فناوري آموزشي

كليات
جامعه در حال خيزش ما به شدت نيازمنديك ديدگاه آموزشي جديد و در عين حال شاداب است كه هم نوعي (( فلسفه توسعه آموزشي ـ پرورشي )) باشد و هم بتواند چشم انداز

روشني از آينده آموزش كشور ترسيم نمايد .
شرايط جديد, ملت ها را در برابر دو ديدگاه آموزشي زير قرار داده است :

ديدگاه آموزش با تكيه بر فناوري اطلاعاتي و ارتباطي
ديدگاه يادگيري دائمي و مادام العمر و ژرف

انقلاب تكنولوژي سيماي جهان را به سرعت تغيير مي دهد و فناوري اطلاعات هم اكنون نيز زندگي مردم رادگرگون كرده است .خط شكني هايي كه در فناوري مواد و نانو تكنولوژي و بيوتكنولوژي روي مي دهد اين دگرگوني ها را تشديد خواهد كرد . اين تكنولوژي ها نه تنها تاثيرات عميقي بر زندگي انسان دارند بلكه چنان در هم تنيده اند كه انقلاب فناوري را به انقلاب چند رشته اي تبديل كرده اند از اين رو شتاب پيشرفت درهر زمينه مضاعف شده است .

فناوري اطلاعاتي و ارتباطي ((ICT شالوده بقا و توسعه ي ملي كشور , در يك محيط جهاني به سرعت در حال تغيير و تحول است و همين امر ما را در پي ريزي طرح هاي نو , برجسته و شوق انگيز به چالش فرا مي خواند تا در پرتو آن ,منابع انساني و زيرساخت هاي قابل اعتماد بنا شود و در واقع ابزارها و وسايل لازم براي برنامه ريزي , مديريت و ارزيابي تغييرات توسعه و دستيابي به رشد پايدار مورد نظر قرار گيرد و البته از سويي نيز اطلاعات بدون ارتباطات و ارتباطات نيز بدون اطلاعات كاربرد نداشته استفاده از فناوري براي تسهيل در رفع نيازهاي افراد هر جامعه بسيار مهم است . داشتن ديد و دانشي جامع راجع به فناوري , مهارت هاي ابزاري و توانايي به كارگيري فناوري و مهارتهاي مربوطه, درك فرايندهاي گردش اطلاعات, توانايي سازگاري همراهي و تسلط بر تغييرات سريع و مداوم همه و همه از طريق آموزش فناوري اطلاعات و ارتباطات در قالب مدل هاي نوين آموزش در كلاس هاي درس ميسر خواهد بود.

يادگيري , فراگيران را آماده مي كند تااز موضع لياقت با چالش هاي خصوصي و حرفه اي خود روبه رو شوند اما اين كافي نيست فراگيران بايد بتوانند به شهروندان شايستهي جامعهي مدني جهاني در عصر حاضر و آينده تبديل شوند و اين تنها در سايه يادگيري ژرف از راه توزيع عادلانه فرصت هاي يادگيري در جامعه , مشاركت عمومي همه بخش هاي كشور در ايجاد جامعه ي يادگيرنده و بهره برداري از منابع آن امكان پذير خواهد بود .

از طريق تمركز يادگيري , جامعه شرايطي را مي آفريند كه پشتيبان توسعه ي پايدار و موفقيت آميز و مبتني بر دانش خواهد بود.
جامعه ي يادگيرنده بالاترين اولويت ها را به آموزش مي دهد و بر توسعه ي ظرفيت هاي آموزشي خود تاكيد مي كند . در جامعه ي يادگيرنده , خلاقيت و نو آوري دو ارزش اجتماعي بسيار پرقيمت محسوب مي شوند و گسترش همكاري ها و هم افزايي ها در خلق و توزيع دانش ,تسهيل و تشويق مي شود و تعامل دانش و مهارت به مثابه ي فرايند افزايش خلاقيت , مورد توجه قرار مي گيرد . كليد طلايي جوامع ياد گيرنده , سيستم آموزشي و در راس آن مدارس

به ويژه مدارس با مدل هاي خاص يادگيزي است . در مدل هاي خاص يادگيري تلاش مي شود تا يادگيرندگان آينده را ببينند, بفهمند و در اختيار بگيرند.
مقدمه
بهره گيري ازتكنولوژي آموزشي به مفهوم جديد آن بي شك يكي از نوآوري هاي آموزشي محسوب مي شود. تكنولوژي آموزشي يا فناوري آموزشي اكنون صرفا” كاربرد دستگاه هاي سمعي و بصري نيست آموزش نيز امروز معني و مفهوم جديدي پيدا كرده است. مواد و وسايل آموزشي روز به روز تنوع بيشتري مي يابند و كتاب درسي تنها يكي از آنها به حساب مي آيد.

نقش معلم هم بيشتر راهنمايي و رهبري و هدايت است تا متكلم وحده بودن.
پيشرفت علوم وفنون و توسعه حجم دانش بشري,تغيير شرايط و امكانات زندگي فردي و اجتماعي ,نفوذ تكنولوژي و صنعت در روابط ملي و بين المللي, نقش زمان در سرنوشت ملت ها , ظهور مشاغل وتخصص هاي جديدتغيير نيازهاي جامعه , آگاهي ملت و… همه وهمه در تغيير و تحول برنامه ها اثر مي گذارند .
يكي از برنامه هاي ويژه , تاسيس هسته ي اصلي فعاليت مدارس , محيطهايي است كه به صورت ( مركز مواد آموزشي (IMC طراحي مي شوند . چند نوع مركز مواد آموزشي تا كنون طراحي شده و مورد بهره برداري قرار گرفته است .

