عالم برزخ

مقدمه
عالم تكوين با همه زير مجموعه ها و اجزاي آن ، جملگي از آيات خداوند قادر متعالند. از جمله اين آيات و نشانه هاي الهي ، ظهور فصلهاي چهارگانه عمر انسان است ، كه همانند ابرها ، در آسمان عمر انسان ، ظاهر مي شوند و سپس با طوفان اجل ، از پهنه آسمان محو مي گردند . خالق نظام هستي ، فصول اربعه بهار ، تابستان ، پاييز و زمستان را ايجاد نموده تا علاوه بر چرخش زيباي طبيعت ، انسان را به فلسفه خلقت عوالم وجود و غايت نظام هستي متنبه سازد . طلوع و غروب خورشيد و ماه و ستارگان ، علاوه بر روشنايي در روز و پوشاندن پرده سياه در شب ، بيانگر واقعيت ديگري براي انسان متدبر است كه همگان را بيداري بعد از مرگ، در اين عالم تكوين آگاه مي‌سازد. همان طور كه نعمت خواب و بيداري قبل از خواب نشانگر حيات واقعي پس از مرگ است اگر چ نردبان عقل و احساس و تجربه در شناخت اين حيات كوتاه است ، اما با تدبر در محسوسات طبيعت و نظام آفرينش ، درك آن آسان ترمي‌گردد .

حيات دنيوي انسان چيزي شبيه فصول چهارگانه طبيعت است كه دوران طفوليت و كودكي آن ، زمان ظهور انسان در عرصه زندگي دنيايي است ، سپس به دوران نوجواني و جواني و بعد به مرحله پيري پا مي گذارد و كم كم به افق حيات دنيوي خود نزديك شده و زمستان عمرش از راه خواهد رسيد و دار فاني را براي وصول به دار بقاء وداع خواهد كرد .

از علي عليه السلام سئوال شد چرا از مرگ نمي ترسيد و مرگ را دوست مي‌داريد ؟ فرمود : چون نمونه الطاف خداوند را در دنيا ديده ام ، يقين دارم آن خداوندي كه در دنيا به من لطف داشته و مرا در راه فرشتگان و پيامبرانش قرار داده پس از اين جهان و در روز قيامت فراموشم نخواهد كرد ، از پذيرائي خداي بزرگ در آن روز بزرگ دلهره و ترس ندارم .

لذا آن حضرت مي فرمود : علاقه من به مرگ از علاقه كودك شيرخوار به پستان مادرش بيشتر است ( نهج البلاغه ).
انتظار مرگ ، نزديك ديدن مرگ ، يقين به مرگ ، انسان را از انجام تكاليف و وظائف فردي واجتماعي دنيوي و اخروي باز نمي دارد ، بلكه بهترين وسيله براي تلاش و ايجاد شور و نشاط براي انجام كارهاي دنيا و آخرت است . مرگ و ياد مرگ يعني ساختن و ساخته شدن .

عالم برزخ
برزخ از نظر لغت اصطلاح
كلمه « برزخ» معمولا در محاورات ، همراه با كلماتي مثل « مابين »، « ما بينهما » به كار مي‌رود ، مثلا گفته مي شود :« برزخ ما بين اين دو » يا « برزخ بين دو چيز » و يا «برزخ بين دنيا و آخرت » و در قرآن شريف آمده است :
« بينهما برزخ لايبقيان » « و جعل بينهما برزخا و حجراً محجوراً » .

مشاهده مي شود كه ، « برزخ» در دو آيه فوق همراه با كلمه « بينهما» به كار رفته است و اين بدان علت است كه « برزخ» در لغت به معناي « حاجز و مانع » است ، و حاجز و مانع در محاورات يك معناي مستقلي نيستند ، درست مثل معناي « في » در عربي و كلمه «در» در فارسي است . اگر چه اين دو كلمه به خودي خود داراي معني و مفهومي هستند [يعني:تو ، داخل ، درون ] اما اين معنا ، معناي مستقلي نيست و براي تمام شدن معناي آن احتياج به كلمه يا كلمه هاي ديگر است ، مثل اينكه مي‌گوئيم: « در خانه ، در مدرسه و …» كه كلمه « در » همراه با « خانه و مدرسه» توانسته است معناي خود را ايفا كند . روي همين حساب اگر معناي لغوي « برزخ » حاجز و مانع باشد بايد معلوم شود حاجز ميان چه و چه چيزي، و يا مانع ميان كدام دو چيز .

