سازند آسماری مهمترین سنگ مخزن نفتی مخازن زاگرس، بویژه در فرو افتادگی دزفول می باشد. این سازند در میدان قلعه نار عمدتاً از رخساره های سنگ آهکی دانه غالب بیوکلستی-پلوئیدی (فرامینیفری- جلبکی) تشکیل شده است. تحلیل های رخساره ای نشان می دهد که پلتفرم آسماری در این میدان از ۱۳ میکروفاسیس رسوبی تشکیل شده است. این رخساره ها مربوط به بخشهای لاگونی، شول و بنک نومولیتی و بخشهای دریای باز یک رمپ کربناته می باشد. بررسی های پتروگرافی و پتروفیزیکی نشان دهنده عوامل کنترل کننده رسوبی و هم دیاژنزی بر کیفیت مخزنی این سازند در میدان قلعه نار است. اگرچه گسترش رخساره های دانه غالب وبنک نومولیتی با زونهای متخلخل همراهی دارد، ولیدولومیتی شدن (دولومیت درشت بلور ساکاروزی) اصلی ترین عامل ایجاد زونهای مخزنی بوده است. همچنین چین قلعه نار در ارتباط با چندین گسل طولی و عرضی می باشد، لذا به نظر می رسد شکستگی ها عامل فزاینده مهم دیگری در کیفیت مخزنی این میدان باشد .مطالعات نشان می دهد که پراکندگی فضایی رخساره های گل غالب، تراکم فیزیکی، سیمانی شدن و دولومیتی شدن بیش از حد موجب کاهش کیفیت مخزنی شده است.

کلید واژه ها: سازند آسماری، میکروفاسیس، دیاژنز، دولومیتی شدن، کیفیت مخزنی، میدان قلعه نار

سازند آسماریبه سن الیگو-میوسن تشکیل دهنده سنگ مخزن حدود ۶۰ میدان نفتی و گازی در زاگرس مرکزی می باشد. در این مطالعه به بررسی ویژگی های مخزنی و عوامل کنترل کننده آن در سازند آسماری در میدان قلعه نار پرداختیم. میدان قلعه نار در چهل کیلومتری شمال اندیمشک واقع شده و دارای ابعاد ۱۸ x 3 کیلومتری است (شکل .(۱ این میدان در سال ۱۳۵۴ کشف شده و در سازند آسماری و گروه بنگستان دارای نفت با درجه ۳۰ API می باشد. سازند آسماری در میدان قلعه نار از نظر لیتولوژیکی شامل لایه های سنگ آهک، سنگ آهک دولومیتی و سنگ آهک رسی می باشد.ساختمان قلعه نار در افق آسماری یک چین دو پلانژه (Double Plunge) است که البته دماغه ی شرقی آن با میدان بالارود تداخل پیدا کرده است.زاویه بینیالی این چین به طور متوس حدود ۱۳۸ بوده که در نتیجه این چین از نوع ملایم میباشد. گسل اصلی بالارود یالی شمالی چین را تحت تأثیر قرار داده است. این گسل به موازات یال شمالی و در واقع بخشی از مرز شمالی فروافتادگی دزفول است.همچنین یک گسل تراستی دیگر دریال جنوبی وبه موازات آن قرار گرفته است. همچنین بطور کلی هفت گسل عرضی نیز ساختمان قلعه نار را متأثر کرده است.

شکل (۱ موقعیت میدان قلعه نار در زاگرس مرکزی (فروافتادگی دزفول).

بحث :
رخساره ها و محی رسوبی

مطالعه مقاطع نازک بر روی ۱۱۲۶ مقطع نازک(مقطع نازک مغزه و خرده های حفاری) مربوط به دو چاه از میدان قلعه نار منجر به شناسایی ۱۳ میکروفاسیس رسوبی در سازند آسماری شده است (شکل .(۲این رخساره ها در اینجا به اختصار توصیف و تفسیر می گردد:

الف) میکروفاسیس های لاگونی و پهنه های جزرومدی(:(Lagoon-Peritidal environments

در این رخساره ها حضور فرامینیفرهای کفزی از قبیل میلیویدا، پنروپلیس، آستروتریلینا و آرکایاس، در کنار آلوکم هایی از قبیل پلوئید، جلبک های قرمز و سبز در یک زمینه ی نسبتاً روشن، حاکی از نهشت رسوبات در محیطی

محدود و نسبتاً کم انرژی تا انرژی متوس است.از این رو محی تشکیل رخساره مذکور، لاگون محدود شده می
باشد.وجود بلورهای ژیپس و انیدریت حاکی از شرای محی سابخا و پهنه های جزرومدی در محی می باشد.
میکروفاسیس های این محی شامل این موارد میباشد: (A-1 بایو کلاستیک پکستون تا وکستون

(BioclasticPackstone-Wackstone)، (A-2 میلیولید-پلوئیدال پکستون (Miliolid-PelloidalPackstone)، (A-3 مادستون .(Mudstone)

ب) میکروفاسیس های شول :(Shoal)

میلیولید، پلوئید، اووئید، فرامینیفرهای کفزی و خردههای دوکفهای اجزای اصلی تشکیل دهنده ی این میکروفاسیس ها هستند. با توجه به بافت گرینستون تا پکستونی، جورشدگی و گردشدگی و سیمانی شدن خوبی در ذرات مشاهده می شودکه در آب های کم عمق و با انرژی متوس تا زیاد تشکیل شده اند که معرف محی شول هستند. میکروفاسیس های شامل: (B-1 میلیولید-پلوئیدال گرینستون تا پکستون Miliolid-PelloidalGrainstone-) (Packstone، (B-2بایوکلاستیک گرینستون تا پکستون (BioclasticGrainstone-Packstone)، (B-3 اووئیدال گرینستون تا پکستون .(OoidalGrainstone-Packstone)

ج) میکروفاسیس های انتهای رمپ درونی((Distal Inner ramp

این میکروفاسیس ها شامل باندستون، رودستون و فلوتستونهای جلبکی مربوط به ریفهای کوچک رو به دریای باز و پکستون حاوی فرامینیفرهای بنتیک و جلبک قرمز می باشد.
– میکروفاسیس باندستون((Boundstone

این میکروفاسیس شامل دو زیر رخساره ی بایندستون (C1) (Bindstone) و فریم استون (C2) (Framestone)بوده که اجزای اصلی آنها به ترتیب شامل جلبک قرمز و استروماتولیت، مرجانهای چارچوب ساز میباشد. این میکروفاسیس ها معرف محی های دریای باز (Open Marine) و انتهای رمپ داخلی هستند. رخساره C2بیانگر ریف های منفرد (Patch Reef) هستند که در محی های دریای باز عموماً جلوی شول ها که انرژی و نور کافی در اختیار دارند، گسترش یافته اند.

– میکروفاسیس های فلوتستون تا رودستون :(Floatstone-Rudstone)

این میکروفاسیس ها درواقع لیتولوژی سنگ آهکی با بافت فلوتستون ( (D1تا رودستونی (D2) دارندکه از قطعات بزرگ مرجان و اسفنج تشکیل شده است.این رخساره ها معرف محی های دریای باز و انتهای رمپ درونی می باشند.