چکیده

این طرح کاربردی اختراعی شامل فرآیند تفصیلی و نقشه راه ” طراحی و پیاده سازی سامانه پشتیبانی تصمیم گیری بانکداری (BDSS) و یکپارچه سازی الگوهای مدیریت ” به منظور تبدیل فضای سیستم بانکداری و محیط های کسب و کار به فضاهایی با انعطاف و قابلیت پاسخ دهی بالا و توانایی عرضه سریع خدمات و کالا به مشتریان در محیط چابک (Agile Environment) با استفاده از فناوری به روز و نوین سیستم تصمیم یار (DSS) میباشد. با توجه به اهمیت مقوله تصمیم گیری (Decision Making) در نظام بانکداری و جایگاه تصمیمات کلان در مدیریت پولی و بانکی، نیاز به سامانه های تصمیم یار و پشتیبان تصمیم در سیستم های بانکی مدرن و نوین دنیا ایجاد شده است. در این پروژه تحقیقاتی تجاری، با استفاده از پلتفورم تحت وب و موبایل، یک زیرساخت پشتیبانی تصمیم گیری برای مدیران ایرانی جهت پایش، رصد و بهبود شیوه های تصمیم گیری مدیران ایجاد خواهد شد. با استفاده از این معماری، سرویس های زیر ساختی از جمله منابع پردازشی، منابع ذخیره سازی، بانک های اطلاعاتی جامع از مدیران و تخصص ها، روال ها و چرخه های تصمیم گیری مدیران در سازمان به کاربران ارائه خواهد شد. هدف از اجرای این طرح، ایجاد بستری برای ارائه سرویس های انفورماتیک سامانه یکپارچه سازی فرآیندهای مدیریتی و سامانه پشتیبانی تصمیم سازمان ها و افراد حقیقی و حقوقی می باشد.

واژه های کلیدی : سازمان بانکداری مبتنی بر سامانه تصمیم یار، رایانش انسان بنیاد، مدیریت دانش تصمیم ، سیستم پشتیبان تصمیم در مدیریت بانکی، کسب و کار پرتابل، سازمان چابک، خرد جمعی

-۱ مقدمه

استفاده هوشمندانه از داده ها و اطلاعات در تصمیم گیریهای مدیریتی، یکی از نیازهای ضروری مدیران به ویژه در سازمان های بزرگ است. با توجه به فضای رقابتی حاکم بر بازار ها، اهمیت پاسخ گویی به این نیاز برای مدیران و سازمان ها به طور فزاینده ای افزایش یافته است. در دهه های اخیر، سیستم ها و ابزار فناوری اطلاعات، نقش مهمی را در ارتقای پاسخ گویی به خواستهی مدیران فراهم کرده است. سیستم پشتیبانی تصمیم گیری (DSS) به عنوان ابزار مهمی در این زمینه نقش بنیادی خود را در سازمان ها نشان داده است. در نظام بانکی کشور با توجه به گستردگی و حجم بالای فعالیت ها، با تولید داده ها و اطلاعات بسیاری مواجه هستیم که موضوع تصمیم گیری را از اهمیت خاصی برخوردار کرده است. با توجه به ویژگیهای نظام بانکی کشور این نیاز ها، به شکل خاص تر و تخصصی تری باید مورد بررسی قرار گیرند. این مطالعه بر آن است تا در پاسخ به این نیاز به طراحی سیستم پشتیبانی تصمیم گیری مدیریت بانکداری (BDSS) در حوزه تجهیز منابع بانکی مطابق با ویژگیهای نظام بانکداری کشور بپردازد. مدل منطقی هدف

æ ویژگیهای فنی سیستم به تفصیل بیان و برخی از مهم ترین ویژگیها و مزیت های حاصل از سیستم نیز معرفی خواهند شد. با توجه به نتایج این مطالعه میتوان گفت که طراحی سیستم پشتیبانی تصمیم گیری مدیریت میتواند

راهگشای ارتقای تصمیمات هوشمندانه مدیریت در نظام بانکی کشور باشد. یک برنامه کاربردی که شامل تصمیم گیری به هر روشی است به عنوان DSS طبقه بندی می شود.پیشرفتهای پویای در زمینه تکنولوژی رایانه در برنامه های کاربردی مثل DSS موثر می باشد.در نتیجه این پیشرفتها بوده که این برنامه های کاربردی همواره در حال تغییر می باشند. شناسایی برنامه های کاربردی DS در برنامه ریزی استراتژی های سازمانی برای استقرار فناوری اطلاعات

مهم است.تجزیه وتحلیل این تحقیق یک چهارچوب را ژیش روی فناوری اطلاعات قرار می دهد که شانل تکامل مستمر و استفاده از ابزارهای DSS است.هدف بررسی یک چشم انداز برنامه ریزی برای استقرار آینده ابزارهای DSS

æ برنامه های کاربردی آن است که تکامل فناوری اطلاعات را امکان پذیر می سازد.یک چهارچوب برنامه ریزی برای سیستم های اطلاعاتی حرفه ای مستلزم شناسایی نقشه راه جذب فناوری از طریق ایفای نقش DSS می باشد.این تحقیق شامل بررسی تعریف DSS ، مراحل و پویایی جذب فناوری اطلاعات و در آخر خلاصه و نقشه راه جذب فناوری می باشد.

