عراق

چکیده
عراق در دوره های گوناگون از نظر تاریخی ، باستان شناسی ، اقتصادی دارای اهمیت جهانی بوده است. مراودات میان ایران و عراق در خصوص روابط دو جانبه منطقه ای و حتی بین المللی دارای فراز و نشیب بسیاری بوده و بیش از آن که این روابط بر پایه حسن هم جواری مبتنی باشد . بر اساس تنش و تخاصم بر سر موضوعات مختلف شکل گرفته است . توصیف تشکیل احزاب مختلف در عراق ، اهداف سیاسی و نظامی عراق ، ریشه های اختلاف بین ایران و عراق ، جنگ عراق و ایران و کاربرد

سلاح های شیمیایی مورد استفاده عراق در جنگ تحمیلی که این کاربرد سلاح های شیمیایی در
جنگ ها فجایع انسانی جبران ناپذیری را پدید می آورد .
پیدایش و اهمیت شهر نجف و موقعیت جغرافیایی این شهر ، همچنین زندگانی امام علی (ع) موضوعات مورد بررسی در این تحقیق می باشد .

مقدمه
توجهی که عراق سابقاً از لحاظ تاریخی ، باستانشناسی ، استراتژی ، اقتصادی و شالوده اجتماعی در سطح جهان دارای اهمیت جهانی بوده است . در طی آخرین نسل نه تنها کمتر نشده ، بلکه بیشتر از پیش شده است . عراق سال ۱۹۵۱ کشوری است که با رشد روزافزون اما هنوز ناقص ، مفهوم وحدت و ملیت نه ادعاها و شکایتهای منطقی در قبال کشور دیگری دارد . نه خود این کشور موضوع درخواستهای دیگر کشورهاست مرزهایش تثبیت شده اند ، آب و هوای سالم دارد ، مردمش در حال افزایش و پیشرفت اند . زمینهای حاصلخیز فراوان و آب قابل کنترل دارد و به تعیین این دو با هم به گونه ای که در قرون اولیه عمل کردند می توانند ثروت مادی زیادی تولید کنند و منابع معدنی توسعه یافته ای با غنایی استثنایی دارد که می تواند برای کارهای توسعه و خدمات اجتماعی سرمایه فراهم

کند . کمتر سرزمینی وجود دارد که از امکانات مادی برای ایجاد یک زندگی خوب برای اثباتش بیش از عراق از مواهب طبیعت برخوردار باشد ، اثباتی که خودشان فوق العاده باهوش و لایق پیشرفت اند و برای ترقی آنها فضای لازم و حتی بیش از آنچه لازم است در دسترس است اگر مردم عراق و دوستان خارجی شان که صادق و فراوانند بیشترین امید را درباره این کشور در سر داشته باشند راهی به خطا نرفته اند . بغداد به سبب شهرت قدیمی ، موقعیت استراتژیک و ابعاد کنونی اش همیشه برتری ویژه ای نسبت به دو شهر دیگر عراق یعنی موصل و بصره دارد .

موقعیت عراق
نام رسمی : جمهوری دموکراتیک خلق عراق
نام بین المللی : ایراک IRAQ
نام محلی : الجمهوریة العراقیة الدیمقراطیة الشعبیه
اسامی قدیمی : عراق عرب ، عراقان ، عراقین ، سواد ، سورستان

« عراق با ۴۳۸۴۶۶ کیلومتر مربع وسعت ( پنجاه و دومین ) کشور جهان در نیم کره شمال و نیم کره شرقی ،در جنوب غربی قارۀ آسیا در منطقه خاورمیانه ، بر کناره شمال غربی خلیج فارس واقع شده است . این کشور، همسایه کشورهای ایران ( در شرق ) ترکیه ( در شمال ) سوریه و اردن ( در غرب ) و عربستان سعودی و کویت ( در جنوب ) است . عراق کشوری نسبتاً کم ارتفاع است . کوههای آن تماماً در نواحی شمال و شمال غربی آن ( هم مرز با ایران و ترکیه ) واقع شده اند . نژاد مردم آن ۷۱% عرب ۱۸% کرد ۱% آریا ( ایرانی ) ۲/۱ % ترک و ۵% آشوری است .

دین ۹۵% مردم آن اسلام و ( ۲ شیعه و ۱ سنی ) و ۳% مسیحی است . زبان رسمی عربی است اما کردی نیز رایج است که به خط عربی نوشته می شود . پایتخت این کشور شهر بغداد و از پرجمعیت ترین شهرهای آن موصل ، بصره ، کرکوک و کربلا می باشند . بندر مهم عراق بصره است که در کنار اروند رود (شط العرب ) در شمال غربی خلیج فارس واقع شده است .»

