فعل مركب در فارسي گفتاري معيار

– منابع
۱- دبيرمقدم محمد (۱۳۷۶) ، عقل مركب در زبان فارسي، مجله زبان شناسي سال ۱۲ شماره ۲/۱ ص ۴۶-۱
۲- زاهدي ، كيوان (۱۳۸۰) ساخت فعل مركب در فارسي نوين نگرشي كمينه گرا، رساله دكتري به راهنمايي دكتر دبير مقدم، دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تربيت مدرس

۳- محمد ابراهيمي زينب و علي محمد حق شناس، ۱۳۸۲ الف ، لزوم و تعدي در زبان فارسي معيار، فصلنامه علمي پژوهشي پژوهشكده دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه شهيد بهشتي
۴- محمد ابراهيمي زينب، ۱۳۸۲ ب، بررسي ساخت ها ي گروه فعلي در زبان فارسي نوشتاري معيار و مقايسه آن با زبان فارسي گفتاري معيار، رساله دكتري به راهنمايي دكتر علي محمد حق شناس، دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تربيت مدرس
۵- Haegeman , L. (1994) , “Introduction to government and binding Theory” ۲nd Edition, Bleckwell.
6- Hoppery , J ,pad , Thompson , Sandra A (1980) Transitivity in Grammar and Disconrse “ Language Journal of the Linguistic society of America, volume 65 , N.2. Warey Press Inc.

چكيده
مقوله فعل مركب از جالب ترين، ظريفترين و در عين حال پيچيده ترين بخش هاي پژوهش هاي نحوي است كه توجه بسياري از دستور نويسان و زبان شناسان را معطوف به خود نموده است. در اين مختصر نگارنده بر آن است كه ضمن بررسي جديدترين تحليل ها از فعل مركب فارسي، بسامد وقوع فعل مركب در زبان فارسي گفتاري معياررا تعيين نمايد، براساس نظريه تتا به بررسي ساخت موضوعي فعل مركب فارسي گفتاري معيار بپردازد تحليلي آماري از آن به دست دهد.
واژگان كليدي :

زبان معيار، ساخت موضوعي، فعل مركب، نظريه تتا، موضوع X
1- مقدمه
دستور نويسان و زبان شناسان ايراني وغير ايراني توجه ويژه‌اي به مقولة فعل مركب در زبان فارسي داشته اند و هر يك ضمن از اينكه آن را توصيف و طبقه بندي نموده اند، معياري نيز براي متمايز ساختن آن از فعل ساده ارائه داده اند. از تحليل هاي فعل مركب فارسي در حيطة دستور سنتي مي توان به تحليل خيامپور (۱۳۵۲/۶۲) ، عماد افشار (۱۳۷۲/۸-۱۲۶) ، نوبهار ( ۱۳۷۲، ۱۶۲-۱۵۹) خانلري (۱۳۷۳، ۸-۱۷۶) و لمبتون (۱۹۸۴، ۹۳-۸۴ ) اشاره كرد.

در سال هاي اخير در پي پيشرفت هايي كه در علم زبان شناسي در سطح جهاني صورت گرفته است و همسو با دستاوردهاي نوين زبان شناختي در حيطة نحو و ساختواژه، تحليل هاي ارزنده اي نيز از فعل مركب فارسي ارائه شده است. از جمله اين تحليل ها مي توان از تحليل محمود كريمي (۱۹۹۲)، كريمي (۱۹۹۶) ، دبير مقدم ( ۱۳۷۶) و زاهدي (۱۳۸۰) نام برد كه هر يك با گرايشي متفاوت از ديگري به توصيف فعل مركب فارسي پرداخته اند.

اين پژوهش بر آن است با بررسي و كنكاش در تحليل هاي فوق به تعريفي جامع، شفاف و منسجم از فعل مركب دست يابد و سپس با اين فرض كه فعل مركب در فارسي گفتاري معيار بسيار بيشتر از فعل ساده بكار مي رود به بررسي پيكرة جمع آوري شده بپردازد. همچنين داده هاي پيكره حسب نظرية تتا در چارچوب نظريه حاكميت و مرجع گزيني و همسو با محمد ابراهيمي ( ۱۳۸۲ ب) طبقه بندي و بسامد هر يك در فارسي گفتاري معيار محاسبه مي گردد. در پايان يافته هاي پژوهش را ذكر نمايد و پيامدهاي نظري و كاربردي آنها را برشمارد.

