مقدمه

امروزه مفهوم “خرد جمعی” و “مشارکت گروهی” به مثابهی اصلی مترقی و خدشهناپذیر در جوامع علمی، مورد پذیرش همگان قرار گرفته است(.(۱ با ارج نهادن و تقویت مشارکت گروهی پژوهشگران با یکدیگر میتوان فرآیند تولید دانش را تسهیل نمود.

بدیهی است اثربخشی چنین روابطی منوط به تقویت و توسعهی ارتباطات در بین اعضای آن است(.(۲ دیر زمانی است که نقش و جایگاه مهم همکاری در انجام پژوهشهای علمی به مثابهی کُنشی سودمند در بین پژوهشگران و حتی سیاستگذران علمی و فرهنگی کشورهای گوناگون نهادینه شده و پیوسته نیز مورد تشویق واقع شده است(.(۳
پیشرفت و گسترش علوم در تمامی وجوه طی دهه های اخیر در کنار نیاز مبرم به روزآمدسازی دانش موجب شده تا پژوهشگران یک یا چند حوزهی مختلف، فعالیتهای خود را در قالب همکاریهای علمی (Scientific collaboration) سامان بخشند. همکاری های علمی آنگونه که توسط Ye and et al. مورد اشاره قرار میگیرد به

مثابهی یک فعالیت مستتر در بستر علم شناخته شده که به دمیدن روحی تازه در کالبد دانش و در نتیجه جلب نظر پژوهشگران به سوی خود میانجامد((۴؛ موضوعی که مطالعه آن از منظر.Day and et al میتواند به تسهیل و تقویت فعالیت های پژوهشی و ارتباطات علمی در حیطه های گوناگون منجر شود(.(۵ همکاریهای علمی صورت پذیرفته میان پژوهشگران و مؤسسات پژوهشی گوناگون به شکلگیری شبکه های همکاری (Collaboration networks) منتهی میشود.

در واقع شبکههای همکاری که شناختهشدهترینشان نیز شبکههای همتألیفی (Co-authorship network) نامیده میشوند، نشاندهندهی ساختار و نوع روابط گروهی در فعالیت های پژوهشی میباشند(.(۶

در محیطهای پژوهشی و بحث پیرامون همکاریهای علمی، “همتألیفی” رؤیتپذیرترین و دسترسپذیرترین شاخصی است که در راستای سنجش و اندازهگیری میزان همکاریهای علمی بکار میرود.

مجله علم سنجی کاسپین، سال اول، شماره اول، بهار و تابستان ۹۳، صفحه ۱۹-۲۷ علم سنجی اطلاع سنجی/ دکتر رضا بصیریان جهرمی و دیگران

محاسبهی همتألیفی در انتشارات علمی به لحاظ نظری ساده بوده و به طور محسوسی با میزان همکاریهای علمی در ارتباط است(.(۷

مبنای شکلگیری شبکههای همتألیفی بر این پیشفرض منطقی استوار است که پژوهشگران مؤسسات آموزشی و پژوهشی مختلف که نامشان در مقالات و طرحهای پژوهشی آورده شده از نوعی قرابت و آشنایی با یکدیگر برخوردار هستند؛ چنین شبکهای از مجموعه گره ها (Nodes) و پیوندهای (Links) متعددی تشکیل شده که نشان دهندهی پژوهشگران حقیقی یا حقوقیِ همکار و نیز قرابت پژوهشی آنان با یکدیگر است(.(۸ در حقیقت شبکه های همتألیفی شباهت و همخوانی بسیاری با وضعیت ترسیمشده از جامعهی علمی و ساختار دانش در محیطهای دانشگاهی دارند(.(۹

Perc تصریح می کند نیاز برای شناخت ساختار چنین شبکهای به منظور درک نحوهی شکلگیری و گسترش دانش، و همچنین ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی بازیگران فعال این شبکهها همچون دیگر موجودیت ها و خصیصههای مطرحی که می تواند با اعضای چنین شبکههایی پیوند یابد حائز اهمیت فراوانی است(.(۱۰

