فرش و صنایع دستی

تاریخچه فرش
فرش دستبافت ايرانی در سال ۱۹۴۹ در دومين مرحله کاوشهای باستان شناس روسي، رودنکو در منطقه پازيريک کشف و به نام فرش پازيريک ناميده شد.
رودنکو در کتابی که به مناسبت اين اکتشافات در سال ۱۹۵۳ در روسيه منتشر کرد، درباره فرش مکشوفه توضيحات مفصلی نگاشت و آن را صراحتا کار ايران و قديمی ترين فرش ايرانی در دنيا بيان نمود. او نوشت: “بدون اينکه بتوانيم به طور حتم بگوييم اين فرش کار کداميک از سرزمين های ماد-

پارت(خراسان قديم) يا پارس است، تاريخ فرش مذکور و پارچه هايی که در پازيريک کشف شد قرن پنجم و يا اوايل قرن چهارم پيش از ميلاد تشخيص داده می شود.” سپس او اضافه می کند: “تاريخ اين قالی از روی شکل اسب سواران معلوم می شود. طرز نشان دادن اسبهای جنگی که به جای زين قالی بر پشت آنها گسترانده اند و پارچه روی سينه اسب از مشخصات آشوريها می باشد اما در روی فرش پازيريک ريزه کاريهای مختلف و طرز گره زدن دم اسبها ، در نقوش برجسته تخت جمشيد نيز ديده می شود.”

در زمان تسلط مغولها (قرن سيزدهم و چهاردهم ميلادي) قالی بافی به سطح بسيار رفيعی از زيبايی وتکنيک رسيد. شکوفايی اين صنعت شايد با حکومت غازان خان (۱۳۰۷-۱۲۹۵ ميلادي) مصادف بود.
اما اوج قالی کلاسيک ايرانی را که از آن با رنسانس قالی ايران ياد می شود زمان سلاطين صفوی (۱۷۲۲-۱۴۹۹ ميلادي) به ويژه زمان حاکميت شاه طهماسب اول (۱۵۸۷-۱۵۲۴ ميلادي) و شاه عباس کبير(۱۶۲۹-۱۵۸۷ ميلادي) ثبت کرده اند. از اين دوران حدود ۳۰۰۰ تخته فرش به يادگار مانده که درموزه های بزرگ دنيا و يا در مجموعه های شخصی نگهداری می شوند.
در اين دوران در کنار قصرهای پادشاهان کارگاههای قالی بافی بناشد و مراکز گوناگون که قبلا در تبريز ، اصفهان ، کاشان ، مشهد ، کرمان ، جوشقان ، يزد ، استرآباد ، ه

رات و ايالات شمالی نظير شيروان ، قره باغ و گيلان وجود داشتند توسعه و رونق بيشتری گرفتند.
در همان زمان ، نقاشان و نگارگران بلندپايه طرحهای خلاصه شده و ترکيبی ترنج در وسط قالی و لچکها را در آن وارد کردند. يعنی همان طرحی که قبلا به زيباترين وضعی در قرن پانزدهم روی جلد کتابهای ارزشمند به کار می رفت.
با اشغال کشور بوسيله افغانها (۱۷۲۲-۱۷۲۱ ميلادي) اين صنعت و هنر رو به انحطاط گذاشت.
در قرن نوزدهم قاليهای ايرانی ، بويژه فرشهای نفيس ناحيه تبريز به اروپا راه يافتند. از سوی کشورهای اروپايی نمايندگانی به تمام کشورهای مشرق زمين گسيل شدند و با رقابت بسيار فشرده کليه فرشهای کهنه و عتيقه را گردآوری کرده به قسطنطنيه که هنوز هم مهمترين بازار قالی مشرق زمين بود فرستادند.

با به پايان رسيدن منابع فرشهای کهنه ، شرکتهای انگليسی (زيگلر ۱۸۸۳ م) آمريکايی و آلمانی به طور نامحدود اقدام به تاسيس کارگاههايی در تبريز ، سلطان آباد(اراک) ، کرمان کردند. اين روال تا جنگ جهانی اول که توليد قالی به طور قابل توجهی افزايش يافته بود ادامه داشت.
فرش ایران دارای تاریخی بسیار طولانی است، در ایران از دیرباز بافتن انواع فرش متداول بوده و انگیزه ای اجدادی داشته است. به نوشته مورخان، جهانگردان، جنگجویان و آثار مكشوفه از گذشتگان گویای آن است كه فرشبافی به صورت هنری دستی ، مردمی ، روستایی و عشایری در ایران سابقه بس دراز دارد.

پروفسور «رودنكو» كاشف «فرش پازیریك» معتقد است كه قالی مذكور كار مردم ماد یا پارس و پارت (خراسان بزرگ) است. توجه به نقش های مشابه و هم زمان این فرش در ستون های تخت جمشید نیز این نظریه را تایید می نماید. آثار دیگری از جمله نقاشیهای برخی هنرمندان قرون وسطی حاوی نقش قالیهایی است كه گفته اند بافت ایران بوده است . برخی مورخان در مورد حمله رومیان به ایران و غارت دستگرد قالی را از جمله غنایمی كه در این غارت به دست آورده

شده، قید نموده اند و نیز منابع یونانی از قالیهای زربفت ایران یاد كرده اند. «فرش بهارستان» با آن همه هنرمندی كه به تأیید روایات مختلف، دربافت آن به كار رفته بوده اگر چه گاه در تعریف از آن راه اغراق پیموده شده اما خود نشانگر پیشرفت صنعت فرشبافی و صنایع جنبی از جمله طراحی و رنگرزی در ایران قدیم می باشد. فرش به عنوان نمودی از فكر و اندیشه بشری و متاثر از حس نوجویی او در طول تاریخ خود با نشیب و فرازهایی روبرو بوده كه گاه با فراغت فكری هنرمندان و محیط مناسبی كه برای رشد و شكوفایی هنر ایشان ایجاد گردیده به حد اعلای خود رسیده و گاه صدماتی كه بر اثر مصائب طبیعی و غیر طبیعی بر پیكر جامعه وارد شده، آن را به دوره نهفتگی و خمود سوق داده است.

