چكيده:
بخشي وسيعي از كشور ايران از شرايط حاد اقليمي خاصه خشكي رنج مي برد و در آن مناطق خشكسالي هاي متوالي نيز فشار را بر محيط بيشتر مي كند و پديده بيابانفزاني را افزايش مي دهد. براساس طرح شناسائي كانون هاي بحراني فرسايش بادي، ۱۷۰ كانون بحراني فرسايش بادي را در ۱۴ استان بياباني داريم. كه در استان يزد ۱۹ مورد مشاهده مي شود. كه يكي از پرخسارت ترين آن ها منطقه ميبد- صدوق هست كه نياز به طرح مطالعاتي اجرائي دارد.

محدود مطالعاتي در حدود ۱۳۷۹ هكتار وسعت داشتند و در ضلع جنوبي يزد- ميبد حدفاصل كيلومتر ۳۰ تا ۴۵ واقع شده و اين محدوده بخشي از دشت يزد – اردكان مي باشد و به دليل موقعيت خاص توپوگرافي و شراي حساس ژئومورفولوژي همواره در معرض فرسايش بادي و شكل گيري رخساره هاي فرسايش بادي است.
نتايج مطالعات بايد بيانگر آن است كه ، از نظر فيزيوگرافي : دشت با شيب ۱% دامنه ارتفاعي ۱۱۱۶ تا ۱۱۶۰ متر مي باشد، متوسط بارندگي ساليانه در حدود ۶۴ ميليمتر و متوسط درجه حرارت ۲۱ و حداقل مطلق آن ۱۶- ودرسال تنها يك ماه مرطوب دارد. اقليم آن فرا خشك مي باشد. ( روش دو مارتن) جهت بادهاي غالب عمدتاً شمالغرب بوده و ميانگين سرعت ۵/۴ و جهت وزي بادهاي شديد غربي تا جنوب غربي است.
منابع آب تماماً زير زميني و در عمق ۶۰ تا ۲۲۰ متري مي باشد در هر ساله ۵۰ سانتيمتر افت دارد و كيفيت آن هم نامناسب است.
از نظر زمين شناسي مواد تشكيل دهنده، رسوبات كوارترنري متوسط تا ريزدانه مي باشد.

از نظر ژئوموفولوژي، كل محدوده در واحد دست سمر و داراي دو تيپ دست هر بخش آب و پوشيده مي باشد.
رخساره سطوح سنگفرشي در دست هر بخش آب در مقابل فرسايش وضعيت خوبي دارد. در حالي كه، در دست سرپوشيده، رخساره هاي كلرتك و يار دانگ، رخساره هاي دشت رسي همراه باسطوح شلجعي و رخساره هاي تپه ماسه اي حساسترين رخساره ها در آن جا هستند.
خاكهاي منطقه با رژيم رطوبتي اريدريك و تريك و كلاً جزو خاكهاي تحول نيافته مي باشد. و داراي بافت سنگين و تا سبك مي باشد. وجود سخت لاير نمكي و تارسي از محدوديت هاي بيولوژيك در بخش نسبتاً وسيعي از محدوده مي باشد.

بيش از ۸۹۶۲ هكتار از محدوده مطالعاتي (۸/۷۸ درصد) = اراضي لخت و بدون پوشش
و در حدود ۲۱۸۷هكتار از محدوده مطالعاتي (۲/۱۹ درصد) = اراضي تاغكاري (۱۵۲۷ هكتار سال قبل از ۸۵ و بقيه در سال ۱۳۸۵)
و تنها ۲۳۰ هكتار از محدوده مطالعاتي (۲ درصد) = اراضي كشاورزي
در حال حاض ر كمربندي اردكان ميبد داراي طول تقريبي ۲۰ كيلومتر و عرض ۴/۰ متر و مساحت ۸۰۰ هكتار است. كه با عبور از بخش مياني محدود مطالعاتي در دست احداث است و منطقه و يا جاده طوفان خيز است.

