مقدمه

یکی از مباحث مهم در زمینه مطالعات قرآنی، بحث »سیاست و حکومت«« در قـرآن اسـت. بحـث »حکومت« در قرآن، از آن نظر اهمیت فراوانی دارد که زیربناي بسـیاري از نگرشهـا و آموزهـا در زمینه رویکرد اسلام به سیاست است. درواقع، اگـر معتقـد باشـیم قـرآن کـریم توجـه چنـدانی بـه مسائل مربوط به سیاست و حکومـت نداشـته اسـت، اقـدامات سیاسـی پیـامبر اکـرم در زمینـه تشکیل حکومت را فعالیتهایی به شمار خواهیم آورد که جداي از رسالت ایشـان بـوده و شـرایط تاریخی و اجتماعی، ایشان را به سمت دخالـت در سیاسـت و تشـکیل دولـت کشـانده اسـت. در نتیجه چنین رویکردي، پیوند میان دین و سیاسـت یـک پیونـد تـاریخی و بشـري در نظـر گرفتـه میشود که خارج از ذات اسلام قرار دارد. اما اگـر در مقابـل، معتقـد باشـیم قـرآن کـریم در کنـار بسیاري از مسائلی که به آنها توجه کرده، در زمینه سیاست و حکومت نیـز آمـوزههـاي بنیـادینی را مطرح نموده و پیامبر اکرم بر اساس رسالت الهی خویش موظف بودهانـد قـدرت سیاسـی را در اختیار گیرند و در زمینه تأسیس حکومت اقدام کنند، رویکـرد مـا نسـبت بـه جایگـاه سیاسـت در اسلام و پیوند میان این دو کاملاً متفاوت خواهد بود. بر اساس رویکـرد دوم، ارتبـاط میـان »دیـن«

و »سیاستارتباطی« ذاتی و نه صرفاً تـاریخی و بشـري در نظـر گرفتـه میشـود (واعظـی، ۱۳۸۵، ص(۸۰؛ به این معنا که سیاست و امور مربوط بـه آن، جزئـی غیـر قابـل انفکـاك از دیـن اسـت و شرایط تاریخی نقشی در این ارتباط و پیوند ندارد.

اهمیت این موضوع آنگاه برجستهتر میشود که بدانیم نگرش صرفاً تـاریخی بـه ارتبـاط سیاسـت و دین در میان مستشرقان، طرفداران قابل توجهی دارد. بر اساس ایـن دیـدگاه، طـرح مسـائل سیاسـی در قرآن، عمدتاً در سورههاي مدنی صورت گرفته است و علت آن هم تغییر شرایط تاریخی مسلمانان بـوده است. طبق این دیدگاه، آیات مکی نهتنها به مسائل اجتمـاعی وسیاسـی تـوجهی نداشـته، بلکـه اساسـاً نسبت به زندگی اجتماعی بهعنوان زیربناي طرح مقوله سیاست بدبین است. اندیشه سیاسی نیـز بـه تبـع آن، در اواخر دوران حضـور پیـامبر در مکـه بهتـدریج، مطـرح شـده و در نتیجـه هجـرت پیـامبر (یا همان تغییر در اوضاع و شرایط تاریخی مسلمانان بوده) که قرآن به مسائل سیاسی توجه کـرده اسـت

(تیجانی، ۱۳۸۹، ص.(۲۹

رویکرد مقاله حاضر در تضاد با دیدگاه ایـن دسـته از مستشـرقان اسـت کـه معتقـد بـه پیونـد تاریخی و غیرذاتی اسلام و سیاست هستند. فرضیهاي کـه نوشـتار حاضـر در پـی اثبـات آن اسـت