۳- تحليل هاي فعل مركب فارسي در حيطة دستور سنتي
زبان شناسان بسياري در حيطة دستور سنتي به بررسي فعل مركب فارسي پرداخته اند كه در اين قسمت به بررسي چند نمونه از اين آثار بسنده مي گردد:
– خانلري در كتاب دستور زبان فارسي ( ۱۳۷۳/۸-۱۷۶) فعل هاي فارسي را از نظر ساختمان به سه گونه ساده ، پيشوندي و مركب تقسيم مي كند و فعل مركب را فعلي مي داند كه از تركيب يك اسم يا صفت با يك فعل پديد آمده است. وي (۱۳۶۵، ج۲، ۸-۱۲۷) مي نويسد «‌اطلاق فعل مركب به اين گونه كلمات از آن جهت است كه از مجموع آنها معني واحدي دريافت مي شود. « به باور خانلري در صورتي كه هر يك از اجزاء معني مستقل و اصلي خود را حفظ كرده باشند ديگر نمي توان آن را فعل مركب دانست. ليكن حسب داده هاي زبان فارسي علاوه بر اسم يا صفت، مقوله هاي ديگر نحوي نيز مي توانند به عنوان عنصر غيرفعلي در ساخت فعل مركب شركت كنند و ديگر اينكه حتي با در نظر گرفتن معيار معنا شناختي فوق براي تشخيص فعل مركب مي‌توان فعل پيشوندي را نيز زير عنوان فعل مركب لحاظ كرد.

نوبهار (۱۳۷۲، ۱۶۱-۱۵۹) فعل را از نظر ساخت به سه دسته ساده، پيشوندي و گروهي تقسيم مي كند و فعل مركب را به همراه فعل مركب پيشوندي و عبارات فعلي، زيربخش فعل گروهي مي داند.
اين تحليل نيز عليرغم گسترده بودن تقسيم بندي دقيقي از فعل مركب به دست نمي دهند و پاسخگويي مسايل متفاوت مطرح در اين زمينه نيست.
۲- شيوه پژوهش

براي انجام اين پژوهش ابتدا پيكرة زباني در زبان فارسي گفتاري معيار جمع آوري گرديد زبان معيار همسو با صادقي (۱۳۶۲) زبان درس خواندگان در نظر گرفته شد كه در راديو و تلويزيون نيز به كار رود و در آموزش زبان به خارجيان مورد استفاده قرار مي گيرد. لذا در ابتداي امر مدت زمان ۱۵۰ دقيقه مصاحبه هاي تلويزيوني با اساتيد دانشگاه كه هر روزه در برنامه هاي مختلف تركيبي از شبكه هاي مختلف پخش مي گرديد ضبط شد. مدت زمان هر مصاحبه به طور ميانگين ۱۳ دقيقه منظور گرديد . پس از ثبت داده هاي گفتاري آنها را مورد تجزيه و تحليل آماري قرار داده ايم.

۴- تحليل هاي نوين از فعل مركب فارسي
دبير مقدم (۱۳۷۶) با ديدگاهي ساختواژي نشان داده است كه فعل هاي مركب فارسي حاصل دو فرايند عمده تركيب و انضمام هستند كه هر يك از زيرمجموعه هايي را شامل مي شوند. فعل هاي مركب حاصل از فرايند تركيب عمدتاً يك عنصر غيرفعلي يا يك عنصر غيرفعلي مطابق زير بدست مي آيد:
الف – اسم و فعل ( دلخور بودن، دلخور شدن، دلخور كردن)
ب – گروه حرف اضافه اي و فعل ( به دنيا آمدن)

ت – قيد و فعل (برانداختن، پس دادن)
ث – اسم مفعول و فعل كمكي مجهول ساز( كشته شدن، گفته شدن)
در فرايند انضمام نيز يا گروه حرف اضافه اي با از دست دادن حرف اضافه به فعل منضم م يشود و يا مفعول صريح شانه هاي دستوري خود را از دست مي دهد و به فعل منقسم مي گردد كه چنين اسمي غيرارجاعي و فاقد حالت دستوري است. وي خاطر نشان كرده است كه افعال حاصل از فرايند انضمام در هر دو صورت افعال مركب لازم هستند.