پروژه هاي مديريتي و اجرائي كه پيشنهاد مي شود:
۱) مديريت و حفاظت اراضي سنگفرشي و جلوگيري از آشفتگي- به وسعت ۲۴۸۲ هكتار
۲) ايجاد بادشكن با نهالكاري تاغ دررخساره هاي پهنه هاي ماسه اي و بخشي از دشتي رسي ها = به دست ۲۶۲۵هكتار
۳) مالچ سنگريزه اي در رخساره دست رسي با آثار شلجعي = به وسعت ۵۰۰ هكتار
۴) ۴ رديف بادشكن درختي در اطراف جاده + يك ديوار كلي در طرفين جاده = جمعا به وسعت ۲۴۰ هكتار
۵) ايجاد ديوار گلي دررخساره كلوتك و شلجعي ها و سپس نهالكاري بر روي ماسه هاي تثبيت شده = به وسعت ۳۰۶۹ هكتار
۶) تهيه طرح و معرفي متقاضيان اجراي ديوار گلي و يا باد شكن زنده دراطراف مزارع و كارخانجات = ۲۳۰ هكتار
۷) از واگذاري عجولانه ارضي منطقه ( خاصه كلوتكها و دشت رسي ها) به دليل پي نگ نامناسب و ايجاد شق و… به بخشي صنعت جلوگيري شود و پس از تأمين آب منطقه در اختيار متقاضيان كشاورزي قرار گيرد و صنعت ها را به سمت دشت سراپانداژ كه قابليت ضعيفي دارند هدايت شوند.
براي پيشنهادات در محدوده ۵ سال اعتبار بالغ بر ۱۲۶ ميليارد نياز فست و اين در حاليست كه بالغ بر ۳۰ ميليارد ريال هر ساله خسارت به منطقه وارد مي شود ايمد است به طور غير مستقيم هزينه بعد از چند سال تأمين گردد.

– اهداف طرح :
– ارائه راهكارهاي اجرائي براي مهار فرسايش از طريق تعريف پروژه هايي كه ضمن كاهش فرسايش، و گرد وغبار از خسارات بكاهد.
– ايجاد زمينه اي براي شرايط زيستي بهتر و كاهش مهاجرت
– اثرات مثبت ايجاد شده در اثر اجراي طرح بر روي مناطق دورتر

ضرورت اجراي طرح :
از آنجايي كه يزد همواره در معرض هجوم ماسه هاي روان و وقوع طوفانهاي گرد وخاك قرار دارد و بعضي از محققان هم منشأ تپه هاي ماسه اي دشت يزد- اردكان را كلوتك هاي كانون بحراني ميبد- صدوق معرفي نموده اند.
و از آنجايي كه خسارت فيزيكي و زيستي ناشي از آنها ۵۴ ميليارد ريال برآورد شده است. انجام اين طراح ضروري مي باشد.

روش مطالعه:
بخشي از پروژه حاضر شامل: برآورد سرعت آستانه فرسايش بادي، برآورد خسارت اجتماعي و اقتصادي ناشي از طوفان طراحي شيوه هاي ارائه شده جهت كنترل فرسايشي ماهيت پژوهشي و تحقيقاتي داشته كه با نمونه گيري و اندازه گيري و پرسشگري حاصل شد.

– الگوريتم مطالعات :
– بررسي سوابق مطالعاتي و جرائي در محدوده
– انجام مطالعات بايد ۰ فيزيوگرافي، هوا و اقليم، ژئوفولوژي، خاكشناسي، پوشش گياهي، فرسايش بادي، اجتماعي، اقتصادي، سنتر تلفيق)
– تجزيه و تحليل نتايج بدست آمده و ارائه گزينه هاي مختلف اجرئي
– جمع بندي و نتيجه گيري و ارائه مناسبترين گزينه و راهكار كنترل فرسايش بادي
-برآورد هزينه و جدول زمانبندي اجراي طرحها و پروژه هاي اجرائي
۵- تجزيه و تحليل كلي و جمع بندي نتايج:
محدوده مطالعاتي پيشنهادي تحت عنوان كانون بحراني فرسايش بادي ميبد – صدوق:
كه بالغ بر ۱۳۷۹ هكتار است كه بخشي از آن (۱۵۷۳هكتار آن : طي سالهاي قبل از مطالعه و حدود ۶۵۰ هكتار آن، طي سالهاي در حال مطالعه ۱۳۸۵)
تاغكاري شده است.
كه هدف آن به استناد گزارش طرح بيابنزدائي ميبد، مقابله با پيامدهاي مخرب فرسايش بادي و بيابان زائي و كاهش تبهات زيست محيطي طوفانهاي گرد و خاك مي باشد.

لازم به ذكر است كه در بخش شمالي طرح به علت خاكهاي سنگين و شور تاغ هاخوب رشد نميكنند. و از آنجا كه درمنطقه با توجه به شرايط تاغ ها خوب رشد نمي كنند و بسياري از اراضي مطالعاتي توانايي احياء بيولوژيك را ندارند. پس گزينه هاي زير طراحي مي شود:
۱- در بخش جنوبي سنگفرشي به علت وجود سنگفرش، فقط بايد با مديريت پوشش سنگفرشي حفظ شود و در محل خشك رودها مي توان به ميزان كم تاغ و يا ؟؟ كاشت.

