فعالیتهای اقتصادی در اسلام

اهمیت فعالیت اقتصادی در اسلام
در این مقاله بحثی پیرامون فعالیتهای اقتصادی در اسلام شکل می گیرد که بطور کامل به بررسی و نقش خانواده و تأثیر آن برروند فعالیتهای اقتصادی می پردازیم:
خانواده به عنوان نهادی ترین عضو جامعه کانون پرورش انسانهایی است که مب توانند در اقتصاد و فعالیتهای اقتصادی تاثیر بگذارند.از این رو در اسلام به خانواده اهمیت ویژه داده می شود.ما در اینجا به نقش و اهمیت خانواده و سپس به فعالیتهای اقتصادی در اسلام می پردازیم.

از ميان نهادهاي تأثير گذار در عرصه‌‌ي حيات اجتماعي آدمي ، خانواده يكي از قديميترين و اساسي ترين مباحث مطرح مي باشد و شايد بتوان گفت كه در بين مسايل انساني ، هيچ مسئله اي به سادگي ودر عين حال دامنه داري آن نيست.
به بيان روشنتر مسايل آن از آن بابت كه خانواده رايج‌ترين وآشناترين نهاد براي هر انسان است وهيچ انسان متمدني را نمي شناسيم كه خارج از خانه رشد وپرورش يافته باشد، ساده به نظر مي رسد ودامنه دارترين مسايل است، از آن جهت كه رابطه‌ي آدمي با آن نهاد داراي اثري دائمي مي باشد و بر همه ي ابعاد وجودي انسان تأثير گذار است.

اگر فرهنگ را شامل مجموعه‌ي علوم ، افكار، فلسفه، ادبيات ، آداب ورسوم ، سنن، شعائر ومناسک ، هنر ، ارزشها و دیگر یافته های اجتماعی بدانیم ، خانواده در این عرصه دارای دو نقش اساسی سرایت وآموزندگی است که ایفای نقش می نماید. جنبه هایی نظیر فضایل اخلاقی ، آداب و معاشرت و رفتارهای اجتماعی ، موضع گیری در قبال انحرافات ، قضاوت و داوری پیرامون پدیده ها وتعاون وهمکاری وصدها مهم دیگر همگی از خانواده نشات می گیرد ودر تقويت جامعه يا زايل كردن آن موثر است. خانواده يك نهاد اجتماعي است ومفهوم آن در جوامع مختلف ودر طول ادوار زندگي بشر ، همواره به يك شكل نبوده وپاي به پاي تحول اجتماعي متحول شده است . از نظر صاحبنظران علوم اجتماعي« خانواده مركب از گروهي از افراد است كه از طريق خون، ازدواج يا فرزند خواندگي به يكديگر مربوط ومنسوب بوده وبراي مدت طولاني ونامشخص با هم زندگي مي كنند»
در عين حال خانواده قديميترين و طبيعي ترين واحد اجتماعي است كه مبنا وپايه‌ي هر اجتماع بزرگتر مي باشد.

مهمترين وارزشمندترين نقش خانواده تأمين محبت واقعي وسرپرستي وحمايت از فرزندان خود را برعهده گرفته وآنان را در زماني كه نياز به حمايت وياري پدر ومادر دارند در اجتماع تنها وبي پناه رها نسازد. افرادي كه از حمايت خانواده محرومند نه تنها از نظر عاطفي واخلاقي دچار كمبود هستند بلكه در مقابل مشكلات فراوان خارج از خانواده تنها وبي يار مي مانند وهمواره در معرض فساد وتباهي قرار دارند.پيامبر مكرم اسلام (ص) مي فرمايند:« هيچ بنياد اسلامي نزد خداوند پسنديده تر از بناي ازدواج وخانواده نيست ».

بر همين مبنا در مقدمه‌ي قانون اساسي تصرح شده است كه « خانواده واحد بنيادين جامعه وكانون اصلي ورشد وتعالي انسان است و توافق عقيدتي وآرماني در تشكيل خانواده كه زمينه ساز اصل حركت تكاملي ورشد يابنده انسان است، اصل اساسي بوده وفراهم كردن امكانات جهت نيل به اين مقصود از وظايف حكومت اسلامي است ».