ليكن محمد ابراهيمي (۱۳۸۲) الف تمامي افعال مركب حاصل از انضمام مفعول صريح را فعل مركب انضمامي نمي داند. وي بر پايه نظريه گفتمان بنياد هاپر و تامپسون (۱۹۸۰) استدلال كرده است كه در زبان فارسي معيار فعل مركب انضمامي زماني وجود خواهد داشت كه گروه اسمي منضم به فعل نكره باشد. درصورتي كه اين گروه اسمي مشخص يا معرفه باشد ، اگر چه كليه نشانه هاي دستوري خود را از دست داده باشد نمي توان گفت كه به اسم جنس تبديل شده است و فعل مركب لازم به وجود آورده است. محمد ابراهيمي ( ۱۳۸۲ الف) مطابق جدول ۴-۱ استدلال مي كند كه اسمي نكره است و مي توان اسم جنس باشند كه از نظر گوينده وشنونده غيرارجاعي باشد.

طبق ديدگاه محمد ابراهيمي (۱۳۸۲) الف « بستني خورديم» در جمله ۱ (ب) را نمي توان يك فعل مركب انضمامي به حساب آورد چرا كه داراي مشخصه [+ مشخص] است. يعني در نظر گوينده مشخص است و در نتيجه ارجاعي است.

الف – بچه ها بيايين نهار بخوريم. [(الف) ۳۲]
ب – ما بستني خورديم ، سيريم. [ (ب) ۳۲]
پ – نه من نخوردم . همه رو اين خورد. [(ج) ۳۲]

برخلاف مورد فوق در جمله (۲) «بستني خوردن » فعل مركب انضمامي است و «بستني» داراي هيچگونه ارجاعي حتي در ذهن گوينده نيست، يعني نكره است.
(۲) (ب ) بچه ها، فكر مي كنين توي مسابقه كي مي تونه از همه بيشتر بستني بخوره؟ الف- چون سرماخوردي ديگه نبايد بستني بخوري (ب) بچه ها، فكر مي كنين توي مسابقه كي مي تونه از همه بيشتر بخوره؟

نكته ديگري كه در تحليل دبير مقدم (۱۳۷۶) قابل تأمل است مسأله گسستگي بين دو سازه فعل مركب است. به باور دبير مقدم آن دسته از سازه هاي غيرفعلي در افعال مركب كه وابسته پذيرفته اند ديگر غير ارجاعي نيستند و در نتيجه در جملات ۳(ب) و ۴(ب) با فعل مركب مواجه نيستيم.
(۳)
الف – علي حسن را دعوت كرد. [۷۸]
ب – علي حسن را دعوت رسمي كرد.
(۴) الف – علي حسن را نگران كرد.
ب – علي حسن را نگران بچه ها كرد. [۷۹]

وي معتقد است اين سازه ها و وابسته هايشان جزء گزاره اند و به لحاظ نحوي متمم مفعول اند و جزء غير فعلي تشكيل دهندة فعل مركب نيستند. ليكن اين امر براساس داده ها مغاير با شم زباني گوشيوران فارسي زبان است. گوشيور دو جزء فعل مركب را به لحاظ معنايي به عنوان يك واحد همبسته توصيف مي كند و در ذهن مفهوم سازي مي كند حتي اگر در جمله اي بنا به ضرورت و يا سبك ولهجه فردي دو سازه از لحاظ ساختاري گسسته باشند. شاهد بر اين مطلب استفاده از عملكرد واحد در هر دو حالت است.

