عوامل توسعه پايدار شهري

پيچيدگي پايداري شهري :
اعلام اين مطلب كه ترسيم واقعيت هاو مشخصات ” شهرهاي پايدار” واجد فوريتي انكار ناپذير است سخني بديهي و تكراري است . با اين همه هنوز مفاهيم ماهيت “شهر پايدار” و امكانپذيري آن مورد اختلاف وسيع متفكران در مقوله شهرسازي است . ارزيابي پايداري فرايندهاي صنعتي و روشهاي توليد انرژي در قياس با پايداري شهرها مقوله هاي ساده اي بشمار مي آيند، زيرا كه يك شهر متشكل از مجموعه اي از نظامهاي فيزيكي ، تاريخي ، اقتصادي و اجتماعي است . بهمين سبب براي ارزيابي پايداري شهري كلاف سردرگمي از انواع پيچيدگيها را مي بايد شناخت و از يكديگر جدا كرد. موضوعهاي زير شاخصترين پيچيدگيهائي است كه پژوهشهاي ناظر بر پايداري شهرها با آن روبرو هستند.

تعاريف مختلف واژه پايداري :
رايج ترين مفهوم توسعه پايدار همان است كه در كنفرانس سران در شهر ريودوژانيرو به كار گرفته شد. طبق اين مفهوم توسعه پايدار توسعه اي است كه ضمن آن كه به نيازهاي كنوني پاسخگوست ، توانائيهاي نسلهاي آينده را براي پاسخگويي به نيازها و خواسته هايشان به مخاطره نمي اندازد. با اين حال “وينتر” مدعي است كه اكنون بيش از ۲۰۰ تعريف براي توسعه پايدار وجود دارد.(۶ (
بدين سان اكنون مفهوم توسعه پايدار آنچنان در معرض تفسيرهاي گوناگون قرار گرفته كه فقدان چارچوبي محكم و عموم پذيرفتني از ديدگاههاي فلسفي و ماهوي ، مشكل اصلي كنوني در اين زمينه است.(۷)

گستره وسيع موضوع ها:
توسعه پايدار نگران تهي شدن كنوني كره زمين از منابع است ، ليكن تنها منابع طبيعي نيستند كه در مخاطره قرار گرفته اند، بلكه كيفيتهاي ديگر نظير كيفيت چشم اندازها، ميراث فرهنگي ، و آرامش و توانائي مناطق شهري براي زيست ايمن و سالم نيز در خطر نابودي است (۸)

هدف گذاري براي توسعه پايدار، توجه يكجا به عوامل و مقوله هاي اجتماعي و اقتصادي همراه با موضوعات مرتبط با محيط زيست طبيعي گريز ناپذير است ، زيرا كه شرايط اجتماعي ناپايدار در نهايت مي تواند به شرايط ناپايدار محيط زيست منجر شود. نيجكمپ (۹) وپرلز(۱۰) بر اين اعتقادند كه يك شهر ناپايدار را مي توان از افت جمعيتي ، افت زيست محيطي ، ناكارآمدي نظامهاي انرژي رساني ، كاهش فرصتهاي اشتغال ، دفع و مهاجرت فعاليتهاي صنعتي و خدماتي ، و عدم

تعادل تركيب اجتماعي – جمعيتي آن تشخيص داد لوت (۱۱)نيز معتقد است كه فقر و اختلاف طبقاتي ، و از دست دادن فرصتها و بي احترامي و رنجش خاطر، عدم اطمينان به آينده و تنشهاي رواني ، از هم گسيختگيها و ناهنجاريهائي كه مردم يك شهر توانائي تحمل آن را دارند داراي محدوده خاصي است ، كه گذر از آنها منجر به از بين رفتن رفتارها و هنجارهاي درست و روحيه تحمل ناملايمات و بذل رحم و شفقت و هويت جمعي مي شود.انجمن بين المللي ابتكارهاي محلي محيط زيست (۱۲) تعريفي جديد از توسعه پايدار براي استفاده دولتهاي محلي فراهم آورده است . بنابراين تعريف ، “توسعه پايدار” خدمات زيست محيطي و اجتماعي و اقتصادي را براي همگان و بدون هرگونه تهديدي براي ماندگاري و پايداري نظامهاي طبيعي ، دست ساز، اجتماعي – شهري فراهم مي كند.(۱۳)