نوع اول اين مركز به گونه اي است كه مورد استفاده مشترك معلمان و دانش آموزان چندين مجتمع آموزشي به هم پيوسته است.
نوع دوم مزكز مواد آموزشي يك مجتمع آموزشي است كه منبع ذخيره و تغذيه همه مدارس يك مجتمع است .

نوع سوم مربوط به يك مدرسه است و امكان يادگيري از يك مجموعه وسايل آموزشي را در مدرسه فراهم مي سازد .
نوع چهارم مربوط به كلاس درس است و فرصت يادگيري مفاهيم هر ماده درسي را در محيط كلاس درس فراهم مي آورد .
در اين نوع مركز يادگيري تحت عنوان مركز يادگيري كلاس classroom learning center دانش آموزان ميتوانندبا دسترسي به انواع ابزارها ي آموزشي فرصتهاي يادگيري را در سطوح مختلف گسترش دهند در نوع چهارم مركز موادآموزشي انواع لوازم و ابزار آموزشي از قبيل كتاب و ساير مطالب چاپي , فيلم هاي علمي, آموزشي , نشريات , عكس , اسلايد , كلكسيونها و دستگاههاي سمعي و بصري

(تلويزيون , نوار ضبط صوت , ويدئو , وكامپيوتر و …) هنگام اجراي روش هاي تدريس با توجه به تفاوتهاي فردي فراگيرن شرايطي را پديد مي آورند كه تحت اين شرايط مفاهيم آموخته شده عمق و وسعت بيشتري مي يابند و مطالب درسي با درك كامل دريافت مي شوند .

به منظور ياري دادن به فراگيران و براي ايجاد يك محيط پربار آموزشي ـ يادگيري ,مواد كمك آموزشي چند حسي ( (multi sensory زيادي تهيه شده كه مي توان ماشين هاي آموزشي , تلويزيون ,فيلم , ابزارهاي باز يابي اطلاعات,وسايل و تجهيزات آزمايشگاهي و … را نام برد كه در مركز يادگيري كلاس قرار مي گيرد .
از سويي ديدگاه جديد به آموزش از محتوا مركزي ( (content centered به فرايند محوري ( (process centeredويادگيري محوري((learning centered
چرخش داشته و نقش معلم از انتقال دهنده اطلاعات به هدايت كننده ي فعاليتهاي يادگيري تغيير يافته است .

از آنجا كه يادگيري نيز با بهره گيري از يك يا چند مورد از پنج حس بهتر رخ مي دهد رسانه ها ومواد تكنولوژي آموزشي به مقدار زياد به كلاس هاي درس راه يافته اند .
تكنولوژي آموزشي خدمات آموزشي برتري از آنچه كه معلم انجام ميدهد عرضه ميكند وقتي كه مي تواند مطالبي را كه معلم عرضه مي كند تكميل كند يا وقتي كه به دانش آموز و معلم امكان مي دهد وقت و تلاش خود را به حل مسئله معطوف دارند نقش بسزايي در كلاس درس ايفا مي كند .مواد چند رسانه اي كه در كلاس مورد استفاده قرار مي گيرند در جهت ياري رساندن به دانش آموز براي چيرگي بر حقايق , اصول و مهارتهايي كه به تمرين هاي مكرر نياز دارد , بسيار موثر است .

به طور كلي مطالعات تحقيقي و نتايج پژوهش ها نشان مي دهد آموزش تلويزيوني و استفاده از فيلم هاي درسي , نوارها و ابزار آموزشي و مواد يادگيري فرصت بيشتري براي يادگيري و كار انفرادي يا گروهي در اختيار دانش آموزان قرار مي دهد , همچنين اين امكان را فراهم مي سازد كه هر دانش آموز با ميزان توانايي خود پيش برود و هر زمان كه فرصت يافت در زمينه هايي كه مشكل دارد ابزارهايي را انتخاب كند .

تكنولوژي آموزشي با فراهم ساختن امكان آموزش كمي ـ كيفي براي همه دانش آموزان فواصل موجودرا مي پوشاند . با به كارگيري ابزارهاي آموزشي دانش آموزان نياز ندارند كه فقط به كتاب درسي به عنوان تنها منبع اطلاعاتي محدود باشند .تلويزيون , فيلم ,پوستر ,مدلها مولاژها و … دانش آموزان را با واقعيات به طور ملموس مرتبط مي سازند .

به هر صورت دستيابي به ساختار بهينه و فرايند آموزشي مناسب به كمك ابزارها و روش هاي جديد آموزشي مستلزم اجراي برنامه هاي فعال و هدفمند است .برنامه هايي كه فراگيرندگان را در جريان آموزش فعال نگهدارند ,آنان را به انجام تكاليف علاقه مند , آنان را براي يادگيري مسئول سازند , آنان را در مورد كنش هاي خود دقيق كنند و براي فعاليت هاي آينده آماده سازند .

