علوم قرآني
مقدمه
متقدمان يا مفـسران پيشين در تعريف علوم قرآني چنيـن معتـقد بودند كه علوم قرآني به مجموعه علوم ومعارف بشري گفته مي شود كه انسان مي توانـد با تدبير وتفـكر در آيـات قرآن به اين علوم ومعارف دست يابد مثل: علم تاريخ، نجوم،طب و… اما مفسران ومتأخران باتدبير درآيات در آيات قران به اين نكـته دست يافتند كه مقصود از قرآن چنان كه خداي سبـحان بـارها درقرآن به آن اشاره كرده است هدايت آفريني در جوامع انساني مي باشد .
ازاين روگاه برحسب ضرورت آياتي درقرآن وجودداردكه خبرازآينده مي دهد وبرخي ازعلوم ومعارفي را كه بشردرآينده به آن دست مي يابداگرچه به اجمال بااشاره بيان مي كند همچنان كه در آيات قرآن داستان هاي امت هاي پيشين فراوان ديده مي شود و آيات مربوط به توحيد ومعاد ونيز آيات احكام در قرآن وجود دارد ازاين رو نمي توان قرآن را صرفأ يك كتاب علمـي يا كتابي تاريخي تلقي كرد .

ازاين رو تعريفي كه از علوم قراني بيان شده چنين است:
علوم قراني به مجموعه علوم، مقدمات ومعارفي گفته مي شود كه براي فهم درست آيات قرآن نيازمند به فراگرفتن آن علوم هستيم مثل: شأن نزول، مكي ومدني،علم اصول، تاريخ اسلام و… .باتوجه به آنچه گفته شدبراي درك صحيح مراد و مقصود خداي سبحان بايدانسان پيش ازپرداختن به علم تفسيرمقدماتي را ازعلومي كه مربوط به علم تفسير است بداند.
شأن نزول ياسبب نزول: آيـات قرآن به طوركلـي به۲ قسمت اعظـم قرآن را تشكيل مي دهد.آياتي است كه به اراده الهي وابتدأ بر پيامبر وحـي شده بدون آنكه حادثه يا رويدادي ويا ايجادپرسشي سبب زول آن آيات شود. قسم ديگري از آيـات قرآن كه بخـش كمي از قرآن را تشكيـل مي دهد به دنبـال حادثه يا رويداد ويا ايجاد پرسشي بر پيامبر نازل شده است كه اصطلاحأ به آن حادثه يا پرسش كه سبب نزول آيه ،آيات يا سوره اي از قران شده است را سبب نزول يا شأن نزول مي گويند. مانند : پرسش: يسئلونك عن الساعه، يسئلونـك عن الروح و… . حادثه: حادثه ظهار، حادثه افك، حادثه نجوي.

الف) مكي ومدني: درباره تعريف مكي ومدني بودن سوره هاي قـرآن ۳ معيار وجود دارد:
۱- معيار مكاني: برخي از قران پژوهان معتقدند كه آيات و سوره هايي كه در مكه نازل شده باشندمدني هستند اما اين تعريف،تعريفي جامع ودرستي نيست زيرادرقرآن به آيات وسوره هايي برمي خوريم كه نه درمكه نازل شده اند نه در مدينه مثل آياتي كه درغديرخم نازل شده يا آياتي كه درغزوه تبوك نازل شده است.درچنين صورتي تقسيم بندي ها متعدد مي شود وما ناگزيريم كه قرآن را به اقسام متعددي تقسيم كنيم.
۱- معيار خطابي: برخي ديگر از قران پژوهان براين باورندكه سوره هايي كه در آن ها يا ايهـا النـاس بكار رفته مكي هستند زيرا در شهر مكه هم مسلمانان بودند هم كفار ومشركان كه تعداد مشركان بيشتر از مسلمانان بود وسوره هايي كه درآنها تعبيريا ايها الذين آمنوا ذكرشده باشدمدني هستندزيرابيشتر ساكنان مدينه مسلمان بودند.