تحلیل شبکههای اجتماعی (Analysis Network Social) موضوعی است که تاکنون چه به لحاظ نظری و چه به لحاظ تجربی مورد توجه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته است. تحلیل شبکههای اجتماعی را میتوان مُدلی کیفی برای تحلیل تعاملات میان گروهها یا بازیگران حاضر در شبکه ها دانست(.(۱۱

تولید روزافزون مقالات ناشی از اتخاذ رویکردهای مشارکتی در تألیف و انجام پژوهش ها به صورت گروهی از یکسو((۲، و کاربرد گستردهی تحلیلهایی که به بررسی الگوهای ساختاری روابط موجود میان این پژوهشگران می پردازد، از سویی دیگر موجب توجه ویژهی متخصصان حوزهی سنجشهای کمّی نسبت به تحلیل شبکه های اجتماعی در بین مؤلفان (به عنوان شخصیت های حقیقی) و مؤسسات پژوهشی (به عنوان شخصیتهای حقوقی) شده است(.(۱۱

این در حالی است که تحلیل شبکههای اجتماعی که ریشه در مباحث انسانشناختی و روانشناختی در دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ میلادی دارد، امروزه در مقیاسی کلان و به عنوان الگویی کیفی جهت تحلیل پیکربندی شبکهها و جایگاه و تعاملات میان افراد تشکیل دهنده شبکههای اجتماعی به کار میرود. امروزه با مطرح شدن مفاهیم مربوط به حوزههای حوزه های سنجشکمّی و افزایش روزافزون پژوهشهای مرتبط در کشور، مطالعه نقش و جایگاه مشارکت گروهی پژوهشگران در تولیدات علمی حوزههای مذکور میتواند مفید واقع شده و در جهت سیاست گذاریهای آینده و بهرهگیری از دانش و تخصص پژوهشگران پیشرو در این حوزه نقشی راهگشا ایفا نماید. پژوهش حاضر در راستای تحقق اهداف زیر گام بر میدارد:

– ترسیم و تحلیل شبکه همتالیفی پدیدآورندگان حوزه اطلاعسنجی با استفاده از شاخصهای کلان؛

– بررسی عملکرد پژوهشگران بر اساس شاخصهای تولید و مرکزیت؛

جستجوی پایگاههای اطلاعاتی داخلی و خارجی جهت یافتن پژوهشهای مشابه نشان میدهد که تاکنون پژوهش های مختلفی در خصوص عملکرد پژوهشگران کشورمان در حوزه های علمی متفاوت انجام شده است.

در یکی از این پژوهشها، Jamali and et al ضمن بررسی روند پژوهش های علمسنجی و کتابسنجی در ایران بیان می کنند روند انتشار مقالات مجلات و همایشهای در دوره مورد بررسی از سیر صعودی برخوردار، و فریده عصاره، عبدالرضا نوروزی چاکلی، محمد حسنزاده و کیوان کوشا پر تولید ترین پژوهشگران این حوزه بوده اند(.(۱۲
Erfanmanesh and et al. شبکه اجتماعی مقالات منتشر شده در مجله بینالمللی علمسنجی طی سالهای ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۲ را با استفاده از شاخصهای تحلیل شبکههای اجتماعی مورد بررسی قرار دادند. نتایج پژوهش نشان داد که شبکه همتالیفی پژوهشگران از تعداد ۳۰۲۴ گره (پژوهشگر) تشکیل شده که از طریق ۶۸۸۴ پیوند (همتالیفی) با یکدیگر در ارتباطند. شاخص چگالی شبکهی همتألیفی پژوهشگران نیز معادل ۰/۰۰۰۵ بوده است(.(۱۳

در پژوهشی دیگر Erfanmanesh and Basirian Jahromi به مطالعهی شبکهی همتألیفی مقالات منتشر شده در فصلنامه ملی کتابداری

و سازماندهی اطلاعات پرداختند. نتایج نشان داد که شبکهی همتألیفی پژوهشگران از ویژگی های یک جهان کوچک برخوردار بوده و نظریه شش درجه جدایی در خصوص شبکه مذکور صادق است(.(۷
در جمعبندی پژوهشهای پیشین میتوان بیان نمود که تاکنون مطالعه جامعی در داخل کشور که شبکه مشارکت علمی دانشمندان و پژوهشگران حوزه اطلاعسنجی را بر اساس شاخصهای مختلف تحلیل شبکههای اجتماعی مورد بررسی قرار دهد یافت نشد.