در تعاليم اسلامي علاوه بر تكاليف عمومي كه افراد نسبت به يكديگر در زمينه‌ي حسن معاشرت دارند زوجين حقوق وتكاليف ويژه اي به هم نيز دارند. پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند:« كاملترين مومنان از حيث ايمان خوش خلق ترين آنهاست وشايسته ترين شما آنها هستند كه با زنهايشان خوش رفتارند». در قانون مدني ماده‌ي ۱۱۰۳ آمده است :« زن وشوهر مكلف به حسن معاشرت با يكديگرند ودر زمينه هاي تربيت فرزندان در ماده‌ي ۱۱۰۴مي گويد « زوجين بايد در تشييد مباني خانواده وتربيت اولاد خود به يكديگر معاضدت نمايند».
تعریف‌ جامعه‌ شناختی‌ “خانواده”

خانواده، نخستین‌ سنگ‌ بنای‌ اجتماع، طبیعی‌ترین‌ نهاد اجتماعی‌ و همزاد انسان‌ شمرده‌ می‌شود. در متون‌ دینی‌ آمده‌ که‌ آفرینش‌ انسان‌ به‌ صورت‌ زوجی‌ از مرد و زن‌ به‌ شکل‌ خانواده‌ بوده‌ است. جامعه‌ بشری‌ بدون‌ خانواده‌ برپا نمانده‌ و تشکیل‌ خانواده‌ با وجود تنوع‌ مذهب‌ها و فرهنگها و عرفها و آداب‌ اجتماعی، یک‌ پدیده‌ طبیعی‌ و فطری‌ است. در تعریف‌ خانواده، رابطه‌ زوجیت‌ (مذهبی، قانونی، عرفی) شرط‌ است‌ و این‌ را نه‌ تنها اسلام‌ و ادیان‌ الهی‌ بلکه‌ جامعه‌ شناسان‌ امروز قبول‌ دارند از اینرو است‌ که‌ در جامعه‌شناسی، هر گروه‌ همزیست‌ در زیر یک‌ سقف‌ و در یک‌ خانه‌ را نمی‌توان‌ خانواده‌ دانست. فرق‌ روشنی‌ میان‌ خانوار و خانواده‌ وجود دارد و کوشش‌ برخی‌ مؤ‌لفان‌ آمریکایی‌ برای‌ یکی‌ دانستن‌ ایندو و برداشتن‌ شرط‌ زوجیت‌ شرعی‌ (یا قانونی)، بی‌نتیجه‌ است.

مقایسه فعالیت اقتصادی در اسلام و در غرب
خدمت‌ دیگر اسلام، دگرگون‌ کردن‌ ملاکهای‌ سنتی‌ برای‌ همتایی‌ همسران‌ بود، که‌ گاهی‌ تساوی‌ در طبقه‌ اجتماعی‌ یا ثروت‌ یا موقعیت‌ خانوادگی‌ یا همحرفه‌ بودن‌ و یا درآمد و ثروت‌ شوهر، از شروط‌ سنتی‌ و آداب‌ اجتماعی‌ شمرده‌ می‌شد ولی‌ اسلام، «همتایی» یا کفو بودن‌ را در همفکری‌ و بینش‌ مشترک‌ دینی‌ و تناسب‌ روحی‌ و اخلاقی‌ زن‌ و شوهر دانست‌ و هر زن‌ مسلمان‌ را برای‌ هر مرد مسلمان، شایسته‌ و درخور معرفی‌ نمود.