زاهدي (۱۳۸۰) با استفاده از چارچوب نظري كمينه گرايي اشتقاقي چامسكيايي و طرح كلي ارائه شده توسط باورز (۱۹۹۳) تحليلي متفاوت از فعل مركب ارائه مي نمايد. طبق نظر وي ساخت فعل مركب در زبان فارسي براساس دو فرايند عمده ساخت موضوعي و اشباع موضوعي شكل مي گيرد. اين ساخت پيوستاري را تشكيل مي دهد كه در يك سوي آن افعال سبك يا عناصر غيرفعلي و عموماَ اسمي تركيب شده و ساختي را به وجود مي آورند كه بر روي هم ساخت موضوعي را تشكيل مي دهند و در سوي ديگر افعال سنگين به اشباع موضوعي خود مي پردازند و ساختي را مي سازند كه لازم است.
اشباع موضوعي

در ميان اين دو انتها نيز ساخت هاي ديگري قرار دارند به گونه اي كه هر چه به سوي او پيوستار حركت نماييم با تعامل نحو – واژگان و بروز رفتارهاي ساختواژي روبرو مي شويم كه از سطح كمتري از شفافيت ساختاري – معنايي برخوردارند. از طرفي هر چه به سوي ديگر پيوستار ميل نماييم با تعامل بخش هاي نحوي – واجي مواجه خواهيم شد كه به شفافيت ساختاري – معنايي مي انجامد. وي معتقد است لزومي ندارد به وجود گشتاري به نام انضمام در ساخت فعل مركب قايل شويم. ليك مي توان به جاي آن از فرايند ادغام (Merge) سخن به ميان آورد.

زاهدي (۱۳۸۰ ، ۵-۲۲۴) مي گويد برخي اوقات ممكن است صفت يا عنصر فعلي با واژه بستي دنبال شود مثال
علي شيشه را از آب پرش كرد.

به باور زاهدي ( همان ) پديده واژه بست افزايي از تأثيرات صورت آوايي (PF) و نمايانگر تعامل نحو – واجي است.
قايل شدن به پيوستار ساخت فعل مركب در زبان فارسي تحليل نويني است كه مي تواند در پژوهش و برنامه ريزي هاي زباني كارآمد باشد.
ليكن طبق داده هاي پيكره ، واژه نسبت تنها عنصري نيست كه جين دو جزء تشكيل دهنده فعل مركب ظاهر مي شود بلكه اين عنصر مي تواند مقوله هاي ديگر اسمي، صفتي ، … را نيز در بر گيرد. نمونه هاي (۵) و(۶) نشان دهنده اين مطلب هستند.
(۵) براي اين كار احتياج به موادي دارند.

(۶) تا ميان اين راه هاي مناسب انتخاب مناسب كنند.
۵- چهارچوب نظري
۵-۱ ساخت موضوعي فعل مركب

محمد ابراهيمي ( ۱۳۸۲ ب ۴۵-۴۰) براساس نظريه حاكميت و مرجع گزيني ( نظريه تتا) به بررسي ساخت موضوعي فعل مي‌پردازد. و مي‌گويد موضوع هاي فعل حداقل شركت كنندگان لازم در انجام فعل مي باشد و ساخت موضوعي فعل يعني حداقل شركت كنندگان لازم يا اجباري از جمله فاعل را مشخص مي سازد. در هر گروه فعلي علاوه بر موضوع هاي فعل ممكن است گروه هاي ديگري هم حضور داشته باشند كه بيان كننده مفاهيمي مثل حالت، مكان ، زمان فعل باشند كه چنين گروه هايي اطلاعات اضافي و اختياري محسوب مي شوند. اين نوع گروه ها را افزوده (Adjnnct) مي ناميم.