از این رو مقاله حاضر سعی دارد تا شبکه همتالیفی پژوهشگران کشور در حوزه “اطلاعسنجی” را ترسیم نموده، عملکرد آنان را بر اساس شاخصهای مختلف علمسنجی و تحلیل شبکههای اجتماعی بررسی کرده
و در نهایت پیشنهادهایی جهت افزایش همکاریهای علمی در این حوزه

ارائه کند.

مواد و روشها

پژوهش حاضر از نوع علمسنجی بوده و در آن از شاخصهای علمسنجی و تحلیل شبکههای اجتماعی جهت بررسی عملکرد پژوهشگران کشور در حوزه اطلاع سنجی استفاده شده است.
در این پژوهش از ویراست چهارم کتاب کتابسنجی علمسنجی که در اسفند ۱۳۹۱ از سوی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران منتشر شده است، جهت جمع آوری دادههای پژوهش استفاده شده است.

این کتابشناسی دربرگیرنده مجموعه آثاری است که در حوزههای مرتبط با اطلاعسنجی، علمسنجی، وبسنجی و کتابسنجی به زبانهای فارسی و انگلیسی توسط پژوهشگران ایرانی در داخل و خارج از کشور تولید میشود. در پژوهش حاضر به تبعیت از Bjorneborn که اطلاعسنجی را عامتر از سایر حوزه ها دانسته، اصطلاح اطلاعسنجی را به عنوان

۲۰

Caspian Journal of Scientometrics. 2014; 1(1): 19-27

Basirian jahromi R, et al

اصطلاح مرجح برگزیده است و در متن پژوهش به جای سایر اصطلاحات به کار برده است(.(۱۴

پژوهش حاضر به بررسی مقالات مجلات و همایشهایی که به زبانهای فارسی و انگلیسی طی سالهای ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۱ توسط پژوهشگران کشورمان منتشر شده پرداخته است.

بنابراین نمونهی پژوهش حاضر از تعداد ۷۷۹ مقاله تشکیل میشود که در دوره زمانی مذکور در مجلات و همایشهای داخلی و خارجی و به زبان های فارسی و انگلیسی منتشر شده و در ویراست چهارم کتابشناسی علمسنجی فهرست شدهاند.

در مجموع ۶۹۷ پژوهشگر داخلی و خارجی در تولیدات علمی حوزهی علمسنجی کشور مشارکت داشتهاند.

ماتریس همتالیفی این پژوهشگران با استفاده از برنامه مایکروسافت اکسل تهیه و سپس جهت ترسیم و تحلیل شبکه همتالیفی به نرم افزار تحلیل شبکههای اجتماعی UCINET و VOSviewer منتقل گردید. در این پژوهش عملکرد هر یک از پژوهشگرانی که دارای بیش از ۹ اثر تألیفی در حوزهی اطلاعسنجی بوده، در دو سطح کلان و خرد مورد بررسی قرار گرفته است.
شاخصهای کلان تحلیل شبکه های اجتماعی به بررسی پیکربندی و ویژگیهای کلی شبکهها میپردازد. علیرغم وجود شاخصهای فراوان جهت تحلیل شبکه ها در سطح کلان، در پژوهش حاضر تنها به بررسی چگالی، ضریب خوشهبندی، و میانگین فاصله در شبکه پرداخته شد. نسبت تعداد پیوندهای موجود در شبکه به تعداد پیوندهای ممکن نشاندهندهی شاخص چگالی شبکه است و همواره مقداری بین صفر و یک است. چگالی، درجهی انسجام گرهها را میسنجد و هر چه مقدار آن به یک نزدیکتر باشد، انسجام شبکه بیشتر، و هرچه به صفر نزدیکتر باشد، انسجام شبکه پایینتر است.

