فضاهای نمایشگاهی

مقدمه
اصولا فضاهای نمایشگاهی یکی از دستاوردهای دوران مدرن است. شاید پیش از انقلاب صنعتی، فضای نمایشگاهی به معنای امروزین آن هرگز وجود نداشت. به واقع تولید انبوه کالاهای صنعتی، خدمات نوین و دستاوردهای روزمره تکنولوژیکی نیازمند عرصه¬ها و فضاهای جدیدی برای نمایش آن به عموم بود که تا پیش از انقلاب صنعتی وجود چنین فضاهایی بی¬معنی می¬نمود.

در خصوص فضاهای نمایشگاهی به نظر می رسد در ابتدا دو مفهوم فضا ونمایش باید تعریف شوند تعریف فضا امری نسبی است و در جوامع مختلف می تواند متفاوت باشد . مفهوم نمایش ( Exhibit ) نیز بر طبق فرهنگ لغت آکسفورد عبارت است از نشان دادن چیزی در یک مکان عمومی برای مردم ، برای لذت بردن آنها و یا برای اطلاع رسانی و آگاه کردن آنها. فضای نمایشگاهی در حقیقت جایی است که در آن نمایش نوآوری، خلاقیت، تکنولوژی و فناوری جدید، تجارت و رقابت نقش عمده¬ای بازی می¬کند. بنابراین می¬توان چنین نتیجه گرفت که تبعیت معماری فضاهای نمایشگاهی از تکنولوژی و همسویی آن با محصولات جدید از ۱۵۰ سال پیش تاکنون بصورت مستمر ادامه داشته است.

با دیدن عنوان “معماری و فضای نمایشگاهی”، به یاد بناهایی همچون: “کریستال پالاس”، “مرکز پمپیدو” ,”برج ایفل” و … می¬افتیم. برج ایفل به عنوان نماد نمایشگاه جهانی پاریس در سال ۱۸۸۹ سمبل تکنولوژی و پرچم¬دار مرتفع¬ترین بنای روزگار خود بود.

نمایشگاه سال ۱۸۸۹ ، پاریس:

سا ختمان نمایشگاهها به اوج اعتلای خود می رسد:
نمایشگاهها سال ۱۸۸۹ پاریس نتیجه پیشرفتی را که از مدت ها پیش در دفن سا ختمان با ساختن نمایشگاهها آغاز گشته بود مشخص می دارد با ساختن این نمایشگاه مهندسینی بزرگ مانند ایفل به رفعت قدرت خود رسیدند افکار و ابتکارات تازه در فن سا ختمان همراه با پیشرفت صنعت ، اثری در خشان و تاثیری فرا وان به این نمایشگاه داد. تالار ماشین، طویل اما ساده و بی تکلف نمایشگاه سال ۱۸۵۵ تالار عظیم دایره ای شکل که به سال ۱۸۶۷(کران) و (ایفل) سا ختند و دو تالاری که به سال ۱۸۷۸ با محاسبات ( دودیون) سا ختشان میسر شد ، همه قدم هائی برای پیشرفت بودند که به اوج اعتلای خود در قصر ماشین سال ۱۸۸۹ رسید .

مرکز نمایشگاه سال ۱۸۸۹ برج ایفل بود، كه ایفل و مهندسین آن را در زمان کوتاه هفده ماه ، در کنار رود سن بر پا داشتند ، بنا های این نمایشگاه در پشت برج ایفل قرار داشتند و این نمایشگاه دوشا خه داشت ؛ در یک شا خه هنر های زیبا و در شا خه دیگر هنر های دستی به معرض تماشا گذاشته شده بود ند و این دوشاخه با قسمتی که به اشیاء متفرقه ا ختصاص یافته بود به یکدیگر مرتبط می شد توده عظیم فلزی تالار ماشین در پشت این بناها قرار داشت و تمام نمایشگاه را تحت الشعاع قرار می داد.