عصر مغول یعنی قرن هفتم هجری را می توان دروان بس غم انگیز برای انواع هنر ایرانی دانست و پس از آن قرون دهم و یازدهم هجری را كه عصر صفویان است زمان شكوفایی طبع هنری مردم ایران باید به شمار آورد. آغاز دوران صفوی متفارن با رشد بسیاری از هنرهای دستی و توسعه آن در كلیه شئون جامعه بوده است. بسیاری از هنرمندان ایرانی در این دوره ظهور كرده اند كه با اغتنام فرصت از آرامش و محیط مساعدی كه به وجود آمده عمر گرانبهای خود را بر سر ارتقاء سطح كیفی هنر و صنایع دستی نهاده اند وبا ابداع طرح ها و نقشه های زیبا و هنرمندانه جایگاه این صنایع به ویژه فرش را به حد اعلاء خود رسانیده اند و نام ایران را در سراسر جهان با آثار خود پرآوازه ساخته اند. با توجه به اهمیت عصر صفویه در اعتلاء هنر ایران و توجهی كه در این زمان به صنعت قالیبافی مبذول شده، جا دارد به این عصر و وضعیت هنرمندان و قالیباقی آن مشروح تر بپردازیم.

فرشهای دوران صفویه را می توان متعلق به دو گروه زمانی دانست: اول: قالیهای بافته شده در دوران سلطنت شاه اسماعیل وشاه طهماسب كه به”شاه طهماسبی” معروف است و خود مكتبی خاص دارد كه به همین نام شهرت یافته. شاه طهماسب همواره به تشویق هنرمندان و قالیبافان و طراحان می پرداخت و خود از هنر بهره داشت و حتی نوشته اند، رنگرزی می دانست و مستقیمأ طراحی می نمود و بافندگان را راهنمایی می كرد. از این جهت در زمان پادشاهی او انواع صنایع ظریفه به ویژه قالی بافی راه ترقی پیمود و در طرح آن تغییرات كلی به وجود آمد. قالیهای ترنجدار جانشین آن گروه از قالیهایی شد كه تا اواخر قرن ۹ هجری در ایران بافته می شد و بعدأ به طرح مغولی و تیموری شهرت یافت. علاوه بر قالیهای ترنجدار در این دوره بافتن قالیهایی با طرح

حیوان و شكارگاه متداول شد. دوم: قالیهای بافته شده در زمان شاه عباس كه به مكتب ” شاه عباسی” معروف است. در این دوره با اغتنام فرصت از وجود هنرمندان عصر نقشهای جدید به ویژه با استفاده از اسلیمی ها و گلهای مخصوص بوجود آمد برخی طرحهای قالی در مكتب شاه عباسی عبارتند از:/ الف – طرح ترنجدار یا لچك ترنج/ ب – طرح شكارگاه/ ج – طرح درختی/ د – طرح گلدانی .
اینك با توجه به سهولت ایجاد ارتباط بین هنرمندان نقاط مختلف و پیشرفت تكنیك طراحی و نقش پردازی، فرش همگام با سایر هنرها و صنایع مردمی رو به تكامل رفته است، طرحهای محلّی به نقاط دیگر برای بافت فرستاده می شود و هنرمندان از نتایج تجربیات دیگر همكاران خویش كاملاً با خبر می گردند. وسایل كار طراحی پیشرفت نموده و تكنیك جدید به كمك هنرمندان آمده و ایشان به مهارت در تهیه و تكثیر طرحهای خود اقدام می كنند. بازار های فرش جهانی به ویژه از اوائل قرن بیستم میلادی رونق گرفته و این خود تشویق دست اندركاران را در پی داشته و به ویژه در تبریز،

كرمان، كاشان، اصفهان، اراك ، داد و ستد این كالای ارزشمند را رونق داده و در این زمان است كه بازار صادرات فرش های نو و كهنه گرم شده و كارگاه های بزرگ برای پاسخگویی به تقاضاهای روز افزون دایر گردیده است. این قالیها به اروپا به ویژه كشور آلمان و آمریكا حمل می گردد و موجبات تقویت بنیه مالی كشور را در حد خود فراهم می سازد و تجارت خارجی را به سرمایه گذاری در

تولید فرشهای مورد درخواستشان تشویق و ترغیب می نماید. مجموعه این اقدام طی قرن اخیر در جهت تقویت بنیه اقتصادی كشور مؤثر بوده، اما دخالت فروشندگان و صاحبان سرمایه در كار طرح و رنگ فرش و سفارشات غیر مسئولانه ایشان به كیفیت این دستباف لطمه وارد ساخته است. عدم نظارت صحیح بر كار بافت فرش و بسیاری عوامل دیگر از جمله قیمت ها و چگونگی صادرات طی نیم قرن گذشته، رقبای فرش ایران را به میدان رقابت كشانده واز سوی دیگر سودجویان را به سوء

استفاده از غفلت دست اندركاران و انجام تقلباتی در مراحل مختلف تهیه موارد اولیه و تولید فرش وا داشته و در نتیجه موجبات سقوط كیفیت و كمیت و گرمی بازار فرش ایران را فراهم نموده است به منظور ایجاد پیوستگی ارتفاء سطح كیفی این دستباف ارزشمند و تداوم تاریخ پرآوازه ی آن هوشیاری و كوششی همه جانبه لازم است كه امید است عشق و علاقه عامه مردم به این میراث اجدادی خود آن را در ضمیر كلیه دست اندركاران بیدار سازد.
از پازیریک تا لوزان
سرى «Tapisserie» واژه اى فرانسوى است و در زبان انگليسى به آن «تاپسترى» Tapestry مى گويند، و آن به معناى پارچه اى است با بافت ساده (گليم بافت) كه پود آن روى تار را به طور كامل بپوشاند و نقش هاى متنوعى ايجاد كند. از سال ،۱۹۷۱ همزمان با پنجمين دو سالانه «تاپسترى» در شهر لوزان، معناى جديدى براى آن در نظر گرفته شد و اكنون «تاپسترى» به منسوجاتى گفته مى شود كه ابعاد تجسمى دارند و آنها را به ديوار مى آويزند و يا به صورت احجام پيكره مانند در

