فضاي شهري و تعابير مرتبط – بین النهرین و مصر سبک پارسی

مقدمه
فضاي شهري و تعابير مرتبط
مطرح كردن و پرداخت به اين بحث از آن جهت اهميت دارد كه كمترين حاصل آن ميتواند به عنوان عامل تفاهم متقابل عمل كند كه با ارجاع مطالعه به مباحث ذيربط در اين جا فقط به برخي نكات مرتبط با فضا، فضاي شهري، طراحي شهري و معماري اشاره ميشود. بايد توجه كرد كه واژه يا مفهوم فضا به عنوان تعبيري كه در شهرسازي و معماري مورد استفاده قرار ميگيرد، تعبيري متأخر است و متعادل كه در زبان فارسي و نزد حكماي ايراني واژهي مكان بوده است (مراجعه كنيد به نقيزاده و امينزاده، ۱۳۸۳ و سجادي، ۱۳۷۱۹

به همين ترتيب ميتوان براي ساير تعابير مرتبط با شهر مثل فضاي شهري، شهر، شهروند، مسكن و زندگي شهري نيز صبغه و معنايي ايراني معرفي كرد. (نقيزاده، ۱۳۸۱، الف)
ممكن است اطلاق فضا به آن دسته از مكانهايي در شهر كه ارزش فضايي گذشتهي خويش را به كلي از دست داده باشند نفي شود. (توسلي و بنيادي، ۱۳۷۱، ص ۴۱) و در واقع فضا به مكانها و محدودههايي از شهر اطلاق ميشود كه واجد ارزش باشند. در اين صورت اولا مكانهاي فراواني (به خصوص در شهرهاي

جديد) فاقد شرايط لازم براي فضا ناميده شدن هستند، و ثانيا بحث تعريف ارزشها موضوعي است كه بايد به آن پرداخته شود. به اين ترتيب شايد بهتر باشد كه [با اندكي تسامح] فضا مفهومي خنثي تلقي شود كه ارزشهاي ادراكي و فرهنگي و معنوي و هويتي آن، مقام و منزلتش را به عنوان صفت وي (مطلوبيت، معنويت، انساني بودن، هويت داشتن، كيفي بودن و امثالهم) تعيين كند. (رك نقيزاده و امينزاده، ۱۳۸۳)

بین النهرین
و مصر
سبک پارسی

بین النهرین:
ساختار کلی :
شهر در هر دو تمدن بین النهرین و حکومت های ماد و هخامنش به دو بخش اصلی تقسیم می شود که هر یک جزئیاتی متفاوت از دیدگاه توده و فضا و عملکرد و هویت دارند.

شهر محل اسکان و فعالیت سایر اقشار جامعه است. توده و فضا در آن به سبکی طراحی نشده واندام وار نظم یافته اند. شکلی مشابه شبکه ای شطرنجی اما ارگانیک با تأکید بر توده . توده و فضا در شهر بین النهرین فقط در تمنوس هویت دارند در سایر نقاط شهر فقط توده به مفهوم منطقه مسکونی با هویت است. و فضا به عنوان مکانی برا ی اجتماع و فعالیت های جمعی و مبادلات اجتماعی وجود ندارد. به طوری که فضاها فقط به معابر خلاصه می شوند و به گفته ی وایت هاوس در کتاب نخستین شهر ممکن است در داخل بافت و باروی شهر فضاهای باز باشد و در آن جا چشممان به چهار پایان در حال چرا بیفتد.

توده در شهر سومری طبقات دارد . حتی از نظر ارتفاع نیز مقر پادشاه در محلی مرتفع قرار دارد. از ساختمان های مرکز شهر خیابان هایی به سمت دروازه بوده که خانه بزرگان در حاشیه آن قرار دارد که می تواند این گونه باشد که منزل بزرگان به فضایی منتهی می شده که دسترسی به کاخ را داشته اما پشت آن در فضایی متراکم بسته و خفه با کوچه هایی کم عرض و کثیف منزل افراد عادی است.

سبک پارسی:
ساختار کلی:
محدوده ی مشابه تمنوس در حکومت های ماد و هخامنش محدوده ای محصور بوده که در ارتفاع قرار دارد دارای ساختاری کاملا منظم بوده که به صورت توده ای می نماید که فضاها از دل آن بیرون کشیده شده اند مانند ساختمان پادشاهی تمنوس فضای ارگ به اندرونی( توده) و بیرونی( فضا) تقسیم می شده است. جایگذاری عناصر داخل اندرونی کاملا حساب شده بوده و هر یک با دیواری از بخش مشابه جدا می شده و فضایی میان آن ها نبوده است. وسط فضای باز دژ حکومتی آتش می افروختند که محافظ پادشاه و حکومت باشد.

