مقدمه

تابستان-۱۳۹۴شماره -۳۳دوازدهم سال

از مدت ها پيش و در پي گسترش برخي ناهنجاري هاي اجتماعي همچون اقدامات شرارت بار در برخي صحنه ها و مزاحمت براي نواميس مردم، وقوع صحنه های خشونت بار و تعرض افراد ماجراجو و شرور، حركت هاي سازمان يافته براي گسترش مفاسد اجتماعی و دام گستردن برای كشاندن دختران و پسران جامعه به كام فساد، سرقت های مسلحانه و اباخي ني، اشاعه اعتیاد و قاچاق مواد مخدر، نا امن كردن اماكن تفرحي و بوستان ها و پارك ها براي خانواده ها، پديده زنان خاباني و … نمودهاي تازه اي از فقدان امنيت در جامعه بروز كرده است.

اگر چه ريشه بسياري از اين ناهنجاري ها را بايد در مسائل و مشكالتي چون فقر، فساد، تبعيض و شكاف هاي طبقاتي در بين جزیره های فقر و قطب های ثروت و همچنین پدیده ای چون بيكاري دانست و اين انتظار را با تأکید مطرح كرد كه دولت و مجلس براي سوزاندن ريشه هاي اين ناهنجاري ها بايد برنامه رزي و تالش خود را مضاعف سازد، به نظر می رسد سوزاندن ریشه ها و خشکاندن شاخه های چنین ناهنجاری هایی باید از دوران طفولیت انسان ها آغاز شده و

توسط خانواده ها انجام شود تا در نتیجه این اقدام، جامعه سالمت و امنیت خود را باز یابد. امنيت يك نياز اجتناب ناپذير و غير قابل انكار است و جامعه فاقد امنیت داراي جمعيتي فاقد آرامش

روحي و رواني خواهد بود . امنيت از جمله پديده هاي مهم و شايان توجهي است كه از نيازها و ضرورت هاي اساسي و پايه اي فرد و جامعه به شمار مي رود و فقدان آن و يا اختالل در آن، پيامدها و بازتاب هاي نگران كننده و خطرناكي به دنبال دارد و تأمين و مراقبت از آن در فرايند پايايي و پايداري امنيت در ابعاد مختلف اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي، نظامي و جغرافيايي از مطلوبيت ويژه اي برخوردار است و در همين رابطه دولت ها و نظام هاي سياسي، ساالنه بودجه هاي هنگفتي را هزينه مي كنند.يكي از انواع امنيت ها،«امنيت اجتماعي» است كه از جايگاه و موقعيت برجسته اي برخوردار بوده ، توليد و تأمين آن و همچنين پايدارسازي آن نيازمند مقدمات و زمينه هاي نسبتاً پيچيده اي است و آسيب پذيري و زوال آن تحت تأثير زمينه ها و متغيرهاي متفاوتي است كه شناخت و معرفت برآنها نيز ضرورتي اساسي دارد.

Archive of SID

۷۷

مفهوم امنيت در طول دهه ها و سال های گذشته و متناسب با پيچيده تر شدن روابط اجتماعي از حالت بسيار اوليه كه جنبه هاي فيزيكي و محسوس داشت خارج شده، ابعاد مختلف اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي را نيز در بر گرفته است. عوامل پنهان و غير فيزيكي امنيت روز به روز اهميت بيشتري پيدا مي كند.

براي فهم امنيت اجتماعي نياز به آسيب شناسي اجتماعي است كه آسيب شناسي اجتماعي را مي توان مطالعه خاستگاه اختالل ها، بي نظمي ها و نابساماني هاي اجتماعي تعريف كرد در. واقع آسيب شناسي اجتماعي، مطالعه ناهنجاري ها و آسيب هاي اجتماعي نظير اعتياد، طالق، خودكشي، روسپي گري، ولگردي، رشوه خواري، زورگيري، گداي و … همراه با علل و شيوه هاي پيشگيري و درمان آنها و مطالعه شرايط بيمار گونه و نابسامان است.