فضا يا روى زمين قرار مى دهند و كاربردشان چون تابلوى نقاشى يا مجسمه است . در تهيه آنها از تكنيك هاى مختلف نساجى و بافندگى از قبيل قالى بافى، گليم بافى، جاجيم بافى، ورنى بافى، پارچه بافى، مكرمه بافى، ميل بافى، چاپ سيلك، باتيك، قلمكار، نمدمالى، سوزن دوزى، چهل تيكه و… استفاده مى كنند*(۱). نساجى از قديمى ترين حرفه ها به شمار مى آيد. نساجى از نظر تكنيك پيشرفت هاى بسيارى كرده و پارچه هاى زيبا و نفيس زيادى در جهان توليد شده است. اما

«هنر نساجى» را معمولاً با «تاپسترى» مى شناسند كه در آن نقش هاى پيچيده را با سوزن دوزى بر پارچه يا با گليم بافى و قالى بافى ايجاد مى كنند. «تاپسترى» از زمانهاى دور به ما رسيده و نمونه هايى از آن كه متعلق به كشورهاى مختلف جهان است، از گذشته ها باقى مانده است: -در پرو. – آثار به جا مانده از قبطى ها از قرن دوم تا نهم ميلادى در مصر. – آثار به جا مانده از پارچه هاى ابريشمين در «كواسو» چين. – آثار اروپايى در اين زمينه مربوط است به قرن يازدهم ميلادى و سوزن دوزى هاى «بايو» در فرانسه و سن سرئون در كولونى. – «تاپسترى» قرنها با ابعاد بسيار وسيع و با «گره گليم» بافته مى شده و پوشش گرمى براى ديوارهاى كليساها و كاخها بوده است. اوج شكوفايى آن در اروپا از زمان تأسيس كارگاه «گوبلن» در پاريس، به سال ۱۶۶۲ ميلادى است، كه نقاشان معروفى چون «نيكلاپوسن»، «فرانسوا بوشه»، «شارل لوبرن» و «فرانسيسكوگويا» طرح هاى جالبى به اين كارگاه ارائه دادند. نقاش براى تهيه طرح «تاپسترى» ابتدا طرح را بر «كاغذ طرح» يا «كارتن» شماره گذارى و سپس بافنده از روى آن، طرح را اجرا مى كرد. اين هنر، همچون نقاشى هاى بافته شده، قرنها در اروپا، با ضوابط و محدوده هاى قراردادى ادامه يافت و در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم ميلادى، به همت گروهى از هنرمندان نحوه نگرش و تفكر هنر نساجى تغيير كرد و تحولى بنيادى در اين هنر صورت گرفت كه منجر به رنسانسى در اين رشته از هنرهاى تجسمى شد. سه عامل كه در اين تحول نقش اساسى را ايفا مى كنند، عبارتند از: ۱) نظريه ويليام موريس (هنرمند انگليسى)، مبنى بر ارزش گذارى دوباره

صنايع دستى؛ نظريه اى كه نحوه نگرش به صنايع دستى را به كلى دگرگون كرد و در زمينه نساجى نيز كاربرد «نخ» و «بافت» را تغيير داد و تأثير به سزايى بر هنر نساجى اروپاى شمالى و مركزى و حتى ژاپن و ايالات متحده به جا گذاشت. ويليام موريس و يارانش در انگلستان معتقد به همكارى نزديك هنرمند و صنعتگر بودند و اين تفكر منجر به پيدايش نهضت «هنر نو» يا Art Noveau در اروپا و آمريكا شد و نحوه نگرش به معمارى، صنايع دستى و هنرهاى ديگر را تغيير داد. ۲) تأسيس مدرسه هنرى باهاس (۱۹۳۳-۱۹۱۹) در آلمان . در اين مدرسه هنرى نيز بر همكارى هنرمند و صنعتگر تأكيد

نمايشگاههاى دو سالانه «تاپسترى» در لوزان سوئيس، كه در پنجمين نمايشگاه دو سالانه تاپسترى به سال ۱۹۷۱ ميلادى، نكته هاى زير درباره «تاپسترى نو» مطرح شد: الف) مواد اوليه مى تواند از هر نوع ليف نساجى (طبيعى و مصنوعى) يا هر نوع جنس ديگر باشد. ب) تكنيك بافت و نحوه بيان آزاد است و هركس مى تواند طبق سليقه خود ببافد. ج) كاربرد تاپسترى نيز آزاد است و مى توان از آن به صورت ديوار آويز، مجسمه نرم، جدا كننده فضا در معمارى، عنصرى از طراحى صحنه و يا فضاى بيرونى و محيط زيست استفاده كرد. > سابقه تاپسترى در ايران با رونق گرفتن هنر تصويرى در دوره صفويه، بافتن قالى و گليم به اندازه قطع كتاب و گاه بزرگتر، براى ديوار كاخها، سردر بازارها و پرده تعزيه خوان ها رواج يافت. منسوجات تصويرى بسيار نفيسى از اين دوره در موزه هاى دنيا موجود است كه با تكنيك هاى مختلف نساجى چون قالى بافى، گليم بافى، زرى بافى، سوزن دوزى و قلمكار اجرا شده اند و از اوج هنر «تاپسترى» در ايران حكايت مى كنند. البته كارگاههاى «گليم هاى تصويرى» در دوره صفويه در شهرهاى كاشان، تبريز و اصفهان به دلايل نامعلوم، در اواخر قرن هفدهم ميلادى، يكباره دست از فعاليت مى كشند، ولى نمونه هاى به دست آمده از «گليم هاى تصويرى» مربوط به قرن شانزدهم و هفدهم ميلادى مؤيد آن است كه با الياف ابريشم و گلابتون طلا و نقره بافته شده اند. طراحى اين گليم هاى تصويرى كار دست هنرمندان مينياتوريست دربار شاه عباس و شاه طهماسب است. از سال ۱۳۳۵ (ش) بافت «تاپسترى» يا «گليم هاى تصويرى» در كارگاه بافت ميراث فرهنگى (اداره كل هنرهاى سنتى)، آغاز و در حقيقت پس از سه قرن اين هنر قديمى دوباره احيا مى شود. در اين كارگاه به آن نوع بافت «گوبلن بافى» مى گفتند. بافندگان ماهرى چون «جمشيد امينى» و «لطيف تقديرى» به بافت آثار نقاشانى چون كمال الملك و ملك الشعراى صبا همت كردند. در اين كارگاه، آثارى از نقاشان