ساختمتن و نظام کالبدی در این دو بخش با یکدیگر متفاوت است گویی مکان و عملکرد بخش حکومتی _ مذهبی ماد ها و هخامنشیان بر گرفته از بین النهرین است اما در طراحی آن شهرسازی حساب شده لحاظ شده که شکل آن در حکومت ها ی ماد وهخامنش به یک محدوده که کاملا توده است و در میان آن می توان با طزاحی از پیش طراحی شده فضاهای محصور در دل توده را دید، مبدل ساخته. ولی در بین النهرین به محیطی که فضا بر توده غالب بوه و توده ها به شکل لکه هایی تقریبا بدون ارتباط منطقی با یکدیگر قرار داده شده اند و فقط این محدوده را ازسایر محدوده ی شهر متمایز می کند تبدیل شده است.

شار میانی: محل سکونت خانواده ی پادشاه و نزدیکان فرماندهان است که همانند دژ حکومتی طراحی شده است اما فقط شطرنجی بوده و نظم آن طراحی شده و فضای بازی برایش در نظر گرفته نشده و معابر تنها فضاهای باز شار میانی شهر پارسی اند. عامل ارتباط دهنده ی شار بیرونی با دژ حکومتی است به عنوان مثال ساختمان E در پاسارگاد با ارتفاع ۲۰ متر از سطح زمین توانسته رابطه ی منطقی و صحیحی از نظر حجم شناسی و تناسبات مربوط بدان فراهم آورد.

شار بیرونی: این منطقه همانند منطقه ی خارج از تمنوس است و مخصوص اقشار دیگر و پایین دست جامعه و بدون هیچ نظمی ساخته شده که همانند بین النهرین فقط در آن توده تعریف می شود و فضای شهری با هدف مورد نظر در تعریفش در آن مشاهده نمی شود.

منطقه ی مذهبی_ حکومتی:
بین النهرین:
این منطقه در تمدن بین النهرین به صورت فضایی محصور بوده که تنها فضای باز شهری را شامل می شده که در اثر رشد طبیعی و طرحی نسبتا نامنظم بر اساس شبکه ی شطرنجی انتظام یافته است. ساختمان های منفرد این مجموعه دارای طرحی مربع شکل بوده اند. که به غیر از زیگورات به شکل حیاط مرکزی بوده و فضایی را در درون خود داشته اند این بخش تنهاه مخصوص کاهنین واعضای خانواده ی سلطنتی است در حالی که زیگورات به عنوان بخش مذهبی شهر تنها توده است. شکل شهر ارگانیک است و به گفته ی وایت هاوس در کتاب نخستین شهر ممکن است در داخل باروی شهر فضاهای بازی باشد و در آن ها چشممان به چهارپایان در حال چرا بیفتد.

عنصر مذهبی این دوره زیگورات می باشد که دارای معماری جرمی است و فقط توده است. زیگورات پلکان هایی از آسمان یا کوه هایی ساختگی است که نوک قلل رفیع آن جایگاه خدایان می باشد.و محل برگزاری مراسم مذهبی است. شناخته شده ترین نقطه ی شهر است وهویت دهنده ی آن این عنصر از ارتفاعی که در آن قرار داشته از تمام شهر قابل رویت است. و در کنار قصر پادشاهی به عنوان عناصر هویت بخش شهر بین النهرین توده است و نقش پر رنگ توده را می نمایاند.

سبک پارسی:
معبد هم مثل زیگورات در مرکز منطقه ی حکومتی و در نزدیکی حصار می باشد. به شک برج مکعبی بوده است که با پلکانی به تنها اتاق آن می رفتند و در آن جا نیز آتش مقدس نگهداری می شود. این فضایی که به صورت اتاقی در دل این توده است. پس از صعود از این توده به آن می رسیم و در اوج است. می توانیم به این مسئله اذعان داشته باشد که خلوت و فضای باز خصوصی و با عملکرد مذهبی برای ایرانیان معنای متفاوتی از تمدن بین النهرین دارد چرا که اوج در زیگورات بر فراز توده ی آن است و فضایی محصور یا با عملکرد خاص برایش تعریف نمی شود.

مرکز اقتدار شهر بین النهرین توده ی زیگوراتش است اما مرکز اقتدار در شهر پارسی دژ حکوتی است که تنها برای مشروعیت بخشیدن یا محافظت از پادشاهی معبد را در دلش داشته است. زیگورات در زمینی بزرگ ولی بدون عنصر محدود کننده و تعریف کننده به عنوان فضای شهری با هویت مذهبی قرار داشته که مراسم مذهبی در آن اجرا می شده است.

