بررسي ارتباط بين ميزان انجام فعاليت هاي بدني و ورزشي و سطح سلامت رواني ( جسماني ، اضطراب و اختلال خواب ، اجتماعي ، افسردگي ) دانشجويان پسر

چكيده تحقيق
پژوهش حاضر به بررسي ارتباط بين ميزان انجام فعاليتهاي بدني و ورزشي و سطح سلامت رواني ( جسماني ، اضطراب و اختلال خواب و …) دانشجويان پسر كارشناسي دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه شهيد بهشتي تهران در سال تحصيلي ۸۶-۸۵ پرداخته است .

جامعه آماري شامل دانشجويان ورودي مهر ۸۲ تا مهر ۸۵ . تعداد كل دانشجويان از لحاظ اموزشي ۹۶ نفر منهاي ۱۱ دانشجوي انتقالي و مرخص از تحصيل در ترم مهر ماه ۸۵ بود . يعني جامعه آماري ۸۵ نفر و طبق جدول كه حبسي و مورگان ۷۰ نمونه ( آزمودني ) شامل سه رشته تحصيلي مشاوره و راهنمايي ، علوم تربيتي و روانشناسي در سطح تحصيلي كارشناسي .

از تعداد ۷۰ نمونه آزمودني ۴۱ آزمودني غير ورزشكار – ۲۹ و آزمودني ورزشكار بودند . از ۲۹ نفر آزمودني ورزشكار ۱۶ نفر – ورزشكار رشته هيا ورزشي انفرادي و ۱۳ نفر ورزشكار رشته هاي گروهي

ابزار گرد اوري داده ها :
۱- پرسشنامه اطلاعات فردي ۲- تست سلامت عمومي گلدبرگ GHQ

روشهاي آماري :
آمار توصيفي (فراواني ، درصد ، ميانگين ، انحراف استاندارد ، رسم نمودار و جدول )

روشهاي آماري :
آمار استنباطي ( آزمون t مستقل براي ميانگين گروههاي متفاوت)

محاسبات با نرم افزارهاي رايانه اي و روشهاي آماري توصيفي و استنباطي
نتايج بدست امده نشان مي دهد كه ورزشكاران نسبت به ازمودنيهاي غير ورشكار از سلامتي بالاتري برخوردار بودند . تفاوت معني داري از لحاظ سلامت رواني ما بين ورزشكاران انفرادي و گروهي مشاهده شد .

زير مجموعه هاي سلامت رواني ( جسماني ف علائم اضطراب و اختلال خواب ، كاركرد اجتماعي ، علائم افسردگي ) آزمودنيهاي ورزشكار و غير ورزشكار تفاوت معني داري وجود داشت . با توجه به اطلاعات بدست امده آزمودنيهاي ورزشكار به لحاظ كاركرد اجتماعي و علائم افسردگي وضعيت بسيار مطلوبي را نسبت به آزمودنيهاي غير ورزشكار داشتند .

فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول
۱-۱- مقدمه
۲-۱- بيان مسئله
۳-۱- اهميت و ضرورت تحقيق ( فايده هاي تحقيق)
۴-۱- موضوع تحقيق
۵-۱- اهداف تحقيق
۶-۱- فرضيه هاي تحقيق
۷-۱- تعاريف عملياتي

فصل دوم
۱-۲- مقدمه
۲-۲- ادبيات تحقيق
۱-۲-۲- مفهوم سلامت رواني بر اساس نظريه هاي مختلف
الف – ۲-۲- نظرية زيست شناسي
ب – ۲-۲- نظرية روانكاوي
ج ۲-۲- نظرية رفتار گرايي

د-۲-۲- نظرية انسانگرايي
۲-۲-۲- فشارهاي عصبي (رواني ) و سلامت رواني
۳-۲-۲- نشانه هاي فشار رواني
۴-۲-۲- فشار عصبي ( رواني) و دانشجويان
۵-۲-۲- واكنشهاي دانشجويان نسبت به فشارهاي رواني

۶-۲-۲- روشهاي مقابله دانشجويان با فشارهاي رواني
۷-۲-۲- انجام دادن فعاليتهاي بدني و ورزشي
۸-۲-۲- جمع بندي اديات تحقق
۳-۲- پيشينه تاريخي تحقيق

۱-۳-۲- اثرات فعاليتهاي بدني و ورزشي و انجام آنها بر سلامت جوامع بيمار
۲-۳-۲- سلامت رواني در انواع رشته هاي ورزشي و فعاليت هاي بدني مختلف
۳-۳-۲- تفاوت افراد ورزشكار و غير ورزشكار در سلامت رواني و ابعاد آن
۴-۳-۲- جمع بندي و نكات آخر در مورد پيشينه تحقيق

فصل سوم
۱-۳- مقدمه
۲-۳- روش اجراي تحقيق
۳-۳- جامعه آماري
۴-۳- نمونه آماري و روش نمونه گيري
۵-۳- ابزار تحقيق ( اندازه گيري)

۶-۳- روش جمع آوري داده ها ( اطلاعات)
۷-۳- روش آماري تحقيق
فصل چهارم
۱-۴- مقدمه

۲-۴- بخش توصيفي اطلاعات جمع اوري شده ( طبقه بندي داده ها )
۳-۴- جداول و نمودارهاي توزيع فراواني
۴-۴- بخش استنباطي ( اجراي آماري ) پژوهش ( اطلاعات جمع آوري شده
۵-۴- تجزيه و تحليل مقايسه اي ( بررسي وضعيت فرضيه هاي تحقيق)
فصل پنجم

۱-۵- مقدمه
۲-۵- نتايج كلي
۳-۵- محدوديت هاي تحقيق

۴-۵- پيشنهادات
فهرست منابع
ضمائم

فهرست جداول و نمودارها
جداول
جدول علائم جسماني از مقياس هاي چهار گانه ازمون GHQ 28 سئوالي گلربرگ
جدول علائم اضطراب و اختلال خواب از مقياسهاي چهار گانه آزمون GHQ 28 سئوالي گلدبرگ
جدول علائم مربوط به كاركرد اجتماعي از مقياسهاي چهار گانه آزمون GHQ 28 سئوالي گلدبرگ
جدول علائم افسردگي از مقياسهاي چهار گانه آزمون GHQ 28 سئوالي گلدبرگ
جدول شماره ۱ فصل چهارم
جدول شماره ۲ فصل چهارم

جدول شماره ۳ فصل چهارم
جدول شماره ۴ فصل چهارم
جدول شماره ۵ فصل چهارم
جدول شماره ۶ فصل چهارم
جدول شماره ۷ فصل چهارم

جدول شماره ۸ فصل چهارم
جدول شماره ۹ فصل چهارم
نمودارها
نمودار شماره ۱ فصل چهارم
نمودار شماره ۲ فصل چهارم
نمودار شماره ۳ فصل چهارم
نمودار شماره ۴ فصل چهارم
نمودار شماره ۵ فصل چهارم

نمودار شماره ۶ فصل چهارم
نمودار شماره ۷ فصل چهارم
نمودار شماره ۸ فصل چهارم

فصل اول :
طرح تحقيق
۱-۱- مقدمه
۲-۱- بيان مسئله
۳-۱- اهميت و ضرورت تحقيق ( فايده هاي تحقيق)
۴-۱- موضوع تحقيق
۵-۱- اهداف تحقيق
۶-۱- فرضيه هاي تحقيق
۷-۱- تعاريف عملياتي

۱-۱- مقدمه
در عصر حاضر اختلاف رفتار يو رواني از جمله مشكلات جدي و شايع در جهان است . اين پديده در كشورهاي در حال توسعه به ويژه در ايران دامنه وسيعتري دارد و دائما رو به افزايش است . فصل نامه پژوهشهاي روانشناختي ، ۱۳۷۱

بر اين اساس با وجود پيشرفتهاي علمي در يك صد (۱۰۰) سال گذشته كه باعث شده است تا بسياري از بيماريهاي عفوني و مسري از زندگي مردم رخت بر بندد، اما بنظر مي رسد كه اختلالات رواني با انواع و شدتهاي متفاوت جايگزين ان بيماريها شده است .

نتيجه برخي از مطالعات ، صنعتي شدن كشورها و تغييرات اجتماعي از قبيل شهر نشيني ، فروپاشي خانواده ها و تغيير در شيوه زندگي مردم و مشكلات اقتصادي را از جمله برخي از علل اين مشكلات مي داند . جامعه دانشجويان كشور نيز كه اغلب درگير فراگيري علم و دانش هستند به لحاظ استرس هاي خاص حين سنين بيشتر در معرض اين فشارها و مشكلات قرار دارند .

به اعتقاد پرز (۱۹۶۹) انسان يك ارگانيزم است و يك ارگانيزم از محيط خودش مستقل نيتس و به محيطي احتياج دارد كه با آن به تعامل و مبادله بپردازد . انسان تمايل دارد كه در جهت چيزهاي كل و يا هيئتهاي جنب حركت كند تا از تنشهاي خود بكاهد و كليت خود را به ظهور برساند . بنابراين تمايل اساسي هر ارگانيزمي و از جمله آنان انسان تلاش براي كسب تعادل است .

تعادلي كه هرگز به طور ثابت و دايمي حاصل نمي شود . هدف تلاش براي كسب تعادل و موازنه كاهش ششهاست كه اين براي ارگانيزم لذت بخش است . همين تلاش در فرايند حفظ تعادل است كه نظم خود به خودي ارگانيزم را به وجود مي اورد با توجه به حساسيت اين دوران يعني دوران دانشجوي كه همراه با دوري از خانواده ، فشارهاي روحي و رواني و مقتضيات خاص اين سنين توجه به تاثير نامطلوبي كه اين اضطراب ها و استرس ها در فرايند كلي زندگي دانشجويان دارد لازم است كه به سلامت رواني ( فيزيكي ، اجتماعي و … ) آنها توجه شود .

راهكارهاي بسياري جهت مبارزه با فشارهاي رواني ارتقاء سطح سلامت رواني و ارتقاء سلامت عمومي جامعه و قشرهاي مختلف مردم مانند شناخت موقعيت ، تفريحات سالم و سرگرميها ( ورزش و شركت در مراسم ها ) خواب كافي ، همكاري و نوع دوستي ، مشاركت دادن ديگران در كار كسب تجارت و لذت بردن از شغل ارائه شده است ۲ ( ابطحي ، ۱۳۸۰) اما به نظر مي رسد از ميان آنها عامل ورزش و فعاليتهاي بدني به عنوان يك راهكار مناسب و موثر موبج ارتقاء سطح سلامت رواني ( فيزيكي ، اجتماعي و … ) انان گردد.

با توجه به اهميت ورزش و فعاليت هاي بدن ياين پژوهش قصد دارد سلامت رواني ( فيزيكي ، اجتماعي و …. ) دانشجويان پسر دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه شهيد بهشتي تهران را به عنوان يك متغير مهم مورد بررسي قرار دهد .

۲-۱- بيان مسئله و سئوالات تحقيق
بنابر امد و سازمان بهداشت جهاني ۱۹۹۳ در دنيا حدود ۵۰۰ ميليون نفر از اختلالات رواني رنج مي برند كه از اين عده حدود ۵۲ ميليون نفر به اكسينرو فرين و نزديك به ۱۵۰ ميليون نفر به انواع اختلالات عصبي ديگر مبتلا مي باشند كه غالب اين موارد در كشورهاي در حال توسعه مي باشد . ( يعقوبي ، ۱۳۷۴)

يافته هاي يك بررسي كه در فرهنگستان خانواده آمريكا انجام گرفته است ، نشان داد كه ۸۰ درصد كاركنان مشاغل اجرايي ۶۶ درصد آموزگاران و منشي ها ، ۴۴ درصد كاركنان توليد پوشاك و ۲۵ درصد كشاورزان تحت فشار و رواني بودند بديهي است بيماريهاي رواني مختص به يك قشر و طبقه خاصي نيست و تمام طبقات جامعه را شامل مي شود . از طرفي سلامت رواني و عمومي دانشجويان به واسطه نقش اثر گذار انان بر باورهاي فكري و فرهنگي و پيشرفت همه جانبه جامعه از اهميت خاصي برخوردار است .

