين (مثل روغن ها و چربي ها) افزايش مصرف برخي ديگر (مثل ميوه ها ، سبزي ها و غلات كامل) ، خريد غذاهاي متفاوت (كم چربي)، خواندن برچسب غذاها (براي چربي، كالري، سديم، فيبر و …) ،‌تغيير روشهاي پخت (آب پز كردن به جاي سرخ كردن)، سفارش دادن غذاهاي متفاوت در يك رستوران (سيب زميني آب پز به جاي سيب زميني سرخ كرده) و … ولي انجام دادن اين تغييرات ساده نيست، پيچيده است!

نيروهاي داخلي و خارجي كه عادات غذايي افراد را شكل مي دهد، با دوام است و موانعي بر سر راه موفقيت تغييرات طولاني مدت ايجاد مي كند.
شاخص نهايي براي كارآيي آموزش تغذيه، تغييرات رفتاري در عادات غذايي و بهداشتي است. متخصص رژيم شناس مي بايست تسهيل كننده تغييرات رفتاري مثبت در فرآيند آموزشي باشد. مطالعات نشان مي دهد كه مداخلاتي كه از روشهاي آموزشي هدايت شده براساس اهداف براي تغييرات رفتاري استفاده كردند، از مداخلاتي كه از انتشار اطلاعات به فرض اينكه اطلاعات منجر به تغيير در رفتار و نگرش مي شود، استفاده كرده اند، موفق تر بوده اند.

واژه هاي “تدريس” و “يادگيري” معاني متفاوتي دارند. برخي افراد عقيده نادرستي دارند ك اگر آنها چيزي را تدريس كنند، مخاطب يا فرد، بطور خودكار آنرا مي آموزند و يادگيري را به موقعيت مناسب منتقل خواهند كرد. پزشكي كه مي خواهد به زن بارداري هرم غذايي را آموزش دهد، به وي مي گويد كه چرا استفاده از طراحي منو و داشتن اطلاعات مكتوب مهم است. يك آموزش گيرندة غير فعال كه بطور فعال در يادگيري مشاركت نمي كند، ممكن است هيچ ارتباطي بين آنچه مي انديشد و انتخاب هاي غذايي خود و يا طراحي منو ايجاد نكند. دانش به تنهايي، تغيير در انتخابهاي غذايي را تضمين نمي كند.

متخصص رژيم شناس براي تغيير رفتاري مي بايست در جهت برانگيختن و تطابق با تمارين بهتر تلاش كند. گر چه دانش يك پيش نياز تغيير است ولي به تنهايي نمي تواند منجر به رفتار متفاوت شود. مطالعات نشان داده است كه دانش ۴ تا ۸ درصد از واريانس رفتارهاي خوردن را تشكيل مي دهد و ۹۲ تا ۹۶ درصد و مابقي به بقيه عوامل نسبت داده مي شود. دانش مي تواند توسط موانع فرهنگي، رواني و محيطي كه تغييرات رژيمي را تضعيف مي كند، اصلاح شود. يك شخص مي تواند دربارة يك رژيم غذايي سالم مطلع باشد ولي فاقد پشتكار و تعهد باشد. يك مراجع ممكن است با رژيم با سديم محدود آشنا باشد ولي بازهم PretzeL نمكي مصرف كند. تدريس اطلاعات مستند نبايد با آموزش اشتباه شود واژه “تدريس” ارزيابي مدرس از نياز به دانش و استفاده از تكنيك ها براي انتقال مفاهيم به شخص ديگر را پيشنهاد ميكند. آموزش فرآيند سهيم شدن و فراگيري دانش ومهارت در زمينه زندگي كلي شخص مي باشد. آموزش به افراد در مواجهه با مشكلات و چالش ها به شكلي كه افراد با شرايط تطابق پيدا كنند، كمك مي كند.