معاصرى چون: بهرام عاليوندى، جليل ضياء پور و منوچهر شيبانى نيز بافته شده است. «قالى هاى تصويرى» نيز اهميت بسيار دارند. به نوشته پرويز تناولى، حدود دو قرن است كه اين قالى ها را در ايران مى بافند و در واقع حاكى از تأثير نقاشى و عكاسى در كار هنرمندان و دست اندركاران قالى بافى است. بافت قالى هاى تصويرى كار آسانى نبود، اما چون بر ديوار خانه ها و مغازه ها نصب مى شد بافتن آنها رواج يافت. موضوعات مورد علاقه براى بافت آنها عبارت بود از: چهره شخصيت

هاى تاريخى و مضمون داستان هاى حماسى، عشقى، مذهبى و عرفانى. حسام الدين عرب زاده و محمود فرشچيان نيز براى قالى تصويرى طرح هايى ارائه كرده اند. برادران صفدرزاده، در سال هاى اخير فرش «ثارالله» را براساس كار محمود فرشچيان با ۳۱ ميليون گره در اصفهان بافته اند، كه تصويرى از واقعه عاشورا است. قدرت الله داروغه، هنرمند نمدمال لر كه از اهالى بروجرد است حدود ده سال پيش آثارى از بهرام دبيرى را به صورت نمد تهيه كرد. او براى نمد از رنگ هاى اصلى

پشم (پشم خود رنگ) و رنگ هاى سنتى استفاده كرده است. بهرام دبيرى در اين باره مى گويد: «نمدهايى كه اندام وار تصوير شده اند بيشتر خصلت تابلوى نقاشى را دارند. مى خواستم حس تازه اى را در نمد بيدار كنم بى آنكه ساختار بنيادين اش يا نگاهش به طبيعت تغيير يابد».* (۲) در سالهاى اخير آثارى از «ماندانا بركشلى» عرضه شده است. او در آثار تاپسترى خود از روش هاى پنبه دوزى، تكه دوزى، چاپ سيلك و نقاشى روى پارچه استفاده كرده است. آثار ماندانا بركشلى

تحت تأثير مينياتورهاى ايرانى، خطاطى اسلامى و كارهاى «اشر» ESHER است، و در تاپسترى هايش همواره فضاهاى مثبت و منفى ديده مى شود. زنده ياد فيروزه صابرى نيز تحت تأثير گبه و

قالى تصويرى، آثارى در زمينه تاپسترى خلق كرد. از ديگر هنرمندانى كه در زمينه هنر تاپسترى بسيار فعال هستند بايد از «لى لا ثمرى» ياد كنيم. از ويژگى هاى آثار لى لا ثمرى، تضاد است. تضاد در انتخاب الياف، تضاد در بافت، تضاد در رنگ، تضاد در فرم، تضاد در تكنيك و الياف فلزى، به خصوص مس، كه در تاپسترى هاى او جايگاه ويژه اى دارند. لى لا ثمرى از نقش گليم هاى سنتى ايران الهام گرفته است و با نگرشى نو و ايجاد دگرگونى در نقش ها سعى كرده تا گذشته را با حال پيوند زند. زهرا رسول زاده نمين با امضاى (ZRN) از جمله هنرمندان فعال در طراحى، ساخت و اجراى تاپسترى است. آثار او برگرفته از مواد آشناى طبيعت و در ساختارى گرم و صميمى گويى قطعه اى برگزيده از زيباترين عناصر طبيعى را به درون خانه ها دعوت مى كند. زهرا رسول زاده نمين با تجربه و پشتكار بسيار در هنر تاپسترى، در آخرين نمايشگاه اش يك روند رو به تكامل را در مقابل نگاه هنر دوستان قرار داده است. آثار متأخر او، از محدوده قاب و كادر فراتر رفته و به يك فرماسيون پويا كه عنصر «فضا» را نيز در كنار ساير موتيف ها به كار مى گيرد، نزديك شده است.
صنایع دستی
صنایع دستی نوعی کار است که در آن لوازم تزئینی و کاربردی تنها با استفاده از دست یا ابزار

ساده ساخته می‌شود. معمولاً این کلمه به روشهای سنتی ساختن کالاها اطلاق می‌گردد. استادکاری مخصوص هر یک از این موارد مهم‌ترین ملاک است. چنین چیزهایی اغلب از لحاظ فرهنگی و یا مذهبی فوق العاده هستند. لوازمی که بصورت تولید انبوه و یا با ماشین آلات مختلف ساخته می‌شوند جزء صنایع دستی نیستند.
آنچه مقوله صنایع دستی را از هنر کاردستی متمایز می‌سازد , هدف از ساخته آنهاست. صنایع دستی لوازمی هستند که قرار است مورد استفاده قرار گرفته و کهنه , پوسیده و غیره شوند. مورد استفاده آنها بیش از یک تزئین ساده‌است. صنایع دستی اغلب کارهای فرهنگی و رسومی تری تلقی می‌شوند زیرا به عنوان بخشی از ملزومات زندگی روزمره مطرح هستند. درحالی که هنر و کاردستی بیشتر یک فعالیت سرگرمی گونه و یک ارائه بی نقص از یک تکنیک خلاقیت است. از جنبه‌های عملی انواع مختلف صنایع دستی به دلیل شباهت مورد استفاده همپوشانی زیادی دارند.

