طرقبه

فهرست جداول:

– جدول شماره ۱- فاصله روستاهای دهستان طرقبه از یکدیگر( به سانتی متر)

– جدول شماره ۲- مرکزیت ثقل جمعیتی در دهستان طرقبه

– جدول شماره ۳- مرکزیت هندسی در دهستان طرقبه

– جدول شماره ۴- مرکزیت میانه در دهستان طرقبه (اولین نقطه پیشنهادی)

– جدول شماره۱-۴٫ مرکزیت میانه در دهستان طرقبه (دومین نقطه پیشنهادی)

– جدول شماره۲-۴٫ مرکزیت میانه در دهستان طرقبه (سومین نقطه پیشنهادی)

– جدول شماره۳-۴٫ مرکزیت میانه در دهستان طرقبه (چهارمین نقطه پیشنهادی)

– جدول شماره۴-۴٫ مرکزیت میانه در دهستان طرقبه (پنجمین نقطه پیشنهادی)

– جدول شماره ۵- وزن بندی مراکز با استفاده از روش مرکزیت “کنت برگز”در دهستان طرقبه

مقدمه:

نخستین گام در فرآیند طراحی برنامه مراکز روستایی، همان تعیین مرکزیت فعلی سکونتگاههاست. مرکزیت باید با خدمات واقعی سروکار داشته باشد، نه با ساختمانها، دفاتر بسته یا غیر قابل دسترس یا با تسهیلاتی که کارکرد ضعیف دارند.

بر این اساس هر مرکز روستایی یک حیطه و محدوده ای را زیر نفوذ خود دارد که باید به آن حدود خدمات رسانی نماید.
به این ترتیب در یک منطقه باید سیستمی از “مراکز خدمات مرکزی” در مقیاسها و اندازه های مختلف، بر اساس بعد و کشش عرضه خدماتی و نوع فعالیتهای مستقر در آنها وجود داشته باشد. این مراکز خدماتی می توانند روستاهای مرکزی منطقه باشند.

مکان مرکزی نسبت به حوزه محیط خود موقعیت تولیدی، توزیعی و یا عرضه خدمات مورد نیاز را دارا می باشد.

موقعیت جغرافیایی دهستان طرقبه:

نخستین سئوالی که ذهن هر جغرافیدان را بیش از هر چیز به خود معطوف می کند موقعیت و ویژگی جغرافیایی مکان مورد مطالعه است. موقعیت جغرافیایی، بیان یک پدیده طبیعی یا مصنوعی روی کره زمین است.( رهنمائی، ۱۳۷۰، ۳۲)

دهستان طرقبه در غرب شهرستان مشهد و در ۹ ۵۹ تا ۳۴ ۵۹ طول شرقی و ۱۵ ۳۶ تا ۲۷ ۳۶ عرض شمالی واقع شده است. (شکوهی، ۱۳۶۴، ۲۴۴)

دهستان طرقبه از شمال به دهستانهای توس و میان ولایت و از شرق به شهر مشهد، از جنوب به دهستانهای سرجام و پیوه ژن و از غرب به دهستان شاندیز و شهرستان نیشابور محدود می شود.

 

مرکز این دهستان روستای حصار است که در ۲۴ ۵۹طول شرقی و ۱۸ ۳۶عرض شمالی واقع شده است. (سازمان مدیریت و برنامه ریزی: طرح بررسی نظام خدمات رسانی روستایی استان خراسان)

حالت تراکمی آن متوسط و جمعیت نسبی آن ۶/۲۹ نفر در هر کیلومتر مربع می باشد.(بازوبندی، ۱۳۸۵، ۱۹)

نقشه پراکنش آبادیها و راههای ارتباطی دهستان طرقبه در صفحه بعد نمایش داده شده است.

