چکیده

رشد بی رویه جمعیت که به دنبال آن افزایش ساخت و ساز و توسعه شهری بدون توجه به اکوسیستم ها و عدم برنامه ریزی و مدیریت صحیح و سهولت مداخله در طبیعت به واسطه تحولات فن آوری و غلبه منافع فردی به مصالح جمعی منجر به تولید زباله، تخریب اکوسیستم های طبیعی، مصرف بی رویه انرژی و گرم شدن کره زمین و افزایش آلودگی و جزایرگرمایی و کاهش انرژی فسیلی شده است. در این بین معماری پایدارشامل به کارگیری روشهای مختلف برای هماهنگی با محیط است و در ایجاد تعادل بین الزامات محیطی و اقتصادی تلاش می نماید. در این جنبش جهانی ، معماران نیز همسو با سایر دانشمندان در پی یافتن راهکارهای جدید برای تامین زندگی مطلوب انسان بوده اند.به طراحی اکولوژیک باید به عنوان یک ارتباط همه جانبه و در برگیرنده مدیریت صحیح انرژی و مواد مصرفی در سیستم مصنوع و همگان با اکوسیستم های جهان زنده نگریست .و در این مبحث فشردگی و کاربری مختلط یکی از الگوهایی شهر پایدار است،که ساختمانهای بلند مرتبه با رویکرد اکولوژیک(بوم شناختی)یکی از مصداقهای آن است،که چنانچه ساختمان خود را بر محیط اطراف تحمیل نکند میتواند مثمر ثمر باشد. یک طراح باید نگرش محدود خود را از طبیعت افزایش دهد تا بتواند در پروژه های خود مفاهیم وسیعتری از اکولوژی محیط را بگنجاند.هدف از ارائه این مقاله بررسی جایگاه مفاهیم بوم شناختی در ساختمانهای بلند مرتبه و ویژگیهای معماری آن همراه با معرفی نمونه های مطلوب میباشد تا بعنوان مدلی برای ساختمانهای آینده مورد توجه قرار گیرد.روش تحقیق در این پژوهش با توجه به ماهیت بحث به صورت توصیفی-تحلیلی و در بستر مطالعات کتابخانه ای می باشد.

واژههای کلیدی: معماری پایدار.معماری اکولوژیک.اکوسیستم.مدیریت انرژی.ساختمان بلند مرتبه

-۱ مقدمه:

انسان امروزی با نگاهی دل اندوهانه به طبیعت میاندیشد. وجود فیزیکی نوع بشر، هم به شاخه و همه به ریشه طبیعت وابسته است. در واقع نوع و جامعه بشری، شاخه درخت طبیعت است(روکا،.(۱۳۸۸پایداری به طور فزآیندهای به عنوان تنها موضوع فراگیر طراحی در معماری قرن بیست و یک مطرح شده است. (ادوارد،(۱۳۸۹ صرفه جویی در مصرف انرژی و پرهیز از آلودگی محیط زیست در زمان تولید، انتقال، به کارگیری و بازیافت مصالح ساختمای از اصول معماری پایدار است. بی تردید استفاده از مصالح طبیعی، محلی و بومی که بیشترین سازگاری اقلیمی و آشنایی فرهنگی را با محیط اطراف خود دارند میتواند مناسبترین پاسخ به این اصل باشد. ساختمانها، امروزه %۶۰ منابع استخراج شده از زمین را به مصرف میرسانند.
شهر های امروزی سه چهارم انرژی جهان را مصرف می کنند و عامل حداقل سه چهارم از آلودگی جهانی هستند .آنها محل تولید و مصرف بیشترین کالاهای صنعتی هستند .شهر ها منظره های اطراف را خدشه دار کرده اند شهر ها اورگانیسم های بزرگی هستند که جهان را برای تامین غذا و انرژی می بلعند مصرف کننده ها و آلاینده هایی بیرحم. (راجرز،(۱۳۸۹در نتیجه، تلاش برای استفاده از مصالح ساختمانی و شیوههای ساختمان سازی که کمترین آسیب را به محیط زیست برسانند، روزبروز در سرتاسر جهان در حال افزایش است. (روانو،(۱۳۸۸ در روند شکل گیری یک بنا تا پایان ساخت ،سه مرحله تعیین کننده را میتوان نام برد مرحله نخست ساختن بنا، مرحله دوم بهرهبرداری و دیگری تخریب آن است. در هر یک از این مراحل ما نسبت به محیط اطراف بنا تعرض کرده و سیستم تعادلی آن را بر هم زدهایم.در این راستا اتخاذ استراتژیهای مرتبط با معماری پایدار نقش مهمی را در حفظ اکوسیستم ایفا میکنند. در اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰، نوعی حس عدم اعتماد نسبت به پیشرفتهای علمی و فناوری بوجود آمد و تمایل شدیدی در مردم نسبت به »بازگشت به طبیعت« حسن میشد، بخصوص با بوجود آمدن جنبش اعتراضی »هیپیها« و حوادث سال ۱۹۶۸ مبنای این تغییرات اغلب به فرهنگ شرق بر میگشت، جائیکه هماهنگی و سازگاری با طبیعت هم برای سلامت و رفاه نوع بشر ضروری است. در دهه هفتاد، بحران نفت موجب سرعت گرفتن تحقیقات جدید در رابطه با منابع انرژی غیر فسیلی شد. از آغاز دهه ۱۹۶۰ میلادی که معلوم شد که فقط یک زمین برای زیستن وجود دارد. تلاش برای جلوگیری از تخریب آن شروع شد. موجودیت و تکامل انسان در گرو فهم، دوستی، رفاقت و مدار با طبیعت است. (روانو،(۱۳۸۸معماری پایدار باید فعالیتی در جهت ترمیم، بازسازی و تجدید سیستمهای طبیعی و زمین و استفاده محتاطانه را منابع چرخه حیات در طبیعت و زمین باشد.(رضازاده،(۱۳۸۷