مسکن:
بین النهرین:
مسکن با تراکم بالا ، با ابعاد گوناگون ، دارای حیاط مرکزی ، نقشه ی طبقات مسکونی تابع امکانات موجود فضایی و ابزار موجود صاحب ملک تغییر می یافته ولی نقشه ی کلی دارد. چسبیده به یک حیاط مرکزی که درون انبوه توده ، فضا مانند حفره ای که از دل توده های متراکم خانه های مسکونی به صورت حیاط خالی می شده باشد وجود دارد. و از درون شهر قابل رویت نیست در شهر هر چه می بینی خانه است و توده و خیابان که کثیف و باریک اند . که این نوع خانه ها به نیاز محرمیت پاسخ می گویند.

در محله ی مرکزی شهر ساختمان عمده ی همگانی یعنی مجموعه ی پرستشگاه قرار دارند که بناهایی عظیم اند و دیوارهایی عملا و به گونه ای نمادین از بقیه جدا می کند. این مسئله نشان دهنده ی این امر است که سومری ها فضای شهری را در توده می جسته اند و محل اجتماعشان توده ای بوده که تاکید فراوان بر جداسازی آن از سایرین داشته و از حل شدن آن در بافت جلوگیری می کرده اند.
سبک پارسی:
منازل مسکونی به صورت جدا از هم هستند. از آن جا که جامعه ی شار بیرونی در تقابل با روستا نبوده و آن را در حل کرده است. یک ساکن شار بیرونی همزمان با زندگی شهری در مزرعه خود که کنار منزلش بوده یا منزلش در آن قرار داشته کشاورزی می کرده است. حیاط مرکزی هستند اما از جزئیات بیشتر تخصیص توده و فضا در آن ها اطلاعی در دست نیست.

فضا:
بین النهرین:
همان طور که ذکر شد تمنوس بیشترین فضای باز شهری را تشکیل می دهد. در داخل تمنوس نیز فضای بازی با عملکرد مذهبی در اطراف زیگورات وجود دارد. البته نه آن فضایی که با حریم تعریف شده و هویت مشخص ساختار شهر را رقم زند. در همین منطقه از شهر فضاهایی به صورت حیاط مرکزی درون ساختمان های اداری و حکومتی تمنوس موجود بوده که فقط در مقابل توده است ،فضای شهری نیست.
در دل شهر فضا ، فضای خیابان و معابر طراحی نشده است که از دل انبوه توده بیرون کشیده شده .در این میان تنها تفکر موجود حفظ محرمیت برای توده بوده است که موجب ساخت فضاهای باریک معابر شده.

علاوه بر این یک فضای کوچک خرید و فروش هم در شهر بین النهرین به چشم می خورد که تنها برای خرید و رفع احتیاجات زندگی بوده است ونه آن چه به عنوان فضای باز شهری ، طراحی شده وهویت بخش بدان اطلاق گردد . فضا تنها عنصری در مقابل توده است. فضا فقط مسیر عبوری از دل توده هاست برای دسترسی و رسیدن به توده های دیگر.فضای شهری به هیچ رو در تفکرات مردم بین النهرین جایگاهی ندارد.

سبک پارسی:
در دژ حکومتی فضا تنها فضایی است که محل آداب و رسوم مذهبی و دینی بوده و در اطراف کاخ شاهی وجود داشته است. همچنین گفته شده است که قربانگاه هایی در فضای باز دور از معبد – که فاقد هر گونه تجملات و تزئینات بوده اند- دیده شده است.
در شار میانی فضا را کوچه هایی ارگانیک با عرض های مختلف و فضایی در فاصله ی اندکی از دروازه ی شاهی تشکیل می دهد.
در تمامی این موارد فضا به عنوان عنصری در مقابل توده قرار گرفته که در ساختار شهر دیده می شود ولی هنوز فضای شهری( میدان) رنگی نگرفته که شهر بدان ببالد و افتخار کند و موجودیت خویش را از طریق آن ثابت کند.

شار بیرونی فضا را بیش از توده در دل خود جای داده است.این فضا تنها، فضا یی است باقی مانده در لا به لای توده . این فضا به دلیل عدم تقابل شهر و روستا با کاربری باغ شناسایی شده است. فضایی که تولید در آن صورت می گیرد و مردم در آن به کشاورزی می پردازند.پس فضای شهری مورد نظر نیست.
در حکومت ماد نیز در میان حصارهایی پی در پی دژ حکومتی فضایی خالی تعبیه شده به منظور پناه دادن حیوانات و مردم در هنگام هجوم دشمنان .

مصر:
شهر در این تمدن مفهوم کالبدی_ هویتی مشخصی ندارد. شهر مصری چون در مدت طولانی مورد اسکان نبوده است، توده و فضای آن با هدف سریع ساخته شدن شکل می گرفتند. لذا توده یا فضا_ به غیر از مقبره ی فرعون_ ، یارای هویت دهی به شهر چنان چه در دوره های دیگر شاهدیم نداشته اند.
توده تنها شامل آرامگاه فراعنه و مسکن کارگران می باشد.