روش تحقیق

مدیران در فرآیند تصمیم گیری نیازمند منابع و امکاناتی می باشند که آنان را قادر سازد تا بازده تصمیم را در تحقق اهداف افردی، گروهی، سازمانی و جامعه بطور کلی بهینه نمایند. از جمله منابع موردنیاز می توان به امور مالی و بودجه، زمان، امکانات و فرصتها، نیروی انسانی کارآمد و اطلاعات اشاره نمود. با توجه به اینکه تصمیم ها بیشتر متوجه زمان

آینده است، مدیران نیازمند جمع آوری اطلاعات بیشتر برای کاهش عدم قطعیت هستند تا با اطمینان بیشتر درصد خطر پذیری و مخاطره تصمیم را کاهش دهند. در راستای برخورداری از اطلاعات لازم، به موقع و منظم، در دهه های گذشته، سیستم اطلاعات مدیریت به دنیای مدیریت و محافل علمی معرفی شد. در MIS تصمیم گیری یکی از زیر مجموعه های حل مسئله است. نظر به اهمیت فعالیتهای تصمیم گیری در مدیریت، تاکید روز افزونی بر این فعالیتها بخصوص در محیط های MIS و سیستم پشتیبانی تصمیم گیری DSS می شود. توسعه آنچه که بعضی از صاحبنظران علم مدیریت آن را “دیدگاه تصمیم گیری” در مدیریت نامیده اند، در سالهای ۱۹۶۰ توسط هربرت سایمون پایه ریزی شد و سازمان یافت. او پیشنهاد کرد که فعالیتهایی که شامل تصمیم گیری است بعنوان بخش عمده ای از کار مدیران در نظر گرفته شود. در همان زمان پیتر دراکر، “نظریه تصمیم” را معرفی کرد. دراکر پیش بینی نمود که برای دو دهه تاکید علم مدیریت بر درک تصمیم گیری متمرکز خواهد شد. این پیش بینی تا حدودی با واقعیت مطابقت داشت. توجه همگان بر مدلهای تصمیم گیری کمی و محیط اطلاعاتی رایانه ای معطوف گردید. دلیل ترکیب روش کمی و رایانه ای با تصمیم گیری، در شناخت این امر است که تغییرات آنچنان سریع به وقوع می پیوندد که برای تصمیم گیرندگان غیر ممکن است که به تنهایی کلیه عوامل دخالت کننده در یک تصمیم گیری را بطور موثر ارزیابی کنند. پروسه ای که سایمون برای تصمیم گیری معرفی نمود. رایانه به مدیران این امکان را می دهد که مسائلی را که به زبان آماری یا ریاضی بیان شده اند، بجای اینکه مطابق روشهای دستی که برای حل آنها چندین روز، هفته یا ماه نیاز داشته باشد، در عرض چند دقیقه یا ساعت حل کنند.

گام های برداشته شده برای پروسه تصمیم گیری عبارتند از:

گام اول: شناسایی مسئله (ویا فرصت): در این گام مجموعه ای از اطلاعات که از منابع مختلف قابل استحصال است ما را در شناسایی مسئله و یا فرصت قرار می دهد. این گام بوسیله سیستم اطلاعات اجرایی ( EIS) (Executive (Information Systems مقدمتا پشتیبانی می گردد که در بخش سطوح تصمیم گیری از اطلاعاتی که توسط EIS قابل جمع آوری است به نام اطلاعات مربوط به تصمیمات استراتژیک یاد نمودیم. EIS محیط را وارسی نموده و گزارش ها را تهیه کرده، بر روی شاخص های اصلی متمرکز شده و نهایتا بررسی سلسله مراتبی از موضوعات را امکان پذیر می نماید. سیستم خبره می تواند در طراحی جریان اطلاعات و تفسیر اطلاعات کمک نماید. بلحاظ آنکه برخی از اطلاعات غیر واضح (fuzzy) هستند، ترکیبی از ES و محاسبات عصبی مناسب است. برای خلاصه نمودن اطلاعات نیز می توان از پردازشگر زبان طبیعی (Natural Language Processor) (NLP) استفاده نمود.

گام دوم: تحلیل: وقتی که یک مشکل شناسایی گردید، سئوال اسای این خواهد بود که با این مشکل چه کنیم؟ در این بخش، به تحلیل رو می آوریم. تحلیل می تواند از روشهای کمی و یا کیفی (ویا ترکیبی از این دو) انجام پذیرد. تحلیل کمی می تواند توسط DSS که در اختیار مدیران تصمیم گیر است، پشتیبانی شود. کاربرد مطلوب و بجای این نظامها

مدیران را قادرمی سازد که فرآیند تصمیم گیری را هرچه بیشتر غنا بخشند. تحلیل کیفی می تواند با سیستم خبره پشتیبانی شود.

گام سوم: انتخاب: در این گام، تصمیم با توجه به مشکل و یا فرصت بر اساس نتایج تحلیل ساخته می شود. این بخش می تواند بوسیله DSS در صورتیکه تصمیم گیر منفرد است، پشتیبانی شود. اگر تصمیم گیری گروهی است، سیستم پشتیبانی تصمیم گیری گروهی (GDSS) (Group Decision Support Systems) است.