-۲ مفهوم معماری پایدار:

به گفته نصر امروزه تقریبا هر کسی که در مراکز شهری … زندگی می کند به طور غریزی فقدان چیزی را در زندگی خود احساس می کند این احساس مستقیماً به خاطر ایجاد مصنوعی است که تا سرحد امکان طبیعت از آن حذف شده است . (پورمختار،(۱۳۹۰ مفهوم معماری پایدار چه به عنوان عمل خلق فضای انسانی و تنظیم رابطه انسان و محیط فیزیکی و چه به عنوان محصول این فرآیند، همواره با محیط پایدار در آمیخته و در یک چهارچوب کلی میتوان آن را به معنای خلق محیط پایدار انسان ساخت، تعبیر کرد. نیل به پایداری محیط کالبدی انسان ساخت به عنوان بخشی از محیط زیست انسانی و در بر گیرنده و سامان دهنده فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی، در گرو برقراری حالت تعادل پویا میان فضای کالبدی انسانی، محیط فراگیر و کاربران فضاست. پویایی این تعادل در نحوه پاسخ گویی و کنش مندی محیط کالبدی به خواست و نیازهای کاربران و نیز شرایط متغیر محیط

فراگیر است.
ریچارد راجرز معمار مطرح انگلیسی در تعریف معماری پایدار موضوع را به این گونه مطرح میکند: طرح پایدار، طرحی است که می کوشد به نیازهای کنونی پاسخ دهد بی آنکه ذخیره منابع طبیعی را که متعلق به آیندگان است، نابود کند. یک چنین طرحی

می بایست نگاهی داشته باشد به اصول پایداری اجتماعی و اقتصادی و نیز تاکید اصلی اش بر استفاده انرژی و تاثیرات آن بر محیط ساختمان ها و شهر ها باشد. “در معماری پایدار، ساختمان باید تعامل مناسبی با سایت داشته باشد. »گلن مرکات« معمار استرالیایی میگوید: ساختمان باید زمین را به گونهای آرام و سبک لمس کند. طراحی پایدار را باید مشارکتی سودمند و مولد با طبیعت و زمین دانست. ( کرمی،(۱۳۸۹ مطرح شدن این موضوع باعث گردیده که علاوه بر توجه به طبیعت توجه به انسان نیز در راس موارد قرار بگیرد و انسان مدرن
که در پس جوامع صنعتی به ابزار بدل شده است نقطه اصلی توجه توسعه پایدار باشد بطوریکه می توان اینگونه بیان نمود که طراحی و توسعه پایدار به خاطر ابعاد انسان مدارانه در مسیری همسو با طبیعت در دنیای امروز ارزش و اعتباری خاص یافته است . (سلطلن زاده،(۱۳۸۲ مشخصات ساختمانهای پایدار این است که کمترین اثر مضر را بر روی ساخت و محیط طبیعی بر حسب خود ساختمانها و

ساختمانهای مجاور و نواحی عریض تر و وضع جهانی داشته باشد. ساختماهای پایدار ممکن است به عنوان شیوه های ساختمان سازی که برای ایجاد شرایط صحیح و درست ( که شامل اقتصاد، اجتماع و عملکرد محیطی می باشد ) در راههای وسیع تعریف گردد. بنابراین استفاده معقول از منابع طبیعی و مدیریت مناسب سرمایه ساختمانها، در حفظ منابع کمیاب، کاهش مصرف سوخت ( نگهداری و حفظ انرژی ) و بهبود شرایط محیطی یاری رسان می باشد. ساختمانهای پایدار شامل در نظر گرفتن تمام چرخه حیات ساختمان، استفاده از شرایط محیطی، شرایط عملکردی و محاسبه ارزشهای آینده می باشد. در گذشته بیشترین توجه در سایر کشورها براندازه ساختمانها متمرکز بوده و بحث کیفیت نقش اندکی را در ساختمان سازی ایفا کرده است، اگرچه ازلحاظ کمی، ساختمانها و خانه ها بازار کشورها را اشباع کرده اند. تقاضا برای درنظر گرفتن ساختمانها از لحاظ کیفیت اهمیت پیدا کرده و از این رو سیاستها یی که با پایدار کردن شیوه های ساختمان سازی همکاری می کنند باید گسترش یابند. با شناخت اهمیت موقعیت بازار موجود هر دو مبحث ابتکار محیطی بخش ساختار و تقاضای مصرف کننده ها عوامل کلیدی می باشند. دولت ها قادر هستند که انگیزه های قابل توجه ایی را درخصوص ساختمان سازی پایدار بوسیله تشویق این توسعه ایجاد نمایند.