مر كز يادگيري كلاس درس : جايي است كه مقدار زيادي از مواد يادگيري و وسايل آموزشي به منظور كمك به خود آموزي فراگيران در آن موجود است . در اين مدل كلاس به قصد توانا ساختن فراگيران براي يادگيري , مواد آموزشي به نحوي كه دسترسي به آنها آسان بوده و فراگيران بتوانند نياز هاي آموزشي خود را در جهت كار , به صورت فردي يا گروهي برآورده نمايند و همچنين در جهت زمينه سازي پيشرفت بر حسب توانايي و خواستشان باشد , فراهم شده است و هر اقدامي كه براي بهبود فرايند ياددهي ـ يادگيري صورت مي گيرد به منظور آسان سازي يادگيري فراگيران انجام مي شود .

توانايي و استعداد فراگيرندگان براي يادگيري به شدت از محيط مدرسه متاثر است و در محيط شوق انگيز ,آموزش سهل تر صورت مي گيرد .در صورت وجود تجهيزات لازم و مطلوب و مناسب و همچنين به رسانه و مواد آموزشي نيز با توجه به برنامه هاي زمانبندي شده آموزشهايي كه منجر به يادگيري معني دار مي گردد, صورت مي گيرد .

مواد آموزشي : عناصر اصلي فرايند ياددهي ـ يادگيري به شمار مي روند . بدون مواد آموزشي امكان تبادل تجربه بين معلم و فراگيرنده ضعيف است و نمي توان برنا مه ي تحصيلي مورد نظر را به سادگي اجرا كرد. مواد آموزشي , اطلاعات لازم را فراهم مي آورند ارائه اطلاعات را در قالب عرضه و توالي مطالب درسي سازمان مي دهند ,فرصتاستفاده از آموخته ها را براي فرا گيرندگان مهيا مي سازند و …

استفاده از مواد و وسايل آ موزشي با تدوين اهداف كاملاً مشخص در زمينه پيشرفت تحصيلي و با انجام فعاليتهاي آموزشي از پيش برنامه ريزي شده ضمن جهت دادن منابع موجود فيزيكي و مادي فعاليتهاي مدارس مجري طرح كلاس درس را براي دستيابي به اهداف آموزشي تنظيم ميكنند .
به طور كلي در اين مدارس براي استفاده از امكانات آموزشي در جهت اعتلاي فراگيران و حصول به اهداف اساسي تعليم و تربيت و توجه به ابعاد مختلف رشد (معنوي , جسمي اخلاقي , عقلاني , اجتماعي و … ) هر ابزاري را با هدف ياددهي ـ يادگ

يري مورد استفاده قرار مي دهند و هر وسيله و اسبابي كه در متن فعاليتهاي ياددهي ـ يادگيري حضور يابد ((ابزار آموزشي ))محسوب مي شود .
مواد و ابزارهاي آموزشي همواره در حال تغيير و دگرگوني هستند و به اصطلاح ((روز آمد و بهنگام ))مي شوند , معلمان فكور و خلاق علاوه بر استفاده از

ابزارهاي آموزشي به روز و بهنگام ابزار سازي و ابزار آفريني مي كنند ((tool maker instrument maker چنين معلماني قادرند از كمترين امكانات بيشترين بهره را ببرند .با ساده ترين ابزارهايي كه در محيط قابل كشف است , شوق انگيزترين ياددهي ها را عرضه بدارند . براي اين معلمان قلم كاغذ ,تخته سياه , كتابهاي غير درسي , پوشاك ,پارچه , ميخ ,پيچ , اره , آچار , ظرف ,تخته ماهوتي , انواع مواد و قلم رنگي , رنگ و روغن , زرورق , گل و گياه برگ و ساقه و شاخه و خس و خاشاك و …به همان اندازه ارزش و اعتبار ((ابزار بودن )) دارد كه وسايل سنگين و بزرگ در اصطلاح پيشرفته اي كه به صورت دستگاههايي نظير كامپيوتر ,

ماشينهاي الكترونيك , تلويزيون مدار بسته ,ويدئو و … جلوه گر مي شوند و در تكنولوژي آموزشي , سخت افزار آموزشي ناميده مي شوند .
به راستي براي معلم ((شاگرد مدار )) كه ناچار بايد (( ابزار گرا )) هم باشد هر چيز كه در محيط و در زندگي او وشاگردانش هست جزو ابزارهاي آموزشي به حساب مي آيد .

براي ياددهنده ي عاشق و علاقه مند هر چيز و همه چيز ابزار آموزشي است . تنها اعتقاد و باور به يادگيري هاي ديداري ـ شنيداري , يادگيريهاي عملي , يادگيريهاي توام با تفكر و تعمق و نه يادگيريهاي طوطي وار و سطحي است كه ياددهندگان را معتقد به استفاده از
((ابزار آموزشي )) مي كند .

ياددهي ـ يادگيري با اين رويكرد , يك يادگيري منبع محور است و براي دانش آموزان فرصت انتخاب كردن , شرح دادن وكشف كردن را فراهم مي كند . در اين رويكرد دانش آموزان با منابع گوناگوني همچون كتابهاي مرجع ,مجلات و ديگر رسانه هاي گروهي , فيلم , نوارهاي شنيداري و ديداري , نرم افزارهاي رايانه اي نقشه ها و منابع اجتماعي همچون كتابخانه ها , موزه ها ,سازمانها و كتابخانه ها آشنا ميشوند و شيوه ي بهره برداري و استفاده كردن از آنها را فرا مي گيرند .