به هر حال اغلب محققين ، ورزش را به عنوان راهكاري مناسب جهت ارتقاء سلامت رواني مورد تايي قرا رداده اند پژوهشگران زيادي ارتباط سلامت روان يو خلق و خو را با امادگي قلبي عروقي و شركت در فعاليتهاي بدني را بررسي كرده اند و دريافته اند كه شركت در فعاليت بدني با ارتقاي سطح سلامت رواني و خلق و خو ارتباط دارد .

همچنين نورول و بلز ( ۱۹۹۳) پلنت و رودين (۱۹۹۰) از نتايج تحقيقات خود به نتايج مشابهي از موارد بالا رسيدند . اگر چه برخي از تحقيقات نيز شواهدي قوي مبني بر تاثير ورزش بر سلامت رواني را نشان نداده اند ( سناكس و همكارانش ، ۱۹۹۰ كينگ و همكارانش ۱۹۸۹) تعداد كم مطالعات كلينكي و نتايج متناقض بعضي از اين مطالعات تاييد اين مسئله كه ورزش تاثير قوي و مثبتي بر سلامت رواني دارد را مشكل كرده است . شكي نيست كه اين زمينه احتياج به مطالعات بيشتري دارد .

با توجه به ضرورت توجه به نتايج متناقض تحقيقات و همچنين اثرات نامطلوبي كه بيماريهاي رواني در حوزه هاي فرهنگي عاطفي ، سياسي ، اقتصادي ، فردي و اجتمعي ، خانوادگي و انساني مي تواند در جامعه ايجاد نمايد پژوهش در پي آن است تا به سئوالات زير پاسخ گويد و نقش ورزش و فعاليتهاي بدني را در خصوص كاهش اين اختلالات مطالعه و روشن نمايد .

۱- آيا بين ميزان انجام فعاليتهاي بدني و ورزشي و سطح سلامت رواني ( فيزيكي ، اجتماعي و … ) ارتباط وجود دارد ؟
۲- آيا ورزشكاران رشته هاي مختلف ورزشي از لحاظ سلامت رواني ( فيزيكي ، اجتماعي و … ) با هم تفاوت دارند ؟

۳- آيا بين سابقه ورزشي و سطح سلامت رواني ( فيزيكي ، اجتماعي و … ) ارتباطي وجود دارد ؟
۴- آيا افراد ورزشكار سلامت رواني ( فيزيكي ، اجتماعي و … ) بهتري دارند ؟

۳-۱- اهميت و ضرورت تحقيق ( فايده هاي تحقيق)
بر اساس يافته هاي علوم انساني به ويژه روانشناسي ، كنترل فشارهاي رواني افراد در همه سازمانها از اهميت ويژه اي برخوردار است . بديهي است اين اهميت با حساسيت سازمانها نيز از شدت بيشتري برخوردار است .

در ميان سازمانهاي اجتماعي ، دانشجويان نيز از اهميت ويژه و موقعيت حساسي برخوردارند . عمده ترين قشر جامعه كه وظيفه كسب دانش امروز را دارند و از استعداد بالقوه اي جهت اداره اينده كشور برخوردارند همين قشر دانشجويان است كه بعهدها با توجه به عضو اوين و تصدي مشاغل گوناگون چون معلم استاد دانشگاه افراد مهم جهت ساخت پا به هاي اقتصادي سياسي و فهرنگي جامعه پايه هاي مهم بقاي جامعه خواهند شد .

موضوع سلامت روان دانشجويان و تاثير ان بر ساير زواياي زندگي انان موضوعي است كه اكثريت متخصصان تعليم و تربيت و محققان به ان با عظيمي دارند دانشجويان افرادي هستند كه با توجه به موقعيت ويژه انان بيشتر در معرض فشارهاي عصي قرار دارند و اين تاثير بهره وري انان را نيز تحت شعاع قرار مي دهد .

دانشگاه و جامعه دانشجويان به عنوان عضو فعال ( متخصص جامعه يكي از اركان و نهادهاي توسعه پايدار فرهنگ و اجتماعي هر جامعه محسوب مي شوند . بررس سلامت رواني ( فيزيكي ، اجتماعي و … ) دانشجويان كه از مهم ترين و موثرترين اعضاء جامعه دانشگاهي كشور به حساب مي ايند نياز به راهكارهاي جهت ارتقاء سطح سلامت رواني هستند و بايد به پيشگيري از افت سلامت رواني ( فيزيكي ، اجتماعي و … ) آنان پرداخته شود .

به بيان ديگر اين پژوهش علاوه بر اين كه حيطه دانش مربوط به اين موضوع را توسعه مي بخشد . مي تواند توجه مسئولين محترم وزارت علوم و مسئولين محترم دانشگاهها را به اين هدف معطوف سازد كه : علاوه بر اثرات جسماني ورزش اثرات رواني ان نيز در نظر گرفته شود . و اين پژوهش قدمي است .

 

۴-۱- موضوع تحقيق
بررسي ارتباط بين ميزان انجام فعاليتهاي بدني و ورزشي و سطح سلامت رواني _ جسماني ، اضطراب و اختلال ، كاركرد اجتماعي ، افسردگي ) در بين دانشجويان پسر دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي ، دانشگاه شهيد بهشتي تهران در سال تحصيلي ۸۶-۸۵

۵-۱- اهداف تحقيق
الف ) هدف كلي :
هدف كلي اين تحقيق بررسي ارتباط بين ميزان انجام فعاليتهاي مبدني و ورزشي با سطح سلامت رواني ( فيزيكي ، اجتماعي و … ) دانشجويان پسر دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه شهيد بهشتي در سال تحصيلي ۸۶-۸۵

ب – اهداف اختصاصي :
موضوع تحقيق حاضر به طور اختصاصي جنبه هاي زير را مورد بررسي قرار مي دهد :
۱- بررسي ارتباط بين ميزان انجام فعاليتهاي بدني و ورزشي با سطح سلامت رواني ( فيزيكي ، اجتماعي و … ) دانشجويان پسر دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه شهيد بهشتي
۲- توصيف سطح سلامت رواني ( فيزيكي ، اجتماعي و … ) دانشجويان پسر ( مرد ) ورزشكار

۳- توصيف سطح سلامت رواني ( فيزيكي ، اجتماعي و … ) دانشجويان پسر غير ورزشكار
۴- مقايسه سلامت رواني ( فيزيكي ، اجتماعي و … ) پسر ورزشكار و غير ورزشكار
۵- ارتباط سطح سلامت رواني ( فيزيكي ، اجتماعي و … ) پسر ( مرد ) ورزشكار با سابقه ورزشي
۶- توصيف اجمالي سطح سلامت رواني ( فيزيكي ، اجتماعي و … ) پسر (مرد) ورزشكار رشته هاي انفرادي

۷- توصيف اجمالي سطح سلامت رواني ( فيزيكي ، اجتماعي و … ) پسر ورزشكار رشته هاي گروهي
۸- مقايسه سلامت رواني ( فيزيكي ، اجتماعي و … ) دانشجويان پسر ورزشكار رشته هاي انفرادي و گروهي
۹- توصيف اجمالي هر يك از زير مجموعه هاي سلامت رواني ( فيزيكي ، اجتماعي و … ) در پسران دانشجوي ورزشكار و غير ورزشكار

۱۰- مقايسه بين زير مجموعه هاي سالمت رواني ( فيزيكي ، اجتماعي و … ) دانشجويان پسر ورزشكار و غير ورزشكار

۶-۱- فرضيه هاي تحقيق
فرضيه هاي اين تحقيق عبارتند از :
۱- بين ميزان انجام فعاليتهاي بدني و ورزشي و سطح سلامت رواني ( فيزيكي ، اجتماعي و … ) ارتباط معني دار وجود دارد .
۲- بين سطح سلامت رواني ( فيزيكي ، اجتماعي و … ) و سابقه ورزشي ارتباط معني دار وجود دارد
۳- سلامت رواني ( فيزيكي ، اجتماعي و … ) دانشجويان پسر ورزشكار و غير ورزشكار با هم تفاوت معني دار دارد .

۴- سلامت رواني ( فيزيكي ، اجتماعي و … ) دانشجويان پسر ورزشكار ، رشته هاي ورزشي گروهي و انفرادي با هم تفاوت معني دار دارد .
۵- زير مجموعه هاي سلامت رواني ( فيزيكي ، اجتماعي و … ) پسران دانشجوي ورزشكار و غير ورزشكار با هم تفاوت معني دار دارد .

۷-۱- تعاريف عملياتي
۱- سلامت رواني :
سازمان جهاني بهداشت ، سلامت رواني را حالت سلامتي كامل فيزيكي ، رواني و اجتماعي و نه فقط فقدان بيماري و ناتواني تعريف مي كند . همچنين سلامت رواني را معادل كليه روش ها و تدابيري مي دانند كه براي جلوگيري از ابتلا به بيماري به كار مي رود كه در اين پژوهش از پرسشنامه ۲۸ سئوالي گلدبرگ جهت اندازه گيري ان استفاده مي شود .

۲- ميزان انجام فعاليتهاي بدني و ورزشي :
فعاليتهاي بدني و ورزشي انجام شده كه شخص در شبانه روز انجام مي دهد با توجه به نوع فعاليت و مدت انجام آن كه در اين پژوهش به وسيله اندازه گيري ميزان انرژي مصرفي روزانه براورد مي شود .

۳- ورزشكار :
به دانشجوي اطلاق مي وشد كه تا زمان برگزاري ازمون سلامت رواني ، حداقل به مدت ۳ سه ماه به طور مستمر و منظم در يك رشته ورزشي انفرادي و يا گروهي مشغول به فعاليت بوده است .

۴- رشته هاي ورزشي انفرادي :
عبارت است از رشته هاي ورزشي كه رقابتهاي آنها به صورت انفرردي برگزار گردد

۵- غير ورزشكار :
به دانشجوي اطلاق مي شود كه سابقه هيچ گونه فعاليت ورزشي مستمر و منظمي را نداشته است .

۶- رشته هاي ورزشي گروهي :
عبارت است از چهار رشته ورزشي فوتبال ، واليبال ، بسكتبال و هندبال

۷- مسابقه ورزشي
عبارت است از مدت زماني بر حسب ماه كه ورزشكار به صورت منظم و مستمر و بدون قطع يا دوري تا زمان انجام ازمون سلامت رواني مشغول به فعاليت در يك يا چند رشته ورزشي بوده است .

فصل دوم
ادبيات و پيشينه تحقيق
۱-۲- مقدمه
۲-۲- ادبيات تحقيق
۱-۲-۲- مفهوم سلامت رواني بر اساس نظريه هاي مختلف
۲-۲-۲- فشارهاي عصبي (رواني ) و سلامت رواني
۳-۲-۲- نشانه هاي فشار رواني

۴-۲-۲- فشار عصبي ( رواني) و دانشجويان
۵-۲-۲- واكنشهاي دانشجويان نسبت به فشارهاي رواني
۶-۲-۲- روشهاي مقابله دانشجويان با فشارهاي رواني
۷-۲-۲- انجام دادن فعاليتهاي بدني و ورزشي

۸-۲-۲- جمع بندي اديات تحقق
۳-۲- پيشينه تاريخي تحقيق
۱-۳-۲- اثرات فعاليتهاي بدني و ورزشي و انجام آنها بر سلامت جوامع بيمار

۲-۳-۲- سلامت رواني در انواع رشته هاي ورزشي و فعاليت هاي بدني مختلف
۳-۳-۲- تفاوت افراد ورزشكار و غير ورزشكار در سلامت رواني و ابعاد آن
۴-۳-۲- جمع بندي و نكات آخر در مورد پيشينه تحقيق

۱-۲- مقدمه
امروز فوايد فيزيولوژيك و روحي رواني ورزش امري بديهي و آشكارا و شناخته شده است . نتايج تحقيقات به خوبي نشان داده است كه ورزش و فعاليتهاي ورزشي موجب افزايش بافت ماهيچه اي موجب سهولت كنترل وزن – كنترل سطح فشار خون و به طور كلي و همه جانبه حفظ سلامت جسمي و رواني مي گردد.

