غیبت

مقدمه :
انسان موجودی است ممکن الخطاء که گاهی اعمالی را از سر تمایلات نفسانی و به متابعت از شیطان انجام می دهد که نه تنها عواقب سودمندی برای او به همراه ندارد بلکه عواقب ناگواری برای او در پی دارد ، از این اعمال ناپسندی می توان از غیبت نام برد که انسان با جهل و نادانی از قبح و فساد و عقاب آن دست به این عمل ناشایست زده و نه تنها باعث سلب اطمینان خود زده مسدوم می شود بلکه در پیشگاه حضرت حق دست به انجام معصیت بزرگی زده است .

اینجانب تمام تلاش خود را به کار بستم تا با گرد آوردن مطالبی از کتب مختلف مانند : وسائل الشیعه جامع العادن، الحجه البیضا، اصول کافی، بحار الانوار و چهل حدیث امام شما خواننده عزیز را با قبح و زشتی این گناه آشنا کنم و از آثار سوء و مخربی که این رذیله اخلاقی برای انسان همراه دارد سخن بگویم تا شاید نقطه عطفی باشد تا ما همگی بتوانیم با یاری خداوند این رذیله اخلاقی را از خود دور کنیم و به سعادت جاودان دست یابیم
معنای لغوی و اصطلاح غیبت

غیبت در معنای لغوی یعنی پشت سر کسی بد گویی کردن، زشت یاد.
شرح «غیبت» مصدر «غایب» و هم [اسم] مصدر «اغتیاب» است؛ چنانچه در لغت است. فقها رضوان الله علیهم اجمعین، از برای «غیبت تعریفهای بسیاری کردند که بیان آن ها و مناقشه در طرد و عکس هر یک خارج از وظیفه این اوراق است مگر به طور اجمال.

غیبت عبارت است از ذکر کردن انسان را در حال غایب بودنش به چیزی که خش آیند نیست نسبت دادن آن را به سوی او، از چیز های که پیش عرف مردم نقصان است، به قصد انتقاص و مذمت او» و معنی دیگر آن است که «آن عبارت است از آگاهی دادن بر چیزی که چنین باشد».
روایات ذکر شده در باب غیبت:

مثل ما فی مجالس الشیخ حدیث ابی الاسود، فی وصیته النبی، صلی الله علیه و اله لابی رز رضوان الله علیه. و فیه قلت یا رسول الله، ما الغیبه؟ قال: ذکرک افاک بماتکیره قلب یا رسول الله، فان کان فیه الذی یذکر به؟ قال: اعلم، انکراذا ذکر بما هو فیب، فقد غلبت و اذ اذکر بما لیس فیبر، فقد بهتر
حضرت ابی زر گوید: «گفتم ای رسول خدا، چیست غیبت؟ فرمود: ذکر تو است برادر خود را به چیزی که مکروه است» گفتم: «یا رسول الله، اگر باشد در او آنچه ذکر شده، غیبت است؟ فرمود: «اگر باشد غیبت است؛ و اگر نباشد تهمت است»

در روایات آمده است: الغیبه اشد من الزناه قلت: و لم زاک یا رسول الله؟ قال: لان الرجل یزنی فیتوب الی الله فیتوب الله علیه، و الغیبه لا تغفر حتی یغفر ها صاحبها …. قال و اکل لحمه من معاصی الله. از این دو جمله استباط می کنیم اگر با قصد مذمت و انتقاص صورت گیرد غیبت است و الا اگر از روی تلطف و ترحم ذکری از غیر شود، معصیت او نیست تا محتاج به آمرزش شود و به منزله خوردن گوشت او نیست.

اعمیت غیبت از ذکر قولی نیز معلوم می شود از روایت عاشیه قالت: دخلت علینا امراه فلما ولت، اومات بیدی انها قصیده فقال، صلی الله علیه و آله: اغتبها. عاشیه گوید: «یک زنی پیش ما آمد؛ چون رو برگرداند، به دستم اشاره [کردم] که کوتاه قامت است رسول الله صلی الله علیه و آله، فرمود که غیبت، او را کردی.»
از این روایت در می یابیم که لزوماً غیبت تنها پشت کسی بد گفتن نیست حتی اشاره کردن هم اگر همراه با سخن نباشد و به منظور تحقیر و مذمت شخص دیگر باشد.

یک مطلب دیگر که حائز اهمیت است این است که کشف سر مؤمنین نیز حرام است. یعنی، عیوبی که از مؤمنین ستور و مخفی است، چه خلقی یا خلقی یا عملی باشد، حرام است اظهار آن را و افشا آن را؛ چه مشخص متصف راضی به آن باشد یا نه؛ و چه قصد انتقاص در کار باشد یا نباشد، مگر آن که نفس عمل (نیت عمل) از اموری باشد که ذکر آن و اشاعه آن محرم شرعی باشد، چون معاصی خدا که صاحب معصیت نیز نمی تواند اظهار آن کند و از جمله اشاعه فاحشه است و این مربوط به حرمت غیبت نیست.