نظريه‌ مكان‌ مركزي‌:
با وجود نارساييهاي‌ آشكار نظرية‌ فون تونن ، این نظریه چارچوبي‌ براي‌ سياست‌ مكاني‌، بسياري‌ از جغرافي‌ دانان‌ و اقتصاد دانان‌ را به‌ مطالعه‌ و روند سازماندهي‌ زيستگاه‌ انسان‌ و ساختار سلسله‌ مراتبي‌ آن‌ واداشت‌. در این میان یکی از مهمترين‌ نظريه هايی‌ که تاثیر فزاینده ای در برنامه‌ ريزي‌ استقرارگاههاي‌ روستايي‌ ایجاد نمود نظريه‌ مكان‌ مركزي کریستالراست‌ . این نظریه در جهت پاسخ گویی به علت توزیع فضایی شهرها و اندازه سلسله مراتب بین انها طرح ریزی شده است و مزکزیت یک مکان با افزایش و کاهش سرویس دهی آن مکان افزایش یا کاهش می یابد .
مکان مرکزی به مکانی گفته می شود که کالا و خدمات را در اختیار نواحی فراتر از حول و حوش خود قرار می دهد و از این نظر برای مناطق منعددی مرکزیت دارد ومنبع مایحتاج انها به حساب می آید .
این نظریه بر اساس موقع نسبی مکانهای مرکزی(شهر وروستا) نسبت به یکدیگر بنیاد شده است . در واقع موقع نسبی هر مکان مرکزی تحت تاثیر یک فضای رقابتی اقتصادی و اجتماعی موجود در بین مکانهای مرکزی ناحیه جغرافیایی قرار دارد.

عقاید کريستالر در مورد نظام سلسله مراتبی زیستگاه ، بیتشر به اصول تجاری و حمل ونقل متکی است .این زیستگاهها در سطح ملی به مکانهای مرکزی رده بالاتر ، رده پایین تر ، پاینترین رده و مکانهای مرکزی معین طبقه بندی کرد . آنگاه ، مرکزیت یک مکان ، اهمیت نسبی خود را در رده بندی سلسله مراتب منعکس می کند .
این مدل متکی بر اصل بازار یابی است . نتیجه کاربرد این اصل ، پدید آمدن روابط متقابل سلسله مراتبی بین مکانهای مرکزی است و این نواحی بازاری ، هم از نظر مکانی و از نظر جمعیت ، طیف وسیعی از نواحی بزرگ تا نواحی کوچکتر دارند ، و توزیع کالا و خدمات را با حداقل هزینه حمل ونقل و با حد اقل تعداد مکانهای مرکزی به حداکثر می رسانند. برای نیل به این هدف حتی المقدرو باید تعداد زیادی از مکانهای مرکزی ، بر روی (شش) خط مستستقیم مستقر شوند .

کریستالر معتقد است که ضمناً مکانهای مرکزی می توانند نتیجه اصل جدایی مسائل اجتماعی – سیاسی باشند مراکز مهم اداری و مراکز تابعه آنها برای تسهیلات اداری ، که لزوماً دنباله رو منطق اقتصادی نیستند ، طراحی می شده اند . به همین نحوه شهرهای مرزی را که عمدتاً برای هدفهای دفاعی بنا شده اند می توان به گونه ای مستقر کرد که دارای حوزه های نفوذ چندان وسیعی نباشد (مهندسان مشاور DHV ، صص ۷۸و۸۳ )

نظريه مكان مركزي از ابداعات والتر كريستالر ، جغرافيدان پرآوازه آلماني است كه براي اولين بار در كتاب او با عنوان «مكان هاي مركزي در جنوب آلمان» چاپ ۱۹۳۳ ، طرح شده است . نقطه يا مكان مركزي به مكاني گفته مي شود كه كالا و خدمات را در اختيار نواحي حول و حوش خود قرار مي دهد و از اين نظر براي مناطق متعددي مركزيت دارد و منبع مايحتاج آنها به حساب مي آيد . در واقع اين نظريه در جهت پاسخگويي به علت توزيع فضايي شهرها و نظام سلسله مراتب بين آنها طرح ريزي شده است و مركزيت يك مكان با افزايش و كاهش سرويس دهي به آن مكان افزايش و كاهش مي يابد . (حاتمی نژاد،۱۳۸۵، ۶۵)

اساس نطریه کریستالر بر وجود نظم در تعداد ، اندازه ، فاصله و آرایش فضایی مکانهای مرکزی با توجه به کارکردها و سلسله مراتب سکونتگاهیشان استوار است . نطریه مکان مرکزی در سال ۱۹۳۳ در جنوب آلمان وضع گردید و متکی به فرضیاتی به شرح زیر است :
– تجانس و همگنی در فضایی جغرافیایی و یکسانی هزینه حمل ونقل درتمامی جهات و وجود آرایش فضایی منطم در نحوه استقرار مکانهای مرکزی در خصوص تعیین حوزه نفوذ و شعاع عملکرد آنها . .