طراحی حاکمیت سیاسی پیامبر و جانشینان آن حضرت و آسیبهای فراروی آن در سوره »ص« ۷۴

عبارت است از اینکه در آیات مکی قرآن نیز بـه سیاسـت و حکومـت توجـه جـدي شـده و ایـن موضوع به نوبه خود، نشاندهندة پیوند ذاتی قرآن و فراتر از آن، اسلام و سیاسـت اسـت. بـر ایـن اساس، مقاله حاضر به بررسی موضوع حکومت پیامبر در سورة »ص« میپـردازد کـه بـر اسـاس نظر بیشـتر محققـان، جـزو سـورههاي مکـی قـرآن اسـت. طـرح مسـائل سیاسـی در ایـن سـوره، نشاندهندة امتزاج بنیـادین اسـلام سیاسـی نـهتنها در شـرایط وجـود دولـت آنگـاه کـه در اختیـار پیامبر قرار دارد، بلکه در شرایطی است که اسـلام بـه لحـاظ اجتمـاعی، در اقلّیـت قـرار دارد و پیامبر هنوز موفق نشدهاند دولت تشکیل دهند.

رویکرد پژوهش حاضر در بررسی سورة »ص« پیروي از نظریه »وحدت موضوعی سورهها« اسـت. در این نظریه، موضوع بحث این است که هر سوره از قرآن داراي هدف و غرض خاصی است که همـه آیات آن سوره بر محور آن غرض شکل گرفته است. غرض هر سوره درواقع، موضوع اصلی آن سـوره را تشکیل میدهد. امروزه این نظریه طرفداران بسیاري دارد و از آن به »وحدة سور القرآن« یـا »وحـدت موضوعی سورهها« تعبیر میشود (دراز، ۱۴۰۴ق، ص.(۱۱۸ از همین موضوع، در تفسیر موضوعی قـرآن نیز بهعنوان »تفسیر موضوعی سورهاي قرآن« یاد میشود (خالدي، ۱۴۱۸ق، ص.(۲۳۹

»وحدت موضوعی سورههاى قرآن« به این معناست که باید پیام سـورههـا را اسـاس فهـم آیات آن تلقّی کرد، و ازاینرو، لازم است موضوع سوره بهعنوانمحور و مدار فهم آیاتی مـدّ نظر باشد که آن آیات حول همان موضـوع نـازل شـده اسـت (معرفـت، ۱۳۷۹، ج۲، ص۴۹۹؛

خامهگر، ۱۳۸۶، ص.(۲۰

پژوهش حاضر میکوشد از طریق تأمّل در سیاق آیات سوره، بـهعـلاوة بهرهگیـري از روایـات، سبب نزول موضوع اصلی و محوري این سوره را کشف کند و رابطه بخشهاي این سوره را بـا آن موضوع واحد و غرض اصلی تحلیل نماید.

طرح مسائل سیاسی در قرآن مکی

قرآن مجید ـ بـه اعتـراف غالـب پژوهشـگران در عرصـه قرآنپژوهـی ـ دربـر گیرنـدة عناصـر و مفاهیمی است که کنار هم قرار دادن آنها، میتواند اندیشـهاي منسـجم دربـارة سیاسـت و زنـدگی سیاسی مؤمنانه ارائه دهد. در زمینه جایگاه سیاسـت در قـرآن، پرسـشهاي گونـاگونی را میتـوان مطرح کرد؛ پرسشهایی از این قبیل: آیا به مسائل مربوط به زندگی سیاسـی در قـرآن توجـه شـده

۸۴  ، سال ششم، شماره دوم، پاییز و زمستان ۳۹۳۱

است؟ مباحثی از قبیل دولت، قـدرت، حاکمیـت، سـلطه، آزادي، عـدالت، مشـروعیت، مشـارکت، بیعت، نظارت بر قدرت، تمرکز یا توزیع قدرت و روابط میان دولتها و ملتها از چـه جایگـاهی در قرآن برخوردار است؟ (لکزایی، ۱۳۸۶، ص.(۱۵

یکی از مباحثی که به میزان قابل تـوجهی در زمینـه جایگـاه سیاسـت در قـرآن اهمیـت دارد بحـث پرداختن به امر سیاست و حکومت در آیات مکی و مـدنی اسـت؛ بـه ایـن معنـا کـه در کـدام دسـته از سورههاي قرآن به سیاست توجه جديتري صورت گرفته است؟ البته طـرح چنـین پرسشـی بـه علـت رویکردهاي خاصی است که برخی مستشرقان مطرح کردهاند؛ بـه ایـن معنـا کـه برخـی محققـان غربـی معتقدند در سورههاي مکی، اندیشه سیاسی وجود ندارد و اساساً طرح اندیشه سیاسی در قـرآن، مربـوط به سورههاي مدنی است. علت این امر را نیز باید در مسائل و موضوعاتی خارج از متن قـرآن، یعنـی در تغییرات و تحولات تاریخی و اجتماعی جستوجو کرد. این دسـته از محققـان غربـی تأکیـد دارنـد بـر اینکه قرآن در آیات مکی، رویکردي منفی به یاست و اجتماع داشته است و اساساً »اندیشه سیاسـی در

