مقدمه :
هر آنگه از خاكزيان و دنياي زنده خاك سخني به ميان‌آيد . نظرها به موجودات بزرگ خاكي ، به ويژه انسانها معطوف مي گردد . با كمي دقت و تفحص در اين باره مشاهده مي شود كه قسمت اعظم حيات به دنياي زنده غي قابل روئيت در خاك تعلق دارد و نقش انها در مقايسه با موجودات بزرگ ، غير قابل قياس است . طبيعتي كه در آن زندگي مي كنيم داراي شرايط ويژه اي است كه برقراري حيات را در آن ممكن مي سازد و تدام حيات به ثبات اين شرايط و ثبات اين شرايط به توازن بيولوژيكي بستگي دارد .

پيشرفت علم موجب گسترش تكنولوژيكي در زمينه هاي مختلف اعم از ميكانيكي و شيميايي گرديد كه كشاورزي كاربردي نيز از آن بي بهره نمانده است . بكار گيري اين تكنولوژي در كشاورزي مستلزم آشنايي كافي با خاك و تمام متعلقات آن اعم از جندار و بي جان ، اتمسفر و گاز هاي موجود در آن و هم چنين شرايط زيست محيطي است . در غير اينصورت نتيجه

آن از هم پاشيدگي توازن بيولوژيكي و تغيير شرايط لازم براي حيات است . نازك شدن لايه اوزن در استراتوسفر و پارگي آن در بعضي از نقاط ، ايجاد بارانهاي اسيدي ،‌آلودگي آبهاي زير زميني و افزايش و گسترش روز افزون بيماريهاي گياهي حاصل اين عدم توجه و آشنايي است . بنا براين كسب اطلاعات بيشتر در زمينه هاي مختلف علوم كشاورزي لازم بوده و چشم پوشيدن از موفقيت هاي زودگذر كه از طريق مصرف سموم و غيره حاصل مي شود ، براي حفظ محيط زيست ، ضروري است . ۱

 

پيشگفتار :‌
خاك يكي از مهمترين منابع طبيعي و عوامل توليد است . روزبه روز كه بر تعاددا جمعيت جهان افزوده مي شود و قدرت خريد مردم بالا مي رود و بشر مترقي مي گردد ، توقعات انسان از اين منبع بزرگ طبيعي و عامل مهم توليد بيشتر مي شود .
انسان براي تامين نياز منديهاي گونانگون و فراوان خود مجبور است از يك طرف با استعمال كود شيميايي زياد ، آبياري فراوان ، مصرف سموم حشره كش ، استفاده از ماشين آلات كشاورزي و ديگر امكانات و وسائل ، درآمد را در واحد سطح زمينهائي كه تا كنون به زير كشت رفته است افزايش دهد . از طرف ديگر باسكوبندي دامنه كوه ها و تبديل مراتع و زمينهاي جنگلي به زمينهاي زراعتي و همچنين تامين آب بيشتر و استفاده از مواد شيميايي و غيره ، ارتفاعات و زمينهاي باير و كويري را به زير كشت بگيرد و به اين معني طريق بر سطح زمينهاي زراعتي خود بيفزايد .

شواهد نشان مي دهد ، زمين از موقعي كه مورد بهره برداري انسان قرار گرفته است ، حاصلخيزي آن بر اثر عدم توجه و اقدامات نامناسب كاهش مي يابد .
انسان براثر كشت متوالي يك نوع محصول در سالهاي متمادي يا عدم رعايت تناوب صحيح در زراعت و همچنين جمع آوري بقاياي محصول (ماده آلي) و سوزاندن آن و تعليف احشام در مزارع پس از جمع آوري محصول و خلاصه استفاده بيش از حد از زمين بدون دادن كود و تقويت آن و ديگر اقدامات نامناسب و نابجا باعث فقير شدن خاك از لحاظ مواد غذائي و مواد آلي و نامرغوب شدن بافت ان ، و در نتيجه كاهش شديد حاصلخيزي خاك شده است .