موضوع هاي متعامل :
هر شهر دامنه وسيعي از موضوعهاي مختلف را در برمي گيرد و اين موضوعها برحسب ضرورت در تعامل با يكديگرند. نكته مهم آن كه تعامل اين موضوعها بايكديگر از عوامل موثر در پايداري هر شهر بشمار مي آيند. تقريب براي همه اقداماتي كه بمنظور پيشبرد توسعه پايدار، طراحي و به اجرا گذارده مي شوند، عقايد مختلف و تضادهاي دروني و بروني متفاوتي پديدار مي شود . براي مثال ممكن است ممنوع كردن تردد وسائط نقليه در مركز شهر به منظور كاستن از آلودگي هوا از جنبه پايداري زيست محيطي اقدامي قابل دفاع بحساب آيد، لكن همين اقدام به سبب ضربه اي كه به كسب و كار مركز شهر وارد مي سازد،

داراي آثاري منفي و مضر از ديدگاه پايداري اقتصادي است . يا آن كه ممكن است همين اقدام از ديدگاه پايداري اجتماعي نيز فاقد توجيه لازم باشد، زيرا كه عدم تردد وسائط نقليه در شب مي تواند منجر به احساس عدم امنيت پيادگان شود. جداسازي موضوعها در گزارش “راهبرد استراتژيك لندن ۱۹۹۵” مورد نقدي جدي قرار گرفته و نمونه اي بارز از شكست درك درست از تعامل در نظام بهم پيوسته فرآيندهاي اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي شهر بحساب آمده است (۱۴) براي ارزيابي پايداري شهري ، مي بايد شهر در كليت آن و يكجا در نظر گرفته شود و همه موضوعها مورد توجه و بررسي قرار گيرند.

 

پذيرش محلي :
ممكن است مسولان اقدامي را در جهت توسعه پايدار بدانند، لكن شهروندان نظري جز اين داشته باشند و در واقع پذيراي نظر مسولان نباشند. اين نكته به ويژه در جو سياسي كنوني كه به اقتصاد بازار الويت مي دهد، واجد اهميت است . شهر پرتراكم درصورتي پايدار خواهد بود كه بتواند شرائط زيست سطح بالائي را براي همه شهروندانش فراهم آورد. براين اساس “برنامه محيط زيست سازمان ملل متحد” توسعه پايدار را با عبارت “بهبود كيفيت زندگي در محدوده توانائي ظرفيت نظام اكوسيستم ” تعريف كرده است . تجربه هاي اخير اميد چنداني براي پذيرش شهر پرتراكم به دست نمي دهد. بررسي انجام شده در كشور نروژ توسط “ناس(۱۵) نشان داده است كه توسعه شهري متمركز، كه از جمله مشخصات آن ساخت مساكن كم مساحت و ايجاد محدوديت براي تردد خودروي

شخصي است ، مي تواند از سوي بسياري از افراد به عنوان سياستهائي غيرقابل قبول براي محدود كردن آزادي فردي بشمار آيد. طرفداران شهر پرتراكم چنين استدلال مي كنند كه گسترش شمار خانوارهاي يكنفره تقاضاهائي را براي مساكن كوچك و پرتراكم و بادسترسي آسان به تسهيلات فراغتي و فرهنگي مركز شهر بوجود آورده است . بااين همه ، روندهاي اخير در بريتانيا حاكي از آن است كه نسبت مساكن ويلائي استفاده كننده از تسهيلات بانكي از حدود ۳۸ درصد در سال ۱۹۹۲ به حدود ۴۴ درصد در سال ۱۹۹۳ افزايش يافته است . درمقابل ، درهمين سالها نسبت آپارتمانهاي جديد از حدود ۱۴ درصد استفاده كننده از

تسهيلات بانكي به حدود ۷ درصد فرو افتاده است (۱۶) از سوي ديگر به سبب تغيير مستمر معيارهاي زندگي و سكونت و نيز تغيير انتظارات افراد، مشكل پذيرش محلي پيچيده تر شده است . از اينرو پويائي عوامل و اثر آن برسياستهاي توسعه پايدار از جمله نكاتي است كه بايد در نظر گرفته شود.

عدالت اجتماعي :
همانطور كه توسعه براي موردي خاص جنبه اي پايدار و براي موردي ديگر واجد جنبه هائي از ناپايداري است ، همانطور هم توسعه مي تواند براي بخشي از جمعيت پايداري و براي بخش ديگري ناپايداري بارمغان آورد. براي مثال ، ريس (۱۷)نشان داده است كه اثر يك مركز خريد جديد واقع در خارج از شهر مي تواند به ضرر طبقه محروم از خودروي شخصي و به نفع طبقه برخوردار و مرفه تر تمام شود، زيرا كه افت كمي و كيفي مراكز خريد محلي و عدم قابليت دسترسي آسان به فرصتهاي جديد خريد مي تواند منجر به افزايش هزينه و محدوديت حق انتخاب افراد فاقد خودروي شخصي )كه عموم از طبقه كم درآمد مي باشند( گردد.