يادگيري به فرآيند ادراكي كه طي آن هر فرد دانش، نگرش و مهارت را فرا گرفته و ذخيره نموده و طي آن رفتارهاي خود را به تجربه هاي آموزشي تغيير مي دهد، باز مي گردد تغيير رفتار مي تواند مرتبط با دانش، نگرش ها ، باورها، ارزش ها، مهارت ها و عملكرد باشد.
آژانس هاي دولتي منبع بسياري از اطلاعات سلامتي كه براي آموزش ديگران مفيد است، مي باشد. دولت بر پايه مطالب علمي، تغذيه، غذا و راهنماهاي بهداشتي براي عموم تهيه مي كند. مثالي از آن برچسب هاي غذايي سازمان غذا و دارو (FDA) و هرم راهنمايي غذايي و راهنماهاي رژيمي وزارت كشاورزي آمريكا و برنامه آموزش كلسترول انستيتو ملي سلامت و … مي باشد. همچنين مشاركت هاي عمومي – خصوصي مثل عمليات ۵ تا در روز براي سلامت بودن كه از اصول تئوري بازاريابي اجتماعي پيروي مي كند، همانند اطلاعات صنعتي و گروههاي بازرگاني نيز وجود دارند. وب سايت هاي مرتبط در انتهاي اين فصل آمده است.

محيط يادگيري
يك محيط آموزش ۲ جزء دارد: محيط رواني و محيط فيزيكي
هر دو براي ارتقاء تدريس و يادگيري مهم هستند.
محيط رواني

جو و محيط رواني براي يادگيري مهم است و با رويكرد متخصص رژيم شناس تعيين مي شود. يك محيط حمايتي و دوستانه با تحمل خطاها و احترام به افراد و تفاوتهاي فرهنگي، به افراد احساس امنيت و خوشايندي مي دهد. گشاده رويي و تشويق سؤالات يك جو غير رسمي ايجاد مي كند. افراد مي بايست با نام آنها شناخته شوند و احترام به عقايد آنها نشان داده شود.

گروههاي بومي و فرهنگي ممكن است نيازهاي يادگيري متفاوتي داشته باشند.
در تدريس گروهي مراجعين يا كارمندان، داوطلبان مي بايست براي ورودشان و يادگيري در جلسه اول، تشويق شوند. همراهي و كمك متقابل مي بايست بيشتر از رقابت باشد و احساس عصبانيت ابتدايي براي يادگيري مي بايست به حداقل برسد. متخصصاني كه محيط مراقبتي، حمايتي و غير رسمي براي آموزش گيرندگان بزرگسال فراهم مي كنند، مي توانند نتايج بهتري نسبت به آنهايي كه محيط رسمي و آمرانه ايجاد مي كنند، بدست مي آورند. از آنجا كه بعضي از بزرگسالان خاطره منفي از تجربيات ابتدايي خود در مدرسه دارند . مثلاً از كلاس بيرون شده باشند يا بي احترامي ديده باشند. جو فيزيكي يا رواني كه از تجربه ناخوشايند گذشته در ذهن خود دارند، مانعي براي يادگيري آنها ايجاد خواهد نمود.

محيط فيزيكي

آسايش مي بايست با دماي مناسب، نور خوب،‌تهويه مطبوع و صندليهاي راحت براي ارتقاء يادگيري فراهم شود. صداي يك راديو، تلويزيون، تلفن و صحبتهاي افراد ممكن است باعث آشفتگي و برهم زدن توجه مراجع، بيمار يا كارمند شود. افراد بايد قادر به ديدن و شنيدن باشند. ارتباط با نشستن افراد دور يك دايره و يا اطراف يك ميز بطوري كه افراد تماس چشمي داشته باشند نسبت به زماني كه افراد در رديف هاي پشت سر هم مي نشينند تسهيل مي گردد.
مابقي اين فصل شامل مدل ها و قالب هاي طراحي، به كارگيري (اجراء) و ارزشيابي يادگيري است سه مرحله نخست ۱) پيش ارزيابي يادگيرنده يا ارزيابي نيازها ۲) تنظيم اهداف عملي ۳) تعيين محتوا، در اين فصل بررسي شده است.