انسان در بسياري از مناطق جهان بر اثر آبياري زياد با آب نامناسب و شور ، باعث شور شدن سطح وسعي از زمينهاي غير شور شده است . منابع زيادي دردست است كه در بسياري از كشور ها ، منجمله هندوستان ،‌پاكستان ، مصر و ايران به ويژه از نيمه دوم قرن نوزدهم كه آبياري شياري معمول شد ، سطحها وسعي از زمينهائي كه روزي از حاصلخيز ترين خاكها بوده است ، بر اثر آبياري بي رويه با آبهاي نا مناسب ، حاصلخيزي خود را از دست داده و به كلي ويران و متروك شده است (۴۰ص۳۷۶)‌. همچنين زمينهاي باير و شوري كه پيشينيان با هزران زحمت و صرف هزينه زياد آباد و قابل استفاده كرده بودند ، بر اثر عدم اطلاع عاملين بعدي از اصول صحيح كشاورزي ، مجددا شور و ويران شده است .

انسان بر اثر قطع بي رويه به اشجار چراي بيش از حد و بيموقع دام درمرتع و كندن بوته ها و درختان به عنوان ماده سوختني و غيره نيز كاشتن گياهان وجيني مانند چغندر ، پنبه ، وغيره در سالهاي متمادي ، موجب كاهش يا نابودي پوشش زنده خاك و هوموس يعني مهمترين عامل حفظ كننده خاك شده است . بديهي است كه خاك با از بين رفتن پوشش زنده و هوموس آن در معرض فرسايش شديد قرارمي گيرد و اثر هاي شوم فرسايش در كاهش حاصلخيزي خاكها ، پر شدن سرع سدها كم شدن ذخيره آبي كشور ، متغير و ناثابت بودن

آبهاي سطحي و بروز فصول كم آبي و همچنين پيشروي كوير ها و مدفون گشتن مزارع و منازل در زير شنهاي روان و خلاصه در خرابي وضع طبيعي ،‌اقتصادي و اجتماعي ظاهر مي شود .
انسان با مصرف انواع مختلف كود ها شميايي و به كار بردن سموم حشره كش و علف كش به منظور بالا بردن سطح توليدات كشاورزي در جهت رفع نيازمنديهاي گوناگون خود باعث آلودگي خاك شده است .

انسان همانطور كه به خاطر بهره گيري بيشتر از زمين ، باعث اينهمه تغييرات زيانبخش كيفي و كمي خاكها شده است ، از وقتي كه به اشتباهات خود پي برده و متوجه شده است كه با اين اعمال بي رويه خود ، خاك را دارد به نابودي مي كشاند براي جلوگيري از تغييرات نامطلوب و تخريب بيشتر خاك درصدد يافتن راه هاي مبارزه با آن بر آمده و خوشبختانه نامطلوب و تخريب بيشتر خاك در صدد يافتن راه هاي مبارزه با آن بر آمده و خوشبختانه راه هاي مناسبي هم پيدا كرده است كه در سالهاي اخير به آن توجه زيادي مي شود . ۱

فصل اول

تشكيل خاك

تشكيل ساختمان خاك :

يكي از مهمترين نتايج خاكشناسي شناخت اين حقيقت است كه خاك نيز مانند موجودات زنده بوجود مي آيد ، بالغ و پيرو مي شود . بوجود آمدن با تخريب سنگهاي موجود در سطح زمين شروع شده و مهمترين مواد اوليه آن رااز زمين شناسي سنگهاي آتشفشاني از سرد شدن و بلوري شدن گدازه ها بوجود مي آيند ، مانند گرانيت و بازالت . از تجزيه سنگهاي اوليه و انباشته شدن مواد تخريبي به صورت لايه ها و همچنين سخت شدن مجدد آنها سنگهاي رسوبي ايجاد مي شوند . چنانچه سنگهاي رسوبي تحت تاثير گرما و فشار جا به جا شوند (مانند آنچه در چين خوردگي ها مشاهده مي گردد ) ، سنگهاي دگرگوني بوجود خواهند آمد . از سنگهاي اوليه ، توسط فرآيندي تخريب نام دارد ،‌طي زماني طولاني خاكهاي معيني

ساخته مي شوند و نسبت به شركت فاكتور هاي مختلف در تجزيه سنگها مي توان از تخريب ميكانيكي – فيزكي و يا بيولوژيكي – شيميايي نام برد . مهمترين دليل تخريب فيزيكي ، تغييرات شديد حرارتي است كه از طريق انقباض و انبساط سنگها ، موجب متلاشي دن آنها مي شود . يكي ديگر از راههاي خرد شدن ميكانيكي تصادم و بهم سائيده شدن ذرات در