اما اينكه ورزش مي تواند موجب ارتقاء سطح سلامت رواني گردد تحقيقات علمي با احتياط و دقت نظر بيشتري مورد تاييد و تاكيد قرار مي دهند. با توجه به اين امر كه در اين پ‍ژوهش هدف اصلي بررسي ارتباط بين ميزان انجام فعاليتهاي بدني و ورزشي با سطح سلامت رواني است، بنا به اصول پژوهش ابتدا به بررسي ادبيات تحقيق (مباحث نظري و تعاريف سلامت رواني و …) پرداخته مي شود و سپس بعد از اين مقوله مروري بر چند و يا شايد بتوان گفت تحقيقات انجام گرفته توسط ساير پژوهشگران در اين زمينه، خواهد شد.

۲-۲- ادبيات تحقيق
سلامت رواني و تعريف آن:
فرهنگ فارسي معين سلامت را: ۱- بي گزند شدن، بي عيب شدن ۲- رهايي يافتن، نجات يافتن ۳- امنيت ۴- عافيت و تندرستي ۵- نجات، رستگاري ۶- خلاص از بيماري، شفا ۷- آرامش،‌ صلح ۸- سالم و تندرست بودن معني كرده است. مفهوم سلامت رواني در واقع جنبه اي از مفهوم كلي سلامت است.

سازمان بهداشت جهاني (WHO) سلامت رواني را چنين تعريف كرده است: حالت سلامت كامل فيزيكي، رواني و اجتماعي و نه فقط فقدان بيماري يا ناتواني.
در واقع مي توان گفت يكي از اهداف مربوط به سلامت رواني ايجاد امكانات قابل قبولي براي تامين كردن و ايجاد يك زندگي كامل و مناسب انسان براي فرد فرد افراد است، ‌انسان بايد از لحاظ فيزيكي و رواني و اجتماعي در امنيت كامل به سر برد.

(نوربخش،‌۱۳۷۸) ابعاد منفي و مثبت تعريف سلامت رواني از ديد سازمان بهداشت جهاني (WHO) توسط داوني و همكارانش (۱۹۹۶) مورد توجه قرار گرفته است. در قسمت اول تعريف آنها،‌ اعتقاد دارند كه سلامت به مثابه يك مفهوم مثبت نگريسته مي شود. كيفيت مثبت: آسايش و بهزيستي. در قسمت دوم تعريف، آنها به سلامت در بعد منفي به مثابه فقدان بيماري،

‌يا معلوليت. كيفيت مثبت: آسايش و بهزيستي. در قسمت دوم تعريف، آنها به سلامت در بعد منفي به مثابه فقدان بيماري، ‌يا معلوليت نگريسته اند. با در نظر گرفتن اين تعاريف،‌ اين مطلب مورد تاكيد قرار مي گيرد كه سلامت حقيقي هم شامل پيشگيري از نابهنجاري و بيماري است و هم توجه به ارتقاي سلامت در بعد مثبت است كه البته اين امر كمتر مورد توجه قرار گرفته مي شود.

داوني و همكارانش با در نظر گرفتن سلامت به مثابه يك مفهوم نسبي به جاي يك مفهوم مطلب مدل جديدي براي سلامت ارائه داده اند كه در زير به آن اشاره مي كنيم.

مدل جديد سلامت ازدواني و همكاران
سلامتي
جسماني

اجتماعي رواني مثبت
منفي ( ناخوشي)

ناخوشي
بيماري
بد شكلي تناسب اندام ( صحت) سلامتي و خوشي حقيقي
حالات ناخواسته
جراحات ( ضايعه)
ناتواني
عقب افتادگي
منبع «مدلي براي سلامت» داوني و همكاران (اقتباس از سهرابي، ۱۳۸۰)

اين مدل ابعاد مثبت و منفي سلامت را مطرح مي كند كه هر كدام با عناصر جسمي،‌ رواني،‌ اجتماعي كه از تعريف سازمان بهداشت جهاني (WHO) 1946 نشأت مي گيرد مطابقت دارد.

در بعد مثبت كه بيشتر مورد توجه داوني و همكارانش بوده است،‌ سلامت رواني را فرايند نيرومندن شدن و قادر بودن توأم با داشتن يك زندگي خوب منعكس مي كنند. به عنوان مثال دوستان مناسب،‌ خشنودي از نيازهاي مادي، داشتن توانايي كنترل زندگي، ‌قادر بودن براي انتخاب آنچه فرد مي خواهد انجام دهد يا قادر بودن به گسترش و توسعه خلاقيت هاي فردي و داشتن اختيار براي توسعه اين كيفيات كه ذكر شد.

داوني و همكارانش همچنين بيان مي كنند كه سلامتي از ديدگاه مثبت آن، انديشه مناسب اندام و سعي در داشتن تناسب اندام را نيز در بر مي گيرد. اين مفهوم بر اسنادهاي جسمي سلامت متمركز است و در چهار مقوله قدرت و استحكام، ‌نيروي بدني،‌ انعطاف پذيري و مهارتهاي گوناگون خلاصه مي شود. اين مقوله هاي چهارگانه به ما اجازه مي دهند

كه وظايف و مسئوليتهاي روزمره معمولي را بدون ناراحتي بدني انجام دهيم و نقشها و وظايف بالاتري را نيز اجرا كنيم. در بعد منفي داوني و همكارانش دامنه وسيعي (وسيعي) از شرايط غير عادي جسمي مثل بيماري و بد شكلي و … و يا وضعيت هاي ناخواسته مانند جوش روي پوست يا شرايط ناتوان كننده مانند جراحات اعضاي مختلف بدن را به طور بحث برانگيزي مطرح مي كند كه ممكن است بعضي از اين شرايط مستقيما با ناخوشي مربوط نباشد. در پايان داوني و همكارانش بيان مي كنند سلامت چه بعد مثبت آن و چه بعد منفي آن با عناصر جسمي، ‌رواني و اجتماعي پيوستگي كامل دارند. اگرچه ارتباط دقيق بين اين سطوح مختلف سلامت مبهم است. (سهرابي،‌۱۳۸۰)

علاوه بر اين در بعضي از منابع تحقيقي به تعاريفي از سلامت رواني بر مي خوريم كه در اين جا به ذكر نمونه هاي از آن مي پردازيم. لوينسون و همكارانش (۱۹۶۲) سلامت رواني را چنين تعريف كرده اند: سلامت رواني عبارت است از اينكه فرد چه احساسي نسبت به خود، ‌دنياي اطراف،‌ محل زندگي، ‌اطرافيان مخصوصاً با توجه به مسئوليتي كه در مقابل ديگران دارد،‌ چگونگي سازش وي با درآمد خود و شناخت موقعيت مكاني و زماني خويشتن (به نقل از ميلاني فر،‌ ۱۳۷۸). كارل مينجر سلامت رواني را: سازش فرد با جهان اطرافش با حداكثر امكان به طوري كه باعث شادي و برداشت مفيد و موثر به طور كامل شود مي داند. (به نقل از ميلادي فر، ۱۳۷۸)

ساعتچي سلامت رواني را اينگونه تعريف مي كند: خودي از نظر رواني و عقلي سالم است كه درباره خود دچار خطا و وهم نمي شود، اجازه نمي دهد ترسها و پيش داوريها يا نيروي عادات، تصويري را كه وي از جهان اطراف خود دارد،‌ تعريف كند. براي خود هدفهاي مطلوبي كه هر چند دسترسي به آنها امكان پذير است ولي دسترسي به آنها لزوماً آسان نيست انتخاب مي كند و از هر كاري كه لازم باشد براي نيل به هدفهاي خود بدون تغيير دادن آنها استفاده مي كند. (ساعتچي، ‌۱۳۶۹ به نقل از رحمت اله صادقي)

۱-۲-۲- مفهوم سلامت رواني بر اساس نظريه هاي مختلف
نظريه هاي گوناگون براي روشن ساختن و تبيين آسيب پذيري و نارسايي هاي مقابله فرد در برابر فشارهاي عصبي ارائه گرديده است. هر كدام از اين نظريه ها سلامت رواني رابه زعم خود تعريف مي كنند و شرايط بخصوصي را براي پيشگيري بيماريهاي رواني و در نتيجه تأمين سلامت رواني انسان پيشنهاد مي كند كه در ادامه به ذكر چند نظريه پرداخته مي شود.

الف) نظرية زيست شناسي
نظريه زيست شناسي در مطالعه رفتار انسان، ‌بيشترين اهميت را براي بافتها و اعضاي مختلف بدن قائل مي شود. اين نظريه كه پايه اصلي روانپزشكي را تشكيل مي دهد بيشتر بر بيماريهاي رواني تاكيد و توجه دارد تا سلامت رواني،‌ زيرا بيماري رواني را جزو ساير بيماريها به حساب مي آورد. ديدگاه روانپزشكي براي تبيين بيماري رواني، ‌بر پديده ها و … اختلالهاي فيزيولو‍ژيك اهميت مي دهد. اين ديدگاه از علم پزشكي الهام مي گيرد زيرا علم پزشكي معتقد است

كه بيماري جسمي در اثر بي نظمي در عملكرد يا در خود دستگاه به وجود مي آيد. اگر رفتار شخص از هنجار منحرف شود،‌به اين خواهد بود كه دستگاه رواني او اختلال پيدا كرده است. طبق اين ديدگاه اختلالهاي رواني بر اثر نيازهاي شخصي،‌ عقايد، ‌آرزوهاي اجتماعي و ارزشهاي كه با مخالفت روبرو مي شوند بروز نمي كند اين پديده ها به فرايندهاي رواني – شيميايي نسبت داده مي شوند. ديدگاه روانپزشكي، درباره فرد ديد تعادل حياتي دارد.

طبق اين ديد، سلامت رواني عبارت است از نظام متكاملي كه خوب كار مي كند. اگر تعادل به هم بخورد،‌ بيماري رواني ظاهر خواهد شد. بنابراين مي توان رفتار را به پاندولي تشبيه كرد كه بين دو قطب بيماري نوسان دارد و سلامت رواني بين آن دو قطب جاي مي گيرد.

ب – نظرية روانكاوي
سنتي ترين انديشه و عقيده روانكاوي معتقد است كه شخصيت فرد از سه عنصر تشكيل مي شود. نهاد،‌ من و من برتر،‌ نهاد تنها عنصر ذاتي شخصيت است و از اصل كسب لذت پيروي مي كند. من از تولد به بعد همراه با رشد كودك شكل مي گيرد. من تابع اصل واقعيت است،‌ تحليل مي كند،‌ مي فهمد و باعث ايجاد سازگاري بين دو بعد شخصيت يعني نهاد و من برتر مي شود.

من برتر از اوايل كودكي به وجود مي آيد و از اصل آرماني و وجدان اخلاقي و از كمال جويي پيروي مي كند. من برتر براي فرد وجدان اخلاقي فراهم مي آورد. او را از ممنوعيت هاي مختلف آگاه مي كند. به نظر برخي روانكاوان،‌ سلامت رواني زماني تضمين مي شود

كه من با واقعيت سازگار شود. همچنين تكانش هاي غريزي نهاد به كنترل درآيد. حتي برخي روانكاوان، از قابليت سازگاري فراتر مي روند و مي گويند كه فرد بايد بتواند بين سه عنصر شخصيت (نهاد،‌ من، ‌من برتر) تعادل برقرار كند. بنابراين اگر بين نهاد و من برتر تعارض به وجود آيد،‌بيماري رواني ظاهر خواهد شد و بر حسب اين كه در مقابل يك نيروي قوي و يا به عبارتي يك نهاد قوي (شخصيت بزهكار و ضد اجتماعي كه بر اصل لذت تأكيد دارد) قرار گرفته باشيم

به صورت هاي مختلف تجلي خواهد كرد. نهاد ، من ، و من برتر در ارتباطي تنگاتنگ با هم قرار دارند. و من در اين ميان نقش مهم تري را ايفا مي كند . در واقع من باعث ايجاد تعادل بين نهاد و من برتر مي شود . من از آگاهي به واقعيت برخوردار است و قادر به ادراك و دستكاري محيط فرد است و مطابق با آنچه فرويد اصل واقعيت ناميده عمل م يكند . من به دو صاحب اختيار يعني نهاد و من برتر خدمت مي كند و به طور ثابت ميان خواستهاي متعارض آنها ميانجيگري و مصالعه جويي مي نمايد .

