مقدمه
فاطمه (عليها السلام) آن چنان در جلوه جمال و جلال خدا محو است كه همه چيز را در راه او فدا مي‌كند، مقامش، رتبه اش، دخت پيامبر بودنش، جلال و اشرافيت مورد انتظار براي خودش، حتي جامه عروسيش، دستبند نقره‌اش، پرده خانه‌اش و ….‌در چنين صورتي‌آيا باز هم او محبوب خدا نباشد.

فاطمه (عليها السلام) همسر علي (عليه السلام) است كسيكه اگر نبود براي فاطمه (عليها السلام) كفر و همسري نبود تكليف ازدواجش را خدا معين مي كند و ادامه حيات خانوادگيش بر اساس آرمان و اهداف اسلام رنگ مي گيرد.

فاطمه (عليها السلام) زني است كه جلال و عظمتش در قالب مفاهيم و الفاظ نمي گنجد زيرا تصورات ما از مفاهيم بي نهايت قابل بحث و بررسي است وقتي كه او را صديقه مي خوانيم با مفهوم صديقه اي كه براي ديگران ذكر مي شود متفاوت است او با تمام وجودش صديقه است. همه اعضاي او، همه افكار و انديشه هايش در اين مصداق همگامي دارند.
آري عظمت فاطمه (عليها السلام) را نمي توان از راه نوشتن، بيان و شنيدن شناخت، زيرا كه همه چيز او در تمام و كمال و در بي نهايت است، ايمانش، اخلاقش، فداكاريش، علو روحش، جلالتش و دانشش همه در منتهاي كمال هستند.

او الگوست و به زنان آموخت كه زنان مهم مي توانند در موارد لازم، كار مردانه انجام دهند، در عين اين كه عفت و اصالت خود را حفظ مي نمايند، به احقاق حق بپردازند و به دفاع از ستمگري ها قيام و اقدام نمايند.

فصل اول
فاطمه و مقام مادري

فاطمه موفق ترين مادر
چه مادري است؟ نمونه و بي مانند چه فرزنداني دارد؟ همه پاكبازهمه با اخلاص همه مطيع خدا، چه داماني دارد؟ و چه كمكهايي را پرورش مي دهد؟ داماني كه اجازه نمي دهد فرزندانش تن به ذلت بدهند و بار ننگي را بر دوش كشند او چه كانوني و چه آشيانه اي ساخت؟ فرزندان او گرسته و بيجان ولي در راه خدا، بدان راضي و خرسند كه قوت روز و شبستان در راه خدا مصرف مي شود فرزنداني كه خود را ازآن مردم مي دانند وقف مردم مي كنند خدمت به دين و وظيفه احياي آن را برعهده دارند.

«او مادر است و فرزنداني تربيت مي كند، فرزنداني كه حافظ شرف اسلام، نگهبان ارزشهاي پر‌ارج ايدئولوژي خويش و در اين راه تا حد جان مقاومند، اين با صلح خود و آن يك با قيام خونين خود نهال اسلام را آبياري كرده و رشدش مي دهند.

دخترانش نيز هر يك نيك پرورده و با هدفند. آن زينب و آن گلثوم، با هدفداري خود دنباله رسالت حسن و حسين را گرفته و ادامه اش مي دهند. «فرياد حسين را در روز عاشورا ضبط مي كنند و در كوفه و شام و در فاصله آن همه راهها و منزل ها به گوش ديگران مي رسانند، شهادت حسين را اين دو نفر به ثمر مي رسانند و بلندگوهاي نهضت حسيني اين دو نفرند»
فاطمه (عليها السلام) شاگرد مكتب اسلام است در خانه وحي پرورش يافته و در زير دست پيامبر رشد كرده است آنگاه هم كه به خانه علي (عليه السلام) رفته باز هم از پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم) فاصله اي نداشته است ديد او نسبت به جهان همان ديد وحي است گويي خود مفسر قرآن و مبين آن است.