هنگام انتقال به ويژه توسط يخ در دوره يخبندان است . فعاليت انتقالي ذرات آب و باد امروزه نيز يكي از فاكتور هاي موثر در تشكيل خاكدانه ها است . اولين تخريب شيميايي توسط اسيد كربنيك موجود در آب انجام مي شود كه سنگهاي كربناتي را حل كرده و بي كربنات تبديل مي نمايد . تجزيه سليكاتهاي مختلف مانند فلد سپات و گليمر بيشتر يونهاي ئيدروژن آزاد در محلول خاك انجام مي شود . با توجه به اين كه اسد كربينك و هم چنين يونهاي ئيدروژن خاك منشأ بيولوژيكي دارند و توسط ريشه گياهان و ساير موجودات زنده وارد فاز مايع خاك مي

گردند . لذا اين فرآيند تخريبي را بيولوژيكي شيميايي مي نامند . در اثر فعاليتهاي موجودات زنده خاك مقداري زيادي اسيد هاي آلي نيز توليد مي شوند كه در اثر يونيزاسيون آنها پروتون واردخاك مي شود . اهميت و نقش ميكرو وارگانيسمها به عنوان فاكتور ژئولوژيكي تقريبا دير شناخته شد و ميكروبيولوژي خاك امروزه به عنوان شاخه جديدي از ژئوميكروبيولوژي خاك امروزه به عنوان شاخه جديدي از ژئوميكروبيولوژي جايگاه مهمي را در زمينه تحقيقات به خود اختصاص داده است .

 

با ادامه تخريب دراثر تجزيه فيزيكي و شيميايي سنگها ، از طريق تغييرات ايجاد شده در مواد ذرات خاكسازي جددي ايجاد مي شوند . مثلا از گرانيت غني از كوارتز و فقير از فلدسپات ، خاك شني لومي و از سنگهاي غني از فلدسپات و فقير از كوارتز خاك لومي سنگين تكامل مي يابد .

ايجاد خاكها مختلف به سرعت و چگونگي جريان تخريب بستگي دارد كه اين خود نيز از طرفي به تركيب سنگهاي مادر و مقاومت آن در مقابل تاثيرات اتمسفري و از طرف ديگر به نيرو هاي اقليمي و هم چنين به ميكرو و ماكرو فلور خاك مربوط مي باشد . تخريب سيليكاتها بويژه فلدسپات پتاسيم از همه آسان تر انجام مي شود ، بطوريكه ابتداء پتاسيم و سپس آلومينيم آن خارج مي گردد . تخريب گليمر كندتر از فلدسپات است و كوارتز بودن تغيير به فرم شن باقي مي ماند .

حرارت و رطوبت اهميت ويژه اي در تشكيل خاك دارند ،‌زيرا آنها نه تنها تعيين كننده شدت تخريب هستند ، بلكه دررشد و تكامل گياهان و پست نيز موثر ترند . مهم در اين رابطه نيست مقدار بارش و تبخير در هر يك از محدوه هاي آب و هوايي است .

در مناطق خشك كه تبخير بيش از بارش است ، حركت كاپيلاري آب از پايين به بالا است و نتيجه آن تجمع نمك در قشر سطحي مي باشد ، مانند آنچهدر خاكهاي كويري و شوره زارها ديده مي شود .
در مناطق خشك حتي زمانيكه معدني شدن متوقف و محدود ميشود عملا هوموس خام و مرداب به وجود نمي آيد . مناطق خشك در صورتيكه به قدر كافي آبياري شوند از حاصلخيزترين خاكها محسوب مي شود . در مناطق آب و هوايي هوميد سمت و سوي حركت آب و مواد محلول در آن از بالا به پائين است ،‌به طوري كه مقدار زيادي از مواد موجود در خاك آبشويي شده و طبقات فوقاني تخليه مي گردند (پودزول و پزويد وگلاي) . خاكهاي پودزول خاكهاي ويژه مناطق هوميد در سواحل اروپا هستند و مشابه اين گونه خاكها در مناطق ساحلي شمال ايران ني به وفور يافت مي شوند . چنين ويژگيهايي در بعضي از خاكها قهوه اي درو از دريا نيز مشاهده شده است . نمك زدايي اين خاكها در مناطقي كه تخريب و معدني شدن بيولوژيكي در آنها به علت پائين بودن درجه حرارت كاهش يافته است ، موجب ايجاد مرداب و انباشته شدن طبقات هوموس اسيدي مي شود .