من اين ارباب خردمند است كه فرد را وا مي دارد همچنان به شغلي كه شايد چندان به دلخواه نباشد اومد دهد . يا موجب شكيبايي در برابر افرادي مي شود كه ممكن است از آنها خوشش نيايد و اين همه به خاطر اين است كه واقعيت چنين رفتاري را به عنوان راهي مناسب براي ارضاي خواستهاي بي پايان نهاد ايجاد مي كند .

كاركرد كنترل گري و تعويق اندازي خود بايد به طور پيوسته به كار گرفته شوند و گرنه تكانهاي نهاد بارز مي شوند و خود خرد گرا را مغلوب مي سازند .
اما قسمت ديگر شخصيت از ديدگاه روانكاوان من برتر ( فراخود ) ناميده مي شود . اين وجه اخلاقي شخصيت معمولا در سنين ۵ تا ۶ سالگي فرا گرفته مي شوند و بيش از هر چيز در برگيرنده قاعده هاي رفتاري منع شده از سوي والدين است . كودك رفتارهاي را كه از نر والدين نادرست و يابد قلمداد مي شوند در اثر تنبيه ياد مي گيرد . و يا از طريق تحصين و يا مثال

از اين رو كودك يك رشته قاعده هايي نظير تو بايد تو نبايد را ياد مي گيرد كه پذيرش و يا طرد آنها موجب پذيرش و يا طرد كودك مي شوند . فرا خود يا همان من برتر ( نهاد ، خود ، فراخود : نهاد ، من ، فرامن ) در نقش داور اخلاقي و به منظور حفظ پي جويي دايمي براي كمال اخلاقي ، مصمم و حتي بي رحم است . فرامن ( من برتر ) از نظر شدت و نامعقولي و پافشاري ناسنجيده و پي گيرانه بر فرمانبرداري تفاوتي با نهاد ندارد . قصد آن نه به تعويق انداختن خواستهاي لذت جومايه نهاد ، بلكه بازداري همه آنهاست.

بدين ترتيب ما تعارض مستمري را درون شخصيت انسان مي بينيم. نظر فرويد كه اساساً نظريه روانكاوي از اوست انسان را اينگونه توصيف مي كند: «انسان اساساً‌ يك ميدان كارزار است. وي به مثابه سرداب تاريكي مي ماند كه در آن يك پير دختري مبادي آداب (من برتر) و يك ميمون ديوانه جنسي (نهاد) در يك پيكار دائمي اخلاقي هستند و اين درگيري نيز به يك كارمند بانك نسبتا عصبي (من) ارجاع شده است. (دوان شولتز، مترجمان،‌ نظريه هاي شخصيت).

ج- نظرية رفتار گرايي
مكتب رفتارگرايي كه بنيان گذار اصلي آن آقاي واتسون روانشناس مشهور و معروف امريكايي است معتقد است كه سلامت رواني به محرك ها و محيط وابسته است. رفتارگرايي بر خلاف روانكاوي، بر فرايندهاي ناآگاه تاكيد ندارد و سلامت رواين و بيماري را در مقابل هم قرار نمي دهد. اين مكتب سعي دارد كه رفتار را با عبارات عملياتي يعني قابل مشاهده و اندازه گيري تعريف و مشخص نمايد. بنابراين رفتارگرايي،‌ براي آن كه از رفتار ديد عيني و ملموسي بدست بدهد بر مشاهده رفتار و تعامل بين آن رفتار و محيط تاكيد كرده و تأكيد دارد.

محرك ارگانيسم پاسخ
آنچه كه مكاتب ديگر روانشناسي و روانپزشكي و پزشكي به عنوان بيماري رواني به حساب مي آورند از ديدگاه رفتارگرايان رفتاري است كه مثل ساير رفتارها آموخته شده است. مسلما اين رفتار با رفتاري كه در برخي موقعيت ها به طور طبيعي انتخاب و پذيرفته مي شود

مطابقت نمي كند،‌ با اين همه رفتار آموخته شده و طبق قوانين يادگيري كنش گر،‌ هر كاري بر آموخته شدن بايد تقويت شود. در مورد رفتار ناسازگار يا غير انطباقي نيز همين طور است. رفتار ناسازگار مثل هر رفتار ديگر،‌ بر اثر تقويت آموخته مي شود. بنابراين از ديد رفتارگرايي، سلامت رواني رفتاري است كه با محيط معيني،‌ با نوعي بهنجاري رفتاري، ‌سازگاري دارد.

اصطلاح سازگاري قضاوت ارزشي مشاهده گر،‌ والدين،‌ معلم را در برمي گيرد. به طور كلي مكتب رفتارگرايي در تعريف سلامت رواني،‌ بر سازگاري فرد با محيط تاكيد مي كند و معتقد است كه رفتار ناسالم نيز مانند ساير رفتارها در اثر تقويت آموخته مي شود. بنابراين سلامت رواني نيز رفتاري است كه آموخته شده و مي شود.

اگر تغييرات محيطي تقويتي فراهم نمكند چه در جهت ايجاد بيماري رواني و چه تقويت در جهت از بين بردن و يا ايجاد سلامت رواني. احتمال تكرار آن رفتار كاهش خواهد يافت. (اسكينر،‌۱۹۷۶)
د- نظرية انسان گرايي
يكي از مشهورترين روانشناسان انسان گرا آبراهام مزلو است. مزلو معتقد است كه نيازهاي انسان،‌ متناسب با نيرومندي به پنج طبقه يعني نيازهاي زميني، نيازهاي ايمني،‌ نيازهاي تعلق و عشق،‌ نيازهاي عزت نفس و نيازهاي خود شكوفايي تقسيم مي شود.

به عقيده او سلامت رواني عبارت است از دو حالت كسي كه از نظر نيازهاي بنيادي آن قدر ارضاء‌ شده است كه مي تواند براي خود شكوفايي انگيزه داشته باشد. بنابراين مفهومي كه مزلو از سلامت رواني دارد بر رشد فرد در جهت خود شكوفايي تاكيد مي كند اين تمايل جنبه همگاني دارد و سعي مي كند برآورده شود.

هر عاملي كه اين نيرو را به حركت در آورد، ‌فرد را در جهت سلامت رواني و خلق نيازهاي بالاتر هدايت خواهد كرد. بر عكس كسي كه تمام تلاشهاي او به ارضاي نيازهاي زيستي محدود شود،‌رشد نخواهد يافت و به سلامت رواني كامل نخواهد رسيد.

مزلو براي تحقق عزت نفس و خودشكوفايي، سيزده معيار باليني را به شرح زير پيشنهاد مي كند ۱) ادراك خوب از واقعيت ۲) پيشرفت در قبول خود، ديگران و طبيعت ۳) پيشرفت در داشتن اراده ۴) پيشرفت هاي نسبي در مسايل اصلي ۵) آزاد بودن و شوق زندگي داشتن ۶) خود مختاري فزاينده و مقاومت در تشكيل گروه ها ۷) ابتكار داشتن در قضاوت و غني بودن در انگيزه ۸) فراواني تجربه هاي بسيار بالا ۹) همانند سازي خوب با انسانيت ۱۰) بهبود روابط با ديگران ۱۱) راحتي در قبول ديگران ۱۲) رشد خلاقيت ۱۳) تحرك و تحول در نظام ارزشها.

به نظر روانشناس انسان گرا ، براي داشتن سلامت رواني ، تا اندازه اي بايد انعطاف پذير بوده با واقعيت انقدر فاصله گرفت كه بتوان بيشترين خود مختاري و مسئوليت پذيري را بدست اورد اين فاصله گرفتن يا رها شدن از وقاعيت به معني بي علاقگي يا طرد نيست بلكه بيشتر تحليل كسب اگاهي قبول تجربه رواني و ذهني فرد است . برخلاف مزلو كه بر رشد مطلوب ارگانيسم تاكيد دارد كارل راجرز يكي ديگر از انسان گرايان مشهور از سلامت رواني مفهوم ديگري ارائه م يدهد . اين مفهوم ريشه در مفهوم اصالت وجودي دارد و بر فرضيه تمايل بنيادي انسان به خود شكوفايي استوار است .

از طرف ديگر توانايي خود شكوفايي به محيط وابسته است ، محيطي كه رشد فرد را ممكن مي سازد و براي او احساس پذيرفته شدن نامشروط و ارزشمندي را فراهم مي اورد . طبق تبيين راجرز ، بيماري رواني يا نبود سلامت رواني بر اثر پذيرفته شدن برخي رفتارها به وجود مي آيد . در واقع همه رفتارها پذيرفته نمي شوند و همه رفتارها مورد تاييد و تاكيد ديگران قرار نمي گيرند.

اين عدم پذيرش يعني تصوير كه شخص از خود دارد ( خود پنداره ) و تصويري كه واقعيت براي او فراهم مي اورد ، انحراف و مشكل ايجاد مي كند . اين جاست كه شخص وسايل پوشانيدن واقعيت را فراهم مي كند بدين وسيله سازگاري و بقا را براي خود ممكن مي سازد به طور كلي مكتب انسان گرايي معتقد است كه سلامت رواني يعني ارضاي نيازهاي سطوح پايين نگه دارد و از خود شكوفايي او جلوگيري كند اختلال رفتاري را به وجود خواهد اورد .

بيشترين تلاش خود را صرف انچه كه انجام مي دهند مي كنند و پس از انجام ان نيز خرسندي نصيبشان مي شود ( نبي جمالي ، ۱۳۷۰)

۲-۲-۲- فشارهاي عصبي (رواني ) و سلامت رواني
به نظر اليس ترس كه يكي از جنبه هاي فشار عصبي است عبارت است از دنبال كردن عقيده و يا نگرش و يا جملات به درون افكنده شده . اليس اختلالات عاطفي را نتيجه طرز تفكر غير منطقي و غير عقلاني مي داند . ( شفيع ابادي عبدالله و غلامرضا ناصري نظريه هاي مشاوره و روان درماني ، ۱۳۸۴)

ميلاني فر سلامت رواني را معادل كليه روشها و تدابير مي داند كه براي جلوگيري از ابتلا به بيماري رواني به كار مي روند . امروزه با قاطعيت مي توان گفت كه انسان نه جسم است و نه روان بلكه تلفيقي از اين دو عنصر است اين انسان دو وجهي در محيط ي زندگي مي كند كه پيوسته در معرض فشارهاي گوناگون است و هر لحظه حالت تعادل او را متزلزل مي كند .

شايد بتوان گفت كه سلامت رواني نزديك شدن به حالتي است كه مناسب و شايسته وي يعني انسان بهنظر مي رسد البته در مقطع و دوره اي معين . بنابراين لازم است كه مفهوم سلامت رواني نيز به موازات رشد و تكامل انسان و سيستم تفكر او رشد و تكامل يابد . انچه مسلم است شيوه زيستن يك فرد در اين جهان در حفظ و حراست تماميت و استقلال روانشناختي او باشد يعني فرد به گونه اي زندگي كند كه بتواند در جهت سازگاري هر چه بهتر با گروه و در عين حفظ اصالت خويشتن حركت كند نه اين كه در گروه حل شود

و از بين برود و هويت و اصامت خويش را از دست بدهد . بنا به گفته تعدادي از دانشمندان ، تمام بيماريهاي موجود در انسان از جهاتي با فشار عصبي ارتباط دارد اين بيماريها تنها شامل امراض رواني و يا بيماريهاي روان تني نمي شود بلكه در بر گيرنده تمام امراض جسماني ازز قبيل سرطان سل و مانند ان نيز مي وشد و شايد بتوان گفت كه دايره اي وسيع را در بر مي گيرد .