بر اين اساس و همسو با ابراهيمي ( همان) مي توان افعال مركب فارسي گفتاري معيار را به لحاظ تعداد موضوع هاي آن به دو دسته يك موضوعي و چند موضوعي تقسيم نمود. افعال چند موضوعي را نيز مي توان به انواع دو موضوعي، سه موضوعي و چهار موضوعي تقسيم كرد.
نمودار شماره ۵-۱ را مي توان نمودار تعداد موضوع هاي فعل مركب در فارسي گفتاري معيار دانست.
انواع افعال را مي توان در مثال هاي زير مشاهده نمود :

(۷) تعداد زناني كه در بيرون از خانه كار مي كنند.
(۸) چرا كه دختران الگوهاي جديدتري را پيدا مي كنن.
(۹) والدين بچه ها را پايين تر از سن واقعي اونا ارزيابي مي كنن.
(۱۰) باهات سر هر چي بگي شرط مي بندم كه كاسه اي زير نيم كاسه اس

لازم به ذكر است كه موضوع هاي فعل به دو دسته بيروني و دروني تقسيم مي شوند. موضوع بيروني را در اينجا موضوع ۱ نام نهاده ايم و موضوع هاي دروني را كه متمم مي باشند تحت عنوان موضوع هاي ۲و۳و۴ براساس ترتيب ظهورشان دريافت نام نهاده ايم.
۵-۲- نحوه بازتاب موضوع هاي فعل مركب در فارسي گفتاري معيار

در فارسي گفتاري معيار موضوع هاي فعل مركب به اشكال گوناگون اعم از گروه هاي اسمي ، صفتي ، حرف اضافه اي و يا بند خود ايستا و ناخودايستا بازتاب مي يابند. گاه نيز موضوع فعل حسب يافت و اطلاعات موجود در بافت داراي بازتاب در سطح ر- ساخت نيست.
بنباراين مي توان نمودار كلي نحوه بازتاب موضوع هاي فعل اعم از ساده و مركب را در فارسي معيار به صورت زير نشان داد.
موضوع هاي فعل

گروهي – اسمي – صفتي – حروف اضافه اي
بندي – خود ايستا – ناخود ايستا – مصدري – كوچك – غيرشخصي- با فعل – بدون فعل
نمودار ۵-۲-۱ نحوه بازتاب موضوع هاي فعل
۷- تحليل داده ها

براساس مطالبي كه در بخش هاي پيشين گفته شد فعل هاي ساده و مركب پيكره شمارش و بسامد آنها محاسبه گرديد. بسامد ۶۲% براي افعال مركب و بسامد ۳۸% براي افعال ساده به دست آمد كه در نتيجه مطابق با فرض پژوهش در فارسي گفتاري معيار فعل مركب بسيار بيشتر از فعل ساده بكار مي رود. پس از آن افعال مركب حسب موضوع طبقه بندي و بسامد يابي شدند كه براساس نتايج افعال دو موضوعي با بسامد ۶۳% از بالاترين بسامد در پيكره برخوردار و افعال چهار موضوعي داراي كمترين بسامد يعني كمتر از ۱%‌بودند. نحوه بازتاب موضوع هاي فعل مركب در پيكره در جدول ۷-۱ نمايش داده شده است.

به لحاظ بازتاب موضوعي در افعال مركب يك موضوعي بازتاب به صورت گروه اسمي با ۵۱% بالاترين بسامد و بازتاب بند خود اشيا با بسامد ۳% كمترين بسامد را داشتند.
درافعال مركب ۲ موضوعي موضوع يا همان موضوع بروني به سه صورت تهي ۵۷% گروه اسمي ۴۲% و بند خود ايستا ۱% بازتاب داشتند. موضوع ۲ در اين افعال به صورت تهي ۲۶% ، اسمي ۳۷%‌، گروه حرف اضافه اي ۲۱%‌ و بند خود ايستا ۱۳%‌ بازتاب يافته بودند.

همچنين در افعال مركب سه موضوعي بازتاب موضوع ۱ به صورت ۷۷% تهي ۲۳% گروه اسمي مشاهده گرديد. بازتاب موضوع (۲) به صورت ۱۸%‌تهي ، ۴۰%‌گروه اسمي ۲% گروه حرف اضافه اي و ۴۰% بند خود ايستا محاسبه گرديد و بالاخره در بازتاب موضوع ۳ با بسامد ۲۳[ تهي ، ۱۳% اسمي ۴۰% گروه حرف اضافه اي ، ۱۷% بند خود ايستا و ۷% گروه صنعتي روبرو بوديم.