نوعی جرثقیل متحرک ، در میان تالار ماشین سا خته شده بود که تما شا چیان رادر طول این تالار عظیم گردش می داد تا به تماشای تمام ماشین های مو جود در این تالار ( که بیشتر آن ها مشغول کار بودند ) موفق آیند برخی از روز ها تا صد تماشاچی با استفاده از این جرثقیل به تماشای تالار موفق می آمدند برای آخرین بار صنعت به اعجایی رسید که در روز تولدش پیش بینی شد ذکر این نکته بی مناسبت نیست که چهار سال بعد در نمایشگاه جهانی شیکا گو با مقایسه با این تالار چنین مو فقیتی بدست نیامد اما پیشرفتی که بین سالهای ۱۸۷۸و۱۸۸۹ صورت گر فت چنان عظیم بود که تماشا چیان از دیدار دلیری سا ختمان تالار ماشین و بر ج ایفل از راستی به هیجان می آمدند .

مجسمه ساز « ریموند دوشان –ویلن »(۱۹۱۸و۱۸۷۶) که به هنگام دیدار این نمایشگاه سیزده ساله بود خاطرات خود را چنین می نویسد « هنر سا ختمان آهنی چنان طولاني نادیده گر فته شده که مردم برای شنا خت و در ک ارزش کاری به قدرت و دلیری تالار ماشین آماده نبودند من هنوز به خوبی سوارشدن بر جرثقیل متحرک را بیاد می آورم که در روشنی خیره کننده این تالار حرکت می کرد وقتی این جرثقیل می چرخید چشم سیاهی میرفت و شخص در پیش پای خود انبوهی از دایره و هرم و مکعب می دید و صدای سوت و هل هله تما شا چیان تالار را پر می کرد .

ابعاد بی سا بقه
مهندس تالار ماشین ( که عملاً « قصر ماشین » نا میده شد. )«کتانسن» و معمار آن «دوتر» بود ابعاد این تالار از اعداد هر سا ختمان دیگری که قبل از آن سا خته شده بود پیشی گرفت و بزرگترین طاقی که تا به حال سا خته شده بود طاقی ایستگاه راه آهن ( سنت پانکراس ) در لندن بود که دهانه ای به طول ۷۳ متر و ارتفاعی مساوی ۲۵ متر داشت ( سال ۱۸۶۸) طول دهانه تالار ماشین ۱۱۵ متر و ار تفاع آن ۴۵ متر بود اسکلت آهنی این تالار مر کب از بیست خر پا بود و طول آن ۴۲۰ متر . دو جانب این تالار با شیشه های عظیم پوشیده می شد .

بنائی که به حد سا ختمانی خود محدود نبود:
فضای عظیم تالار ماشین سال ۱۸۸۹ نشان پیروزی کا ملاً بی سا بقه بر ( ماده ) بود از این نظر هیچ ساختمانی در گذشته با این سا ختمان قابل مقایسه نبود اما اهمیت این تالار در این نبود که با آن فضای محصور گشت از این رو کو چکی یا بزرگی این فضا کمی یا زیادی تعداد خر پا ها از اهمیت بنا نمی کاست. نکته این بود که دیوارهای شیشه ای دو انتهای این تالار را کاملاً مسدود نمی کرد بلکه چون پرده های شفاف بین فضای داخلی و خارجی بود و معنای زیبائی این ساختمان در همین نکته نهفته است و حدتی که از ترکیب فضا ی داخل آن با فضای خارج بوجود آمد و از این و حدت بی انتها ئی و تحرکی در توازن با ماشین هائی که دراین تالار قرار داشتند حاصل گشت .

احساس قدیمی ایستائی از میان می رود:
هر خر پای هلالی از دو قسمت تشکیل شده است که در راس بام با لولائی سنجاق مانند به یک دیگر متصل می شوند این خرپا های هلالی هر چقدر که به سطح زمین نزدیکتر می شد ند نازکتر می گشتند . تا جائی که به نظر می رسید پیوستگی خود را به سطح زمین از دست می دهند- و هر چقدر که از سطح زمین دور تر می شدند وزن و قدرت خود را باز یا فتند.