(بحث درباره مراحل ديگر فرآيند يادگيري در فصل ۱۲ دنبال شده است)
مي بايست محيطي را كه موجب يادگيري شود ايجاد نمود

مراحل آموزش
تلاش موفقيت آميزي كه نيازهاي آموزش گيرنده بزرگسال را تأمين مي كند شامل چندين مرحله مرتبط با هم است. قالب و محتواي آن به شكل زير است:
۱- ارزيابي نياز شخص يا گروه
۲- طراحي و تنظيم اهداف عملي كه قابل اندازه گيري و عملي باشد و بتواند در دورة زماني در نظر گرفته شده براي حيطه يادگيري تكميل شود.
۳- تعيين محتوا براساس پيش ارزيابي و اهداف
۴- انتخاب روش، تكنيك، مواد و منابع متناسب با هدف ها و فرد يا گروه
۵- اجراي تجربه آموزشي (مداخله) و فراهم كردن فرصت هايي براي آزمودن اطلاعات جديد توسط شخص
۶- ارزشيابي پيشرفت و نتايج بدست آمده بصورت مداوم يا دوره هاي مشتمل بر بازشناسي نيازهاي آموزشي
۷) جمع آوري يافته ها و نتايج آموزش

ارزيابي نيازها
اولين مرحله آموزش اجراي يك پيش ارزيابي يا ارزيابي نيازهاي مراجع يا كارمند است. (ارزيابي تغذيه اي در فصل ۳ مورد بحث قرار گرفت).
پيش ارزيابي يك ارزشيابي تشخيصي است كه با جمع آوري داده ها قبل از آموزش به منظور ايجاد يك نقطه شروع انجام مي گيرد. اين كار با طبقه بندي افراد با توجه به دانش، مهارت ها ، توانايي ها،‌استعدادها ، تمايلات، شخصيت، سطح سواد درجه فقر،‌سن، جنس، شغل ، فرهنگ، شيوه زندگي، مشكلات بهداشتي و آمادگي رواني براي يادگيري انجام مي گيرد. هر شخصي منحصر به فرد است. ارزيابي مرحله تغيير بر اساس مدل مطرح شده در فصل ۵ انجام مي گيرد.
اطلاعاتي كه قبلاً آموخته شده است، مي بايست براي تعيين سطح فعلي دانش يا مهارت بررسي شود. نياز به دانستن را مي توان به شكل فاصله اي بين آنچه افراد هم اكنون مي دانند و آنچه بايد بدانند، مثل تفاوت بين آنگونه كه يك كارمند بايد عمل كند و آنگونه كه در واقع عمل مي كند و يا آنچه انجام مي دهد، تعريف نمود.

اگر پيش ارزيابي نشان دهد كه شخصي اطلاعات قبلي و تجربه هاي قبلي دارد، مثل بيمار مبتلا به ديابت طولاني مدت كه شمارش كربوهيدرات را بلد است، موارد
پيشرفته ترمي بايست مورد توجه قرار گيرد.
با تعيين اينكه هر شخص چقدر مي داند، از اتلاف وقت هر شخص با تكرار اطلاعاتي كه قبلاً آموخته شده و خستگي و كاهش توجه آموزش گيرنده جلوگيري مي شود. تعدادي سؤال بايد پرسيده شود. آيا مراجع مهارت عقلاني و مهارتهاي خواندن براي فهم مطالب را دارد؟ طراحي آموزشي مي بايست به جاي آنچه پزشك فكر مي كند افراد بايد بدانند يا عمل كنند، بر پايه پيش ارزيابي متخصص رژيم شناس از دانش، مهارت، توانايي و شيوه زندگي مراجعين يا كارمندان ، انجام شود.

براي تعيين اينكه شخص هم اكنون چه مي داند،پيش ارزيابي رامي توان به شكل مداخله گفتاري اجرا كرد شما مي توانيد بپرسيد:آيا تا كنون تحت رژيم غذايي بوده ايد”، “آيا مي توانيد به من بگوييد چه غذاهايي منابع خوب پتاسيم هستند؟” “آيا مي توانيد ارتباط بين رژيم غذايي و سلامتي خود را شرح دهيد” ، “چه غذاهايي پر سديم هستند؟ و يا پرچربي؟ “، مسير سؤالات بايد براساس آنچه لازم است شخص بداند يا بايد بداند باشد. مصاحبه با كارمندان قابل استفاده تر است. “آيا تاكنون از يك برش دهنده گوشت استفاده كرده ايد؟ ” و “ممكن است به من نشان بدهي در رستوراني كه قبلاً كار مي كردي ميز را چگونه مي چيديد؟”