۲-براي اراضي رسي كلوتكي كه داراي سنگين بيش از حد و شوري زياد هستند: روش بيولوژيك پيشنهاد نمي شود و لي از آنجا كه اين اراضي بيشترين فرسايش و رسوبدهي را در دشت يزد دارند و منشأ طوفانها و تپه ها هستند:
– احداث ديوار گلي (بادشكن گلي) پيشنهاد مي شود كه پس از بارگذاري رسوبات بادي در پشت ديواري مي توان در پشت آن تاغ كاري كرد. (براي شيب شن)
۳- بر منظور حفاظت جاده كمربندي جديد: احداث كمربند سبز تاغ و بادشكن ورسوبگيري بعد از حريم جاده توصيه مي شود.
۴- در اراضي كه خاكهاي مناسب دارند، بر منظور كاهش فرسايش در اراضي پهنه هاي ماسه اي تاغ كاري به روش كوليس انجام شود.
۵- در اراضي رسي و يا رخساره هاي شلجعي شكل كه پستي و بلندي كم دارند و داراي شوي كم هستند:
۱) در بخشي از آن نهالكاري تاغ و با انجام عمليات اصلاح خاك ( ماسه بادي)
۲) و ديگر پروژه استفاده از مالچ سنگريزه اي، تحاله صنايع
۶- براي انجام پروژه هاي پيشنهادي به دلايل مختلف از جمله محدوديت استفاده از آب، عدم حضور مردم و بعد طرح جامع و عدم قابليت اراضي براي صنايع و قابليت لبني براي كشاورزي، در حال حاضر طرح مشاركتي پيشنهاد نمي شود. فقط توحيد مي شود اطراف مزارع و صنايع بادشكن احداث گردد.

بخش دوم : مطالعات باير

۱- مطالعات فيزيوگرافي :
علم فيزيوگرافي بررسي و تعيين خصوصيات فيزيكي يك حوزه و يا محدوده است. كه اين مطالعات به عنوان مبنا در يك پروژه مي باشد.
كه شامل: خصوصيات فيزيكي محدوده: محيط، مساحت، شكل حوزه، طبقات ارتفاعي، شيار، ساير اطلاعات: راههاي دسترسي بر منطقه، موقعيت مكاني شهرها، امكانات منطهق

– موقيت جغرافيايي محدوده:
محدوده مطالعاتي در حد فاصل َ۱۸ َ۵۵ ۵۳ تا َ۱۷ ً۵ ۵۴ شرقي و محدوده مطالعاتي در حد فاصل َ۴۵ َ۳ ۳۲ تا َ۲۰‌ ً۱۵ ۳۲ شمالي واقع شده اين محدوده بخشي از حوزه آبخيز دشت يزد – اردكان مي باشد كه در منطقه مسطح دشتي واقع گرديده است. شيب = كمتر از دو درصد- درمحدوده دشت سراپانداژ و پوشيده
منطقه مورد نشر به علت مجاورت با خط سنت و ويژيگهاي خاص ژئوفولوژي منطقه و قرار گرفتن در برابر بادهاي فرساينده از نظر استراتژيك نقش مهمي دارد.
و از آنجا كه منطقه داراي كارخانجات و روستاهايي از جمله جهان آبان و محمد آباد و … است، اجراي طرح نقش و اهميت زيادي دارد.

– اطلاعات مورد استفاده
– با كمك نقشه با مقياس ۲۵۰۰۰Gps, Y = مرز منطقه مشخص شد. تصاوير ماهواره اي منطقه هم گرفته شد.