اواخر دورة مکی پیدا شد و نتیجه تحوّلات تاریخی بود که پس از مهاجرت پیـامبر اسـلام از مکـه بـه مدینه رخ داد« (تیجانی، ۱۳۸۹، ص.(۲۹

چنین رویکردي موجب شده است برخی از مستشـرقان بـرخلاف دیـدگاه عمـومی مسـلمانان، کـه هجرت پیامبر را گسترش و ادامه روند دعوت مکی میدانند، معتقد شوند هجرت تغییـري مـاهوي در رسالت پیامبر و محتواي دعوت ایشان ایجاد کرد. پرچمدار این عقیده شرقشناسـی بـه نـام گلـدزیهر ۱۹۲۰ -۱۸۵۰)م) است. او بهویژه، در کتابش با عنوان عقیده و شریعت در اسلام؛ تـاریخ تکامـل عقیـده و شریعت در دین اسلام، این نظر را مطرح میکند. البته مستشرقانی مانند بوهـل، انـدره و مـونتگمري وات نیز بر همین نظر تکیه کرده و در بررسیهاي خود، چنین رویکردي را نسبت قرآن و فراتر از آن، نسـبت به دین اتخاذ نمودهاند (تیجانی، ۱۳۸۹، ص.(۳۲-۳۱

بر خلاف چنین رویکردي، تأمل در سور و آیات مکی قرآن نشان میدهد که سیاست در ایـن دسـته سور و آیات نیز همچون سور و آیات مکی از جایگاه برجستهاي برخـوردار بـوده و چنـین نیسـت کـه قرآن در سور مکی به مسائل مربوط به اجتماع و سیاست بیتوجهی کرده باشد. بر ایـن اسـاس، میتـوان گفت: آیات و سور مکی قرآن از ظرفیت مناسبی بـراي فهـم بنیانهـاي نظـري اندیشـه سیاسـی اسـلام برخوردار است (تیجانی، ۱۳۸۹، ص.(۱۱ بدینروي، بررسی پـژوهش حاضـر بـر سـورة »ص« متمرکـز است. تأمل در آیات سورة »ص« به صورت یکپارچه و با در نظر گرفتن تناسـب میـان آیـات آن، نشـان

طراحی حاکمیت سیاسی پیامبر و جانشینان آن حضرت و آسیبهای فراروی آن در سوره »ص« ۹۴

میدهد که موضوع اصلی این سوره تأکید بر تثبیت دین اسلام در زمـین و تشـکیل حکـومتی عادلانـه و مقتدر در سایه این دین الهی در آینـده اسـت. عـلاوه بـر آن، بعضـی از آسـیبها و تهدیـدهایی را، کـه فراروي حاکمان اسلامی است، گوشزد میکند.

