فرسايش و فرسودگي بافت شهری

فصل اول
مرمت ، تعمیر و نگهداری

فرسایش و فرسودگی :
یکی از مهمترین مسائل مربوط به فضای شهری است که باعث بی سازمانی، عدم تعادل، عدم تناسب و بی¬قوارگی آن می¬شود. فرسودگی عاملی است که به زدودن خاطرات جمعی، افول حیات شهری واقعی و شکل گرفتن حیات شهری روزمره¬ای کمک می¬کند. این عامل با کاهش عمر اثر و با شتابی کم و بیش تند، باعث حرکت به سوی نقطۀ پایانی اثر می-گردد.

فرسودگی به دو دسته تقسیم می¬شود:
۱- فرسودگی نسبی
۲- کامل
۱- فرسودگی نسبی: فرسودگی است که در یکی از عناصر مهم فضای شهری یعنی کالبد یا فعالیت رخنه می¬کند و به دنبال خود باعث فرسودگی نسبی فضای شهری می¬گردد.

۲- فرسودگی کامل: در هر دو عنصر فضای شهری یعنی کالبد و فعالیت آن رخنه می¬کند و به دنبال آن باعث فرسودگی کامل فضا می¬شود. پس فرسودگی یا در «کالبد» یا «فعالیت» و یا در «کالبد و فعالیت» به طور یکجا رسوخ می¬کند.
تعاریف مرمت و مرمت شهری:
مرمت،علم آئینی و مستمر است که نمی¬توان آن را در یک زمان مشخص، به صورت مقطعی آن هم به شکل مسکن اعمال کرد.مرمت به دوصورت امکان¬پذیر است:
 تعمیر
 نگهداری
تعمیر: دربر گیرنده مجموعه دخالت¬هایی است که جملگی آنها سعی در بهبود وضعیت کالبدی فضای شهری دارند. تعمیر گاهی به صورت مقطعی و زمانی به شکل مداوم در اثر انجام می¬پذیرد. اما نگهداری، نگرشی فراتر از تعمیر به اثر دارد. نگهداری، به روز بودن اثر را مد نظر قرار می¬دهد و دربر گیرندۀ مجموعه دخالت¬هایی است که سعی در بهبود وضعیت فضای شهری (فعالیت+کالبد) و معاصرسازی آن دارند. با این تعریف، مرمت شهری یعنی: دخالت آگاهانه در فضای شهری برای جلوگیری از فرسایش و معاصرسازی آن. معاصرسازی، فرآیندی است که به خلق فضای شهری جدید با حفظ ویژگی¬های اصلی فضایی (کالبدی و فعالیتی) منجر می¬گردد. در این اقدام، فضای شهری جدید حادث می-شود که ضمن حفظ شباهت¬های اساسی با فضای شهری قدیم، تفاوت¬های ماهوی و معنایی را نیز با فضای قدیم به نمایش می¬گذارد.

مرمت شهری را می¬توان به سه طریق عمده به انجام رساندکه هر یک از آنها دربر گیرنده مجموعه اقداماتی می¬باشند که به تفصیل توضیح داده شده است:
 بهسازی : «بهسازی شامل سلسله اقداماتی است که به منظور بهبود کالبد – که در نتیجۀ فرسایش فعالیت تحقق یافته است – در کوتاه مدت صورت می¬پذیرد. در واقع بهسازی زمانی صورت می-پذیرد که فرسودگی نسبی فضا از لحاظ عملکردی حادث شده باشد. بهسازی می¬تواند اقدامات زیر را دربر گیرد»
بین (۵- ۰) سال و غالبا درپروژه های اجرایی گنجانیده می شودکهدرتغییر وتاکیدودقت درکاربری صورت می گیرد.مقیاس اینوع عمل در حد زیرمحله و کوی خواهد بود.

الف. «بازیافت» (Recupration): بازیافت به آن دسته از اقداماتی اطلاق می¬شود که با حداقل هزینه و حداقل مداخلات، به ایجاد شرایط زیست بهینه در فضای شهری منجر گردد.در واقع بازیافت به مجموعه اقداماتی اطلاق می¬گردد که شرط دوام و بقای فضای شهری را در محیط پیرامونش بیشتر کند. بازیافت، سعی در حل فوری آن چیزی دارد که حیات فضای شهری را مختل کرده است. به سخن دیگر، بازیافت به معنای رفع خطر و بازگرداندن حیات مجدد به فضای شهری در کوتاه مدت، با استفاده از نیروی حیاتی موجود در فضا، مجموعه یا بنای شهری می¬باشد.