– توزیع جمعیت روستایی بصورت یکنواخت بوده در استفاده از مکانهای مرکزی از نظر مصرف و برتری یکسان الگوی رفتاری مشابه داند .
– در نظر گرفتن آستانه جمعیتی :كه‌ حداقل‌ جمعيت‌ لازم‌ براي‌ يك‌ كالا يا خدمات‌ است‌، بطوريكه‌ سودآوري‌ قابل‌ توجهي‌ نيز داشته‌ باشد. یعنی هر فعالیتی برای بر برپایی به حداقل جمعیتی نیازمند است و مکانهای مرکزی بزرگتر از تنوع کارکردی برخودارند و آستانه جمعیت بیشتری نیز دارند . این عامل نوع ، کیفیت و قیمت کالا و خدمات قابل عرضه در یک مکان مرکزی را تعیین می کند .

– در نظر گرفتن دامنه یا بردکالا : حداكثر فاصله‌اي‌ است‌ كه‌ مردم‌ براي‌ خريد يك‌ كالا يا خدمات‌ سفر مي‌كنند ، در واقع برد کالا مسافتی است که مردم برای تامین خدمات و کالاهای معینی حاضر به طی آنن می شوند .
– یک دشت همگن با مرزهای نامحدود وجود دارد و حمل ونقل و تهسیلات به گونه برابر در تمام جهات موجود است .
– مکانهای مرکزی مستقر در دشت خدمات های مورد نیاز و کالا ها و کارکردهای اداری را به نواحی تحت نفوذشان عرضه می نمایند .
– مصرف کتتدگان سعی دارند فاصله سفر خود را برای دستری به مکانهای مرکزی به حداقل برسانند .

– عرضه کنندگان کارکردها به منزله یک انسان اقتصادی عمل می نمایند و می خواهند با استقرار در دشتها امکان دستیابی به بزرگترین بازارها سود را به حداکثر برسانند.
– مراکز بالاتر کارکردهای ویژه ای را عرضه می نمایند که در سطوح کوچکتر وجود ندارد ولی تمام کارکردهای عر ضه شده در سطوح کوچکتر در این مراکز بالاتر وجود دارند .
– هیچ مکان مرکزی منافع اضافی بدست نیاورد .
– کالاهای اساسی از نزدیکترین مکان مرکزی خریداری شود .

در واقع والتر كريستالر (۱۹۳۳) برمبناي نظريات جي.اچ.فون تونن و آلفرد وبر (۱۹۰۹) نظريه ”مكان مركزي“ را ارايه نمود كه براساس ميزان جمعيت, نقش و كاركرد, فاصله, پراكندگي سكونتگاه‌هاي انساني به شرح و تبيين ساختار (چارچوب) فضايي سكونتگاه‌ها و حوزه نفوذ آنان (و بالتبع سروساماندهي به نحوه چيدمان نقاط شهري و روستايي) مي‌پردازد. متخصصان اين زمينه با پذيرش علم جغرافيا (به عنوان تحليل‌گر فضاي زيست), به استفاده از نظريات برجسته ديگر در رابطه با تقسيم‌بندي فضايي-مكاني و ساماندهي فضا نيز مبادرت نمودند. سه نظريه مطرح در اين زمينه را مي‌توان به طور خلاصه اينگونه معرفي نمود:

– نظريه زمين‌هاي كشاورزي (جي.اچ.فون تونن): اين نظريه به تحليل چگونگي استفاده و سروساماندهي به زمين‌هاي كشاورزي مي‌پردازد. براساس اين نظريه فعاليت‌هاي كشاورزي و ارزش زمين‌ها متناسب با فاصله آن‌ها از بازار (شهري) تعريف مي‌شود (دواير متحدالمركزي حول شهرها).