در ایران سازمان میراث فرهنگی متولی این بخش میباشد. صنایع دستی معروف ایرانی:
گلیم، فرش، گبه، قلمزنی، شیشه گری، منبت کاری، مینا کاری، سفال، چوب
صنایع دستي منجوق بافي روي چوب(سبك نهاوندي)جديدترين و نوآورترين سبك در هنر صنايع دستي ايران مي باشد سبك نهاوندي تلفيقي از ذوق هنر ايران زمين و فرهنگ غني قرآني -سبك نهاوندي تلفيقي از هنر و مذهب – سبك نهاوندي تركيبي از هنر و عرفان -سبك نهاوندي تركيبي از هنر و شعر

نقش صنايع‌دستي در اقتصاد ايران
صنايع‌دستي ايران، به‌عنوان صنعتي مستقل و بومي، شاخص‌ترين هنر كاربردي ايران و يكي از سه قطب برتر صنايع‌دستي جهان، ريشه‌هاي عميق و استوار در فرهنگ غني و بارور ايران اسلامي داشته است
به‌طور كلي نقش صنايع‌دستي در اقتصاد ايران عبارت است از: كمك به توسعه اقتصادي، ايجاد شغل، سرمايه‌گذاري اندك و بهره‌وري بالا.
رشد اقتصادي و دستيابي به هدف‌هاي مختلف آن امروزه سرلوحه‌ برنامه‌و فعاليت‌هاي بسياري از دولت‌ها به ويژه در كشورهاي در حال توسعه است. اين دولت‌ها در برنامه‌هاي توسعه اقتصادي خود هدف‌هاي عمده‌اي را در زمينه‌هاي مختلف اقتصاد، اجتماع، سياست و … دنبال مي‌كنند.
در بخش اقتصاد، عمده هدف‌هاي دولت‌ها متوجه افزايش توليد و درآمد ملي(رشد اقتصادي)،

رسيدن به اشتغال كامل و كاهش نرخ بيكاري، ثبات قيمت‌ها و كاهش نرخ تورم به منظور حفظ قدرت خريد پول ملي، توسعه صادرات و افزايش درآمدهاي ارزي به منظور تأمين نيازهاي ارزي كشور و تسهيل در اجراي برنامه‌هاي توسعه و بالاخره توزيع بهتر و عادلانه‌تر درآمدها براي برقراري عدالت اقتصادي در جامعه است.
دستيابي به توسعه اقتصادي به سهم خود بر وجوه مختلف زندگي افراد مانند سطح زندگي و معيشت و رفاه، آموزش بهداشت عمومي و شاخص‌هاي جمعيتي مثل نرخ مرگ و مير، ميانگين طول عمر و ميزان زاد و ولد تأثيرات شگرف مي‌گذارد.

همچنين دولت‌ها براي نيل به هدف‌هاي خود و دستيابي به توسعه اقتصادي، ناگزير از اتخاذ سياست‌ها و خط مشي‌هاي هماهنگ با شرايط و اوضاع و احوال اقتصادي، اجتماعي و … كشور هستند.
بيشتر كشورهاي در حال توسعه در اجراي برنامه‌هاي موردنظر خود با مشكلات عديده ازجمله رشد بي‌رويه جمعيت، بيكاري، كم‌كاري و رواج انواع مختلف بيكاري ازجمله بيكاري‌هاي پنهان، فصلي و… و در نتيجه پايين بودن سطح درآمد و معيشت گروه زيادي از مردم، نقصان تشكيل سرمايه‌ داخلي و نبود منابع مالي كافي براي اجراي برنامه‌هاي توسعه اقتصادي و ساخت و توسعه امكانات زيربنايي موجود به منظور فراهم آوردن امكان بهره‌برداري بهينه از منابع انساني، طبيعي و … كشور مواجه هستند.
به همين دليل بعضي از صاحبنظران با توجه به سهولت گسترش صنايع كوچك بر تقويت، توسعه و گسترش اين صنايع در برنامه توسعه اقتصادي كشورهاي در حال توسعه اصرار و توصيه دارند.
صاحبنظران اين بخش در توصيه‌هاي خود به ويژه بر قابليت‌ها و ويژگي‌هاي اين قبيل صنايع از جمله نياز به سرمايه‌ اندك براي ايجاد، راه‌اندازي و بهره‌برداري، كاربر بودن اين صنايع و نياز به سرمايه‌گذاري اندك سرانه براي ايجاد يك شغل، عدم نياز به تخصص‌هاي فني و حرفه‌اي بالا و سازگاري و استفاده از مهارت‌هاي بومي، بازار ساده فروش محصولات و بالاخره قابليت و توانايي ايجاد درآمدزايي تكيه دارند.

بازار داخلي صنايع‌دستي ايران،‌ بازاري است سنتي و تا به حال براي گسترش آن بازاريابي و تبليغات صورت نگرفته است. از خصوصيات مهم اين بازار، سود سرشار واسطه‌ها در امر توزيع مواد اوليه مصرف و داد و ستد آن است.
به‌طور خلاصه عوامل مؤثر در گسترش بازار داخلي صنايع‌دستي ايران عبارتند از: افزايش سطح درآمد سرانه، افزايش جمعيت، ازدياد مسكن و افزايش سطح زيربنايي آن، ترويج تبليغات در مورد استفاده از صنايع‌دستي به عنوان يك كالاي هنر ملي و توسعه صادرات صنايع‌دستي ايران.

