فــيــزيــك

الكتريسيته
الكتريسيته ساكن چيست؟
شما روي يك قاليچه راه مي رويد ، زنگ در را فشار مي دهيد و … زپ !!! شوكه مي شويد.

يا در هواي سرد ، شما پس از ورود به داخل كلاه خود را بر مي داريد و … لوبينگ !!! تمام موهاي شما سيخ شده ان

د . چه اتفاقي افتاده است ؟ و چرا اين اتفاق فقط در زمستان رخ مي دهد ؟
پاسخ اينست:
الكتريسيته ساكن

 

براي درك الكتريسيته ساكن ، بايد قدري در مورد ماهيت مواد بدانيم . به بيان ديگر مواد پيرامون ما از چه ساخته شده اند ؟
« تمام مواد از اتمها تشكيل شده اند » م نموده و يك نيمه را كنار بگذاريد . تقسيم كردن را مرتباً تكرار كنيد . بزودي شما يك قطعه بسيار كوچك خواهيد داشت كه بدون ميكروسكوپ ديده نمي شود . ممكن است كه اين تكه خيلي خيلي كوچك باشد ولي هنوز طلا است . اگر شما بتوانيد به تقسيم كردن ادامه دهيد ، سرانجام به كوچكترين ذره طلا دست خواهيد سافت كه اتم ناميده مي شود . اگر شما تقسيم كردن را ادامه دهيد ، اجزاء به دست آمده طلا نخواهد بود .

تمام چيزها در اطراف ما از اتم تشكيل شده است . تاكنون دانشمندان ۱۱۵ نوع اتم كشف كرده اند . هر چيزي را كه مي بينيد ، از تركيبات متنوع اين اتمها تشكيل شده است .ـ « اجزاء اتم ».
پس اتمها از چه چيزهايي تشكيل شده اند ؟ در وسط هر اتم يك « هسته » وجود دارد . هسته اتم داراي دو جزء بسيار ريز به نام هاي « پروتون » و « نوترون » مي باشد . ذرات بسيار ريز دوران كننده بدور هسته « الكترون » ناميده مي شود .

۱۱۵نوع اتم با يكديگر متفاوتند چون تعداد الكترون ها ، پروتون ها و نوترون هاي آنها متفاوتند .

خوب است مدل اتم را بصورت منظومه شمسي تصور كنيم . هسته در مركز اتم قرار دارد ، همانند خورشيد در قلب منظومه شمسي . الكترونها به دور هسته مي چرخند مثل سيارات دوار به دور خورشيد . مانند منظومه شمسي ، هسته بزرگتر از الكترونهاست . اتم تقريباً فضاي خاليست و الكترونها بسيار دور از هسته مي باشند . عليرغم صحت كامل اين مدل ، ما مي توانيم از آن براي درك الكتريسيته ساكن استفاده نمائيم .
( توجه : مدل دقيق نشان مي دهد كه الكترونها داراي حركت ۳ بعدي به اشكال گوناگون مي باشند كه اربيتال ناميده مي شود ، كه ممكنست در مباحث بعدي به آن اشاره شود . )

« بارهاي الكتريكي »
پروتونها ، نوترونها و الكترونها با يكديگر متفاوتند ، آنها هر يك خصوصيات منحصر به فرد خود را دارند . يكي از اين خصوصيات بار الكتريكي است . پروتونها بار (+) دارند . الكترونها داراي بار منفي مي باشند (ـ) . نوترونها هم كه فاقد بار مي باشند ، خنثي ناميده مي شوند . ميزان بار يك پروتونها برابر ميزان بار الكترونست ، زماني كه تعداد پروتونهاي يك اتم با تعداد نوترونهاي آن برابر باشد ، اتم فاقد بار بوده و خنثي ناميده مي شود .