ب. «مراقبت، جلوگیری و ضمانت» (Preservation): این واژه به معنای حفظ، نگهداری، ممانعت و جلوگیری کردن از خطر و آسیب¬هایی است که به کالبد یا عملکرد اثر وارد می¬شود و در نهایت به اتخاذ تدابیر مناسب برای جلوگیری از خطرات احتمالی می¬انجامد. در این امر، بازرسی و بازبینی منظم، نگهداری، تعمیر، مطالعۀ انواع دگرگونی¬های سازه¬ای و تغییر شکل¬های احتمالی و شناخت خطرات و آسیب¬های ناشی از فرسودگی و فرسایش فضا، مجموعه و بنا،

از جمله عوامل مهمی هستند که مد نظر می¬باشند. این اقدام، پیش از آنکه، اقدامی عملی محسوب شود، نوعی بازبینی و بازنگری دائمی است که در بقای فضای شهری نقش مثبتی ایفا می¬کند. گاهی دامنه این واژه آن قدر گسترش می¬یابد که از آن به عنوان امری آیینی یاد می¬شود، به طوری که مخالفت با آن و یا حتی بی¬توجهی به آن، نوعی عمل ضد آیینی محسوب می¬شود. ج. «حمایت» (Protection): این واژه به معنای ایجاد شرایط مناسب به منظور حفظ و نگهداری مداوم فضای شهری است. حمایت می¬تواند دربر گیرنده مجموعه اقداماتی نظیر تهیه و تدوین قوانین، جلب حمایت¬های دولتی، تعیین حوزه¬های حفاظتی و … بوده و اقدامات مرمتی و تعمیر را نیز شامل می¬شود.

د.«استحکام بخشی» (Consolidation): استحکام بخشی به مجموعه اقداماتی اطلاق می¬شود که توسط آن بتوان شاهد افزایش امنیت، قدرت و استحکام فضا، مجموعه و یا بنا بود. «هدف اساسی این عمل، بالا بردن میزان دوام و یکپارچگی در ساختار (۱۹۸۳ ،ICOM) سازمان فضایی است. در مقیاس شهر و مجموعۀ شهری، این امر در استحکام بخشی استخوان بندی فضایی و در مقیاس بنا، در استحکام بخشی و تقویت سازۀ بنا مطرح می¬گردد.

ه. «توانبخشی» (Rehabilitation): توانبخشی به معنای تجدید توان، تجدید حیات و حتی تجدید حیثیت یک بافت کهن است. توانبخشی از طریق تزریق فعالیت جدید در فضا سبب تجدید حیات بافت کهن می¬گردد.

تجدید حیات یا تجدید حیثیت می¬تواند تبدیل به ابقا و ارتقای هویت شهر گردد. این واژه بیش از آنکه امری عملی محسوب شود، امری مفهومی و روانی است.
و.«بهبود سازماندهی و بازآبادانی» (Improvement): این واژه به مجموعه اقداماتی اطلاق می¬شود که باعث تقویت جنبه¬های مثبت و تضعیف جنبه¬های منفی فضا، مجموعه و بنا شود. این اقدام با تاکید و با استفاده از امکانات بالقوه و بالفعل موجود در فضا، مجموعه یا بنا، سعی در کاهش محدودیت¬ها و کاستی¬ها دارد. این اقدام می-تواند مسائل اجتماعی، اقتصادی، مالی- فنی، اداری- اجرایی و کالبدی- فضایی را دربر گیرد.

 نوسازی: نوسازی زمانی انجام می¬شود که فضای شهری، مجموعه و یا بنا از کارکردی مناسب و معاصر برخوردار بوده ولی فرسودگی نسبی کالبدی فضایی سبب کاهش بازدهی و کارایی آن شده است. نوسازی مجموعه اقداماتی را شامل می¬شود که در عین حفاظت بنا، مجموعه و یا فضای شهری کهن، سازمان فضایی مربوط را معاصرسازی نموده و امکان بازدهی بهینه آن را فرهم آورد. نوسازی، هفت دسته از اقدامات را شامل می¬شود.