توده به عنوان ساختمان های مسکونی به علت عدم وجود حصار در شهر فضایی کافی جهت توسعه داشته است. به دلیل کم بودن سابقه ی زندگی در این گونه شهرها و همچنین برای تسریع در امور ساخت و ساز توده ها با تراکم کم ساخته می شدند و بافتی با ساختار شطرنجی مانند را تشکیل می دادند.

مقابر فراعنه تنها توده ای است که در این تمدن هویت دارد و همچنان پایدار نماد تمدن مصر را می سازد. به دلیل این که این مقابر در محدوده ای معین و به دور از منطقه ی مسکونی قرار داشته اند، هویتی به چارچوب شطرنجی شهر نمی بخشیدند. معماری آن ها جرمی است که در اواخر تنها یک فضا یا اتاق کوچک در درون هرم برای دفن فرعون و خانواده اش تعبیه می شده که مفهومش با آن چه در معابد پارسی وجود داشته بسیار متفاوت است.

تنها فضای باز شهر، معابری است که در اثر ساخت شطرنجی توده ها پدید آمده اند. فضایی که هر چند در کل شبکه ی شهر فرم شطرنجی یافته ولی فارق از طراحی آگاهانه است. می توان گفت فضایی باقی مانده در اثر ساخت سریع توده ها و فقط در مقابل توده است. این فضا تنها نقش تأمین دسترسی را دارد.
در این دوره فضای شهر ی با تعریف موجودش به عنوان فضایی برای گرد هم آیی و تبادلات اجتماعی فرهنگی مردم وجود ندارد. شاید بتوان گفت تنها در اطراف مقابر فراعنه زمینی _ که به آن لفظ فضا را داده ایم_ جهت برگزاری مراسم مذهبی مفهومی یافته است.

آن چه در این دوره اهمیت داشته فقط توده ی مقبره ی فرعون بوده است ، نه توده ی مسکونی ، نه فضای معابر، نه فضای شهری. تلاش مردم این عصر در جهت برپایی توده هرم های معروف بوده است.
به طور کلی می توان گفت شهرسازی مصر با توجه به این که با سبک پارسی هم دوره است، تأثیری از یکدیگر نگرفته اند.
در حالی که در ایران شهر پارسی در حال گذار از شهر ابتدایی به شهر مقتدر و طراحی شده ی پارسارگاد است شهر نماهای مصری همچنان با اسکان های موقت ویران می شدند.

یونان
و
سبک پارسی _ هلنی

ساختار کلی شهر :
یونان :
سیمای هر شهر تجلی واقعی شیوه زندگی و بینش ساکنان آن است این را پروفسور آنتونی کرایز در کتاب شهرسازی یونان می نویسد .
شکل گیری توده و فضا در یونان ناشی از تفکر و استراتژی دموکرات مابانه آنان است . ساخت و بافت شطرنجی یونان باعث ایجاد محیطی با تقسیم منظم و حساب شده توده و فضا است که نظم و زیبایی خاصی را تداعی می کند . شیوه شهرسازی یونانیان علیرغم شبکه شطرنجی آن که نشان از مساوات دارد متفاوت است دراین شهرها لکه گذاری بر اساس فضاهاست هرچه باقی می ماند منزل مسکونی می شده و توده . یعنی فضایی داشته اند کاربری تخصیص

می داده اند و سپس توده می گذارده اند . فضا هویت شهرهای یونانی است چرا که تفکر یونانیان محصوریت در فضا را بر نمی تابد . متضاد با آنچه در ایران داریم و زندگی اجتماعی را فقط در فضایی باز و بیرون خانه تعریف می کند . توده در تمدن یونان ساختمان مجلس را شامل می شود که آن هم پس از پیشرفت فن ساختمان سازی و آکروپلیس و بناهای مسکونی و تعدادی سالن سرپوشیده را شامل می شود که این سالن ها هم با ن تعریف فضای شهری سازگارند فقط سرپوشیده اند و توده محسوب می شوند .
پارسی _ هلنی :

این شهر در تقابل دو مفهوم شهر دولت و شهر قدرت قرار دارد . شهرهایی که در این دوره فقط توسعه یاغتند از طرفی تحت تاثیر ایدئولوژی دولت مدار شهرهای یونانی با تقسیم کار مواجه می شدند از طرفی با سازمان درهم آمیخته ی شهری روستایی اجدادشان . در این میان شار بیرونی به عنوان شهر به معنای محل سکونت افراد به ترکیبی از این دو بدل گشت .به گونه ای که مزارع داخل بافت مسکونی تحت تفکر یونانیان به توده ها و معابر نظم یافته در یک شبکه شرنجی تبدیل شد . شار بیرونی که در دوره پارسی در بردارنده مفاهم روستایی بود به مفاهیم شهری نزدیک ساخت روحیه ی دموکراتیک سردمداران شهر پارسی – هلنی سبب ایجاد مفهوم میدان و فضای شهری در میان بافت مسکونی گشت با این حا ل به علت کوتاهی دوره حکومت سلوکیان تغییرات موجود نهادینه نگردید .