« الكترونها مي توانند حركت كنند »
در داخل هسته پروتونها و نوترونها محكم به هم چسبيده اند . در نتيجه هسته نمي تواند تغيير كند . ولي بعضي از الكترونهاي خارجي ضعيف نگه داشته مي شوند . آنها مي توانند از يك اتم به اتم ديگر بروند . اتمي كه الكترونهاي خود را از دست داده است بار مثبت (پروتون) بيشتري (نسبت به الكترون ) دارد . اين اتم بار مثبت دارد . اتمي كه الكترون كسب مي كند بار منفي بيشتري نسبت به اجزاء مثبت به دست مي آورد . اين اتم بار منفي دارد . اتم باردار « يون » ناميده مي شود .

بعضي مواد الكترونهاي خود را محكم نگه مي دارند . الكترونها نمي توانند به راحتي از ميان آنها عبور نمايند . اين قسم مواد عايق ناميده مي شوند . پلاستيك ، پارچه و هواي خشك عايقهاي خوبي هستند . ساير مواد داراي چند الكترون نه چندان محكم هستند كه به راحتي بين آنها جابجا مي شوند . اين گونه مواد رسانا ناميده مي شوند . اكثر فلزات رساناهاي خوبي هستند .
چگونه ما مي توانيم الكترونها را از جايي به جاي ديگر منتقل نمائيم ؟ يك راه بسيار معمول مالش دو جسم به يكديگر است . اگر آنها از دو جنس متفاوت باشند و هر دو عايق باشند ممكنست

الكترونها از يكي به ديگري منتقل گردد . مالش بيشتر ، حركت بيشتر الكترونها و در نتيجه ايجاد بار بيشتر . ( دانشمندان معتقدند كه مالش يا اصطكاك سبب حركت الكترونها نمي شود ، بلكه تماس بين دو ماده سبب ايجاد اين حالت مي گردد . مالش تنها سبب افزايش سطح تماس مي شود )
الكتريسيته ساكن نتيجه عدم توازن بين بارهاي مثبت و منفي است .

« تأثير متقابل »
بارهاي مثبت و منفي به صورت جالبي روي يكديگر اثر مي گذارند . آيا تاكنون نام « تأثير متقابل » به گوشتان خورده است ؟
خب ، اين واقعيت دارد . دو جسم با بارهاي متفاوت يا متضاد ( مثبت و منفي ) يكديگر را جذب مي كنند ، يا به سمت هم كشيده مي شوند ، اجسام با بارهاي مشابه ( هر دو مثبت يا هر دو منفي ) يكديگر را دفع مي نمايند .

جذب بارهاي متضاد

دفع بارهاي مشابه
جسم باردار ، اجسام خنثي را نيز جذب مي نمايد . فكر كنيد كه چگونه مي توان يك بادكنك را به ديوار بچسبانيد . اگر شما بادكنك را با مالش آن بر روي موهايتان باردار كنيد ، الكترون اضافي را جذب نموده و داراي بار منفي مي شود ، نگه داشتن آن نزديك يك شيء خنثي باعث تحريك بارهاي موجود در آن جسم مي شود . اگر جسم رسانا باشد ، بسياري از الكترونها به سادگي به سمت ديگر مي روند ، و تا حد امكان از بادكنك دور مي شوند .

اگر جسم عايق باشد ، الكترونهاي موجود در اتم و مولكول فقط مي توانند به صورت جزئي به سمت ديگر حركت كنند و از بادكنك دور شوند . در هر صورت بارهاي مثبت بيشتري كنار بادكنك منفي وجود دارد . تأثير متقابل . بادكنك مي چسبد . ( حداقل تا زمانيكه الكترونهاي موجود روي بادكنك جدا شوند .) اين فرايند براي اجسام خنثي يا باردار مثبت همانندست .

پس ارتباط همه اين موارد با شوك چيست ؟ يا موهاي پر از الكتريسيته ؟ وقتيكه شما كلاه پشمي تان را بر مي داريد موهاي شما را در خلاف جهت مالش مي دهد . الكترونها از موهاي شما به سمت كلاه مي رود . حالا هر يك از تارهاي موي شما داراي بار مثبت مي باشد . بخاطر داشته باشيد ، اجسام با بارهاي مشابه يكديگر را دفع مي نمايند . بنابراين موها سعي مي كنند تا حر ممكن از يكديگر دور شوند . پس تا حد امكان راست شده و از هم دور مي شوند . چه روز بدي براي موها !