گام چهارم: اجرا: در بخش اجرای تصمیم گرفته شده مجددا DSS و ES ما را پشتیبانی می نمایند. فرآیند تصمیم گیری زمانی که در محیط DSS صورت گیرد، با عوامل و متغیرهای زیادی نظیر دانش تصمیم گیری، الگو پردازی، تصمیم های ساختار یافته، نیمه ساختاری و بدون ساختار، سطوح مختلف مدیریت اعم از ارشد، میانی و عملیاتی، گروه های شغلی و افرادی که دارای تعامل و تسلسل متقابل بین تصمیم ها هستند روبروست. هرکدام از دو رویکرد رایج در فرآیند تصمیم گیری، یعنی رویکرد هنجاری و توصیفی، در محیط های متفاوت DSS قابل استفاده می باشند. بصورت کلی می توان گفت که مدیر پس از اخذ این اطلاعات سه نوع تصمیم گیری می نماید.

نوع اول که اغلب به نام تصمیمات استراتژیک خوانده می شود، تصمیمات مربوط به امور دراز مدت، پیچیده، و غیر ساختمند است که توسط مدیران عالی رتبه اتخاذ می شود. اطلاعات مربوط به چنین تصمیماتیعموماً،تعریف نشده، غیر مبتنی بر موارد از پیش تجربه شده، با منشا بیرون از سازمان، جمع آوری شده از طرق غیر رسمی و کوتاه شده است.

نوع دوم از تصمیمات، اغلب به نام تصمیمات کنترلی مدیریت (Management Control Decisions) خوانده شده که توسط مدیران میانی اتخاذ می گرددعموماً. اطلاعات دریافتی برای این نوع تصمیمات، با معیارهایی از قبیل استانداردهای سازمان و یا بودجه سنجیده می شود. اطلاعات مربوط به این نوع تصمیمات، غالبا متوجه داخل سازمان، کوتاه مدت، تاریخی و ساده تر است.

نوع سوم، تصمیمات عملیاتی است. این قبیل تصمیمات براحتی فرموله شده و سیستم های کامپیوتری نیز می توانند کار را راحت تر نمایند.

درجه سختی تصمیم گیری

درجه سختی و راحتی کار تصمیم گیری به ۴ عامل بستگی دارد:

-۱اطلاعات: در برخی از تصمیم گیری ها، تمامی اطلاعات مربوط به مسئله موجود است. اما در برخی دیگر گرچه اطلاعات بالاخره در جایی وجود دارد، اما ما بلحاظ محدودیت در تجزیه و تحلیل آنها و یا نبود ابزار لازم بدانان دسترسی نداریم. هرچه که اطلاعات کمتر در دسترس باشد، تصمیم گیری مشکلتر است.

-۲ نامعلومی :(Uncertainty)عموماً در مسائل تصمیم گیری با پارامترهایی مواجه می شویم که اندازه، جهت و رفتار آنان برای ما کاملا معلوم نیست. بعنوان مثال برای ارائه یک کالای جدید به بازار، واقعا رفتار بازار و استقبال مشتریان برای ما مشخص نیست.

-۳ منابع کمیاب: در اکثر اوقات و حتی با وجود اطلاعات مکفی و نبود نامعلومی، پدیده کمبود منابع نکته مهمی در تصمیم گیری است. وقتی که منابع برای تولید کمیاب است و ما با راه حل های رقابتی متعدد روبروئیم، در حقیقت ما با مشکل ارزشیابی هرکدام از منابع و سپس تصمیم گیری روبروئیم.

-۴عوامل روانی :(Psychological Factors) اکثر تصمیم گیری ها مشکل هستند به لحاظ آنکه عوامل روانی از قبیل ترس، قدرت، اضطراب و نگرانی نیز در این فرآیند سهیم هستند.

چارچوب نظری مدل های تصمیم گیری در حوزه بانکداری

در مدل های عقلایی نامحدود تمامی اطلاعات لازم برای افراد در دسترس است و سوال اصلی این است که اگر انسان ها اطلاعات کاملی از نتیجه و سرانجام تصمیمات داشته باشند چگونه رفتار میکنند. در حالی که در مدلهای عقلایی محدود تلاش میکنیم تا به این پرسش پاسخ دهیم که افرادی که زمان محدود دارند؛ همچنین افراد با دانش محدود چگونه تصمیم گیری میکنند. نظریه عقلانیت محدود سایمون ۳ برنامه را در بر میگیرد که تفکیک دقیقی ندارند:

۱ مطالعه بهینه سازی

۲ مدل رضایت بخش

۳ قوانین سر انگشتی

-در روش تصمیم گیری به شیوه بهینه سازی، تصمیم گیرنده به تصمیم هایی که قبلا در زمینه مورد نظر گرفته و نتایج و اثرات آنها آگاهی دارد و با مراجعه به آنها و با توجه به نیازهای موجود تغییراتی جزئی در آنها به وجود می آورد. بنابراین میزان مخاطره در این روش کم است. اما انتقاد اصلی به این روش این است که تصمیم گیرنده با این روش نمیتواند به تغییر و تحولات شدید بطور مناسب پاسخ دهد. در واقع استفاده از این روش روح خلاقیت و ابداع را در تصمیم گیری ها تضعیف میکند و امکان استفاده از تصمیم های نو و بی سابقه را از بین میبرد .در مدل رضایت بخش تصمیم گیرندگان به جای آن که به دنبال یافتن بهترین راه حل باشند به دنبال یافتن راه حل رضایت بخش هستند یعنی با توجه به این که دستیابی به بیشترین نتیجه امری ایده آل است که کمتر میسر میشود. تصمیم گیرندگان تعدادی از حالت ها را در نظر میگیرند و نتایج آن را امتحان میکنند و به محض دست یابی به روشی رضایت بخش آن را به عنوان جواب قطعی انتخاب خواهند کرد. در روش قوانین سر انگشتی نیز به دنبال بهترین جواب نیستیم، هرچند که ممکن است بطور اتفاقی به بهترین جواب هم برسیم. در مدل مذکور تکنیک های مفیدی در فرایند تصمیم گیری