به عبارت ديگر معلم پروژه هايي را در قالب تكليف به دانش آموزان مي دهد و با معرفي منابع مختلف دانش آموزان را براي پيدا كردن ,تحليل كردن و ارائه اطلاعات به دست آمده , راهنمايي مي كند. در واقع اين رويكرد وسيله اي است كه به كمك آن معلمان مي توانند نگرشها و تواناييهاي دانش آموزان را به منظور تقويت يادگيري مستقل و مادام العمر پرورش دهند . در ضمن دانش آموزان با اين روش تشويق مي شوند تا در محيطي غني از منابع كه در آن افكار و

احساسات مورد احترام است , اطلاعات مورد نياز خويش را خودشان انتخاب كنند و به اين ترتيب در يادگيري به استقلال فردي دست يابند .
• در اين رويكرد معلم نيز بايد :

• ۱) به نقش كتابخانه ها و اهميت آنها در پاسخگويي به دانش آموزان اشاره كند .

• ۲) فهرستي از منابع گوناگون موجود در روستا , شهر يا استان محل تدريس خود تهيه كند .
• ۳) در تدريس كلاسي خود از منابع گوناگوني استفاده كند و ضمن معرفي آنها به دانش آموزان , خود را به عنوان پژوهشگري نشان دهند كه پيوسته به دنبال منابع جديد مي گردد . همچنين با آنها در مورد نحوه استفاده از منابع گفتگو كند .

• ۴) در هنگام تدريس ضمن گفتگو پيرامون مطالب درسي در مورد چگونگي ارتباط دادن آنها به محيط زيست , فرهنگ , اقتصاد و … نيز به بحث بپردازد .
شيوه ارزشيابي اين رويكرد نيز متفاوت است و بايد معلمان براي هر يك از دانش آموزان خويش يك پرونده كاري تشكيل دهند و گزارش فعاليت هاي انجام شده هر فرد را در اين پرونده ها بايگاني كنند و با توجه به كيفيت گزارش و مطابق چك ليستي كار وي را ارزشيابي كنند .

از جمله عنصرهاي اصلي اين رويكرد پروژه هاي پژوهشي است . هدف از طراحي ارائه اين بخش تقويت تفكر خلاق و نقاد است . اين پژوهش ها فرصتي براي دانش آموزان فراهم مي سازد تا به كمك آن ارتباط معنا داري ميان موضوعات درسي و دنياي واقعي پيرامون خويش ايجاد كنند . اين پژوهش ها ضمن آنكه مهارتها و نگرشهاي او را تقويت مي كند , دامنه ي درگيري او را به فراتر از كلاس درس گسترش مي دهد و دانش آموز را در كارهاي خانه , بحث كلاسي , نوشتن و گفتن , مسايل اجتماعي مرتبط با علم و تصميم گيري هاي سرنوشت ساز فردي و اجتماعي كه در آن مباني علمي نقش مهمي دارد , درگير مي كند .

ابزارها و مواد آموزشي نظير كتاب ها و جرايد , نقشه ها و كره , عكس ها , گرافها , چارتها ,نمودارها پازلها , شرح تصاوير , تصاوير الكترونيكي , فيلم ها , ماكت ها , مدل ها , راديو , تلويزيون , كامپيوتر و … همه و همه سبب مي شوند دانش آموز در كلاس درس نقش فعال و فرايند ياددهي _ يادگيري با رويكرد فعال و منبع محور در فضايي كاراتر انجام شود و دانش آموز براي يادگيري برانگيخته شده و زمينه براي مشاركت وي مهيا مي شود .

در پايان اشاره مي شود كه رويكرد اين برنامه تلفيقي از رويكرد منبع محوري و فعاليت محوري است و در حقيقت يادگيري محور است و از تلفيق اين دو رويكرد نقش دانش آموزان پر رنگ تر شده و دانش آموزان به فعاليت هاي فكري و عملي علاوه بر تقويت مهارت هاي فرايندي نظير جستجو گري , كاوشگري , فرضيه سازي , حل مساله , بارش مغزي , آفرينندگي و … وادار مي شوند و در يك كلام دانش آموزان در فرايند ياددهي _ ياد گيري چگونه ياد گرفتن را مي آموزند .
نكات اساسي

تلاش براي اثر بخشي , وجه اشتراك اصلي همه ي سازمان هاست. سازمان مدرسه نيز با عوامل متعدد, محدود كننده و هدفهاي متفاوتي روبه روست كه ناچار مي بايست به همه ي آنها به نحو مطلوب و متناسبي پاسخ گويد.

همچنين, ملزم است چارچوب هاي زماني متفاوتي را در نظر بگيرد از اين رو اثر بخشي در مدرسه مفهوم گسترده اي به خود مي گيرد. با اندكي تامل روشن مي شود كه به جاي تعاريف ساده از اثر بخشي مدرسه كه متمركز بر نتايج دانش آموزان است, عملا”ابعاد زيادتري وجود دارد , به عنوان مثال , مدرسه نه تنها بايد به هدف نمره و قبولي و ارتقا دست يابد بلكه بايد با كارايي و به روشي كار كند كه در محيطي با روحيه بالا دانش آموزان به يادگيري واقعي دست يابند. يكي