منظور از شرايط بيمارگونه اجتماعي، افز ايش بي رويه نا هنجاري ها و كژرفتاري ها در جامعه است. جامعه شناسان ريشه بساري از آنها را در خود جامعه مي دانند. وقتي خواسته هاي فرد با انتظارات جامعه هماهنگ نباشد، نابهنجاری فرد آغاز مي شود و در صورت تداوم زمينه كجر وي را پدید مي آورد)ستوده،.)۸۶ :۱۳۸۲

در واقع امنيت اجتماعي برگرفته از نظم در اجتماع و به معناي آرامش و انتظام است كه به معناي تبعيت تمامي اعضاييك جامعه از هنجارها، ارزش ها و قوانيني است كه اساس و قوام جامعه را تشكيلمي دهند و برای ملتزم بودن افراد به قوانین، لزوم درونی شدن هنجارها و قوانین اجتماعی

احساس می شود. و یکی از نهادهای درونی کردن هنجارها نهاد خانواده می باشد.

هدف اصليناي پژوهش، بررسي عوامل مؤثر بر افزایش امنیت اجتماعی و چالش های فراروی آن در پرتو پیشگیری خانواده مدار است. لذا برای دستیابی به این هدف، در ادامه پیشگیری خانواده مدار و رابطه آن با امنیت مورد بررسی قرار می گیرد.

پیشگیری خانواده مدار

عواملموثربرامنیتاجتماعیوچالشهایفرارویآندرپرتوپیشگیریخانوادهمدار

جرم شناسي پيشگري شاخه اي از جرم شناسي کاربردي است که به عواملي خارج از نظام کيفري براي پيشگيري از جرم توجه مي کند. به عبارت ديگر، اين شاخه به تعيين و شناخت

Archive of SID

۷۸

تابستان-۱۳۹۴شماره -۳۳دوازدهم سال

کارآمدترين عوامل يا وسايل براي تأمين پيشگري از جرم در سطح خرد و کالن مي پردازد. پيدايش اين شاخه از جرم شناسی، تحولي عظيم در راه مبارزه با بزهکاري است.

پيشگيري دريك معناي عام، عبارت است از تمامي اقداماتي كه از وقوع بزه جلوگيري مي كند. به عقيده شرمن، هر رويدادي كه اعمال شود و نتيجه آن نشان دهد كه از نرخ بزهكاري كاسته شده، مي تواند پيشگيرانه قلمداد شود )نجفي ابرندآبادي،.)۱۲۲۸:۱۳۷۸ بر مبناياين تعريف شرمن، عده اي پيشگيري را اعم از پيشگيري كيفري )پيشگيري از جرم از طريق اعمال مجازات ها( و پيشگيري غيركيفري می دانند.

عده اي ديگر از جرم شناسان )نظير گسن( با نقد سركوبي و غيرپيشگيرانه دانستن آن ، پيشگري را به معنايي خاص تعريف مي كنند: مجموعه اقدامات غيركيفري كه هدف غايي آن منحصراًيا به صورت جزئي محدود كردن دامنه ارتكاب جرم و غيرممكن، دشوار و كم كردن احتمال وقوع جرم باشد. در همين راستا، يك محقق كاناداي در سال ۱۹۹۸ تعريف پيشگري را داراي سه مؤلفه زير دانست :

هدف اصلي آن تأثيرگذاري بر يكي از عوامل فرايند كيفري است؛ بعد جمعي دارد)پيشگيري دريك محله خاص يا …( ؛ شامل اقدامپيشگيرانه غيرقهرآميز و غيركيفري است )همان:.)۱۲۲۹

به اين ترتيب مي توانيم تعريف آقاي كوسن را در سال ۲۰۰۲ مبنا قرار دهيم:

«پيشگري مجموعه اقدام ها و تدابير غيرقهرآميز است كه با هدف خاص مهار بزهكاري ، كاهش احتمال و وخامت جرم، پيرامون علل جرايم اتخاذ مي شود. در اين تعريف اقدام پيشگيرانه اقدام غيرقهرآميزي استهك بر عوامل جرم زا اعمال مي شود. در واقع پيشگري مستلزم آن است كه ابتدا علت شناسي اوليه از جرم صورت بگيرد» )همان(.