حکومت این کشور جمهوری و رئیس جمهوری آن ژنرال صدام حسین است که در سال ۱۹۷۹ میلادی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، حسن البکر رئیس جمهوری سابق ، تحت فشار معاونش صدام حسین استعفا داد و او به قدرت رسید . البکر خواستار شناسایی انقلاب اسلامی و نزدیکی بیشتر با ایران بود که از کار برکنار شد . وی رئیس حزب سوسیالیستی عرب بعث و همچنین رئیس شورای انقلاب
می باشد . عراق یک مجلس ملی با ۲۵۰نفر عضو دارد ولی قدرت اصلی در دست صدام حسین است . قانون اساسی این کشور در سال ۱۹۷۰ تدوین شد و در سال ۱۹۷۱ اصلاحاتی بر آن افزوده شده است . بر اساس آخرین تقسیمات کشوری عراق از ۱۶ استان تشکیل شده که زیر نظر فرماندار دولت مرکزی اداره می شوند .

آب و هوای عراق در نواحی شمالی معتدل کوهستانی ، در نواحی مرکزی ، گرم و مرطوب و در نواحی غربی ، گرم و خشک است و رودهای دجله و فرات طولانی ترین رودهای آن هستند . واحد پول این کشور دینار عراقی است ! ( امانی زاده ، ۱۳۸۲ : ۵۰-۴۹ )

موقعیت جغرافیایی
شاید در هیچ نقطه ای از جهان نفوذ جغرافیا بر تاریخ آشکارتر از مجموعه کشورهایی نباشد که در میان دریای مدیترانه و فلات ایران قرار دارند و ما آنها را به نام خاور نزدیک می شناسیم انسان در بیابان های وسیع جنگل های استوایی یا در مناطق قطبی خود را با طبیعتی خصومت آمیز روبرو می بیند که موجودیتش را تهدید می کند از سوی دیگر انسان در مناطق معتدل تقریباً در همه جا در محیطی مساعد در خانه خودش قرار دارد اما در خاور نزدیک خشک و شبه استوایی

موازنه انسانی و طبیعت پیچیده تر است . انسان می تواند در آنجا زیست و حتی پیشرفت کند هر چند فعالیتهای گوناگون او تا حد زیادی به اوضاع اقلیمی ، طبیعت خاک ، میزان بارندگی تقسیم چشمه ها و چاه ها و مسیر و مقدار آب رودخانه بستگی دارد عوامل یاد شده بر او نفوذی ژرف می گذارند . راه های بازرگانی و مسیرهای لشکر کشی او را تعیین می کند او را متمایل به ساکن شدن به عنوان کشاورز یا محکوم به سرگردان و صحرانوردی
می سازند به کیفیات بدنی و اخلاقی او کمک می کنند و بر افکار و معتقدات دینی تا او اندازه ای اثر

می گذارند . بنابراین تاریخ هر یک از کشورهای خاور نزدیک را باید به مطالعه نقشه جغرافیا آغاز کرد و سرزمین باستان عراق نیز از این قاعده مستثنی نیست . (ژرژرو ، ۱۳۸۱ : ۷)

رودخانه های دوقلو
جمله مشهور هرودوت را که می گویند مصر هدیه نیل است همه شنیده ایم در مورد بین النهرین نیز از بسیاری جهات می توان گفت که هدیه رودخانه های دوقلوست دجله و فرات در زمانهای بسیار کهن لایه های خود را بستری که از صخره های رسوبی تشکیل شده است میان زمین های پست عربستان مرتفع ایران به جای گذاشته و در وسط صحرا دشتی به وجود آورده اند که از نظر وسعت و حاصلخیزی در ۳۶۸۰ کیلومتر بیابان های بایر گسترده میان سند و نیل تنظیم شده است . ( همان منبع : ۱۰-۸ )

تنوع منطقه ای
بیابان در شمال کوهستانی در مرکز به وسیله وادی های عمیق پاره پاره در جنوب مسطح و فاقد علامت مشخص و از قبل می رود به سراسر مسیر فرات است و تا صدها کیلومتر در غرب عربستان پیش می رود با وجود این بیابان بزرگ سوریه و عربستان برای مردم بین النهرین باستان ناشناس بوده است و خط مستقیمی که آن را از دره فرات جدا می کند حدود مهاجر نشینهای پیش از اسلام را مشخص می ساخته. سامری ها و بابلی ها اصولاً مردمانی کشاورز بودند و بر عکس اعراب پشتشان را به بیابان می کردند و به زمین خودشان که از رسوب رودخانه های حاصلخیز بود ، سرسختانه چسبیده بودند ، اما می بایست صحرانوردان ویرانگر را به حساب آورند که به کاورانهایشان دستبرد می زند ، به شهرها و روستاهایشان حمله می کردند و حتی کشورشان را مورد تجاوز قرار می دادند . ( همان منبع : ۱۶)

مناطق بزرگ عراق از لحاظ طبیعی
خصوصیات عمده جغرافیایی عراق
سرزمینی با رودخانه های پهناور ، نسبتاً ساده است . این خطه در واقع از گسترۀ خاکی بسیار وسیع و همواری پدید آمده است . از جانب مشرق در پناه چنبرۀ عظیم زاگرس قرار دارد . در صورتی که از طرف غرب با شیبی ملایم به سوی شام بالا می رود . در ژرف ترین بخش زمین ناودیسی که بدین گونه مرز بندی شده دو شط بسیار عظیم روان است .