برزخ در كتب لغت

۱-در كتاب « المنجمد » كه كلمات مستعمله در لغت عرب را معنا مي كند در ماده «برز» آمده است :
« البرزخ : الحاجز بين الشيئين ، ما بين الدنيا و الاخره من وقت الموت الي البعث»
يعني : برزخ مانع ميان دو چيز است ، و زمان ميان دنيا و آخرت از هنگام مرگ تا قيامت نيز برزخ است .
۲-كتاب « مفردات » راغب اصفهاني كه لغات قرآن شريف را معنا مي‌كند در مورد «برزخ» آورده است :
« البرزخ : الحاجز و الحد بين الشيئين ، و البرزخ في القيامه : الحائل بين الانسان و بين بلوغ المنازل الرفيعه في الاخره و منه قوله تعالي : و من ورائهم برزخ الي يوم يبعثون».

يعني : برزخ مانع و حد فاصل بين دو چيز است ، و برزخ در قيامت همان فاصله بين انسان و رسيدن او به درجات رفيع در آخرت است ، و از همين باب است فرمايش خداوند كه فرموده : « پشت سر اينها ( مردگان ) برزخي است تا روز قيامت .
۳-و در كتاب «مجمع البحرين » در همان ماده آورده اند :

« البرزخ : الحاجز بين الشيئين ، البرزخ في قوله (ع) « نخاف عليكم هول البرزخ» هو ما بين الدنيا و الاخره من وقت الموت الي البعث ، فمن مات فقد دخل البرزخ ، و فيه الحديث كلكم في الجنه و لكني والله اتخوف عليكم في البرزخ ، قلت : و ما البرزخ ؟ قال : القبر منذ حين موته الي يوم القيامه ».
يعني : برزخ مانع دو چيز است ، و در اين حديث از امام صادق (ع) كه فرمود : « من از هول و سختي برزخ براي شما مي ترسم » مقصود همان زماني است كه فاصله ميان دنيا و آخرت از هنگام مرگ تا قيامت است . پس هر كس كه مرد ، داخل عالم برزخ مي شود، و از همين باب است حديثي كه فرموده :« همه شما در بهشت هستيد جز اينكه من از عالم برزخ شما مي ترسم ، سئوال شد : برزخ چيست ؟»

حضرت فرمود : « قبر است از زمان مرگ تا قيامت ».
آنچه از كتاب نقل كتب لغت استفاده شد ، اين بود كه : « برزخ » داراي دو معناي لغوي و اصطلاحي است . معناي لغوي كه همان حاجز و مانع است ، مانند پرده اي كه بين زرده و سفيده تخم مرغ است . اين پرده مانع از مخلوط شدن اين دو ماده به يكديگر است ومعناي اصطلاحي كه به معناي فاصله زماني بين دنيا وعالم آخرت است .

قرآن شريف در مورد معناي اصطلاحي برزخ مي فرمايد :
« … حتي اذا جاء احدهم الموت قال : رب ارجعوني لعلي اعمل صالحا فيما تركت كلا، انها كلمه هو قائلها و من ورائهم برزخ الي يوم يبعثون» .
آنچه محل بحث است اينكه : وقتي مرگ آنها مي‌رسد مي گويند : « خدايا ما را به دنيا بازگردان تا اعمال صالح انجام دهيم» پاسخ اين است كه : « نه چنين است ، اين حرفي است كه اينها مي زنند » سپس فرمود : «پشت سر اينها ، يعني پس از اينكه از دنيا مي‌روند ، تا روز قيامت عالم «برزخ » است .
در آيه شريفه ، حد فاصل بين مرگ و قيامت را « برزخ » ناميده است ، و دراحاديث فراواني از ائمه معصومين نيز همين حد فاصل را عالم « برزخ» ناميده اند .