به کار میروند و از طریق سعی و خطا و حدس و گمان برای رسیدن به راه حل و پاسخ رضایت بخش تلاش میشود. این روش تازگی ندارد و انسان در تجربه اندوزی های خود به این روش عمل میکند. قیاس مبنای روشهای تحلیلی است و پشتوانه آنها اثبات ها و خواص شناخته شده ریاضی هستند. اما مبنای روش های سر انگشتی استنباط های استقرایی هستند و به ویژگی های انسانی حل مسئله همچون خلاقیت، بصیرت، الهام و یادگیری برمیگردد. هر روش سر انگشتی که بر اساس الهام یا تجربه به یافتن جوابی قابل قبول کمک کند، تعقیب میشود و به محض یافتن قائده ای برتر، قائده قبلی کنار گذاشته میشود.

خلاصه ای از چند دسته از روش های سر انگشتی:

Anchoring and adjustment

یکی از راه-های حساب سرانگشتی است که اساس آن تجربه و اطلاعات گذشته است. بر اساس آن، انسان در برخی از تصمیم-گیری-های خود آگاهانه یا ناآگاهانه به یک یا یک سری از عوامل توجه بیشتری می-کندمثلاً.دانشجوی ان رشته MBA پس از گذراندن تقرباًی ۵۰ واحد زمانی که وارد سازمانی می-شوند، در تصمیم-گیری-های خود ممکن است بدون محاسبه-ی دقیق برخی عوامل را بیشتر مؤثر بدانند و ذهنشان در نزدیکی آن عوامل قلاب زده باشد که این عوامل، مواردی است کهحتماً اساتید دانشگاه بیشتر تأکید داشته اند.

Availability heuristic

پدیده-ای است که مردم بوسیله-ی آن تکرار یک اتفاق را پیش-بینی می-کنند؛ بسته به این که اتفاق-های اطرافشان چقدر سریع به ذهنشان خطور کندمثلاً.مردم یک کشور و فرهنگ خاص ممکن است تحت تأثیر ضرب -المثل-های متداول خود، تصمیماتی بگیرند که عامل آن، تکرار زیاد یک سری فاکتورها است که در آن ضرب-المثل-ها و حکایت-ها آورده شده است.

Representativeness heuristic

برای شناخت صحیح از خصوصیات یک شیء، پدیده و اتفاق و یا انسان، نمی-توان همیشه آن خصوصیت را به طور مستقیم اندازه گیری کرد. در این مواقع است که بیشتر انسان-ها عوامل مرتبط قابل اندازه گیری را اندازه می-گیرند و بر اساس آن-ها خصوصیت اصلی را حدس می-زنندمثلاً.اگر پرسی ده شود آیا کسی که ریش پروفسوری و کت و شلوار دارد و عاشق موسیقی کلاسیک است می-تواند راننده کامیون شود یا نه ما از این حساب سرانگشتی برای پاسخ-گویی استفاده می-کنیم.

Naïve diversification

به طور مختصر، انسان-ها زمانی که می-توانند در یک لحظه چندین انتخاب داشته- باشند، تنوع را بالا می-برند. ولی اگر همان انتخاب-ها به صورت متوالی انجام شود، علاقه-ی انسان برای تنوع بالا کاهش می-یابد.

Escalation of commitment

یک پدیده خیلی معروف است که انسان هامعمولاً به طور ناخودآگاه به هنگام انجام یک سری تصمیم با آن روبرو می شوندمثلاً.اگر مدیر یک سازمان در بخش بازاریابی و فروش تصمیم به فروش داشته باشد و با انجام آن کار با شکست روبرو شود، ممکن است به جای تغییر کالا،مجدداًاصرار بر فروش همان کالا با شرایط متفاوت کند ولی باز هم این تصمیم اشتباه باشد و این مدیر چندین بار باز هم اصرار بر تولید همان کالا میکند.