حرمت غیبت فی الجمله اجماعی، بلکه از ضروریات فقه است و از کبائر و موبقات است آنچه لازم به ذکر است، تنبه دادن بر فساد این سیئه موبقه و تبعات آن است که بلکه ان شاء الله با تفکر در آن بدان مبتلا تشویم؛ یا اگر خدای نا خواسته شدیم، بزودی رجوع کنیم، توبه کنیم و قلع ماده فساد آن را نگذاریم با این آلودگی و ابتلای به این کبیره ایمان کش از این عالم منتقل شویم، که از برای این موبقه کبیره در عالم غیب و پس پرده ملکوت صورت مشوه ماه زشتی است که علاوه بر بدی آن موجب رسوایی در ملا اعلی و محضر انبیاء مرسلین و ملائکه مقربین می شود.

صورت ملکوتی آن همان است که خداوند تبارک و تعالی در کتاب کریمش اشاره به آن می فرماید و احادیث شریفه نیز صراحتاً و اشارتاً بیان آن را کرده اند. قال الله عز و جل: و لا یغتب بعضکم بعضاً ایحب احدکم ان یا کل لحم اخیر میتاً؟ فکر هتموه فرمود: «غیبت نکند بعض شما بعضی را آیا دوست دارد یکی از شما که گوشت برادر خود را بخورد در صورتی که مردار است؟ پس کراهت دارید او را البته»

ما غافل هستیم از این که اعمال ما عیناً در عالم دیگر به ما رجوع می کند، نمی دانیم که این عمل صورت مردار خوردن است. صاحب این عمل همان طور که چون سگهای درنده اعراض مردم را دریده و گوشت آن ها را خورده، در جهنم نیز صورت ملکوتی این عمل به او رجوع می کند.

۶- در روایتی آمده است که رسول خدا (ص) به واسطه زنا مردی را سنگسار کردند. یکی از حضار به رفیقش گفت: «این شخص در جایگاه خود کشته شد مثل سگ.» پس از آن پیغمبر (ص) با آن دو نفر به مرداری عبور کردند. فرمود به آن ها: «با دندانهای خود از گوشت این مردار بکنید.» عرض کردند: یا رسول الله، از گوشت مردار بخوریم! فرمود: «آنچه از برادرتان به شما رسید، گندش بیش از این است؟»

آری، رسول اکرم، صلّ الله علیه و آله، به قوت نور بصیرت و مشاهده ی دید عمل آنها را که گندش از مردار بیشتر است و صورت آن فضیعتر و فظیعتر است.
و در روایت دیگر است که غیبت کننده در روز قیامت گوشت خود را می خورد.

۷- فرمود رسول اکرم، صلّ الله علیه و آله: «کسی که غیبت کند مرد مسلمی را نماز او باطل می شود و روزه او شکسته شود و وضوی او؛ و بیاید روز قیامت در حالی که از دهن او بویی می آید که از بوی مردار گندش بیشتر است، در آزار می آیند از آن اهل موقف و اگر بمیرد قبل از توبه، مرده است در صورتی که حلال شمرده چیزی را که خداوند حرام شمرده است.» این هم حال قبل از ورودش به جهنم که در نزد اهل «موقف» مفتضح و رسواست و در شمار کفار است.

۸ آنس بن مالک : «رسول خدا ، صلی الله علیه و آله ، فرمود: گذشتم در «شب معراج به قومی که رویهای خود را با چنگال خویش خراش می دادند از جبرئیل پرسیدم اینها کیان اند؟ گفت «این ها کسانی هستند که غیبت مردم را می کردند و واقع می‌شدند در اعراض آنها .»

۹ حضرت صادق علیه السلام ، از حضرت رسول ، صلی الله علیه وآله ، حدیث می کند که فرمود : «ای گروهی که بزبان اسلام آوردید وایمان به قلب شما وارد نشده مذمت نکنید مسلمانان را جستجو نکنید. قبایح مستوره آن ها را به زیرا که کسی که عورات آن ها را جستجو کند خداوند جستجو کند عورات او را ؛ و کسی را که خدا جستجوی عودت او کند ، مفتضح کند او را اگر چه در خانه اش باشد.»

خداوند تبارک تعالی غیر راست و هتک مستور مومنین و کشف عورات آن ها هتک ناموس الهی است. اگر انسان بی حیایی را از حد گذراند و هتک حرمات الهیه نمود ، خداوند غیور مستورات او را که به لطف و ستاریّت خود ستد فرموده بود ، مکشوف فرماید وهتک مستور آن را می فرماید ، و در بین مردم در این عالم و ملائکه را بنیاد اولیا ، علیهم السلام ، در آن عالم مفتضح می شود.