عناصر مذهبی
یونان :
آکروپلیس به عنوان جز جدایی ناپذیر شهری یونان سایتی است ترکیبی از توده و فضا که معابد در محوطه یا فضای آن بدودن نظام ساختارمندی قرار دارند و همگی بر روی تپه مرتفع شهر هستند و عملکرد توده و فضا به طور هماهنگ مذهبی است . در برخی مواقع این معابد در آگوراها قرار دارند .
پارسی – هلنی :

یونان با تفکراتش نتوانست بر شکل معابد در ایران تاثیر گذارد . تنها ورود تعداد خدایان یونان بود که کمی افکار ایران پارسی – هلنی را تحت الشعاع قرار داد . معبد ایران پارسی – هلنی همچنان در دژ حکومتی و در اطراف کاخ پادشاهی قرار دارد و مشخصاتش مشابه مناطق پارسی در سبک پارسی است .

مناطق مسکونی :
یونان :
ت.ده با مفهوم نقاط مسکونی در شهر هیپودامیک یونانی حیاط مرکزی است . با چند اتاق پیرامونش با اندازه های متفاوت که به عقیده آنان این حیاط مرکزی محلی برای نگهداری خدایان است . که با تعریف حیاط مرکزی در ایران متفاوت است چراکه در ایران حیاط مرکزی محرمیت را پاسخگوست.
در این تمدن توده های با اهمیت بالا مثل ساختمان مجلس استادیوم ها ، تئاترها و … جایگذاری و مکان یابی شده و در شبکه شطرنجی شهر جای می گرفته است فضاهای باقی مانده به منازل مسکونی اختصاص می یابد
پارسی – هلنی :

منازل مسکونی در پارسی هلنی همانند گذشته با حفظ محرمیت حیاط مرکزی است . سبک پارسی – هلنی تحولاتی در ساختار توده – فضا بوجود آورد به طوریکه بر خلاف سبک پیشین ابتدا ساختار فضایی شهر ( شبکه شطرنجی خیابان ها ) شکل گرفت و به تبع آن توده ها در دل فضاهای منطقی و برنامه ریزی شده جای گرفتند .

 

فضا
یونان :
فضا هویت شهرهای یونانی است چرا که تفکر یونانیان محصوریت در فضا را بر نمی تابد و زندگی اجتماعی را فقط در فضایی باز و بیرون از خانه تعریف می کنند . گردهم آیی دموکراتیک و حتی تفریحات یونانیان می بایست در فضای باز صورت پذیرد حتی تئاتر هم در فضای باز برگذار می شود . میادین به عنوان فضاهای باز شهری به صورت آگاهانه پس از ۵۰۰ قبل از میلاد یعنی همزمان با سبک پارسی در ایران بوده تنها در جامعه ای که هر موجود انسانی یک شهروند محسوب شده و دموکراسی تا حدودی اجرا می شود نیاز به یک محل تجمع عمومی تا آن حد اهمیت می یابد که فرمی خاص به خود می گیرد . تنها وقتی یک آگاه

ی کامل فضایی بوجود آمده یا حداقل تصوری خاص در مورد توسعه فضایی بوجود آید . این مسئله در سبک مجسمه سازی از روبروی سبک بین النهرین و مصر در مقایسه با مجسمه های گرد دوره ی کلاسیک یونان نیز دیده می شود . فضای شهری هرگز مغهوم زیبایی شناختی به خود نگرفته بود این فضاها تنها در اثر فراگرفتن دو یا چند ساختمان با اهمیت در مجاورت هم در یک مکان بوجود آمده ات یونانیان سخت شیفته ی حجم هشتند و تنها و فرم دهی فضای آگورا توجه داشتند .