– نظريه مكان‌يابي صنايع (آلفرد وبر): براساس اين نظريه, صاحبان صنايع مي‌كوشند مكاني را جهت استقرار كارخانه‌هاي خود برگزينند كه با حداقل هزينه توليد محصول و توزيع آنان (هزينه‌هاي حمل‌ونقل) همراه باشد. در واقع زنجيره‌اي از جريان كالا, خدمات و اطلاعات (وزن و نحوه تعامل آن‌ها) ما را قادر به مكان‌يابي صحيح صنايع مي‌كند.
– نظريه مكان مركزي (والتر كريستالر): براساس اين نظريه, هر مكاني كه موقعيت مركزي مي‌يابد با توليد و توزيع هرچه‌بيشتر كالا و خدمات در حوزه‌هاي اطراف (يا منطقه نفوذ) به تحكيم موقعيت مركزي خود مي‌پردازد, به همين خاطر, چنين مكان‌هاي مركزي, خدمات بيشتري را در خود متمركز مي‌سازند. برمبناي اين نظريه, نقاط مركزي در قالب نظامي سلسله‌مراتبي (مبتني بر جمعيت, فاصله, نقش يا كاركرد) عمل مي‌نمايند. طبق اين نظريه, خريداران, كالاها و خدمات موردنياز خود را از نزديك‌ترين بازار فروش دردسترس تهيه مي‌كنند. ( استعلاجي, ۱۳۸۱-۲۵۰، ۲۵۱ و ۲۵۲)

يكي از علمي ترين ساخت سكونتگاه ها كه در بيشتر موارد،برنامه هاي توسعه اجتماعي _ اقتصادي كشورها ونواحي را تحت تاثير قرار داده است ، نظريه مكان مركزي والتر كريستالر (۱۸۹۳-۱۹۶۹) است كه آن را در سال ۱۹۳۳ در كتاب خود به نام مكان هاي مركزي در بخش جنوبي آلمان منتشر ساخت.اين نظريه تا دهه۱۹۵۰ مورد توجه قرار نگرفت تا اينكه در سال ۱۹۶۶ به زبان انگليسي ترجمه ومنتشر شد و از آن زمان به بعد،اساس مطالع شهري _ ناحيه اي قرار گرفت وشهرت جهاني يافت.
والتر كريستالر،در طرح نظريه مكان مركزي،بيشتر از نظريات علمي فن تونن (كاربري زمين هاي كشاورزي)، آلفرد وبر(مكان گزيني صنعتي،۱۹۰۹) وانگلندر(كرايه حمل ونقل،۱۹۲۴) بهره گرفته است.وي در سال ۱۹۴۰،به همراهي اگوست لوش، سازمان فضايي اقتصادي را تهيه كرد.هدف اصلي نظريه مكان مركزي ، شرح وتبيين سازمان فضايي سكونتگاه ها وحوزه نفوذ آنهاست.

فرضيات واصول نظريه كريستالر
والتر كريستالر،اساس نظريه خود را در مجموعه اي از فرضيات قرار داده است كه خلاصه اي از آن در زير مي آيد :
وجود دشت يكنواخت كه در آن به طور يكسان ،حمل ونقل به همه جهات به آساني امكان پذير است.در اين دشت تنها يك وسيله نقليه كار مي كند.
جمعيت به طور يكنواخت در سراسر دشت پراكنده شده اند.

در مكانهاي مركزي واقع در دشت براي حوذه هاي نفوذ،كالا وخدمات تهيه مي شود وكاركردهاي اداري ايجاد مي گردد كه مغازه هاي ظروف فلزي(كالا)،خشك شويي(خدمات) و دفتر برنامه ريزي(اداري) نمونه هايي از آن است.
مصرف كنندگان، به نزديك ترين مكان مركزي كه كالا و خدمات مورد نياز آنان را ارائه مي دهد مراجعه مي كنند.در اينجا،مصرف كنندگان،حداقل مسافت را براي دريافت كالا و خدمات مي پيمايند.