در مناطق معتدله و نيمه مرطوب بارش و تبخير تقريبا در حالت توازن قرار دارند . حركت تبخيري آب (پائين به بالا )‌در زمان خشكي با جريان نفوذي آب در دوره بارش متعادل حركت تبخيري آب (پائين به بالا)‌در زمان خشكي با جريان نفوذي آب در دوره بارش متعادل مي گردد و چنين شرايطي براي حفظ ذخيره مواد غذايي در خاك بسيار مناسب است .
نهايتا انسانها نيز توسط انتخاب گياهان زراعي متفاوت و انجام عمليات زراعي مختلف اعم از ميكانيكي و يا شميايي در تشكيل خاك تأثير مي گذارند ، مثلا يك خاك شني فقير از باز در بهره برداري به عنوان جنگل سوزني برگ به پودزولي شدن دارد ، در حاليكه همين خاك در جنگل پهن برگان به خاك قهوه اي تبديل مي شود . چگونگي تشكيل خاك در شماي زير مشاهده مي شود .

 

مقدار و نوع مواد آلي و همچنين چگونگي و شدت تجزيه و تغييرات آن در تشكيل خاك نقش دارد . لاشه فلور و فون در خاك به عنوان مواد آلي اوليه ، تعيين كننده جريان تجزيه ومواد نهايي حاصل مي باشد . طي اين جريان مقداري از مواد آلي به معدني تبديل مي شود كه اين فرآيند را معدني شدن مي نامند و هم زمان با اين جريان بخش ديگري از مواد آلي به تركيبات سياه رنگ و پايداري به نام هوموس تبديل مي شود كه در مقابل تجزيه مقومت بيشتري دارند . توسط معدني شدن مواد آلي ، تركيباتي مانند H2S,NH3,H2O,CO2 و هم چنين عناصر قليايي ، قليايي خاكي و فلزات آزاد شده وارد خاك مي شوند .

فاكتور هاي موثر در تشكيل خاك اغلب همزمان و با هم تأثير مي گذارند و نتيجه آن تداخل پي در پي پروسه هاي مختلف خاكسازي در يك محدوده زماني است كه از اين طريق لايه هاي مختلف ايجاد مي گردند . به كمك آناليز خاك مي تواند خواص فيزيكي ، شيمايي و بيولوژيكي هر يك از لايه را بررسي و شناسايي كرد . رنگ خاك ، نوع خاك و ساختمان خاك از ويژگي هاي قابل روئيت هستند . براي تفهيم در ارتباط بين المللي در زمينه سستماتيك خاك لازم است هر يك از لايه ها با حروف مشخصي علامت گذاري شوند . در زير دو سري از اين علايم كه اولي توسط موكن هازن (MUECKENHAUSEN) و دومي توسط كول (KOHL) ارائه شده است ديده مي شود .

علامت اختصاري لايه ها در پروفيل خاك

O لايه مواد آلي برروي خاك معدني
Aoo OL (L از Litter = خاشاك)‌شاخ و برگهاي تجزيه نشده
Aol Of (fermentation f) شروع تجزيه هورموني استركتورخاشاك هنوز نمايان است .

Ao2 Oh (h از هوموس) لايه مواد هوميني ، استركتور خاشاك كاملا از بين رفته است .
A لايه هوموسي قسمت فوقاني خاك
(A) لايه ضعيف ورزنده A فاقد رنگ هوموس
A1 Ah (h از هوموس) لايه معدني تيره رنگ در اثر وجود هوموس

A2 Ae (e از elution ) لايه الوويال خاكستري رنگ مشابه پودزول
A3 AL (L از Lessive = آبشويي) لايه روشن و فقير از رس ، مانند خاك شبه قهوه اي
B لايه قهوه اي رنگ در زير لايه A
(B) Bv (V از تخريب)‌لايه قهوه اي ولومي شده . خاك قهوه اي