تعریف سیستم پشتیبان تصمیم گیری

یک تعریف عملیاتی از یک سیستم DSS برای شناسایی و طبقه بندی ابزارهای DSS و برنامه های کاربردی و به تبع آن بررسی نقشه هرا جذب فناوری حائز اهمیت می باشد. با بکار گیری رایانه برای موارد زیر تعریف می شود:

– ۱ کمک به مدیران برای فرایند تصمیم گیری در وظایف نیمه ساختار یافته – ۲ برای پشتیبانی و بهتر از آن جایگزینی قضاوتهای مدیریتی. و – ۳ به منظور بهبود اثربخش تصمیم گیری به جای کارایی آن

همچنین دیگران تعاریفی را برای DSS ارائه کرده اند.اگرچه برخی تفاوتهای جزیی در تعاریف آنان وجود دارد،اما یک بررسی از این تعاریف نشان می دهد که به طور کلی آنها تعریف کین و مورتون را حمایت می کنند.با این حال تعریف کین و اسکات مورتون به عنوان تعریف عملیاتی برای این تجزیه و تحلیل مورد استفاده قرار گرفت آنها توضیح اضافی DSS را به شرح زیر ارائه نمودند:سوال کلیدی برای کسی که در مورد DSS کار می کند این است : “چه نوع تصمیم خاصی یا چه فرایند تصمیم گیری وجود دارد که برای پشتیبانی از آن باید تلاش کرد؟” تصمیم ممکن است تکراری و همیشگی و یا لحظه ای و یک باره باشد .تمرکز پشتیبان تصمیم گیری بر این فرض استوار است که مشکلی که مدیران با آن مواجهند بی اهمیت نیست و نمی تواند بصورت خودکار بروز کند. این دیدگاه نیازمند توسعه ابزارهای روش شنلاسی برالی تصمیم گیریهای کلیدی میران و تعریف اطلاعاتی است که میتواند یا باید در دسترس مدیران باشد البته در طول زمان سطح درک ما افزایش می یابد و شاید بسیاری ازمشکلاتی که ما امروزه به طور مرحله ای و سیستمی با آن مواجهیم به یک کاربر یا راینه واگذار گردد. نمونه بارز این روند ، سود سپرده است .بیشتر بانک ها و شرکتهای وام دهنده روشهای ساده ای دارند که بر اساس داده های آماری و گزارشهای اعتباری پشتیبانی شده استوار می باشد که جایگزین قضاوتهای اولیه مدیران ارشد وام دهنده می گردد.مادامی که مشکل صرفا ساختار یافته بوده و مدیران در درک و سطح نیازمندیهایشان به بلوغ رسیده به به عنوان یک سیستمDSS باید همواره به عنوان کاربر

سازگار و یاد گیرنده رشد و تکامل داشته باشد.این ماهیت خود است که بر ساخت نوعی از نرم افزار دلالت دارد که بتواند در سازمان به اجرا درآمده و باقی بماند. گوری و اسکات مورتون چهارچوبی را برای ویژگی های نیمه ساختار یافته این تعریف سیستم پشتیبان تصمیم گیری ارائه نمودند.انها کار سیمون و نویل را با با جهارجوبی از فرایند تصمیم گیری ساختار یافته و غیر ساختار یافته ارتباط دادند.یک مشکل کاملا ساختار یافته موردی است که تمام سه مرحله فرایند تصمیم گیری (هوش ، طراحی و انتخاب ) برای آن ساختار یافته است. برای یک مشکل کاملا ساختار نیافته مراحل تصمیم گیری کاملا ساختار نیافته می باشد. برای یک مشکل نیمه ساختار یافته یک یا دو مورد (نه همه آنها ) از مراحل تصمیم گیری ساختار نیافته می باشد. آنها سیستم های اطلاعاتی را به عنوان سیستم های ساختار یافته تصمیم گیری SDS که قویا ساختار یافته می باشند تعریف می کنند، در حالی که سیستم های نیمه ساختار یافته و ساختار نیافته را به عنوان DSS معرفی می کنندمبادله اطلاعات از این طبقه بندی ساختار یافته و ساختار نیافته حذف گردید.فعالیت مبادله اطلاعات در یک سازمان یعنی اینکه در آن سازمان رایانه مورد نظر به امر مبادله داده های سر راست (البته نه از طریق تصمیم خارجی )اختصاص داده می شود.مثل فرایند حقوق و دستمزد.هر دو فرایند SDS و مبادله اطلاعات قویا ، محصول پردازش اطلاعات یا فعالیتهای سیستم فرایند تبادل((TPS می باشد.این دیدگاه بیان میدارد که هر سیستم اطلاعاتی که به عنوان SDS/TPS نباشد ، بیشتر به عنوان DSSشناخته می شود.

مراحل جذب فناوری اطلاعات

مدیران سیستم های اطلاعاتی باید انتظار داشته باشند که تکنولوژی جدید ایجاد شده یا تکامل یافته کامپیوتری اغلب به راه های مختلف جذب سازمان خواهد شد.اپل گیت ، مک فارلن و مکنزی فرایند جذب تکنولوژی های اطلاعات در حال ظهور در سازمان را به طور خلاصه بیان می کنند..این مثال شامل یک سری مراحل است که طی آن فناوری جدید شناسایی شده ، جذب شده و نهادینه می گردد.آنها چهار مرحله را شرح دادند: – ۱ شناسایی تکنولوژی – ۲ آموزش تکنولوژی و سازگاری – ۳ کنترل سازگاری با اصول عقلانی مدیریت – ۴ انتقال تکنولوژی بلوغ/ توسعه. مرحله شناسایی تکنولوژی ، ابزارهای سیستم های اطلاعاتی جدید را بررسی کرده ، آن ابزارها را مورد آزمایش قرار داده و منجر به مطلوبیت دستیابی به تکنولوژی می گردد.