استرتون (۱۸) هشدار مي دهد كه بهم پيوستگيها و تراكم بسيار در شهر مي تواند پاياني بركيفيت برابري در شهرهاي استراليا كه در آنها تخصيص اراضي براي دارا و ندار به طور نسبي يكسان است ، بحساب آيد. استرتون تاكيد مي كند كه اگر دولتهاي محلي موفق شوند كه تراكم بيشتري را بر شهرهاي استراليا تحمل كنند، اين اقدام تاثير چنداني بر وضعيت مساكن خانوارهاي پردرآمد و متوسط نخواهد گذارد، زيرا كه اين خانوارها خواهند توانست مساكن ويلائي خود را حفظ كنند. تاثير مهمتر اين اقدام بر وضعيت مسكن كم درآمدترين خانوارها متجلي خواهد شد، زيرا كه اين خانوارها فضاي اختصاصي خود را از دست خواهند داد.

انجمن دوستان زمين (۲۰) برعدالت اجتماعي به عنوان يكي از چهار اصل توسعه پايدار تاكيد مي ورزند(۱۹)و بسياري افراد ديگر نيز از اين نظريه طرفداري مي كنند.(۲۱) هر چند همه محققان درباره معني و مفهوم عدالت اجتماعي نظري يكسان ندارند و بحثهاي فراواني در اين زمينه در جريان است ، لكن عموم معتقدند كه عدالت اجتماعي معطوف به سياستهاي توزيعي يا اجرائي است كه نهايت جامعه را به سمت نوعي تعادل بين طبقات برخوردار و محروم از مواهب

طبيعي سوق مي دهد(۲۲)تاكيد برعدالت اجتماعي ، به لحاظ مشكلات مخاطره آميزي كه افزايش فاصله بين جمعيت برخوردار و غيربرخوردار از مزيتها، براي پايداري زيست محيطي بوجود مي آورد، واجد اهميت است . اكنون اين واقعيتي عريان است كه محروميت و فقر از مهمترين عوامل تخريب محيط زيست و تهي سازي منابع طبيعي اند.(۲۳).

تفاوت بين سطوح توسعه پايدار:
پايداري يك شهر در سطوح مختلف – از محدوده يك خيابان تا پهنه يك محله و يا كل شهر – قابل بررسي است .طبق نظر ناس “آثار مصرف منابع و آلودگيهاي يك شهر تنها به روستاهاي اطراف آن محدود نمي شود، زيرا متابوليسم شهرها به گونه اي است كه آثار مهمي را بر محيط زيست جهاني بجاي مي گذارد(۲۴)” از اينرو ممكن است تضادهائي بين پايداري در سطوح مختلف ، يا بين هدفهاي راهبردي و محلي وجود داشته باشد.(۲۵) لوينز معتقد است كه “هيچ مكاني نبايد برپايه مشخصات مطلق آن ارزيابي شود و براي مثال تنها با ضوابط سطح ملي مقايسه گردد، بلكه هر مكان بايد در متن شهر مربوط و در ارتباط با گونه هاي

زيستي آن و چگونگي دسترسيهاي جمعيت محلي به آنها مورد ارزيابي قرار گيرد.” علاوه براين ، اقداماتي كه براي “پايداري ” محلي خاص طراحي و به اجرا گذارده مي شود، آثاري منفي در محلي ديگر بجاي مي گذارد. بنابراين ارزيابيهاي ناظر برپايداري شهري نه تنها بايد آثار اقدامات مربوط را بر پهنه شهر و بيشتر از ديدگاههاي راهبردي بسنجد، بلكه آثار ناشي از هر اقدام بايد در محدوده منطقه و در بعد جهاني نيز سنجيده شود.

پيچيدگي مفهوم شهر پرتراكم :
اجراي مفهوم شهر پايدار و پرتراكم از طريق متراكم سازي ساختمانها از جمله مواردي است كه براي دستيابي به شهرهاي پايدار پيشنهاد شده است . در بخش پيشين به پيچيدگيهاي پايداري شهر اشاره شد، بهمين سبب در اين بخش تنها به ارائه خلاصه اي از پيچيدگيهاي مفهومي شهر پرتراكم اكتفا مي شود. در ارتباط با ارزيابي امكان دستيابي به پايداري از طريق متراكم سازي بررسي موارد زير ضروري است .