۱۰ رسول اکرم ، صلی الله علیه و آله ، در ضمن وصیت هایش به جناب ابی ذر رضی الله عنه می فرماید:
بترس از غیبت ، زیرا که آن از زنا شدید تر است. عرض کند : برای چه رسول الله ؟ فرمود برای آنکه راضی اگر توبه کرد خداوند می آمرزد او را ، ولی غیبت آمرزیده نشود تا آن که صاحبش بیامرزد.

اگر خدای ناخواسته انسان با حقوق مردم از دنیا برود ، کارش بسیار مشکل شود. در حقوق الهی سرد کاره باکریم و رحیم می باشد که درساحت مقدسش بغض و کینه راه ندارد ، ولی اگر سر و کار با بندگان شد ، ممکن است که گرفتار کسی شود که دارای این گونه اخلاق باشد و از انسان بدین زودیها نگذرد یا هیچ وقت از او راضی نشود. پس ، بر انسان لازم است که مواظب حال خودش باشد ، و این ملاحظات را بنماید که مطلب بسیار خطرناک است و امر بسیار مشکل است.
۱۱ از رسول اکرم ، صلی الله و علیه و آله ، حدیث شده که آورده شود روز قیامت یک نفری در پیشگاه حق ، نگاه داشته شود و کتابش به او داده شود. پس حسنات خود را درآن نبیند. گوید : خداوندا ، این کتاب من نیست! نمی بینم در این حسنات خود را به او گفته شود: همانا پروردگار تو گمراه نیست و نسیان نکند از بین رفت عمل تو ، به واسطه ی غیبت کردن از مردم . پس از آن دیگری آورده شود و داده شود به او کتابش پس از آن طاعات بسیاری ببیند بگوید: بارالها ، این کتاب من نیست ، زیرا که من این طاعات را نکردم!

گفته شود به او: فلانی غیبت تو را کرده ، پس داده شود حسنات او به تو.
در بیان ضررهای اجتماعی غیبت
چنانچه این معصیت کبیره و این موبقه ی عظیمه از مفسدات ایمان و اخلاق و ظاهر و باطن است و در دنیا و آخرت انسان را منجر به رسوایی و بی آبرویی می کند.
یکی از مقاصد بزرگ شرایع و انبیاء عظام ، سلام الله علیهم ، که علاوه بر آنکه خود مقصود مستقل است ، وسیله پیشرفت مقاصد بزرگ و دخیل تام در تشکیل مدینه فاضله می باشد ، توحید کلمه و توحید عقیده است ، و اجتماع در مهّام امور و جلوگیری از تعدیات ظالمانه ی ارباب تعدی است ، که مستلزم فساد بنی الانسان و خراب مدینه ی فاضله است. و این مقصد بزرگ ، که مصلح اجتماعی و فردی است انجام نگیرد مگر در سایه وحدت نفوس و اتحاد همم و الفت و اخوّت و صداقت قلبی و صفای باطنی و ظاهری ، و افراد جامعه به طوری شوند که نوع بنی آدم تشکیل یک شخص دهند و جمعیت به منزله یک شخص باشد و افراد به منزله ی اعضائ و اجزا آن باشد ؛ وتمام کوشش ها و سعی ها حول یک مقصد بزرگ الهی و یک مهم عظیم عقلی ، که صلاح جمعیت و فرداست ، چرخ زند. و اگر چنین مودت و اخوتی در بین یک نوع با یک طایفه پیدایش غلبه کنند بر تمام طوایف و مللی که بر این طریقه نباشند.

مسلمین مأمورند به دوستی و مواصلت و نیکویی به یکدیگر و مودت و اخوت. و معلوم است آنچه موجب ازدیاد این معانی شود ، محبوب و مرغوب است ، و آنچه این عقد مواصلت و اخوت را بگسلد تفرقه در بین جمعیت اندازد ، مبغوض صاحب شرع و مخالف مقاصد بزرگ اوست و پر واضح است که این کبیره ی موبقه اگر رایج شود دربین جمعیتی ، موجب کینه و حسد و بغض و عداوت شده و ریشه ی فساد در جمعیت بدواند ؛ درخت نفاق و دورویی در آن ها ایجاد کند و برومند نماید ، و وحدت و اتحاد جامعه را گسسته کند ، و پایه دیانت را سست کند. و از این جهت بر فساد و قبح آن افزوده گردد.

