چكيده
از آنجايي كه موضوع كودكان خياباني و چگونگي ارتباط برقرار كردن با آنها يكي از مسائل مهم و معضلات اساسي افرادي است كه با آنها ارتباط دارند، هدف اين تحقيق شناسايي مؤلفه‌ها و راهكارهاي مددكاران برتر در برقراري ارتباط مؤثر و مقايسة آنان با ساير مددكاران در انجمن حمايت از كودكان خياباني شعبة ناصرخسرو در سه زمينة ايجاد ارتباط روشن، متقاعدسازي و شكستن مقاومت مي‌باشد. بررسي حاضر تحليل اطلاعات جمع‌آوري شده مربوط به كودكان خياباني و مددكاراني كه در ارتباط با آنها مي‌باشند است.

روش تحقيق توصيفي است و جامعة آماري اين پژوهش ۲۶ نفر از كودكان خياباني خانة كودك ناصرخسرو بود كه بصورت كاملاً تصادفي انتخاب شدند. اين كودكان به عنوان گروه نمونه انتخاب شده و جمع‌آوري اطلاعات از طريق مصاحبة نيمه‌ساختاريافته صورت گرفت و توسط سؤالاتي خاص مددكاران برتر از ساير مددكاران تمييز داده شدند و پرسشنامه‌اي در زمينة برقراري ارتباط مؤثر بصورت بازپاسخ و محقق‌ساخته در سه زمينة فوق در اختيار كلية مددكاران NGO قرار گرفت كه پاسخ سؤالات كدگذاري شد و اعتبار پاسخها و كدهاي مورد نظر توسط كدگذاري ديگر بدست آمد كه بطور تقريبي ۹۴% بوده است. و براي تجزيه و تحليل گفته‌هاي مددكاران و كودكان از تحليل محتوا بصورت كيفي و كمي استفاده شد.

مصاحبة انتخاب مددكار برتر شامل ۵ سؤال و پرسشنامة تكنيكها و مؤلفه‌هاي مهم برقراري ارتباط مؤثر شامل ۹ سؤال بود.
نتيجة اين تحقيق نشان مي‌دهد كه مددكاران برتر بيش از ساير مددكاران به عوامل دروني و روحيات كودكان توجه مي‌كنند و تأكيد زيادي به نقاط مثبت و قوي آنان دارند در صورتيكه ساير مددكاران به عوامل بيروني و محيطي كودكان توجه مي‌كنند و تأكيد بيشتري به مشكلات و نقاط ضعف آنان دارند.
در پايان نتايج اين پژوهش با نتايج پژوهش ديگري كه در خانة كودك شوش انجام گرفته مقايسه شد.
نكات و پيشنهاداتي از طرف پژوهشگر مطرح گرديده كه شامل برگزاري كلاسهاي آموزشي در ايجاد برقراري ارتباط براي مددكاران و تحقيق در اين زمينه توسط پژوهشگران ديگر و … مي باشد.

فصل اول

مقدمه پژوهش

مقدمه
انسان در نتیجه فرآیند اجتماعی شدن، برخی از مهارتهای ارتباط بین فردی را کسب میکند. اما سطح عملکرد او در این مهارتها را می‌توان بهبود بخشید. هرفردی، برای آنکه در روابط انسانی خود فهمیده‌تر؛ مودبتر، صمیمی‌تر، بیریاتر، آزاد اندیش‌تر، صریح‌تر و عینی‌تر رفتار کند، از ظرفیت بالایی برخوردار است. ارتباط سبب می‌شود که انسان دربارهء نیازها و شرایط محیط زندگی خودش، اطلاعات لازم را بدست آورد. کنش‌های متقابل و هماهنگي با محیط نیز با تبادل اطلاعات ساده می‌شوند. ارتباط، از طریق پیامهای خود، مجراهای نفوذ بر محیط را آماده می‌کند و متقابلاً از طریق پس خورد پیامها، اطلاعات مروبط به عکس العمل های محیط و نیاز های متغیر آن را به سیستم می‌رساند. اندیشمندانی چون ارسطو، گربنر هدف اصلی ارتباط را تاثیر گذاری بر مخاطبان معرفی می کند.

اصولاًمددکاران و کسانی که با کودکان خیابانی در ارتباط می باشنداز این موضوع شکایت می کنند که نمی توانندبا این کودکان ارتباط موثری برقرار کنند و اطمینان آنها را جلب کنندو کمک کنند تا از بحران ها جان سالم به در برند.