بین (۱۵-۰) سال درپروژه های طراحی شهری صورت میگیرد.تاکید بر کاربری وتغییر در کالبد است. مقیاس درحد محله و برزن است.
الف. «تجدید حیات» (Revitalization) :این واژه شامل مجموعه اقدامات متنوع و تکمیلی است که برای بازگردانیدن حیات مجدد و یا زندگی مجدد به بنا، مجموعه و یا فضای شهری مورد نظر صورت می-پذیرد. این اقدامات می¬توانند در سازمان کالبدی- فضایی صورت پذیرند و سبب حذف یا اضافه نمودن بخشهایی از سازمان کالبدی- فضایی بافت کهن شوند. بی¬آنکه به هیئت کلی آن خدشه¬ای وارد شده باشد. معاصرسازی مورد نظر در این اقدامات، تمام عرصه¬های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و کالبدی را شامل می¬شود.

ب. «انطباق، به روز کردن» (Adaptaion): این واژه را می¬توان معادل«به روز کردن» یا «به روز شدن» به کار گرفت. انطباق، اصطلاحا شامل سلسله اقداماتی است که با ایجاد شرایط مناسب در سازمان فضایی- کالبدی، سازش میان کالبد و فضای کهن با نیازهای امروزین را سبب می¬گردد.

ج. «تبدیل، دگرگونی» (Convcrsion) :این واژه به معنای تغییر خط، تغییر جبهه، تغییر شکل، تغییر ماهیت و تغییر عقیده می¬باشد. و مجموعه اقداماتی را شامل می¬شود که بتوانند به تغییرات از پیش گفته شده به نحوی پاسخ گویند که اخلال حادث شده از این تغییرات را از میان بردارند. در مرمت شهری این واژه در زمینه تغییر و تبدیل بنا، مجموعه و یا فضای کهن شهری به کار گرفته می¬شوند که نیاز به معاصرسازی دارند و می¬توان با هر یک از تغییرات مورد نظر، این امر را به انجام رسانید.

. «حفاظت» (Conservation): این واژه به معنای حفاظت و نگهداری اثر شکل طبیعی و اولیه خود است، به گونه¬ای که اثر بتواند به نیازهای امروزین پاسخ گوید و یا آنکه با تغییراتی چند در شکل طبیعی بع حیات خود ادامه دهد. حفاظت معمولا برای جلوگیری از فرسایش طبیعی یا انسان ساخت صورت می¬گیرد. فرسایشی که می¬تواند به فرو ریزی اثر منجر شود. این تعریف حفاظت را به معنای نو شدن دائمی نزدیک می¬کند.

ه. «نوشدن» (Renewal): این واژه به معنای شکل دادن و با ارزش کردن مجدد یک فضای شهری، مجموعه و یا بناست که از طریق مداخله¬های کالبدی- فضایی صورت می¬پذیرد.

و. «احیاء» :(Restoration)این واژه به معنای یگانگی بخشیدن به همۀ بخشهای از میان رفته اثر و یا سازمان فضایی است، به گونه¬ای که بتوان کلیت خدشه دار شده را از نو ایجاد کرد. این امر امروزه در اقداماتی ویژه برای بناها یا مجموعه¬ها یا بافت¬های شهری بسیار با ارزش در مقیاس ملی و جهانی مطرح می¬شود. به سخن دیگر، احیاء یا بازگشت به بنا، مجموعه و یا فضای شهری اولیه، سبب بازگردانیدن حالت وجودی، ذاتی و اصلی به بنا، مجموعه و یا فضای شهری می¬گردد. این واژه خصوصا برای بافت¬های تاریخی کهن و با ارزش به کار گرفته می¬شود.«این عمل بر مبنای احترام به کیفیت قدیمی بنا و بر

مستندات اصیل آن استوار است»(ماده ۹ قطعنامه ونیز). بنابراین در این اقدام بر ذکر تاریخ و مشخصات هر نوع مداخله¬ای، پس از زمان ساخت اصلی بنا، مجموعه و یا فضای شهری، تأکید می¬شود. امروزه احیاء، محدودیت¬های زمانی مفاهیم گذشتۀ خود را در هم شکسته است و بر مفهومی کاملا تحقیقی بر مبنای فرآیندی خلاقانه استوار است.