در نمونه فعل مركب چهار موضوعي نيز موضوع ۱و۳ به صورت ۱۰۰% تهي ، موضوع ۲% ، ۱۰۰% گروه حرف اضافه اي و موضوع ۴ نيز به صورت ۱۰۰% بند خود ايستا بازتاب داشت.
نمونه هر يك از اين بازتاب ها در جمله هاي شماره ۱۱ تا ۳۱ مشاهده مي گردد.
۸- نتايج و يافته هاي پژوهش

الف – در فارسي گفتاري معيار فعل مركب بسيار بيشتر از فعل ساده به كار مي رود.
ب – بيشترين بازتاب موضوع ۱ به صورت گروه اسمي در افعال يك موضوعي و به صورت مي توان گفت با افزايش موضوع ها در گفتار اصل اقتصاد براساس شرايط بافتي موجب بازتاب تهي برخي موضوع ها مي شود.

پ – در حاليكه بازتاب موضوع ۲ را در افعال مركب دو موضوعي با بسامد ۳۷% گروه اسمي در برابر ۱۳%‌ بند خود ايستا قرار دارد اين درصد در افعال مركب سه موضوعي به نسبت مساوي ۴۰% مي رسد.
ت – بالاترين بسامد بازتاب موضوع ۳ با بسامد ۴۰% به گروه حرف اضافه اي تعلق دارد و شايد به همين دليل يعني كاربرد فراوان گروه حرف اضافه اي به عنوان موضوع سوم دستور يان سنتي مفعول دوم در افعال دو مفعولي را مفعول حرف اضافه اي ناميده اند.
۹- پيامدهاي نظري و كاربردي پژوهش

الف – طبقه بندي افعال مركب حسب ساخت موضوعي به دليل داشتن كمترين تعداد متغيرها و ثبات در تعداد متغيرها از مزيت بالايي برخوردار است.
ب – بسامد بالاي بازتاب موضوع ها به صورت تهي در زبان گفتار نمايانگر اهميت بافت و اطلاعات موجود در بافت است كه به نظر مي رسد كه در نوشتار كمتر از اين حد باشد. لذا شايسته است در آموزش فعل مركب به غيرفارسي زبانان و به خصوص در تهيه مواد درسي انسجام (cohenion) درگفتار به عنوان مقوله اي متمايز و در خور توجه مدنظر قرار گيرد.

(۱۱) از بحث ما خارجه ، چون مفصله
(۱۲) همسرم مخالف باشد هيچ اهميتي نداره
(۱۳) آلرژي رو بايد با درمان دارويي رفع كنيم
(۱۴) اولين كاري بود كه من ارائه دادم
(۱۵) به خاطر همين هم هست كه مردم كمتر اهميت ميدن.

(۱۶) به طور تقريبي مي تونه بزرگي اش رو نشون بده.
(۱۷) وقتي نمي ذاريم بنشينيم باهاشون درد ودل كنيم.
(۱۸) پدر و مادر هر وقت احساس كنن بچه شون رنگ پريده است.
(۱۹) چقدر روي مردم اثر مي ذاره اگر ما با لبخند با مردم صحبت كنيم
(۲۰)‌ چقدر وقتها فرصت نمي كنيم اول حرفشو بزنه
(۲۱)‌ خود اين بهتر صميمت رو منتقل مي كنه

(۲۲)‌ چقدر وقتها فرصت نمي ديم حرفشو بزنه
(۲۳)‌ كه اين حركات جسماني ما معني منفي را در گيرنده پيام منتقل نكنه
(۲۴) زنان ما به همسران شون به عنوان صندوق بانكي نگاه نكنه.
(۲۵) بهر حال ما ترجيح مي ديم به جاي اينكه
(۲۶) سلامت را بايد تفكيكش كرد
(۲۷)‌ اگر ما اونو انسان تك بعدي و حاشيه اي در نظر بگيريم

