مقدمه:
عدالت واژه اي است كه از چند حرف تشكيل شده است، اما در خودش معناي وسيع و گسترده اي دارد. عدالت در فرهنگ لغت به معني دادگري كردن، عدالت كردن آمده است. جرجاني مي‌گويد: «عدالت در لغت استقامت باشد و در شريعت عبارت است از استقامت بر طريق حق است باجتناب از آن چه محظور است در دين.

سخن از حق و عدالت زياد به گوش مي رسد، اما وقتي جاي قول و عمل فرامي‌رسد كناره گيري مي‌كنند چرا كه ممكن است منافع خود را از دست بدهند. قرآن كريم كتاب به كمال رساندن انسان است و در اين جهت همه امور را با عدالت تنظيم نموده است، كه عدالت جان هر چيز است، و اگر عدالت از چيزي سلب شود،‌ گويا جان و روح آن چيز را گرفته باشند، جز مرده اي بيش نخواهند بود. حضرت علي عليه السلام در بيان كلي مي فرمايد: عدالت حيات و زندگي است.

يكي از دل مشغولي‌هاي اصلي پيامبران الهي در تمامي اعصار و نيز شاخصه اصلي دولت ديني و مردم سالار عدالت اجتماعي است. انسانها بالفطره شيفته عدالتند و وعده و انتظار عدالت شيرين ترين وعده و انتظار براي انسانهاست چه سرها كه براي عدالت پاي دار نرفته و چه قلم ها كه به خاطرش به خون آغشته نشده است.

با آن كه كتابهاي بسياري دربارة عدالت منتشر شده و هنوز موضوع داغ محافل فكري جهان است، جهان از جهت علمي و عملي با حقيقت و سير عدالت و عدالت دزدي فرسنگ‌ها فاصله دارد. اميدواريم كه روزي اين فاصله از بين برود:
عدالت كن، كه در عدل آنچه يك ساعت بدست آيد ميسر نيست در هفتاد سال اهل عبادت را
(صائب)

چكيده :
مقاله اي كه پيش رويتان قرار دارد، از چند بخش تشكيل شده است. مقاله با يك مقدمه شروع مي‎شود. در مقدمه عدالت را معني كرده ام كمي در اين باره مطلب نوشته ام تا به اين طريق مخاطب را متوجه موضوع مورد بحث كنم. بعد از مقدمه كم كم وارد موضوع عدالت شده ام. در قسمت بعد از مقدمه سعي كرده ام مفهوم عدالت در لغت و همچنين جايگاه آن را تا حدودي بيان كنم. در اين قسمت از سخنان و حكمتهاي امام علي (عليه‌السلام) هم استفاده كرده ام تا از سخنان آن بزرگوار هم در ارائه مطلب كمكي گرفته باشم. قسمت بعدي در مورد عدالت بستر

كمالات است. كه مطلب اساسي آن اينست كه انسان اگر مي‌خواهد به آنچه كه لايق آن است برسد بايد عدالت را در همه امور جاري گرداند. مطلب بعدي عنوانش عدالت از آرزو تا عمل است، كه از روزنامه تفاهم گرفته شده اين نوشته از آقاي رضاي غلامي است، كه در مورد عدالت اجتماعي در جامعه مي‎باشد. اين قسمت هدفش اينست كه اجراي عدالت در جامعه نيازمند يك برنامه جامع علمي و مبارزه با ظلم از سوي هر دولتي مي‎باشد. مطلب آخر هم در مورد اينست عدالت راه رسيدن به قله انسانيست. بندگان در سايه عدالت بهترين آدم ها مي‎شوند و با بي

عدالتي به بدترين آدم تبديل مي گردند. اين بود مختصري توضيح در مورد مقاله‌اي كه نوشته شده است.