پيش ارزيابي رواني نيز ضروري است چرا كه متخصصان رژيم شناس مي بايست نگرش بيمار يا كارمند نسبت به سلامتي و تغذيه ، تمايل به تغيير، انگيزه و آمادگي براي يادگيري كه بر رفتار وي تأثير مي گذارد را درك كنند. به نظر مي رسد كه نگرش پيش حالت عمل و تغيير مي باشد. بر خلاف تلاشهاي ما، مردم تغييرات توصيه شده توسط متخصصان سلامتي را اعمال نمي كنند. مشكل نمي تواند كمبود دانش باشد، بلكه دليل و راه حل را مي توان در حيطه اثرگذار نگرش ها، باورها و ارزش هاي افراد يافت.

رفتارهاي خوردن نتايج بسياري از انگيزه ها است و داشتن اطلاعات تغذيه اي لزوماً به معني اين نيست كه اين اطلاعات در انتخاب هاي غذايي بهتر به كار گرفته مي شود. براي مثال يك بيمار بستري كه فقط تشخيص بيماري مزمن را فرا گرفته، نسبت به يادگيري درمان تغذيه اي پزشكي در آن لحظه بي ميل است. ممكن است بيمار چنين فكر كند: “چرا من؟” “من چه كرده ام كه سزاوار اين باشم؟” ، “اين مشكل چه اثري بر شغل، شيوه زندگي و زندگي زناشويي من خواهد داشت؟
يك كارمند جديد ممكن است احساس عصبانيت زيادي در روزهاي اول كار خود داشته باشد كه با يادگيري تداخل مي كند. عصبانيت و ناراحتي هنگامي كه يك سرپرست زيردست خود را آموزش مي دهد افزايش مي يابد. “سرپرست دربارة من چه فكر مي كند؟” ، “اگر ياد نگيرم به نظر خنگ و ابله خواهم آمد پس بهتر است خوب ياد بگيرم”. اين احساسات موانعي در برابر يادگيري هستند كه مي بايست شناسايي شده، كاهش يافته و يا قبل از آموزش حذف شوند.

برانگيختن مي تواند يادگيري و تغييرات رفتاري را همانند پيامدهاي آن افزايش دهد پزشك و محيط منابع پاداشهاي خارجي مثل تقويت مثبت و يا تمجيد مشاور، دوست و خانواده،‌ارتقاء ، افزايش دستمزد براي يك كارمند، هستند. بزرگسالان، شاگردان عمل گرايي هستند كه اطلاعات عملي را مي خواهندكه منجر به دانش يا مهارت درباره اينكه كاري را كه برايشان مهم و با ارزش است چگونه انجام دهند، علاقه درگيري اختياري و پافشاري آنها معياري از انگيزه دروني آنها براي يادگيري است. براي دستبابي به انگيزه دروني يك مراجع،‌متخصص رژيم شناس مي بايست به شناخت محيط، نگرش ها، ارزش ها و نيازهاي آنها توجه كند. خواننده مي بايست به فصلي كه برانگيختن را با جزئيات بررسي كرده، مراجعه كند.

در بسياري از موقعيتهاي رسمي پرسشنامه پيش ارزيابي مي بايست توسعه و استفاده شود. هدف از يك آزمون، ارزيابي دانش و ظرفيت ها قبل از شروع آموزش و شناسايي آنچه شخص هم اكنون مي داند است. پيش آزمون مي بايست بعداً با نتايج پس آزمون پس از تكميل آموزش، مقايسه شود. هنگامي كه متخصص رژيم شناسي با دانش، توانايي و ارزش هاي مراجع، بيمار و يا كارمند ناآشنا است،‌پيش ارزيابي بسيار ضروري مي شود. در سطح جامعه مي توان از يك پرسشنامه تحقيق، يك گروه متمركز و يك تحقيق با مصاحبه تلفني استفاده كرد. تكنيك مصاحبه گروه متمركز براي مثال در تعيين روش برتر براي دريافت اطلاعات تغذيه اي از زنان كم درآمد مفيد بوده است.