در زمينه اصول بازاريابي نوين و راهبردي كه صادركنندگان ناديده مي‌گيرند مي‌توان اين موارد را نام برد: نبود افراد متخصص، فقدان نوآوري، مواد اوليه نامرغوب، نبود مراكز اطلاعاتي،‌ عدم انجام تحقيقات بازاريابي، نبود راهبرد صادرات، بسته‌بندي و عدم استفاده از راهبرد قيمت‌گذاري.
همچنين از عمده‌ترين تنگناها و محدوديت‌ها مي‌توان به شناخت نداشتن كافي و مناسب از بازارهاي داخلي و جهاني(بازار هدف) و سلايق مشتريان، توجه نكردن به سطح كيفي توليد و نوآوري در محصولات توليدي، عدم تبليغات و بازاريابي داخلي و خارجي اشاره كرد.
ازجمله راهكارهاي صنايع‌دستي مي‌توان به معرفي، تبليغ و ترويج صنايع‌دستي استان به منظور بازاريابي در داخل و خارج كشور با شيوه‌هاي نوين تبليغاتي، استفاده از فن‌آوري روز در توليدات صنايع‌دستي با حفظ اصالت‌هاي هنر ملي، حمايت و تشويق بخش خصوصي به‌منظور سرمايه‌گذاري در اين بخش به ويژه براي ايجاد بازارچه‌هاي صنايع‌دستي، سياستگزاري در راستاي فروش و صادرات كالاها و شركت در نمايشگاه‌هاي داخلي و خارجي اشاره كرد.

صنايع‌دستي براي حضور بين‌المللي نياز به حمايت دولت دارد و ساليان سال بودن حمايت حكومت‌ها و فقط با تكيه بر تمدن كهن ايران رشد و ادامه مسير داده است اما تحول در اين رشته زماني صورت مي‌گيرد كه بتوانيم بازاري مناسب براي فروش آنها ايجاد كنيم.
نگاه جامع و كامل همراه با مديريت مدرن و جدي راه رسيدن به اين هدف‌هاست و اين نوع نگاه و مديريت در كنار برنامه‌ريزي‌هاي دقيق ما را به نتيجه مطلوب مي‌رساند

تاریخچهٔ خاتم‌کاری
درباره مخترع و مبتکر خاتم بین خاتم‌سازان و هنرمندان روایات گوناگونی وجود دارد ولی آنچه قابل ذکر است آن است که به درستی معلوم نیست اولین بار خاتم‌سازی را چه کسی ابداع کرده است.در دایرةالمعارف فارسی آمده است: «زمان آغاز این هنر دانسته نیست ،و آنچه درباره آن گفته می‌شود با افسانه همراه است. برخی از استادان خاتم‌ساز هنوز بر این عقیده‌اند که هنر خاتم‌سازی معجزه ابراهیم پیغمبر است»

صنعتگران مصری این روش را مانند بسیاری از هنرها و پیشه‌های دیگر از قبطی‌ها اقتباس کرده‌اند، چندین قطعه و لوحه که روی آنها با چوب و استخوان موزائیک‌کاری شده است در عین الصیره نزدیک قاهره دراوایل دوره اسلام به دست آمده و اغلب آنها درموزه صنایع اسلامی قاهره ویا موزه برلین وجود دارد که یکی ازعالی‌ترین نمونه‌های این صنعت درموزه متروپولیتن است.
ازدیگر آثار ونمونه‌های تاریخی دراین هنر :

۱٫ منبر خاتم کاری در مسجد جامع عتیق شیراز دارای قدمت بیش از هزارسال.
۲٫ سقف ایوان اصلی مسجد جامع عتیق شیراز مریوطه به سده هشتم هجری (سده چهاردهم میلادی)
۳٫ درهای خاتم قصر رویایی تیمور گرکانی به نام دلگشا در سمرقند و درهای آرامگاه وی در سال۸۰۷ هجری(۱۴۰۵میلادی)
۴٫ درهای چوب گردو و روکش استخوان ودیگر چوبها ساخته شده توسط هنرمندی بنام حبیب الله درسال ۹۹۹هجری(۱۵۹۱میلادی) که درموزه برلین نگهداری می‌شود .
۵٫ درهای مزین به اشکال هندسی گل و بته ،از شهر بخارا که درموزه ویکتوریا آلبرت موجود است
۶٫ منبر چوبی مسجد لنبان اصفهان بااشکال هندسی و اجزای نقره‌های مربوطه به سال ۱۱۱۴هجری(۱۷۰۲میلادی)
اوج شکوفایی و تکامل این هنر در دروان صفویه بود، دراین دوران از گوشه و کنار ایران هنرمندان به اصفهان ،پایتخت آن زمان آمدند و هنرهای فراموش‌شده این کشور ازنو پایه گذاری شد و هنرمندان ضمن فعالیت در رشته‌های خاتم‌کاری ،منبت‌کاری ،کاشی‌کاری و گره‌چینی ،به ترمیم و ساختن

ساختمان‌ها و آثار گذشته و بارگاه‌هاواماکن مقدس تشویق و ترغیب شدند. بعدها در زمان قاجاریه به علت عدم توجه به هنرها این هنر نیز همانند سایر هنرها از درجه اعتبار و اهمیت افتاد و استادان وهنرمندان این رشته دراین دوران در بدترین وسختترین شرایط زندگی می‌کردند.

درسال ۱۳۰۷ اوایل دوران پهلوی مدرسه صنایع مستظرفه به کوشش استاد محمد غفاری (کمال الملک) تأسیس و این هنرستان رونق و توسعه‌ای به هنرهای دستی کشور بخشید و پس ازآن کارگاه‌های خاتم‌سازی و چند کارگاه دیگر در وزارت فرهنگ و هنر سابق تشکیل شد .
آثار بجا مانده جمعی از هنرمندان اصفهان ،تهران وشیراز ،اتاق هفت در هفت متری خاتم‌کاری شده به تمامی وسایل موجود در آن ،در کاخ مرمر به مدت چهار سال .