گوناگوني چهره هاي شهر پرتراكم :
شهر پرتراكم را مي توان به گونه هاي مختلف تعريف كرد، زيرا كه اين گونه شهرها پديده اي متجانس نيستند. برپائي يك شهر پر تراكم مي تواند از طريق افزايش تراكم ساختماني ، تغيير در فرم ساخت ، و يا از راه افزايش تراكم فعاليتها، عملي گردد. هر كدام از اين فرايندها در بر گيرنده تقدم و تاخر نامحدود در مقوله هائي مختلف است . براي مثال ۱)افزايش تراكم مي تواند از طريق توسعه مجدد زمينهاي شهري موجود، توسعه جديد بر اراضي آزاد، توسعه پيوسته ، يا تجديد بنا صورت گيرد۲) افزايش تراكم فعاليتها مي تواند در نتيجه افزايش شمار ساكنان يا شاغلان يا بازديدكنندگان از يك ناحيه شهري ، يا افزايش تردد وسائط نقليه در مسيرهائي خاص و يا دراثر استفاده بيشتر از موجودي اراضي و ساختمانها بوجود آيد. علاوه براين ، هر يك از گونه هاي افزايش تراكم ساختماني داراي ويژگيهاي خاص است ، به طوري كه هركدام باكاربري ، نوع طراحي ، و مقياس اجرائي رابطه اي مستقيم دارد.

افزايش تراكم از ديدگاه مقياس زماني نيز متفاوت است و مي تواند طولاني ، يكباره ، كوتاه مدت ، يا مرحله بندي شده و تدريجي باشد.

افزايش تراكم شهرها توسط هريك از اين سياستها گونه هاي متفاوتي از شهرهاي پرتراكم را به دست مي دهد. با اين همه نظريه و انديشه شهر پرتراكم را مي توان به صور مختلف عملي ساخت ، كه در اين حالت هر يك از صور آن از ديدگاه معيارهاي پايداري كه در مبحث قبل به آنها اشاره شد وضعيتي دگرگونه خواهد داشت . براي مثال ، فرض غالب براين است كه تراكم فعاليتها، در قياس با افزايش تراكم توسعه شهر آثار منفي بيشتري در پي دارد، به ويژه اگر تراكم فعاليتها منجر به افزايش ترافيك غير محلي شود. در مقابل بازسازيهايي كه بمنظور آبادكردن اراضي متروك و موات انجام مي گيرد و يا عمليات عمراني كه در راستاي

بهسازي و يا جايگزيني ساختمانهاي مخروبه و بي قواره بعمل مي آيد اقداماتي مثبت و پذيرفتني تلقي مي شود. درهمين حال مردم در برابر پروژه هاي خرد مقياس ، تكميلي ، و پروژه هائي كه كمتر بچشم مي آيند مقاومت منفي كمتر نشان مي دهند. بدينسان بايد به تنوع و گوناگوني شهر پرتراكم اذعان كرد.

مشخصات مناطق متراكم :
ويژگيهاي مناطقي كه در آنها فرايند افزايش تراكم انجام مي گيرد عامل ديگر اثرگذار برپايداري و افزايش تراكم است . مشخصات هر منطقه دربرگيرنده ويژگيهاي اجتماعي و زيست محيطي آن است . براي مثال ، توسعه شهري و افزايش تراكم در مناطق واجد اهميت زيست محيطي مي تواند از نظر همين ديدگاه)محيط زيست (ناپايدار تلقي شود. در مقابل افزايش تراكم در منطقه اي كه داراي اراضي متروك و موات زياد است مي تواند بهبود وضعيت و نيز ارتقاء سطح پايداري اجتماعي و اقتصادي آن را در پي داشته باشد.

مناطق ثروتمند شهر به سبب افت ارزش ملك و مطلوبيتهاي محلي بيشترين زيانها را از انجام اقدامات توسعه اي و افزايش تراكم متحمل مي شوند و از اينرو بيشترين مقاومت را در برابر سياستهاي افزايش تراكم از خود نشان مي دهند. برپايه نظرسنجي كه در شهر پرث استراليا انجام گرفت ثابت شد كه به تناسب نزديكي به مركز شهر، تاييد ساكنان در مورد اقدامات توسعه اي پرتراكم نيز افزايش مي يابد. هم چنين نظرسنجي نشان داد كه نظر ساكنان جوانتر درمورد اقدامات يادشده مثبت تر است . به سخن ديگر، نظرات ابراز شده در اين نظرسنجي حاكي از تنوع رفتارها در برابر افزايش تراكم شهري است . براين اساس محققان نظرسنجي بالا اعلام داشته اند كه در محدوده هاي مكاني مناسب و دربين گروههائي خاص ، انديشه توسعه مبتني بر تراكم بيشتر، مي تواند بااقبال و پذيرش مردمي مواجه شود.