مرحله آموزش فنآوری و سازگاری یا انطباق ، شامل کسب دانش چگونگی گسترش تکنولوژی در فرصت های بالاتر از سیستم های اطلاعاتی پروژه های ارزیابی شده اولیه می باشد. مرحله سوم ،شامل ادامه تکامل برنامه های کاربردی تکنولوژی و توسعه کنترل ها به منظور راهنمایی طرح ها و اجرای سیستم هایی است که این تکنولوژی را بکار میگیرند. مرحله چهارم (انتقال تکنولوژی بلوغ/ توسعه ) وقتی رخ می دهد که تکنولوژی سراسر سازمان را در بر بگیرد. در خلال مرحله اول ( شناسایی تکنولوژی ) پروژه های آزمایشی معمولا در سطح بر نامه ریزی استراتژیک سازمان اجرا می گردد.خصوصا جایی که یک پروژه واحد به عنوان ضامن کلیدی اجرایی به انجام برسد.هنگامی که مرحله انتقال تکنولوژی بلوغ / توسعه رخ داده است تکنولوژی عموما در همه سازمان و خصوصا در سطح کنترل عملیاتی توسط بسیاری از کاربران در سازمان مورد استفاده قرار می گیرد.

مدیریت داده سیستم پشتیبانی تصمیم بانکداری

مدیریت داده کار ذخیره سازی و نگهداری از داده هایی را انجام می دهد که کاربر از طریق سیستم بر روی آنها تحلیل انجام می دهد. این بخش هم شامل یک پایگاه داده و هم نرم افزار مدیریت پایگاه داده می شود. در واقع اطلاعات در بستر یک نرم افزار مدیریت پایگاه داده ذخیره سازی شده و مورد استفاده قرار می گیرند. اطلاعاتی که در DSS مورد

استفاده قرار می گیرند معمولاً از سه منبع عمده تامین می شوند: قسمتی از اطلاعات، اطلاعات سازمانی هستند که بسته به هدف کاربر از بکارگیری سیستم میتواند اطلاعات مختلفی را از محیط سازمان در بر بگیرد. معمولاً اطلاعات مورد نظر از پایگاه داده سازمانی و یا گاهی پایگاه داده تحلیلی بدست می آیند. بعضی از تصمیمات نیازمند استفاده از اطلاعات از منابع بیرونی مانند گزارشات دولتی، اینترنت و غیره هستند که به عنوان اطلاعات تکمیلی برای DSS مورد استفاده قرار می گیرند و آنها را اطلاعات بیرونی می نامند. همچنین گاهی می توان DSS هایی را طراحی کرد که اطلاعات را از کاربر دریافت می کند. به عبارتی به جای استخراج اطلاعات از منابع مختلف سازمانی و برون سازمانی، کاربر اطلاعات خود را وارد پایگاه داده سیستم می کند.

مدیریت مدل management Model

این جزء از DSS شامل مدلهای ذخیره شده در یک پایگاه مدل و نرم افزاری تحت عنوان سیستم مدیریت مدلها میشود که کار ایجاد و دسترسی به مدلها را بر عهده دارد. و اما مدل چیست؟

در واقع یک مدل بازنمایی است از یک سری وقایع و شرایط محیطی. انسانها برای درک خود از محیط و جهانی که در آن زندگی می کنند و درک پدیده های مرتبط با آن از مدلها استفاده می کنند. مدلهایی که بشر مورد استفاده قرار می دهد به چهار شکل می باشند:

۱٫مدلهای فیزیکی که در ابعادی معمولاً کوچکتر از اندازه واقی یک موجودیت یا یک شی ساخته می شود تا ویژگیهای آن را به نمایش گذارد. مانند ماکت یک ساختمان

۲٫ مدلهای گرافیکی که به صورت تصویری یک واقعیت را بیان بیان می کند و مانند نقشه های جغرافیایی و یا نقشه یک ساختمان.

۳٫ مدلهای تشریحی که با استفاده از گفتار و نوشتار به وصف یک پدیده یا حادثه یا یک شی می پردازد. برای مثال توصیفی که ما از یک حادثه رانندگی داریم و یا اخباری که هر روزه در روزنامه ها و تلویزیون اعلام می شوند.
۴٫ مدلهای ریاضی که با تعریف تعدادی متغیر و تعیین نحوه تاثیر این متغیر ها بر یکدیگر تصمیم گیرندگان را در مدلسازی مسائل و راه حلهای ممکن یاری می دهند.

سیستمهای DSS برای مدلسازی مسائل و راه حلهای آنها از مدلهای ریاضی استفاده می کنند.

مدلسازی ریاضی در پارادایم بانکداری

مدلهای ایستا در برابر مدلهای پویا : مدلهایی که در آنها زمان به عنوان یک متغیر تعریف شده باشد را مدلهای پویا می گوییم و مدلهایی که در آنها متغیر زمان وجود نداشته باشد را مدلهای ایستا می نامیم. برای مثال مدلی که میزان رشد فروش یک شرکت را در طی پنج سال آینده پیش بینی کند مدلی پویاست. ولی ترازنامه یک شرکت که دارائی های آن را در یک لحظه خاص از زمان مثلاً پایان سال کاری به نمایش می گذارد مدلی ایستا می باشد. مدلهای ایستا همانند عکس هستند که یک لحظه را ثبت می کنند و لیکن مدلهای پویا همانند تصویر متحرکند که شرایط را در زمانهای مختلف نشان می دهند.