– ويژگي هاي فيزيوگرافي :
تعيين مرز محدوده مطالعاتي در مناطق دشتي بدون عوارض توپوگرافي يكي از مهمترين نكا در پي ريزي مطالعات مي باشد. و بهتر است در انجام چنين مطالعاتي، محدوده مورد نظر بوسيله عوارض مصنوعي مثل جاده و يا ميله هاي قنوات و … مشخص كرد تا در مطالعات بعدي مرز ما مورد استفاده قرار گيرد.
پس نقشه راها هم تهيه و ارائه گرديد و با كمك تصاوير ماهواره اي IRS-PAM استخراج و بهنگام سازي شد

– مساحت و محيط محدوده :
با استفاده از روش هاي جديد كه با كمك GPS و رقومي سازي نقشه و استفاده از داده هاي ماهواره اي، مرز حوزه تدفيق شده و محيط و مساحت آن را اندازه گيري مي كنيم.
مساحت محدوده = ۱۱۳۷۹ هكتار ۱۵۷۳ هكتار قبلاً تاغكاري موفق شده است ۹۸۰۶ هكتار آن

– شكل حوزه :
ضريب فرم = ۲/۰ نشاندهنده كشيده بودن منطقه است
©. ضريب فشردگي = ۰۷/۲ نشاندهنده كشيده بودن منطقه است.
و به روشهاي ديگر هم آن بررسي شده كه حاصل آن يكي بوده است.

– هيپسومتري:
هيسومتري يعني = توزيع ارتفاعي مساحت و ارتفاع در منطقه كه نقشه آن طبقات شاخص ارتفاعي را نشان مي دهد و هدف از تهيه آن، تهيه منحني اسپومتري است كه نشاندهندة آن است كه زمين درجه ارتفاعي شيبدار مي شود.
كه با توجه به جدول هيپومتري متوجه مي شويم كه : بيشترين مساحت در آن محدوده مربوط به ارتفاعات متوسط = m1145 و m1135 مي باشد درصد مساحت ۵/۳۴ و ۳۲ و شمال محدوده در باريكه بالاي محدوده شيب منطقه بيشتر است.
– نمودار آلتيمتري : كه در آن در صد مساحت هر كدام از ارتفاعات مشخص شده و مثل نتايج قبلي بدست مي ايد
– ارتفاع متوسط منطقه : ۱۱۳۵ متر
– شيب محدوده : كه با استفاده از مدل رقومي ارتفاع زمين (DEM) تهيه شده و مورد استفاده قرار گرفت. كه توزيع مساحت شيب در محدوده به قرار زير است.
بيشترين مساحت را شيب ۵/۰< داريم شيب كمتراز ۵/۰% ۷/۶۵%
شيب ۵/۰-۱% ۸۹/۳۰%
شيب بيشتراز ۱% ۱۶/۱۷%

جمع بندي و تجزيه و تحليل:
به علت موقعيت دشتي و هموار محدوده مطالعاتي، واقع شدن آن در گودترين موقعيت كريدور توپوگرافي دشت يزد – اردكان و در معرض باد قرار و خاكهاي حساس وريزدانه، طوفانهاي گرد و خاك و حمل ماسه ها را به سمت جاده ترانزيت يزد- تهران و مراكز صنعتي و مسكوني بدنبال دارد.
به طور كلي هموار بودن شيب كم و توپوگرافي منظم محدوده مطالعاتي در تشديد سرعت باد مؤثر است كه بايد برهرشكل سطح زبري را افزايش داده ( و هم چنين در زمينه هاي هموار توسعه اقتصادي و اقدامات اجرائي مساعدترو بيشتر است).

۲- مطالعات هوا و اقليم شناسي:
از جمله عواملي كه در شكل گيري اقليم خشك يزد نقش داشته است:
وجود سلسله جبال زاگرس و البرز در غرب و شمال، و هم چنين سلسله جبلا شيركوه، و عوامل ديگري مثل:زاويه تابش، مدت تابش، زاويه ميل خورشيدي، ميزان آلبيد و هم چنين واقع شدن آن دركمر بند خشكي

– بارندگي :
به طور كلي رژيم بارندگي دست يزد- اردكان مديترانه اي و از سمت غرب و جنوب غرب است كه با ويژگيهاي «بياباني» مي باشد.
بهطور خلاصه دشت يزد – اردكان سالانه ۱۷ سيستم بار انزا وارد آن مي شود كه زمان عملشان زمستان و بهار است، كه بخش وسيعي از رطوبت آنها به علت عبور از كوهستان ها و پيدايش خشكيهاي وسيع قبل از رسيدن بد منطقه تخليه مي شود.