پارسی – هلنی :
فضاهایی با عملکرد مذهبی در پارسی وجود داشته بنابراین ایرانیان چندان با مفهوم فضا بیگانه نبودند . فضا در نزد آنان مکانی برای برگذاری مراسم مذهبی بود با این حال فضاهایی جدید با عنوان میدان با رویکردی اجتماعی در ساختار شهر پارسی هلنی ریشه دوانیده است . برای نخستین بار این مفهوم در شهر رنگ گرفت . میدان تقلیدی از آگورای یونان بود با این حال فرصت درک واقعی آن در شهر پارسی هلنی باقی نماند و تنها تاثیر آن ازدیاد فضاها در ساختار شهری بود . میدان های ورزشی نیز در این دوره شکل می گیرند . شبکه معابر به گونه ای کاملا شطرنجی و بر مبنای الگوی هیپودامیک طراحی می شوند و کوتاه و با زاویه ۹ درجه تغییر جهت می دادند و مقیاس انسانی در آن ها رعایت شده است .

 

روم
و
سبک پارتی

ساختار کلی:
رم:
شهرسازی رم همانند شهرسازی یونان ساختاری حساب شده و با نظم شطرنجی دارد. همه ی اسکان های شهری پایدار چه کستراها و چه شهرهایی که از منشأ خاص سرچشمه گرفته بودند و به طور همانند دارای طرح های استاندارد و سادگی و ساده ای بودند شهرها و توزیع توده و فضا در قلمرو پهناور رومیان ساختاری متفاوت دارد در بریتانیای مه آلود و مرطوب فضای شهری با مفهوم عملکردی در کالبد حمام ها ، معابد ، و تئاترهای سرپوشیده ی رمی تجلی می یابد و در روم فضای شهری تعداد متعدد فوروم ها _ استادیوم ها و میادین با مفهوم کالبدی فضا را تشکیل می دهند.

شهر ترکیبی است از توده و فضایی که با هم در آمیخته اند . شهر رومی شهری است که در آن فضا بر توده غالب است . فضا چه با مفهوم فوروم ها که با تعداد زیاد به شهر نمایی می دهند به گونه ای که توده ها در فضا معلق اند . شهرسازان رومی ابتدا فضای شهر را تعریف می کرده اند آن را به شبکه شطرنجی تقسیم می کرده اند سپس فضاهای با اهمیت و کاربری های اجتماعی را در آن جای گذاری می کردند سپس توده گذاری. در این میان توجه فراوان به فضای شهری و تخصیص زمین به آن باعث ایجاد توده هایی با تراکم بالا در حد ۶ طبقه گشت .

سبک پارتی :

شهر پارتی چه با ریشه اشکانی ، چه با ریشه ساسانی شهری است طرح ریزی شده با طراحی شهرسازانه که در هر صورت چهار دروازه به چهار عالم دارد .
شهر مبنای باورهای دینی و متاثر از مقوله های جهان بینی ساخته می شود . شهر پارتی بافتی است درهم تنیده اما شطرنجی . با ورود بازار به شهر و به تبع آن ایجاد تبادلات ، فضای شهری رنگ می گیرد . داخل بافت شطرنجی و در دل آن فضاهایی مشاهده می شوند که مردم در آن فعالیت اجتماعی _ اقتصادی دارند حتی فضا دیگ محل بیان قدرت حاکم است . کنار دروازه ی شهری با کارکردی شبیه فوروم ها فضای وسیعی را ایجاد کرده اند اما این طو به نظر می رسد که هنوز با توجه به اهمیت توده در مقابل فضا نزد ایرانیان توده در زمین محکم شده و فضاها در آن معلق اند .

عناصر مذهبی :
روم :
معابد به عنوان توده هایی موثر در شهر رومی در اطراف فوروم ها بر روی تپه یا سکویی جای می گرفته اند به نحوی که بر فضای فوروم مسلط باشند . زیرا خدایان این معابد به منزله ی محافظت از پادشاه بودند ولی پس از ساخت فوروم ها احداث می شدند . معابد در روم به علت تعدد خدایان در تعداد بسیار در شهرها بنا می شدند .

پارتی :
در شهرهای موجود ساختمان های اصلی در دژ حکومتی بوده و شامل کاخ و مراکز نظامی می شود و بعد برای بزرگداشت خدایان آتشکده ای ساخته می شده است . اما در شهرهایی که به این سبک ساخته می شود پس از تخصیص و تقسیم محدوده ی شهر به شبکه ی شطرنجی ابتدا آتشکده ساخته می شده و پ از آن سایر ساختمان ها و فضاها به مفهومی عکس رم . در رم ابتدا فضاهای شهری و فوروم ها ساخته می شود . همجوارش برای محافظت معبد.
آتشکده در این سبک همانند سبک های پیشین فقط توده با فضاهایی دور از آن که مکملش هستند نیست. بلکه به صورت ترکیبی است. و فضای حیاط یا میدانی رو به روی آن بوده و در همجواری این میادین کاربری های وابسته به آتشکده. در سبک پارتی متأثر از دموکراسی یونانی مردم نیز تمایل به داشتن آتشکده در دل شار بیرونی پیدا کردند.