ما بواسطة این پژوهش و به کمک مجموعه مستحکمی از دانش نظری، الگوی مناسب و فرصتهای تجربة شخصی، می توانیم فرایند انسان کاملتر شدن را تا حد زیادی تسریع نماییم. و سعی برآن داریم تا بتوانیم ارتباط موثر و بهتری را با کودکان خیابان برقرار کنیم تا بدین طريق در راستای اهداف خود کمک شایانی به مدد کاران و این کودکان کرده باشیم.
در این پژوهش پس از بیان مسئله و اهداف و اهمیت موضوع ارتباط با کودکان خیابانی به پیشینه و تاریخچه پیدایش آنها می‌پردازیم و همچنین تاملی بر نظریه های ارتباط می کنیم و راهکارهای مفیدی را برای ایجاد ارتباط موثر با این کودکان عنوان می‌کنیم و سپس در بخش سوم به وسیله پرسشنامه و مصاحبه به جایگاه عملی می‌رسیم و نتیجهگیری حاصل از این پژوهش را عنوان خواهیم کرد.

بیان مسئله
ارتباط برقرارکردن با کودکان خیابانی می‌تواند عاملی باشد موثر در جهت رفع مشکلات این کودکان تا بتوانند تعامل با دیگران و اعتمادکردن را بیاموزند. از این جهت به جوابگویی سوال ذیل اقدام گرديد :
چگونه می‌توان با کودکان خیابانی شرکت‌کننده در NGO ناصرخسرو ارتباطي موثر در راستای ایجاد یک ارتباط روشن، متقاعدسازی، شکستن مقاومت برقرار کرد؟ برای جوابگویی به سوال فوق راه مقایسه مددکاران برتر و سایر مددکاران را در پیش گرفته شد و به سه سوال ذیل در رابطه با مهمترین مولفه‌ها و راه کارهای ایجاد ارتباط موثر با کودکان اهمیت خاصی داده شد .
– چه تفاوتی در زمینه راهکارها و مولفه های مهم و موثر در ایجاد ارتباط روشن با کودک بین مددکاران برتر و سایر مددکاران وجود دارد ؟
– چه تفاوتی در زمینه راهکارها و مولفه‌های مهم و موثر در متقاعدکردن کودک بین مدد کاران برتر و سایر مددکاران وجود دارد؟
– چه تفاوتی در زمینه راهکارها و مولفه‌های مهم و موثر در شکستن مقاومت کودک بین مدد کاران برتر و سایر مدد کاران وجود دارد؟
لازم به ذکر است که یکی از مهمترین موارد در ایجاد ارتباط موثر راپورت مناسب می باشد که متاسفانه به خاطر بروز مسائلی در اجرای پژوهش، اين مفهوم در بخش عملياتي حذف گرديد.

هدف تحقیق
این تحقیق با هدف تشخیص مولفه‌ها و راه کارهای مهم مورد استفاده بوسیله مددکاران برتر در ایجاد یک ارتباط موثر با کودکان خیابانی در NGOها طراحی شده و این راه کارها و مولفه ها در سه زمینه (ایجاد ارتباط روشن، متقاعد سازی ، شکستن مقاومت) مد نظر می باشد.
برای چه تحقيق

هدف نهايي اين تحقيق كمك به مسير آموزش اين كودكان است، كه پيش زمينه برنامه ريزي اصولي و علمي براي ساماندهي كودكان كار و خيابان در
NGOهاي مربوطه در تهران همچون خانه حمايت از كودكان خياباني ناصرخسرو، خانه حمايت از كودكان كار و خياباني شوش، خانه حمايت از كودكان كار و خياباني مولوي و … فراهم مي‌نمايد، چرا كه كودكان خياباني يكي از معضلات بزرگي است كه نهادهاي دولتي و خيريه بايد به آن توجه زيادي بكنند.
اهمیت و ضرورت تحقیق

در رابطه با پرورش کودکان خیابانی این پرسش مهم برای ما مطرح می شود که (چگونه می‌توان با کودکان خیابانی ارتباط موثری بر قرار کرد؟) به نظر من هرچه این مسئله اساسی‌تر و دقیق‌تر و روشن‌تر شناخته شود، توفیق ما در امر شناسایی و کمک بیشتر می‌شود و در موقعیتی قرار می‌گیریم که مشکلات کودکان خیابانی را بشناسیم و با درک مناسب به رفتار و برخورد درست با آنها رو به رو می‌شویم.

دوران کودکی، دوران شکل‌پذیری و تکوین شخصیت است. پایه‌هایی که در این مرحله از زندگی برای او گذارده می‌شود، می‌تواند بنایی از انسانیت و اخلاق بسازد که کج میرود یا همچنان راست و استوار کودک را به سر منزل مقصود میرساند.