ماده ۱ اليحهپيشگيري از جرمنيز تعريف نسبتاً جامعي ازپيشگيري ارائهكرده است: «پيشبيني، شناسايي و ارزابي خطر وقوع جرم و اتخاذ تدابير و اقدامات الزم براي ازبين بردن يا كاهش آن ، پيشگري از جرم است.» در مورد انواع پيشگيري تقسيم بندي هاي متفاوتي از منظر هاي مختلف صورت گرفته است. اين تقسيم بندي ها فراتر از تقسيم بندي هاي صرف نظري هستند و به جنبه هاي متنوع مداخالت

Archive of SID

۷۹

پيشگيرانه اشاره دارند. یکی از انواع تقسیم بندی پیشگیری ها، تقسیم آن به وضعی و اجتماعی است. پيشگيري اجتماعي، برخالف پيشگيري وضعي كه بر موقعيت جرم زا تمركز دارد، به مجرم احتمالي و محيط پراموني او مي پردازد. پيشگري اجتماعي خود به دو بخشِرشد مدار و جمعي تقسيم مي شود. در پيشگيري اجتماعي، تقويت سازوكارهاي خودكنترلي )يا موانع اخالقي( از يكسو، و آموختن مهارت هاي اجتماعي براي تعامل با ديگران از سوي ديگر، به نوجوانان آموزش داده مي شود )نجفی ابرندآبادی،.)۱۲۳۸: ۱۳۷۸

اين نوع پيشگري، با هدف قراردادن اصالح فرد و جامعه، منجر به جلوگري از جرم به صورت پايدار و همشگي مي شود.اين نوع از پيشگيري، برخالف پيشگيري وضعي )كه بزه ديده مدار و سيبل مدار است(، مجرم مدار و فردمدار است )همان: .)۱۲۶۱

فرد در ارتباط با محيط هاي پيراموني خود متشكل از خانواده، مدرسه، گروه هاي همساالن، ساختارهاي محلي و… روند جامعه پذري را طي مي كند. در صورتي كه هريك از اين محيط ها، كاركرد خود را به درستي انجام ندهد، و يا نقش سازنده آن، تبديل به نقشي مخرب و منحرفانه شود، مداخله پيشگيرانه اجتماعي انحراف مي تواند نقش آفريني كرده و سازوكارهاي مخرب را ترميم سازد. بدين ترتيب انحراف زودهنگام و قابل ترمیم دوران کودکی به جرم استقرار یافته و )در بعضی مواقع( درونی شده دوران بزرگسالی تبدیل نمی شود.

برنامه هاي رشد مدار در صدد شناسايي عوامل خطر بزهكاري هستند تا با شناسايي آن ها مانع رشد اين عوامل در كودكان و نوجوانان شوند که آنان را مرتكب انحراف، و سپس، جرم نمايند.

پيشگري رشد مدار بيش از آنكه در پي ارائه آموزش هاي كلي و عمومي در مورد پيشگري از جرم به مردم باشد، بر گروه هاي از جوانان كه عوامل خطر بزهكاري در آنها شناساي شده و در معرض خطر ارتكاب جرم هستند، تمركز دارد )پيشگري مرحله دوم به جاي پيشگيري مرحله اول(.

پيشگيري رشدمدار در صدد شناسايي موارد زير است:

– عوامل خطريهك مي تواند نشانه روي آوردن به بزهكاري در آينده باشد؛
– عوامل حمايتي كه مي تواند احتمال ارتكاب جرم را كاهش دهد؛

عواملموثربرامنیتاجتماعیوچالشهایفرارویآندرپرتوپیشگیریخانوادهمدار

Archive of SID

۸۰

تابستان-۱۳۹۴شماره -۳۳دوازدهم سال

– عوامل قطع كننده كه مي تواند نوجواناناي جوانان را از استمرار فعاليت منحرفانه و يا مجرمانه منصرف سازد )ترك تكرار جرم( ۸۳۳(،۲۰۰۷، .)crawford

در نظام هاي توسعه يافته واپایش جرم، يكدر بازه زماني درازمدت، مطالعاتي با نام « دوره هاي جنايي» بر روي نوجوانان منحرف يا جوانان بزهكار انجام می شود كه در آن ها شيوه زندگي اين افراد در طول سا ل هاي پس از ارتكاب بزه يا انحراف مورد مطالعه قرار مي گيرد. به اين ترتيب، پس از گذشت ۱۵ يا ۲۰ سال و زماني كه اين افراد به سنين مانسالي مي رسند، مشخص مي شود كه:

*آيا انحراف دوران جواني، آن ها را به ارتكاب جرم در ميانسالي كشانيده يا خير؟

* چند درصد اين افراد از ارتكاب جرم دست كشيده اند؟

* چند درصد به طور اتفاقي و چند درصد گونه های دیگر به ارتكاب جرم پرداخته اند؟ پاسخ به اين سئواالت با شناساي دو دسته از عوامل همراه است: عوامل خطر )چه عواملي منجر به