البته بارندگي در اين منطقه به صورت نامنظم مي باشد. كه در هر كدام از روستاهاي موجود در اين دشت مقدار بارندگي متفاوت است.
و با توجه بر نمودار بارندگي ماهيانه: بيشترين بارندگي مربوط به ماههاي اسفند و دي و آذر مي باشد.
گراديان ارتفاعي بارندگي حوزه دشت يزد – اردكان نشان مي دهد كه با افزايش ارتفاع بارندگي افزايش مي يابد اما با شيب كندتر نسبت به بقيه مناطق mm90 km>1 به ازاي هر پس در آن قسمتي از محدوده كه كوهستان است و شيب بيشتر است بارندگي بيشتر داريم

– دما :
حداقل دماي بر ثبت رسيده = ۱۶- حداكثر دما : ۶/۴۵
ميانگين درجه حرارت تابستان= ۹/۲۱ « در تير، مرداد، شهريور»
رابطه معكوسي بين ارتفاع و دما وجود دارد كه « به ازاي هر km1 ارتفاع ۴ درجه حرات كاهش مييابد.» اهميت اين مسئله: از نظر تعديل اقليمي و تنوع زيستي در حوزه اهميت دارد و در تشكيل بادهاي كوه بر دشت و تشديد فرسايش بايد در دشتهاي ميانكوه مؤثر است
ميانگين دما درمحدوده = ۵/۲۵
• حداقل مطلق دما درطي دوره ۲۰ساله : ۱۶ مربوط به حد واسط آذر و ديماه
• حداكثر مطلق دما در طي دوره ۲۰ ساله: ۴۵ مربوط به حد واسط تير و مرداد
اهميت مسئله: در رابطه باانتخاب گونه‌ي گياهي و موفقيت پروژه هاي بيولوژيك نقش موثر دارد

-رطوبت نسبي :
• ميانگين نم نسبي در يزد= ۳۳ درصد هست
• آمارنشان مي دهد، كه در يزد- مرطوب ترين و خشكسالترين ماههاي سال: در دي ماه با ۵۴ درصد و در تير و مرداد و خرداد با ۱۹ درصد مي باشد.
– تبخير :
• ميزان تبخير سالانه در يزد = ۹/۳۴۸۲ ميليمتر
• ميزان حداكثر تبخير ماهانه : ۶۱۰ mm در تيرماه
• ميزان حداثل تبخير ماهانه : mm6/70 در دي ماه
– با توجه به نمودار تغييرات ماهيانه تبخير مي توان پي برد كه در فاصله ارديبهشت تا مهرماه روند افزايش تبخير در سه ماه اول نسبت به سه ماهه دوم هماهنگي بيشتري با رژيم بادهاي منطقه نشان مي دهد.
– كه در محدوده مورد نظر=
• حداكثر تبخير و تعرق پتانسيل = mm319 در ماه تير حداقل تبخير و تعرق پتانسيل =mm48 در دي ماه
باد =
• باد غالب منطقه : باد شمال غربي
• شديد ترين بادهاي سالانه ثبت شده = جهت جنوب
• شديدترين بادهاي ماهانه ثبت شده = شمال غربي، غربي، جنوب شرقي
گلباد ۱۶جهته ايستگاه يزد بيانگر: غالبترين باد: جهت غرب و شمال غرب
و شديد ترين بادها است.
و اين در حالي است كه فراواني جهت جنوب غرب به عنوان فراواني بيشتري از شديدترين بادهاست.

بادهاي محلي :
• تغييرات سريع درجه حرارت و اختلاف فشار در كوهستان و دشت موجود تشكيل باد كوهستاني مي شود كه اين بادها خطرات زيادي ندارند ولي گاهي در مناطق خشك موجب تشكيل تپه ماسه اي بادي مي شود.

– اقليم :
• در مطالعه اقليم از طبقه بندي دو مارتن كه باشراط ايران انطباق بيشتري دارد و از تنوع طبقه بندي اقليمي بيشتري برخودار است استفاده مي كنيم. ( كه ۳۲ تيپ اقليمي تعريف مي شود) كه براساس اين طبقه بندي اقليمي، ايستگاه يزد. فرا خشك فراسرد مي باشد.
• در مطالعه اقليم به روش آلبروژيك هم نشان مي دهد، ه شهر يزد فاقد حتي يك ماه مرطوب است.
– شاخص هاي هواشناسي و اقليمي فوق الذكر، بيانگر خشكي بيش از حد هوا و خاك با بادناكي نسبتاً شديد در حوزه آبخيز دشت يزد است، كه زمينه براي فرسايش بادي را فراهم مي كند.