اگر شما روي يك قالي راه برويد ، الكترونها از قاليچه به شما منتقل مي شود . حالا شما الكترون اضافي داريد . زنگ در را لمس كنيد و زپ !!! زنگ در رساناست . الكترونها از شما به زنگ در منتقل مي شوند . شما شوكه مي شويد . ما معمولاً به الكتريسيته ساكن در زمستان توجه مي كنيم وقتيكه هوا بسيار خشك است . در تابستان ، هوا مرطوبتر است . آب موجود در هوا از حركت سريع الكترونها جلوگيري مي كند . بنابراين شما نمي توانيد بار زيادي ايجاد كنيد .

سوخت هاي جايگزين
مقدمه:
.امروزه به جاي سوختهاي فسيلي مانند نفت، از سوخت هاي جايگزين بسياري استفاده مي‌شودزارت نيروي آمريكا، سوخت‌هاي زير را به عنوان جايگزيني براي بنزين طبقه‌بندي مي‌كند:
_ بيوديزل
_ سوخت الكتريكي
_ اتانول
_ هيدروژن
_ متانول
_ گاز طبيعي CNG/LNG
_ پروپان LPG
_ سريP
_ سوخت خورشيدي
در اينجا ، اطلاعات متنوعي در اين باره همراه با منابع ديگر و جزئيات بيشتر در اختيارتان
قرار خواهد گرفت

تاريخچه مختصر فيزيكتاريخچه مختصر فيزيك
ما قبل تاريخ: همانطور كه پيشينيان از روي تجربه و آزمايش به خواص باطني تعدادي از اجسام پي برده و از تركيب مواد به وسايل مختلف (تشويه، نكليس، تقطير و …) مواد شيميايي به دست آورده و براي علماي شيمي جديد مايه اي درست كرده اند، همينسوخت الكتريكي چيست؟

الكتريسيته در ميان ديگر سوخت هاي جايگزين از آن جهت منحصر به فرد است كه نيروي
مكانيكي، مستقيماً از نيروي الكتريسيته حاصل مي‌شود، در حاليكه ديگر سوخت‌هاي جايگزين از
طريق احتراق، انرژي شيميايي ذخيره شده را براي فراهم آوردن نيروي مكانيكي، آزاد مي‌كنند
نيروي محركه، توسط يك موتور الكتريكي از الكتريسيته توليد مي‌شود. جريان الكتريسيته كه
نيروي لازم را در اختيار وسيله نقليه مي‌گذارد، عموماً توسط باطري توليد مي‌شود اما فيول سل‌ها
نيز مورد مطالعه و بررسي قرار مي‌گيرند. باطري‌ها ابزارهاي ذخيره انرژي ‌اند اما فيول سل‌ها ب

ر
خلاف باطري‌ها، انرژي شيميايي را به الكتريسيته تبديل مي‌كنند. انواع گوناگون باطري براي استفاده در وسايل نقليه برقي مورد آزمايش قرار مي‌گيرند. برخي از تكنولوژي‌هايي كه مورد استفاده يا ارزيابي قرار مي‌گيرند، عبارتند از: اسيد سرب، نيكل- كادميوم، نيكل- آهن، نيكل- روي، نيكل- هيدريد فلز، نيكل- سديم كلرايد، برومين- روي، سولفور- سديم، ليتيم، هوا- روي و هوا- آلومينيوم.