او در مدرسه اسلام همكلاس و همدرس علي (عليه السلام) است بحثشان با هم و تبادل نظرها با همديگر است شك نيست كه اگر مساله از ديد تاييدات عيني هم بررسي نشود و تنها از نظر عادي هم به آن نگاه كنيم باز راه براي رشد همه جانبه و يافتن يك كمال كلي براي فاطمه (عليها السلام) فراهم است «فاطمه زهرا (عليها السلام) تربيت يافته مكتب محمدي (ص) است و تعليم و تربيت را در كلاس وحي الهي آغاز كرده و از آن مدرسه عالي انسان سازي فارغ التحصيل شده تمامي گفتار و كردار و انديشه هايش سازنده و ارزنده و الهي و معنوي است. خاصه آن كه رفتار و كردار او بايد سرمشق تمامي زنان و دختران عالم اسلام باشد».

«كانون خانه و خانواده مقدس ترين مكان براي رشد انسانها و مكتب تربيتي براي اداره امور اجتماعي به حساب مي آيد. كساني كه در اين آموزشگاه با اصول صحيح انساني تربيت گردند بدون ترديد در اصلاح خود و جامعه مي توانند نقش اساسي داشته باشند. در اين ميان نقش سازندگي مادر، در رشد و تكامل تربيت شدگان اعضاي خانواده فوق العاده بيشتر است و لذا هرچه مديريت و آگاهي او در اين زمينه مطلوب باشد فارغ التحصيلان آن كانون به همان نسبت ارزشمند خواهند بود.

حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام) هرچند در سنين جواني به خانه علي (عليه السلام) انتقال يافت و با مشكلات فراوان اقتصادي مواجه شد و در يك خانه محقر استيجاري منزل گزيد و دسترسي به امكانات زندگي پيدا نكرد ولي با مديريت صحيح خانه داري نمود و بدين وسيله عشق و علاقه شديد علي را به خود جذب كرد و تمام آن كمبودها را با صفاي دروني جبران نمود و بچه‌هاي بي نظيري به جامعه تحويل داد.

فاطمه و نقش عامل تغذيه قبل از تولد و بعد از تولد
نقش حساس و سرنوشت ساز غذاي جسم و جان و چگونگي تغذيه به ويژه در دوران كودكي و پيش از آن نقشي است حياتي و بسيار مهم، به گونه اي كه هم سلامت و شادابي و طراوت جسم انسان در گرو آن است و هم توازن و تعادل و سلامت فكر و انديشه و عقيده او.
به همين خاطر قرآن موضوع تغذيه را از مسائل حياتي پيامبران مي داند تا چه رسد به انسان‌هاي عادي «وما جَعَلْناهُمْ جَسَدَاً لايَأكُلُونَ الطَّعامَ و ماكانوا خالدين» «و آنان را جسدي كه غذا نخورند و نياز به خوراك نداشته باشند قرار نداديم و جاودانه هم نبودند».
و به انسان‌ها فرمان مي دهد كه به غذاي خويش با دقت و تفكر بس

يار بنگرند و در مورد آن بينديشند «فَلْيَنْظُرِ الانْسانُ اِلي طَعامِهِ» «بنابراين، انسان بايد به خوراك خويش و نقش آن نيك بنگرد»
حضرت علي (عليه السلام) هشدار مي‌دهد كه ضمن بهروزي صحيح و شايسته از نعمت‌هاي پاكيزه خدا و پرهيز از اسراف و تبذير، از غذاهاي پليد و ناپاك و نيز از غذاهاي حرام سخت برحذر باشند.

«فما اشْتَبَهَ عَلَيْكَ عِلْمُهُ فَالْفِظْهُ و ما اَتْفَيْتَ بِطيبِ وُجُوهِهِ فَنَلْ مِنْهُ»
«هان اي استاندار من! من گمان نمي كردم كه تو ضيافت گروهي را بپذيري كه نيازمندانشان را از آن ميهماني رانده و ثروتمندانشان دعوت شده بودند. پس به آنچه مي خوري بنگر كه حلال و پاكيزه است يا حرام و پليد، آنگاه آنچه حرام بودنش براي تو مشتبه بود، آن را از دهان به دور افكن و آنچه را به پاكيزگي و حلال بودنش يقيين داري، آن را بخور»

چرا كه غذاي حرام و پليد، ويرانگر روح و جان و روان است، وجدان انسان را مي كشد، چراغ فطرت را به خاموشي سوق مي دهد، گوش جان را ناشنوا و چشم حق بين را نابينا مي سازد.
براي اينكه فاطمه در همه حال طاهر و مطهر باشد انعقاد نطفه اش پس از چهل روز عبادت زوجين انجام مي گيرد و آن روز كه پاي بدين جهان مي گذارد نه تنها اميد مادر بلكه اميد پدر و ادامه دهنده راه رسالت او كه غم اندوه پدر به وسيله او تسكين مي يافت و خطوط رنج اداي رسالت از چهره اش برداشته مي شد.