(اطلاعات بيشتر در مورد گروه متمركز در فصل ۱۲ آمده است) در تجارت آموزش و برنامه هاي توسعه براي تأمين اهداف فعلي و آينده سازمان برنامه ريزي مي شود. كارآموزي و آموزش مهارتهاي ويژه اي تحت راهنماييهاي منتشر شده براي كاركنان انجام مي گيرد تا استاندارد كيفي مورد قبول سازمان را تأمين كند. آمرزش براي كارمند جديد، يا كارمند فعلي كه پست جديدي را پذيرفته است براي مثال بعد از ارتقاء يا انتقال، لازم است. نياز براي آموزش به شكل تفاوت بين دانش، مهارت و يا عملكرد واقعي و مطلوب يك شخص يا فاصله بين نتايج مطلوب و نتايج فعلي تعريف مي شود.

ارزيابي نياز به آموزش مي بايست در چند روش اجراء شود براي مثال مشاهدة مستقيم كار، مصاحبه منظم با مديران و كارمندان دربارة نيازها و مشكلات ديدن آنچه درست انجام مي شود و خصوصاً آنچه نادرست انجام مي شود، با بررسي گزارش تصادف ها، رويدادها، شكايات،‌تبديلات و توليدات،‌كنترل و تضمين كيفيت و به كارگيري تحقيق دربارة نگرش كارمندان ، ممكن است بپرسيد:

چه دانش، مهارت ها، توانايي ها و نگرش هايي را يك كارمند براي انجام موفقيت آميز كار خود، نياز دارد؟
اهداف عملكردي (عملي)
توسعه اظهارات دقيق مي تواند به سازماندهي تفكر درباره هدف از آموزش كه همان چيزي است كه مي بايست آموخته شود، كمك كند. قبل از انتخاب روش، تكنيك ها و ابزار، متخصصان مي بايست دربارة آنچه بايد آموخته شود تصميم بگيرند. منابع اين اظهارات در ادبيات علمي تحت عنوان “اهداف رفتاري” و “اهداف قابل اندازه گيري” مي باشد. واژه “اهداف عملي” در اين فصل استفاده شده است. اهداف عملي مكتوب ابزار مفيدي براي طراحي، اجرا و ارزشيابي يادگيري است. اهداف عملي مكتوب ابزار مفيدي براي طراحي، اجرا و ارزشيابي يادگيري است. اهداف عملكردي كه خوب تنظيم شده، با نتايج آموزش براي بيماران، مراجعين، كارمندان و مخاطب ها مرتبط مي شود. اين اهداف رفتار افراد با درجه صلاحيت آنها را پس از تكميل آموزش نشان مي دهد. اهداف عملي مكتوب مزاياي زيادي دارد. باعث ابهام كمتري دربارة آنچه بايد آموخته شود مي گردد.

همچنين اهداف عملي آشكار طراحي و اجراي آموزش،‌ انتخاب مواد آموزشي مناسب و ارزيابي يا ارزشيابي فوايد آموزش را ممكن مي سازد. وقتي كه افراد مي دانند كه بايد چه چيزي را بياموزند، شگفت انگيز نخواهد بود و نبايد دربارة آنچه آموخته شود و يا آنچه مهم است حدس بزنند. اين كار وقت آنها را تلف مي كند. اهداف وسيع الطيف تري مي بايست براي تمام برنامه نوشته شود.

بنابراين، تلاش ابتدايي صرف ترسيم پيامدهاي ملموس آموزش براي فرد و يا آنچه وي قادر به انجام آن خواهد بود مي شود، نه صرف روش يا فرآيند يادگيري. ابتدا نهايت ها را تعريف كنيد و سپس از ميانگين به سوي نهايت ها حركت كنيد.

بيان ويژگي هاي مطلوب رفتاري كارآموز در انتهاي كارآموزي همان چيزي است كه كارآموز پس از مشاركت خواهد دانست يا خواهد توانست. اگر اهداف قابل اندازه گيري آشكار، شناخته شده نباشد، متخصصان نمي توانند ابزار يا محتوايي را براي آموزش انتخاب كنند. شما نمي توانيد بدون دانستن اينكه چه چيزي را بايد اجرا كنيد، يك فيلم آموزشي انتخاب كنيد. نكته اي كه Robert mager به آن اشاره كرد اين است كه “اگر شما مطمئن نيستيد كه به كجا مي رويد، از جاي ديگر سر در مي آوريد”