– شاخص خشكي :
• ضريب خشيك گوسن: در منحي آلبروتيك ماه خشك ماهي است كه مجموع بارندگي آن مساوي و يا كمتر از دو برابر حرارت آن ماده باشد.
كه براي بدست آوردن ضريب خشكي، از مجموع ضرايب خشكي ماهيانه بدست مي آيد، كه اين ميزان در مورد ايستگاه يزد، ۳۱۴ مي باشد كه در طبقه بندي گوشن در محدوده اقليم بياباني قرار مي گيرد.
شاخص خشكي ترانسو: نسبت متوسط بارندگي ماهيانه به تبخير و تعرق پتانسيل ماهيانه در حدود ۰۳/۰ وضعيت اقليمي بسيار خشك و بحراني
– قابليت ها و محدوديت هاي اقليمي:

۱- محدوديت ها:
• متوسط بارندگي حدود mm62 عامل اصلي محدود كننده، در اجراي عمليات بذرپاشي، بذر كاري، تهالكاري و انتخاب گونه را دچارمشكل مي كند، و پراكنش نامناسب بارندگي، درصد اطمينان به بارش اندك را هم محدودتر مي كند.
• درجه حرارت بالاي ۴۵ و زير ۱۶ ، كه گونه هاي با مقاومت بالا را مي طلبد.
وزش بد با سرعت بالاتر از m30
• زياد بودن ميزان تبخير و تعرق و وجود ييلان منفي درموجود بودن آب
• كمبود رطوبت نسبي و كمتر از ۲۰% و تعداد ماههاي خشك
• شاخص خشكي ترانسو =۰۳/۰ نشاندهنده بحراني بودن منطقه از نظر خشكي، خاصه احياء بيولوژيكاست.

۲- قابليت ها :
• با توجه به واقعيت هاي آماري بيان شده معلوم مي شود كه نه تنها قابليت خاصي در محدوده مشاهده نميشود، بلكه غالب محدوديت ها متوجه اقليم هست.
بحث و نتيجه گيري :
• با توجه به دماي بسيار پائين ۱۶- وحداكثر ۴۵ و بارش متوسط سالانه به ميزان mm62 با پراكنش نامنظم و رطوبت نسبي پائين،
پيشنهاد عمليات بيولوژيك با ملاحظات اقليمي و تحت چنين شرايطي بايد صورت گيرد.
• وجود اقليم خشك سرد هم دلالت بر همين مورد دارد.
• ديگر افت آب زير زميني منطقه است كه در استفاده از روشهاي بيولوژيك و كنترل فرسايش محدوديت ايجاد رده
لذا بايد براي پروژه ها از روشهاي بهره حسب كه در شرايط سخت اقليمي مقاوم بوده و با كاهش حاد اقليمي و از جمله كاهش سرعت باد و تبخير و تعرق و دما و … زمينه استقرار را براي گونه ها فراهم نمايد.

« پارامترهاي هواشناسي محدوده مطالعاتي درجدول زير ذكر شده است)

۳- مطالعات منابع آب :
كمبود آبهاي سطحي دنيا، بخصوص در مناطق خشك، بشر را برآن داشته تا با استفاده از آبهاي زير زميني» بخشي از نيازهاي خود را برآورده سازد. كه با افزايش نياز به آب، به خاطر افزايش جمعيت بخش قابل توجهي از ابها با اب زير زميني با « حفر چاه» تأمين مي گرديد.
و همچنين در زمان قديم، با حفر قنات و حفر چاهها از ابهاي زير زميني استفاده مي كردند ولي امروزه با برداشت بي رويه از سفره ها، باعث خشكيدن آن ها شده است.
در محدوده مطالعاتي با توجه به بارش mm62 در سال، بخش عمده نياز آبي از طريق چاههاي عميق و نيمه عميق تأمين مي شود. كه در صورت احياء بيولوژيك مي توان به آن ها اميد داشت.

– منابع آب موجود در محدوده مطالعاتي:
۱) آبهاي سطحي : همانطور كه ذكر شد با توجه به بارندگي اندك و همچنين واقع شدن آن محدوده در حد فاصل دشت سرابانداژ و دشت سرپوشيده و عدم جريان هاي سطحي نمي توان از آب سطحي جهت كنترل فرسايش بادي استفاده كرد.
۲) آب زيرزميني: در محدوده مطالعاتي، آبهاي زير زميني در اثر ريزشهاي جوي بالا دست بوجود مي آيد. كه در مسير تخليه به سمت سياه كوه واقع شده است. ه به علت خشكسالي پيابي و حفره عميق و متعدد باعث كاهش و افت سطح آن آبها شده است.
كه از مهمترين تبعات افت سطح آبهاي زير زميني موارد زير است:
• افت سطح آب زير زميني و افزايش غلظت املاح و در نتيجه حركت آبهاي شور به سمت شيرين
• تخليه بيش از حد آب در آنجا و در نتيجه ايجاد ظهور شق و شكافهاي عميق و در نتيجه خساراتي بر تأسيسات ومسير قنوات و پاره شدن دليشه گياهان و افزايش تبخير و تعرق مي شود.