اين معيار خطاب نيز معيار درستي بـراي تشخيص سوره هاي مكي و مـدني نيسـت، زيرا ۱ـ دراين تعبير استسنائـاتي وجود دارد يعني در قرآن سورهـايي هستنـد كه مكي اند امـا در آنها تعبير يا ايهـا الذين آمنوا بكار رفته و بلعـكس سوره هايي مدني هستند اما در آنها تعبير يا ايها الناس بكار رفته اسـت .۲- در بعضي ازسورههاي قرآن هيچ يك از اين۲تعبـير وجود نـدارد،درچنيـن مواقعي چگونه تشخيص دهـيم كه سوره مكـي است يامدنـي ، مثل سوره هاي كوتـاه پاياني قرآن.۳- در برخي ازسوره هاي قرآن تعابيري مانند : يا ايها النبي، يا ايها الرسول وجود دارد اما نمي توان تشخيص داد كه ايـن سوره ها مكي هستند يا مدني. زيرا پيامبر هو درشهرمكه وهم در شهرمدينه با تعابير نبي و رسول مورد خطاب واقع مي شود.
۳- معيار زماني : بهـترين وكامـل ترين تعبيري كه درباره مكي ومدني بودن سوره ها ذكرشده براساس معيار زماني است يعني سورههايي كه قبل از هجرت پيامبر اكرم (ص) از مكه به مدينه بر آن حضرت نـازل شده باشد مكي هسـتند (اگرچه درخود شهر مكه نازل نشده باشد، مثل طائف). وبه سوره هايي كه پس ازهجرت پيامبر اكرم (ص) به مدينه بر آن حضرت نازل شده رامدني مي گويند (اگرچه در خود شهر مدينه نازل نشده باشد) وحتي سوره فتح كه در شهر مكه نازل شد، از آنجا كه پس از هجرت نازل شده مدني است نه مكي.

يكي از فوايد شناخت شأن نزول و سبب نزول آيات:
مهمترين و اصلي ترين فايده شناخت شأن نزول آيات آن است كه ازبرداشت غلط و نادرست نسبت به آيات قرآن جلوگيري مي كند به عنوان مثال : خداي متعال در آيه۹۳ سوره مائده مي فرمايد:
(ليس علي الذين آمنواجناح فيهاطعموااذامااتقوا وآمنواوعملواالصالحات)
آيه مذكور اگر سبب نزولش براي مخاطب يا شنونده مشخص نشود ممكن است شخص با تلاوت ايت آيه برداشتي نادرست از آيه داشته باشد. چنانكه دو تن از صحابي پيامبر اكرم آشكارا شراب مي نوشيدند و به اين آيه استنـاد مي كردند از آنجـا كه ما ايمان داريم و عمل صالـح انجام مي دهيم در آنچـه كـه مي نوشيم بر ما گناهي نيست.اما اگر آنها سبب نزول آيه را مي دانستند دچار چنيـن خطـايي نمي شدند زيرا هنگامـي كه آيه حرمـت شـراب نـازل شـد و مسلمانان را ازخوردن آن بازداشت براي عده اي از مسلمانان اين سوال بوجود آمد.

شأن نزول: مسلماناني كه قبل از حرمت شراب ايمان به خدا داشته و عمل صالح انجام مي دادند و در جنگ ها به شهادت رسيدند چه سرنوشتي خواهند داشت و خـداوند چه معامـله اي با آن ها خواهد نمود. در پي اين پرسش بود كه آيه مذكور نـازل شـد و فرمـود : كساني كه قبـل از حرمـت شراب ايـمان داشتند وعمل صالح انجام مي دادند درآنچه مي نوشيدند برآنها گناهي نيست.
نسخ: در لغت به معناي باطل كردن وزايل نمودن است چنان كه به معناي نوشتن و نسخه برداري كردن نيز مي باشد و در اصطـلاح نسخ يعني بر طرف شدن حكمي ثابت از احكام الهي توسط حكمي ديگردر عالم تشريع مي باشد.
اقسام نسخ: بطوركلي نسخ از ديدگاه قران پژوهان و دانشمندان اسلام به۳ قسم تقسيم شده است :

۱- نسخ حكم بدون نسخ تلاوت: بدين معنا كه درقران آيه اي حكمـي را بيان داشته كه مردم به آن عمل مي كردند سپس بعد از مدتـي آيه اي ديـگر نازل شده و حكم قبلي را نسخ نموده است اما تلاوت آن آيه همچنان در قرآن وجود دارد.
۲- نسخ تلاوت بدون نسخ حكم:بدين معناكه آيه اي حكمي رابيان داشته كه توسط آيه ديگر تلاوت آيه قبلي نسـخ شده واز بين رفته اما حكم آن هـم چنان در جامعه اجرا مس شود مانند: آيه رجم كه ظاهر آيه درقران نيست اما حكم سنگسار يا رجم اجرامي شود .

۳- نسخ تلاوت وحكم با هم: يعني حكـم آيه اي و تـلاوت آن آيه توسـط آيه اي ديگر ازبين برود يعني نه ظاهر آن آيه در قران وجـود دارد و نه اينـكه حكم آن اجرا مي شود.
دانشمندان وقران پژوهان شيعـي قائل به قسم اول نسخ مي باشند زيرا معتقد شدن بهآن ۲ قسم ديگر عين اعتقاد به تحـريف است . اما در اينـكه از ميان آيات قرآن پژوهان اختـلاف نظر وجود دارد اما نكته اي كه در اين بيـن وجـود دارد آن اسـت كه در ميان آياتي كه معتقـدند كه در آنها نسخ صـورت گرفته يك آيـه وجود دارد كه همه قـران پژوهان شيعي واهل سنت بر نـسخ آن اجماع دارندآيه ۱۲سوره مجادله كه توسط آيه بعدآن آيه۱۳ نسخ شده كه اين آيه معروف است به آيه نجوي.