مسکن:
روم:
بلوک به عنوان بخشی از ساختار توده به نام اینسولا در شهر رومی مربع شکل و منظم است. منازل مسکونی بتا غلبه ی توده بر فضا تشکیل می شوند به طوری که اتاق ها در اطراف حیاطی ساخته می شود که تنها ارتباط خانه با خیابان است. این توده عنصر نهایی اضافه شده به شبکه ی شهری بود. از طرفی دو خانه نمی بایست به هم چسبیده باشد. فاصله ی بین دو خانه دو قدم و نیم بوده و این فضا وقف خدای خانه می شده است . رومیان فضای قابل زیست را در میادین می جستند و نه در حیاط اینسولاها و فضاهای وقف شده ی اطراف آن.

پارتی:
شبکه ی شطرنجی شهر پارتی ابتدا قطعات مشخص و گاه مساوی زمین در بخش های مختلف را تعیین کرده سپس منازل مسکونی در آن ساخته می شده . خانه ها آخرین عنصر شکل گرفته اند.در شار میانی این مسکن شبیه کاخ سلطنتی است . مسکن پارتی شیوه ای جدید است که دیگر حیاط مرکزی نیست ان شیوه به صورت ایوانی سرپوشیده است که در دو طرف آن دو اتاق و در انتها یک اتاق کوچک وجود دارد که این ایوان دسترسی به سه فضا را فراهم می کند و همه در حصاری گرد محصور گشته اند . در این سبک چیدمان توده و فضا با پارسی تفاوت کرده فضا سهم بیشتری می یابد . حیاطی می شود که حصار گرداگردش است و علاوه بر آن دسترسی یا مفهومی شبیه فضاهای ارتباط دهنده شهری می یابد .

فضای شهری
روم :
فضاهای شهری در امپراتوری روم شامل فوروم ها ، میدان بازارها ، شبکه معابر ، سیرک ها و استادیوم ها می باشد . فوروم ها فضاها سلطنتی _ حکومتی اند که ساختار کالبدی تعریف شده ای دارند اغلب به شکل مربع و یا مستطیل بوده و با کلونادها محصور می شدند فوروم ها معمولا در یکی از زوایای ایجاد شده از تقاطق دو خیابان متعامد کاردو و دکومانوس جای می گرفته اند . بنابر این می توان گفت که همیشه فوروم ها در کنار خیابان ها طراحی شده اند ولی خیابان ها هرگز از درون آن ها گذر داده نشده اند . فضای ارتباط دهنده ی خیابان با فوروم به وسیله ی کلوناد ها و نشانه گذاری با انواع تزئینات معماری ( فضای باز سرپوشیده ) مشخص می شده است . به طوری که حس فضای بسته فوروم به قوه خود باقی می مانده است . این فوروم ها به هیچ وجه المان ، ساختمان و یا توده ای را در فضای درونی خود نمی پذیرفته اند .

سیرک ها نیز از دیگر فضاهای محصوری بودندکه تنها یک عملکرد داشتند واز جایگاه ویژه ای در ساختار فضایی شهر برخوردار بودند . با این حال دیده شده که میدان بازار ها و فضاهای شهری رومی با عملکرد اجتماعی _ اقتصادی اهمیت کمتری از دیدگاه محصوریت و مختص بودن فضا داشته اند . زیرا هم خیابان ها بدان باز می شوند و هم توده ای ساختمانی در قلب آن هاجای می گرفته است. این فضاها در ساختار شهری متمایز از توده ها و مسلط بر آن ها است ولی از دیدگاه مردم رومی در پیوند و ارتباط کامل با توده های مسکونی است زیرا فضایی اختصاصی در اینسولاها وجود نداشته . رومیان پیوندی قوی با فضاها برقرار

می کردند. فضاهایی بودند که دسترسی به آن از هر جهت امکان پذیر باشد. فضاهای شهری اولین عنصر شکل دهنده ی شهر بوده اند. خیابان ها و معابر به عنوان بخشی از فضای شهری یک شهر به دو معبر اصلی عمود بر هم کاردو و دکومانوس تقسیم می شدند و زیر شاخه ها و معابر به اصطلاح معابر داخل بافت شطرنجی و درون محلات مسکونی جاری است. بخش اعظمی از معابر به علت اتصال به یک فضای عمومی میدان یا…. است.
پارتی:

فضاهایی اختصاصی برای سلطه حکومت و یا برای تعاملات اجتماعی وجود نداشته اند . میدان یا فضای شهری در سبک پارتی آمیخته ای از آگورای یونانی و فوروم های رومی بوده که در این میدان همیشه هیجان و جوش و خروش حکم فرما بود و مردم بسیاری با یکدیگر برخورد می کردند . می فروختند و می خریدند و از آخرین اخبار مطلع می شدند و به آن چه تازه و غیر منتظره بود می نگریسته اند و با ترس و وحشت در بازار یونجه فروشان که میدان اعدام نیز به شمار می رفت گرد می آمدند . میدان در مکانی از پیش تعیین شده ويا، در مسیر خیابان های اصلی و در مقابل دروازه شار میانی و در شار بیرونی قرار داشته اند .