Bt (t از رس) لايه B همراه با مهاجرت رس
B1 Bh (h از هوموس ) لايه زيرين B با مهاجرت شديد مواد هوميني مانند پودزول . رنگ سسكوي اكسيد ها توسط هوموس مستور شده است .
P Ca Ba (p از پلوزون) لايه تخريبي اگر گاته خشك در زير لايه A ،‌در حالت فقير شده از آهك Ba
c سنگ مادر

C1 Cv سنگهاي خرد شده در اثر تخريب فيزيكي
Ca Cc (Ca از كربنات كلسيم) لايه غني از كربنات كلسيم
C2 Cn (n از novus = تازه ) شنگهاي تخريب نشده

S G G لايه هايي كه تحت تاثير آب زير زميني هستند و s لايه هايي كه تحت تاثير ماندابها ،برروي لايه غير قابل نفوذ قرار دارند (گلاي وپزويدوگلاي)
Sw Ag هدايت آب زير زميني به بالا ، اغلب با رنگ خاكستري و محتوي ذرات Mn و Fe مانند استاگنو گلاي
G لايه اي تحت تاثير آب زير زميني است

Go لايه G د رموقعيت اكسيد اسيون
Gr لايه G در موقعيت احياء
Gc لايه اي كه تحت تاثير CaCO3 موجود در آب زير زميني است
Sa Z لايه غني شده از نمك

H T (T از تورب ) مواد آلي در محدوده آب زيرزميني
E خاك با پوشش زباله اي
R لايه ايجاد شده در اثر بهسازي (Melioration )
Y لايه دست ساز
M لايه مهاجرتي كه در اثر شيب ها و مهجرت ها خاك بوجود مي آيد
F (f از فسيل)‌لايه هاي فسيلي

خاكها در موقعيت تكاملي شان با اختصاص معيني به خود تيپ هاي مختلف خاك را بوجود مي آورند كه براي نام گذاري آنها ز بعضي از خصوصيات آنها استفاده مي شود ، مثلا استفاده از رنگ خاك مانند خاك قهوه اي و يااستفاده از محيطي كه خاك در آن ايجاد مي شود ، مانند مارش و يا مردابي . در بسياري از اوقات از نامهاي خارجي براي اين كار استفاده مي كنند ، مثلا رندسينا (لهستاني ) ، گلاي (روسي )‌دي (سوئدي) و يا نامهاي مصنوعي انتخاب مي گردد ، مانند پلوزول .

در ابتدا تحقيقات خاكشناسي تصور مي شد كه نوع خاك و خواص شميايي آن ها براي سيستماتيك خاك روش مناسبي است ولي امروزه مشخص شده است كه حتي در فواصل زماني كوتاه مدت نيز اين خواص مي توانند توسط فاكتور هاي موثر محيطي مانند آب و هوا ، پوشش گياهي و اعمال ميكانيكي – شيمايي زراعي و غيره شديدا تحت تاثر قرار گيرند و نمي توانند پايه و اساس مطمئني براي سيستماتيك خاك ارائه نمايند . بنا براين با گذشت زمان و پيشرفت تحقيقات اصطلاح تكامل يافته تري بنام خاك مبناي سيستماتيك قرار گرفت . تيپ خاك علاوه بر آن كه در مورد پيدايش و وضعيت كنوني خاك اطلاعاتي ارائه مي نمايد ، مي تواند در مورد سرنوشت تكاملي آن نيز اشارات خوبي داشته باشد . در زير روند تكاملي بعضي از مهمترين خاكها ، با توجه به نوع سنگ مادر آنها ديده مي شود .