عالم برزخ از ديدگاه قرآن
عبدالله ادامه داد درست است بحث در ويژگي مرحله اول قيامت است اما به شرح عالم برزخ پرداخته بوديم و بيان كرديم كه عالم برزخ براي اكثريت مردم كه در حالتي متوسط از ايمان و كفر قرار دارند بي شباهت به حالت خواب نيست ، مومنان پيشرو و متنعم و كافران گرفتار انواع عقوبت و عذابند ( آيه ۱۰۰ ، مومنون ) ، براي احياي مردگان و برخاستن آنها از قبرها و حضورشان در دادگاه عدل پروردگار ، زمان زيادي وقت لازم نيست ، همانگونه كه براي مرگ انسانها زمان طولاني لازم نبود ، صيحه اول مرگ است و صيحه دوم فرياد زنده شدن و رستاخيز و حضور در دادگاه عدل الهي « ان كانت الا صيحه واحده فاذاهم لدينا محضرون » (‌‌آيه ۵۳ سوره يس ) اي انسانهاي به خواب رفته، اي خاكهاي پراكنده و اي استخوانهاي پوسيده به پا خيزيد ، به پا خيزيد و براي حساب و جزا آماده شويد .
در اينجا به بعضي روايات گويا و پر محتوي اشاره مي كنند : عالم برزخ بهشت است براي نيكوكاران و شهيدان كه در آن متنعمند به نعمتهاي الهي و دوزخ است براي گناهكاراني مانند آل فرعون كه صبح و شام در برابر آتش معذبند ، و در اين رابطه علي عليه السلام در روايتي مي‌فرمايد: قبر يا باغي از باغهاي بهشت است يا حفره و گودالي از گودالهاي جهنم ( بحارج ۶ صفحه ۲۱۸).

حقيقت اين است كه آگاهي بر كيفيت عالم برزخ تأثير زيادي در مسائل اعتقادي ندارد ، قرآن مجيد اصل وجود عالم برزخ را در آياتي چند با صراحت بيان نموده است ، همان‌گونه آل فرعون قبل از قيام قيامت هر صبح و شام از طريق عرضه شدن آتش بر آنها مجازات مي شوند .
در سوره مومن آيه ۱۱ مي فرمايد : از قول عده اي كه گرفتار عذاب در عالم برزخند مي‌گويند : پروردگارا ما را دوباره ميراندي و احييتنا دوباره زنده كردي اكنون به گناهانان خود معترفيم . آيا راهي براي خارج شدن از دوزخ وجود دارد ؟ «قالو ربنا امتنا اثنتين و احتيتنا اثنتين فاعترفنا بذنوبنا فهل الي خروج من سبيل » آنها كه در اين جهان اصرار به انكار معاد داشتند و پيامبران را به باد استهزاء مي گرفتند در آنجا پرده هاي غرور و غفلتشان كنار مي رود و چشم حقيقت بين آنها باز مي‌شود و چاره اي جز اعتراف به گناه ندارند ، و گمان مي كنند در آنجا اعتراف به گناه برايشان سودي دارد .

عالم برزخ كجاست ؟
دانستيم فاصله زماني بين مرگ و قيامت « عالم برزخ » ناميده شده و مردگان تا برپائي قيامت ، در عالم برزخ به سر مي برند . لازمه اين علم اين است كه معتقد شويم همه آنهائي كه از ابتداء‌خلقت عالم هستي تا كنون از دنيا رفته و از اين پس نيز مي ميرند از انبياء واولياء و صالحين گرفته تا پادشاهان و ظالمين و مستكبرين و مشركين ، همگي در آن عالم جمع هستند و در انتظار برپائي قيامت به سر مي برند كه البته معتقد هم هستيم.
اينك به اين نكته مي پردازيم كه : عالم برزخ كجاست ؟ آيا عالم برزخ جزء اين عالم است ؛ يعني آيا عالم برزخ در همين دنياست و مثلاً همين خورشيد و ماه بر آن طلوع و غروب دارد، و ارواح اموات چه مومن و چه كافر در روز اين عالم يك حالت و در شب اين عالم داراي حالت ديگري هستند ؟ يا اينكه طلوع و غروب خورشيد براي اهل اين دنيا تأثير دارد و شب و روز براي برزخيان تأثيري ندارد ؟

اينها سئوالاتي است كه در اذهان بسياري از مؤمنين به معاد وجود دارد بايد چند مطلب را خاطر نشان كرد كه :
۱- عالم قيامت هنوز بر پا نشده و يكي از مقدمات برپائي آن نابودي نظام اين عالم است و به تعبير قرآن ، قيامت وقتي برپا مي شود كه :
« اذا الشمس كورت ، و اذا النجوم النكدرت ، و اذاالجبال سيرت ، و… و اذا البحار سجرت…» « اذا السماء انفطرت ، و اذا الكواكب انتثرت ، واذا البحار فجرت ، و اذالقبور بعثرت … » « اذا وقعت الواقعه ، ليس لوقعتها كاذبه ، خافضه رافعه ، اذا رجعنت الارض رجا ، و بست الجبال بسا ، فكانت هباء منبثا»
خورشيد منكدر و نابود شود ، ستارگان در هم بريزند ، كوهها غبار پراكنده شوند ، درياها دگرگون شوند ، ستارگان در هم و برهم شوند ، قبرها زير و رو شوند ، زمين آن چنان به خود بلرزد كه كوهها مانند پنبه زده شده شوند و زمين مانند غباري خفيف شود و…
اينها همه علائم فروپاشيدن نظام اين عالم است ، و بايد بدانيم تا اين نظام وجود برپاست، عالم قيامت بر پا نشده و مردگان در عالم ديگري به نام « عالم برزخ » به سر مي برند.