تالار خاتم مجلس شورای ملی با ۴۰۰ متر مربع خاتم‌کاری.
هنر خاتم‌سازی بعد از انقلاب اسلامی در کارگاه خاتم‌سازی وزارت فرهنگ و هنر سابق تحت نام جدیدی با وابستگی به وزارت فرهگ و آموزش عالی ادامه یافت و از آن زمان تاکنون سمت وسوی طرح‌ها تغییر یافته و با حذف طرح‌های خارجی توجه بیشتری به سنت‌گرایی معطوف یافته وازآن آشنایی با هنر خاتم‌سازی

هنر خاتم‌سازی یکی از مهم‌ترین هنرهای دستی ایران است .این صنعت ارزش هنری فوق العاده زیادی دارد .سابقه خاتم‌سازی درایران از زمانهای خیلی قدیم بوده است .به طورکلی ابتدا باید دید خاتم چیست و خاتم‌ساز یا خاتم‌کار چه کسی است.

تعریف خاتم
خاتم ترکیبی است از چند ضلعی‌های منظم با تعداد اضلاع متفاوت که با استفاده از مواد اولیه گوناگون در رنگ‌های مختلف تشکیل می‌شود. پنج ،شش ف هشت یا ده ضلعی است.
خاتم از هنرهای دستی دقیق و پرکار است که تولید و ساخت آن احتیاج به دقت و حوصله زیاد دارد .چند ضلعی‌هایی که درخاتم‌سازی به کـــار می‌آید
در لغت‌نامه دهخدا خاتم‌ساز چنین معنی شده است: «آنکه پاره‌های استخوان را در چوب با نقش و نگار بنشاند. خاتم‌سازی عمل خاتم‌ساز را گویند.»
در دایره المعارف فارسی درباره خاتم‌کاری و خاتم‌سازی آمده است:«هنر آراستن سطح اشیاء به صورتی شبیه موزائیک ،با مثلث‌های کوچک. طرح‌های گوناگون خاتم همواره به صورت اشکال منظم هندسی بوده است .این اشکال هندسی را با قراردادن مثلث‌های کوچک در کنار هم نقش‌بندی می‌کنند.مثلث‌ها را از انواع چوب ،فلز و استخوان می‌سازند. هرچه مثلث‌ها ریزتر وظریفتر باشند، خاتم مرغوب‌تر است .در یک طرح خاتم ،برای ساختن کوچک‌ترین واحد هندسی، حداقل سه مثلث و برای بزرگ‌ترین آن ،حداکثر چهارصد مثلث به کار می‌‌رود.»

قدیمی‌ترین آثار هنری خاتم‌کاری شده باقی مانده :
۱٫ صندوق مرقد موسی بن جعفر و امام جواد در کاظمین مربوطه به دوران شاه اسماعیل صفوی در سال ۹۰۶هجری قمری ساخته شده توسط استاد محمد جمعه.
۲٫ صندوق مرقد امام حسن عسکری در سامره و صندوق مرقد امام علی النقی مربوطه به همان دوره واستاد.
۳٫ صندوق خاتم ضریح نرگس خاتون مادر مهدی موعود که درهمان دوره ساخته و نصب شده.
۴٫ اثر بسیار زیبا و نفیس درب ورودی مدرسه چهارباغ اصفهان چندین بار توسط استادان این هنر ترمیم و مرمت شده است.

۵٫ درب خاتم امام‌زاده شاه رضا در قمشه (شهرضا) مربوطه به زمان سلطنت شاه طهماسب صفوی .
۶٫ صندوق خاتم مرقد علی ساخته شده درزمان کریم خان زند و نصب آن درزمان لطفعلی خان زند
۷٫ صندوق خاتم مرقد سید الشهداء و ابوالفضل در کربلا
۸٫ صندوق مقبره زینب در شام
مواد اولیه در ساخت خاتم
انواع چوب (آبنوس- فوفل- گردو- بقم- عناب-نارنج- کهکم-کبوده)
انواع استخوان (استخوان و عاج فیل- استخوان شتر- استخوان اسب)
مفتولهای فلزی (برنج -آلومینیوموبعضاً نقره)
صدف- نخ پرک – سریشم – لاک
وسایل وابزار کار در هنر خاتم‌سازی
ابزار عمومی شامل چکش – اره- دریل و مته و…
ابزار اصلی و مخصوص شامل انواع اره‌ها- عنوان سوهان – انواع رنده – پرس – تیره‌دار یا خط‌کش قفل – مقار- انواع تنگ ها- چسب‌های مخصوص و….

مراحل تولید خاتم
ابتدا انواع چوبها واستخوان‌هارا دررنگ‌های مختلف تهیه کرده و با ابزار مخصوص خود به طول ۳۰ سانتیمتروقطر ۱تا ۵/۲میلی‌متر می‌برند وازآنها مثلث‌هایی تهیه می‌شود که پس از سوهان‌کاری تمام اضلاع آن به حالت دلخواه و مطابق با طرح درآمده و برای تکمیل طرح نیاز به مفتول‌های سیمی به صورت مثلث بوده که برای آماده‌سازی آنها نیز مراحل مختلفی طی می‌شود سپس برای درست کردن خاتم ابتدا طرح اشکالی که مورد نظر است را به وسیله استادکار کشیده واین مثلث‌ها ی

چوبی ،استخوانی و فلزی با دستان بامهارت و استادانه هنرمند در کنار هم به وسیله سریشم قرار داده و چسبانده می‌شوند و به وسیله نخ محکم می‌گردند که از این کار اصطلاحاً «پره» درست می‌شود ،بعد از چند ساعت نخ‌ها باز شده واضلاع طرح سوهان‌کاری شده و چهار عدد از پره‌های ساخته شده را در کنار هم قرار می‌دهند و مجدداً با چسب به هم چسبانده می‌شوند که حاص

ل آن «توگلو» به دست می‌آید. مرحلهٔ بعدی که به «گل پیچی» مشهور است، به وسیله سیم مفتولی گردی که آن را به صورت شش ضلعی منظم آماده می‌شود وبه آن «شمسه» می‌گویند در اطراف هر ضلع شش سیم به وسیله سریشم چسبانده می‌شود و با نخ محکم می‌شود و حاصل آن طرح ستاره‌ای است ،این طرح‌ها آنقدر تکرار می‌شوند تا بر اساس طرح مورد نیاز در آمده و

سپس در زیر فشار و پرس قرار گرفته و با چند مرحله برش‌کاری و چسبانده لایه‌های بسیار نازک چوب دراطراف آن طرح اولیه یک خاتم به وجود می‌‌آید که تمامی این مراحل از ابتدا تا بدین جا بیش از ۴۰۰ مرحله کاری را شامل می‌شود.