ز.«تعمیر» (Repair): این واژه، دربر گیرنده مداخله¬هایی است که باعث افزایش عمر فضای شهری، مجموعه و یا بنا می¬گردد. اقدامات مربوط به تعمیر معمولا به صورت مداوم صورت می¬پذیرد. بدین ترتیب می¬توان گفت که نوسازی فرآیندی است که طی آن می¬توان شاهد ایجاد وضعیتی مناسب در کالبد و فضای فرسوده اثر بود. این فرآیند شامل هفت دسته اقدامات عمده و مهم می¬باشد که به ترتیب شامل تجدید حیات، انطباق، تبدیل، حفاظت، نو شدن، احیاء و تعمیر است که در نمودار زیر نشان داده شده است.

 بازسازی: بازسازی به معنای از نو ساختن است. بازسازی زمانی صورت می¬گیرد که در بنا، مجموعه و یا فضای شهری به صورت کامل ایجاد شده باشد. فرسودگی کامل معمولا بر اثر فرسودگی(نسبی یا کامل) فعالیت یا کالبد، توأمان صورت می-پذیرد. این امر معمولا برای ایجاد حیات جدید در سازمان فضایی فرسوده (بنا،مجموعه،بافت) به کار می¬رود. امروزه آنچه از بازسازی مراد می¬شود ایجاد فضای شهری معاصر یا سازمان فضایی جدید و موزونی است که بتواند گفت و گوی خلاق بین گذشته و آینده را نشان دهد فرآیند بازسازی معمولا با اقدامات زیر تعریف می¬شود.

شامل تخریب وپاکسازی بافت شهری است.مدت اجرای اینگونه اقدامات بلند مدت (۲۵-۰) سال است .بیشتراینوع اقدامات درقالب طرحهای جامع گنجانیده می شوندونحوه یاستفاده از زمین درقالب تنظیم کاربری جدید وتعریف کالبد
تازه است .مقیاس در حد شهر یا بخشی از شهر(ناحیه ومنطقه ) است.
الف. «تخریب» (Demolition): تخریب به مجموعه اقداماتی اطلاق می-گردد قبل از هرگونه عمل بازسازی، برای محیا کردن زمین (بنا، مجموعه، بافت) مخروبه یا مترو که انجام گیرد. این امر با آماده سازی زمین، امکان پیاده کردن طرحهای بازسازی را فراهم می¬آورد. تخریب، گاه برای یکپارچه سازی زمین و گاه در لابه¬لای سازمان فضایی موجود صورت می¬پذیرد.
ب. «پاکسازی، آواربرداری» (Clearance): پاکسازی مجموعه عملیاتی است که برای مهیا کردن زمین فضاهای مخروبه در سازمان فضایی موجود صورت می¬پذیرد. آواربرداری می¬تواند برای روشن کردن خطوط سازمان فضایی کهن صورت پذیرد یا در پی سازمان فضایی جدید انجام شود.

ج. «دوباره¬سازی» (Rebuilding): دوباره¬سازی گاه به معنای ساخت مجدد سازمان فضایی بر اساس آنچه از قدیم بوده است، می¬باشد و گاه به معنای ایجاد سازمان فضایی جدید بر اساس ارزش¬ها و معیارهای جاری و مرسوم و قابل انتقال به آینده است.

در فرآیند مرمت و نوسازی شهری با کاربست هر سه نوع اقدام ابقا، احیا و تخریب (بهسازی، نوسازی و بازسازی) سازمان فضایی گذشته، در زمان حال تعریف شده و قابلیت حضور در آینده را می¬یابد.

مطالعه و شاخت کلیۀ بناها در امر مرمت ضرورتی اج

تناب ناپذیراست. این شناخت و مطالعه روشی دارد که اهم موارد آن به اختصار توضیح داده می¬شود.
۱- حفاری و خاکبرداری برای پی بردن به جنبه¬های ناشناختۀ بنا یا مجموعه؛ این عملیات می¬تواند در کف، سقف، نما و یا پیرامون بنا انجام گیرد.