۲- در جاي خود ثابت است كه اين خورشيد و ماه در عالم قيامت وجود ندارند ، و خداوند متعال عالم قيامت را به وسيله نيروي ديگري روشن مي كند و البته در آنهم اختلاف است كه آيا نور و روشنائي قيامت ، بوسيله اعمال صالح هر شخص و آنهم براي خود اوست . همانگونه كه قرآن شريف فرموده :
« يوم يقول المنافقون والمنافقات للذين آمنوا انظرونا نقتبس من نوركم ، قيل ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورا …»
در آن روز ، زنان و مردان منافق به مومنين مي گويند : از نور و روشنائي خود به ما نيز بهره دهيد . به آنها خطاب مي شود : بازگرديد و از پشت سرتان (دنيا) نور بياوريد .

و يا چيزي همانند خورشيد ، عالم قيامت را روشن مي گرداند و همه خلائق از آن بهره مي‌گيرند ، در اين مورد نيز قرآن شريف مي فرمايد :
« و نفخ في الصور فصعق من في السموات و من في الارض الا من شاء‌الله ، ثم نفخ فيه اخري فاذا هم ينظرون ، اشرقت الارض بنور ربها و وضع الكتاب ….» .
در صور دميده مي شود و همه آنهائي كه در آسمان و زمين هستند از بين مي‌روند مگر آنهائي را كه خدا نمي خواهد . ( پايان دنيا ) ، براي مرتبه دوم صور دميده مي شود ، آنگاه است كه قيامت بر پا مي شود و زمين قيامت به نور پروردگارش روشن مي‌شود و…
پس از بيان اين سه مقدمه ، به اصل بحث كه :« عالم برزخ كجاست ، خورشيد و ماه اين جهان ، شب و روز ما بر آنها هم اثر دارد يا نه » باز مي گرديم .
در اين مورد از ميان آن همه احاديثي كه هست به نقل چند حديث مي پردازيم :

۱- مرحوم شيخ كليني دركافي به نقل از علي بن ابراهيم آورده است :
« علي بن ابراهيم ، عن ابيه ، عن احمد بن محمد بن ابي نصر ، عن الحسين بين ميسر قال: سألت اباعبدالله عن جنه آدم (ع) : فقال جنه من جنان الدنيا تطلع فيها الشمس و القمر و لو كانت من الجنان الاخره ما خرج منها ابدا» .
حسين بن ميسر گفت : از حضرت صادق (ع) در مورد بهشتي كه حضرت آدم (ع) در آن بوده سئوال كردم . حضرت فرمودند : آن باغي است از باغهاي دنيا كه خورشيد و ماه بر آن طلوع و غروب مي كنند و اگر از باغهاي قيامت بود هرگز آدم (ع) از آن خارج نمي‌شد.
مرحوم مجلسي نيز اين حديث را با سند ديگري در كتاب بحار نقل فرموده و بهر حال حديث فوق از چند جهت قابل توجه است :
الف ) حضرت آدم (ع) در آن بهشتي كه در عالم قيامت وعده داده شده خلق نشده و آن بهشت را مشاهده نكرده است .
ب ) در جائي از اين دنيا بهشتي وجود دارد كه قابل رؤيت و مشاهده انسانهاي عادي نيست و نمي توانند به آنجا رفت و آمد كنند و در حقيقت مي توان گفت : آن بهشت درعين حالي كه در دنياست ولي براي بشر از عوالم غيب محسوب است و البته بايد توجه داشت كه دنيا منحصر به كره زمين و چند صد كيلومتر اطراف آن نيست .