مفهوم عدالت در لغت و جايگاه عدالت
عدالت در لغت به معناي استقامت چيزي و مستقيم بودن و مساوات و داد و انصاف و حكم حق و ميزان و امر متعادل آمده است.۱ و در اصطلاح حدوسط ميان افراط و تفريط است، كه عبارت است از تعديل قوه‌ي عليه و تهذيب آن۲، و در اين معنا از بهترين فضايل اخلاقي شمرده شده است، چنانكه امام خميني (ره) در اين مورد مي نويسد: «و آن از امهات فضايل اخلاقيه است، بلكه عدالت

مطلقه، تمام فضايل و ظاهريه و روحيه و قلبيه و نفسيه و جسميه است.»۳ عدالت در كلمات اميرالمومنين به معناي قرار دادن هر چيز در جاي خود و رعايت استحقاق هر چيز و رساندن هر زي حقي به حقش آمده است، چنانكه آن حضرت فرموده است: «اَلْعَدلُ يَضَعُ الاُموُرَ تواضِعَها»۴ عدالت كارها را بدانجا مي نهد كه بايد اينگونه بودن و بر اين اساس زيستن و همه امور را بر اين قاعده گرداندن از والاترين كمالات انساني است، بلكه تمام معاني گفته شده براي عدالت در ساية همين معنا حاصل مي‎شود، يعني قرار دادن هر چيز در جاي خودش و حق هر چيز را ادا كردن، آن گونه كه بايسته و شايسته است، و هر چيز را به كمال لايقش رساندن و از خلاف اين امور پرهيز نمودن. در همين ملاي روي سروده است :

عدل چه كرد؟ وضع اندر موضعش ظلم چه بود؟ وضع در ناموقعش
و براي تبيين اين امر مثال آورده است كه آب دادن به درختان عدالت و آب دادن به جاي ظلم است، و نيز نهادن نعمت در جاي مناسب خود عدالت است و نهادن چيزي در غير موضع خود ظلم است.
عدل چه بود؟ آب ده اشـجار را ظلـم چه بود؟ آب دادن خار را
عدل وضـع نعمتي در موضعش نه به هر سنجي كه باشد آبكش
ظلم چه بود؟وضع در ناموضعي كـه نبـاشد جـز بـلا را منبــعي
نيست حق را به جان و عقل دِه نه به طبـع پـرذخـيره پـر گره۶

پس بايد نعمتها و عطاياي الهي را در راه راست و در طريق اعتلاي جان مصرف نمود و هر امري چه امور فردي و شخصي،‌ و چه امور اجتماعي و سياسي – هنري حقي را به حقش رساند و با همه چيز نسبتي عادلانه برقرار كرد؛ و اين كمالي است بنياني و سرمنشأ درستي از اين رو آنجا كه بايد مساوات پاس داشته شود و عدالت رعايت مساوات، كمال انسان در عمل به مساوات است؛ و آنجا كه تناسبها و گوناگوني نسبتها و حقوق بايد پاس داشته شود و عدالت رعايت حقوق و

رساندن هر ذي حقي به حقش است، كمال انسان در عمل به اين امر است، و نيز اعتدال در كليه اعمال نشانة عدالت در قوه عمليه و تحقق اين كمال است.
انسان به ميزاني كه استحقاقهاي خودش و ديگران را رعايت مي‌كند و حق هر چيز و هر كس را آن طور كه بايد به او مي رساند، از كمال عدالت بهره مند مي‎شود بر اين اساس، عدالت صورت فردي، خانوادگي،‌ اجتماعي، سياسي،‌ حكومتي،‌ و اقتصادي مي يابد.

عدالت بستر كمالات
انسان اين توانايي را دارد كه اسماء و صفات الهي را در خودش جلوه دهد كه انجام اين امر منوط به تحقق عدالت در وجود خويش است. كسي مي‎تواند تواناييها و استعدادهايش را شكوفا سازد و به آنچه كه لايق آن است برسد كه از مجراي عدالت در همه امور وارد شود، كه عدالت نه فقط معيار و ميزاني براي وجوه زندگي فردي، خانوادگي، اجتماعي، سياسي، حكومتي و اقتصادي است، بلكه معيار و ميزان همه چيز است، و هر چيز با عدالت سنجيده مي‎شود.

از امام علي (عليه السلام) در اين باره چنين نقل شده است: «اَلْعَدْلُ مِلاكٌ» عدالت ملاك و بنياد و ماية قوام [هر چيز] است.