به نظر می رسید شکل این هلالی ها درست بر خلاف اصول معمول « ایستائی» باشد ؛ زیرا به ملاک معمول برای ایجاد تعادل لازم بود پائین خر پا ها از بالای آن ها ضخیم تر باشد. چون خر پا های هلالی این نمایشگاه یکسره سا خته نشده بودند بلکه چناچه که گذشت مرکب از دو قسمت بودند که در راس خر پا به یکدیگر لولا می شدند هر قسمت مانند « کنسلی » بسیار طویل عمل می کرد که بالا و پایین رفتن این قسمت را در مقابل فشار های مختلف میسر می داشت . اندازه مقطع این خر پا ها ي هلالی نیز تصور معمولی از اندازه مقطع یک هلالی را از میان برد طول مقطع این خر پا های هلالی تقریباً پنج برابر عرض آن بود ( طول این مقطع سه متر و نیم و عرض آن هفتاد و پنج سانتی متر بود .) این نسبت درست بر خلاف نسبت اندازه های مقطع طاقی های سنگی است که تا این زمان برای چشم ملاک قضا وت و مقایسه بود.

انتقادات در باره این بنا از جانب هم عصران آن:
نازکی و سبکی این خر پا ها در مقا یسه با ابعاد بزرگی و بی سا بقه در آن ها ، ناظرین آن زمان را مبهوت کرد حتی آناتول دوبودو که خود در پیشرفت معماری آن روز سهمی داشت تناسب آن ها را مردود اعلام کرد و مهندس بلژیکی و یرندل شکایت سر داد كه (بي تناسبي اين ساختمان تاثيري زشت دارد .خرپا ها تعادلی ندارند پا یه ای برای آن ها وجود ندارد… هلالی آنها بسیار از پائین شروع می شود …… چشم با دیدار آنها اطمینان خود را از دست می دهد … و تکیه گاه ها تو خالی و سبک به نظر می رسند که این خود نقص دیگری است ) درست تمام صوری که مورد انتقاد قرار گرفت همان ها هستند که راه به آینده بردند در این جا فن ساختمان نا خود آگاه به جانب احساسی تازه اززیبائی پیش رفت که معادل خود را در هنر های معماری تا ده ها سال بعد نیافت .

نوری که در این سا ختمان از بالا می تابيد انگاری هلالی های مشبک سقف را به خود جذب می کرد و این هلالی ها ها در فضا غوطه ور یا معلق به نظر می رسید . در این جا بر خلاف نمایشگاه گذشته آخرین نشانه های معماری قدیم از بین رفت و تشخیص بار از تکیه گاه دیگر ممکن نبود .

هلالی ها گوئی برای جهیدن آماده باشند خم گشته بودند تا سطح زمین ادامه می یا فتند . انتهای این هلالی ها که در نزدیک زمین عرض کمتری می یافتند دیگر به زمین به سختی محکم نبودند بلکه به پی لولا شده بودند تا حرکت آنها میسر باشد این هلالی ها وزن خود را به اضافه فشاری افقی معادل ۰۰۰/۱۲۰ کیلوگرم با مفصلی لولائی مستقیما به پی انتقال می دادند . با این سیستم تکیه گاه حتي تكان پي ها مي توانست در اين مفاصل خنثي شود و نيرويي به هلالي ها وارد نيايد.ساختن اين مفاصل تنها وسيله اي بود كه نظارت بر «بازي» نيروها را در تمام نقاط اين هلالي ها ميسر ميداشت تفاوت بين بار و تكيه گاه که هنوز در تالار ماشین سال ۱۸۷۸ کار « دودیون » مرئی بود دراین جا بکلی از میان رفت طاقی زدن با آهن شکل حقیقی خود را یافت و «بازی» نیرو های عظیم در تعادلی متحرک بود و نه ثابت . سا ختن این هلالی ها:

ایجاد توازن و تعادل دلیرانه ای بود در مقابل نیرو هائی که مداوم تغییر می کردند. با این هلالی ها هارمونی متناوب تازه ای آفریده شد. دستگاهی انعطاف پذیر سا خته شد که تغییرات نیرو ها را در دا خل و در خارج ودر پی های بنا به خود جذب کند . این دستگاه انعطاف پذیر با حرکات زمین خود رامطابقت می داد.
توازنی در مقابل تغییر مولکولی اجزاء سا ختمان ( انقباض و انبساط با تغییر در جه حرارت – مترجم ) بوجود آمد . توازنی درمقابل نیرو های خارجی : فشار باد و وزن برف ، ایجاد شد . سا ختمان مرز خود رازیر پا گذاشت و به عرصه هنر وارد شد . از این پس شکل بنا را کیفیت فنی بنا معلوم داشت .