شاخص ضریب خوشهبندی به تمایل و گرایش افراد موجود در شبکه به تشکیل خوشههای مختلف از طریق هم تألیفی دلالت دارد. این شاخص نیز دارای مقداری با حداقل صفر و یک است. ضریب خوشهبندی بیشتر بیانگر میزان تمایل اعضای شبکه به همتألیفی بوده و نشان میدهد که روابط میان آنها به صورت تصادفی شکل نگرفته است.

میانگین فاصله در شبکه به میانگین کوتاه ترین مسیرهای موجود میان هر دو گره در شبکه اطلاق میشود. میانگین فاصله کمتر در شبکه امکان انتقال سریعتر اطلاعات در شبکه را فراهم میآورد(.(۱۵
به منظور مطالعهی خصوصیات و عملکرد هر یک از گره های (نویسندگان) موجود در شبکه از شاخصهای خرد زیر استفاده شد:

تولید: منظور از شاخص تولید تعداد مقالاتی است که پژوهشگران ایرانی در حوزه اطلاعسنجی طی سالهای ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۱ تالیف کرده و در کتابشناسی علمسنجی فهرست شده است.

مرکزیت درجه :(Degree Centrality) منظور از مرکزیت درجه تعداد همتالیفی یک پژوهشگر با سایر پژوهشگران است.

مرکزیت بینیت :(Betweenness Centrality) شاخص مرکزیت بینیت یک گره (پژوهشگر) بیانگر تعداد دفعاتی است که آن گره

در کوتاهترین مسیر میان هر دو گره دیگر در شبکه همتالیفی پژوهشگران قرار میگیرد.

مرکزیت نزدیکی :(Closeness Centrality) شاخص نزدیکی یک گره (پژوهشگر) بیانگر میانگین طول کوتاهترین مسیرهای موجود میان آن گره و سایر گرههای موجود در شبکه همتالیفی پژوهشگران است. بردار ویژه :(Eigenvector) شاخص بردار ویژه نشان دهنده میزان ارتباطات یک گره (پژوهشگر) با سایر گرههای قدرتمند و بانفوذ در شبکه همتالیفی پژوهشگران است.

گرههای مجاور :(Immediate Neighbors) نشان دهنده تعداد گرههایی (پژوهشگرانی) است که در شبکه همتألیفی پژوهشگران از طریق یک پیوند مستقیم به گره مورد بررسی متصل شدهاند. به عبارت دیگر منظور تعداد پژوهشگرانی است که با پژوهشگر مورد نظر دارای تألیف

مشترک هستند.

یافتهها

در این مطالعه اندازه گرهها، مرکزیت درجه یا تعداد همتالیفی آن گره و قطر پیوندهای موجود میان گرهها نشان دهنده تعداد تالیفات مشترک آن دو گره با یکدیگر است. نتایج پژوهش نشان میدهد که شبکه همتالیفی پژوهشگران حوزهی اطلاعسنجی از تعداد ۶۹۷ گره و ۲۵۵۷ پیوند تشکیل شده است (تصویر .(۱ همچنین پنج نویسنده دارای بیشترین تولید در تصویر شماره ۱ مشخص شده اند.

تصویر .۱ شبکه همتالیفی پژوهشگران حوزهی اطلاعسنجی

۲۱

مجله علم سنجی کاسپین، سال اول، شماره اول، بهار و تابستان ۹۳، صفحه ۱۹-۲۷ علم سنجی اطلاع سنجی/ دکتر رضا بصیریان جهرمی و دیگران

در ادامه نقشه چگالی شبکهی همتألیفی پژوهشگران حوزهی اطلاعسنجی نیز با استفاده از نرم افزار VOSviewer ترسیم (تصویر (۲ و مورد بررسی قرار گرفت.

در این نقشه پژوهشگرانی که با هم ارتباطات علمی بیشتری داشته در فاصله نزدیکتر و پژوهشگرانی که ارتباطات علمی کمتری داشته در فاصله دورتری نمایش داده میشوند. چگالی هر پژوهشگر نیز بر اساس تعداد تولیدات آن پژوهشگر، تعداد گرههای همسایه آن و اهمیت گرههای همسایه تعیین میشود.