ج ) همين خورشيد و ماه ، آن بهشت را روشن مي كنند و بر آن طلوع و غروب دارند و بهترين دليل « الف و لام » عهد حضوري است كه حضرت بر كلمه « شمس و قمر» درآورده و در حقيقت مثل اين است كه فرموده باشند : اين خورشيد و ماه بر آن طلوع و غروب دارند ، وگرنه بايد « شمس و قمر » را بدون « الف و لام » و با تنوين ذكر مي‌كردند و مي فرمودند : « شمس و قمر » يعني ماه و خورشيدي بر آن طلوع و غروب دارند .
۲- باز مرحوم شيخ كليني به نقل از ضريس كناسي مي نويسد :

« عده من اصحابنا ، عن احمد بن محمد ، و سهل بن زياد ، و علي بن ابراهيم ، عن ابيه ، جميعا عن ابن محبوب ، عن علي بن رئاب ، عن ضريس الكناسي قال : سألت ابا جعفر(ع) ان الناس يذكرون ان فراتنا يخرج من الجنه فكيف هو ، و هو يقبل من المغرب و تصب فيه العيون و الادويه ؟ فقال ابوجعفر (ع) : و انا اسمع ان الله جنه خلقها الله في المغرب و ماء فراتكم بخرج منها ، و اليها تخرج ارواح المومنين من حفر هم عند كل مساء فتسقط علي ثمارها و تأكل منها و تتنعم فيها و تتلاقي و تتعارف فاذا طلع الفجرهاجت من الجنه …

ضريس گفت : از حضرت باقر (ع) پرسيدم : مردم ( مقصود اهل سنت است ) مي‌گويند: «آب فرات از بهشت خارج ميشود » چگونه مي شود درست باشد در صورتي كه اين آب از مغرب جاري است ( يعني سرچشمه اش از مغرب زمين است ) و در بين راه چشمه ها و جويبارهاي ديگري هم به آن ريخته مي شود ؟ حضرت فرمودند :« بلي من هم شينده‌ام ( مقصود شنيدن از پدران و اجدادشان مي باشد ) كه خداوند در مغرب زمين بهشتي خلق فرموده و آب فرات شما از آن خارج مي گردد و ارواح مؤمنين عصر هر روز به آن بهشت مي‌روند و از ميوه هاي آن مي خورند و از نعمت هاي ديگر خداوند بهره مي‌گيرند و همديگر را ملاقات مي كنند و چون فجر صادق طلوع كند از آن خارج ميشوند …»

توجه در جملات حديث نكات زير را روشن مي كند :
الف ) بهشتي در مغرب زمين وجود دارد كه آب فرات هم از آنجا عبور مي كند .

برزخ يا قيامت صغري و عوالم چهار گانه حيات
قال علي عليه السلام : من مات قامت قيامه
آنگاه كه انسان بميرد قيامت او بر پا مي شود

علي عليه السلام مي فرمايد : هر وقت انساني از اين دنيا برود ، وارد قيامت خواهد شد . حال بايد دانست كه منظور از اين جمله نوراني اميرالمومنين عليه السلام چيست ؟ اجمالا بايد گفت كه قيامت صغري و كوچك منظور است و اما تفصيل آن عبارت است از اينكه انسان چهار مرحله را مشاهده مي كند :
۱- حيات دنيايي كه عالم ماده و جسم است .
۲- عالم مثال و برزخ كه چه بسا از عالم ماده قويتر و لطيفتر است ، كه اين عالم را قيامت صغري و كوچك معرفي مي كنند .
۳- عالم نفس كه به قيامت كبري معروف است .
۴- عالم صفات و اسماء‌ الهيه كه بالاتر از عالم نفس و قيامت است .
حال انسان اين نردبان رشد و تكامل را بايد از دنيا آغاز كند ، يعني چند صباحي در دنيا زندگي مي كند و پس از امتحانات و آزمايشات الهي كه انجام مي‌گيرد، مرگ او فرامي‌رسد و به عالم بالاتر يعني عالم برزخ منتقل مي شود و در آن حيات برزخي ، آمادگي پيدا مي كند ، براي ورود در عالم قيامت كبري ، در حيات برزخي كه همان قيامت صغري و كوچك انسان است ، چه بسا انسانهايي كه در دنيا ، خويشتن خويش را صيقل نداده اند و خود را تزكيه نكرده اند ، كفاره اين كج انديشيها و كم كاري ها را بايد با چشيدن عذابهاي برزخي بپردازند ، تا آمادگي كامل پيدا كنند كه به محض دميده شدن در صور اسرافيل ، پاك و مصفي وارد قيامت كبري و روز محشر شوند . باز در همين حيات برزخي ، حال چند هزار و يا چند ميليون سال طول خواهد كشيد ، بسياري از انسانها ، با آن همه عذابهايي را كه تحمل كرده اند ، پاك و منزه نخواهند شد و بايد در جهنم وارد شوند و بعد از مدتي كه عذابهاي دردناك واليم قيامت را چشيده اند ، وارد بهشت گردند، و عده كثيري هم براي هميشه در جهنم مخلدند و باقي خواهند ماند و سپس انسانها با پشت سر گذاردن عالم دنيا و قيامت صغري يعني برزخ ، و قيامت كبري يعني نفس ، به عالم اسماء و صفات الهي پا مي گذارند كه نهايت تكامل انسان به اين عالم و مقام نوراني منتهي مي شود .