بیوگرافی:
گوستاو ايفل مهندس وسازنده برج ايفل درپاريس درسال ۱۸۳۲ از يك خانواده مرفه در شهر ديژون فرانسه متولد شد . بعد از تحصيل در رشته شيمي ، به طور اتفاقي به مهندسي ساختمان روي آورد . مدت چند سال به سمت مشاور شركت هاي ساختماني كار كرد و سپس به عنوان مهندس مشاور آزاد شديدا درگير مسائل طراحي محاسبات پل هاي راه آهن در نواحي صعب العبور بود . كارهاي بسياري در رابطه با پوشش دهانه هاي بزرگ پل هاي راه آهن به اجرا در آورد . مانند پل دور و نزديك اوپورتو(۸-۱۸۷۷) . پل ترير گرايت واقع در ماسيف سنترال(۴-۱۸۸۰) .

در آن زمان بيشتر پل ها رااز آجر وسيمان مي ساختندكه هزينه زيادووقت فراواني صرف آن مي شد .مهندس ايفل براي اولين بار درروي رودخانه گارن يك پل از تيرآهن ساخت وثابت كرد كه اين گونه پل ها هم ارزان وهم محكم هستند .مهندس ايفل برج ايفل رابه مناسبت نمايشگاهي كه در آن زمان در پاريس تشكيل شد ساخت ومنظور او از ساختن اين برج موقتي بود نه دائمي .دولت فرانسه فقط نصف هزينه اين برج را برعهده گرفت.

از آثار وی می توان پل گارابيت ۱۸۸۳-۱۸۸۵ ، پل رودخانه ‹‹ دورو›› .پل دور و نزديك اوپورتو(۸-۱۸۷۷) . پل ترير گرايت واقع در ماسيف سنترال(۴-۱۸۸۰ ) و مجسمه آزادی اشاره كرد و همچنین محاسباتی براي هلالي هاي تالار ماشين (۱۸۶۷) ، نماي شيشه اي نمايشگاه جهاني ۱۸۷۸ و ساختمان فروشگاه ‹‹ بن مارشه›› ۱۸۷۶ ( كه اكنون تمام لطف اصلي خود را با مدرنيزه كردن آن از دست داده است ) انجام داده است.
ايفل در۱۵ دسامبر۱۹۲۳ روزي كه كه نودويكمين سال تولد خود را جشن گرفته بود دارفاني را وداع گفت.

بزرگترين علاقه ايفل:
ايفل با ساختن پل هاي دليرانه بر رودخانه هاي عميق در اروپا و افريقا و بر رودهاي بسيار عريض در هندوچين آموخت كه بر عوامل طبيعي ، هوا ، آب ، باد تسلط و استادي يابد . به سال ۱۸۵۸ نخستين پل خود را در نزديكي بر دو ساخت كه پايه هاي آن به فشار مته هاي هيدروليك ۲۵ متر در زير سطح آب كار گذاشته شدند .

بعدها وقتي بر شكاف عميق كوه ها پل زد بر آن ‹‹ پايه هاوي ›› نازك از آهن ساخت (که به شكل هرم هائي مشبك كه راس آن ها رو به بالا بود ) . اين پل ها دهانه ها ئي بزرگ و ارتفاعي بسيار داشتند و بر طبق آخرين متدهاي فني محاسبه شده به زيبائي طرح گشته بودند. طرح و ساختن اين پل ها ايفل و معاونين او را با تاثير باد بر عوامل ساختماني بخوبي آشنا كرد . از آغاز كار ايفل به تحقيقات هواشناسي علاقه داشت و در سال هاي آخر عمر به خرج خود آزمايشگاهي براي تحقيقات آثروديناميك تاسيس كرد . به ابتكار ايفل دستگاهي كه وي براي ثبت تاثير فشار هوا بر سطوح مسطح اختراع كرد از برج ايفل آويخته شد . ايفل بعدها در آزمايشگاه خود در ‹‹ اتوي›› براي تجربيات در هوانوردي تونلي بزرگ ساخت . تاثير باد بر اجسام جامد پيوسته توجه او را به خود مي خواند و بسياري از نشريات وي اين علاقه را به دقت نشان مي دهند .