سالهای اولیه زندگی مهم‌ترین مرحله برای پرورش استعداد، شرافت یا بزهکاری است . تمام صفات و عاداتی که در این مرحله اخذ می شود همان‌هايی هستند که در بزرگسالی مورد استفاده قرار می گیرند و سلامت یا انحراف دوران طفولیت مقدمه ای برای دوران بزرگسالی کودک است . و همچنین در بُعد اجتماعی با گسترش زندگی شهری و افزوده شدن تعداد اَبَرشهرها و معضلات حاشیه ای خاص آن این موضوع بیشتر حائز اهمیت می شوند.

تعاریف نظری
کودکان کار و خیابانی: کودکانی که اکثر اوقات در NGOهای خانه کودک ناصر خسرو، خانه کودک شوش، خانه کودک مولوی و … رفت و آمد می کنند و اغلب از قشر کم در آمد جامعه می باشند.
و ممکن است از بسیاری حقوق خود، بقا، رشد، امنیت، تحصیل، مراقبت‌های بهداشتی، حفاظت در برابر سوءاستفاده‌های جسمی و روحی و محیط خانوادگی سالم محروم باشند و برای امرار معاش خود خانواده هایشان بر خلاف قانون کار، مجبور به کار کردن در خیابا ن و یا در محیط نا مناسب می‌باشند و از قشر کودکان عادی یا همسالان خود دور می‌مانند و احتمالا دچار بسیاری از مشکلات عاطفی و شناختی می‌شوند که محتاج توجه و رسیدگی فوری می‌باشند.

لازم به ذکر است که تعریف فوق در برخی از موارد می تواند شامل حال کودکان خیابانی خانه کودک ناصر خسرو نشود.
ارتباط موثر: ارتباط در این تحقیق عبارتست از افکار، گفتار وکردارهایی که ما را با دیگران، جهان هستی و ابعاد معنوی آن مرتبط می‌سازد و یک روش علمی و کاربردی است؛ و در دید گاه NLP به راهکارهای کاربردی چون بر قراری راپورت، ارتباط روشن، متقاعد سازی، شکستن مقاومت، توجه خاصی شده است.
مددکاران برتر: مددکارانی هستند كه بوسیله درصد قابل توجهی از کودکان در زمینه برقراری ارتباط موثر و خوب معرفی شده‌اند و مورد تایید مدیر خانه کودک ناصرر خسرو بوده اند. که به روشی خاص مورد مطالعه قرار گرفته اند.
تعاریف عملیاتی
کودکان خیابانی خانه کودک ناصر خسرو: کودکانی هستند که اوقات فراغت خود را در خانه کودک به سر می‌برند و در کلاسهای هنری چون نقاشی، معرق، کتاب خوانی، فرش بافی، خیا طی، … و در کلاسهای تقویتی چون زبان، ریاضی، فیزیک، … و در کلاسهای ورزشی چون یوگا، فوتبال، والیبال، تکواندو و… شرکت میکنند و اغلب دچار مشکلات اخلاقی، خانوادگی، اقتصادی، عاطفی و فرهنگی می‌باشند.
ارتباط موثر: زمانی که مددکار بتواند از طریق بهترین و مهمترین راهکارها و مولفه‌ها با کودک ارتباطی روشن برقرار کند و کودک را در راستای اهداف مورد نظر متقاعد سازد و بتواند برخورد مناسبی با مقاومت کودک ارائه دهد، ارتباط موثر گویند.
مددکاران برتر: مددکارانی که از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته، از جانب کودکان برگزیده شدند و بعلت فراوانی آرا با اختلاف زیادی از سایر مددکاران جدا گشته و راهکارها و مولفه های آنها با سایر مددکاران مقایسه شده است.

فصل دوم

پيشينه پژوهش

مقدمه
در این فصل به طور مختصر به مباحثی چون تعاریف کودکان کار و خیابانی، خصوصیات، ساختار اجتماعی، ویژگی های روانی، اجتماعی وعلل پیدایش کودکان کار و خیابانی اشاره شده است و بعد به تعاریف ارتباط، شناخت فراگرد و مدلهای ارتباطی و هدف ارتباط پرداخته شده است و اصول و مواردی را در زمینه ارتباط اثر بخش، موانع ارتباطی، مهارتهای روابط انسانی، مراحل بهبود ارتباط را عنوان گرديده است. و در نهایت با الهام از مدل ارتباطی سیستمهای فرهنگی هستی‌گرا و مدل ارتباطی گربنر کمک گرفته و مبانی خاص نظری در تدوین پرسشنامه جهت مددکاران را بر اساس مدل ارتباطی NLP سازمان داده است. بر اساس این نظریه به چهار زمینه برقراری راپورت، ایجاد ارتباط روشن، متقاعدسازی، روبرو شدن با مقاومت توجه گرديده است.