یکی فرات و دیگری دجله که ریزشهای پراکنده بر کوهستانهای زاگرس را گرد می آورد . با این حال وضع طبیعی این ناو زمین از ابتدا تا انتها متغیّر است . با این که کمی بیشتر از بخش جنوبی عراق باران دارد میزان بارندگی بسیار کم و مانع از آن است که فلات از صورت خشک و شکل یکنواخت ملال آور بیرون آید . چهره خاک بین النهرین از بغداد تا خلیج فارس شگفت آور متفاوت است و آب در آن بر خلاف جزیره نقشی عمده دارد . علاوه بر این مناظر طبیعی اش تنوع بیشتری دارد . در پای زاگرس مخروط ها یا پنجه های آبرفتی عظیمی در کنار هم قرار دارند . خطه ای که دجله و فرات در میان جلگه های ان روان است و منطقه ای نیمه خاکی و نیمه آبی است که در آن سرازیر طغیانها به مناطق پست

« هور » که خود سراسر دریاچه و مرداب است فرو می ریزد . در واقع زمانی که فرات و دجله با هم از طغیان لبریز می شوند قادرند اطراف خود را به شعاع دهها کیلومتر غرقه سازند . بیرون از این مواضع خاص و ممتاز که از لحاظ مساحت محدود است خاک این کشور غیر قابل سکونت است زیرا به سبب نبودن آب برای آبیاری ، یا بدین سبب که بیش از حد در معرض سیلابهای ناشی از طغیان این
رودخانه های عظیم غیر قابل کشت است . ( دوری ، ۱۳۷۵ : ۷۸-۷۶ )

جامعه عراق
در خلال یک دورۀ معین از ۱۸۰۰ تا ۱۹۰۰ تغییرات ژرفی در جامعه شهری عراق رخ داده بود . این تغییرات که بیشتر در طبقات بالاتر بود ، اما در طبقات پایین تر نیز احساس می شود . هم در شهرها و هم در مناطق روستایی که هنوز از لحاظ اجتماعی در مرحله نخستین بودند بازتاب یافت . تا اوایل قرن نوزدهم ، جامعه شهری عراق تقریباً از تأثیرات غربی برکنار مانده بود . هیچ آشنایی با دنیای خارج وجود نداشت . آهنگ زندگی به همان کندی اعصار اولیه پیش می رفت . شیوه های سنتی رواج داشتند و روابط زندگی در تمام زمینه ها بر مبنای اسلام بود . مفاسد اجتماعی این عصر را همه با جبر کورکورانه می پذیرفتند نفوذ

مفاهیم و فعالیتهای غربی که در کشورهای شرقی مدیترانه به تدریج پیش آمد در عراق به نسبت ناگهانی بود. پست و تلگراف ، تجارت و سرمایه گذاری خارجی کم کم به کار می افتادند . اقلیتهای مسیحی و یهودی که آموزشهای غربی دیده بودند به کمک مبلّغان مذهبی که در خدمتشان بودند پیوسته از سطح تعلیم و تربیت بالاتری برخوردار بودند . موصل بسیار عقب مانده بود . این شهر که از لحاظ موقعیت اهمیت کمتری داشت از تأثیرات غربی به دور بود .
در شهرهای کوچکتر عراق شهرهای عربی با کردنشین جوّ و اوضاع اجتماعی با توجه به محیط وسیعاً فرق می کرد . بسیاری از شهرها هیچ امتیاز خاصی نداشتند . در عین حال ویژگی بیشتر ، نقش شهرهای مقدس فرات یعنی کربلا و نجف بود . این دو شهر به یک نسبت دو قلب شیعه گرای عراق و مراکز زیارت و دفن اموات بودند . ( لانگریک ، ۱۳۷۶ : ۵۰-۴۶ )

مردم عراق
از کشوری تحت عنوان عراق می توان سخن به میان آورد اما از مردمی به نام ملّت عراق هنوز نمی توان سخن گفت . مرزهای امروز عراق مردمانی شدیداً مختلط در برگرفته اند که هنوز به صورت یک جامعه سیاسی واحد با درک هویتی مشترک باهم تلفیق نیافته اند . از زمان شروع قیمومت بریتانیا بر عراق کار همسان سازی و پکپارچه کردن مردم به طور پیگیر ادامه یافته اما به هیچ وجه تمام نشده است . نخستین و جدیدترین تقسیم بندی جمعیتی مربوط به قومیّت