 

با توجه به اينكه روند تكاملي خاكها سالهاي مديدي بطول مي انجامد ،‌لذا الزامي در طي مسير ارائه شده وجود ندارد . تغييرات فاكتور هايي كه در اين روند تكاملي شركت دارند مي توانند در اين مسير نيز تغييراتي نيز ايجاد نمايند . با توجه به اين كه روند تكاملي خاك و فرم گيري آن فاكتور هاي زيادي همزمان و پي در پي موثر واقه مي شوند ، لذا خاكهاي گوناگوني با پروفيل ها ي مشخص و يا حد واسط ايجاد مي گردند ، بطوريكه كوبينا دررده بندي خاكهاي اروپايي تقريبا ۲۰۰ تيپ مختلف را شناسايي و رده بندي كرده است و رابينسون نيز در مقاله اي تحت عنوان سيستماتيك خاك تيپ هاي زيادي را معرفي مي كند . ۱

عوامل بيولوژيكي موثر در تشكيل خاك :
در تشكيل خاكهاي بياباني ، پوشش گيهي در مقايسه با مناطق نيمه بياباني نقش كمتري دارد .
خاكهاي مناطق خشك به دليل وجود پوشش تنك و در نتيجه بقاياي ناچيز گياهي از نظر مواد آلي فقيرند . به طوري كه مقدار مواد آلي در بخي از خاكهاي بياباني به مراتب كمتر از يك درصداست . بالا بودن درجه حرارت كه بر فرايند اي اكسيد اسيون مناسب است موجب تشكيل مقدار ناچيزي اسيد هاي هوميك مي شود . نسبت cبر N معمولا كم است و اين امر احتمالا به دليل فعاليتهاي جلبك هاي آبي – سبز تثبيت كننده است كه در سطح خاك وجود دارند . مشاهده شده است كه در خاكهاي نسبتا خشك نيز باكتر يها تثبت كننده ازت فعاليت دارند .

در زماني كه خاك از نظر كلسيم فقير بوده و حاوي سديم باشد ذرات هوموس پراكنده شده و به خاك رنگ سياهي كه مشخصه اين گونه زمينهاست مي دهد . گرچه در خاكهاي بياباني موجوداتي مانند كرم خاكي كه مختص نواحي مرطوب است معمولا ديده نمي شود ولي موجودات ديگري كه براي مقاومت در قابل تابش آفتاب زمين را حفر كرده و به داخل خاك پناه مي برند وجود دارند و بدين ترتيب بر خصوصيات خاك اثر مي گذارند . ۴

 

بافت خاك :
دانه هاي اوليه خاك ممكن است از نظر اندازه با يكديگر تفاوت زيادي داشته باشند . بعضي از دانه ها به اندازه اي درشت هستند كه با چشم غير مسلح ديده مي شوند ، در حالي كه بعضي از دانه ها به آن اندازه كوچكند كه خواص كلوئيدي از خود نشان مي دهند . بافت خاك بيان كننده انداه دانه هايي از خاك است كه از نظر كمي و كيفي عالب هستند بافت خاك از نظر كيفي مربوط ميشود به اينكه خاك چگونه احساس مي شود ،درشت درشت و زبر يا نرم و صاف افرادي كه طبقه بندي خاك با تجربه اند ،مي توانند به سادگي با احساس انگشتان دست بافت خاك را كه در طبقه بندي خاك با تجربه اند ،‌مي توانند به سادگي با احساس انگشتان دست بافت خاك را تشخيص دهند . از نظر كمي ، بافت يك خاك به فراواني نسبي دانه هاي خاك مربوط مي شود .

درصد وزني شكل

روش سنتي نشان دادن اندازه هاي دانه در خاك ها عبرت از جدا كردن دانه ها درسه اندازه است كه به آنها اجزا بافت خاك مي گويند . اين تقسيمات عبارتند از شن ، سيلت و روس . البته هنوز تعريف كاملي براي اين تقسمات كه مورد قبول همگان باشد پيشنهاد نشده است .
بوطر كلي تشخيص بافت كلي يا كلاس خاك به نسبت اين س بخش تعيين مي شود . خاك هايي با نسبت مختلف از شن ، سيلت ورس بنامهاي مختلف ناميده مي شوند . همانطور كه در شكل ۳/۱ نشان داده شده است . اين روش تقريبا قرار دادي است و روش بهتر استفاده از منحني توزيع دانه بندي خاك مي باشد ، مانند شكل ۴/۱ ، بعضي از خاكها پراكنده گي منظم نداشته ودر آنها تعداد زيادي دانه هاي متعلق به يك اندازه بخصوص وجود دارد . ۵

تجزيه ميكانيكي خاك :
تعيينو توزيع دانه بندي خاك كه بان تركيب ميكانيكي خاك نيز گويند ، تجزيه ميكانيكي