سوخت الكتريكي چگونه ساخته مي‌شود؟
الكتريسيته در نيروگاههاي سرتاسر كشور توليد مي‌شود و با استفاده از سيستم انتقال با ولتاژ بالا به
جايگاههاي فرعي انتقال مي‌يابد و در آنجا به ولتاژ پايين تبديل مي‌شود و سپس از طريق سيستم‌هاي توزيع به خانه‌ها و مراكز كار حمل مي‌گردد. سازمان تحقيقي نيروي الكتريسيته (EPRI) ، زير بناي وسايل نقليه برقي را تا ۹۸ درصد مناسب مي‌داند. دو درصد باقي مانده مربوط به توسعه اتصال از شبكه برق به وسيله نقليه و تعيين نحوه شارژ مجدد وسايل نقليه و تاثير بر شبكه برق است.
برخي از صنايع همگاني، براي نظارت بر هدف برقي كردن وسايل نقليه به منظور استفاده از ساعات
كار خاص و زمانهاي كم تراكم تر برق براي شارژ مجدد در شب- هنگاميكه بار كلي كمتر است-
محرك‌هايي را ايجاد و توسعه داده‌اند.

بازار سوخت
هزينه سوخت الكتريكي تقريباً مقرون به صرفه است، خصوصاً اگر از زمانهاي كم تراكم تر استفاده
شود. با اين حال هزينه الكتريسيته بنا بر موقعيت مكاني، نوع توليد و زمان استفاده در سرتاسر
كشور متفاوت است.
براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد وسايل نقليه برقي و مشاهده وسايل نقليه برقي موجود براي
فروش يا اجاره، به صفحه AFDC وسيله نقليه برقي مراجعه كنيد.

مزايا
نداشتن هيچ نوع خروجي از لوله اگزوز اولين مزيت داشتن يك وسيله نقليه برقي است كه محيط را
آلوده نميكند با اين حال، برخي بر اين باورند كه وسايل نقليه برقي داراي انتشاراتي نيز هستند –
انتشاراتي كه در طي روند توليد برق در نيروگاهها به وجود مي‌آيند. وقتي سرمايه گذاري تقريباً زياد اوليه براي وسايل نقليه برقي انجام شد،”سوخت“ و هزينه‌هاي تعمير ”كم“ از ويژگي‌هاي مقرون به صرفه اين وسايل خواهند بود. هزينه مقدار مساوي از سوخت براي وسايل نقليه برقي كمتر از قيمت بنزين است. همچنين در وسايل برقي تعميرات كمتري انجام مي‌شود- وسايل نقليه برقي قسمت‌هاي متحرك كمتري براي سرويس و جايگزيني دارند. علاوه بر اين، سرمايه‌هاي زيادي صرف تشويق افراد براي خريد AFV شده است. براي كسب اطلاعات بيشتر به راهنماي خريدار ناوگان مراجعه شود.

طور هم تحقيق در خواص فيزيكي اجسام از مسايل تازه نيست و از قديم الايام انسان در صدد كشف آنها بوده و فيزيك جديد در حقيقت مولود توجهات و تحقيقات پيشينيان مي باشد. مثلاً تالس كه از قديمي ترين حكماي سبعه است و در شش قرن قبل از ميلاد مي زيسته ثابت كرد كه از مالش كهربا خاصيتي در آن ظاهر مي شود كه اجسام سبك را جذب مي كند.
همچنين فيثاغورث رياضيدان و حكيم معروف يوناني به همراه شاگردانش به پاره اي مسائل و قضاياي صوت پي برده بودند. ارسطو نيز در چهار قرن قبل از ميلاد تئوري هاي دقيقي در باب كائنات الجو (قوس و قزح، هاله هاي قمري و شمسي، شفق شمالي و شبنم) استخراج كرده است. ارشميدس در سه قرن قبل از ميلاد آتي از قبيل جرثقيل، منجنيق، ميزان الغلظه و پيچ ارشميدس را اختراع نمود. قانوني را كه ارشميدس موفق به كشف آن گرديد از اين قرار است: بر كليه اجسام