تعاریف کودکان کار و خیابانی
به اعتقاد بعضی از محققان هنگامی که از کودکان خیابانی در معنای دقیق یا صریح کلمه سخن می‌گوییم منظور کودکان خیابانی هستند و تصور قالب نیز از کودکان خیابانی همین است. واژه فرانسوی که هم در تفسیر موسع و هم در تفسیر مضیق بکار می رود عبارتست از (Lesen fantsde lane) که نسبت به واژه انگلیسی(Street children) در بر گیرندة (Children onthe street ) و همچنین تعریف مضیق ( Children of the street ) دارای نقص و اشکال است. همچنین به کودک خیابانی «کودک بی خانمان» يا (Homeless children) نیز می توان گفت. در آفریقای جنوبی به آنها (Malapipe) یعنی کسانی که در فاضلابها می خوابند، در تانزانیا (Chan gudou) بمعنای ماهیهایی که به دلیل کوچکی زیاد بی‌مصرف هستند و صیادان آنها را دوباره به دریا می اندازند و همچنین دزدان (thieves) ، طاعون (pests) و اوباش

(Hood lums) در ویتنام به آنها (duidoi) یعنی کودکان خاکی
(Dast children) و در برزیل به آنها (Marginis) گفته می شود.
بعضی‌ها معتقدند که واژه کودکان خیابانی در دهه ۱۹۸۰ میلادی برای توضیح و تشریح کودکانی بکار می‌رفت که اکثر اوقات خود را در خیابانها با مشاغل گوناگون سپری می کنند، با بررسی و مطالعه متون به نظر می رسد تعریف جامع و مانع مورد قبول همگان برای واژه مذکور وجود ندارد و این امر ناشی از دیدگاههای متفاوت درباره پدیده کودکان خیابانی است بعنوان نمونه به بعضی از این تعاریف اشاره می‌شود.
در تحقیق منتشره از سوی صندوق کودکان سازمان ملل متحده« یونیسف» در تهران کودکان خیابانی چنین تعریف شده اند: کودکانی که عمده وقت خود را بدون سرپرستی بزرگسالان در خیابانها می گذرانند.
در تعریفی دیگر که از یونیسف در سال ۱۹۹۷ارائه شده آمده است:

کودکان خیابانی به کودکانی اطلاق می‌گردد که در شهرهای بزرگ برای ادامه بقاء خود مجبور به کار یا زندگی در خیابانها هستند.
این تعریف سه ایراد دارد. اول: عبارت«شهرهای بزرگ» مبهم و از آن تعریفی ارائه نشده است و معلوم نیست که منظور از بزرگی یک شهر ابعاد جغرافیایی یا تعداد سکنه آن است. دوم: ممکن است کودک كار یا زندگی در خیابان را به اختیار پذیرفته باشد. سوم: اگر منظور از زندگی در خیابانها سپری نمودن شب و روز در خیابان باشد این تعریف، کودکانی را که در خیابان کار یا زندگی نمی‌کنند اما با این حال مدت قابل ملاحظه ای از روز یا شب را در آن می‌گذرانند را در بر نمی گیرد.

« خوزه آرتور ریوس» در مقاله ای تحت عنوان « وضعیت کودکان خیابانی در آمریکای لاتین» کودکان خیابانی را صغاری می داند که دوره های زمانی قابل ملاحظه و اغلب منظمی از عمر خود را تنها یا به صورت گروهی در خیابانها می گذرانند. این تعریف اگرچه ایرادات تعاریف قبلی را ندارد با این حال دوره‌های زمانی قابل ملاحظه و اغلب منظم امری است که به نظر می رسد به عرف و شرایط اجتماعی بستگی دارد. بعنوان مثال کودکی که تنها یک هفته را در خیابان سپری کند کودک خیابانی محسوب نمی‌گردد. حال اینکه به اعتقاد ما اطلاق واژه کودک خیابانی بر او مانعی ندارد زیرا مدت خیابانی بودن تاثیری در ماهیت امر ندارد.

این کودکان را به چند گروه تقسیم می کنند :
۱- کودکانی که در خیابان‌ها زندگی می کنند اولین نگرانی آنها زنده ماندن و داشتن سر پناه است.
۲- کودکانی که از خانواده جدا شده اند و موقتاً در مأمنی مانند خانه های متروک و پناهگاهها زندگی می کنند.
۳- کودکانی که تماس با خانواده خود را حفظ می کنند ولی بعلت فقر، پرجمعیت بودن خانواده یا سوء استفاده جسمی و جنسی از آنان در خانواده بعضی از شبها یا اکثر ساعات روز را در خیابانها به سر می‌برند.