تهيه كنندگان كالا وخدمات،مردان اقتصادي هستند و همواره تلاش مي كنند كه در دشت به حد اكثر سود دست يابند و چون مردم با توجه به صرفه اقتصادي به نزديكترين مركز مراجعه مي كنند،تهيه كنندگان كالا و خدمات از يكديگر فاصله مي گيرند تا مصرف كنندگان بيشتري را جلب كنند.
در اين دشت در برخي از مكان هاي مركزي ،كاركردهاي بيشتري عرضه مي شود.اين قبيل مكان هاي مركزيةدر سطوح بالاتر نظام سلسله مراتب مركزي قرار مي گيرند، در حاليكه مكان هايي كه تنها داراي چند كاركرد است در سطوح پايين تر نظام سلسله مراتبي فعاليت مي كنند.

در سطوح بالاتر نظام سلسله مراتب مركزي،همه كاركردها از جمله ، كاركردهاي سطوح پايين تر نظام عرضه مي شود.
همه مصرف كنندگان از نظر درامد وتقاضا براي كالا و خدمات،در موقعيت مساوي قرار گرفته اند.

با توجه به موارد مذكور،در نظريه كريستالر، دو عامل مهم به نظر مي رسد:الف)آستانه كالا و خدمات،ب)محدوده بازار فروش كالا وخدمات.در اينجا نتيجه مي گيريم كه مراكز مختلف نظام سكونتگاهي ، تنها از طريق نوع وتعداد كالاها،محدوده بازار فروش كالا وخدمات و ميزان اشتغال وجمعيت شناخته وتبيين مي شود.
در نظريه كريستالر،عامل هزينه حمل و نقل وآمد وشد براي خريد كالا وخدمات ، از موارد تعيين كننده محسوب مي شود،يعني مصرف كنندگان كالا و خدمات براي گريز از پرداخت هزينه زياد آمد وشد، به نزديكترين مكان مركزي مراجعه مي كنند و در صورتيكه مصرف كننده اي به مكان مركزي(بازار) دورتري مراجعه كند و هزينه مسافرت بيشتري را بپردازد، بايد كالا وخدمات كمتري را بخرد.اين “تاثير عارضي” فاصله از طريق پرداخت هزينه حمل ونقل به واقعيت مي رسد.نتيجه اين عملكرد،كاهش تقاضا با توجه به عامل فاصله از مكان مركزي است.روشن است كه علاوه بر هزينه اضافي حمل ونقل، مدت زمان مصرف شده نيز از عوامل اصلي در عدم مراجعه به مكان مركزي دورتر خواهد بود.(شكوئي، ۱۳۸۵، ۳۷۰ و ۳۸۰)

نخستین کام در فرآیند طراحی برنامه مراکز روستایی، همان تعیین مرکزیت فعلی سکونتگاهها است.(مهندسان مشاور DHV از هلند، ،۱۳۷۵، ۱۵۷)
تئوری مرکزیت مکانی والتر کریستالر ، جغرافیدان آلمانی برای مطالعه چگونگی توزیع آبادیها، پراکندگی و تراکم آنها در فضا زمینه بسیار مناسبی را فراهم می آورد.در حقیقت کریستالر اساس نظریه خویش را در مورد اهمیت مکانیابی یک آبادی مرکزی نسبت به آبادیها و نقاط اطراف خود قرار داده و معتقد است که این مکان مرکزی نسبت به حوزه محیط خود موقعیت تولیدی ، توزیعی و یا عرضه خدمات مورد نیاز را دارا می باشد.( آسایش، ۱۳۸۳،۵۹ )

والتر کریستالر با استفاده از عقاید “فون تونن” و با الهام از قانون عرضه و تقاضا که مبنای فعالیتهای اقتصادی را تشکیل میدهد ، تئوری مکان مرکزی خود را مطرح نمود. مرتبه بندی و موقعیت نسبی مکانهای مرکزی عمدتا بر اسا س ” اندازه جمعیت ، درجه مرکزیت اقتصادیو اجتماعی و کارکردهای موجود” آنها صورت می گیردو توزیع فضایی مکانها در یک فضای منظم هندسی نمایش داده می شود.

(طرح ساماندهی روستاهای پراکنده – بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، ۱۳۷۳، ۵-۹ )
نهایتا اینکه مراکز پیشنهادشده در افزایش درآمد روستائیان و تامین اشتغالات جنبی آنها موثر واقع خواهد شد وتثبیت جمعیت روستایی را با توجه به امکان دسترسی مناسب به خدمات مورد نیازموجب خواهد شد. (جهانی، ۱۳۷۵، ۶۴)