اهداف مي بايست براي يادگيري شخص تمركز داشته باشد نه بر آموزش دهنده. هدف ذيل ضعيف بيان شده است: “متخصص رژيم شناس به مراجع دربارة رژيم خود آموزش خواهد داد” نكته اينكه اين هدف بيان مي كند كه پزشك چه بايد بكند نه اينكه مراجع چه بايد بكند؟ هدف زير بهتر است چون بر مراجع متمركز است. “بعد از آموزش ]كي[ مراجع ] چه كسي[ قادر خواهد بود كه يك منو با استفاده از غذاهاي كم سديم طراحي كند ] چه چيزي [

اهداف براي يادگيري مي بايست دربارة آنچه كارمند نياز دارد كه بداند طراحي شود.
Mager مفيدترين راهنما براي نوشتن اهداف عملي را نوشته است.
كليد نوشتن اهداف عملي قابل اندازه گيري، انتخاب فعلي است كه نتيجه مطلوب را شرح دهد. بعضي از افعال مبهم هستند و باعث سوء تعبير مي شوند كه در اهداف ذيل آمده است.

دانستن (بتواند بداند كه چه غذاهايي حاوي پتاسيم هستند)
فهميدن (بتواند بفهمد كه غذاهاي پرپتاسيم مي بايست در رژيم غذايي روزانه مصرف شود وقتي كه داروهاي معيني تجويز شده باشد.
تأييد كردن (بتواند اهميت پيگيري دستورات رژيمي را تأييد كند)
در نوشتن اهداف براي “دانستن” مشخص نيست كه دانستن بدين معني است كه مراجعي كه غذاهاي پرپتاسيم خريداري خواهد كرد، قادر خواهد بود به يك دوست بگويد كدام غذا پرپتاسيم است و يا آنها را از روي يك فهرست تشخيص دهد.
فهميدن مي تواند معني توانا بودن براي به يادآوري مقاصد، قادر بودن براي خواندن يك مقاله دربارة آن، و يا توانا بودن در بكارگيري دانش براي يك موقعيت را بدهد. معني دانستن، فهميدن و تأييد كردن نامعلوم و مهم است.

در عوض افعالي را انتخاب كنيد كه آنچه را كه شخص پس از اتفاق افتادن يادگيري قادر به انجام آن است را شرح مي دهد ذكر اين عبارت پس از يادگيري (چه موقع) فرد (چه كسي) قادر خواهد بود كه [چه كاري ] عبارت را قابل فهم مي كند. چرا كه شرح مي دهد شخص قادر به انجام چه كاري خواهد بود. روش ديگر شروع با يك فعل حركتي است. دو مثال اول بازنويسي هدف هاي نادرست از فهرست فوق است. افعال بهتر براي استفاده در جدول ۱-۱۱ فهرست شده اند و عبارتند از:

به يادآوردن  بتواند ۵ منبع خوب پتاسيم را نام ببرد.
تشريح كردن  بتواند شرح دهد كه چرا غذاهاي پرپتاسيم بايد مصرف شوند.
نوشتن  بتواند گروههاي هرم راهنماي غذايي را بنويسد.
مقايسه كردن  بتواند نيازهاي تغذيه اي زن بزرگسال و زن باردار را مقايسه كند.
شناسايي كردن  بتواند در منو غذاهاي مجاز را شناسايي كند.
حل كردن يا استفاده كردن  بتواند منويي را مشتمل بر ۵ سروينگ از ميوه و سبزي طراحي كند.
شرح دادن  بتواند نحوه استفاده از مخلوط كن را شرح دهد و يا بتواند غذاهاي كم چرب را در خواربارفروشي انتخاب كند.
به كار بردن  بتواند گوشت را با برش دهنده گوشت ، ببرد.
Magor سه ويژگي كه نوشتن اهداف عملي را بهبود مي بخشد ذكر كرده است:
۱) عملكرد ۲) موقعيت ها ۳) شاخص
عملكرد مي گويد كه پس از آموزش، يادگيرنده مي تواند چه كاري انجام دهد. ويژگي دوم نشان مي دهد كه عملكرد تحت چه شرايطي انجام مي گيرد و آخرين ويژگي را نشان مي دهد كه چه ميزاني از عملكرد قابل پذيرش است؟ جدول ۲-۱۱ سامانه سه بخش براي نوشتن اهداف راخلاصه كرده است. شرايط و شاخص ممكن است در همه هدف ها نباشد. در اصل با اين دو ويژگي هدف اختصاصي تر شده و بيمار، مراجع يا كارمند، آنچه كه مدنظر متخصصين رژيم شناس است را خواهد آموخت.