۴- کودکانی که در مراکز ویژه نگهداری می‌شوند .
ملاحظه میگردد ارائه تعریفی جامع و مانع در این باره امری دشوار است. با این همه اگر بخواهیم تعریف نسبتاً جامع و مانع انجام دهیم باید بگوییم اگرچه وضعیت کنونی این کودکان بغرنج و تاسف آور است، اما گامهای فراوانی در این حیطه برداشته شده است که این گامها گاهی توسط دولتمردان نوع دوست، گاهی توسط سازمان‌های جهانی و زمانی به واسطه افراد خیر برداشته شده است. در کشور ما ایران با توجه به گامهای مثبتی که در این راستا برداشته شده است. اما باید اذعان داشت که این گامها هرچند مفید بوده اند اما با توجه به رشد فزاینده جمعیت این گروه، اقدامات مذکور کافی نبوده است . قبل از هر اقدامی باید در جهت شناخت کودکان با توجه به فرهنگ کشور اقدام کرد.

باید علل به وجود آمدن سیر تحولی و جمعیت شناسی این کودکان مورد بررسی قرار گیرد تا بر اساس این شناختها اقداماتی جهت نگهداری و بازپروری و باز گرداندن آنها به محیط خانواده صورت گیرد بدون شناخت سبب‌شناسی و نشانه‌شناسی و سیر تحولی پدیده در کشور با توجه به فرهنگ منطقه‌ای برنامه ریزی در این وادی کاری عبث خواهد بود و فقط باعث اتلاف هزینه و نیروی متخصص و عدم ثمر بخشی کار انجام شده خواهد شد و این تحقیق گامی هر چند کوچک در این حیطه است و برای رسیدن به اهداف نهایی نیاز به تحقیقات گسترده‌ای می‌باشد. زیرا که موضوع، خود نیز از گستردگی قابل توجهی برخوردار است. و تلاش محققان را در حیطه های گوناگون جامعه شناسی، فرهنگی، اقتصادی و روانشناسی و علوم تربیتی می طلبد.

پدیده کودکان خیابانی محصول افزایش مهاجرت، گسترش حاشیه نشینی و صنعتی شدن جوامع در شهر های بزرگ است و تهران نیز از این قاعده مستثنی نیست. کودکان خیابانی به شدت در معرض آسیبهای اخلاقی و جسمانی هستند و در بسیار از موارد توسط گروه‌های سازمان یا فته جذب کارهای خلافکارانه می شوند.

همچنین کودکان خیابانی حاصل فقر اجتماعی هستند برخی خانواده‌ها بعلت نداشتن هزینه مخارج فرزندانشان آنها را وادار به کار می‌کنند. فقر در ایران بطور مستقیم بر کودکان تاثیر میگذارد. کودکان خاموش‌ترین و بی‌دفاع‌ترین بخش جامعه علاوه بر خشونت رفتارهای سنتی و عقب افتاده پدرسالاری، در جدالی نابرابر و از پیش تعیین شده با فقر وتنگ دستی قراردارند . باز تاب تکانه اجتماعی ناشي از بی‌عدالتی، عدم تامین اجتماعی، گسترده‌تر شدن فاصله طبقه اجتماعی و … هر روز کودکان بیشتری را به کودکان خیابانی اضافه میکند. کودکان بعنوان یکی ازابزار ایجاد درآمد در نتیجه فقر خانواده مورد استفاده قرار می‌گیرند. امروزه بعلت آسیبهای اجتماعی از جمله اعتیاد، طلاق، بی سرپرستی و بد سرپرستی، کودکان از خانه‌های خودفرار کرده و به شهر های بزرگ می روند. این کودکان معمولاً به کارهای پست مثل دست فروشی، واکسی، گل فروش و غیره مشغول می‌شوند. در بعضی مواقع این کودکان مورد سوء استفاده های جنسی و توسط افراد سود جو واسطه فروش مواد مخدر می گردند.

طبق برآورد یونیسف در ایران ٪۹۰کودکان دارای پدر یامادر هستند و در خانواده‌های پر جمعیت زندگی می‌کند و در تهرا ن٪۸۰ این افراد مهاجر هستند و٪۹۸آنها مذکر هستند.
به طور خلاصه کودکان خیابانی کودکانی هستند که برای ادامه زندگی و بقای خود مجبور به کار کردن هر چند سخت و طاقت فرسا هستند و اینها از داشتن حق طبیعی و حقوق اساسی و انسانی محرومند.

