چکیده

با پایان یافتن دوران مدرن و مطرحشدن نظریات پسامدرن در حوزه معماری، تزئینات بار دیگر ارزش دیرین خود را بازیافت. تزئینات در هنر و معماری اسلامی نیز جایگاه ویژهای داشته و جزئی لاینفک از آن بوده است. در مبانی هنر قدسی هنرمند با هدفی خاص به خلق معماری و تزئینات مرتبط با آن میپرداخت. با آغاز دوران مدرن تزئینات از معماری کنار گذاشته شد اما با مطرحشدن سبک جدید که پارامتریسیسم نام گرفته و به دنبال سیطره خود بر جریان غالب معماری معاصر است، این عنصر معماری در حال بازیافتن جایگاه خود است. تحقیق حاضر توصیف اجمالی است از خاستگاه معماری پارامتریک، ماهیت و چیستی آن که در کنار مروری بر مبانی تزئینات و هنر اسلامی، سعی در بررسی رابطه میان این دو دارد. رابطهای که چه از جنبه مبانی نظری و تکنیکهای طراحی و چه از لحاظ شیوههای ساخت قابل مطرحشدن است. برای حصول به نتیجه مطلوبتر مسجد کبود تبریز به عنوان نمونه موردی انتخاب گشته و نقوش هندسی به کار رفته بر روی کاشیکاریهای آن در قالب نرم افزار پارامتریک گراسهاپر مدلسازی گردیده است. راهبرد غالب این پژوهش از نوع استدلال منطقی بوده که با تدابیری از مدلسازی رایانهای نیز همراه شده است تا امکان مطرحشدن نقوش هندسی اسلامی را در قالب معماری پارامتریک مورد آزمون قرار دهد. هرچند معماری اسلامی از لحاظ ماهیت و اندیشه دارای تفاوتهای جدی با معماری پارامتریک میباشد با این حال میتوان با استفاده از ابزارهای نوینی که این سبک جدید در اختیار طیف گستردهای از طراحان قرار میدهد از آن در جهت خلق معماری همسو با مبانی هنر قدسی بهره برد.

واژه های کلیدی: معماری پارامتریک، نقوش هندسی، هنر اسلامی، تزئینات، نرمافزار گراسهاپر.

۱

مقدمه

پارامتریسیسم یا آن چه که از آن در حوزه معماری، معماری پارامتریک یاد میشود به تعبیر یکی از اصلیترین بنیانگذاران آن، پاتریک شوماخر؛ سبکی است که در صدد خاتمه بخشیدن به دوره گذاری است که پس از فروپاشی جنبش مدرنیته در دنیای معماری پدید آمد. معماری پارامتریک در تلاش است تا بنیانهایی جدید را مبنای کار خود قرار دهد که تزئینات یکی از اصلیترین بخشهای آنهاست. تزئینات به عنوان یکی از اصول مهم و جزء لاینفک معماری- به خصوص در قرون وسطی و دورههای پس از آن- نقش مهمی در صحنه معماری غرب ایفا میکرد. با این حال با روی کار آمدن جنبش مدرنیته از اواخر قرن نوزدهم میلادی، کمکم از اهمیت آن کاسته شد تا این که استفادهی آن به کل ممنوع و منسوخ گردید. حتی پیشگامانی نظیر آدولف لوس بهکارگیری آن را به مثابه جنایت تلقی کردند ( بانی مسعود ۱۳۸۹، ( ۸۹ و بدین ترتیب این عنصر مهم معماری دیگر جایی در مباحث روز معماری نیافت. در سمت مقابل، تزئینات در هنر اسلامی نیز جایگاه والایی داشت و معماران مسلمان نقش موثری در شکلگیری و پیشرفت آن ایفا کردند. دید معماران اسلامی به مقوله هنر و به تبع آن تزئینات، برگرفته از نگرشی شرقی بود، نگرشی که در آن هنر، سعی داشت جلوهای از عالم دیگر را آشکار کند و تجلی خداوند را در مفهوم تکرار و رسیدن از کثرت به وحدت به منصه ظهور برساند.( مطهری، (۱۳۸۴ با این حال معماری سنتی کشورهای اسلامی نیز از روند تحولات دوره مدرن دور نماند و با حذف تزئینات به عنوان یکی از پیکرههای اصلی معماری اسلامی،تعریفی جدید از زیباییشناسی معماری جایگزین آن گشت که به دلیل فهم نادرست و عدم مطابقت آن با نیازهای زیستی و مبانی فکری مردم این مناطق، باعث آشفتگی منظر و شکلگیری ساختمانهایی به شیوه التقاطی شد.