توضيح بيشتر اينكه انسان داراي طبيعتي است مادي كه بسيار ملموس و محسوس است و داراي محدوديت خاصي است و رشد و سيطره وجودي آن محدود است مثلا از بعد وزن و حجم و حواس پنجگانه بشري ، حد يقف دارد و قابل رشد و گسترش بالائي نيست . حال از اين عالم طبيعت انسان كمي بالاتر بيائيم ، مي بينيم انسان داراي قواي باطني و دروني است ، اينكه انسان فكر مي كند، مطالبي را حفظ و در ذهن خويش نگه مي دارد و داراي قوه خيال و وهم است ، و انسان در حيطه اين قوه الهي ، كارهاي بسيار عجيبي را انجام مي دهد ، مثلا در ذهن خود حركتهاي ستارگان و سيارات را تصور مي كند و يا به درياها ، كوهها و دشتها مي‌انديشد و يا در يك لحظه ، كل تاريخ زندگي خود را در نوار ذهن خويش تماشا و مرور مي كند و يا در يك چشم بهم زدن ، جهان مادي را دور مي زند . اين بعد معنوي انسان بسيار گسترده‌تر از بعد طبيعي و جسمي انسان است كه آن را مثال متصل مي نامند ، چون با انسان همراه و متصل است .

حال همين نيرو اگر از انسان به طور موقت جدا شود آنرا مثال منفصل مي گويند ، چون جداي از انسان است . نام ديگر مثال را مي شود برزخ ناميد ، لذا برزخ متصل و برزخ منفصل خواهيم داشت .عالم خواب را ، برزخ منفصل معرفي مي كنند كه روح انسان ، به طور موقت از بدن فاصله مي گيرد ، درعين حال سيطره ضعيفي بر بدن دارد . انسان در عالم خواب ، بسيار قويتر از عالم مثال و برزخ متصل ، عمل مي كند . چرا كه گستردگي او در عالم خواب نسبت به عالم بيداري كه از ذهن و قوه مخيله و وهميه خود استفاده مي كند ، قويتر خواهد بود .

لذتها و شاديها ، غمها و شدائد ، حركتها و تنوعهاي زندگي ، قابل قياس با حالت بيداري انسان نيست ، لذا عالم مثال متصل و منفصل ، نمونه كوچكي است از عالم بالاتر كه عالم برزخ و قيامت صغري است و همين طور عالم برزخ نمونه اي است از قيامت كبري و هكذا عالم قيامت نمونه اي از عالم اسماء و صفات كماليه الهيه خواهد بود .

حيات برزخ براي همه و اثبات آن
حيات برزخي براي همگان خواهد بود و مخصوص گروه خاصي نيست . آياتي كه برزخ را ثابت مي كنند اطلاق و عموميت آنها شامل همه انسانها با هر اعتقادي كه دارند خواهد شد . علاوه بر شمول اطلاقات آيات و روايات براي جميع خلائق ، دلائلي هم جداگانه براي مومنين و كفار و مشركين وارد شده است كه نمونه هايي را متذكر مي شويم :

« و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون فرحين بما اتيهم الله من فضله … »
« گمان مبريد آناني كه در راه خدا به شهادت رسيده اند مردگانند ، بلكه آنان زنده اند و در پيشگاه خدا ، روزي مي خورند، آنان به فضل و رحمتي كه خداوند نصيب آنها گردانيده شادمانند ، بشارت و مژده دهند به مومناني كه هنوز به آنها نپيوسته اند و بعداً در پي آنها به سراي آخرت خواهند شتافت ، كه از مردن هيچ نترسند و از فوت متاع دنيا هيچ غم مخورند »
روايتي صحيح السند و مشهور است كه پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله در جنگ بدر، بعد از پيروزي سربازان اسلام بر كفار و مشركين ، بر جنازه هاي سران و فرماندهان كفر و شرك حضور پيدا كردند و خطاب به اجساد آنان فرمود :
« يا فلان يا فلان قد وجدت ما وعدني ربي حقاً فهل وجد تم ما وعد ربكم حقا »