از حوزه هاي فعاليتي مدرسه ((انطباق با محيط هاي بيروني )) (External Adaptation ) است. اجتماعات تغيير مي كنند و مدرسه نيز مي بايست با آنها تغيير كند . به عنوان مثال سازگاري با افزايش جمعيت حفاظت از محيط زيست , استفاده بهينه از منابع و سرمايه هاي ملي و… از چالش هاي مهم مدارس در محيط بيروني است. در طرح ((كلاس درس)) يعني طرح اجراي فرايند ياددهي ـ يادگيري هر ماده ي درسي در كلاس مخصوص و ثابت , عوامل مدرسه با تغيير رويه ها و اتخاذ روش هاي كاربردي نوين سعي مي كنند كه فراگيران با اجتماع خود و ديگر عرصه هاي محيط به طور موفقيت آميزي تعامل برقرار كنند و براي سازگاري با

شرايط دائما”متغير آينده سازگار شوند و در اين راه همه تواناييها و توانمنديهاي خود را در زمينه هاي مختلف به كار گيرند و به طور مستمر در حال آموختن باشند , ارزشهاي اجتماعي و فرهنگي را بياموزند و براي چالش سازنده و ايجاد تغييرات ضروري در برخي ارزشها و باور هاي سنتي كاملاً مجهز شوند و از تصميماتي كه جامعه براي آينده آنها اتخاذ مي كند آگاهي داشته باشند و بدين سان اثر بخشي و كارايي واحد آموزشي با اجراي اين طرح به مفهوم واقعي ,افزايش مي يابد .

از نكات اساسي ديگر در افزايش اثر بخشي مدارس مجري استفاده از مشاركت دانش آموزان در بهسازي فضاي مدرسه است .دبيران نيز مي بايست در امر زيبا سازي مدرسه به عنوان

(رهبر پروژه ) كمك كنند. زيبا سازي فضاي مدرسه , روحيه معلمان و دانش آموزان را افزايش مي دهد .بهبود روابط معلم و شاگرد از همكاري مشترك آنها افزايش مي يابد و دانش آموزان از اينكه به آنان فرصت داده شده تا در بهسازي فضاي آموزشي همكاري فعالانه داشته باشند , احساس غرور و تعلق نسبت به مدرسه خود مي كنند و همين امر باعث بالا رفتن نرخهاي نگهداري و ادامه تحصيل آنان مي شوند .

در طرح كلاس درس نكات اساسي ديگري نيز به چشم مي خورد از جمله اينكه :
از آنجا كه كلاس دانش آموز محور و (( مشاركت فعال )) است معلم بسيار فعال از گروهي به گروه ديگر سر مي زند (( كلاس درس )) مركز همايش با بحثهاي مفصل است معلم با مديريت خوب كلاس يك رهبر دموكراتيك است و به دانش آموزان فرصت مي دهد مسئوليت بيشتري در مورد يادگيري خود به عهده بگيرند و در موارد ديگر , به بچه ها فرصت مي دهد تا (( سبك تدريس )) را معين كنند و با فعاليت خود كلاس را جهت دهند . سيماي كلاس در طول سال تغيير مي كند و بچه ها چيزهايي مي سازند و از ديگران مي خواهند تا در تكميل آن با آنان همكاري كنند بدين ترتيب وظايف (( دستورالعملي )) نيست , بلكه ((ايجاد )) مي شود .
گروههاي آموزشي ( در دو سطح منطقه و استان ) فرايند در يافت اطلاعات در چارچوب يك طرح نظام يافته ( ارزشيابي ) را با دو هدف شناسايي خلاء ها , نارساييها و كمبود ها و همچنين پي بردن به چگونگي ( كيفيت ) اجرا و نتايج حاصل از سياستها , برنامه ها و فعاليتها انجام مي دهند مديريت آموزش و پرورش نظري و پيش دانش گاهي نيز با وضع سياستهاي مناسب يا طراحي برنامه هاي كارساز وهمچنين اتخاذ تصميماتي از قبيل پشتيباني , اصلاح و … به امر ارزشيابي همت مي گمارد .
شيوه هاي ارزشيابي نيز در اينگونه كلاسها مختلف است . در اين كلاسها به ارزشيابي مستمر توجه خاص مي شود از آنجا كه در كلاس درس دانش آموزان با هم مقايسه نمي شوند بلكه هر دانش آموز با خودش مقايسه مي شود نمي توان از شكلهاي سنتي ارزشيابي استفاده كرد .
ارزشيابي با رويكرد حل مسئله (( بدون كاغذ و مداد )) , تهيه سياهه ي رفتار و چك ليست مهارتها و نگرش ها , ارزشيابي با توجه به پرونده ي عملكردي دانش آموزان
ارزشيابي با تكيه بر بيان شفاهي
و …. راه هاي مختلف ارزشيابي مستمر تكويني و پاياني است كه در جزوه اي تكميلي متعاقبا” ارسال خواهد شد .
v
توجه به موارد ذيل نيز مباحث و نكات اسا سي ((طرح كلاس درس )) است :
به كار گيري رويكردهاي مشاركتي وتعاملي فراگير ـ محور در فرايند ياددهي ـ يادگيري
تشويق در جهت بكار گيري روش اكتشافي وسوال محور
گسترش روش بحث و گفتگو براي دستيابي به توافق عمومي و يا راه حل ها
گسترش رفتار دمكراتيك
داشتن نگرش مثبت نسبت به تفكر انتقادي و حل مشكل يا مسئله
تعميق اعتقاد و باور به استعداد و توانايي بالقوه فراگيران
تقويت احساس مسئوليت
تشويق فراگيران براي احترام گذاشتن به نقطه نظر هاي ديگران