دیدگاه مفسران درباره اهداف و اغراض سوره »ص«

سورة »ص« در ترتیب مصحف، سی و هشتمین سورة قرآن است که پس از سورةصافّات«» و قبل از سورة »زمر« قرار گرفته است . در ترتیب نزول نیز مطابق روایت مشهور عطاي خراسـانی از ابـن عباس، که موثقترین روایت در اینباره معرفی شده و طبرسـی در مجمـع البیـان ( طبرسـی، ۱۳۷۲، ج۱۰، ص(۶۱۳ آن را نقل کرده است، این سوره در همین رتبه قرار دارد و پـس از سـورة »قمـر« و پیش از سورة »اعراف« نازل شده است. البته دیدگاهی نیز مبنی بر مدنی بودن سورة »ص« نقل شده که دیدگاهی ناصحیح و برخلاف اجماع شناخته شده است (آلوسی، ۱۴۱۵ق، ج۱۲، ص.(۱۵۴ ایـن سوره داراي آیه،۸۸ و غالباً آیاتش کوتاه و نسبتاً آهنگین و بـا فاصـله = )سـجع)هایی آمـده اسـت (طبرسی، ۱۳۷۲، ج۸، ص۵۹۶؛ سخاوي، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص.(۴۵۵ شانزده آیه نخست سوره مسـتقیم کفار مکه را مخاطب ساخته است. از آیه ۱۷ تا ۲۹ قصه حضرت داود پیـامبر را بیـان کـرده و از آیه۳۰ تا ۴۰ به شرح قصه حضرت سلیمان پرداخته است. از آیه ۴۱ تا ۴۴ قصه حضرت ایوب را و از آیه ۴۵ تا ۴۸ از پیامبرانی همچون حضـرت ابـراهیم، اسـحاق، یعقـوب، اسـماعیل، یسـع و ذالکفل یاد کرده است. از آیه ۴۹ تا ۶۴ از بهشت و جهنم و برخی نعمتهـا و عـذابهاي الهـی در عالم دیگر سخن به میـان آورده و سـرانجام، در بخـش پایـانی سـوره، قصـه حضـرت آدم و شیطان و سوگند وي براي فریب بنیآدم آمده است. سورة »ص« به اتفاق نظر مفسران، مکی اسـت. قرشی نزول آن را در سـالهاي ۵ و ۶ بعثـت حـدس زده (قرشـی، ۱۳۷۷، ج۹، ص(۱۹۵؛ امـا ابـن عاشور نزول آن را در سال آخر حیات حضرت ابوطالب یعنی قریـب حـدود سـال دهـم بعثـت تخمین زده است (ابنعاشور، بیتا، ج۲۳، ص.(۱۰۷

پیش از مطالعه و بررسی غرض سورة »صاز« طریق تأمّل در روایات اسباب نزول و سیاق منسـجم و یکپارچه سورة »ص« بجاست دیدگاه برخی از مفسرانی را که به بیان غرض و موضـوع اصـلی سـورة »ص« پرداختهاند بررسی کنیم. شاید نخستین اظهار نظر در اینباره از سـید قطـب باشـد. وي مینویسـد: این سوره همانند سایر سورههاي مکی، به مسئله توحید و وحی به حضرت محمد و نیـز حسـاب در

۰۵  ، سال ششم، شماره دوم، پاییز و زمستان ۳۹۳۱

آخرت پرداخته است. بیان قضیه توحید و وحی در بخش نخست سوره، نشـاندهندة تعجـب و غریـب شمردن آن توسط سران مشرك مکه و مواجهه ناگهانی آنان بـا ایـن دعـوت پیـامبر اسـت؛ همچنـانکـه نشاندهندة استهزا و رد و تکذیب مشرکان نسبت به تهدیدها و عـذاب الهـی هـم هسـت (سـید قطـب، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص.(۳۰۰۵ روشن است که مسئله توحید و وحی بر بسیاري از سورههاي قـرآن، بـهویـژه سور مکی آن، حاکم است و این موضوع عام چنـدان نمیتوانـد موجـب تمـایز ایـن دسـته سـورهها از یکدیگر باشد. توضیحات بعدي سید قطب دربارة بخشهاي دیگر سوره نیز رابطه روشن و قابـل قبـولی را از بخشهاي این سوره با یکدیگر و نیز با غرض و هدف اصلی سوره به دست نمیدهد (همان).