در دوران‌ صنعتی‌ غرب، برخی‌ «عشق» را ملاک‌ همسانی‌ و زناشویی‌ می‌دانستند (که‌ فقط‌ با جوامع‌ صنعتی‌ غربی‌ که‌ دختران، وابستگی‌ کمتری‌ به‌ خانواده‌ دارند، تناسب‌ داشت). این‌ نظریه‌ نیز در عمل، شکست‌ خورد و ثابت‌ شد که‌ همانگونه‌ که‌ بینش‌ اسلامی‌ و تجربه‌ می‌گوید عشقی‌ سبب‌ استواری‌ خانواده‌ می‌شود که‌ آمیخته‌ به‌ ارتباطات‌ نامشروع‌ نبوده‌ باشد و این‌ عشق‌ پس‌ از ازدواج‌ حساب‌ شده‌ نیز براحتی‌ بوجود می‌آید حتی‌ اگر قبل‌ از ازدواج، روابط‌ نزدیکی‌ نبوده‌ باشد.
۳در اسلام انجام فعالیت اقتصادی بر عهده زن و مرد یکسان است،به‌طورکلی‌ می‌توان‌ سه‌ نقطة‌ بررسی‌ را در خانواده‌ درنظر گرفت: زن، شوهر، فرزند.ما به وضعیت هر کدام از دیدگاه اسلام می پردازیم:

الف‌ – زن‌ :
با وجودی‌ که‌ قدرت‌ بدنی، اقتصادی‌ و اجتماعی‌ مرد در خانواده‌ به‌ او نقش‌ اول‌ مدیریت‌ را داده‌ ولی‌ در بررسی‌ دقیق‌ و حذف‌ این‌ عوامل‌ دیده‌ می‌شود که‌ زن‌ عملاً‌ نقش‌ و قدرت‌ بیشتری‌ را داراست‌ هرچند که‌ در عرفها و حقوق‌ گوناگون‌ ملل‌ و نظامهای‌ حقوقی‌ این‌ نقش‌ فراز و نشیبهایی‌ داشته‌ است. تفوق‌ اداری‌ مرد، از نظر اسلام، فقط‌ وظایف‌ او را سنگینتر می‌سازد و از نظر مقررات‌ اسلامی‌ نمی‌تواند تفوق‌ واقعی‌ و ارزشی‌ برای‌ مرد بیاورد بلکه‌ او بسبب‌ مسؤ‌لیت‌ سنگین‌ خود، قهراً‌ حتی‌ مزایای‌ کمتری‌ نسبت‌ به‌ زن‌ در زندگی‌ می‌یابد و اگر بحکم‌ اسلامی، مسؤ‌ولیتهای‌ اخلاقی‌ مرد را هم‌ به‌ مسئولیت‌ قانونی‌ او بیفزائیم، نتیجه‌ آن، از خودگذشتگی‌ مرد به‌ نفع‌ اعضای‌ خانواده‌ و از جمله‌ زن‌ خواهد بود. می‌دانیم‌ که‌ قانون‌ نمی‌تواند به‌ دقت‌ در داخل‌ خانواده‌ نظارت‌ داشته‌ باشد و در بسیاری‌ موارد عملاً‌ سوءاستفاده‌ مرد و علیرغم‌ قوانین، ستمکاری‌ به‌ زن‌ ادامه‌ می‌یابد و چون‌ بیشترین‌ ضمانت‌ اجرای‌ مسؤ‌لیت‌ مرد، ایمان‌ او به‌ خدا و اسلام‌ است، از اینرو حسن‌ روابط‌ مرد با زن‌ در داخل‌ خانواده‌ بستگی‌ مستقیم‌ به‌ ایمان‌ و باورهای‌ دینی‌ و در جه‌ اخلاقی‌ بودن‌ او دارد. کارکردهای‌ زن‌ از قبیل:

(تولید نسل، پرورش‌ بدنی‌ (حضانت) و پرورش‌ روحی‌ کودک، پرستاری، تأمین‌ آرامش‌ خانواده، انتقال‌ فرهنگ‌ و زبان، تیمار روحی‌ مرد، اقتصاد خانواده، و مانند اینها کارکردهای‌ بسیار مهم‌ و حیاتی‌ است‌ که‌ تنها از زن‌ برمی‌آید. همه‌ کارکردهای‌ زن‌ را می‌توان‌ کارکردهایی‌ فطری‌ دانست، و بیشتر این‌ ویژگیها و کارکردها را به‌ صورت‌ غریزه‌ حتی‌ در کودکی‌ دختران‌ می‌توان‌ مشاهده‌ نمود. برخی‌ کارکردهای‌ زن‌ کاملاً‌ دراختیار اوست‌ و او در مقابل‌ همه‌ خدماتی‌ که‌ برای‌ شوهر و فرزندان‌ می‌کند حتی‌ دادن‌ شیر به‌ فرزند خود دستمزد بگیرد. ولی‌ برخی‌ کارکردها همچون‌ داشتن‌ فرزند، حق‌ مشترک‌ بین‌ زن‌ و شوهر است‌ و باید رضایت‌ و اراده‌ هر دو طرف‌ وجود داشته‌ باشد و حق‌ خصوصی‌ زن‌ نیست.

زن‌ در اجتماع: نقش‌ اجتماعی‌ زن‌ را می‌توان‌ از عملکردهای‌ سازمانی‌ و نهادینه‌ او به‌ دست‌ آورد که‌ سرجمع‌ کارکردهای‌ اجتماعی‌ اوست. از اینرو وقتی‌ کارکردهای‌ مهمی‌ همچون‌ حفظ‌ نسل‌ انسان‌ را با تمام‌ اهمیتش‌ به‌ نظر آوریم‌ یا حفظ‌ جان‌ و سلامت‌ و روح‌ فرزندان‌ کوچک‌ را که‌ احتمالاً‌ بدون‌ نظارت‌ مادر، خطرهای‌ بیشتری‌ زندگی‌ آنان‌ را تهدید خواهد کرد، یا کارکردهای‌ معنوی‌ اجتماعی‌ آنان‌ مانند انتقال‌ فرهنگ‌ و زبان‌ به‌ کودک، یا ایجاد و حفظ‌ سکون‌ و آرامش‌ در خانواده‌ و در اجتماع‌ و یا… به‌ حساب‌ بیاوریم، نقش‌ جامع‌ زن‌ در جامعه‌ بسیار فراتر از محاسبات‌ عادی‌ بدست‌ می‌آید. شاید یکی‌ از دلائل‌ احترام‌ و اهمیت‌ زن‌ در اسلام‌ و مسئولیت‌ مرد در نگهداری‌ و خوشرفتاری‌ با وی‌ همین‌ نقش‌ حساس‌ و مهم‌ اجتماعی‌ زن‌ بوده‌ است. البته‌ مهمترین‌ عامل‌ حرمت‌ زن، انسان‌ بودن‌ اوست‌ که‌ در این‌ جهت‌ کاملاً‌ با مرد، مساوی‌ است. درجائی‌ که‌ زن، نقش‌های‌ طبیعی‌ و اجتماعی‌ مذکور را ایفأ کند، مرد، دارای‌ نقش‌ دوم‌ و در حکم‌ دستیار و مددکار زن‌ محسوب‌ می‌شود. همانگونه‌ که‌ زن‌ نیز موظف‌ است‌ در حدود توانایی‌ خود درجایی‌که‌ مردان، نقش‌ اول‌ را دارند یعنی‌ در کارکردهای‌ اختصاصی‌ مرد، دستیار وی‌ باشد و به‌ وی‌ کمک‌ کند. از نظر فلسفی‌ و در حکمت‌ عملی، “تدبیر منزل” را می‌توان‌ کارکرد و نقش‌ اختصاصی‌ زن‌ دانست‌ اگرچه‌ مرد نیز دارای‌ نقش‌ درجه‌ دوم‌ است‌ ولی‌ در «سیاست‌ مُدن»، وضعیت‌ برعکس‌ است‌ و زن‌ با وجودی‌ که‌ حق‌ دخالت‌ دارد اما می‌تواند سطوحی‌ از آن‌ را ترک‌ کند و راحت‌ باشد.
ب‌ – مرد:
برخلاف‌ آنچه‌ معروف‌ است‌ رویهمرفته، مرد، رکن‌ نخستین‌ خانواده‌ نیست، گرچه‌ موقعیت‌ وی‌ در خانواده‌ اهمیت‌ دارد زیرا در بیشتر عرفها و جوامع، اداره‌ اقتصادی‌ خانواده‌ از محل‌ درآمد و دارایی‌ اوست، دفاع‌ و حفظ‌ امنیت، بردوش‌ اوست‌ و برویهم‌ نقش‌ انفعالی‌ مرد، کمتر از زن‌ است‌ اما در عمل، مرد به‌ سبب‌ همین‌ چند امتیاز طبیعی، در دنیای‌ کنونی‌ معمولاً‌ مسئولیت‌ اصلی‌ ادارة‌ معاش‌ خانواده‌ و جامعه‌ را برعهده‌ می‌گیرد.