براستی در کشوری وجود چنین کودکانی قابل فهم است .
خصوصیات کودکان خیابانی

۱ – بیگانه شدن و طرد شدن آنها از نظام و ساختار های معمول اجتماعی
۲- اقدام به رفتارهای شدید ضد اجتماعی و صدمه به خود
۳- این کودکان بعلت مشکلات تغذیه ای معمولا کوچکتر از سن خود به نظر می‌رسند و از لحاظ جسمانی وضع خوبی ندارند.
۴- دختران معمولاً مورد سوء استفاده جنسي قرار می‌گیرند و اغلب به خودفروشی روی می آورند .
۵- ترس از باز داشت، زندان، خشونت و تهدید پلیس معضلی است که همیشه با کودکان خیابانی همراه است.

۶- اینان قربانیان شوم شرایط اجتماعی هستند و بیشتر از طبقات پایین جامعه می باشند.
۷- معمولاً تک سرپرست بوده و معمولاً مادر سرپرستی ایشان را بعهده داشته و نتوانسته به خوبی کودک خودرا اداره کند.
۸- تمایل و اعتمادی به بزرگسالان و انجمنهای حمایتی ندارند زیرا اغلب از سوی بزرگسالان طرد شده مجبور به انجام کارهای سخت شده اند.
۹- بیشتر آنها آرزو دارند به خانه هایشان باز گردند مشروط بر اینکه فاکتورهایی که باعث فرار آنها از منزل شده حذف شود.
۱۰- بچه‌های خیابانی معمولاً به صورت گروههایی هستند که دور هم جمع می‌شوند و بین خود رابطه برقرار می‌کنند تا کمبود های عاطفی، اقتصادی و حمایتی خود را از گروه دریافت نمایند. این گروهها با هم وحدت و صمیمیت دارند و از یکدیگر حمایت می کنند و اغلب به هم وفادار هستند.

۱۱- استفاده از مواد مخدر برای فرار موقت از واقعیت هاست که نه فقط تریاک، بلکه استنشاق چسب های صنعتی و بنزین و مواد شیمیایی را نیز شامل می‌شود.
۱۲- از نظر بافت خانوادگی تعداد افراد خانوار زیاد می‌باشد.
۱۳- بررسی آمار محل سکونت مدد جویان بیانگر آن است که بیشتر این کودکان از استانهای غربی کشور می‌باشند و پس از تهران و خراسان استانهای غربی بیشترین آمار کودکان خیابانی را به خود اختصاص داده اند .
ساختار اجتماعی کودکان خیابانی

این گروه از کودکان برای محافظت از خویش گروههای کوچک تشکیل می‌دهند که این گروهها جای خانواده را برای آنها پر می‌کند و در بین آنها نوعی هم بستگی و محبت ایجاد میکند و رهبر گروه همیشه فرد قدرتمند و با هوش گروه است .
ویژگی های روانی و اجتماعی کودکان خیابانی
این کودکان با خطرات گوناگونی و گاه ناشناخته‌ای مواجهند، از قبیل تصادف با اتومبیل و استنشاق دودهای مسموم کننده، خشم و غضب رانندگان و مسافران شهری و دستگیرشدن توسط ماموران شهرداری به‌جرم پرسه‌زدن در خیابانها و سد معبر. این بچه ها در معرض خطر تبهکاران بزرگسال و سازمان یافته ای هستند که از آنها برای جیب بری ، دزدی و فروش مواد مخدر استفاده می کنند و یا برای رسیدن به هدف های پلیدشان آنان را مورد سوء استفاده بدنی و جنسی قرار میدهند.

طبق بررسيهاي انجام شده، بيشترين بخش كودكان خياباني كه بالغ بر نيمي و يا بيشتر آنان را تشكيل مي دهند، از خانواده هایي با تحصیلات پایین و بی‌سواد بودند که این امر همت و تلاش گسترده تمام موسسات آموزشی و پرورشی را در مبارزه با بی سوادی می طلبد. جمعیت جوان کشور که روز به روز بر تعداد آنان افزوده می شود و در طی سالیان آینده به رشد فزاینده ای خواهند رسید بیش از هر چیزی نیازمند به حرفه‌آموزی، تحصیل است و چنانچه بدون در نظر گرفتن این انفجار ناگهانی جمعیت برای نیازهای ضروری نسل جوان که آماده ورود به بازار و تشکیل زندگی مستقل است فکری اساسی صورت نگیرد به احتمال قوی آمار کودکان خیابانی سیر صعودی یافته و رو به افزایش می گذارد .