علّامه طباطبائی دربارة غرض سوره مینویسد: در سوره، سخن بر محور منذر بودن پیامبر بـا ذکـر (قرآن) نازل شده از جانب خدا بر ایشان و دعوت به توحیـد و اخـلاص در بنـدگی خـداي تعـالی دور میزند. ایشان نیز معارف سـورة »ص« را در چهـار بخـش دیـده اسـت: در بخـش نخسـت، سـخن بـا یادکردي از سرسختی کافران و سر برتافتن از پیروي پیامبر و ایمان به آن حضرت و بازداشـتن مـردم از ایمان و سخن باطل بر زبان راندن آغاز شده است. در بخش دوم سوره، با ذکـر قصـههایی از پیـامبران گذشته، پیامبر را به صبر امر کرده است. در بخش سوم، عاقبت پرهیزگاران و طغیانگران را بـه تصـویر کشیده است. در نهایت، در فصل چهارم به پیامبر امر میکند انذار و دعـوتش بـه توحیـد را بـه مـردم ابلاغ و بیان کند که عاقبت پیروان شیطان آتش است (طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج۱۷، ص.(۱۸۱

تفسیر نمونه نیز با بیان اینکه این سوره مکملی براى سورة »صافات« است و چارچوب مطالبش شباهت زیادى با چـارچوب سـورة »صـافات« دارد و از ایـن نظـر کـه سـوره مکـی اسـت، تمـام ویژگیهاى این سورهها را در زمینـه بحـث از مبـدأ و معـاد و رسـالت پیـامبر اکـرم دربـر دارد، محتواي سوره را در پنج بخش گزارش کرده است . دیدگاه این تفسیر در سه بخش نخست، نزدیک به دیدگاهعلّامه طباطبائی است، و بخش آخر را با تفصیل بیشتر و اندکی متفاوت بیان کـرده اسـت (مکارم شیرازي، ۱۳۷۴، ج۱۹، ص.(۲۰۴
قرشی نیز محور مطالب و غرض سوره را توحید، نبوت و معاد دانسـته اسـت (قرشـی، ۱۳۷۷، ج۹، ص.(۱۹۸ فضلاالله نیز با ناظر دانستن معارف سوره بـه سـه حـوزة توحیـد، وحـی و آخـرت، مطالبی نزدیک به تفاسیر مزبـور بـا رویکـردي اجتمـاعیتر آورده اسـت (فضـلاالله، ۱۴۱۹ق، ج۱۹، ص.(۲۳۱ ابن عاشور نیز در بیان اغراض سوره، نکتهاي متفاوت با سخن مفسرانی کـه نقـل کـردیم بیان نداشته است (ابن عاشور، بیتا، ج۲۳، ص.(۱۰۷

طراحی حاکمیت سیاسی پیامبر و جانشینان آن حضرت و آسیبهای فراروی آن در سوره »ص« ۱۵

بنابراین، چنانکه ملاحظه میشود، از میان مفسران معاصر، که به وحدت موضوعی سور توجه نشـان دادهاند، هیچیک برداشت سیاسی از این سـوره نداشـتهاند. اثـر مسـتقلی نیـز در خصـوص سـورة »ص« تألیف نشده است. موضوع محوري بیان شده از سوي مفسران نیز نتوانسته است پیوند نزدیک و روشـنی میان بخشهاي این سوره تبیین کند؛ مثلاً مفسران عموماً در تحلیل زاویه خـاص قصـه حضـرت داود و سلیمان در این سوره، توضیح قانعکنندهاي ارائه ندادهاند که چرا خداي تعالی بـراي دعـوت پیـامبر به صبر، قصه حضرت داود» ذا الاید = قدرتمند« را بیان کرده است کـه خداونـد کوههـا و پرنـدگان را مسخّروي ساخت و مُلک و حکومتش را محکم گردانید و به او قدرت »فصلالخطاب« و قضـاوت داد، و سپس عجله وي در داوري را در یک قضیه خاص، و بعد نیز خلیفـه قـرار دادن وي در زمـین را بیـان داشته است؛ و یا چرا داستان حضرت سلیمان و قدرت بینظیر وي و نیز انداختن جسـد بـیروح بـر تختش سخن گفته است؟ نیز ارتباط روشن و نزدیک و قانع کنندهاي میـان قصـه ابلـیس و فریـب همـه بنیآدم بجز بندگان مخلص خداي تعالی بیان نداشتهاند. روشـن اسـت هنگـامی کـه سـخن از وحـدت موضوعی سور قرآن به میان میآید باید موضوعی را محور اصلی سوره معرفی کرد که بیشترین تمـایز را میان آن سوره با سایر سور قرآن نشان دهد.