۳-۲-۲- نشانه هاي فشار رواني
نشانه هاي فشار رواني فراوانند و در افراد مختلف مي توانند بسيار گوناگون باشند به هر جال برخي تظاهرات فشار رواني متداول تر از سايرين هستند و بيشتر توسط افارد مورد استفاده قرار مي گيرند . از نشانه هيا فيزيكي فشار رواني مي توان به فشار خود زخم معده جوش هاي صورت التهاب پوست اگزما و برخي تحريك هاي پوستي سوء هاضمه و موارد ديگر اشاره كرد . و از نشانه هاي روانشناختي فشار نيز مي توان از مشكلات مربوط به حافظه ، تفكر تكراري ( تفكر مكرر درباره عقايدي ويژه ) و كم خوابي نام برد ( تنفر ، ۱۳۷۰)

دكتر ابطحي در مقاله مديريت و فشارهاي رواني علائم ديگري را كه نشان دهنده فشار رواني در فرد است را نام برده اند كه با حذف موارد ذكر شده در بالا مي توان از خستگيهاي جسمي و رواني روحي درون گرايي طپش قلب سردرد خشك شدن دهان دردهاي عضلاني دردهاي استخواني پرخاش كردن به ديگران و دلمردگي نام برد.

۴-۲-۲- فشار عصبي ( رواني) و دانشجويان
در رابطه با فشار عصبي رواني شغلي كه در واقع دانشجو بودن به عنوان شغل چند سامه و مربوط به زندگي تعريف مي شود . گروهي از محققان از قبيل فيتلر و توكار ۱۹۸۶ فشار عصبي را بر اساس هنجارهاي سازماني ابهام نقش و تعارض نقش و تاثير انها بر فرد تبيين مي كنند . فلدمن فشار عصبي شغلي را واكنشهاي افراد نسبت به عوامل جديد يا تهديد كننده در محيطهاي كار افارد تعريف مي كند

. فشار عصبي شغلي را به عنوان تجارب ناخوشايند دانشجويان ، احساسات منفي مانند شش اضطراب ناكامي عصبي بودن و افسردگي در جنبه هاي گوناگون زندگي دانشجوي و زندگي خوابگاهي تعريف كرد .

محركهاي فشار زا را در كار و نقش دانشجو مي توان به سه مورد تقسيم كرد : مورد اول مشكلات ناشي از پذيرش نقش دانشجو
مورد دوم : مشكلات ناشي از شرايط نامطلوب مانند فشار هاي فيزيكي فشارهاي مال يو فشارهاي درسي
مورد سوم به مشكلات رفتاري و برخوردهاي نامناسب ميان يك فرد دانشجو و ديگران پيش مي ايد اشاره مي كند .

نمي توان گفت كه تحقيقات مناسب و يا زيادي در مورد فشارهاي عصبي رواني وارد بر دانشجويان صورت گرفته اما مي توان به جسارت گفت كه اكثر و يا حتي تمامي امن تحقيقات ناديده گرفته شده اند و تنها به عنوان شعار و حرفي قابل ذكر جهت جذب افكار عمومي بخصوص دانشجويان مورد استفاده گروههاي مختلف قرار گرفته اند .

در ادامه سعي مي وشد كه تعدادي از عوامل فشار زا به صورتي شفاف تربيان شوند كه شباهت زيادي به ديگر اقشار نسبتا دارد .
۱- كمبودهاي اقتصادي رفاهي و بهداشتي
۲- احساس عدم منزلت و احترام در ميان اقشار جامعه
۳- كمبود امكانات آموزشي

۴- كمبود امكانات تفريحي سرگرمي و ورزشي
۵- داشتن مشكلات ارتباطي با ساير افراد به خصوص همكلاسيان و هم اتاقي ها
۶- تا حدودي طولاني بودن مدت تحصيل و اجبار به گذراندن واحدهاي غير مورد نياز رشته تحصيلي
۷) عدم تناسب موارد درسي با رشته تحصيلي

۸) غير علمي بودن و تاكيد بر تدريس سنتي توسط اساتيد
۹) عدم كسب توانايي لازم جهت احراز شغل مناسب و يا در صورت احراز شغل عدم توانايي انجام صحيح مسئوليتهاي محول شده
۱۰) وجود موانع و دشواريهاي به مراتب استرس زا در راه ادامه تحصيل براي دانشجويان
۱۱) ضعيف بودن مديريت اموزشي و تحويل افرادي غير متخصص با اعتماد به نفس پائين به جامعه
۱۲) دخالت و بر هم زدن نظم يادگيري توسط اختلالات يادگيري و كمترين سعي جوامع دانشگاهي در رفع اين موارد

۱۳) ناهماهنگي تحصيلي در زمينه هاي تعويض زمينه تحصيلي در دبيرستان به رشته اي غير در دانشگاه
۱۴) واكنشهاي مسئولان و دلسري جامعه دانشجوي و البته مواردي ديگر

۵-۲-۲- واكنشهاي دانشجويان نسبت به فشارهاي رواني

واكنشهاي دانشجويان در قبال فشارهاي عصبي رواني تقريبا تا حدود زيادي شبيه ساير افراد جامعه است و البته در مواردي نيز اختصاصي واكنشهاي دانشجويان در قبال فشار هاي عصبي را شايد بتوان پنج دسته تقسيم كرد
۱- پاسخهاي رفتاري و ۲- پاسخهاي هيجاني ۳- پاسخهاي عاطفي ۴- پاسخهاي فكري و رواني و ۵- پاسخهاي جسماني . مي توان پاره اي از اين واكنشها را كه توسط دانشجويان به كار گرفته مي شود را عنوان كرد واكنشهاي كه هر روزه مي توان در جوامع دانشگاهي شاهد انها بود و البته بدون كوچكترين واكنشي از كنار انها گذشت .

حساسيت بيش از اندازه نسبت به انتقاد احساس عدم امنيت پاسخهاي نامطلوب نسبت به ديگران احساس عدم شادابي و نشان دادن و بروز افسردگي در مقابل فشارهاي مختلف احساس عدم شايستگي احساس عدم اطمينان احساس فرسودگي جسمي فكر و روحي رواني احساس بيزاري و خستگي احساس تلف شدن وقت و عمر سر درد احساس عدم توانايي مقابله با مشكلات احساس عدم توانايي در كسب مسئوليتهاي سنگين تحريك پذيري و بيقراري تدريس نامناسب دراينده به عنوان اموزش دهنده همراه داشتن تمامي مشكلات در همه جا و همه وقت عدم تمايل به مشاوره و روان درماني عصبي بودن پريدن از خواب و استرس فكري و عملي انديشيدن به مشكلات بزرگ جلوه دادن سختيها

۶-۲-۲- روشهاي مقابله دانشجويان با فشارهاي رواني
محققان و روانشناسان راههاي گونانگوني را براي مقابله با فشارها و اضطرابهاي مربوط به افراد مختلف و اقشار مختلف جامعه ارائه كرده اند . براي مثال برخي از روانشناسان فعاليتهاي از قبيل ورزش استراحت باز خورد زيستي از ديگران و از محيط رفتن به حالت نيمرخواب و بيداري تاوام با تفكر و انديشه ارام بخش ريكيشن استفاده از غذاي مناسب ارميدن اگاهانه براي تشنشهاي ناشي از فشارهاي روزانه يا به عبارتي استراحتي مناسب هدفدار و مفيد

در جهت از بين بردن اثرات نامناسب و منفي وقت گذراني با دوستان صميمي در تفريحات سالم و مهماني استفاده از هواي پاك و درگير شدن در كارهاي مورد علاقه براي اكثريت افراد مناسب و يا به گفته ويل كارنگي پرداختن به امور مورد علاقه تعدادي البته نسبتا زياد در همين زمينه راه حلهاي كلي و مفيد پيشنهاد كرده اند كه افارد و اقشار مختلف جامع و دانشجويان كه يكي از مهمترين اقشار جامعه هستند با استفاده از انها بتوانند ارامش از دست رفته خود را دوباره بدست برخي از اين روشها به شرح زير است :

۱- همه مسايل را از جوانب مختلف مد نظر داشته باشيد
۲- خود و موقعيت خود را تحلي لكنيد و به درستي در انها به كند و كاو بپردازيد
۳- محدوديتهاي خود را درك و تشخيص دهيد .
۴- خود را در اسايش نگه داريد

۵- سعي كنيد ارامش خود را بازيابيد . زياد مشكلات را جدي و سخت نگيريد.
ميچن بام ۱۹۸۳ استدلال مي كند كه چند پيشنهاد و زير مي تواند در زندگي افاردي كه شديدا كار و تلاش مي كنند و سعي در كتال گرايي دارند و سخت كوشي را سر لوحه كار و برنامه هاي خود قرار داده اند تغييرات زيايد به وجود اورد كساني كه به خود فرياد از حد سخت مي گيرند .
۱- سعي كنيد به مراقبت و تسكين و ايجاد ارامش عميق در خود مبادرت كنيد .
۲- كارها را يكي يكي انجام دهيد

۳- هيچ گاه سعي نكنيد در يك زمان چند كار را با هم و فشرده انجام دهيد
۴- وقت زيادي را براي كارهاي از قبيل خوردن صحيح كاركردن مناسب صحبت كردن گوش دادن و بازي كردن به خود اختصاص دهيد
۵- بياموزيد كه وقت خود را براي لذت بردن از كارها صرف كنيد از قبيل لذت بردن از موسيقي مطالعه ورزش و سرگرميهاي مورد علاقه

۶- انجام كارها جهت لذت بردن از انها و نه فقط صرف انجام دادن انها
۷- سعي كنيد از تجارب لذت بخش براي غنا بخشيدن به زندگي خود استفاده كندي .
ورزش مطالعه و سرگرمي و به طور كلي ايجاد ارامش روحي را خهرگز به سحاب وقت تلف كردن نگذاريد وب ه عنوان امتيازي براي نمايش دادن تفوق و برتري خود نسبت به ديگران تلقي نكنيد . و حال پرداخت به يكي از موردهاي اساسي و اصلي در ايجاد و ثبات سلامت رواني يعني انجام فعاليتهاي بدني و ورزشي

۷-۲-۲- انجام دادن فعاليتهاي بدني و ورزشي
از ورزش و فعاليتهاي گوناگون و شاخه هاي مختلف ان به عنوان يكي از مهمترين عوامل ايجاد و يا حفظ سلامت رواني ياد شد و كمتر كسي پيدا مي شود كه از اين تاثير مثبت ورزش بي خبر باشد . به تبع فعاليتهاي بدني و ورزشي كه بيشتر مودر نظر پوژهش حاضر است بيشتر بايد به ان پرداخته شود . و حال بايد اين نكته ذكر شود كه خود فعاليتهاي ورزشي و بدني بنا به درجه سختي و ميزان مصرف انرژي و كالري داراي درجه بندي خاص خود است

. يك ياز روشهاي درجه بندي سختي فعاليت ورزشي بر جسب تحمل فشار ايجاد شده توسط انجام حركات ورزشي و فعاليت ورزشي اين است كه اعمال ورزشي و بدني را بر حسب نسبت انرژي لازم براي انجام فعاليتها نسبت به انرژي استراحتي يا پايه درجه بندي شود .

مطابق با توضيح بالا يان كار به سه روش تقسيم مي شود :
۱- كار سبك :
چون پژوهش در مورد پسران و مردان است برا يمردان به عهنوان كاري تعريف شده كه اكسيژن مصرفي يا انرژي مصرفي را تا سه برابر نياز حالت استراحت بالا مي برد .

۲- كار سنگين :
كاري است كه مستلزم شش تا هشت برابر سوخت و ساز حالت استراحت است .

۳- كار بيشينه
هر گونه عملي است كه نياز به سوخت و ساز و انرژي تا ميزان ۹ نه برابر و يا حتي بيشتر از حالت استراحت بالا مي رود .