اسلام‌ نیز برای‌ مرد این‌ کارکردها و مسئولیتها را پذیرفته‌ است‌ و مهمترین‌ کارکردهای‌ مرد عبارت‌ است‌ از:
۱٫ تأمین‌ و ادارة‌ اقتصادی‌ خانواده: پرداخت‌ هزینه‌ خوراک‌ زن‌ و فرزندان‌ (نفقه)، جامه‌ و نیازهای‌ مانند آن‌ (کسوة)، مسکن، درمان‌ و بهداشت، نیازهای‌ رفاهی‌ و روحی‌ و مانند اینها همه‌ قانوناً‌ بر عهده‌ پدر خانواده‌ است. این‌ هزینه‌ را اسلام‌ به‌ دو دستة‌ “ضروریات” و “نیازهای‌ درجه‌ دو” تقسیم‌ می‌کند که‌ بخش‌ اول، جزء حقوق‌ مسلم‌ قانونی‌ زن‌ و فرزند و اعضأ خانواده‌ است‌ و ترک‌ آن‌ علاوه‌ بر غضب‌ خداوند، دارای‌ ضمانت‌ اجراهای‌ قانونی‌ و قضایی‌ است. بخش‌ دوم‌ را حقوقدانان‌ مسلمان، مستحبات‌ می‌نامند و اگرچه‌ ترک‌ آن، ضمانت‌ اجرائی‌ قضایی‌ ندارد ولی‌ کاملاً‌ ترجیح‌ دارد. به‌ هر صورت، مرد برای‌ آنکه‌ بتواند این‌ هزینه‌ها را بپردازد بایستی‌ دارای‌ کار و درآمد باشد و از اینرو “کار” برای‌ مرد در اسلام، واجب‌ شرعی‌ است‌ و کار اضافه، برای‌ تأمین‌ نیازهای‌ درجه‌ دوم‌ رفاهی، ستوده‌ (مستحب) است.