تكرار جرم و استمرار رويه مجرمانه شد( و عوامل حماتي )چه عواملي منجر به قطع ارتكاب جرم شد(. برای مثال مطالعه دوره هاي جنايي نشان خواهد داد كه عواملي نظير ازدواج، اشتغال، استفاده يا عدم استفاده از مواد مخدر و يا مواد الكلي و …، چه تأثيري بر استمرار يا قطع جرم داشته است. شناساي عوامل خطر و حماتي در دوره هاي جنايي، امكان مداخله زودهنگام نسبت به كودكان و نوجوانانِ منحرف )يا در معرض خطر انحراف( را فراهم مي كند تا براي جلوگيري از ارتكاب جرم

آنان، از الگوهاي پيشگيري اجتماعي استفاده شود.

پیشگیری خانواده مدار در واقع یکی از شاخه های پیشگیری رشد مدار می باشد؛ زیرا خانواده یکی از نهادها و عواملی است که می تواند با مداخله در جریان رشد اطفال و نوجوانان تاثیر زیادی بر بازداشتن
آنها از ارتکاب رفتارهای مجرمانه داشته باشد.

نهاد خانواده مانند سایر نهادهای اجتماعی دارای کارکردهای متنوعی در درون خانواده و در بیرون آن یعنی عرصه اجتماعی است. کارکرد نهاد خانواده در درون خانواده، با اثرگذاری بر اعضای خود نقش تعیین کننده ای دارد. به لحاظ اینکه ارتباطات مستقیم و چهره به چهره بین اعضای خانواده وجود دارد، تأثیر و تأثرات متقابل بین اعضاء از عمق و پایداری بیشتری برخوردار است.

Archive of SID

۸۱

خانواده اولین بنگاه جامعه پذیری است که به پرورش عاطفه فرد می پردازد و در آن فرد نسبت به سایر اعضا وابستگی عاطفی پیدا می کند. در این مرحله از جامعه پذیری اولین احساس عضویت در اجتماع طبیعی در خانواده کسب می شود. آنگاه اگر فرد میل به وابستگی عاطفی تعمیم یافته را از نظام شخصیتی کسب کرده باشد همه انسان ها را از خود می داند و در قبال همه احساس تعهد و تکلیف می کند. در چنین فضایی، پرهیز از ناامنی، اذیت و آزار و سلب آزادی دیگران و در مقابل حفظ احترام افراد هم نوع خود و تأمین امنیت اجتماعی آن، از کارکردهای عمیق و ریشه دار خانواده می تواند باشد.

بنابراین، به طور کلی پیشگیری خانواده مدار را می توان به کارگیری اقدامات حمایتی و پیشگیرانه در خانواده به منظور جلوگیری از بزه کار شدن اطفال و نوجوانان تعریف کرد.

امنیت اجتماعی

در تعریف لغوی، امنیت عبارت از «محافظت در مقابل خطر، احساس ایمنی و رهایی از تردید است» )بوزان، )۵۲:۱۳۷۸،در فرهنگ لغت ، امنیت به معنای ایمن شدن، در امان بودن و بدون بیم و هراس بودن آمده است؛ به عنوان مثال در فرهنگ «معین» امنیت به معنای ایمن شدن، در امان بودن

و بی بیمی تعریف شده است، در فرهنگ عمید ایمنی، آرامش و آسودگی ) عمید، .)۲۳۳:۱۳۶۹ امنیت در خود حامل معانی اطمینان، عدم خوف، در امان بودن و نهراسیدن است. یعنی از احساس

امنیت )حاالت و موقعیت های ذهنی( تا ایمنی و اطمینان خارجی )موقعیت های عینی و بیرونی( در این واژه نهفته است )موذن جامی، .)۱۹:۱۳۸۴
امنیت از نظر الرونی مارتین عبارتست از:« تضمین رفاه آنی و از نظر جان مورز، امنیت یعنی رهایی نسبی از تهدیدات زیان بخش» )بوزان، .)۳۱:۱۳۷۸
امنیت از دیدگاه آرنولد ولفرر در معنی فقدان تهدید نسبت به ارزش های مکسوب و از بعد ذهنی آن به معنی فقدان هراس از این که این ارزش ها مورد حمله و تهاجم قرار گیرند، تعریف شده است )افروغ، .)۶۳:۱۳۷۹ این تعریف با توجه به مدنظر قرار دادن مقوله ارزش به تعریف امنیت اجتماعی

نزدیک تر است.