• اهداف
• ۱) ايجاد فضاي شوق انگيز در محيط واحد آموزشي
• ۲) پرورش استعداد و خلاقيت هاي فراگيران
• ۳) توجه به تفاوت هاي فردي

• ۴) ترغيب دانش آموزان به استفاده از منابع , مواد و امكانات موجود
• ۵) تعميق نگرش فراگيران

• ۶) توسعه مها رتهاي فراگيران ( مهارت مشاهده , ثبت مشاهده, تفكر واگرا , كاوشگري كاربرد ابزار , فرضيه سازي و … )
• ۷) درك ماهيت علوم به عنوان يكي از راههاي شناخت هستي
• ۸) درك اصول , مفاهيم و قوانين علمي توسط فراگيران
• ۹) پي بردن به رابطه ميان علم و فناوري و باز تاب آن در متن جامعه و محيط زيست
• ۱۰) ايجاد ديدگاه جديدي از فناوري

• ۱۱) آموزش براي زندگي
• ۱۲) بكارگيري علوم در جهت تجربه اندوزي ( و استفاده از تجربيات براي زندگي بهتر )
• ۱۳) و ….

ضرورتها

نخستين مرحله و در عين حال دشوار ترين بخش در راستاي اجراي اين طرح , بستر سازي فرهنگي است .فرايند بستر سازي فرهنگي كاري است بس دشوار و طاقت فرصا و طولاني كه نيازمند انديشه ورزي , برنامه ريزي , اهتمام تك تك افراد و تلاش جمعي همه افراد ذيربط و ذي نفعان است .

مهم ترين شيوه در راه بستر سازي فرهنگي و تغيير نگرش , آموزش , به شيوه ي بنيادي و زمان بندي شده و كلاسيك كليه ي دست اندر كاران مجري طرح است كه با ارتقاء بخشيدن به سطح آموزشهاي خاص به اين مجريان , روند توسعه ي علمي طرح نه تنها فعال شده بلكه جهش بخشيده خواهد شد .
ضرورت آموزش خصوصاً آموزش دبيران و حرفه مند نمودن آنان در سه سطح دانشي , مهارتي و نگرشي بر هيچ كس پوشيده نيست .

آموزش , دبيران را براي مديريت كلاس درس و پاسخ گويي به نيازهاي دانش آموزان آماده مي كند و سبب مي شود تا معلمين علاوه بر استفاده از دانش روز , در حرفه معلمي خود بر اساس استانداردهاي معتبر زمان گام بر دارند.

يادگيري واقعي به جاي حفظ حقايق علمي , سبب ايجاد تفكر انتقادي , خلاق و علمي , كسب مهارتهاي ذهني نظير تجزيه و تحليل , تفسير, تعليم و كسب مهارتهاي علمي كسب تجريه مستقيم نيز براي رسيدن به نگرشها و ارزشهاي مطلوب از طريق شيوه هاي صحيح آموزش ميسر و ممكن خواهد بود .
ب) دومين ضرورت در اجراي طرح(( كلاس درس)) پشتيباني مسئوليت و مديران ( در رده هاي بالا و مياني) است .

ج) سومين ضرورت ايجاد انگيزه مستمر براي تمامي دست اندر كاران خصوصن دبيران و عوامل اجرايي طرح(( كلاس درس)) مي باشد.
د) انجام تبليغات لازم به طور گسترده از طريق رسانه هاي ارتباطي و جمعي جهت توصيه طرح براي افراد ذيربط و ذي نفع.
در زمينه ي آموزش با هدف بستر سازي فرهنگي موارد ذيل قابل ذكر است :
• ۱) بهره وري از نرم افزار هاي آموزشي و رايانه ( و اتصال شبكه اي مدارس مجري)

• ۲) بهره وري از شبكه جهاني اينتر نت( در سال انتشار و به نمايش در آوردن پيام ها )
• ۳) بهره وري از شبكه هاي سراسري صدا و سيما
• ۴) بهره وري از رسانه هاي ارتباط جمعي ( مطبوعات و …)
• ۵) بهره وري از ابزارهاي ارتباط جمعي نظير : تراكت ها , پوستر ها , اطلاعيه ها , بروشورها , وكارتهاي تبليغاتي در جهت شناسانيدن ساز و كار اجراي طرح
• ۶) …….

• مجموعه آموزش هاي مورد نظر علاوه بر علمي , كارآمد وموثر بودن , بايد با زباني قابل فهم , ساده و تاثير گذار ارائه شود .
• علاوه بر ضرورت هاي مطرح شده نكات ذيل نيز مي بايست مورد نظر قرار گيرد .
• ۱) مشاركت و هم انديشي دبيران در كليه ي مراحل اجرا
• ۲) مديريت زمان به منظور صرفه جويي در زمان با بهره گيري از روشهاي صحيح و علمي در اجراي فرايند ياددهي ـ يادگيري
• ضرورتهاي ديگري نيز ممكن است به ذهن مديران و دبيران متبادر گردد.