یا دقیقتر بگوییم مربوط به مسأله زبان شناختی مردم این مرز و بوم است . اکثریت عرب زبان حدود ۷۵ تا ۸۰ درصد و اقلیت کرد زبان ۱۵ تا ۲۰ درصد جمعیت عراق را تشکیل می دهند . عربها در جلگه های غربی و درۀ رود دجله و فرات را از بصره تا دشت موصل در اختیار دارند در حالی که کردها پناهگاههای خود را در ناحیه ناهموار کوهستانی شمال و شرق احداث نموده اند . مع ذالک کردهای عراق تنها بخشی از جمعیت عظیم کرد هستند که با
زمینه های فرهنگی ، زبانی و ملی گرایانه مشترک هویت خود را مشخص می سازند . در یک تقسیم بندی دیگر یعنی از لحاظ مذهب : جمعیت عراق به دو فرقۀ بزرگ اسلام یعنی شیعه و سنی تقسیم

می شوند . نظر به اینکه اکثریت چشم گیری از کردها سنی مذهبند این تقسیم بندی عمدتاً بر عربها اثر می گذارد اما نتیجۀ نهایی آن است که مردم عراق به سه جامعه مشخص تقسیم می شده اند : عربهای شیعه ، عربهای سنی و کردها . ( فب مار ، ۱۳۸۰ : ۲۶-۲۵ )

جنبش اسلامی عراق
با شروع جنگ جهانی اول ، انگلیسی ها به بهانه جلوگیری از نفوذ آلمان با نیروی نظامی عظیم خود از دهانۀ شط العرب با کلیه ساز و برگ نظامی پیشرفتۀ خود به عراق حمله کردند. در آن ایام سرزمین عراق جزو قلمرو حکومت عثمانی به شمار می رفت و عراق از داشتن یک دولت مستقل بی بهره بود و انگلیس نیروی کافی و سازماندهی شده ای که بتواند در برابر انگلیسی ها مقاومت کند وجود نداشت .

انگلیسی ها خیلی سریع « وفا » را که در دهانه شط العرب قرار دارد تصرف کردند و سپس بصره و نواحی اطراف آن را در ششم نوامبر ۱۹۱۴ به اشغال خود درآوردند . حکومت عثمانی با آلمان متهد بود وانگهی انگلیس و فرانسه صرف نظر از این بهانه وعدۀ استقلال و آزادی را به سرزمین های تحت قلمرو عثمانی یعنی عراق و سوریه بعد از اتمام جنگ می دادند . مردم عراق با روشنگری های علما و خطبا ، از خطر سلطۀ نظامی انگلیس و استیلای او ثروت ها و معادن نفت عراق و سرنوشت دردناک خود آگاه شدند و برای رویارویی با نیروهای اشغالگر به رهبران مذهبی یعنی مراجع تقلید متوسل شدند و از آنان تقاضای اعلان جهاد نمودند .

علمای عراق به صدور حکم جهاد اکتفا نکردند بلکه عملاً در جبهه های مختلف دست به بسیج نیرو زدند و به مقابله با نیروهای انگلیسی پرداختند و این خود از فصول درخشان مقاومت مسلحانه در نبردهای اسلامی است . یکی از این جبهه ها در بغداد و کاظمین تحت رهبری آیت الله شیخ مهدی خالصی بود . مرجع تقلید معروف در این زمان آیت الله سید محمد کاظم یزدی بود . آیت الله حاج سید مصطفی کاشانی از او دعوت نمود که در این جهاد شرکت کند ولی او به علت کهولت از شرکت امتناع کرد و یکی از فرزندان خود را به نام سید محمد طباطبایی به جبهۀ جنگ فرستاد .

نبرد مجاهدین علیه انگلیسی ها جنبه چریکی داشت و با تحرک زیادی که مجاهدین داشتند ارتش انگلیس را کاملاً فلج ساخته بودند . علما و روحانیون در فرماندهی نظامی مشارکت داشتند . در این جنگ انگلیسی ها متحمل خسارات زیادی شدند و عدۀ زیادی از سربازان انگلیسی مجروح و کشته شدند .
این شکست بزرگ مانع پیشروی نیروهای انگلیسی شد و موجب گردید که انگلیسی ها جبهه را تغییر دهند و از طرف سوریه به بغداد حمله ور شوند .