پيامبر مكرم اسلام صلي الله عليه و آلي ، خطاب به سران كفر فرمود : اي ابوجهل ! عتبه ، شيبه و اميه ! به تحقيق ما وعده خداوند خويش را به حق ديديم و اما شما ، آيا وعده خداوند را كه حق است ديده ايد ؟ اصحاب به پيامبر عرضه داشتند: «يا رسول الله اتناديهم و هم اموات ؟ فقال و الذي نفسي بيده انهم لاسمع لهذا الكلام منكم الا انهم لايقدرون علي الجواب »

آيا شما با مردگان سخن مي گوييد ، در حالي كه آنان نمي توانند بشنوند ؟ حضرت فرمود : قسم به آنكسي كه جانم در دست و قدرت اوست ، آنان از شما بهتر مي شنوند و كلام مرا بهتر درك مي كنند ، ولي قدرت بر جوابگويي ندارند .
از جمله آياتي كه حيات برزخي را ثابت مي كند و در اينكه بين مرگ و عالم برزخ هيچگونه فاصله اي وجود ندارد و صراحت در وجود نعمات و نقمات برزخي دارد ، اين آيه شريفه قرآن است كه مي فرمايد :
« فاما ان كان من المقربين فروح و ريحان و جنه نعيم و اما ان كان من اصحاب اليمين فسلام لك من اصحاب اليمين و اما ان كان من المكذبين الضالين فنزل من حميم و تصليه جحيم »

« انسان وقتي دار فاني را وداع نمود ، اگر از مقربين و دوستداران خدا باشد ، بلافاصله بعد از مرگ ، روح و ريحان و بهشت نعيم الهي به آنان خواهد رسيد و كساني كه از اصحاب يمين باشند ، ثواب و سلام خداوند به آنان مي رسد و آناني كه از گمراهانند ، پس غذاي آنان همان غذاهاي جهنمي است آبهاي داغ مانند فلز گداخته در حلقوم آنها خواهند ريخت و آنها را به آتش نزديك مي كنند »
لذا اين آيه مي خواهد بفرمايد : كه عالم برزخ بدون هيچ فاصله زماني پس از مردن انسان، مشهود است و انسان خود را در آن خواهد ديد .
قال رسول الله صلي الله عليه و آله : ان اولياء‌الله لايموتون و لكن ينقلون من دار الي دار

به تحقيق اولياي خدا نمي ميرند و ليكن از خانه اي به خانه ديگر انتقال پيدا مي‌كنند . شواهد و قرائن پيرامون انتقال سريع انسان از دنيا به عالم برزخ بواسطه مرگ در تاريخ شرايع الهيه ، فراوان است كه به يك نمونه بارز آن ، اشاره مي كنيم : مرحوم علامه طبسي در تفسير مجمع البيان در ذيل آيه شريفه بل احياء عند ربهم يرزقون (بلكه شهداء زنده اند و در نزد خدا روزي مي خورند ) مي فرمايد : از پيامبر اكرم صلي الله عليه و اله روايتي نقل شده است پيرامون جعفر بن ابيطالب كه در جنگ موته شركت فرمود ، و به شهادت رسيد . حضرت فرمود : من جعفر را ديدم كه با دو بال با فرشتگان الهي ، در بهشت در حال پرواز بود . اين جمله نوراني پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله نشانگر حيات انسان در عالم برزخ است كه پس از ارتحال از دنياي خاكي ، پا به عالم ديگري مي‌گذارد به نام عالم برزخ .