مفسران و قران پژوهان در تعـريف سوره ۲ تعريف مخـتلف ذكر نموده اند بيشتر مفـسران متـقدم در تعريف سوره چـنين بيان داشتند كه به مجمـوعه آياتي كه با بسم الله الرحمن الرحيم آغاز وبا بسم الله سوره بعد ختم مي شود اما تعـريف مذكـور به لحاظ اسـتثنائاتي كه در آن وجود دارد تعـريف جامعي نيست زيرا در ميان سوره هاي قران مي توان سوره هايي را برشمرد كه از اين قائده وتعريف پيروي نمي كنند مانند: سوره توبه(برائت)كه با بسم الله الرحمن الرحيم آغاز نمي شود . سوره نمل كه در وسط آن سوره نيز بسم الله الرحـمن الرحيم ذكر شده است(۳بار). اما از آنجا كه آخريـن سوره قرآن است به بـسم الله الرحمن الرحيم سوره ديگر ختم نمي شود. سوره انـفال كه قبـل از سـوره توبه قـرار دارد اين سوره با بسم الله الرحمن الرحيم آغـاز مي شود اما از آنجا كه به سـوره توبه خـتم مي شود و سوره توبه بسم الله ندارد جزء استسنائـات محسوب مي شود .

از اين رو مفسران و قرآن پژوهان معاصر با دقت در تعريف متداول سوره ،‌ تعريف ديگري از آن بياي داشتند: سوره به مجموعه آياتي گفته مي شود كـه در سبك وسياقي واحد هدف مشخصي را دنبال مي كنند.
ازاين رو هدفـي كه سوره حمد دنبال مي كند متـفاوت از هدفي اسـت كه
سـوره كوثر در پي آن اسـت گو اينـكه مجمـوعه سـوره هاي قرآن در نهايـت هدف واحدي را دنبال مي كنند و آن هدايت آفريني در جامعـه اسـت.

ضرورت شناخت محكم ومتشابه :
اهميت مساله محكم و متشابه از آن روست كه در وهله نخست خود قران كريم اين موضوع را طرح كرده پيروي از متشابهات راسلوك گمراهان دانسته است. از سوي ديگر اين موضوع مبدأ پرسش ها و ابهاماتي شده است كه فهم و حـل آنها از مبـادي علم تفسير محسـوب است . چرا كه ممكن اسـت گفته شود قرآن داراي آياتي متشابه است وعلم متشابهات از علوم مستأثر و مختص الهي است ، پس در تفسير قرآن مي بايـست اين قسم آيات را خـارج از حوزه فهم قرار دهيم.
همچنان كه ممكن است پاي فراتر نهاده ، آيات متشابه قرآن مانع افـاده و حجيت تمام آيات تلقي نمايند. بدين معنا كه نامـعلوم بودن تعداد و مصـاديق متشابهات را دستاويزي براي هر مورد احتمالي قرار داده، عامل توقـف قلمداد كنند. بالاخـره اين پرسـش براي هر انديـشمند مسلـمان مطرح است كه آيـا متشابهات قرآن با ارجاع به محكمات قابل فهم و تفسير و تأويل است؟ يا آنكه اين دسته آيات براي هميشه معما گونه و رازآلود خواهند ماند؟

مفهوم محكم :
واژه (حكم) در لغت به معنا رد و منع است. از همين جهت(حاكم)را حاكم گويند كه وظيفه وي منع ظلم و از بين رفتن حقوق مردم است.
(حكمـت) صفتي است كه دارنـده خودرا از رفتـار نا مطلـوب باز مي دارد. (اِحكام) به مفهوم استواري و اتقان است . (محكم) اسم مفعول از هميـن باب است. سخن واضح و گويايي كه راه نفوذ احتمالات گوناگون در آن بسته است و مراد واقعي گوينده را افـاده كرده، نيازمند به تأويـل نباشد، محكـم ناميـده مي شـود . از نظر دانشمندان علوم قرآن و تفسير، محكمات آياتي هستند كه از لحـاظ رسايي و دلالـت آن گونه وضوح دارند كه زمينـه اي براي احتمالات معاني گوناگون باقي نمي گذارند؛ چنانكه غالب آيات قرآن كريم اين گونه اند.