انگلیسی ها به هیچ وجه نتوانستند از جنوب عراق پیشروی کنند و مناطق جنوب کردستان و اطراف فرات میانه نیز به تصرف آنان درنیامد مگر بعد از این که متفقین در جنگ های جهانی پیروز شدند . در مجموع مقاومت علما و روحانیون عراق مصائب و مشکلات زیادی برای انگلیسی ها به وجود آورد و اگر پیروزی نمایی متفقین و شکست آلمان نبود انگلیسی ها موفق به اشغال عراق نمی شدند . پس از این انگلیسی ها عراق را اشغال کردند با قدرت نظامی و پول ، عده ای از سران عشایر عرب را زیر نفوذ خود آوردند . بدین سان سرزمین عراق و شهر بزرگ و تاریخی آن بغداد در سال ۱۹۱۷ میلادی به وسیله انگلیسی ها اشغال شد . عراق در آن هنگام از دو گروه عمده دینی یعنی شیعیان و اهل تسنن تشکیل می شد که برخی از اقلیت های مذهبی مانند مسیحی ها ، یهودی ها ، یزیدی ها و … نیز در کنار آنان زندگی می کردند . عرب ها ، فارس ها، کردها ، و ترکمن ها چهار تیره بزرگ بود که ساختار نژادی عراق را شکل می دادند . ( ناظمیان ، ۱۳۸۱ : ۸-۶ )

 

احزاب اسلامی در عراق
با پایان یافتن جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ میلادی تاریخ عراق وارد مرحله جدیدی شد و همگام با جامعۀ بین المللی ، شکل سیاسی تازه ای به خود گرفت . به دنبال این جنگ خانمان سوز دو قطب بزرگ صنعتی که تازه به قدرت رسیده بودند بر بیشتر کشورها و مناطق مهم و استراتژیک جهان خیمه زدند و منابع جهانی را بین خود تقسیم کردند . کشورهایی چون انگلستان و فرانسه و ایتالیا که قدرت نظامی و سیاسی آن ها تحلیل رفته بود دیگر نمی توانستند همانند گذشته ، شیوه های استعماری خود را دنبال کنند ، چه ، وارد گردونه نظام جدید جهانی شده بودند که بر مبنای رقابت قدرتهای بزرگ استوار بود . لذا ناگزیر بودند شیوه های سیاسی خود را در کشورهای زیر نفوذ تغییر دهند . در میان همه مستعمره ها عراق موقعیت خاصی داشت .

عراق به خاطر موقعیت استراتژیک خود که در مرکز مستعمره های انگلستان در خاورمیانه واقع شده بود و کوچکترین آشوب مردمی و تحول درونی می توانست بر دیگر مستعمره ها تأثیر بگذارد از اهمیت خاصی برخوردار بود . از سویی دیگر بافت جمعیتی عراق و نفوذ علمای مذهبی بر مردم و عشایر این کشور برای روباه پیر استعمارگر نگران کننده بود . از این روی انگلستان می بایست ایدئولوژی دیگری برای توده های مردم عراق تضعیف شده و از میزان تابعیت مردم از علما یعنی تنها رهبرانی که به شهادت تاریخ توانسته اند مردم عراق را علیه حاکمان خود فروخته و ستمگر بشورانند – کاسته شود . از سویی جریان های ضد دینی سراسر کشور در می نوردیدند و ذهن نسل جوان را به خود مشغول می ساخت و دین را ضد تمدن جدید و پیشرفت های علمی و صنعتی معرفی می کرد به طوری که خواندن روزنامه و گوش دادن به رادیو خروج از دین محسوب می شد .

حزب گرایی و کار حزبی در عراق سال ۱۹۰۸ میلادی به دنبال تشکیل احزاب سیاسی در ترکیه و باز شدن شعبه های آن ها در عراق شکل گرفت . یکی از این احزاب ملی حزب عهد بود که بیشترین اعضای آن افسران عراقی بودند. اولین حزب سیاسی عراق توسط علما به نام «جمعیت نهضت اسلامی » تأسیس شد . بنابراین جنبش اسلامی ، دیرپاترین حرکت تشکیلاتی در تاریخ معاصر عراق است. البته علمای اسلام در زمینه فعالیت های حزبی ، احزاب دیگری را نیز در همین سال ها تأسیس کردند که از مجموعۀ این احزاب سیاسی می توان از « حزب سری نجفی » در نجف و « جمعیت اسلامی » در کربلا و « جمعیت

اسلامی » در کاظمین نام برد . اما پس از پایان یافتن انقلاب ۱۹۲۰ عراق و رسیدن ملک فیصل به حکومت فعالیت حزبی رهبران اسلامی رو به رکود گذاشت . به شکلی که هیچ حزب اسلامی در صحنه عراق خودنمایی نمی کرد . البته این بدان معنا نبود که علما و مراجع با تشکیل حزب در آن برهه مخالف بودند چون در همان زمان از دو حزبی که برخی اعتقادات اسلامی داشت به نام های
« حزب النهضة العراقیة » و « حزب الرطنی العراقی » پشتیبانی می کردند . اما این پشتیبانی هیچ گاه به ورود در تشکیلات این دو حزب نیانجامید . در دوره پس از جنگ جهانی دوم تا سال ۱۹۷۵ که بزرگترین و تشکیلاتی ترین حزب اسلامی عراق یعنی « حزب الدعوّه » شکل گرفت.( ناظمیان ، ۱۳۸۱ : ۳۶-۳۴)