زمانبندي مراحل مقدماتي اجراي طرح
روزـ تاريخ مدعوين گردهم آيي
۱۲/۶/۸۱ سه شنبه كارشناسان مسئول آموزش وگروه هاي آموزشي متوسطه مناطق ۱۹ گانه
۱۶/۶/ ۸۱ شنبه مديران و معاونين مدارس مجري طرح كلاس درس
۱۸/۶/۸۱ دو شنبه سرگروهاي آموزشي منطقه با دبيران مجري طرح كلاس درس
۲۰/۶/۸۱ چهارشنبه اولياء دانش آموزان
۲۳/۶/۸۱ شنبه دانش آموزان

روشهاي نوين تدريس

روش كنفرانس ( گرد هم آيي )
اين روش با روش سخنراني تفاوت دارد , زيرا در روش سخنراني , معلم مسئول دادن اطلاعات به دانش آموزان است , در حالي كه در اين روش اطلاعات توسط دانش آموزان جمع آوري و ارائه مي گردد .
اين روش مي تواند مشخص كند كه دانش آموزان تا چه اندازه ميدانند .اين روش يك موقعيت فعال براي يادگيري به وجود مي آورد . نقش معلم در كنفرانس , صرفاً هدايت و اداره كردن جلسه و جلوگيري از مباحثاتي است كه منجر به انحراف از موضوع كنفرانس و روال منطقي آن شود .
اين روش براي كليه دروس وسنين مختلف كاربرد دارد .

روش شاگرد ـ استادي

قدمت اين روش به زماني كه انسان مسئوليت آ موزش دهي انسانهاي ديگر را چه از طريق غيررسمي و چه از طريق رسمي به عهده گرفت و ميرسد .و قدمت آن به صدر اسلام برميگردد مسجد نخستين موسسه اي بود كه چنين سيستمي را براي تعليم و تربيت مسلمانها به كار برده است .
از روشهاي تعليمي كه در روش شاگرد ـ استادي حائز اهميت است , روش حلقه يا مجلس است , كه پيامبر عظيم الشان اسلام از اين روش به مردم آن زمان آموزش ميداد.
همه افراد در كودكي دوست دارند نقشي غير از نقش واقعي خود بازي كنند , روش شاگرد ـ استادي به اين نقش خيالي , جامه عمل مي پوشاند. در اين روش به دانش آموزان اجازه داده مي شود كه نقش معلم را ايفا كنند .
هدف اساسي اين روش آن است كه شاگرد , معلم گردد و از اين طريق تجارب تازه و ارزشمندي به دست آورد .در اين روش ,در صورت فقدان معلمان متخصص , تعداد زيادي از دانش آموزان مهارت خاص را آموخته اند و مي توان از آنها استفاده كرد .

