عوامل مؤثر در کیفیت زندگی زناشویی

یکی از حیطه های بزرگ کیفیت زندگی، کیفیت زندگی زناشویی است، از مفاهیم بسیاری از قبیل تعهد برای کیفیت زناشویی به کار رفته است (لویس و اسپانیز، ۱۹۷۹، به نقل از الیس ۲۰۰۴).
در مورد معنای هر یک از این مفاهیم توافق وجود ندارد. علت آن به نبود یک نظریه ی واحد در مورد چیستی کیفیت زناشویی باز می گردد (گلن، ۱۹۹۰؛ به نقل از الیس، ۲۰۰۴). کُل و اسپانیر (۱۹۷۶) کیفیت زناشویی را به عنوان موفقیت و عملکرد یک ازدواج توصیف کرده اند. (هارپر و

همکاران، ۲۰۰۰). لارسون و هولمان (۱۹۹۴) بیان کردند کیفیت زناشویی یک مفهوم پویا است زیرا ماهیت و کیفیت روابط میان افراد در خلال زمان تغییر می یابد که این مطلب امکان شناسایی عوامل تأثیرگذار بر کیفیت یک رابطه را فراهم می نماید. هرچند ممکن است که این قبیل روابط پیچیده بوده و حاوی تعاملات میان متغیرهای بسیار باشند.

از عوامل مؤثر در کیفیت زندگی زناشویی می توان به عوامل فردی، عوامل ارتباطی و عوامل خارجی اشاره کرد. عوامل فردی عبارتند از:
۱- جنسیت: بین دیدگاه مردان و زنان نسبت به کیفیت زناشویی چند تفاوت مشاهده شده است. مثلاً لاکسلی (۱۹۸۰) گزارش کرده است که خانمها نارضایتی و ناکامی بیشتری را در قبال رابطه گزارش می کنند، و معتقدند که بیش از همسرانشان مورد سوء تفاهم واقع
می شوند. (الیس، ۲۰۰۴) هیتون و بلیک (۱۹۹۹) معتقدند که از آنجایی که مردان و زنان از نقشهای متفاوتی برخوردارند و دید متفاوتی نسبت به ابعاد گوناگون رابطه (از قبیل تقسیم وظایف، فرزندپروری و جمعیت جنسی) دارند به شکل متفاوتی به ارزیابی رابطه می پردازند.

آنها همچنین معتقدند که ارزیابی زنان از رابطه دقیق تر از مردان است چون آنها بر رابطه تأکید بیشتری می ورزند.
۲- سلامتی: ممکن است نقصان در سلامتی با کاهش کیفیت زناشویی رابطه داشته باشد که تحت تأثیر عواملی همچون کاهش درآمد، تغییر در بازار کار، فعالیتهای مشترک اندک یا رفتار مشکل زا قرار می گیرد (بوث و جانسون، ۱۹۹۴؛ به نقل از الیس، ۲۰۰۴). همچنین ممکن است اثرات کیفیت زناشویی برای همسری که سالم است قوی تر باشد و کیفیت زناشویی زنان ممکن اس