پل هاي هلالي :
گوستاوايفل استاد ساختن برج هاي زيبا از آهن – ستون هاي هرمي شكل و هلالي هاي پل هاي نامفصل هاي دو لولائي نظير پل ‹‹ دو رو›› و ‹‹گارابيت›› بود كه در عظمت و تعادل بي نظير بودند .

در رودخانه ‹‹ دورو›› در شمال كشور پرتغال ، جريان شديد و متغير آب و عمق رودخانه كه بين ۱۳ تا ۱۸ متر بود با خاكي سست و نامناسب ، ساختن پايه هاي پل را در بستر رودخانه غير ممكن مي كرد . ايفل پلي به دهانه ۱۶۰ متر ساخت كه از يك جانب به جانب ديگر رودخانه بي آنكه تكيه گاهي در ميان داشته باشد امتداد يافت .

دهانه اين پل در زمان خود بزرگترين دهانه ممكن ، البته به استثناي پل هاي معلق بود . به ايتكار ايفل هلالي اين پل بي آنكه از چوب بستي استفاده شود از بالاي پايه هاي آهني هرمي با طناب هايي آويخته شد و بر جا كار گذاشته شد (۷۷-۱۸۷۶). بعدها در پلي كه آمريكائيان بر رودخانه مي سي سي پي در سنت لوئيس ساختند از همين نحوه كار استفاده كردند .

دليرانه ترين پلي كه ايفل ساخت پلي است موسوم به ‹‹ گارابيت ›› (۸۴-۱۸۸۰) كه طول آن تقريبا نيم كيلومتر است . اين پل بر دره اي است كه رودخانه توير از آن مي گذرد به ارتفاع ۵/۱۲۲ متر از سطح آب ساخته شد و دهانه سهمي شكل آن ۱۶۵ متر است. وي براي محاسبه و طرح هلالي اين پل كه تا سطح زمين ادامه مي يابد از متدهاي ترسيمي ، جبري و تجربي استفاده كرد .

با ساختمان اين پل بود كه ايفل و مهندسين وي در نصب و اتصال اجزايي كه ابعاد هريك قبلا به دقت معلوم شده بود به استادي رسيدند و همين تجربه در ساختن برج ايفل بكار آمد . مسئله اين بود كه قطعاتي كه قبلا در كارخانه ساخته مي شدند در محل برج به دقت يك دهم ميلي متر به يكديگر متصل شوند .

برج ایفل:
گوستاو ایفل در سال ۱۸۸۴ میلادی پیشنهاد احداث یك برج فولادی به ارتفاع بیش از ۳۰۰ متر را برای نمايشگاه بين المللي(Exposition Universelle) به مناسبت يکصدمين سالگرد انقلاب فرانسه داده بود که این پیشنهاد با مخالفت های زیادی روبرو شد.

.درآغاز كار تمام مردم وروزنامه نگاران وي را مسخره وانتقاد مي كردند كه به كار مسخره اي دست زده ايفل به كار خود ادامه داد ودر ماه مارس سال۱۸۸۹برج ايفل خاتمه يافت
برج ایفل كه به خاطر سازنده‌اش (مهندس گوستاو ایفل) به این نام شهرت یافته است یکی از نمادهای كشور فرانسه در پاریس است که در خیابان شام‌دو‌مارس واقع شده و ارتفاعی معادل ۳۲۴ متر دارد. به عنوان بخشی از منظر شهری حاشیه‌ی رود سن، از سال ۱۹۹۱ در فهرست میراث جهانی یونسكو ثبت شده است.

ماجرای ساخت برج در سال ۱۸۸۴ و هنگامی آغاز می‌شود كه امیل نوگوییه و موریس کوچلن، دو مهندس اصلی کارخانة گوستاو ایفل، تصمیم می‌گیرند بنایی بلند، یک برج سیصد متری، بسازند. آن‌ها معماری به نام استفان سووستر را خبر می‌کنند تا دربارة پروژه با او مشورت کنند.
در این زمان،نه تنها آکادمی هنر ومعماری فرانسه بلکه بسیاری هنرمندان، نویسندگان ،نقاشان، مجسمه سازان،اعتراض های وسیعی را علیه این برج آغاز کردند و گروهی از هنرمندان به ” آلفاند ” متصدی نمایشگاه نامه ای نوشتند.