ناميده مي شود جدا كردن دانه هاي خاك به گروههاي با اندازه متفاوت معمولا از طريق الك نودن خاك باالكلها درجه بندي شده تا دانه هاي ريزي كه قطر آنها ۵% ميليمتر است صورت مي گيرد براي جدا كردن دانه هاي ريز معمولا از روش رسوب گذاري استفاده مي شود . در اين روش نمونه اي از خاك را در آب به حالت تعليق در مي ورند و با اندازه گيري سرعت سقوط دانه ها اندازه آنها محاسبه مي شود . ۵

تكامل خاك
تاثير عوامل آب و هوا :
در تشكيل خاكها حرارت و رطوبت رل بسيار مهمي را دارد يك رژيم آب و هوايي از اين نظر ، شرايط فيزيكو شيمي و حياتي يكنواختي را به وجود مي آورد كه مجر به يك نوع خاك مشخص مي گردد اما در بين مراحل توسعه و تكامل سنگ مولد بر حسب جنس و قابل نفوذ بودنش تاثير مي نمايد .

تغييرات مختلف عمل توليد خاك را بر حسب باران و حرارت مي توان به وسيله منحني هاي خطي ، لگارتيمي و منحني هاي اكسپونانسيل توضيح داد . اين روابط در صورت نبودن آزمايشهاي مستقيم و طولاني تنها جنبه آماري خواهد داشت .

پيش از هر چيز ضريب شسته شدن قابل دقت مي باشد و هنگامي كه ما از نواحي مرطوب به نواحي نيمه خشك برسيم مقدار آن كاهش مي يابد طبقه تجمع كربناتهاي خاكي كه در ژرفاي مختلف در آب و هواهاي خشك ديده مي شود در نواحي مرطوب وجود ندارد براي مواد آلي يا آنچه توليد ازت در طبقه سطحي ميكند براي منحني هم حرارت ۱۱ درجه رابطه N=0/00655P-0/023 صدق مي نمايد (P نزول باران در سال مي باشد)

از نظر حرارت ،درجه حرارت متوسط ساليانه با نوع توليد خاك ارتباط اشته زيرا رابطه اي بين حرارت هوا و حرارت خاك موجود است و بطور كلي رنگ با حرارت ارتباط دارد . مقدار كولوئيد هاي رستي كه از يك سنك مولد مشابه بوجود مي آيد با درجه حرارت T بر حسب يك محني اكسپونانسيل ۱ بالا مي رود .درجه شسته شدن نيز براي رسوبهاي يكسان ، با T افزايش پيدا مي كند . در شرايط قابل ملاحضه بودن رطوبت و گياهان ، مابين مقدار ازت يا ماده آلي و T رابطه N=Ke-aT برقرار است . مقدار K و a ثابت مي باشد . اين كاهش كه با كم شدن درجه حرارت نسبت مستقيم دارد بموازنه بين توليد و تخريب تعبير مي شود . بطور كلي قانون وان هوف ۲ نشان مي دهد .

شكل : تغييرات مقدار آلي خاكهاي نواحي حاره هند هلند

كه بازاء‌افزايش هر ۱۰ درجه حرارت سرعت واكنش ها در ۵/۲ ضرب مي گردد . باين جهت كه در نواحي حاره منطقه فساد و تخريب سنگهاي مولد غابلا بچندين ده متر مي رسد در صورتيكه در منطقه معتدله از چند متر تجاوز نمي كند . ۱۱

فصل دوم
خواص خاك

خواص فيزيكي خاك:
مواد جامد و غير محلول خاك تقريباًنيمي از حجم خاك را تشكيل مي دهند و نيمه ديگر به منافذ موجود در خاك اختصاص دارد كه بحش اعظم آن از آب و بقيه مملو از هواي اتمسفري است مقدار آب وهواي موجود در خاك در ارتباط مستقيم با يكديگر مي باشند مقدار مطلق منافذ به اندازة ذرات جامد خاك و سهم هر كدام در آن بستگي دارد از تجمع ذرات با ابعاد متفاوت بافت خاك مشخص مي شود جدول ۲و۳ ذرات تشكيل دهنده خاك را با توجه به اندازه و ويژگي هاي آن نشان مي دهند