مرتمسه در سيال (مايعات و گازها) فشاري از زير به رو وارد مي آيد كه مقدار آن مساوي است با وزن سيال تغيير مكان يافته. بطلميوس نيز منجم و رياضيدان يوناني قرن دوم ميلادي تحقيقات عميقي راجع به نور كرده است. پس از بطلميوس تحقيقات فيزيكي تا قرن سيزدهم متوقف شد و فقط عده اي از قبيل جابر و محمد بن موسي در اين رشته زحماتي كشيدند و اطلاعات قابل توجهي كسب كردند.
قرون وسطي: در اين قرن دو اختراع مهم به عمل آمد. يكي آئينه هاي صيقلي و ديگري عينك. در قرن چهاردهم استفاده از قطب نما تعميم يافت. قرن پانزدهم تقريباً چيز مهمي راجع به فيزيك ندارد. ولي در قرن شانزدهم مباحث ثقل و نورو مغناطيس كمال يافته اند. جانسون ميكروسكوپ را اختراع كرد (۱۵۹۰) و روبرت نورمن ميل مغناطيسي را تعيين نمود و بالاخره ژيلبرت اولين تجارب علمي 
فيزيك جديد: پايه فيزيك جديد در قرن هفدهم توسط گاليله گذارده شد. ترازوي آبي- ميزان الحراره و دوربين نجومي از اختراعات و كشفيات او مي باشد. رصدهاي دقيق گاليله او را به سلسله هيئت كوپرنيك هدايت نمود و برعكس نظريه قدما كه زمين را مركز عالم مي دانستند ثابت كرد كه مركز عالم شمسي خورشيد است نه زمين. اگرچه اول مخترع ميزان الحراره گاليله مي باشد ولي نقطه ذوب يخ را براي صفر ميزان الحراره (دماسنج) هوك قرار داد و ثبوت غليان آن را هالي تعيين كرد.

دكارت قوانين انكسار و تئوري قوس قزح را بنا نهاد. توريچلي نيز ميزان الهوا (دماسنج) را ساخت. نيوتن منجم، رياضيدان و فيزيكدان انگليسي جاذبه عمومي عالم را كشف كرد. بويل ماشين تخليه هوا را كه قاضي عدليه شهر ماگدبورگ اختراع كرده بود تكميل نمود. اگرچه قرن هجدهم براي فيزيك به درخشندگي قرن هفدهم نمي باشد ولي آن را قرن بي ثمري هم نمي توان ناميد.
در اين قرن دوفه جذب و دفع هاي الكتريكي را تحت تحقيق درآورد و الكتريسيته اين است كه دو الكتريسيته هم جنس يكديگر را دفع و دو الكتريسيته مخالف همديگر را جذب مي نمايند. خلاصه

كارهاي دوفه به تجسسات بي فايده علما خاتمه داد و از آن به بعد الكتريسيته وارد تاريخ تازه اي شد. سال ۱۸۰۰ تجربه گالواني، ولتا را به اختراع پيل يعني اساس الكتريسيته جاري هدايت كرد. در اين قرن خيالي هواپيمايي كه از آرزوهاي ديرينه بشر بود در ذهن اروپائيان قوت گرفت از جمله دو برادر ميشل منگفليه و اتين منگفليه رئيس كارخانه كاغذ سازي آننه كه در پنجم ژوئن سال ۱۷۸۳ بالني درست كرده و به هوا فرستادند بسياري از دانشمندان براي كشفيات علمي با بالن هاي مدور به ارتفاعات بالا رفته اند از جمله گي لوساك فيزيكدان و شيميدان معروف فرانسوي كه تا

حدود ۷۰۰۰ متري رفت و ملاحظه نمود كه در اين ارتفاع هوا به قدري خشك مي باشد كه پوست بدن جمع مي شود و كاغذ و مقوا مثل اينكه در مجاورت آتش شديدي باشند پيچيده و لوله مي شوند در قرن نوزدهم دامنه فيزيك بسط شاياني پيدا كرد و مخصوصاً استفاده از آلات فيزيكي در صنايع و كارخانجات روز به روز رو به افزايش نهاد. در سال ۱۸۰۱ كارليسل و نيكلسون آب را تجزيه كردند. در سال ۱۸۰۷ ديوي به وسيله تجزيه الكتريكي املاح قليايي سديم و پتاسيم را به دست آورد. پلانته آ كومولاتر را ساخت. ارستد دانشمند دانماركي ثابت كرد كه جريان الكتريسيته عقربه