مدلهای احتمالی در برابر مدلهای قطعی : در مدلهای قطعی احتمال رخ دادن هر واقعه ای یا صفر است و یا یک. ولی در مدلهای احتمالی این احتمال از یک تا صفر متغیر است. مدلهایی احتمالی مدلهایی هستند درصدی از احتمال را برای وقوع رخدادی در نظر می گیرند. برای مثال مدلهایی که در کنترل کیفیت مورد استفاده قرار می گیرند و یا مدلهای آماری از این نوعند.

مدلهای بهینه و مدلهای خرده بهینه : مدلهای بهینه مدلهایی هستند که بهترین راه حل را از بین گزینه های مختلف انتخاب می کنند. این مدلها را برای مسائلی می توان مورد استفاده قرار داد که که به خوبی ساختارمند باشند. مدلهای خرده بهینه که گاهی مدلهای قانع کننده نیز نامیده می شوند همواره بهترین راه حل را ارائه نمی کنند بلکه راه حلهای مختلف و نسبتاً مناسبی را ارائه می کنند که در این حالت انتخاب نهایی به عهده کاربر خواهد بود.

DSS ها با ارائه مدلهای تصمیم گیری که به کاربر امکان تحلیل اطلاعات را به اشکال مختلف می دهد، فرایند تصمیم گیری را اثربخش تر می کند. مدلهایی که در یک DSS استفاده می شوند به نوع تصمیمات و نوع تحلیل مورد نیاز بستگی دارد. قسمت مدیریت مدلهای سیستم DSS مدلهای سیستم را ذخیره سازی و نگهداری می کند و وظایف آن شبیه به وظایف سیستم مدیریت پایگاه داده نسبت به داده هاست. سیستم مدیریت مدلها نمی تواند تعیین کند کدام مدل برای حل یک مساله مناسب تر است ولیکن می تواند به کاربر کمک کند تا مدلها را با سرعت و به آسانی ایجاد و دستکاری کند.

واسط کاربری

واسط کاربری جزئی از سیستم است که به کاربر امکان می دهد با سیستم ارتباط برقرار کند. به عبارتی بخشی از سیستم است که به کاربر امکان می دهد دانش خود را با قابلیتهای پردازشیو ذخیره سازی سیستم در هم آمیزد. واسط کاربری قسمتی از سیستم است که کاربر آن را می بیند، و از طریق آن اطلاعات، دستورها و مدلها را وارد می کند و

تنها قسمتی از سیستم است که مستقیماً با کاربر در ارتباط است. استفاده از سیستمهای DSS باعث افزایش اثربخشی فرایند تصمیم گیری خواهد شد و در واقع این نوع از سیستمها مفهوم OLAP را مورد حمایت قرار می دهند. بکارگیری این سیستمها باعث خواهد شد هزینه های تصمیم گیری به علت استفاده از مدلهای مناسب توسط کاربر به میزان قابل ملاحظه ای کاهش یابد. در واقع کاربر به جای استفاده از روشهای آزمون و خطا که روشی بسیار پرهزینه برای تصمیم گیری است قبل از اینکه هرگونه اقدام عملی را انجام دهد نتایج را در قالب مدلهای مختلف خواهد دید. استفاده از مدلهای ریاضی به علت پیچیدگی از محبوبیت چندانی برخوردار نیست و بسیاری از تصمیم گیرندگان به علت عدم تسلط کافی به استفاده از این مدلها تمایل چندانی به بکارگیری سیستمهای پشتیبان تصمیم گیری ندارند. برای حل این مشکل برای کار کردن با این سیستمها از واسط های کاربری گرافیکی استفاده می شود که درک و تقسیر آنها به راحتی صورت می پذیرد.

اجزای مختلف یک سیستم خبره اجزای اطلاعاتی: اولین نوع اطلاعات مربوط به یک سیستم خبره اطلاعات مربوط به حیطه تخصصی است و در

واقع هسته اصلی یک سیستم خبره می باشد. زیرا مجموعه ای از گامهای حل مساله است که با استفاده از آن به همراه یک فرایند استدلال، سیستم قادر به حل مساله می باشد. گاهی ممکن است کاربر دلیل تجویز یک راه حل را از سیستم خبره بپرسد. در این حالت سیستم با استفاده از “اطلاعات چرایی ” که در سیستم موجود است پاسخ کاربر را خواهد داد. با وجود این دو نوع اطلاعات ( اطلاعات حیطه تخصصی و اطلاعات چرایی) یک سیستم خبره قادر به حل مسائل و پاسخ دادن به کاربر است و تنها کاربر لازم است اطلاعات مربوط به وقایع مساله را به سیستم بدهد. در حین فرایند حل

مساله سیستم دائماً سوالاتی را از کاربر می پرسد و در واقع پاسخ این سوالات همان وقایع مساله می باشند.