ت نسبت به بیماری مزمن همسر حساس تر باشد (الیس، ۲۰۰۴). بررسی تحقیقات مختلف نشان می دهد که کیفیت پایین زندگی زناشوئی، آشفتگی زناشویی و طلاق، با افزایش آشفتگی روانشناختی و کاهش سلامتی کلی همبستگی دارد و تأثیرات بسیار مخربی بر بهزیستی کلی ایجاد می کند (هاوکینز و بوث، ۲۰۰۵)
۳- نحوه فرزندپروری: فرزندپروری ضعیف می تواند از طریق میانجیگری عوامل دیگر نظیر تعارض زناشویی بر کارکرد رابطه تأثیر بنهد. اثرات فرزندپروری ضعیف ظاهراً به جنسیت، شدت سوء استفاده و بعد خاص کیفیت زناشویی بستگی پیدا می کند (بلت و آبیدین، ۱۹۹۶). به عنوان مثال کلی و کونلی (۱۹۸۷) گزارش کرده اند که ابعاد محیط اجتماعی اولیه همانند عدم ثبات روانی ـ اجتماعی و نزدیکی هیجانی پیش بینی های قوی تری برای کیفیت زناشویی زنان محسوب می شوند. (الیس، ۲۰۰۴)
۴- وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی: شرایط اقتصادی ـ اجتماعی مطلق از اهمیت کمتری در پیش بینی کیفیت زناشویی برخوردارند تا انتظارات و ادراکات مربوطه. از این رو رضایت از سبک زندگی و وضعیت شغلی و اقتصادی ـ اجتماعی می تواند به سطوح بالای رضایت زناشویی بینجامد (لویس و اسپانیر، ۱۹۷۹؛ به نقل از الیس، ۲۰۰۴). لارسون و همکارانش (۱۹۹۴) دریافتند که استرس عدم امنیت شغلی، رابطه ای منفی با تعدادی از کارکردهای زناشویی دارد. بیکاری از رابطه ای قوی با رضایت زناشویی برخوردار نیست اما با افسردگی و روابط استرس آور که پیش بینی کننده کیفیت زناشویی نامطلوب هستند رابطه دارد (کینون و پولکین، ۱۹۹۸؛ به نقل از الیس، ۲۰۰۴).

همچنین ممکن است اثرات استرس شغلی یکی از همسران به دیگری تسرّی پیدا کند. به عنوان مثال، بولگر و همکاران (۱۹۸۹) دریافتند که بین استرسهای کاری یکی از زوجین و استرسهای خانگی همسر دیگر رابطه وجود دارد. (الیس، ۲۰۰۴)
عوامل ارتباطی: ۱- مدت ازدواج: این یافته که کیفیت زناشویی با گذشت زمان کاهش می یابد یافته ای متدول محسوب می شود (استتس، ۱۹۹۳؛ به نقل از الیس، ۲۰۰۴). اکثر پژوهشها بر سالهای اولیة ازدواج تمرکز حاصل کرده اند. به عنوان مثال کارنی و برادبوری (۱۹۹۷) دریافتند که نمرات رضایت زناشویی در خلال چهار سال اول ازدواج کاهش یافته و سپس افزایش می یابند.

(الیس، ۲۰۰۴) ادعاهای اولیه مبنی بر این که ازدواجها بعدها در طی سالهای آتی بهبود می یابند توسط پژوهشهای اخیر تأیید نشده اند. مقایسة میان مطالعات بیانگر آن است که کیفیت زناشویی در وهلة اول به سرعت کاهش یافته و سپس افزایش می یابد (گلن، ۱۹۹۸؛ به نقل از الیس، ۲۰۰۴).
۲- تعاملات: ممکن است ویژگی تعاملات میان زوجین برای کیفیت زناشویی مهم تر از صفات اجتماعی یا فردی باشد (جانسون و بوث، ۱۹۹۸؛ به نقل از الیس، ۲۰۰۴) مثلاً لویس و اسپانیر (۱۹۷۹) گزارش کرده اند که احترام مثبت، ارتباطات اثربخش، نبودن تعارض نقش و رضایتمندی به کیفیت زناشویی بالاتر می انجامند.۳- روابط قبل از ازدواج: روابط قبل از ازدواج با فردی به جز همسر فعلی از رابطه ای منفی با رضایت و ثبات زناشویی برخوردار است. (استتس، ۱۹۹۳؛ به نقل از الیس ۲۰۰۴). و همچنین کیفیت زناشویی در ازدواجهای اول بالاتر از ازدواجهای بعدی است (گلن، ۱۹۹۰؛ به نقل از الیس، ۲۰۰۴). روابط قبل از ازدواج رابطه ای منفی با کیفیت زناشویی دارد (گلن، ۱۹۹۰؛ به نقل از الیس، ۲۰۰۴).
۴- حضور کودکان: زوجین با فرزند رضایت زناشویی بیشتری را در قیاس با زوجین بدون فرزند گزارش می کنند (گلن و مک لاناهان، ۱۹۸۲؛ به نقل از الیس، ۲۰۰۴). و کاهش کیفیت زناشویی در آنها کمتر است (کوردک، ۱۹۹۱؛ به نقل از الیس، ۲۰۰۴). این که فرزندان چگونه در طی دوران بارداری و طفولیت بر کیفیت زناشویی تأثیر می گذارند بین زوجین متفاوت است و ممکن است در این بین سبکهای تعاملی و فرزندپروری در تعیین اثرات تولد فرزندان بر کیفیت زناشویی حائز اهمیت تر