«آري دخت سرفراز پيامبر، نخستين سلول سازمان وجودش با غذاها و ميوه هاي آسماني و بهشتي پديد مي آيد و پدر و مادر گرانقدرش با همه آن معنويت و ويژگي ها، چهل روز برنامه پالايش و بندگي و عبادت و صعود را سپري مي كنند تا در پرفرازترين قله شكوه معنوي و اوج تقرب به حق و شدت پيوند با جهان حقيقت و معنا، خداي جهان آفرين فرزند دلخواه و شاهكار بديع آفرينش و راز آفرينش زن را به آنان ارزاني دارد.
و مي نگريم كه فاطمه (عليها السلام) نورش از بهشت،
سلول وجودش از بهشت،

اصل و اساس آفرينشش از بهشت،
پايه و بنياد شخصيتش از بهشت،
تغذيه جسمش از بهشت،
تغذيه روح و جان و قلبش از بهشت،
آموزگارش از جهاني ديگر مي رسد،
و محيط زندگي اش نيز يك محيط بهشتي و عطر آگين و تاريخ ساز است».
امتياز ديگر بانوي بانوان در ولادتش بود.

«كدام نوازدي را زير اين آسمان كبود مي شناسيد كه به هنگام ولادت او مادرش فرستاده اي نزد زنان دوست و همسايه بفرستد و آن تعصب ورزان و كينه توزان و بد انديشان در آن شرايط سخت به ياري مادر و نوزاد نشتابند و آنگاه فرشتگان گروه گروه در خانه او فرود آيند و از پي آنان برترين زنان تاريخ به كمك او بشتابند و به او بگويند: غم مدار، اندوه به دل راه مده كه ما به دستور خدا به ياريت آمده ايم ما خواهران تو هستيم، ساره همسر فداكار ابراهيم، آسيه بانوي شيردل و توحيد گرا، مريم مام قداست و رسالت، كلثوم خواهر و همسنگر و نگهبان كشتي كوچك موسي (عليه السلام) و ديگر اين انبوه فرشتگان آسمانها و اين همه حوريان بهشت همه به ياري تو آمدند».
امتياز ديگر دخت گرانمايه پيامبر (ص) اين بود كه پس از ولادت خود بي درنگ لب به سخن گشود درست مثل مسيح، آن پيامبر بزرگ خدا و از غنچه لبانش گلواژه هاي توحيد و توحيدگرايي، گواهي به وحي و رسالت پيامبر، امامت علي (عليه السلام) و يازده فرزند او شكفت.

حقوق خانه و خانواده از ديدگاه حضرت فاطمه (عليها السلام)
خانواده اي در زندگي موفق مي گردد كه به طور مشترك و براي رسيدن به اهداف مقدس در كانون خانواده تلاش كنند و هيچ كدام از زن و شوهر از كار گريزان نباشند ولي بايد شئوون وظايف مشخص باشد و هر يك به تناسب توان و تخصص و حوصله خويش انجام كاري را به عهده گيرد حضرت علي و فاطمه (عليها السلام) براي تقسيم كار نزد پيامبر بزرگوار اسلام (صلي الله عليه و آله وسلم) رفتند و درخواست نمودند تا آن حضرت تكليف هر يك را در امور خانه مشخص نمايد همانطور كه امام باقر (عليه السلام) مي فرمايند، رسول خدا (ص) نيز اين چنين تقسيم كار كردند.
فَقَضي عَلي فاطِمَهَ بِخِدْمَهِ مادُونَ البابِ و قَضي عَلي عَلِيٍّ بِما خَلْفَهُ

به اميرالمومنين دستور دادند كارهاي خارج خانه را انجام دهند و به دخترش فاطمه (عليه السلام) نيز فرمودند كه كارهاي داخل خانه را اداره نمايند، آن بانوي دو عالم از اين تقسيم كار بسيار خوشحال شد.
و در حديث ديگري خانم فاطمه زهرا (عليه السلام) مي فرمايند:
قالت: يا رَسُولَ اللِه لَقَدْ مَجِلَتْ يَدايَ مِنَ الرَّحَاءِ اَطْحَنُ مَرَّهً و أعْجُنُ مَرَّهً:
اي رسول خدا، دستان من با كار كردن با آسياب سنگي تاول زده و زخم شده است زيرا گاهي گندم آرد مي كنم و زماني آرد را خمير مي سازم.
حضرت زهرا (عليها السلام) چون ديگر زنان جامعه كار مي كرد، گندم را با آسياب دستي آرد مي نمود، نان مي پخت كار روزانه را انجام مي داد، به بچه داري و تربيت كودك توجه كامل داشت تا آنكه هر دو دست آن يگانه روزگار زخم شد.