با این حال پارامتریسیسم در صدد است تا تزئینات را به گونهای دیگر بازتولید کند و با استفاده از روند ریاضیوار و سیستماتیکی که به لطف نرمافزارهای مدلسازی مبتنی بر برنامهنویسی حاصل شده است، جریان غالب معماری جهان را تحت تاثیر قرار دهد. ( ( Schumacher 2008 حال این سوال پیش میآید که چه ارتباطی میان نقوش هندسی اسلامی با این جریان جدید معماری که تزئینات را این بار در قالب نظم غیرتکراری و کامپیوتر محور، وارد عرصه معماری کرده است وجود دارد؟ آیا میتوان نقوش هندسی اسلامی را این بار در قالب ریاضیات پارامتریک و به دور از تکرار و ریتم مورد استفاده قرار داد و به هویتی جدید و مستقل از فرمهای رایج در غرب دست یافت؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسش پیش از هرچیز باید مبانی تزئینات و به دنبال آن هنر را مورد بررسی قرار داد. هنر غربی برخلاف دیدگاه شرقی به دنبال به ظهور رساندن تواناییها و قابلیتهای هنرمند است، نه آن که در تلاش باشد جنبهای از ساحت قدسی را آشکار کند. هنرمند غربی ساختن و تولید را دستمایه هنر خود میداند و همانند پیشینیانش در یونان بوستان بیش از هرچیز به تخنه ( Techne) میپردازد. ( ریختهگران، ۱۳۸۹، ( ۱۲۲ پارامترییسیسم نیز که خود زاده دنیای صنعتی و نظام سرمایهداری است علاوه بر آن که دیدگاههای هنر غربی را از یونان باستان به ارث میبرد؛ در تلاش است تا نظمی ورای تکرار و الگوهای هندسی منظم ارایه کند؛ نظمی که در تلاش است با الگو قرار دادن الگوریتمهای طبیعی و صرفا ریاضی به تولید مفاهیمی زیباییشناسانه و کیفیات فضایی بپردازد. از این نقطه نظر و علیرغم شباهتهای صوری میان این اشکال؛ تفاوتهایی بنیادین در مبانی فلسفی و ماهوی آنها وجود دارد.

پارامتریسیسم، خاستگاه، اهداف، تکنیکها

معماری هر دوران ویژگیهای فرمی-فضایی و کیفیتهای زیباشناختی خود را دارد. این ویژگیها در ترکیب با روشهای ساخت و در ارتباط تنگاتنگ با تجربههای مشترک معماری، در هر دوره مفهوم سبکی مییابند و ” سبک ” نمایندهی ویژگیهای تکرار شونده این مجموعه آثار میشود ( خبازی ۱۳۹۱، .(۱۹ پارامتریسیسم نیز از این جنبه که نه فقط بر معماری، که بر سایر هنرها از طراحی صنعتی و مبلمان تا شهرسازی و طراحی شهری؛ ناظر است و خصوصیات فرمی خاص خود را در هماهنگی با بسترهای

۲

سیاسی،اجتماعی و اقتصادی ارایه میکند؛ یک سبک به حساب میآید. ( ( Schumacher ,2008 این سبک بیش از آن که کاربرانش را به حوزههای تئوریک و درگیر شدن در فلسفه و مبانی نظری سوق دهد به دنبال جایگزینساختن علم و تکنولوژی است. لیچ معتقد است: علاقه به تولید دیجیتال یک جابهجایی بزرگ در حوزههای تئوریک برانگیخته است. اگر دهههای ۱۹۹۰-۱۹۸۰ به نوعی با علاقه به تئوری و فلسفه شاخص میشد؛ اولین دهه از قرن بیست و یک با افزایش علاقه به گفتمانهای علمی شاخص میگردد.