آيات و روايات زيادي دلالت بر وجود عالم برزخ دارند علاوه بر آنكه عقل و تجربه و حس هم به كمك آنها مي آيند .كلمه برزخ كه به معناي فاصله بين دو آب ويا دو خشكي است ، حد فاصل بين عالم اول كه دنياي خاكي است و عالم سوم كه آخرت و قيامت كبري نام دارد قرار دارد . دنيا به خاطر محسوس بودن آن قابل انكار نيست و همه انسانهايي كه در عرصه دنيا حضور پيدا كرده اند ، عالم مادي را لمس كرده و به يقين ، وجود چنين دنيايي را شاهد بوده و هرگز در وجود آن شك و شبهه‌اي به خود راه نمي‌دهند . و اما عالم دوم كه برزخ نام دارد ، به خاطر مادي و محسوس نبودنش در معرض شك و ترديد قرار مي گيرد . اينجاست كه انسان بايد از راهنمائي هاي پيامبران و رسولان الهي و كتب آسماني بهره مند شود ، علاوه بر آنكه از قوه عاقله خويش نيز استفاده مي كند و همين طور عالم سوم كه قيامت كبري و روز حشر و نشر نام دارد ، موجب شك و ترديد بشر قرار مي گيرد و اين در حالي است كه انسان مي تواند پله هاي نردبان يقين را طي كند ، از پله اول كه علم اليقين است شروع كرده سپس پا به پله عين اليقين نهاده و با پيمودن سومين پله كه حق اليقين مي باشد خط بطلان بر همه شكوك بكشد.
« حتي اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلي اعمال صالحا فيما تركت كلا انها كلمه هو قائلها و من ورائهم برزخ الي يوم يبعثون »

« تازماني كه مرگ يكي از آنها فرا رسد مي گويد : خدايا ! مرا باز گردان شايد در آنچه ترك كردم ، عمل صالحي انجام دهم ، گفته مي شود : چنين نيست ، اين سخني است كه او به زبان مي گويد و اگر برگردد باز همان خواهد بود ، و پشت سر آنها برزخي است تا روزي كه برانگيخته مي شوند »
كليه آياتي كه دلالت بر زنده بودن شهداي مجاهد في سبيل الله دارند و آنها را مرزق عند الله معرفي مي كنند قرائن و شواهدي هستند بر وجود عالم برزخ كه به طور اجمال به چند روايت بسنده مي كنيم :

قال الصادق عليه السلام : اتخوف عليكم في البرزخ
امام صادق عليه السلام فرمود : من از برزخ براي شما مي ترسم.
سئوال شد : ما البرزخ ؟ برزخ چيست ؟
حضرت فرمود : القبر منذ حين موته الي يوم القيامه
برزخ همان قبر است از آن زماني كه انسان مي ميرد تا روز قيامت .
از امام زين العابدين عليه السلام نقل شده است :
ان القبر اما روضه من رياض الجنه او حفره من حفر النيران
بدرستيكه قبر يا باغي از باغهاي بهشت است و يا گودالي از گودالهاي جهنم است
شبيه اين حديث از پيامبر اسلام صلي الله عليه و اله و ديگر معصومين هم نقل شده است :
القبر اما روضه من رياض الجنه او حفره من حفر النيران
قبر يا باغي از باغهاي بهشت و يا حفره اي از حفره هاي دوزخ است .

عذاب برزخي و نعمات و نقمات در برزخ
از آيات استفاده مي شود كه آتش برزخي نمونه اي از آتش دوزخ است.
النار يعرضون عليها غدواً و عشياً…
عذاب آنها ( فرعونيان ) همان آتش است كه هر صبح و شام بر آن عرضه مي‌شوند و در روز قيامت خداوند امر كند : كه آل فرعون را در سخت ترين عذابها داخل نمائيد.

در اين آيه ، دوزخ برزخي را بيان مي كند ، لذا عالم برزخ را ثابت مي كند :
روايتي از رسول مكرم اسلام صلي الله عليه و آله اين آيه را تفسير مي كند كه حضرت فرمود : آنگاه كه يكي از شما از دار دنيا كوچ كنيد ، جايگاه او صبح وشام به او عرضه مي شود . اگر از بهشتيان باشد جايگاهش در بهشت واگر از اهل دوزخ باشد جايگاهش در دوزخ است و به او گفته مي شود : اين جايگاه تو خواهد بود ، تا زماني كه خداوند ، تو را در قيامت كبري مبعوث كند.

انسان در عالم برزخ نمونه اي از بهشت يا جهنم را مي بيند و چه بسا با مشاهده آنها شاد و يا غمگين مي شود .
قرآن و روايات مي فرمايند : عذاب بر آنها عرضه مي شود . در تفاسير آمده است كه خداوند مي فرمايد : ما عذاب را بر آنها عرضه مي داريم يعني آتش جهنم واقعي را به آنان نشان مي دهيم . و در روايات آمده است كه جايگاه آنان در قيامت كبري به آنها عرضه مي شود و آنان از ديدن عذابهاي قيامت كبري زجر مي كشند ، و يا از ديدن بهشت و نعمات آنها شادمان مي گردند .