۸-۲-۲- جمع بندي اديات تحقق
جامع ترين تعريف از سلامت رواني توسط سازمان بهداشت جهاني ۱۹۴۶ ارائه گرديده است كه سلامت را حالت سلامت كامل فيزيكي رواني و اجتماعي مي داند نه فقط فقدان بيماري يا ناتواني ، در واقع مي توان گفت كه سلامت حجقيقي هم شامل پيشگيري از نابهنجاري ها و بيماريها و هم ارتقاي سلامت مثبت است

يعني ايجاد امكانات قابل قبول براي تامين يك زندگي انساني خوب كه از نظر فيزيكي رواني و اجتماعي در امنيت كامل به سر برد عاملي كه سلامت رواني افارد را تهديد مي كند فشارهاي عصبي و رواني است كه به عنوان عكس العمل فرد براي سازگاري نسبت به محركي كه الزامات فيزيكي و رواني گسترده اي را براي فرد به وجود مي اورد تعريف مي شود . ( نوربخش ، ۱۳۷۸)

برخي از اين فشارهاي عصي مربوط به شغل مي باشد كه اكثر روانشناسان ان را به عنوان واكنشهاي افراد نسبت به عوامل جديد يا تهديد كننده در محيط هاي كارشان تعريف مي كنند و بسي مسلم و روشن است كه يكي از اقشار جامعه كه تحت فشارهاي گوناگون عصبي و رواني هستند دانشجويانند.

مي توان تعدادي از فشارهاي گوناگوني را كه به دانشجويان وارد مي شود م يتوان بر حسب مقدار فشار ايجاد كننده تا حدودي دسته بند يكرد :
۱- فشارهاي روبرو شدن با محيط جديد و نا اشنا و همراه داشتن اين محيط و جديد بودن ان از لحاظ تواناي و يا ناتواني از لحاظ سازگار شدن با محيط جديد

۲- جدا شدن از محيط گرم و صميمي خانواده و احساس تنهايي كه اين جدايي م يتواند با خود همراه داشته باشد .
۳- گوشه گيري و ناتواني در برقراري ارتباط با ساير افراد در محيط خوابگاه و دانشگاه
۴-نا اشنا بودن دروس دانشگاهي و ايجاد گونه اي سردر گمي در دانشجويان تازه ورود
۵- شيوه تدرسي و رفت و اساتيد و البته رفتار كارمندان دانشگاه و ساير افارد .

۶- نا اشنا بودن فرهنگ شهري كه دانشجو فرد تازه وارد به دانشگاه با ان قدم گذاشته و البته بسياري ديگر كه مي توان ذكر كرد . چون محيط خوابگاه چگونگي كنار امدن با اساتيد با ساير دانشجويان هم اتاقي كه سئوالان دادن نظم و ترتيب به امرو شخصي در نبود بزرگترهاي خود مسئول تمام امور خود شدن
نظريه هاي گوناگوني براي تبيين اسيب پذيري و نارسائيهاي مقابله شخص بر فشار عصبي ارائه گرديده است . هر يك از اين نظريه ها سلامت رواني را تعريف كرده شرايط ويژه اي را براي پيشگيري از بيماريهاي رواني و در نتيجه تامين سلامت رواني انسان پيشنهاد شده و پيشنهادي كننده به خلاصه اي از انها اشاره خواهيم كرد .

طبق نظريه زيست شناسي كه در پيش امده سلامت رواني زماني وجود خواهد داشت كه بافتها واندام هاي بدن به طور سالم كار كنند . هر نوع اختلال در دستگاه عصبي و فرايندهاي شيميايي بدن اختلال رواني را به همراه دارد . نظريه روانكاوي در صفحات قبل به طور كامل شرح داده شد . سلامت رواني را كنش متقابل و موزون بين سه عنصر تشكيل دهنده شخصيت نهاد من خود فرامن فراخود مي داند و معتقد استكه زماني كه من بتواند بين تعاض هاي نهاد و فرامن تعادل ايجاد كند سلامت رواني فراهم مي گردد.

بهر حال براي داشتن سلامت روان بايد به نحوي با فشارهاي رواني مقابله كرد كه محققان و روانشناسان راههاي گوناگون را براي مقابله و روياروي با فشار هاي رواني پيشنهاد كرده اند . برخي از روانشناسان فعايتهاي از قبيل ورزش استراحت استفاده از غذاهاي مناسب ارميدن اگاهانه وقت گذراني با دوستان تفريح سالم و مناسب را پيشنهاد مي كنند .

برخي از روانشناسان هم براي افرادي كه سخت كار مي كنند و سخت گيري را در كارها را سر لوحه زندگي خود قرار داده اند پيشنهاد مي كنند كه اين افراد بايد بياموزند كه برا يكارهاي از قبيل لذت بردن از موسيقي مطالعه و ورزش و سرگرميهاي مورد علاقه وقت زيادي بگذارند . همانطوري كه اشاره شد يكي از راههاي مقابله با فشارهاي رواني مشاركت در فعاليتهاي بدني و ورزشي و انجام دادن اين امور است در ادامه به تحقيقاتي كه تعداد محققان انجام داده اند اشاره خواهد شد .

۳-۲- پيشينه تاريخي تحقيق
با توجه به اين نكته كه تحقيقات فراواني در زمينه ارتباط بين ورزش و سلامت رواني صورت گرفته و هر كدام جنبه يا جنبه هايي خاص را مورد توجه و ارزيابي قرار دهند در اين بخش از پژوهش كوچك خود سعي مي كنيم تا ارتباط ورزش و سلامت رواني را از جنبه هاي مختلفي با تكيه بر تحقيقات انجام شده ذكر كنيم و مورد توجه قرار دهيم .

موسسه بين المللي بهداشت رواني در سال ۱۹۷۸ پس از بررسي نظريات گروههاي متخصص عنوان كرده است كه :
۱- تمرينات امادگي جسماني داراي تاثير مثبت و احساس خوب بودن و سلامت رواني است .
۲- تمرين بدني تاثير مثبت در كاهش فشار رواني از جمله اضطراب دارد.
۳- اضطراب و افسردگي از مشكلات بهم پيوسته رواني است كه مي توان به وسيله تمرينات و فعاليت بدني انها را كاهش داد .

۴- مشكلات بهم پيوسته چون اضطراب و پيوستگي ان با ساير مشكلات ديگر را مي توان با تمرين بدني كه تاثير مثبت و غير قابل انكاري در كاهش انها دارد را تقلي داد.
۵- مشاهدات كلينيكي نشان داده است كه تمرين بدني به عنوان يك شيوه درماني در تمام سنين و در مرد و زن داراي تاثير مثبت مي باشد

جامعه بين المللي ورزش و در واقع جامعه بني المللي روانشناسي ورزش نيز طي مقاله اي در مرود اثرات مثبت رواني فعاليتهاي بدني بيان يم رداد كه هر دو گروه از تمرينات بدني كوتاه مدت و بلند مدت موجب ارتقاي سلامت فكري و رواني انسان مي شود . اين گروه از فعايتها با ايجاد اثرات مثبت بر رشد عزت نفس زمينه هاي كاهش فشار خودن بالا تاخير در شروع برخي از بيماريها نظير بيماري پوكي استخوان كاهش قند خون در بزرگسالان و ساير اختلالات پزشكي كه خود پايه گذار بيماريهاي رواني هستند مي شود .

همچنين بيان مي دارد كه فعاليتها بدني اثرات مفيد ديگري مانند روان درماني كاهش اضطراب حالتي كاهش سطح افسردگي خفيف تا شديد كاهش تحريك پذيري جهت عصباني شدن و مضطرب شدن كاهش شاخص هاي مختلف فشار رواني كمك به رفع درد هاي بدني و در اخر بسياري از اثرات مفيدي در زندگي آدمي خواهد شد .

راس و هاين در تحقيقي ۱۹۸۸در تحقيق تحت عنوان تمرين و سلامت رواني در عموم مردم اعلام كردند كه بين تمرين و سالمت رواني همبستگي مثبتي وجود دارد وتمرينات ورزشي با كاهش علائم افسردگي اضطراب و احساس بيماري در عموم جامعه همراهند .
كوپر و همكارانش ۱۹۹۱ در تحقيق ارتقاء سطح سلامت وراني بر اثر تمرينات بدني را نشان دادند . تمرينات شامل ۹۰ دقيقه تمرين ، سه روز در هفته با حداكثر فشار ۶۵ تا ۷۵ درصد و به مدت يكسال كه ادامه داشت . در پايان ميانگين نمره شاخص سلامت رواني عمومي افزايش معني داري را نشان داد .

همچنين امادگي بدني افراد نيز افزايش معني داري را نشان داد .
براون ۱۹۹۲ در تحقيقي با عنوان فعاليت بدني سن و سلامت رواني بيان كرد . فعاليت بدني باعث بهتر شدن سلامت رواني افارد خيلي جوان و ميانسال مي شود ولي شواهد تجربي كمي براي تاييد اينكه فعاليت بدني بر بهبود سلامت رواني افارد سالخورده موثر است وجود دارد . ان هم بخاطر وجود مشكلات تحقيقي كم بودن مطالعات دقيق كنترل شده و يافته هاي مبهم

براون و همكارانش ۱۹۹۲ طي پژوهش تجربه رواني حاصل از ۱۶ هفته شركت در برنامه تمريني باشدتهاي متوس طو كم را با راهبردهاي شناختي در زنان و مردان بزرگسال مورد مطالعه قرار دادند .
ازمودنيهاي تحقيق از ۴ گروه يك گروه گروه كنترل و سه گروه تجربي تشكيل يافته بودند . گروههاي تجربي در طول تحقيق سه نوع فعاليت ۱- راه رفتن با سرعت كم ۲- راه رفتن با سرعت كم همراه با ارام سازي جسمي و فكري ۳) راه رفتن با سرعت متوسط را انجام دادند . نتايج ضمن تاييد اثرات مفيد فعاليتهاي بدني و برخي از ويژگي هاي روانشناختي ازمودنيها نظير افزايش سطح رضايت كاهش اختلالات خلقي و ارتقاي وضعيت سلامت عمومي رواني اين فرضيه كه تمرينات بدني همراه با راهبردهاي شناختي در مقايسه با برنامه هاي تمريني موثر تر است را تاييد كرد .

ديشمن ۱۹۹۵ در مقاله اي انتقادي با عنوان فعاليت بدني و سلامت عمومي سلامت رواني در كل بيان كرد كه مطالعات عموما كاهش متوسطي درخطر ابتلا به افسردگي در ميان افرادي كه فعاليت بدني دارند را نشان مي دهند همچنين تحقيقات تجربي بر روي گروههاي كوچك عموما كاهش هاي متسوطي در افسردگي اضطراب و بعضي علائم جسماني را نشان داده اند ولي در اين مطالعات معمولا كنترل ازمايشي ضعيفي وجود داشته در ضمن افارد نمونه كساني بوده اند كه وضعيت بيمار نداشته اند . لذا اعتبار دروني و قابلي تعميم اين تحقيقات ازمايشي ضعيف مي باشد .
در اينجا لازم مي دانم كه توضيحات بيشتري را ارائه دهم تا همه جوانب امر روشن شود و نكته اي ناگفته باقي نماند .

۱-۳-۲- اثرات فعاليتهاي بدني و ورزشي و انجام آنها بر سلامت جوامع بيمار
هر چند آقاي ديشمن در مقاله انتقادي خود اشاره به انجام تحقيقات بر روي افارد سالم كرده و بيان داشته كه افراد نمونه ها اغلب بيمار نبوده اند اما محققين بسياري به بررسي ارتباط فعاليتهاي بدني و ورزشي و سطح سلامت رواني در افرايد پرداخته اند كه دچار بيماريهاي رواني بوده اند و بيشتر اين مطالعات ارتباط مثبت بين ورزش و سلامت رواني در جوامع بيمار را نشان داده اند . در ادامه به چند مورد و بررسي و مرور انها مي پردازيم .