• در بعضي از موارد به علت عدم پيش بيني ميزان افت در محاسبات حفر چاه و تعيين عمق باعث شده تعدادي از چاهها بعد از مدتي دچار عدم و يا كاهش آبدهي مي شوند.
كه براي كشيدن آب از اعماق نيروي و ميزان استهلاك پمپ افزايش يافته.

– بررسي وضع چاههاي موجود در منطقه :
در منطقه ۱۸۸ چاه در شعاعهاي ۱۰ كيلومتري مجاور آن وجود دارد، كه براي تأمين آب عمليات بيولوژيكي حفر شده اند. ( ۹۴ حلقه آن فعال و بقيه خراب و غير فعال است)
و در محدوده ۲۳ عدد چاه پينرومتري موجود مي باشد. كه عمق وسطح آب آنها در حال حاضر موجود است. و موقعيت آن چاهها در نقشه اي مشخص شده است.

– بررسي سطح سفره آب زير زميني در محدوده:
سطح آب در سفره ها با استفاده از بيزومترها تعيين مي كنند. كه عمق سفره را مي توان ۶۰ متر در نظر گرفت كه متوسط عمق از آب در اين پيزومترها ست.
حداقل عمق آب در اين محدوده ۳۸ متر و حداكثر عمق آب در اين محدوده ۹۰ متر مي باشد.

– كيفيت آبهاي زير زميني محدوده :
آبهاي زير زميني هر چند داراي محاسن زيادي هست ولي به علت عبور از تشكيلات مختلف موجود آبخوانه و محل عبور از محل بارش تابوده است آن داراي اصلاح و آلودگي هاي متفاوتي مي باشد. كه اين تأثير با كاهش افت بيشتر مي شود.
– تعيين غلظت يونهاي محلول در آب : ۴/۸- ۵/۶=pH با قليائيت بالاتر و ۱۲۱۴= Ec
و مقدار كلر نيز از ۱۶۰ تا ۷۴۲۸ مي باشد. ۰ با توجه به Ec آب، آب به منظور شرب مناسب نيست)

– كيفيت آب ها از نظر كشاورزي و منابع طبيعي :
در استفاده از آب جهت كشاورزي، علاوه بر كميت ، كيفيت هم مهم است و كيفيت يكي از عوامل محدود كننده مي باشد براي گياهان و خاك منطقه كه آن را دچار پيشرفت مي كند.
امروزه روشهاي مختلفي براي طبقه بندي آبها از نظر كيفيت ارائه شده است كه نمونه آن طبقه بندي ويل كوكس است.
كه براساس آن دو عامل هدايت الكتريكي و قليائيت در نظر گرفته مي شود و ۱۶گروه كيفيت آب داريم با توجه به دياگرام ويل كوكسي آب ۴۴% از چاهها جزو طبقه متوط و ۵۶ درصد جزو طبقه نامناسب قرار مي گيرند.

نتيجه گيري:
با توجه به ويژگيهاي ذكر شده منابع آب محدوده مطالعاتي چه از لحاظ كمي و چه از لحاظ كيفي داراي مخاطرات زيادي است كه با توجه به موارد گفته شده، چاهها به عنوان تنها منبع تأمين آب در منطقه نمايان مي سازد. كه همين چاهها پشتوانه عمليات بيولوژيك مي باشند.
كه در انتخاب چاهها با توجه به كيفيت و فاصله آن ها از منطقه طرح و ميزان هزينه جابه جاي اهميت زيادي دارد. كه از ميان آنها مي توان به چاههاي دزوگ- چاه همشي – چاه كانون بحراني فرسايش بادي استفاده نمود كه قابل استفاده براي طرح مي باشد.

– قابليتهاي صنايع آب :
سه حلقه چاه متعلق به اداره منابع طبيعي به نامهاي چاه دزوك و كانون بحراني و سمش قابل دسترسترين است.
علاوه بر چاه، استخرهايي براي ذخيره آب براي استفاده وجود دارد كه البته بايد از بين چاهها، بهترين را انتخاب كرد.
• سازگاري چند « گتونه كم آب خواه و قابل آبياري با آب شور كه بومي منطقه هستند،» و يا استفاده از «روشهاي غير بيولوژيك، مثل استفاده از ديوار گلي و يا مالچ سنگريزه اي» كه اصلاً نيازي به آبياري نداشته ، بلكه تا حدي موجب كاهش تبخير و تقويت ذخائر آبي نيز مي شود
• و يا مي توان با تصفيه از آب فاضلاب استفاده كرد.