۲- در برخی موارد، از نحوۀ پوشش و ویژگی نقوش برجسته و کنده-کاریهای موجود به عنوان وسیلۀ شناسایی و دستیابی به فرم کامل بعضی از بناها استفاده می¬شود.

 

۳- کتیبه¬های تاریخی و یا کتیبه¬هایی که بر اثر حفاری به دست می-آید گاه حاوی دانسته¬هایی در مورد نحوۀ ساختمان سازی است و کتیبه¬های موجود در بنا نیز که در مورد تاریخ احداث بنا و تعمیرات انجام شده اطلاعاتی به دست می¬دهد، مفیدند.

۴- بررسی اشیاء به دست آمده در ضمن حفاری، از قبیل نقوش موجود دراشیاء فلزی، مهره¬ها، سفالها و لوحه¬ها در زمینه¬های مختلف قابل استفاده خواهد بود.

 

۵- از بررسی مصالح مکشوف در حفاریها و از اجزاء بنا از قبیل آجرهای شکسته، قطعات گچ، کاشی، موزائیک، قطعات فلز، چوپ و نظایر آن می¬توان جنبه¬های تزئینی بنا و مصالح به کار رفته را مورد مطالعه قرار داد.

۶- از آثار مصور مانند مینیاتورها، نقوش روی کاشی بعضی از بناها، قطعات برنز و نظایر آنها می¬توان در روشن کردن برخی مسائل یاری جست. در مجموع، کاشیها و نقاشیهای دیواری به شناخت معماری، جنبه¬های تزئینی و فرهنگ زمان احداث بنا کمک زیادی می¬کند.

۷- کتابهای تاریخی، سفرنامه¬ها، کتب مذهبی و کتب جغرافیایی نیز ممکن است حاوی اطلاعات زیادی درباره بنا باشد؛ استفاده از این مدارک مستلزم دقت و نوعی تبحّر است.

 

۸- افسانه¬های تاریخی به شناخت ابنیۀ قدیمی و باستانی کمک کند.

۹- گراوورها و عکسها نیز اطلاعاتی در اختیار قرار می¬دهند، ولی استفاده از آنها مستلزم تخصص است.

۱۰- توجه به ویژگی¬های معماری بومی منطقه نیز ضروری است، زیرا معماریهای کهن در قالب معماریهای بومی مناطق مختلف تداوم یافته است.

به طور کلی، باید گفت اسناد و مدارکی که از طریق حفاری یافت می¬شود در مورد شناخت بنا ما را یاری می¬دهد، اما باید توجه داشت که حفاری مربوط به کار تعمیر و مرمت با حفاری به طور عمومی متفاوت است. برای مثال، حفاری در پیرامون بنا و خود بنا- یعنی بررسی پوشش آن- می¬تواند اطلاعاتی درمورد مراحل مختلف ساختمانی و یا تغییراتی که در دوره¬های مختلف حاصل شده، عملکرد بنا و تغییرات عملکرد آن در اختیارمان بگذارد. حفاری در کف و در داخل بنا بیشتر برای شناخت واحدهای قدیمی¬تر و تغییر در وضع بنا صورت می¬گیرد. برای مثال، بیشتر بناهای مذهبی بر فراز ستایشگاهها و معابد کهنتر ساخته

شده¬اند و خاکبرداری در کف بنا بسیاری از مطالب را برای ما روشن می¬کند. سونداژ و حفاری در بام، شناخت پوششها، نحوه کاربندی و یا تغییر پوششها را روشن می¬کند.
به هر جهت، در مجموع باید گفت که در حفاری در بناهای مرمتی، مواردی باید مورد ارزیابی قرار گیرند که باستان شناس و مهندس معمار را در کار تعمیرات بنا راهنما باشند.

مطالعه و روند برنامه¬ریزی برای مرمت بناهای فرسوده به طور عام به شیوه زیر صورت می¬گیرد: در صورتی که مطالعات و بررسیهای اولیه مشخص کرد که یک بنا باید حفظ و مرمت شود، از آن لحظه بنا همانند بیماری تلقی می¬شود که تحت نظر مهندس معمار مرمت کار قرار گرفته است، لذا تشخیص بیماری ازطریق آسیب شناسی به عنوان مرحله بعدی کار مطرح می¬شود. در این زمینه، شناخت وضع موجود و ویژگیهای بنا یا مجموعه ضروری است و تنها پس از شناخت کافی از وضع موجود است که می¬توان مراحل بعدی مربوط به مرمت را آغاز کرد.