به اعتقاد روانشناسان سن بلوغ از بحرانی ترین سالهای زندگی یک انسا ن به حساب می آید و به دلیل تغییرات بسیار زیاد فیزیولوژیکی بروز هیجانات و احساسات خاص دوره نوجوانی نیاز مند مراقبت ویژه می باشد. تحقیقات انجام شده بیانگر آنست که بیشتر کودکان خیابانی در سنین ۱۷و۱۶و۱۵ سال مبادرت به فرار از خانه کرده اند در سنینی که حس استقلال‌طلبی و تمایل به ابراز وجود در نوجوان نمود بیشتری یافته و عملاً بیشترین ناسازگاریها و پر خاشگری های نوجوانان با خانواده در این سنین نمایان می شود، تمایل به شرکت فعال در جریان امور زندگی عدم پذیرش از طرف خانواده، ارتباط با دوستان و همسالان، عدم رضایت والدین از ارتباط فرزندانشان با برخی از دوستان و تحریک جهت مسافرت به شهرهای بزرگ و تلاش بر ای یافتن کار و … است بدست هم داده و عوارض بعد، نیز گریبان گیر آنها می شود.

علل پیدایش کودکان خیابانی
این کودکان معمولا بعلت محرومیت از غذای مناسب دچار سوء تغذیه و در نتیجه محروم بودن از امکانات پزشکی و آموزشهای بهداشتی از بیماریها ی پوستی و گوارشی رنج می برند و بطور کلی سالم نیستند. این کودکان هر روز با سوء استفاده های رواني فروانی به شکل فحاشی بزرگتر ها، والدین و هم‌قطاران خود روبرو هستند. روحیه پرخاشگری و میل به خلافکاری که در این شرایط برای کودکان بوجود می آید، بیشتر باعث آن، بی مهری پدرو مادر نسبت به کودکان خودشان می باشند و در نتیجه کودکان وقتی احساس کنند پدر و مادر از او حمایت نمی کنند فردی نا بهنجار برای جامعه می شوند .

این دسته از کودکان برای تبهکاران بزرگسال لقمة آماده‌ای هستند و خیلی زود بوسیله این حرفه‌ای‌ها با دنیای تبهکاری آشنا می‌شوند . کودکانی که بدست این تبهکاران می افتند در طی دوره کارآموزی چنان مورد سوء استفاده بدنی و جنسی قرار می گیرند كه چشم‌انداز زندگی آینده آنان شکل می گیرد . آنها خیلی زود فوت و فن های تبهکاری را فرا میگیرند و بتدریج تمایل می یابند که به کارهای ضد اجتماعی جسورانه تری دست بزنند . از جیب بری و ماشین دزدی تا سرقت از منازل ، تبهکاران حرفه ای از این کودکان نگهداری می کنند و در نتیجه ، حضور آنا ن در دنیای تبهکاران حرفه ای کم و بیش تثبیت می شوند و تداوم می یابد . به این ترتیب دست یابی به این گروه از کودکان برای کسب اطلاعات از وضعیت کنونی و سود اهالی که برای آینده در سر می پرورانند مشکل است . هر چند تمامی کودکان خیابانی زندگی بسیار سختی پیش رو دارند ، فوت و فن تنازع بقا را خیلی زود فرا می گیرند و به نظر می رسد که به آینده خوش بین اند حتی برخی از آنان آرزو دارند در آینده معلم ، دکتر ، مغازه دار و یا تاجر شوند .
۱- کودک : عقب ماندگی ذهنی ، معلو لیت ها جسمی ، نفرت کودک از پدر و مادر ، ترک تحصیل به هر دلیل ، اختلال شخصیت

.
۲- جامعه: فقر، بیکاری، اضمحلال ارزشها و اخلاقیات، ازدحام مناطق مسکونی ، اجرای ضعیف قانون مهاجرت، حاشیه نشینی در اطراف شهرها، اعتیاد، در آمد بالای مشاغل خیابانی، جاذبه گروه همسالان، عدم سیستم آموزش و پرورش ، رشد سریع جمعیت .

۳- خانواده : خانواده های فقیر و پر جمعیت، بی‌سوادی والدین، تعارض‌های خانوادگی، ضعف اخلا قی خانواده، بی سرپرستی یا تک سرپرستی، بیماریها و یا معلولیت های جسمی و روانی والدین ، نا پدری و نامادری .
همچنین مطالعات نشان می دهد که درصد بالا یی از این کودکان در سنین ۱۲تا۱۶ سال می باشند . بدلیل عدم وجود پشتوانه و محافظت ، این کودکان دچار عوامل تهدید کننده سلامتی از جمله سوء تغذیه ، ابتلا به بیماریهای واگیر دار و غیر واگیر دار ، سوء استفاده جنسی وبیماریهای روانی میشوند .