خیابان ها ارتباط دهنده دژ حکومتی با شار بیرونی می باشد به صورت متحدالمرکز از دژ حکومتی به سمت دروازه های شهر پراکنده شده و میادین در مسیر این معابر اصلی جای گرفته اند . خیابان ها به عنوان وجه دیگری ازفضای شهری در شهر پارتی پر رنگ است زیرا بازارهایی را در دل خود دارد که برای مردم شهر فضای شهری را به معنای واقعی آن تداعی می کند . به عبارت دیگر مرکز تبلور تعاملات اجتماعی در میدان است و میدان این خصوصیت را به اطراف می پراکند .

قرون وسطی
و
سبک خراسانی

ساختار کلی شهر
قرون وسطی ( شهر کلیسا )
شهرهای قرون وسطی فارغ از منشا پیدایش از زمینه اجتماعی – اقتصادی وسیاسی مشترکی در تمامی کشورهای اروپایی برخوردار بودند همچنین بسیاری از جزئییات بصری این شهرها مشابه یکدیگر است . همان ساختمان های محلی با فرم های خاص هم در شبکه شطرنجی نوشهرهای طراحی شده و هم در بافت کنترل نشده و آزادشهرهای طراحی نشده آن زمان دیده می شود .

شهرهای قرون وسطی متشکل است از فضای باز بازار – معابر – مناطق مسکونی و کلیسا با نقشی بسیار پررنگ . به طور کلی شهرهای قرون وسطی شهرهای دو هسته ای اند درون بافت بافت منسجم فضای بازار و پارویس خودنمایی می کنند . تا قبل از قرن شانزدهم شهرهای قرون وسطی هنوز بافتی فشرده نیست شهرهای قرون وسطی با هر مبدا پیدایشی باشد فضای بازار و کلیسا به عنوان ارکان اساسی اش رخ می نماید اما باز هم شهر قرون وسطی شهری با اندیشه های غربی است اندیشه ای که در آن به فضای باز شاید به معنای واقعی آن به دید یک کاربری نگاه می شود .

توزیع توده و فضا در شهر قرون وسطی به گونه ای است که مانند روم و یونان مکان ها و فضاهای مشخص و مهمی را برای ایجاد فضای شهری اختصاص نمی دهند . شهر قرون وسطی یا توده هایی در هم تنیده است که فقط معابری باریک و کثیف از میان آن می گذرد یا شبکه ای است منظم که باز هم از هر قطعه کوچک زمین هم استفاده اقتصادی شده است و خالی نمانده . در بافت شهر قرون وسطی فقط فضای بازار و فضای روبروی کلیسا خودنمایی می کند

.
در شهرهای قرون وسطی تفکر تسلط توده بر فضا بسیار مشهود است . این در حالی است که در شرق تفکر تعادل و گاهی غلبه ضا بر توده در نوع معماری آنها مشهود است در شهرهای قرون وسطی اکثر بناها ساختماه هایی شیروانی مانند دارند به نوک های تیز و طولانی در حالی که در شرق بناها اکثرا دارای سقف های گرد یا مناره مانند و یا سقف ها ی صاف است گویی توده با کالبدی منزوی در هجوم فضا متراکم شده است .

 

سبک خراسان ( شهرقدرت و شهر بازار ) :
این دوره را دوره اسلامی – اموی نیز می دانند . در این دوره شاهد تقابل مفاهیم موجود با شهر اسلامی ایجاد شده هستیم . کالبد شهر اسلامی چه از لحاظ عملکردی و چه از نظر هویتی و کالبد شهرهای موجود تفاوت داشت . شهرهای قبل از اسلام توده ای پررنگ مثل دژ حکومتی را دارند و در کنارش یا در دلش توده ی مشروعیت بخش معبد را دوباره توده شار میانی و پس از آن بی حساب تقسیم توده و فضا را در شار بیرونی . در سبک پارتی تا حدی میدان و فضای شهری در شهر رخ می نماید اما این فضاها فقط در مکانی مشخص بوده با تسط و نقش حکومتی . اما در دوره سبک خراسانی و پس از اسلام در پی پا گرفتن سیستم محله بندی ، میدان ها یا فضاهای شهری در دل بافت شهر ها یافت می شود که فقط مردمی است بدودن نقش دولت و فقط نقش اجتماعی دارد .