نقش مجتهدین و حوزه های علمیه و مراکز فرهنگی
اهمیت مجتهدین بعد از غیبت کبرای امام مهدی (عج) که از سال ۳۲۸ هجری می باشد بیشتر شده است به طوری که موقعیت آنها به عنوان مراجع تقلید فتوا دهنده و ناظر امور عبادی و دینی مسلمانان شیعه محکم و استوار گردید و مجتهدین بزرگ تشیّع و مرجعیّت شیعه ، موضع رهبری دینی و سیاسی و نظارت بر حوزه های علمیه و مراکز فرهنگی و هدایت آنها را در اختیار گرفتند .

رابطه ی بین مجتهدین و دیگر شیعیان به طور کلی رابطه ای معنوی ، اجتماعی و سیاسی بود که سنگ زیربنای آن ارتباط مجتهدین یا مقلّدین بود . نظارت بر مراکز علمی ، دینی و فرهنگی یکی از مهمترین نقش هایی به حساب می آید که فقها و مرجعیّت اعلی آن را در اختیار داشتند و اهمیت این نقشها به نظارت حفاظت در اعمالی که فقها و مرجعیّت انجام می دادند خلاصه نمی شد بلکه نقش این مراکز مذهبی و فرهنگی در تشکیل فرهنگ شیعه ی امامیّه و تثبیت عقاید آن در عراق و در ابعاد اسلامی تجلّی یافت . ( الرهیمی ، ۱۳۸۰ : ۷۲ )

ناسیونالیسم در عراق
( به دنبال موج ملی گرایی در کشورهای عربی زیر نفوذ امپراتوری عثمانی که به انقلاب عربی معروف شد و به تأسیس کشور عراق انجامید و شخصیت های بزرگ و مهم آن در دستیابی به مقامات حکومتی و مزدوری انگلیس غرق شدند ، موج دوم ملی گرایی در اواسط دهه ۳۰ پدیدار شد و در محافل روشنفکران و جوانان عراق مطح گردید .

اندیشه ملی گرایی در عراق بیشنر به صورت حزب جلوه گر شده است . از آنجا که جنبش ملی گرایی عراق غالباً تحت تأثیر اندیشه ملی گرایی در ترکیه و مصر بود ، شعبه هایی از احزاب سیاسی ملی گرایی این کشورها درعراق دایر شد . اولین حزب ملی عراق در سال ۱۹۰۸ میلادی تأسیس شد که جمعیت اتحاد و ترقی نام داشت و شعبه ای از حزب مشهور جمعیت اتحاد ترقی ترکیه بود .

سپس احزاب « اللامرکزیه الاداریه العثمانیه »و « حزب العهد » نیز در عراق شعبه هایی دایر کردند . گفتنی است که بیشتر اعضای حزب عهد را افسران عراقی تشکیل می دادند . ( محقق و نویسنده معاصر عراق « حسن شبر » اعتقاد دارد اولین حزبی که به طور مستقل و بدون ارتباط با احزاب بیگانه در عراق تأسیس شد یک حزب اسلامی بود که به وسیله علمای مذهبی در سال ۱۹۱۷ شکل گرفت ) . شاید بتوان گفت که در سالهای آخر اولین دهه و اولین سال های دهه دوم قرن بیستم ( همزمان با انقلاب ۱۹۲۰ عراق ) حضور قوی و مؤثر علمای دینی و احزاب و گروه های اسلامی عراق احساس می شد . اما با شکست انقلاب ۱۹۲۰ این حضور کم رنگ تر شد و به تدریج افول کرد به طوری که ما در دهه های سی و چهل و پنجاه حرکت قابل ملاحظه ای را از نهضت اسلامی مشاهده نمی کنیم .

اما در عوض ، دهه چهل و پنجاه ، سال های بروز جنبش های ناسیونالیستی و اندیشه های ملی گرایی بود و این اندیشه محور حرکت بسیاری از احزاب سیاسی به شمار می آمد . در دهه پنجاه ، کمونیسم نیز به عنوان یک جریان قوی خود را در صحنه سیاست و فرهنگ عراق مطرح ساخت و طیف وسیعی از مردم عراق را فرا گرفت . در اواخر دهه پنجاه ، نهضت اسلامی پس از یک غیبت ۲۵ ساله دوباره فعالیت خود را در عرصه سیاست آغاز کرد اما این بار به شکلی کاملاً سری .