مغناطيسي را كه هميشه به جهت ثابتي متوجه است منحرف مي سازد (۱۸۱۹). بايد دانست كه مبحث مغناطيس الكتريكي نتيجه اكتشافات دو دانشمند برجسته يعني ارستد و آمپر مي باشد. فارادي نيز الكتريسيته را بنا نهاد. آراگو قانون آمپر را تكميل كرده و گائوس از بزرگترين منجمين و رياضيدانان آلماني اختراع تلگراف را تكميل كرد . بعدها طبيعي دان آمريكايي بنام مرس الفبايي براي تلگراف درست كرده و دستگاه آن را ساخت. بالاخره پس از آنكه دامنه الكتريسيته وسعت يافت، واسطه انتقال اخبار جريات الكتريسيته شد.
ما قبل تاريخ: همانطور كه پيشينيان از روي تجربه و آزمايش به خواص باطني تعدادي از اجسام پي برده و از تركيب مواد به وسايل مختلف (تشويه، نكليس، تقطير و …) مواد شيميايي به دست آورده و براي علماي شيمي جديد مايه اي درست كرده اند، همينطور هم تحقيق در خواص فيزيكي اجسام از مسايل تازه نيست و از قديم الايام انسان در صدد كشف آنها بوده و فيزيك جديد در

حقيقت مولود توجهات و تحقيقات پيشينيان مي باشد. مثلاً تالس كه از قديمي ترين حكماي سبعه است و در شش قرن قبل از ميلاد مي زيسته ثابت كرد كه از مالش كهربا خاصيتي در آن ظاهر مي شود كه اجسام سبك را جذب مي كند.
همچنين فيثاغورث رياضيدان و حكيم معروف يوناني به همراه شاگردانش به پاره اي مسائل و قضاياي صوت پي برده بودند. ارسطو نيز در چهار قرن قبل از ميلاد تئوري هاي دقيقي در باب كائنات الجو (قوس و قزح، هاله هاي قمري و شمسي، شفق شمالي و شبنم) استخراج كرده است. ارشميدس در سه قرن قبل از ميلاد آتي از قبيل جرثقيل، منجنيق، ميزان الغلظه و پيچ ارشميدس ر

ا اختراع نمود. قانوني را كه ارشميدس موفق به كشف آن گرديد از اين قرار است: بر كليه اجسام مرتمسه در سيال (مايعات و گازها) فشاري از زير به رو وارد مي آيد كه مقدار آن مساوي است با وزن سيال تغيير مكان يافته. بطلميوس نيز منجم و رياضيدان يوناني قرن دوم ميلادي تحقيقات عميقي راجع به نور كرده است. پس از بطلميوس تحقيقات فيزيكي تا قرن سيزدهم متوقف شد و فقط عده اي از قبيل جابر و محمد بن موسي در اين رشته زحماتي كشيدند و اطلاعات قابل توجهي كسب كردند.
قرون وسطي: در اين قرن دو اختراع مهم به عمل آمد. يكي آئينه هاي صيقلي و ديگري عينك. در قرن چهاردهم استفاده از قطب نما تعميم يافت. قرن پانزدهم تقريباً چيز مهمي راجع به فيزيك ندارد. ولي در قرن شانزدهم مباحث ثقل و نورو مغناطيس كمال يافته اند. جانسون ميكروسكوپ را اختراع كرد (۱۵۹۰) و روبرت نورمن ميل مغناطيسي را تعيين نمود و بالاخره ژيلبرت اولين تجارب علمي الكتريكي و مغناطيسي را در كتاب معروفش (magnefe) منتشر ساخت.
فيزيك جديد: پايه فيزيك جديد در قرن هفدهم توسط گاليله گذارده شد. ترازوي آبي- ميزان الحراره و دوربين نجومي از اختراعات و كشفيات او مي باشد. رصدهاي دقيق گاليله او را به سلسله هيئت كوپرنيك هدايت نمود و برعكس نظريه قدما كه زمين را مركز عالم مي دانستند ثابت كرد كه مركز عالم شمسي خورشيد است نه زمين. اگرچه اول مخترع ميزان الحراره گاليله مي باشد ولي نقطه ذوب يخ را براي صفر ميزان الحراره (دماسنج) هوك قرار داد و ثبوت غليان آن را هالي تعيين كرد. دكارت قوانين انكسار و تئوري قوس قزح را بنا نهاد. توريچلي نيز ميزان الهوا (دماسنج) را ساخت.

