چکیده

همانگونه که میدانیم هررشته علمی به تعریفی از نظریه نیاز دارد که گویای ریشه در آن رسته باشد. با توجه به ضرورت شناخت نظریهها و ریشهها در سبکهای معماری و با توجه به اینکه منابع بسیار اندکی در این خصوص وجود دارد، در چند دهه اخیر و همگام با ارائه نظریه های جدید از سوی فیلسوفان و پیشرفت های چشمگیر در تکنولوژی و صنعت و از همه مهمتر عدم گرایش به تقلید از گونههای مختلف سبکهای معماری از سوی معماران و علاقه آنان به منطقهگزینی برای طرحهای گوناگون، مسبب ارائه سبک ها و نظریه های متعددی از سوی فلاسفه و معماران شد. سبکهایی مانند: فولدینگ، بیونیک، پرش کیهانی (غیر خطی)، دیکانستراکشن، پارامتریسیزم و… . در این مقاله سعی شده تا به این موضوع پرداخته و ریشههای سبک فولدینگ را از منابع مکتوب در منابع مربوط به این حوزه مورد کاوش قرار دهد. در همین راستا سعی شده ابتدا ریشههای این سبک مورد پژوهش قرار گرفته و در ادامه، ریشههای فلسفی این سبک معرفی شده است و سپس نظریه پردازان معمار را در این حوزه معرفی میکنیم، مطلوبست از این طریق بتوانیم جایگاه این سبک را به معماران، محققین و دانشجویان معماری بشناسانیم.

واژگان کلیدی: فولدینگ، کثرت گرایی، افقیگرایی، ریزوم، ضد سلسه مراتب، فرم ضعیف

۱

مقدمه

میان نقش معمار در دوره معاصر و عصر سنت تفاوتهای بنیادی وجود دارد. تا پیش از تحولی عظیم در تمدن بشری که با راهبری دکارت۱ صورت گرفت و محوریت هستی را ذهن انسان قرار داد، همگان در عالمی دیگر به سر میبردند و کلیت هستی را با دیدی دیگر مینگریستند. اما در عصر مدرن و همزمان در معماری مدرن، معماری حاصل تفکر دیگری است و معمار به شیوهای دیگر میاندیشد. در تفکری که ذهن انسان محور قرار گرفته، منشا آفرینش اقر معماری نیز به این موضوع منتقل شد(انصاری،.(۱۳۸۹

چندین دهه بعدتر و با گذر از مدرنیسم، جهش و تغییر در معماری زمانی رخ داد که برخی از فلاسفه و به تبع آن معماران و هنرمندان پس از چند دهه سلطه مدرنیسم بر آن شدند تا با تغییری به آن پایان دهند، تغییری که زمینه ساز آن پست مدرنیست ها و سپس ساختار زداها بودند.

پست مدرنیسم

پست مدرنیسم در حیطه معماری به گرایشهای متنوعی از سالهای دهه ۱۹۶۰ اشاره دارد که درصدد گسترش کاربردها و معانیای از معماری بودند که نوگرایی متعارف (ارتودکس) به آنها بها نمی داد و در حال فرونشاندن آنها بود. از مراجع صرفا تاریخی گرفته تا فرهنگ عمومی همه از منابع الهام این مکتب بودند. ولی آنچه همه این تمایلات را به هم پیوند می داد تعهد به کثرت گرایی در فرم و معنا بود. به بیانی پست مدرنیسم در صدد آن برآمد که مسیر معماری بر رویارویی با فضا، سنت و جامعه را از نو ترسیم کند.

ساختارزدایی

ساختارزدایی، ترکیبی از ساختارگرایی و مفهوم کلامی ساختارزدایی توسط دریدا۲ بود. این مکتب درصدد آن برآمد که زمینه مشترکی بین نوعی نوآوری صوری و تلاش برای تمایز بخشیدن به پایههای نظری معماری برقرار کند. هر دو این گرایشها در دهه ۱۹۸۰ و در پاسخ به کاستیهای آشکار و سقوط نهایی قرار دادهایی نوگرایانه بروز یافتند.

پیشینه موضوع

از آن جایی که هدف این پژوهش بررسی علل پیدایش سبک و نظریه معماری فولدینگ است، و با توجه به اینکه گرایشی نو در معماری میباشد، کتب و مقالات زیادی در ارتباط با این موضوع به زبان فارسی وجود ندارد که بتواند راهنمایی برای معماران باشد. در اینجا به چند نمونه از مقالات و کتب ارایه شده اشاره مینماییم. .۱ در کتابی با موضوع: فولد به عنوان موضوعی ساختاری در معماری عصر پست مدرن که به پنج بخش تقسیم شده، به تاثیر معماری فولدینگ در زمان حاضر، بررسی ایدههای ژیل دلوز و پیتر آیزنمن و همینطور بناهای شاخص از معماران دوره باروک و پست مدرن و فولدینگ می پردازد(Ghafari Tavasoli،.۲ (۲۰۱۲ در کتاب فولدینگ در معماری به معرفی فولدینگ و راهکارهای استفاده از آن در معماری جدید و معماری دیجیتال (کامپیوتر) میپردازد Lynn)،.۳ (۲۰۰۴ در کتاب دلوز و گاتاری برای معماران به معرفی کامل و ریشهای فولدینگ از نگاهی فلسفی میپردازد. در این کتاب که به نوحی سعی در تعریف هویت اشخاص و اشیاء را دارد(بالانتین، (۲۰۰۷