اندیشه ملی گرایی در عراق بیشتر به صورت حزب جلوه گر شده است . به دیگر سخن ، احزاب ملی گرا بوده اند که توده های مردم را علیه حاکمان و سردمداران شورانده اند و آگاهی و بینش سیاسی را در میان آن ها گسترش داده اند نه شخصیت های ملی و ناسونالیست .
ما در اینجا به مجموعه ای از احزابی که رهبران آن ها اندیشه ملی گرایی داشتند اشاره می کنیم :
۱- حزب استقلال

این حزب در دوم آوریل ۱۹۴۶ میلادی تأسیس شد . مؤسسان این حزب عبارت بودند از : محمد مهدی کبه ، داود السعدی ، خلیل کنه ، اسماعیل غانم ، فاضل معله ، علی القزوینی ، عبدالمحسن الدوری ، رزوق شماس و عبدالرزاق ظاهر . برخی از مؤسسان و رهبران این حزب ، خود از شخصیت های با سابقه حزبی بودند . مثلاً داود السعدی رییس حزب الامه بود که در سال ۱۹۲۴ تأسیس شد . خلیل کنه یکی از اعضای برجسته « الحزب الوطنی العراقی » ( حزب ملی عراق ) بود . که توسط جعفر ابوالتمن ( یکی از رهبران ملی انقلاب ۱۹۲۰ عراق ) شکل گرفته بود .

اما رییس حزب یعنی محمد مهدی کبه ، پیش از تأسیس این حزب ، حزب الجمعیه الوطنیه را در سال ۱۹۲۸ تأسیس کرده بود که بعدها با حزب الوطنی العراقی ائتلاف کرد . حزب استقلال بر وحدت اعراب و یاری رساندن کشورهای عربی برای کسب استقلال و پشتیبانی از ملت فلسطین تأکید می کرد . حزب نشریه لواء الاستقلال را چاپ و نظریاتش را در آن منعکس کرد .
۲- حزب شعب

این حزب اوایل سال ۱۹۴۲ میلادی پا گرفت و در آن هنگام فعالیتش سری بود . رهبران حزب سعی زیادی کردند که از دولت عراق اجازه فعالیت علنی بگیرند تا اینکه بالاخره در سال ۱۹۴۶ به این مهم موفق شدند . عبدالامیر ابوتراب ، محمد هندی ، ودیع طلیا ، خلیل المهدی و عبدالوهاب الماشطه .
در حزب شعب دو جریان مختلف وجود داشت . گروهی از رهبران تمایلات مارکسیستی داشتند . عزیز شریف ، عبدالرحیم شریف و توفیق منیر از این گروه بودند . دیگر رهبران حزب یک شیوه سیاسی آرام را ترجیح می دادند . فعالیت این حزب در سال ۱۹۴۷ از سوی وزارت کشور عراق ممنوع اعلام شد و بیشتر اعضای آن به حزب کمونیست عراق پیوستند .

۳- حزب اتحاد ملی
وزارت کشور عراق در دوم آوریل ۱۹۴۶ با تأسیس این حزب ( حزب الاتحاد الوطنی ) موافقت کرد . عبدالفتاح ابراهیم ، محمد مهدی الجواهری ، جمیل کبه ، موسی الشیخ راضی ، ادوار قلیان ، موسی صبار و عطا بکری از بنیانگذاران این حزب بودند . نشریه الرای العام وابسته به این حزب بود که محمد مهدی الجواهری آن را منتشر می کرد . این حزب سعی می کرد با حزب شعب و حزب دموکراتیک ملی ائتلاف کند تا حزب دموکراتیک نوینی را به وجود آوردند . اما این کوشش ها با شکست مواجه شد .