نيوتن منجم، رياضيدان و فيزيكدان انگليسي جاذبه عمومي عالم را كشف كرد. بويل ماشين تخليه هوا را كه قاضي عدليه شهر ماگدبورگ اختراع كرده بود تكميل نمود. اگرچه قرن هجدهم براي فيزيك به درخشندگي قرن هفدهم نمي باشد ولي آن را قرن بي ثمري هم نمي توان ناميد.
در اين قرن دوفه جذب و دفع هاي الكتريكي را تحت تحقيق درآورد و الكتريسيته اين است كه دو الكتريسيته هم جنس يكديگر را دفع و دو الكتريسيته مخالف همديگر را جذب مي نمايند. خلاصه كارهاي دوفه به تجسسات بي فايده علما خاتمه داد و از آن به بعد الكتريسيته وارد تاريخ تازه اي

شد. سال ۱۸۰۰ تجربه گالواني، ولتا را به اختراع پيل يعني اساس الكتريسيته جاري هدايت كرد. در اين قرن خيالي هواپيمايي كه از آرزوهاي ديرينه بشر بود در ذهن اروپائيان قوت گرفت از جمله دو برادر ميشل منگفليه و اتين منگفليه رئيس كارخانه كاغذ سازي آننه كه در پنجم ژوئن سال ۱۷۸۳ بالني درست كرده و به هوا فرستادند بسياري از دانشمندان براي كشفيات علمي با بالن هاي مدور به ارتفاعات بالا رفته اند از جمله گي لوساك فيزيكدان و شيميدان معروف فرانسوي كه تا حدود ۷۰۰۰ متري رفت و ملاحظه نمود كه در اين ارتفاع هوا به قدري خشك مي باشد كه پوست بدن جمع مي شود و كاغذ و مقوا مثل اينكه در مجاورت آتش شديدي باشند پيچيده و لوله مي شوند در قرن نوزدهم دامنه فيزيك بسط شاياني پيدا كرد و مخصوصاً استفاده از آلات فيزيكي در صنايع و كارخانجات روز به روز رو به افزايش نهاد. در سال ۱۸۰۱ كارليسل و نيكلسون آب را تجزيه كردند. در سال ۱۸۰۷ ديوي به وسيله تجزيه الكتريكي املاح قليايي سديم و پتاسيم را به دست آورد. پلانته آ كومولاتر را ساخت. ارستد دانشمند دانماركي ثابت كرد كه جريان الكتريسيته عقربه مغناطيسي را كه هميشه به جهت ثابتي متوجه است منحرف مي سازد (۱۸۱۹). بايد دانست كه مبحث مغناطيس الكتريكي نتيجه اكتشافات دو دانشمند برجسته يعني ارستد و آمپر مي باشد.

فارادي نيز الكتريسيته را بنا نهاد. آراگو قانون آمپر را تكميل كرده و گائوس از بزرگترين منجمين و رياضيدانان آلماني اختراع تلگراف را تكميل كرد . بعدها طبيعي دان آمريكايي بنام مرس الفبايي براي تلگراف درست كرده و دستگاه آن را ساخت. بالاخره پس از آنكه دامنه الكتريسيته وسعت يافت، واسطه انتقال اخبار جريات الكتريسيته شد.