خاتم‌ها بر اساس طرح ،رنگ ،شکل و ابعاد محل مورد استفاده بر روی سطح کار به‌وسیله چسب مخصوص چسبانده شده و با ایجــاد طرح‌های گوناگون و قرینه‌سازی تمامی سطح طرح به وسیله خاتم مزین می‌گردد که پس از برخی ترمیم‌ها ،سوهان، سمباده و بتونه‌کاری و نهایتاً ساییدن و صاف‌کردن سطح خاتم ،کار برای روغن‌کاری وجلابخشی به وسیله مواد مخصوص مانند سیلر و کیلرو پولیستر آماده می‌شود.

مرغوبیت یک خاتم خوب به ریز نقشی ومنظم بودن طرح بستگی دارد که همهٔ اینها در مهارت استادکار در تهیهٔ مواد اولیه و نحوه کاربرد آن و حوصله و دقت بسیار زیاد خلاصه می‌شود.
خصوصیات یک خاتم و محصول مرغوب وهنری
۱٫ صاف بودن سطح کار و خالی نبودن هیچ جای خاتم .
۲٫ یکنواخت بودن رنگ و مصالح به کار رفته در ساخت خاتم
۳٫ عدم تغییر در رنگ و شکل
۴٫ ترمیم‌کاری‌ها و بتونه‌کاری‌ها در سطح کار مشخص نباشند .
۵٫ قرینه بودن تمامی گل‌ها و اشکال درسطح کار و زوایا و اضلاع
۶٫ دقیق و مهندسی بودن اساس و ساختمان طرح که تمامی ابعاد با هم همسان، قرینه و یک اندازه باشند که البته اگر شاسی طرح دقیق نباشد بهترین خاتم نیز بر روی آن نما و جلوه‌ای ندارد و کل طرح را از بین می‌برد به همین جهت است که یک هنرمند خاتم‌ساز باید یک نجار چیره دست هم باشد.

۷٫ رنگ‌کاری و روکش دادن محصول بایستی ماهرانه و بدون خدشه و هر عیبی باشد .
۸٫ نقش‌ها ومثلث‌ها هر چه ریزتر باشند کیفیت و ارزش کار بیشتر است.
مهم‌ترین مراکز خاتم‌سازی درایران شیراز، اصفهان و تهران هستند که البته اکثر خاتم‌سازان در تهران اصفهانی یاشیرازی هستند.
تذکر مهم کلیه محصولات خاتم‌کاری شده بایستی دور از حرارت، رطوبت و نور مستقیم خورشید نگهداری و از تمیز کردن آنها با پارچهٔ مرطوب واز به کار بردن هر گونه جلاسنج بر روی سطوح خاتم اجتناب نمائید.
به بعد خط و نوشته وارد خاتم شد.
سفالکاری هنر سفالکاری نزد باستان شناسان قدر و منزلت خاصی دارد،زیرا همین قطعه‌های کوچک سفال که ناچیز به نظر میرسد ما را به زمانه و زندگانی مردم آن روزگاران می‌‌رساند. تمام اشیائی را که با استفاده از گل پخته ساخته شده باشند را سفالی می‌‌گویند.هزاران سال است که مردم به سفالکاری مشغول هستند.سفالهای اولیه زبر و زخیم بودند ،آب درون آنها نشست می‌کرد و در صورت قرار گرفتن در برابر خورشید ترک بر میداشتند. سفالگر برای تهیه ظرفها و

وسایل سفالی، ابتدا مقداری گل مرطوب را روی صفحه چرخان مخصوص قرار می‌دهد. وی با استفاده از انگشتان دست به ظرف شکل می‌دهد. سپس آن را در معرض نور خورشید قرار می‌دهد تا خشک شود و روی آن را با لایه‌ای از لعاب می‌‌پوشاند.آنگاه ظرف را در کوره قرار می‌دهد.حرارت زیاد ظرف لعابی را محکم و سخت کرده و آن را نرم و براق می‌کند.لعابهب به

رنگهای مختلفی هستند و برخی از آنها همچون لایه‌ای از فلز درخشان روی سفال را می‌‌پوشاند.
سفالگری ساختن ظروف با گل است و به ظرف ساخته شده از این طریق سفال می‌گویند. از مشهورترین سفالینه‌ها می‌توان به کوزه و پیاله سفالین اشاره کرد. قبل از رواج شیشه سفالینه‌ها رایج ترین مظروفات بشر بودند. مرغوب ترین خاک در صنعت سفالگری خاک رس می‌باشد که بدلیل وجود مقادیر بالای آهن در آن ، به رنگ سرخ است. سفالگری از نخستین صنایع بشر می‌باشد. در ایران قدمت سفالینه‌ها به بیش از ۱۰۰۰۰ سال می‌رسد.

سکمه‌دوزی
در متن این مقاله از هیچ منبعی نام برده نشده‌است. شما می‌توانید با افزودن منابع بر طبق شیوه‌نامهٔ ارجاع به منابع، به ویکی‌پدیا کمک کنید

.
مطالب بی‌منبع احتمالاً در آینده حذف خواهند‌ شد.
در این هنر با عبور نخ‌های رنگین از لابه لای تارو پود پارچه و دوختن این الیاف به یکدیگر پارچهٔ ساده حالتی رنگین ومشبک به خود می‌گیرد