پلهام و كامپاگنا ۱۹۹۱ در رابطه تاثير رواني جسماني و اجتماعي ورزش بر افراد سالم و بيماران اسكينر و فرينا تحقيقي داشتند . ابزار مورد استفاده در اين تحقيق پرسشنامه و مصاحبه بود و برنامه هاي ورزشي شامل كار بر روي دوچرخه كار سنج به صورت چهار روز در هفته و هر جلسه به مدت ۳۰ دقيقه نتايج تحقيق نشان داد كه تمايل عمومي در كاهش افسردگي افزايش عمومي خوب بودن و بهبود امادگي هوازي وجود دارد .

لاپرير و همكارانش ۱۹۹۴ در مقاله اي با عنوان تمرين وامين شناسي عصبي – رواني اعلام كردند كه شواهد قابل استنادي نشان داده اند كه تمرينات ورزشي باعث بهبود سلامت رواني كار غدد درون ريز اعصاب و عملكرد سيستم ايمني مي شوند . اين مطالعات نشان داد كه يك تمرين با برنامه ورزشي تعادل يافته و منظم مي تواند در افرادي كه داراي نشانه هاي HIY در خودشان هستند مي تواند عوامل ناسازگار فشار اورنده عصبي را تقلي دهد و در جهت مثبت تغييراتي در سيتم ايمني و وضعيت رواني انها حاصل كند .

بعلاوه نتايج تحقيق نشان داد كه تمرينات هوازي مداوم ممكن است در افزايش تعداد سلولهاي CD4 تعدادي از سلولهاي لنفوسيت كه در تشديد پاسخ ايمني نقش كليدي دارند . عملكرد يان سلولها توسط ويروس ايدز دچار نقصان مي شود . و همكاران سيتسم ايمني بدن موثر باشد . همچنين پتانسيلي در فرد براي كم كردن سرعت پيشرفت بيماري ايجاد مي كند . در كل تمرينات بدني در مفهوم ايمن شناسي عصبي – رواني بعنوان روش بسيار پيشرفته اي براي درمان بيماري و ارتقاء سلامتي افراد محسوب مي شود .

فالكنر و اسپاركس ۱۹۹۹ در مورد تاثير ورزش به عنوان يك روش درماني در افراد مبتلا به اسكينر فرينا با ۱۰ هفته برنامه ورزشي دوبار در هفته كمكي در جهت كاهش درك يا احساس خيالات مبهم شنوايي و بالا بران اعتماد به نفس بهبود خواب بيماران و رفتارهاي عمومي انها مي باشد .
در ارتباط شدت انجام فعاليتهاي بدن يو ورزشي محققان زيادي تحقيقاتي انجام داده اند و نظر خود را عنوان كرده اند . كينگ مي گويد : ۱۹۸۹ نوع و شدت تمرين نيست كه فوايد روحي را به وجود مي آورد بلكه تداوم تمرينات و شركت مستمر خود در تمرينات مهم است .

گلين مي گويد ۱۹۹۰ تمرينات بدني حامي بسيار خوبي براي حفظ و توسعه سلامت رواني مي باشند . تمرينات مي توانند اثرات مهمي در بهبود وضعيت رواني خلق و خو و احترام به خويشتن دارد . ولي همين تمرينات مي توانند اثرات زينانباري در سلامت رواني فرد به وجود اورد . افراد بيش از حد به تمرين و فعاليت بدني وابسته مي شوند كه اين حالت مي تواند موجب اختلالاتي در خلق و خو و بدتر كردن سلامتي بدني انها مي شود .

در ورزشهاي همچون رشته هاي استقامتي كه تمرينات سخت و بيش از حد سنگين لازم باشد . قطعا ناراحتيهاي خلق و خويي افارد شكرت كننده در انها افزايش خواهد يافت : بنا به دلايلي تمرينات شديد ممكن است موجب مزمن شدن علائم بدني و ذهني امراض در فرد شوند كه اين وضعيت اجراهاي بدتر و ناراحتيهاي رفتاري از قبيل افسردگي را به همراه خواهد داشت . بلو منتال و ايمرسي ۱۹۹۱ اثرات بلند مدت تمرين روي عملكرد رواني زنان و مردان بزرگسال و كهنسال را بويژه مورد بررسي قرا ردادند .

نتايج تحقيق نشان داد افرادي كه به مدت ۲۴ ماه تمرينات ورزشي هوازي را انجام داده بودند يك بهبود ۱۰-۱۵ درصدي در ظرفيت هوازي داشتند و در تعدادي از نشانه هاي رواني نيز بهبود داشتند .

مك ماهان ۱۹۹۵ در مورد بهره رواني تمرين به دنبال تمرينات شديد بيان كرد كه امكان دارد تمينات هوازي شديد موجب بهبودي و پيشرفت زيادي در عزت نفس و افسردگي گردد

۲-۳-۲- سلامت رواني در انواع رشته هاي ورزشي و فعاليت هاي بدني مختلف
گلدولتر و كولينر ۱۹۸۵ اثرات دو نوع تمرني يا به عبارتي برنامه تمريني را بر امادگي قلبي – تنفسي و احساس و اضطراب در مردان ۱۹ تا ۳۰ ساله را مرود مطالعه قرار دادند . اين محققان پس از كسب اطمينان از سلامت جسماني ازمودنيهاي خود با استفاده از ازمونهاي گوناگون پزشكي انها را به طور تصادفي به دو گروه تقسيم كردند . يك گروه از ازمودنيها به مدت ۶ هفته و هفته اي ۵ روز در يك برنامه امادگي جسماني و پويا شام

ل شنا و فوتبال با فشار نسبتا زياد شركت كردند . گروه دوم در يك برنامه امادگي حسماني با فشار متوسط نظير بدمينتون به مدت ۶ هفته و هفته اي ۲ روز شركت كردند . امادگي قلبي – عروقي و ميازن اضطراب هر دو گروه پس از شركت در بنرامه هاي ورزشي فوق با استفاده از روشهاي علمي موجود ارزياب يگرديد. نتايج نشان داد كه ازمودنيهاي گروه اول هم از نظر امادگي جسماني پيشرفت يافتند و هم سطح اضطراب انان كاهش يافت .

اسلاشر ۱۹۶۴ تفاوتهاي ميان ورزشهاي رشته هاي كشتي شنا بيسبال و فوتبال را مطالعه كرد و اظهار كرد كه گروه شنا كمترين عصبانيت را داشت و فوتباليست ها و كشتي گيران در خصوصيات رواني با يكديگر مشابه بودند و بسكتباليست ها افسردگي ملايمي داشتند .

حميد حميدي تبار ۱۳۷۲ در مقايسه ورزشكاران رشته هاي گروهي و انفاردي با جنبه هاي مختلف افسردگي به اين نتيجه رسيد كه ۵/۱۲ درصد از ورزشكاران رشته هاي گروهي و ۴/۹ درصد از ورزشكاران رشته هاي انفرادي داراي افسردگي متوسط هستند كه اين اختلاف تا حدي از نظر اماري معني دار نيست ولي ورزشكاران انفرادي در اين متغير وضعيت مطلوب تري را نسبت به ورزشكاران رشته هاي گروهها دارند .

مجيد فروزش ۱۳۷۳ طي تحقيق به اين نتيجه رسيد كه ميزان اضطراب بين دانش اموزان ورزشكار رشته هاي گروهي و انفرادي در سطح ۵ % اختلاف معني داري وجود دارد و نشان مي دهد كه ورزشكاران رشته هاي گروهي اضطراب كمتري نسبت به ورزشكاران رتشه هاي انفرادي دارند .

رضا احمدي ۱۳۷۸ در تحقيق با عنوان مقايسه وضعيت سلامت رواني دانش اموزان پسر ورزشكار و غير ورزشكار دبيرستانهاي شهر سنندج به مقايسه سلامت رواني ورزشكاران رشته هاي گروهي فوتبال واليبال بسكتبال و هندبال و رشته هاي انفرادي دو و ميداني شطرنج كاراته تكواندو كشتي بدمينتون جودو تنيس روي ميز با استفاده از پرسشنامه سلامت عمومي گلدبرگ پرداخت نتايج نشان داد كه در سطح ۵ % ارتباط معني داري بين سلامت رواني دانش آموزان پسر ورزشكار رشته هاي انفاردي و گروهي وجود ندارد .

۳-۳-۲- تفاوت افراد ورزشكار و غير ورزشكار در سلامت رواني و ابعاد آن
حسن خلجي در يك بررسي با استفاده از ازمون چند وجهي مينه سوتا MMPI 1367 صفات شخصيتي ورزشكاران استقامتي در گروههاي سني جوانان و بزرگسالان را بررسي و با گروه غير ورزشكار مقايسه كرد و پس از استخراج نتايج اعلام كرد كه ورزشكاران جوان و بزرگسالان در شاخسهاي باليني از نظر اماري با افراد عادي يا همان غير ورزشكاران تفاوت معني داري دارند .

همچنين در صفات شخصيتي چون اجتماعي بودن ورزشكاران اجتماعي تر از افارد غير ورزشكار بودند .
دكتر شكوه نوابي نژاد ميازن پراكندگي افسردگي در بين زنان ورزشكار و غير ورزشكار را مورد بررسي و مطالعه قرار دادند . نمونه اماري اين تحقيق ۱۴۰ زن و رزشكار و ۱۴۰ زن غير ورزشكار بودند نتايج نشان دادند كه ميزان افسردگي در ميان زنان غير ورزشكار بيشتر از زنان ورزشكار بود .
رضا احمدي ۱۳۷۸ سلامت رواني دانش اموزان پسر ورزشكار و غير ورزشكار را مرود بررسي و مطالعه قرار داد . نتايج نشان داد كه سلامت رواني دانش اموزان پسر وطرزشكار بهتر از دانش اموزان غير ورزشكار بود .

و در ادامه به لحاظ نياز اين پژوهش با توجه به كاربرد تست سلامت عمومي گلدبرگ و مورد بررسي قرار دادن چند جنبه چون افسردگي خواب اضطراب و نياز ديدم كه در ادامه به جنبه هاي كه اين تست مورد بررس قرار م يده اشاره اي كوتاه به اين جنبه ها و نظرياتي كه در باب انها هست نيز اشاره اي كرده باشم .

۱-۳- ورزش و اضطراب
نتايج يك تحقيق نشان داد كه حدود ۳/۷ درصد ازي جمعيت بزرگسالان ايالات متحده دچار اختلال اضطراب هستند و ناگزير از درمان مي باشند . اضطراب معمولا يك نوع ارزيابي شخصي شناختي منفي از خود است كه همراه با دلواپسي نگراني ترديد و ترس مي باشد . همچنين اضطراب معمولا زماني رخ مي دهد كه نيازها و تقاضاهاي محيطي بالاتر از تواناي شخص باشد .

لاندرز و پتريزلو پس از بررسي و مرور ۲۷ مطالعه تحقيقي دريافتند كه ۸۱ درصد از محققان ورزش و تاثير ان بر كاهش اضطراب را تايي كرده اند . همچنين نتايج ۶ تحقيق فرا تحليلي كه دامنه مطالعاتي ۱۵۹ مطالعه داشت نشان دادند كه ورزش به طور معني داري موجب كاهش اضطراب مي شود .

۲-۳- ورزش و افسردگي
افسردگي مسئله اي رايج در جوامع امروزي است . در روان پزشكي افسردگي را تغيير خلق و خو را در جهت غمگيني مي دانند . ساليانه ۲ تا ۵ درصد امريكائيان به كلينيكهاي افسردگي مراجعه مي كنند .

هزينه مراقبت از افرادي كه افسرده اند ساليانه ۵/۱ بيشتر از افراد غير افسرده است . و بيماراني كه تحت درمان داروهاي ضد افسردگي قرار دارند ۳ برابر بيشتر از سايرين هزينه دارند . همچنين هزينه هاي بالا امروز عامي شده است كه كلينيكهاي درماني از روشهاي كم هزنيه تر مانند ورزش درماني در كنار ساير روشهاي درماني استفاده كنند . تحقيق در زمينه رابطه بين ورزش و افسردگي تاريخچه اي طولاني دارد .

فرانز و هاميلتون ۱۹۰۵ و واكس ۱۹۲۶ پيشنهاد كردند كه بين كاهش افسردگي و ورزش ارتباط معني داري وجود دارد . در طي سالهاي ۱۹۰۰ بيش از ۱۰۰ تحقيق اين ارتباط را بررسي كرده اند .