۴- حزب دموکراتیک ملی
این حزب ( الحزب الوطنی الدیمقراطی ) را کامل جادرجی ( که در سال ۱۹۳۶ در دولت کودتایی ژنرال بکر صدقی وزیر اقتصاد بود ) رهبری می کرد و محمد حدید ، عبدالکریم ازری ، یوسف حاج الیاس ، حسین جمیل ، عبدالوهاب مرجان ، عبود الشالجی ، و زکی عبدالوهاب از دیگر رهبران آن بودند .
در این حزب تمایلات سوسیالیستی تندی وجود داشت به طوری که رهبران آن به دو گروه تقسیم
می شدند . برخی از آنان به رهبری کامل جادرجی معتقد بودند که حزب باید به طور رسمی اندیشه سوسیالیستی را تبلیغ کند و برخی دیگر به رهبری حزب تأکید می کردند . این حزب بر تعدیل شدن معاهده عراق و انگلیس و کامل شدن استقلال عراق و به طور کلی اصلاح و بازسازی روابط عراق با انگلیس تأکید می کرد ؛ همچنان که بر ضرورت پشتیبانی از الجامعه العربیه که همه کشورهای عربی در آن گرد آمده و به وحدت بر سند تأکید داشت . حزب دموکراتیک ملی در دهه پنجاه برخی از مواضع سیاسی خود را تعدیل کرد . با به وجود آمدن برخی اختلافات داخلی میان رهبران حزب ، تعدادی از این رهبران از حزب کناره گرفتند و این حزب کاملاً زیر نفوذ کامل جادرجی درآمد .
۵- حزب اصلاح
این حزب در سال ۱۹۴۹ میلادی تأسیس شد و سامی شوکت ، عبدالحمید عبدالمجید ، مکی الشربتجی ، عبدالرزاق حسین ، ابراهیم زهدی ، فریق المزهر ، محمد الجرجفجی و دیوالی الدوسکس بنیانگذاران آن بودند . حزب اصلاح ، حفاظت از استقلال عراق و یکپارچگی و کرامت و سربلندی آن و نیز تحقق وحدت و اتحاد اعراب را از مهمترین اهداف خود بر شمرد و بر ایجاد و استحکام روابط ملی بین عراق و دیگر کشورهای عربی تأکید کرد . سامی شوکت که ریاست این حزب را بر عهده داشت از سیاستمداران عراقی بود و با نوری سعید ( سیاستمدار عراقی طرفدار انگلیس که بارها به نخست وزیری عراق رسید ) رابطه دوستی داشت . سامی شوکت قصد داشت حزبی را به نام حزب بعث ملی تأسیس کند که وزارت کشور مجوز آن را صادر نکرد و او را متهم کرد که می خواهد افکار نازیسم را ترویج کند .
سامی شوکت با صالح جبر نیز رابطه خوبی داشت . لذا سعی کرد حزب اصلاح را با حزب سوسیالیستی الامه که صالح جبر آن را بنیان نهاد تلفیق کند . در سال ۱۹۵۱ ، ادغام حزب اصلاح در حزب الامه به طور رسمی اعلام شد و بیشتر اعضای آن به حزب صالح صالح الجبر رفتند .
۶- حزب الاتحاد الدستوری
این حزب را نوری سعید ( سیاستمدار کهنه کار و مزدور سر سپرده دربار انگلیس ) در ۲۴ نوامبر ۱۹۴۹ میلادی تأسیس کرد . در میان اعضای هیئت مؤسس این حزب اسامی شخصیت های عراقی مزدور انگلیس به چشم می خورد که برخی از آن ها از این قرارند : احمد مختار بابان ، نایف الجریان ، ارکان العبادی ، عبدالوهاب مرجان ، موسی الشابندر ، جمیل الاورفلی و خلیل کنه .

این حزب در ظاهر برای هماهنگ ساختن و یکپارچه کردن قوانین اساسی کشورهای مختلف عربی تأسیس شد اما در حقیقت عاملی بود برای اجرای سیاست های سیاست بازان انگلیسی مبنی بر عضویت یا مرتبط شدن کشورهای منطقه با پیمان های نظامی جهان .

حزب الاتحاد الدستوری علاوه بر ایفای این نقش در صحنه سیاست خارجی در عرصه سیاست داخلی نیز می توانست عامل بازدارنده ای باشد . در برابر عبدالاله که جانشین ملک فیصل شده بود و گاهی اوقات با سیاست های نوری سعید هماهنگ نبود و نظری مخالف را ابراز می کرد .
با حلول سال ۱۹۵۴ و شکل گیری مقدمات پیمان بغداد و حصول اطمینان مزدوران انگلیسی از ورود عراق به گردونه پیمان های جهانی و استکباری ، نوری سعید این حزب را منحل اعلام کرد ، چه مأموریت خود را به نحو احسن به انجام رسانده بود .

از آنجا که این حزب در دوره ای زیست که شعارهای احزاب سیاسی در دفاع از حقوق مردم فلسطین و ضرورت همکاری و همیاری بین کشورهای عربی و پشتیبانی از امت عرب در صحنه سیاسی عراق طنین انداز بود ، برای آنکه به ارتباط با انگلیسی ها متهم نشود !

مجبور شد شعارهایی این گونه را سر دهد و در ظاهر خود را با فضای سیاسی عمومی حاکم بر عراق آن روزگار هماهنگ سازد و حتی می توان گفت حزب اتحاد الدستوری از معدود احزابی بود که شعار تأمین استقلال عراق و سیادت و آقایی آن در جامعه جهانی را پیوسته تکرار می کرد ، اما همه این شعارهای پوچ و توخالی ، تغییر و دگرگونی در سیاست های استعمار پیر انگلیس را نوید می داد .) (ناظمیان ، ۱۳۸۱: ۱۰۶-۱۰۰)