باشند. (برادبوری و همکاران، ۲۰۰۰). همچنین پس از تولد فرزندان رابطه زناشویی بیشتر بر کارکردهای ابزاری و کمتر بر ابراز هیجان متمرکز می شود بویژه برای زنان (بلسکی و همکاران، ۱۹۸۵؛ به نقل از الیس ۲۰۰۴). تولد یک نوزاد از رابطه معنادار با اختلافات زناشویی ادراک برخوردار است (راجرز، ۱۹۹۹؛ به نقل از الیس ۲۰۰۴).
۵- تقسیم وظایف: عدم توافق بر سر تقسیم وظایف در منزل یک منبع نارضایتی محسوب می شود. ویلکی و همکارانش (۱۹۹۸) دریافته اند که شوهران دارای نگرشهای سنتی در هنگامی که

همسرانشان شاغل هستند از سطوح رضایت زناشویی پایین تری برخوردار هستند. (الیس، ۲۰۰۴) ظاهراً ادراک از عدالت، اثرات ترجیحات تقسیم وظایف و ترجیحات نقش بر رضایت زناشویی را متعادل می کند. (الیس، ۲۰۰۴) رضایت زناشویی همچنین متأثر از انتظارات نقش در بافت طبقة اجتماعی می گردد، مثلاً در طبقات پایین تر ممکن است زنان به خاطر احتیاج روی به کار بیاورند و از زنان دارای تحصیلات بالا انتظار کار کردن برود. بنابراین در اینجا دیگر این خود استخدام نخواهد بود که برای کیفیت زناشویی حائز اهمیت است بلکه مسئله مهم میزان تطابق تجارب خانواده با استخدام خواهد بود (هاسکن چت و ماکی، ۱۹۸۱؛ به نقل از الیس، ۲۰۰۴).

پرسشنامه رضایت زناشویی ENRICH
مقیاس این پرسشنامه به شرح زیر توصیف شده است:
۱٫ پاسخ قراردادی: این مقیاس تمایل شخص برای پاسخ متعارف به سؤالات پرسشنامه را اندازه گیری می کند.
۲٫ رضایت زناشویی: این مقیاس رضایت و انطباق با ۱۰ جنبه رابطه زناشویی را که در زیر آمده است، اندازه گیری می کند.

۳٫ موضوعات شخصیتی: این مقیاس درک شخص را از همسرش با توجه به رفتارها و ویژگیها و سطح رضایت یا عدم، که مربوط به این موضوع ها می شود ارزیابی
می کند. نمره بالا نشان دهنده یک سطح پایین از پذیرش یا فقدان راحتی با شخصیت و رفتار همسر است و نمره پایین نشان دهنده سازگاری با همسر و رضایت از شخصیت همسر است.
۴٫ ارتباط زناشویی: این مقیاس به احساسات، اعتقادات و نگرشهای شخص، نسبت به نقش ارتباط در تداوم روابط زناشویی مربوط می شود. نمره پایین نشان دهنده آگاهی زن و شوهر و رضایت از سطح و نوع ارتباط در روابطشان و نمره بالا نشان دهنده فقدان رضایت در ارتباطشان است.
۵٫ حل تعارض: این مقیاس نگرشها، احساسات و اعتقادات شخصی همسر را در به وجود آوردن یا حل تعارض ارزیابی می کند. موضوع ها بر روی روشهایی برای خاتمه دادن به بحث تمرکز دارند. نمره پایین نشان دهنده نگرشهای واقع گرایانه درباره تعارضات اجتماعی در روابط زناشویی است و نمره بالا نشان دهنده عدم رضایت از روشی است که تعارضات حل می شوند.