با توجه به زمان و مکان شکل¬گیری بنا، هر اثر معماری به عنوان محصول کار بشر دو بعد مشخص دارد:
الف) بعد ایستایی
ب) بعد تاریخی

در بعد ایستایی، ماده بنا را تجلی می¬بخشد و بدون آن یک اثر موجودیت خارجی نمی¬یابد. ماده در ایجاد اثر دو نقش عمده ایفا می-کند:
۱) نقش سازه¬ای
۲) نقش سیما
این دو، یعنی سازه و سیما، ارتباطی نزدیک دارند. لذا در مرمت یک اثر در وهلهً نخست و به ظاهر تنها ماده¬ی آن مورد مداخله است. در واقع هدف اولیه در مرمت یک بنا برپا داشتن و تثبیت وحدت و یگانگی هنری و تاریخی بالقوه اثر است بدون آن که هویت آن خدشه دار شود.
با توجه به موارد فوق، برای تضمین تداوم و بقای اثر باید :
۱) بنا و ۲) نحوه¬ی نگهداری آن را مطالعه کرد.

این مطالعات مستلزم اقدامات زیر است:

الف) بررسی در محل به طور مستقیم و دقت بر مشاهدات عینی.

ب) رولوۀ دقیق بنا و کلیۀ عناصر تشکیل دهنده اثر به موازات تهیه سایر مدارک.

ج) تهیه مدارک به طور غیر مستقیم شامل مطالعات تاریخی، هنری، باستان شناختی، اجتماعی، اقتصادی،
و جغرافیایی و غیره از طریق :

۱) جمع آوری منظم، تدوین و طبقه¬بندی؛ نقشه برداری و ارائه تمام عناصر تشکیل دهنده بنا.

۲) تعیین روندتاریخی وشکل¬گیری اثرو همچنین تغییرات احتمالی آن.
۳) بر اثر تغییرات کاربری در مقاطع مختلف زمانی وتعیین ارزش -های تاریخی،اقتصادی وعملکردی و…
د) قضاوت و ارزش¬یابی ازدیدگاه تاریخی،هنری،اجتماعی واقتصادی.

ه) پیشنهاد برنامه کاری پس از قضاوت و ارزیابی که معیارهایی

برای هدایت و شکل مداخلات و تعیین اولویت¬ها ارائه کند.

و) ارائه پروژ¬ه¬ی مرمتی. ¬

ارتباط شیمی و مرمت
مرمت مجموعه¬ای از علوم، فنون و هنرهاست. از بین علوم مختلف علم شیمی از گروه علوم پایه بیش از بقیه¬ی علوم با مرمت مرتبط است. در واقع علم شیمی پایه¬ای برای مرمت به شمار می¬رود. شیمی علم شناسایی مواد تشکیل دهندۀ اشیاست و یک اثر تاریخی نیز از موادی تشکیل یافته که خارج از موضوع بحث شیمی نیست. مرمتگر علم شیمی و امکانات این علم برای شناخت مواد را به خدمت می¬گیرد. در اولین قدم یک عملیات مرمتی، یعنی شناخت مواد و مصالح و فن¬شناسی اثر، علم شیمی مستقیما وارد عمل می¬شود و از راه¬های مختلف مرمتگر را یاری می¬کند. شیمی برای شناخت مواد تشکیل دهندۀ اثر راه¬های مختلفی را در اختیار قرار می¬دهد که کار مرمتگر را آسان، علمی و قابل اعتماد می¬سازد.