افراد: در توسعه و بکارگیری سیستمهای خبره سه نقش عمده وجود دارد. اولین نقش مربوط به فردی است که دارای دانش تخصصی بوده و نحوه حل مسائل را می داند که به آن فرد متخصص می گویند. فرد متخصص کسی است که دارای اطلاعات مربوط به حیطه تخصصی است. برای مثال یک پزشک کسی است که دارای تخصص پزشکی می باشد. از این رو استراتژی حل مساله برای گنجاندن در سیستم خبره را باید از فرد متخصص استخراج کرد. در کنار یک فرد خبره یک متخصص IT وجود دارد که مهندس دانش نامیده می شود و وظیفه فرموله کردن دانش تخصصی و تبدیل آن به شکل قابل درک برای سیستم را بر عهده دارد. سومین فرد مرتبط با یک سیستم خبره، کاربر سیستم است که از سیستم خبره برای حل مسائل مربوط به حیطه تخصصی استفاده می کند. کاربر سیستم در واقع از نوع کارکنان دانشی می باشد. کارکنان دانشی کارکنانی هستند که در یک سازمان به کارهای فکری و تخصصی مشغولند و وظیفه آنها حل مسائل سازمانی است. بنابراین این افراد در صورتی که تجربه کافی و یا دانش کافی برای حل مسائل مربوطه را نداشته باشند می توانند از یک سیستم خبره استفاده کنند. استفاده از سیستم خبره علاوه بر حل مسائل سازمانی باعث یادگیری نیز می شود.

اجزای سیستمی: زمانی که مهندس دانش، دانش تخصصی را به مجموعه ای از قواعد و به شکل قابل استفاده برای سیستم خبره تبدیل کرد آنها را وارد بخشی از سیستم خبره به نام پایگاه دانش می کند. پایگاه دانشی که از مجموعه از قواعد تشکیل شده است را پایگاه دانش قاعده گرا می نامند. قواعد در واقع مجموعه از عبارات اگر-آنگاه می باشند. مهندس دانش برای اینکه قواعد را وارد یک پایگاه دانش کند از ماژولی به نام اکتساب دانش استفاده می کند.

سیستمهای اطلاعاتی مدیران اجرایی((EIS

یک سیستم اطلاعاتی مدیران اجرایی، یک سیستم اطلاعاتی مدیریت بسیار تعاملی است که دارای ویژگیهای سیستمهای پشتیبان تصمیم و دیگر ابزار های هوش مصنوعی است تا به مدیران این توانایی را بدهد که مشکلات و فرصتهای محیطی موجود را شناسایی کنند. این سیستمها به مدیران این امکان را می دهند تا اطلاعات را به اشکال مختلف و دلخواه ببینند تا هر چه بهتر آن را درک کنند. همچنین همانند سیستمهای پشتیبان تصمیم گیری سیستمهای مدیریت اجرایی ابزار هایی را برای تحلیل بیشتر و اتخاذ استراتژیهایی برای حل مسائل و یا بهره گیری از فرصتهای پیش آمده در اختیار مدیران قرار می دهند. در مورد این سیستمها این نکته قابل ذکر است که نه تنها اطلاعات و داده های درون سازمانی بلکه داده های برون سازمانی را نیز مورد تحلیل قرار می دهند.

• قابلیت بزرگنمایی جزئیات: از دید گزارش دهی یک سیستم اطلاعاتی مدیران اجرایی ابتدا به شما یک شمای کلی از آنچه مورد در خواست شماست ارائه می کند و سپس شما قادر خواهید بود هر قسمت از آن را به دلخواه انتخاب کرده و جزئیات بیشتری از آن را ببینید و این کار را در مورد جزئیات نیز می توانید انجام دهید.

• شناسایی افرادی که مسئول اطلاعات مورد نظر هستند: سیستمهای اطلاعاتی مدیران اجرایی افراد

مسئول در مورد اطلاعات مورد در خواست را معرفی می کنند. برای مثال ممکن است شما در مورد اطلاعاتی که به جزئیات آن پرداخته اید خواهان آن باشید که جزئیات بیشتری را ببینید. در این مورد سیستم به شما فرد مسئول در مورد این اطلاعات را معرفی می کند.

• استفاده از ابزار های پشتیبان تصمیم گیری و هوش مصنوعی: یک سیستم اطلاعاتی مدیران اجرایی دارای ابزار های زیادی در زمینه پشتیبانی تصمیم گیری و هوش مصنوعی است. سیستم به کمک این ابزار ها می تواند دلیل مشکلات را شناسایی کرده و راههایی را برای حل آنها و بهره گیری از فرصتهای محیطی ارائه کند. برای مثال با انجام تحلیل های ” چه – اگر ” سیستم قادر خواهد بود تاثیر حوادث آینده را شناسایی کند.

فناوریهای اصلی پشتیبانی از تصمیم

• سیستم حمایت از تصمیم (DSS)

• سیستم حمایت از تصمیم گروهی((GDSS

• سیستمهای اطلاعات مدیریت عالی((EIS

• سیستمهای خبره((ES

• شبکه های عصبی مصنوعی((ANN

• سیستمهای حمایت ترکیبی((MSS

فرایندهای تصمیم گیری شامل سه نوع تصمیمات ساختار یافته (قابل برنامه ریزی) ، نیمه ساختار یافته ،ساختار نیافته(غیر قابل برنامه ریزی) است . فعالیتهای مدیریت نیز شامل سه قسمت برنامه استراتزیک، کنترل مدیریت، کنترل عملیاتی می باشد. از ترکیب این تصمیمات وفعالیتها حالتهای مختلفی بوجود می اید که برای هر حالت یک یا چند سیستم اطلاعاتی جوابگو می باشد.برای مثال زمانیکه تصمیم از نوع ساخت یافته باشد سیستمهای MIS، OR، TPS، DP جوابگو است یا اگر نیمه ساخت یافته باشد DSS مناسب می باشد.