۳-۳- ورزش و عزت نفس
تعدادي از محققين تلاش كرده اند تا به ارائه يك مدل نظري در مورد رابهط بين شركت منظم در فعاليتهاي بدني و رشد رواني را بيان كند . اين محققان معتقدند كه اين مدل تلاش مي كند كه براي شناخت مكانيزمهاي موجود بين شركت در فعاليتهيا بدني و مزاياي روانشناختي ان طرحي قابل قبول ارائه كند .

در واقع مدل روانشناختي كه شرح ان گذشت بر اين فرض استوار است كه شركت منظم در فعاليتهاي بدني و ورزشي قابليتهاي جسماني را بالا برده و موجب رشد عزت نفس انسان مي گردد . به بيان ديگر ، محققان معتقدند ادراك توانائيهاي جسماني كه خود پيش نياز رشد اين كيفيت رواني است به عنوان واسطه اي بين فعاليتهاي بدني و رشد عزت نفس عمل مي كند . ( اصلا نخاني ، ۱۳۷۷)

عزت نفس

گرايش به فعاليت تربيت بدني تخمين تواناي جسماني

كسب توانايي جسماني

فعاليت بدني

پيچ و همكارانش ۱۹۹۵ طي پژوهشي رابطه موجود بين نزديك بودن و ارتباط داشتن بين تمرين و خجالتي و گوشه گير وبدن را در گروهي از دانشجويان دانشگاههاي مختلف مطالعه و بررسي كردند .

تجزيه و تجليل اطلاعات بدست امده از اين پژوهش نشان داد افرادي كه ورزش نمي كنند با نمي كردند و يا فعايت جسماني منظم نداشتند ، نمرات بالايي ودر ويژگيهاي خجالتي بودن و گوشه گيري داشتند . در مقابل افرادي كه در هفته ۷ باز ورزش مي كردند در مقايسه با افارد كم تحرك كه علاقه اي به فعاليتهاي جسمانيي نداشتند ، از نظر ويژگيهاي خجالتي و گوشه گير بودن تفاوت معني دار اماري داشتند .

گريبر ۱۹۸۶ بيان كرد ورزشهاي هوازي اثرات بيشتري از ورزشهاي غير هوازي بر عزت نفسي دارد همچنين فعاليتهاي جسماني در افارد معلول و ناتوان تر موثر تر است .

۴-۳- ورزش و خلق و خوي
محقان گزارش كردند كه ورزش سبب بهبود خلق و خو مي شود . اما متاسفانه تحقيقات در اين زمينه كم است

لنگاس و همكارانش در سال ۱۹۹۰ به بررسي اثر ۱۳ هفته اي تمرينات هوازي روي خلق و خوي طبيعي مردان و زنان معمولي غير افسرده پرداختند . نتايج نشان داد كه اگر چه گروه نمونه پيشرفت معني داري در امادگي حسماني نشان دادند ولي هيچ تغيير معني داري در خلق و خوي انها در جهت مثبت وجود نداشت و نتيجه گرفتند كه علرغم اثرات تمرين روي افسردگي باليني به نظر نمي رسد كه تمرينات اثر مفيد بلند مدتي روي افراد غير افسرده معمولي و طبيعي كه بستري نبوده اند داشته باشد .

۵-۳- ورزش و خواب
در مورد اثرات ورزش بر خواب دو تحقيق گزارش شده است . هر دوي اين بررسي ها نشان مي دهند كه ورزش سبب افزايش قابل توجه اي در كل زمان خواب و همچنين ارامش بيشتر در خواب مي شود .
به طور كلي ورزش زماني اثرات بهتري بر خواب راحت داشت كه : ۱- افراد ازمودني مونث مسن و امادگي كمي داشته باشند . ۲- مدت ورزش طولاني باشد ۳- در ساعات اوليه روز انجام گيرد .

۴-۳-۲- جمع بندي و نكات اخر در مورد پيشه تحقيق
و اما اخرين نكات در مورد پيشينه تحقيق مرور ادبيات تحقيق نشان مي دهد كه امروز مدارك بيشتري در دسترس است كه ارتباط ورزش و بهبود سلامت رواني را تاييد مي كنند . خصوصا در حوزه هاي اضطراب و افسردگي اين تحقيقات نشان مي دهند كه ورزش فقط اضطراب و افسردگي را كاهش نمي دهد .

بلكه به نظر مي رسد كه سبب افزايش عزت نفس بهبود خلق و خو خواب راحت و كمك به برگشت سريع از استرسها رواني نيز مي شود . هيچ كدام ا زاين فوايد ورزش بر اسسا نتايج يك تحقيق نيست بلكه بر اساس تحقيقهاي فراواني كه صورت گرفته گرفته شده است . الگوي كلي اين تحليلها و بررسي ها نشان مي دهد كه ورزش مي تواند نقش مهمي در ارتاقء سطح سلامت رواني بازي كند .

در توجيه اين فوايد نظرات گوناگوني هست . طبق عقيده روانپزشكان و گروه متخصصين موسسه بين المللي بهداشت رواني ورزش و تمرين بدني تاثير مثبتي بر روي بهداشت رواني فرد دارد و طبق تحقيقات انجام شده برخورد مثبتي بين فعاليت جسماني و تصور بدني وجود دارد و رضايت حاصل از فعاليت جسماني موجب لذت و رضامندي در زندگي مي وشد و ممكن است اين احساس رضضايت و لذت به ساير جنبه هاي زندگي سرايت مي كند .

برخي از متخصصان معتقدند تمرين و فعاليتهاي بدني بدين خاطر اثرات مثبت رواني دارد كه موجب مي گردد تا ذهن افراد به ويژه هنگام پرداختن به فعاليتهاي از مشكلات و ناكميهاي زندگي دور گردد و طبيعي است كه تكرار تمرينات و عادت به دوري جستن از تفكرات منفي رمربوط به مشكلات مي تواند داراي اثرات رواني بوده و به جنبه هاي ديگر زندگي انسان منتقل گردد . اصلانخاني ۱۳۷۸
علاوه بر موراد بالا توضيحات ديگري بيان شده از جمله اينكه فعاليتهاي بدني موجبات تغييرات بيوشيميايي بدن را فراهم مي كند .

و اين تغييرات به نوبه خود بر بهداشت رواني فرد اثر مي گذارد . ورزش و فعاليتهاي بدني موجب افزايش سطح اندروفين در بدن مي شود كه اين ماده در تنظيم احساس و ادراك درد نقش بيش مهمي دارد . افزايش اندروفين سب كاهش ادراك درد مي گردد و از اين طريق مي تواند سبب ارتقاي سطح سلامت رواني گردد هر چند كه اين رابطه هنوز اثبات نشده است . اصلا نخاني ۱۳۷۸ – به هر حال اشكاراست كه تحقيقات بيشتري براي روشن شدن بهتر اين موضوع نياز است .

فصل سوم
روش اجراي تحقيق
۱-۳- مقدمه
۲-۳- روش اجراي تحقيق
۳-۳- جامعه آماري
۴-۳- نمونه آماري و روش نمونه گيري
۵-۳- ابزار تحقيق ( اندازه گيري)
۶-۳- روش جمع آوري داده ها ( اطلاعات)
۷-۳- روش آماري تحقيق

۱-۳- مقدمه
در اين فصل يعني روش اجراي تحقيق روش اجراي تحقيق جامعه اماري كه قصد نمونه گيري و پس از اجرا قصد تعميم يافته ها را به ان جامعه داريم حجم گروه نمونه شيوه گزينش نمونه ها ابزار اندازه گيري در تحقيق مراحل اجراي ازمون نحوه اجراي تحقيق شيوه نمره گذاري و روشهاي اماري به كار برده شده در تحقيق بيان خواهد شد .

۲-۳- روش اجراي تحقيق
اين تحقيق از نوع تحقيقات همبستگي و توصيفي مي باشد كه با استفاده از پرسشنامه و بهص ورت مياني انجام مي گيرد .

۳-۳- جامعه آماري
جامعه اماري پژوهش را دانشجويان پسر دوره كارشناسي سه رشته تحصيلي راهنمايي و مشاوره روانشناسي و علوم تربيتي دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه شهيد بهشتي تهران در سال تحصيلي ۸۶-۸۵ تشكيل مي دهند و همگي شانس مساوي جهت شركت دراين تحقيق برخوردار مي باشند .

تعداد كل ازمودنيها ۹۶ نفر به لحاظ اموزشي و تعداد ۱۱ نفر انتقال و مرخص از تحصيل هرمي ۸۵ بودند يعني تعداد جامعه به صورت صحيح ۸۵ نفر و طبق جدول كريمي و مورگان تعداد نفرات نمونه را ۷۰ دانشجوي پسر دوره كارشناسي دانشكده تشكيل مي دهند .

۴-۳- نمونه آماري و روش نمونه گيري
نمونه گيري به روش تصادفي ساده است . زيرا همانگونه كه ذكر شد در اين تحقيق هدف ان است كه همه اعضاي جامعه شانس مساوي براي انتخاب شدن به عنوان نمونه شانس مساوي داشته باشند و جهت دادن شانس مساوي به همه اعضاي جامعه از روش نمونه گيري تصادفي ساده استفاده شده است .

تعداد كل ازمودنيها با توجه به حجم جامعه اماري بر اساس جدول كرجسي و مورگان انتخاب گرديده و جمعا تعداد كل دانشجويان پسر دوره كارشناسي دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي ۹۶ نفر مي باشد . از اين تعداد ۵۰ نفر دانشجوي رشته راهنماي و مشاوره و تعداد ۱۹ نفر از رشته روانشناسي و تعداد ۲۷ نفر دانشجوي رشته علوم تربيتي مي باشند .

ضمنا تعدادي دانشجو در سه رشته راهنمايي و مشاوره روانشناسي و علوم تربيتي بر اساس سال ورودي ۸۲ به بعد در ترم ششم فارغ التحصيل شده اند و يا اصلا جهت ادامه تحصيل به دانشگاه مراجعه نكرده اند كه جزئيات در ذيل خواهد امد .

لازم به ذكر است كه از تعداد ۹۶ دانشجوي بالا از رشته مشاوره ۴ نفر اصلا مراجعه نكرده اند و ۳ نفر نيز در مرخصي بوده اند در ترم مورد پژوهش و از رشته روانشناسي ۱ نفر مراجعه نكرده است ۱ نفر انتقالي گرفته اند و ۲ نفر از دانشجويان ورودي ۸۵ نيز در مرخصي تحصيلي بوده اند . جمعا ۱۱ نفر و كل جامعه ۸۵ نفر از رشته علوم تربيتي نتوانستم اماري از دانشجويان پسر غايب تهيه كنم به دليل نبود امار اموزشي

۵-۳- ابزار اندازه گيري: ( ابزار تحقيق)
جهت اندازه گيري و كسب اطلاعات لازم از پرسشنامه هاي زير استفاده شده است .
۱- پرسشنامه ويژگيهاي فردي
براي حمع اور ياطالعات لازم در مرود ويژگيهاي فردي از پرسشنامه اي كوتاه كه توسط اقاي رحمت ا… صادقي دانشجوي فارغ التحصيل كارشناسي ارشد دانشگاه شهيد بهشتي در رشته تربيت بدني و علوم ورزشي استفاده شده است .

مشخصاتي كه در اين پرسشنامه از داوطلب خواسته مي شود عبارتند از : من ازمودني ب رحسب سال وزن ازمودني بر حسب kg كيلوگرم ، سطح تحصيلات و اينكه ايا در فعاليت يا رشته ورزشي بخصوصي به به صورت منظم و مستمر داراي فعاليت مي باشد يا خير ؟ و همچنين سابقه ورزشي داوطلب بر حسب ماه

۲- پرسشنامه سالمت عمومي ۲۸ سئوالي GHO-28
جهت اندازه گيري سلامت رواني ازمودنيها از پرسشنامه GHQ-28 استفاده شده است .