جدول ۱-۱۱ اهداف تشريح كننده عملكرد
اهداف قابل استفاده
تجزيه و تحليل كردن بحث كردن تهيه كردن
به كار گرفتن افتراق قائل شدن توليد كردن
سرهم كردن ارزشيابي كردن به يادآوردن
محاسبه كردن تشريح كردن گزارش دادن
ذكر كردن شناسايي كردن شناسايي كردن
طبقه بندي كردن روشن ساختن توصيه كردن
مقايسه كردن اظهاركردن تعمير كردن
تكميل كردن فهرست كردن انتخاب كردن
ترسيم كردن اندازه گيري كردن حل كردن
روشن كردن نام بردن بيان كردن
تعريف كردن طراحي كردن خلاصه كردن
شرح دادن تمرين كردن استفاده كردن
توضيح دادن نوشتن

افعال مبهم
تأييد كردن احساس كردن يادگرفتن
باورداشتن درك كردن دوست داشتن
دريافتن آرزو كردن اعتقاد داشتن
مشاهده كردن دانستن فهميد

عملكرد
جزء عملكردي يك هدف، فعاليتي كه فرد انجام خواهد داد را تشرح مي كند. عملكرد را مي توان ديد يا شنيد مثل فهرست كردن، گزارش كردن، توضيح دادن، به كاربردن يك وسيله، و يا نامرئي (غير قابل ديدن باشد) مثل معرفي كردن يا حل كردن يك مسئله . گر چه عملكرد مرئي و آشكار را مي توان بصورت مستقيم ديد يا شنيد، ولي براي عملكرد نامرئي و آشكار لازم است كه از فرد خواسته شود تا برخي موارد را بصورت قابل ديدن يا شنيدن انجام دهد تا تعيين شود كه اهداف تأمين شده و يادگيري انجام شده است. چند رفتار شاخص براي هدف براي مثال آمده است:

– مي تواند اجزاءدستگاه برش دهنده گوشت را شناسايي كند.
– مي تواند يك برنامه غذايي روزانه براساس هرم راهنماي غذايي طراحي كند.
تا هنگامي كه از آموزش گيرنده خواسته مي شود تا اجزاء يك مجموعه را شناسايي كند و يا آنها را بصورت شفاهي گزارش كند، كه شاخصهاي اين رفتار هستند، يك عملكرد قابل رؤيت است. عملكرد اصلي مي بايست براساس استفاده از افعال حركتي و شاخص هاي اضافه شده به آن – در صورتي كه عملكرد را نتوان ديد را شنيد، طراحي شود.

شرايط

هنگامي كه عملكرد بطور واضح بيان شود، شما ممكن است بپرسيد كه آيا زمينه يا شرايط خاصي وجود دارد كه عملكرد مي بايست تحت آن شرايط مشاهده شود يا خير؟ شرايط، دستگاهها، تجهيزات و يا كمك هاي مرتبط با رفتار را تشريح مي كند. افراد از چه منبعي تأمين مي شوند؟
موقعيت ها در مثالهاي زير در پرانتز آمده اند:

– (دادن قطعات جداگانه برش دهنده گوشت) بتواند قطعات آن را به ترتيب درست دوباره سرهم كند.
– (با داشتن يك منوي استاندارد) بتواند كربوهيدرات مناسب در غذاها را محاسبه كند.
– (با داشتن فهرستي از غذاها شامل منابع غني و ضعيف پتاسيم) بتواند منابع غني را شناسايي كند.
– (بدون نگاه كردن به فرم توصيه هاي رژيمي) بتواند يك منوي مناسب شام را تشريح كند.
– (بدون كمك پزشك) بتواند غذاهايي را كه يك خانم باردار بايد بطور روزانه مصرف كند شرح دهد.