مراحل عملیات مرمت
مراحل عملیات مرمت را می¬توان به شرح زیر نام برد:
۱- شناخت تاریخی و هنری اثر
۲- شناخت فنی مواد و مصالح (فن شناسی)
۳- شناخت و بررسی آسیب¬ها (آسیب شناسی)
۴- عملیات اجرایی مرمت
۵- تمهیدات حفاظتی
ارتباط فن¬شناسی و آسیب شناسی

شناخت فنی آثار تاریخی در ارتباط نزدیک و مستقیم با آسیب شناسی اثر است. در واقع پس از این که دانستیم یک اثر تاریخی از چه مواد و اجزایی تشکیل شده است. باید خصوصیات هریک از اجزاء را به طور جداگانه و در ارتباط با هم به طور مفصل و کامل مورد ارزیابی قرار دهیم. شناخت مواد و ویژگی¬های فیزیکی و شیمیایی آنها دقیقا ما را در ارزیابی و آسیب¬شناسی صحیح اثر راهنمایی می-کند. پس فن¬شناسی همیشه طبق سنت مرسوم باید قبل از آسیب¬شناسی انجام شود تا پایه¬ ای برای تحلیل آسیبها باشد.

 

ارتباط آسیب ¬شناسی و عملیات اجرایی مرمت
پس از شناخت آسیبها و تحلیل و جستجوی علل آسیب¬های اثر باید در پی رفع آنها بود. این اولین امر درعملیات اجرایی است. تا ما آسیبها را نشناسیم و علل آنها را در نیابیم نمی¬توانیم قدمی درعملیات اجرایی مرمت برداریم. نوع آسیبها نوع و ترتیب عملیات مرمتی را مشخص خواهد کرد.

مراحل مختلف حفاظت وتضمین ادامه حیات یک بنای تاریخی از لحاظ فنی شامل مراحل زیر است:
۱- رفع خطر از بنا
۳- مرمت استحفاظی واستحکامی
۴- مرمت کامل (جامع )

تعمیر: (Repair) عملیاتی که روی قسمتهای آسیب دیده در یک سازه در محدوده نسبتا کم انجام می¬شود به تعمیر موسوم است. برای انجام تعمیرات نیاز به طراحی خاصی نمی¬باشد هر چند نقشه جزئیات اجرایی را می¬توان تهیه نمود.
ترمیم: (Minor) رفع نقایص کوچک و محدود مانند مسدود کردن ترکها یا جایگزین کردن قسمتهای کرموی بتن ترمیم نامیده می¬شود.

عمر مفید: (Servise Life) مدت زمانی است که در طول آن سازه ایمنی کافی و سرویس دهی مورد نیاز را تأمین می¬کند.

تقویت: به مجموعه عملیاتی گفته می¬شود که در روی قسمت یا تمام سازه انجام می¬شود تا سازه بتواند بارها و سر بارهایی که در حد و یا بیشتر از مقادیر طراحی شده را تحمل کند.

 

توانبخشی: به مجموعه عملیاتی که روی قسمتهای آسیب دیدۀ وسیع و شدید یک سازه اعمال می¬شود. به عبارت دیگر منظور از انجام توانبخشی رفع آسیب دیدگی و بازسازی سازه است. توانبخشی موجب پایداری مجدد سازه گشته و ایمنی کافی و دوام مورد نیاز را منجر می¬گردد.

توانبخشی شامل تمام یا قسمتی از عملیات زیر می¬باشد:
۱- تعمیر قسمتهای آسیب دیده
۲- تقویت اعضای آسیب دیده
۳- جایگزینی اعضای به شدت آسیب دیده
۴- ترمیم تَرَکها

پوسته شدن : از بین رفتن ملاتهای سطحی.

پوسته شدگی کم: از بین رفتن ملاتهای سطحی با حداکثر عمق ۶mm و زبر شدگی سطح فوقانی بتن.

پوسته شدگی متوسط: از بین رفتن ملاتهای سطحی با حداکثر عمق ۶ تا ۱۲ میلی متر همراه با از بین رفتن توانبخشی از ملاتهای بین دانه¬ای.

پوسته شدگی زیاد: از بین رفت ملاتهای سطحی و دانه¬های مرتبط با آن در عمق ۱۲ تا ۲۵ میلی متر به طوریکه دانه¬ها به صورت واضح از بتن خارج می¬شوند.
پوسته شدگی شدید: از بین رفتن دانه¬های مصالح به گونه¬ای که ملات سطحی و دانه¬های ترکیب شده با آن از بین می¬روند. دانه¬هایی که بزرگتر از ۲۵ میلی متر می¬باشند.