پس بر هر سلم غیور دینداری لازم است برای حفظ شعض خود را از فساد و نوع اهل دین ازنفاق و نگهداری حوزه ی مسلمین و نگهبانی وحدت و جمعیت و احکام عقد اخوت ، خود را از این رذیله ] حفظ[کند (آن ها را نهی از این عمل قبیح نماید ؛ و اگر خدای نخواسته تاکنون دارای این عمل زشت بوده، توبه کند، و در صورت امکان و عدم فساد ، از صاحبش استرضاء و استحلال نماید و الا برای او استغفار کرده ، و ترک این خطیئه را نموده ، و ریشه صداقت و وحدت و اتحاد رادر قلب خود کشت کرده ، تا از اعضای صالحه ی جامعه به شمار آید و یکی از اجزای دخیله در چرخ اسلام باشد.
راه های علاج این موبقه
انسان گمان می کند که فایده خیالی متذتب به آن ، آن است که انسان به قدر چند دقیقه قضای شهوت نفسای خود را در ذکر متساوی مردم و کشف عورات آن‌ها کرده ، و با بذله گویی و هرزه سرایی که ملایم با طبیعت حیوانی یا شیطانی است ، صرف وقت نموده مجلس آرایی نموده و تشفی قلبی از محسودان نموده است اما آثار آن در این عالم، آن است که انسان از چشم مردم می افتد و اطمینان آنها از او سلب می شود. طباع مردم بالفطره مجبول به حبّ کمال و

نیکویی و خوبی و متنفر از نقص و پستی و زشتی است ، و بالجمله ، فرق می گذارد بین اشخاصی که احتراز از هتک مستور و از کشف اعراض و سرایر مردم کنند ، و غیر آن ها. حتی خود غیبت کننده نیز شخص محترز از این امور را از محناز داند ، فطره و عقلاً ، اگر کار را از حد گذراند و پرده ناموس اعراض مردم را درید ، خداوند او را در همین عالم رسوا می کند. انسان باید بترسد از آن رسوایی که به دست حق تعالی واقع شود که جبران پذیر نخواهد بود ، پناه می برم به خداوند از غضب حلیم . بلکه ممکن است هتک حرمات مومنین و کشف عورات آن ها انسان را منتهی به سوء عاقبت کند ، زیرا که اگر این عمل در انسان ملکه

شد تاثیراتی در نفس دارد که در وقت مردن که کشف بعضی حقایق بر انسان شود و معاینه بعضی عوالم را که کرد و پرده ملکوت برداشته شد ، انسان به واسطه رویت مقامات آن ها و اکرام و اعظام حق تعالی از آن ها به حق تعالی بغض پیدا کند : انسان بالجمله دشمن و دوست دشمن است و منغبض محب مبغوض است ، پس ، با دشمنی حق و ملائکه داد ،از این عالم منتقل شده به خذلان ابدی و شقاوت دائمی رسد.

انسان باید با بندگان خدا ، که مورد رحمت و نعمت هستند و مخلع به خلعت اسلام و ایمان اند ، دوستی پیدا کند ومحبت قلبی داشته باشد . مبادا به محبوب حق دشمنی داشته باشد که حق تعالی دشمن دشمن محبوب خود است ، انسان را از ساحت رحمت خود طرد می کند و بندگان خاص خدا را در بین بندگان مخفی هستند ومعلوم نیست این دشمنی ما و هتک ستر و کشف عورت این مومن برگشت به هتک ستر خدا نکند. مومنین اولیاء حق اند. دوستی با آن ها دوستی با حق است ، و دشمنی با آن ها دشمنی با حق است. و یل لمن شفعاوه خصماوه. قدری تفکر کن در این نتایج دنیویه و اخرویه این معصیت و قدری

تامل کن در آن صورتهای موحشه مدهشه که در قبر و برزخ و قیامت به آنها مبتلا می شوی، و مراجعه کن به کتب معتبره اصحاب ، رضوان الله علیهم ، و اخبار ما ثوره از ائمه اطهار ، سلام الله علیهم ، که حقیقتاً کمر شکن است ؛ پس ، موازنه ومقایسه کن بین یک ربع ساعت هرزه گویی و بذله سرای و قضای شهوت خیالی ، وهزاران هزار سال گرفتاری ، در صورتی که اهل نجات باشی و با ایمان ازاین عالم بروی ؛ و الا مقایسه کن آن را خلو و در جهنم و عذاب الیم همیشگی نغوذ بالله منه.

علاوه بر این ، تو اگر دشمنی نیز داری با شخصی که از او غیبت می کنی ، مقتضای دشمنی نیز آن است که از او غیبت نکنی اگر ایمان به احادیث داری ؛ زیرا که در حدیث وارد است که حسنات غیبت کن منتقل می شود به نامه عمل کسی که از او غیبت کرده ، و سیئات این به نامه آن منتقل می شود. پس خواستی دشمنی با او کنی ، با خود دشمنی کردی . پس بدان با خداوند نمی توانی ستیزه کنی