با تأکید بر اینکه توجه به توحید، وحی،نبوت و معاد تقریباً در همه سورههاي قـرآن بـهعنوان هـدف اصلی و کلی و غرض کلان این کتاب هدایت الهی وجود دارد، ولی با تأمل در سـیاق و روایـات سـبب نزول سوره، غرض و پیامی بسیار مهم و خاصتر از موضوع کلی توحید، وحی و معـاد بـر ایـن سـوره حاکم به نظر میرسد. موضوع توحید، وحی و آخرت از موضوعات بنیادین، عام و بسیار مهم دعـوت و رسالت پیامبر است که در بیشتر سورههاي قرآن به آن یا یکی از آنهـا پرداختـه شـده اسـت. بـه نظـر میرسد در وراي این موضوعات بنیادین و عام، میتوان اغراض خاص و موضـوعات جزئیتـري را در زولن هر سوره دنبال کرد که معمولاً با واقعیت دعوت پیامبر در ارتباط نزدیکی بوده و ناظر به مرحلـه خاصی از دعوت آن حضرتو احتمالاً پاسخگوي شرایط خاص و انتظاري اجتماعی بوده است.

سبب و فضای نزول سوره »ص«

در روایتی از امام باقر آمده است: ابوجهل بن هشام همراه با گروهـی از بزرگـان قـریش بـر حضـرت ابوطالب وارد شدند و گفتند: پسر برادرت ما و بتانمان را آزار میدهد. او را بخوان و فرمـانش ده تـا از خدایان ما دست بردارد، تا ما نیز از خداي او دست کشـیم. حضـرت ابوطالـب دنبـال پیـامبر اکـرم فرستاد، او را نزد خود خواند و آن حضرت را از پیشنهاد مشرکان باخبر ساخت. پیامبر در پاسـخ آنهـا

۲۵  ، سال ششم، شماره دوم، پاییز و زمستان ۳۹۳۱

فرمودند: آیا من پیشنهادي بهتر از این به شما ندهم؟ به یک کلمه اقـرار کنیـد تـا بـا آن، بـر تمـام عـرب سروري کنید و آنان را خاضع و مطیع خود سازید. ابوجهل گفت: بگو آن یک کلمه چیسـت؟ پیـامبر فرمودند: بگویید: لا إله إلا االله. آنان با شنیدن این سخن، انگشت در گوش نهـاده، فـوراً از نـزد او خـارج

شدند (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۶۴۹؛ حویزي، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص.(۴۴۱

در روایتی دیگر آمده است: پس از آنکه پیامبر دعوت خود را علنی ساختند بزرگـان قـریش در خانه حضرت ابوطالب گرد هم آمدند و به او گفتنـد: پسـر بـرادرت خردمنـدان مـا را سـفیه میخواند و جوانان ما را تباه ساخته، وحدت و همبستگی ما را شکسته است. اگـر ایـن کارهـا بـه خاطر فقر و ناداري است مالی انبوه برایش جمع کنیم تا ثروتمندترین ما گردد و او را بـر خودمـان فرمانروا خواهیم ساخت . وقتی حضرت ابوطالب این پیشنهاد را به پیامبر باز گفت، حضـرت فرمودند: اگر خورشید را در دست راستم و ماه را در دست چپم بگذارند باز هـم پیشـنهاد آنـان را نمیپذیرم. این تعبیر رسول خدا کنایه از آن است که فرمـانروایی بـر قـریش و مکـه کـه سـهل است، اگر فرمانروایی همه عالم را هم به من دهند از دعوت خود دست نمیکشـم، امـا آنـان اگـر یک کلمه از من بپذیرند بر همه عرب فرمانروا گردند و عجم را خاضع و مطیع خود سـازند و در بهشت پادشاهی کنند. گفتند: یک کلمه که سهل است، ده کلمه بگو! پیامبر فرمودند: بـه یگـانگی االله و رسالت من شهادت دهید. گفتند: آیا ۳۶۰ خدا را وانهیم و یک خدا را عبادت کنـیم؟ در ایـن زمان، سورة »ص« نازل شد (قمی، ۱۳۶۷، ج۲، ص۳۲۸؛ حویزي، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص.(۴۴۳