فاطمه (عليها السلام) در زندگي پربار خويش، به كار و انجام وظايف خانوادگي و تربيتي توجه كامل داشت نه تنها كار مي كرد و نيازمنديهاي خانواده را برطرف مي ساخت، بلكه به تقسيم كار در خانواده و تحقق عدالت در محيط كوچك خانه و خانواده نيز اهميت مي داد.
كارهاي خانه و خانواده را بين خود و اميرالمومنين علي (عليه السلام) و كار روزانه داخل منزل را نيز بين خود و خدمتكارش فضه بگونه اي مساوي تقسيم مي كرد.
سلمان فارسي مي‌گويد: فاطمه زهرا (عليها السلام) را ديدم كه با دستان مبارك و با آسياب دستي گندم را آرد مي كند، جلو رفته پس از سلام، گفتم: اي دختر رسول خدا (صلي الله عليه و آله) خود را به خدمت مينداز، در كنار شما خدمتكار منزلتان فضه ايستاده است كار منزل را به ايشان واگذار.
پيامبر بزرگوار اسلام در حديثي مي فرمايند: قالتَ: اَوْصانِي رَسُولُ اِلله اَنْ تكُونَ الخِدْمَهُ لَها يَوْمَاً وَلي يَوْمَاً فكانَ اَمْسِ يَوْمَ خِدْمَتِها و اليَوْمَ يَوْمَ خِدْمَتي.
رسول خدا (ص) به من سفارش فرمود كه كارهاي خانه را با فضه تقسيم كنم يك روز او كار كند و روز ديگر من، ديروز نوبت او بود و امروز نوبت من است.

يكي از عوامل شادابي و تكامل خانواده ها تعيين حدود مسئوليت افراد در خانواده است با تقسيم كار، عدالت اجتماعي در محيط كوچك خانواده سعادت مي آفريند و زن را از دخالت در اموري كه سزاوار نيست باز مي دارد امام باقر (عليه السلام) فرمودند: حضرت فاطمه (عليها السلام) كارهاي منزل را با حضرت علي (عليه السلام) اينگونه تقسيم مي كردند كه:
خمير كردن آرد و نان پختن و تميز كردن و جار و زدن خانه به عهده فاطمه باشد و كارهاي بيرون منزل از قبيل جمع آوري هيزم و مواد اوليه غذايي را علي (عليه السلام) انجام دهند.
آنگاه كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود: كارهاي داخل منزل را فاطمه (عليها السلام) و كارهاي بيرون منزل را علي‌(عليه السلام) انجام دهد، حضرت زهرا (عليها السلام) با خوشحالي فرمود:

قالَتْ: فَلا يَعْلَمُ ما داخَلَنِي مِنَ السُّرُورِ اِلاّ اللهُ باكفائيِ رَسُولُ اللهِ تَحَمُّلَ رِقابِ الرِّجالِ
جز خدا كسي نمي داند كه از اين تقسيم كار تا چه اندازه، خوشحال شدم، زيرا رسول خدا مرا از انجام كارهايي كه مربوط به مردان است بازداشت.
آري فاطمه (عليها السلام) خانه را كانون آسايش علي و فرزندانش مي سازد و هر وقت غم ها و رنجها، دشواريها و نابسامانيها بر علي فشار مي آورد رو سوي خانه مي كند، بدان اميد كه لحظاتي با زهرا سخن بگويد و دلش آرام گيرد.

خانه را پاك و تميز، آرام و آباد نگه مي دارد آن را طوري مي سازد كه در عين آنكه چيزي براي خوردن در آن به چشم نمي خورد صفا و صميميت، صداقت و مهر، پاكي و لطافتش غذاي اهل خانه مي شود و سيرشان كند.