۶٫ نظارت مالی: این مقیاس تمرکز دارد روی علائق و نگرشهای مربوط به روش اقتصادی و مسائلی که در روابط زن و شوهر اداره می شوند. نمره پایین نشان دهنده رضایت از اداره مالی و نگرش واقع بینانه نسبت به موضوعات مالی است و نمره بالا نشان دهنده نگرانیهای مختلف در زمینه اداره مالی در روابط زناشویی است.
۷٫ فعالیتهای مربوط به اوقات فراغت: این مقیاس ترجیحات شخصی هر زوج را برای گذراندن اوقات فراغت ارزیابی می کند. نمره پایین نشان دهنده انطباق،
انعطاف پذیری و توافق درباره استفاده از زمانهای فعال اوقات فراغت است و نمره بالا نشان دهنده نارضایتی از این که چگونه اوقات فراغت در روابط زن و شوهر مورد استفاده قرار گیرد.

۸٫ روابط جنسی: این طبقه احساسات و نگرانیهای شخصی را دربارة روابط جنسی و عاطفی با همسر ارزیابی می کند. آیتمها منعکس کننده رضایت از ابراز عواطف و میزان احساس راحتی در بحثهای مربوط به موضوعهای جنسی و آمیزش جنسی است. نمره پایین نشان دهنده رضایت از ابراز عواطف و نگرش مثبت درباره نقش مسائل جنسی در ازدواج و یا عدم توافق درباره تصمیمات مربوط به جلوگیری از حاملگی است.
۹٫ ازدواج و بچه ها: این مقیاس نگرشها و احساسات شخصی را درباره داشتن بچه و توافق روی تعداد بچه ها ارزیابی می کند. نمره پایین نشان دهنده توافق در مورد بچه داشتن و تعداد بچه هاست و همچنین نشان دهنده درک واقع گرایانه از تأثیری که بچه ها از روابط زناشویی می بینند و رضایت از نحوه مشخص شدن نقشها و مسئولیتهای والدینی است.

نمره بالا نشان دهنده عدم رضایت از تصمیمات مربوط به بچه داشتن و یا تعداد بچه هایی که خانواده ترجیح می دهند.
۱۰٫ بستگان و دوستان: این مقیاس به ارزیابی احساسات و علائق مربوط به روابط با خویشاوندان، اقوام همسر و دوستان می پردازد. آیتمها نشان دهنده نگرش دوستان و بستگان نسبت به ازدواج و انتظارات مربوط به میزان صرف وقت با دوستان و بستگان است. نمره پایین نشان دهنده ناسازگاری روابط خانواده و دوستان می باشد و دلالت بر وجود زمینه هایی از تعارض دارد.
۱۱٫ نقشهای مربوط به برابری زن و مرد: این مقیاس نگرشها، احساسات و اعتقادات شخص را درباره نقشهای مختلف زناشویی ارزیابی می کند. نمره پایین نشان دهنده ارزشهای برابرنگرانه است.

۱۲٫ جهت گیری عقیدتی: این مقیاس نگرشها، احساسات و علائق شخص را درباره اعتقادات و اعمال مذهبی در زندگی زناشویی ارزیابی می کند. نمره پایین نشان دهنده این دیدگاه است که مذهب یک بخش بیش از اندازه مهم در ازدواج است و نمره بالا نشان دهنده بی اهمیت دانستن مذهب در ازدواج است.
روایی و اعتبار پرسشنامـه
آقای علی اکبر سلیمانیان در پژوهشی تحت عنوان «بررسی تفکرات غیرمنطقی بر نارضایتی زناشویی» درباره روایی و اعتبار این پرسشنامه اظهار می دارد که برای استفاده پرسشنامه در تحقیق ابتدا پرسشنامه ترجمه گردید. پس از ترجمه، سؤالات به رؤیت متخصصین روان شناسی، خانم دکتر نوابی نژاد و آقای دکتر نادری رسانده شد و روایی محتوایی پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفت. در مرحله بعد پرسشنامه بر روی یک گروه ۱۱ نفری اجرا گردید و ضریب اعتبار آن از طریق ضریب آلفا محاسبه شد که عدد ۹۳% به دست آمد. با توجه به زیاد بودن سؤالهای پرسشنامه (۱۱۵ سؤال) که موجب خستگی بیش از اندازه آزمودنیها می شد، تصمیم گرفته شد فرم کوتاهی از آن تهیه شد.