معرفي انجمن حمايت از حقوق كودكان
انجمن حمايت از حقوق كودكان به عنوان سازماني مستقل، غيردولتي (NGO) و غير انتفاعي از سال ۱۳۷۳ فعاليت خود را آغاز كرد. هدف اصلي انجمن آنگونه كه در اساسنامه آمده است تبليغ و ترويج اصول مندرج در پايان‌نامة جهاني حقوق كودك است. انجمن با تكيه بر فعاليتهاي جمعي از اعضاي داوطلب خود در شناساندن و تفهيم اين حقوق به عموم ايرانيان، به برداشته شدن موانع عيني و ذهني تحقق حقوق كودك و در جهت برخورداري هرچه وسيعتر كودكان اين سرزمين از اين حقوق ياري مي‌رساند. از اين طريق انجمن مي‌كوشد تا در بهبود وضعيت عمومي زندگي كودكان فعالانه شركت نمايد. تلاش انجمن براي شناسايي و هموار ساختن راههاي رسيدن به يك حداقل زندگي مناسب براي همه كودكان در ايران، در زمينه‌هاي رشد جسمي، ذهني، عاطفي و اجتماعي مي‌باشد.

انجمن حمايت از حقوق كودكان از بدو تأسيس تاكنون طرحهاي بلند مدت و كوتاه مدت بسياري داشته است كه از آن جمله‌اند:
 معاضدتهاي حقوقي، پيگيري پرونده‌هاي كودك آزاري، مشاوره حقوقي رايگان، و نيز ارائه پيشنويس طرحهاي قانوني به نفع كودكان و تقديم آن به مجلس شوراي اسلامي ايران.
 ارائه خدمات مددكاري اجتماعي به كودكان در معرض آسيب (بي‌سرپرست و بدسرپرست) و پيگيري موارد كودك‌آزاري.
 ارائه خدمات مشاوره‌اي تلفني و كمك فكري به كودكان، نوجوانان و خانواده‌ها (در ارتباط با مسائل كودكان زير ۱۸ سال) به نام صداي يارا با شماره‌هاي ۵-۸۵۰۱۴۱۴ همه روزه از ساعت ۹ صبح تا ۵ بعدازظهر بجز ايام تعطيل.
 انجام مشاوره هاي حضوري روانشناسي، روانپزشكي، حقوقي و اعتياد در دفتر انجمن.
 آموزشياري، ساخت، راه‌اندازي مهدهاي كودك، خوابگاههاي دخترانه و پسرانه.
 خدمات آموزشي، مددكاري، بهداشتي، درماني و ورزشي و مهارتهاي زندگي به كودكان كار و خيابان و محروم در مناطق دروازة غار و ناصرخسرو و شوش (جنوب تهران).
 برگزاري هرسالة مراسم روز جهاني كودك.
 خدمات آموزشي، حرفه‌اي و مددكاري در كانون اصلاح و تربيت دختران و پسران.

ارتباط چیست
از ارتباط تعاریف گوناگونی شده است :
۱- بر اساس گفته میلر « ارتبا طات فرآیندی پویا است که زیر بنای بقا ، رشد ، تحولات تمام سیستمهای زنده در سازمان است ، یکی از سیستمهای حیاتی انسان و سازمان که توسط آن انسان و سازمانها و ارگانهای داخلی خود را باهم مرتبط می سازند » .
۲- بر اساس گفته دکتر خسروی برگرفته از مدل ارتباطی سیتمهای فرهنگی هستی گرا« ارتباط تعاملی بین یک یا چند سیستم زنده با خصوصیات بیولوژیک . این تعامل یا هدف ارضا نیاز های چند گانه سیستمها انجام می شود ( نیاز های بیولوژیک سمبولیک) که حتی خود سیستم ممکن است در رابطه با آنها هوشیاری کامل داشته باشد .
۳- بر اساس گفته های اندیشمندانی چون شنن و ویوور برگرفته از مدل ریاضی و انتقال اطلاعات « ارتباط توزیع اطلاعات به منظور هدایت رفتار انسان می باشد» .

شناخت فراگرد (فرایند)
در بررسی تعاریف گوناگون ارتباط ،دیدیم که اکثر دانشمندان این رشته متفق‌القول هستند که ارتباط یک فراگرد است . از مجموع نوشته های برلو در بارة فراگرد می توان چنین نتیجه گرفت :
۱- فراگرد ایستا نیست بلکه پویا است .
۲- فراگرد آغاز و پایان ندارد .
۳- اجزا و عناصر یک فراگرد دارای کنشهای متقابلند و هر یک بر دیگری تاثیر میگذارد و از دیگری تاثیر می گیرد .
۴- دارای ردیفی از اجزا نیست .
و تمامی خصایص فوق شامل ارتباط که یک فراگرد است نیز می شود . و مادر ادامه به توصیف مدلهای فراگرد ارتباط می پردازیم .