(۲۸) آموزش جرأت بخشي به خودشون بدن
(۲۹) هم اجازه بدهم بچه ام به من محبتش رو بروز بده
(۳۰) در هر سني اونا رو پايين تر از سن واقعي شون ارزيابي مي كنن.
(۳۱) مي گه باهاش شرط بستم كه مسابقه رو مي بره.
همچنين در ۱۰%‌افعال مركب با گسترش بين دو جزء روبرو بوديم كه در ۶۰% از موارد يكي از موضوع هاي فعل و در ۴۰% باقي مانده «افزوده» در بين دو جزء ظاهر شده بود. موضوع ها به صورت ۶۵% گروه اسمي ، ۳۴% گروه حرف اضافه اي و ۱%‌گروه صنعتي بين دو جزء فعل مركب بازتاب داشتند در صورتيكه بازتاب افزوده ها به صورت ۷۵% گروه صفتي ، ۵% گروه اسمي ، ۶%‌گروه حرف اضافه اي، ۳% گروه قيد و ۱% بند خود ايستا به دست آمد.
نحوه گسترش بين دو جزء فعل مركب در جدول ۷-۲ نمايش داده شده است.
جدول ۷-۲ نحوه گسترش بين دو جزء فعل مركب
توزيع فعل هاي مركب و بازتاب موضوعي آنها در نمودارهاي (۷-۱) تا (۷-۹) نمايان است.
۱۰- پيشنهاد براي تحقيقات بيشتر
الف – مطالعه و بررسي افعال مركب در زبان نوشتاري معيار و مقايسه آن با افعال مركب در زبان گفتاري معيار
ب – بررسي عوامل انسجام در گفتار كه منجر به بازتاب تهي موضوع ها مي شو.

۱۱- منابع
۱- دبيرمقدم محمد (۱۳۷۶) ، عقل مركب در زبان فارسي، مجله زبان شناسي سال ۱۲ شماره ۲/۱ ص ۴۶-۱
۲- زاهدي ، كيوان (۱۳۸۰) ساخت فعل مركب در فارسي نوين نگرشي كمينه گرا، رساله دكتري به راهنمايي دكتر دبير مقدم، دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تربيت مدرس
۳- محمد ابراهيمي زينب و علي محمد حق شناس، ۱۳۸۲ الف ، لزوم و تعدي در زبان فارسي معيار، فصلنامه علمي پژوهشي پژوهشكده دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه شهيد بهشتي

۴- محمد ابراهيمي زينب، ۱۳۸۲ ب، بررسي ساخت ها ي گروه فعلي در زبان فارسي نوشتاري معيار و مقايسه آن با زبان فارسي گفتاري معيار، رساله دكتري به راهنمايي دكتر علي محمد حق شناس، دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تربيت مدرس
۵- Haegeman , L. (1994) , “Introduction to government and binding Theory” ۲nd Edition, Bleckwell.
6- Hoppery , J ,pad , Thompson , Sandra A (1980) Transitivity in Grammar and Disconrse “ Language Journal of the Linguistic society of America, volume 65 , N.2. Warey Press Inc.

۶- ديدگاه اين پژوهش در مورد فعل مركب
طبق بررسي هاي انجام شده ديدگاه اين پژوهش را نسبت به فعل مركب زبان فارسي مي توان مطابق زير عنوان كرد:
الف – در برابر فعل ساده كه تنها از يك جزء تشكيل شده است فعل مركب فعلياست كه در ساخت آن بيش از يك جزء وجود داشته باشد.
ب – همسو با محمد ابراهيمي (۱۳۸۲ ال ف) مفعول هاي بي نشان دستوري كه داراي مشخصه [+ مشخص] از نظر گوينده هستند ارجاعي تلقي مي شود و در نتيجه فعل حاصل مركب انضمامي محسوب نمي گردد.

پ – مغاير با دبير مقدم ( ۱۳۷۶) اگر چه دو سازه فعل مركب از نظر معنايي يك واحد همبسته محسوب مي شود اما بر طبق داده هاي زباني و نيز شم زباني گويشوران فارسي زبان، از نظر ساخت و كاربرد مي توان به گسترش بين دو جزء قايل شد:
(۳۳) قبل از اينكه پاسخ اين سوار با بدهم خوبه كه يك سوال ديگررا پاسخ بدهم.