برای این منظور ابتدا همبستگی هر یک از سؤالات با کل پرسشنامه از طریق ضریب همبستگی محاسبه گردید. سپس ۴۷ سؤال که از همبستگی نسبتاً بالایی برخوردار بودند انتخاب شدند. این انتخاب به طور مساوی از مقیاسهای مختلف پرسشنامه صورت گرفت و بدین ترتیب در مجموع ۴۷ سؤال انتخاب شد که مجدداً ضریب اعتبار فرم ۴۷ سؤالی بر روی یک گروه ۱۱ نفری با استفاده از ضریب آلفا محاسبه گردید که ضریب اعتبار ۹۵% به دست آمد. روش محاسبه اعتبار و روایی

پرسشنامه مزبور به استاد راهنمای پژوهش (پس از بررسی و نگرش کامل) ارائه گردید. پس از بررسی و مطالعه اصل پرسشنامه و طریقه محاسبه اعتبار و روایی آن، روش مذکور از نظر ایشان مورد تأیید قرار گرفت و از پرسشنامه رضایت زناشویی ENRICH جهت برآورد میزان رضایت زناشویی در گروههای مطالعه و مقایسه ازدواجها، استفاده شد.

روش ارائه و نمره گذاری پرسشنامـه
برای پرسشنامه مورد استفاده یک برگه به عنوان راهنما و یک برگه نیز جهت توجیه و دریافت مشخصات مورد نیاز افراد مورد نظر جامعه پژوهشی در نظر گرفته شده است. در برگه توجیه خانواده ها نگاهی در خصوص اهمیت و ضرورت دستیابی به ویژگیهای همسران در جوامع و توصیه به پاسخگویی واقع بینانه و از روی صداقت و همچنین اطمینان دادن به ایشان در مورد محرمانه بودن اطلاعات دریافت شده، بیان شد. در برگه راهنما نیز به نحوه پاسخگویی و اظهار نظر در مورد جملات بیان شده در پرسشنامه اشاره شده است. پرسشنامه به صورت پنج گزینه ای (که در اصل یک نگرش سنج از نوع لیکرت است) در نظر گرفته شده است که به هر گزینه آن از یک تا پنج امتیاز داده می شود.

جدول نرم پرسشنامه رضایت زناشـویی ENRICH

نمره t اعداد میانی نمرات نمره t اعداد میانی نمرات نمره t اعداد میانی نمرات
۵۳ ۱۸۵ ۱۸۷-۱۸۳ ۳۳ ۱۳۰ ۱۳۲-۱۲۸ ۱۲ ۷۵ ۷۷-۷۳
۵۵ ۱۹۰ ۱۹۲-۱۸۸ ۳۵ ۱۳۵ ۱۳۷-۱۳۳ ۱۴ ۸۰ ۸۲-۷۸
۵۷ ۱۹۵ ۱۹۷-۱۹۳ ۳۶ ۱۴۰ ۱۴۲-۱۳۸ ۱۶ ۸۵ ۸۷-۸۳
۵۹ ۲۰۰ ۲۰۲-۱۹۸ ۳۸ ۱۴۵ ۱۴۷-۱۴۳ ۱۸ ۹۰ ۹۲-۸۸
۶۱ ۲۰۵ ۲۰۷-۲۰۳ ۴۰ ۱۵۰ ۱۵۲-۱۴۸ ۱۹ ۹۵ ۹۷-۹۳
۶۳ ۲۱۰ ۲۱۲-۲۰۸ ۴۲ ۱۵۵ ۱۵۷-۱۵۳ ۲۱ ۱۰۰ ۱۰۲-۹۸
۶۵ ۲۱۵ ۲۱۷-۲۱۳ ۴۴ ۱۶۰ ۱۶۲-۱۵۸ ۲۳ ۱۰۵ ۱۰۷-۱۰۳
۶۷ ۲۲۰ ۲۲۲-۲۱۸ ۴۶ ۱۶۵ ۱۶۷-۱۶۳ ۲۵ ۱۱۰ ۱۱۲-۱۰۸
۶۹ ۲۲۵ ۲۲۷-۲۲۳ ۴۸ ۱۷۰ ۱۷۲-۱۶۸ ۲۷ ۱۱۵ ۱۱۷-۱۱۳
۷۱ ۲۳۰ ۲۳۲-۲۲۸ ۵۰ ۱۷۵ ۱۷۷-۱۷۳ ۲۹ ۱۲۰ ۱۲۲-۱۱۸
۷۲ ۲۳۵ ۲۳۷-۲۳۳ ۵۲ ۱۸۰ ۱۸۲-۱۷۸ ۳۱ ۱۲۵ ۱۲۷-۱۲۳