شوره¬زدگی: شوره در واقع یک رسوب سفید رنگ در روی بتن یا آجر است که از ته نشینی نمک نامحلول که به واسطه عمل موئینگی یا رطوبت به قسمت سطحی آورده شده است.

جرم زدگی: یک پوسته یا پوشش نسبتا سخت که در سطح بتن شکل می-گیرد.

خسارت: ایجاد هر گونه عیب، نقص و یا بروز هر گونه تخریب در عضو و یا قطعۀ بتنی که ناشی از یکی از عوامل خارجی یا داخلی باشد را خسارت گویند. این عوامل شامل خوردگی درونی، برخورد یا ضربه به بتن، بروز پدیده¬هایی مانند زلزله، ترک خوردگی می¬باشد.

سازه: مجموعه اعضایی از ساختمان که نیروی افقی و عمودی را به زمین منتقل می¬کنند و موجب پایداری سازه می¬شوند، سازه نام دارد.

عضو سازه: هر عضو از مجموعه سازه¬ای را عضو سازه می¬گویند که در صورت عدم وجود یکی از آنها پایداری ساختمان به خطر می¬افتد.

دلایل تقویت سازه:
۱- به دلیل اشتباه در محاسبۀ طراحی، برخی از مقاطع سازه ضعیف می¬شود و باید تقویت گردد.

۲- سازه به طور صحیح محاسبه و اجرا شده است ولی به دلایل شرایط بهره¬برداری تغییر نموده و بار بیشتری به ساختمان وارد می¬شود.

۳- به دلیل آسیب دیدگی شدید سازه یا عضوی از سازه حتی با انجام تعمیر آن سازه به حالت اولیه باز نمی¬گردد و نیاز به تقویت دارد.

انواع سازه¬ها
 سازه فلزی
 سازه بتنی
 سازه چوبی
 سازه بنایی

الف ) سازه فلزی
ستون باضافه تیر بادبند (مهار بند) هر سه جنس آنها فلزی است، در سازه فلزی الزاما پی بتنی است.
گروت: از مواد آتش نشانی یا خاکستر آتش نشانی+ مصالح ریز دانه تشکیل شده،( به صورت پودر است مخلوط در آب)

ب) سازه بتنی
ستون+ تیر+ دیوار برشی
دیوار برشی در سازه بتنی همانند بادبند عمل کرده و سازه را نگه می¬دارد و جنس آن نیز بتن مسلح (آرمه) است.

محاسن استفاده از دیوارهای بلوک بتنی:
 کوتاه بودن زمان عملیات
 عایق حرارتی و صوتی
 یکپارچگی و سبکی نسبی وزن ساختمان
 اقتصادی بودن از نظر کاربرد مصالح و نیروی کار
ج) سازه بنایی: (سازه بابر)
ساختمانهایی رابامصالح بنایی میگویندکه به جای ستون بتنی یا فولادی از دیوار باربر استفاده شده باشد.در سازه بنایی دیوارهای باربر نقش تیر و ستون را بازی می¬کنند، دیوارهایی با حداقل ۳۵ سانتی متر وجود دارد و نیز جنس مصالح آجر فشاری است و نیز پی باید صُلب یا یکپارچه باشد و میلگردهایی برای درگیری با آجر. حداکثر ۲ طبقه در ۸ متر ارتفاع با تراز سطح زمین کلافهای قائم و افقی اجرا می¬شود.
انواع دیوار از نظر سازه ای:
دیوارباربر:این دیوارها بارهای وارده به خودرامانند سقفهاو کفهاعلاوه بروزن خودتحمل و منتقل میکنند.حداکثر طول مجاز دیوار ۳۰ برابر ضخامت آن است مشروط بر اینکه از ۸ متر تجاوز نکند.

دیوارغیر باربر: این دیوارها تنها وزن خود را تحمل می نمایند.حداکثر طول مجاز دیوار ۴۰ برابر ضخامت آن است، مشروط براینکه از ۶ متر تجاوز نکند وحداکثر ارتفاع آن ۳٫۵ متر باشد.
 کلاف افقی:درکلیه ساختانها بامصالح بنایی اعم از یک طقه یادو طقه واعم از آجری ،بلوک بتنی ویا سنگی باید کلافهای افقی در ترازهای زیر ساخته شود.