روش چند حسي ( مختلط )
استفاده از اين روش مستلزم به كار گرفتن همه حواس است و جريان يادگيري از طريق تمام حواس صورت مي گيرد . از طريق كار بست اين روش مي توان , مطالب و مهارتها را درك كرد , ارتباط موثرتري برقرار كرد , مهارتها و مطالب را از يك موقعيت به موقعيت ديگر تعميم داد.
در يادگيري روش چند حسي به طور كلي از همه حواس استفاده مي شود , به بيا ن ديگر ,يادگيري بصري كه ۷۵ % از مجموع ياد گيري ما از طريق ديدن است , يادگيري سمعي كه ۱۳ % از مجموع يادگيري ما از طريق شنيدن است , لمس كردن , كه ۶% از مجموع يادگيري ما از طريق لمس كردن است , چشيدن كه ۳% از مجموع يادگيري ما از طريق چشيدن است و بوييدن كه ۳% از مجموع يادگيري از طريق بوييدن است.
روش حل مسئله
اين روش يكي از روشهاي فعال تدريس است. اگر نظام آموزشي بخواهد توانايي حل مسئله را به دانش آموزان ياددهد, (البته مسئله به معني مشكل و معضل نيست, به بيان ديگر مسئله موضوعي نيست كه براي ما مشكل ايجاد كند, بلكه رسيده به هدف در هر اقدامي, به نوعي حل مسئله است, (خورشيدي , غندالي , موفق, ۱۳۷۸) در اين روش آموزش در بستر پژوهش انجام مي شود و منجر به يادگيريري اصيل و عميق و پايدار در دانش آموزان مي شود. در اين روش ابتدا معلم بايد مسئله را مشخص, سپس به جمع آوري اطلاعات توسط دانش آموزان پرداخته شود, و بعد از جمع آوري اطلاعات بر اساس اطلاعات جمع آوري شده دانش آموزان فرضيه سازي و در نهايت فرضيه ها را ازمون و نتيجه گيري شود.
اگر روش حل مسئله درست انجام شود مي تواند منجر به بارش يا طوفان فكري گردد. يعني اگر معلم روش تدريس حل مسئله مراحل را به درستي انجام دهد, دانش آموزان مي كوشند تا براي حل مسئله با استفاده از تمام افكار و انديشه هايي كه دارند, در كلاس راه حلي بيابندو آن را ارائه دهند. به بيان ديگر اگر معلم در روش تدريس حل مسئله به درستي عمل كند, منجر به روش تدريس بارش مغزي نيز مي شود.
به طور كلي اگر نظام آموزش و پروش بخواهد در جهت تقويت زمينه هاي بالقوه خلاقيت نقش مهمي ايفا كند همانا بست روشهاي تدريس حل مسئله و بارش فكري در كلاس درس توسط معلمان است .
روش پروژه اي
روش تدريس پروژه اي به دانش آموزان امكان مي دهد تا قدرت مديريت, برنامه ريزي و خود كنترلي را در خودشان ارتقاء بخشند. در اين روش دانش آموزان مي توانند با توجه به علاقه ي خود موضوعي انتخاب و به طور فعالانه در به نتيجه رساندن آن موضوع شركت نمايند .
براين اساس در اين روش دانش آموزان ياد مي گيرند كه چگونه به طور منظم و مرحته اي كاري را درس انجام دهند و اين روش باعث تقويت اعتماد به نفس در دانش آموزان مي شود زيرا بين آنها و معلم رابطه صحيح آموزشي بر قرار است و در نهايت اين روش باعث تقويت همكاري, احساس مسئوليت, انضباط كاري صبر و تحمل در انجام امور و تحمل عقايد ديگران و مهارتهاي اساسي پژوهش در دانش آموزان مي شود.
شيوه سخنراني
معلم به طور شفاهي اطلاعات و مفاهيم را , در عرض مدتي كه ممكن است از چند دقيقه تا يك ساعت يا بيشتر طول بكشد, در كلاس ارائه مي دهد. در سخنراني مي توان معلم را با عنوان پيام دهنده و دانش آموز را به عنوان پيام گيرنده تصور كرد. از اين نظر سخنراني شيوه اي است يك سويه, براي انتقال اطلاعات, كه معمولاً فراگير در آن نقش غير فعالي دارد.
محتواي سخنراني را معلم قبل از ورود به كلاس تعيين مي كند.
شيوه بازگويي
بازگويي شيوه اي است كه معلم بكار مي برد تا فرگير را در بياد سپردن اشعار, قواعد, فرمولها, تعاريف و اصطلاحات تشويق كند. در بازگويي معمولاً معلم از دانش آموز انتظار دارد كه موضوع بياد سپرد را كلمه به كلمه بيان كند. شيوه بازگويي مطالب, با آنكه اغلب در كلاسها مورد استفاده قرار مي گيرد, ولي متاسفانه ضرورتاً دلالت بر تحقق يادگيري نمي كند. كاربرد اين شيوه تنها نشان مي دهد كه دانش آموز مطالب مورد نظر را بياد سپرده است.
گاهي هدف معلم اساساً اين است كه دانش آموز موضوعي را بخاطر بسپلرد تا براي درك مفهوم خاصي از آن را بكار برد, در اين روش صورت بكار گرفتن اين شيوه ممكن است مفيد باشد.
شيوه پرسش و پاسخ
شيوه پرسش و پاسخ شيوه اي است كه معلم به وسيله آن فراگير را به تفكر در باره مفهومي جديد يا بيان مطالبي فرا گرفته شده نشويق مي كند. معلم, وقتي كه مي خو.اهد مفهوم دقيقي را در كلاس مطرح نمايد يا توجه فراگيران را به موضوعي جلب كند, شيوه پرسش و پاسخ را به كار مي برد و نيز به وسيله فراگير را تشويق مي كند تا اطلاع خود را درباره موضوعي بيان كند ممكن است براي مرور كردن مطالبي كه قبلاً تدريس شده اند مفيد باشد, يا وسيله خوبي براي ارزشيابي ميزان درك فراگير از مفهوم مورد نظر باشد.
شيوه تمريني
معلم معمولاً بوسيله تمرين, فراگير را به تكرار يم مطلب يا كاربرد آن تشويق مي كند تا فراگير در موصوع مورد نظر تبحر لازم را كسب كند. مثلاً معلم انگليسي از فراگير مي خواهد كه با تكرار شفاهي اصطلاحات, تلفظ صحيح آنها را فراگيرد, يا بعد از يافتن طرز ساختن جملات شرطي, پنج جمله شرطي بسازد. ممكن است معلم رياضي , پس از درس دادن مفهوم مشتق و طرز مشتق گيري از توابع , از دانش آموزان بخواهد كه ده مسئله در رابطه با اين موضوع حل كنند. در تمام موارد بالا معلم , با استفاده از شيوه تمريني , دانش آموزان را به تكرار يا كاربرد مفاهيم مورد نظر تشويق مي كند.
شيوه بحثي
در شيوه بحثي, دانش آموزان فعالانه در يادگيري شركت مي كنند و مفهوم مورد نظر را از يكديگر مي آموزند . در اين شيوه معلم را مي توان به عنوان محرك , شروع كننده بحث و راهنما تصور كرد .
معلم طوري سوال يا مسئله را مطرح ميكند كه دانش آموزان را به پاسخگويي يا حل مسئله تشويق كند.
اين شيوه در دو مورد زير , كاربرد خاصي دارد :
الف )موقعي كه معلم مي خواهد مفهوم جديدي را به فراگيران بياموزد ( مانند موقعيت بال )و انتظار دارد كه همه آنها مفهوم را به شكلي واحد در يابند در اين صورت معلم سعي مي كند كه بحث را به جهتي بكشاند كه شكل صحيح مفهوم از آن نتيجه گيري شود .
ب) هدف معلم اين است كه ذهن دانش آموز را به تكاپو وجستجو وادارد . در اين صورت معلم مسئله اي را عنوان مي كند كه تا دانش آموزان راه حل آن را پيشنهاد كنند . در اين موقعيت معلم سعي مي كند كه موضوع بحث را به دلخواه خود كنترل نكند , تا راه حلي را كه خود در نظر دارد به كلاس تحميل نكرده باشد .