۴۱/۲۶ = S 71/697 = S2 82/175 = M 95/0 = 5 = i
 نمره های محاسبه شده برای نرم از نوع مقیاس t است که در آن میانگین برابر ۵۰ و انحراف معیار ۱۰ می باشد.
 نمره های کمتر از ۳۰ نشانگر نارضایتی شدید همسران از روابط زناشویی است.
 نمره های بین ۳۰ تا ۴۰ نشانگر عدم رضایت از روابط زناشویی همسران است.
 نمره های بین ۴۰ تا ۶۰ نشانگر رضایت نسبی و متوسط از روابط زناشویی همسران است.
 نمره های بین ۶۰ تا ۷۰ نشانگر رضایت زیاد همسران از روابط زناشویی است.
 نمره های بالاتر از ۷۰ نشانگر رضایت فوق العاده از روابط زناشویی بین همسران است.
عوامل مؤثر بر زنـدگی زناشویی

بررسیها نشان داده اند افزایش احساس رضایت افراد از زندگی زناشویی منوط به وجود متغیرهای متعددی است که می توان آنها را به دو مقوله اصلی تقسیم کرد:
۱) عواملی که پیش از ازدواج شکل گرفته اند و از آغاز زندگی مشترک سطح رضایت فرد را از ازدواج تحت تأثیر قرار می دهند؛
۲) عواملی که در خلال زندگی مشترک مطرح می شوند و مستلزم برقراری سازش مجدد با شرایط جدید هستند.
در مقوله نخست عواملی مانند ویژگیهای شخصیت، نژاد، اعتقادات مذهبی، چگونگی گذراندن اوقات فراغت، ازدواج پیشین همراه با وجود فرزند خوانده ها و آشنایی پیش از ازدواج قرار دارند.
تحقیقات نشان داده اند افراد نه تنها تمایل دارند با کسانی ازدواج کنند که از لحاظ خصوصیات جسمانی، تواناییهای شناختی و ویژگیهای شخصیتی با آنها همانند هستند، بلکه ازدواجهایی از پایداری و سلامت برخورداند که هنگام شروع زندگی مشترک، ویژگیهای شخصیتی زوجها مشابه

باشند (کاسپی و هربنر، ۱۹۹۰). برخی از این ویژگیها مانند خودافشاگری و پنهان کاری با تأثیر بر روابط بین فردی پیش بینی کننده های مهمی برای تعیین میزان احساس رضایت از ازدواج به حساب می آیند (سوکلسکی، ۱۹۹۶؛ فو و هری، ۱۹۹۷؛ فینک نور و هازان، ۲۰۰۰). به هر حال، ارزیابی زوجها از ویژگیهای شخصیتی یکدیگر مبین تأثیر این خصوصیات بر میزان رضایت آنان از زندگی مشترک است (ویسمن، ابلاکر و وینستک، ۲۰۰۴).