محدوديت ها :
• افت سطح آب زير زميني و وجود املاح زياد در آن
• بارش ناچيز و عدم اطمينان به آن و كمبود شديد آب سطحي براي استفاده در پروژه ها
• متكي بودن عمليات بيولوژيك بر آب زير زميني
• هزينه‌ي زياد استخراج و استحصال از منابع زير زميني و انتقال آن
• تبخير و تعرق بالا
• ايجاد شق در اثر برداشت زياد، آب زير زميني در اراضي با خاك سنگين

۴- مطالعات ژئومورفولوژي :
مقدمه :
درمطالعات جامع و كاربردي منابع طبيعي، مطالعات زمين شناسي و ريخت شناسي « بر عنوان بستر اصلي ساير مطالعات» از جايگاه ويژه اي برخوردار است.
دشت ميبد از نظر ساختماني، بخشي از گرابن يزد- اردكان است، كه در محدوده يزد- اردكان واقع شده كه از شرق بر آباديهاي محمد آباد و حجت آباد و … و از شمال به ميبد و در جنوب به روستاي صدر آباد و در غرب امتداد ريل راه آهن يزد- تهران مي رسد
آبرفتهاي ريز دانه حمل شده توسط سيلهاي حضرآباد –تفت – ندوشن در شكلگيري دشت نقش داشته است.
• با استفاده از گزارش ها و تصاوير ماهواره اي لندست ETM+ محدوده حاصل از تركيب رنگي ۷۴۱ را نشان مي دهد اطلاعاتي به دست آورده شد

– زمين شناسي محدوده مطالعاتي:
زمين شناخت عمومي اراضي محدود طرح را؟؟ رسوبي (آواري) مربوط به جديد ترين ودوره زمين شناسي كواترنري تشكيل مي دهد كه طي فازهاي مختلف اقليمي توسط آبو باد منتقل شده است ( مجموعه‌ي بادرفتها و آبرفتها ) علامتهاي Qt333, Qt3 Ag, Qt2 Fr , Qt 2cp مشاهده مي شود، كه بيانگر:
مواد آبرفتي و يا باد رفتي به صورت آبرفتهاي سيلابي ريز دانه و پهنه هاي ماسه اي كه ازجنوب شرقي به شمال غرب از قطر آبرفتها كاسته مي شود و ؟؟ رسوبي هم حكايت ازتحولات فرسايش بادي در دهه هاي اخير هست.
مساحت واحدهاي سنگ شناسي، و درصد مساحت آن واحدها:
بيشترين مقدار

دراينجا به تشريح واحدهاي سنگ شناسي فوق الذكر مي پردازيم:

۱) واحد آبرفتي سنگريزه دار(Qt2 fine Reg)
بخشي از رسوبات آبرفتي، بر مساحت ۲۱% از كل رسوبات را تشكيل مي دهد. كه در اثر فرسايش موارد زير در لايه سطحي بوجود آمده است كه به آن رگ (Reg) گويند.
– با توجه به ويژگي هاي رسوبشناسي از جمله، سنگريزه هاي بشقابي شكل، تجمع گچ و ديگر نمك ها و وجود آهك و حاليت در زير سنگريزها در عمق ۵۰cm خاك مي توان رسوبات را به دوره سردرباراني نسبت داد.
– در سطح اين اراضي تراكم پوشش گياهي اندك است به جزء در داخل آبراهه ها و خشك رودها كه چون شستشوي نمك ها را داريم پوشش بهتر است.
۲) واحد آبرفت ريز دانه يا دشت رسي همراه با ؟؟هاي بادي (Qt3 clag plaing)
• عناصر تشكيل دهنده اين واحد را رسوبات ريز دانه فاقد سنگريزه مي باشد كه ۴/۹۴% درصد از كل محدوده را اشغال مي كند.
بدليل بافت سيلتي و رسي رسوبات كه حاصل انباشت انتهائي رودخانه هاي تفت، مهريز و خضر آباد مي باشد، جريان باد، بادكندهايي را ايجاد كرده و در فواصلي كوتاه بهصورت نهشترها و به صورت بنكاور بدو و … رسوب كرده است.