۲٫ امنیت‌ خانواده: مرد به‌ سبب‌ بدن‌ قوی‌ و روحیه‌ مناسب‌ برای‌ درگیری، موظف‌ به‌ دفاع‌ از خانواده‌ شده‌ است. در برخی‌ منابع‌ اسلامی، “غیرت” به‌ معنی‌ غریزه‌ حراست‌ همسر از دستبرد مردان‌ هرزه، بسیار ستوده‌ و امتیازی‌ برای‌ شخصیت‌ مرد شمرده‌ شده‌ است.
۳٫ تربیت‌ اجتماعی‌ کودک: در بیشتر جوامع، پدر بیشتر از مادر، عهده‌دار تربیت‌ فرزندان‌ بویژه‌ پسران‌ برای‌ ورود به‌ اجتماع‌ است. قبلاً‌ پدران‌ با آشنا کردن‌ پسران‌ خود به‌ پیشه‌ یا حرفه‌ و فن‌ خود و کارآموزی‌ آنان، فرزندان‌ خود را با کار و ارتباط‌ با مردم‌ و کسب‌ درآمد، آشنا ساخته‌ یا به‌ آنها «ادب» یعنی‌ آئین‌ معاشرت‌ با مردم‌ را می‌آموزند. این‌ وظیفه‌ پدرانه‌ با شیوه‌ غیرطبیعی‌ برخی‌ جوامع‌ مسخ‌ شده‌ صنعتی، بین‌ فرزند و پدر و یا والدین، بعلت‌ جدائی‌ روحی‌ و گاه‌ حتی‌ جسمی‌ به‌ وجود آمده‌ و عدم‌ انتقال‌ تجربه‌ از والدین‌ به‌ فرزندان، کاهش‌ یافته‌ است. اسلام‌ به‌ پیروی‌ از طبیعت، تربیت‌ فرزندان‌ را وظیفه‌ والدین‌ و در مواردی، به‌ طور مشخص‌ برای‌ پدر یا مادر قرار داده‌ و مانعی‌ ندارد که‌ پدران‌ درصورت‌ اضطرار یا مصلحت، بخشی‌ از این‌ وظیفة‌ خود را به‌ افراد یا نهادها و سازمانهای‌ اجتماعی‌ شایسته‌ بسپارند.

۴٫ اداره‌ اجتماع: همانگونه‌ که‌ در حکمت‌ عملی، «تدبیر منزل» بیشتر بر عهده‌ زن‌ است، «سیاست‌ مدن» یا تدبیر امور کشور و عمران‌ آن‌ و اداره‌ جامعه‌ مدنی، در مواردی‌ بیشتر بر عهده‌ مرد گذاشته‌ شده‌ و در جامعه‌شناسی‌ خانواده‌ نیز می‌توان‌ سهم‌ مرد را بیشتر به‌ وظایف‌ بیرون‌ از خانواده‌ یعنی‌ جامعه‌ دانست.
فعالیت اقتصادی زن در اسلام

در نظر اسلام، زن‌ باعتبار انسان‌ بودن‌ خود (که‌ کاملاً‌ با مرد مساوی‌ است)، حق‌ شرکت‌ در تمام‌ مشاغل‌ آزاد و اداری، اعم‌ از خدماتی، تولیدی، توزیعی، صادراتی، وارداتی، کشاورزی‌ صنعتی، علمی، دانشگاهی، و… را دارد ولی‌ نظر به‌ اینکه‌ اسلام‌ برای‌ پیشگیری‌ روابط‌ ناسالم‌ دو جنس‌ مخالف، و جاذبه‌های‌ جنسی‌ شدیدی‌ که‌ در میان‌ آنان‌ هست‌ و می‌تواند منشأ زیانهای‌ بزرگ‌ اجتماعی‌ و خانوادگی‌ شود، ورود زن‌ را به‌ کارهائی‌ که‌ سبب‌ تماس‌ مستقیم‌ و مستمر با مردان‌ می‌شود، تشویق‌ نمی‌کند بلکه‌ ترجیح‌ می‌دهد که‌ با ملایمت‌ و نه‌ اجبار، زنان‌ را به‌ کار در محیطهای‌ سالمتر تشویق‌ نماید. با وجود این‌ گاهی‌ به‌ سبب‌ ضرورتهای‌ اجتماعی‌ و نیاز به‌ کار زنان، از لحاظ‌ مذهبی، کار زنان‌ در جامعه‌ بر آنها ضروری‌ و واجب‌ می‌شود و از اینرو امروز زنان‌ مسلمان‌ در بیشتر جوامع‌ اسلامی‌ از جمله‌ در جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ به‌ سبب‌ اجازه‌ اسلام، توانسته‌اند در همه‌ گونه‌ مشاغل‌ سیاسی‌ و اداری‌ و قضائی‌ یا خدماتی‌ و بازرگانی‌ وارد شوند و سهم‌ مهمی‌ در هر جامعه‌ دارند. بجز چند مورد که‌ تکلیف‌ آن‌ از دوش‌ زنان‌ برداشته‌ شده‌ است.