نتایج بررسیهای به عمل آمده در مورد نژاد نیز، حاکی از پایداری بیشتر ازدواج بین هم نژادهاست. افزون بر این، پژوهشها نشان داده اند در بین اقوام مختلف، متغیرهای تشکیل دهنده احساس رضایت کلی از ازدواج است (گارسیا، ۱۹۹۹؛ ساستری، ۱۹۹۹). از دیگر عواملی که پیش از ازدواج شکل می گیرد، اعتقادهای مذهبی است. تحقیقات نشان
داده اند افزایش فعالیتهای مذهبی اگر چه روابط زناشویی را بهبود نمی بخشد و بر میزان شادی زندگی زناشویی، بهبود تعامل بین زوجها، کاهش تعارضها و مشکلات روزمره تأثیر
نمی گذارد، اما می تواند با افزایش تعهد اخلاقی، احتمال توجه به طلاق را کاهش دهد (ناکونزنی، شول و راجرز، ۱۹۹۵؛ فاکس و کلی، ۱۹۹۵؛ برنن، ۲۰۰۴). مشابهت علائق اوقات فراغت نیز بر میزان سازش یافتگی زناشویی مؤثر است (بنی اسدی شهر بابک، ۱۳۷۵).
بررسی تأثیر ازدواج پیشین و وجود فرزند خوانده ها نیز نشان داده است زوجهایی که برای نخستین بار ازدواج می کنند و افرادی که به دلیل از دست دادن همسر برای بار دوم ازدواج می کنند، بیش از زوجهایی که در آن یکی از همسران مطلقه است، احساس رضایت می کنند. با آن که میزان رضایت قبلی از زندگی زناشویی با رضایت فعلی افراد مرتبط نیست و هیچ گونه همبستگی معناداری بین وقایع زندگی تنیدگی زای قبلی و رضایت از زندگی فعلی وجود ندارد. اما در صورتی که یکی از

زوجها صاحب فرزندی از زندگی پیشین خود باشد، وجود فرزند خوانده، امکان بروز مشکلات زناشویی را افزایش می دهد (فاورز و السن، ۱۹۸۹؛ هارلی، ۱۹۹۶؛ وایت و پترسن، ۱۹۹۶).
شادمانی، یکی از متغیرهایی است که در سالهای اخیر در حوزة شخصیت و روان شناسی سلامت مورد توجه قرار گرفته است و یکی از مهمترین نیازهای روانی بشر است که تأثیر عمده ای بر شکل گیری شخصیت و سلامت روان دارد. قبل از این در مطالعات روان شناسی بیشتر احساسات منفی انسان؛ مثل افسردگی، غم، عصبانیت، خشم و اضطراب مورد مطالعه قرار می گرفتند، ولی در سالهای اخیر مطالعات مربوط به شادمانی افزایش یافته است.

اهمیت مطالعة شادمانی به حدی است که برخی از پژوهشگران و نظریه پردازان افسردگی از جمله سلیگمن (۱۹۹۹) معتقدند، بهتر است به جای توجه به افسردگی به شادمانی توجه شود. این توجه باعث شده است که پژوهشگران مختلف ضمن تعریف شادمانی پژوهش هایی را در مورد عوامل مؤثر بر شیوه های افزایش آن، انجام دهند. مقوله های تشکیل دهندة شادمانی را عواملی مثل رضایت کلی از زندگی، رضایت از مقوله های خاص زندگی، وجود عواطف مثبت فراوان (خلق و عواطف خوشایند) و فقدان نسبی عواطف منفی (خلق و عواطف ناخوشایند) تشکیل می دهد.

عواطف مثبت را می توان به مفاهیمی مانند خوشی، وجد، رضایت، غرور، محبت و شور تقسیم بندی کرد. عواطف منفی را نیز می توان به مفاهیمی مانند احساس گناه، شرم، غمگینی، اضطراب، نگرانی، خشم، استرس، افسردگی و حسادت طبقه بندی کرد (ادینگتون و شومن، ۲۰۰۴). به اعتقاد آرگیل و همکاران (۱۹۹۰) شادمانی سه جزء اساسی دارد: «هیجان مثبت»، «رضایت از زندگی» و «نبود هیجانات منفی از جمله افسردگی و اضطراب». آنها دریافتند که روابط مثبت با دیگران، هدفمند بودن زندگی، رشد شخصیتی، دوست داشتن دیگران و زندگی از اجزای شادمانی هستند.