قالی بافی

مقدمه ذوق و خلاقيت هنري هر جامعه اي از سنن زندگي و سوابق تاريخي و محيط زيست آحاد آن قوم ريشه و الهام مي گيرد و غالبا اين ذوق و استعداد در يك و يا چند رشته خاص بگونه اي متبلور مي شود كه رقابت جوامع ديگر با آن ملتها و اقوام در آن رشته ها بدلايل متعدد تا حدودي دشوار و شايد عبث مي گردد.

از جمله هنرهائي كه در اين سرزمين درمرور زمان به ذروه كمال و استادي رسيده و ذوق هنرمند ايراني در پهنه آن فرصت تجلي وافر يافته هنر قالي بافي است. و دليل اين شكوفائي و اوليه مناسب براي توليد فرش از قبيل پشمهاي مرغوب و انواع گياهان رنگدار دانست .
بافت قالي و قاليچه در روستاها و يا درميان ايالات بيشتر به عهده زنان و دختران است و در كارگاههاي شهري حرفه اي است كه بافندگان زن و مرد به آن مي پردازند. كار پسران و انگشتان هنر مند خود در دل تارهاي فرش جاي داده و سرانجام در حاليكه دهها و صدها اثر زيبا و دل انگيز را با سرانگشت ماهر خويش آفريدند با مقراض اجل تارهاي بستگي آنان از بهداشتي كارگاهها به بيماري فلج ، كوري ، رماتيسم و جهاز تنفس مبتلا ميشوند. شايد به لحاظ تداعي محنت و محروميت بافنده فرش و يا به خاطر تفكر در چگونگي آفرينش و طبيعت بي جان و زيباي آن باشد كه رابطه اي كه اساس آن بر زيبا پرستي و معنويت است با فرش و بافنده ناشناس و محروم آن برقرار شده و موانست با آنرا چنين تفكر آميز و مشغول كننده مي نمايد .
علاقه و پيوند عاطفي مردم ايران به اين ميراث هنري خود و نيازي كه بداشتن آن در مسكن و ماواي خود احساس مي كنند زايد الوصف است و شايد به جرات بتوان گفت كمتر خانه شهري در ايران است كه مفروش به تخته فرشي نباشد و در هيچ گوشه اي از جهان خريد و فروش فرش به آن مقياسي كه در ايران معمول است رايج باشد .
در سالهاي اخير فرصت هاي گرانبهايي براي كشورهاي رقيب ايران فراهم آمد تا ركود كوتاه مدتي كه در عرصه رقابت هاي جهاني براي فرش ايران بوجود آمده بود براي خود جاي پاي مستحكم تري باز كنند. در اين سالها كشورهاي پاكستان ، هندوستان ،چين و برخي از كشورهاي اروپاي شرق

ي چون روماني و آلباني با تقليد از نقشه ها و طرحهاي ايران به منابع بزرگي از صادرات فرش دست يافتند و در مقياسي وسيع براي آينده تجارت فرش ايران خطر ساز شدند ولي اين حقيقتي مسلم است كه قالي ايران به لحاظ بافت استادانه ، طرحها و رنگ هاي دلپسند و جالب همچنان در صدر باقي مانده ، روشن تر آنكه گويا قالي نفيس ايران بر تارك زيباترين و گرانبهاتين فرش گيتي درخششي دائمي دارد و اين قولي است كه جملگي برآنند.

فصل اول _ تاريخچه فرشبافي

قالي بافي در ادوار پيشين
با وجود آنكه در مورد اولين منسوجات دست بافت بشر اطلاعاتي نسبتا مكفي وجود دارد ولي درباره نخستين فرش هاي گره دار جهان و تاريخ و محل بافت آنها دانسته هاي ما اندك بوده و بيشتر در حدود حدس و فرضيه باقي مانده است در رديابي معكوس مسير توسعه و پيشرفت فن قالي بافي و رسيدن به نقطه مبدا و مهد اين پيشه مفيد كه پيدايش آن صرفا بر اساس رفع احتياج و توسط چادرنشينان قبايل صحراگرد صورت گرفته است پژوهشگران اروپائي در گذشته در اثر تحقيقات خود با اين نتيجه رسيده بودند كه تمدن هاي باستاني مصر و اشور گهواره فرشبافي

جهان بوده اند و شواهد نسبتا معتبري نيز در حصت اين مدعا در اختيار داشتند از جمله مندرجات تورات به هنگاميكه در فصل هجرت قوم بني اسرائيل در باب آرايش خيمه ها و استفاده از قالي سخن ميراند و همچنين ستون يادبودي از شلمانصر دوم آشوري كه در آن نقش دو تخته فرش با ريشه هاي بلند حكاكي شده است. فرضيه اين محققين كه قدمت بيشتر و اصالت كمتري داشته و بيشتر بر مبناي گفتاري استوار بوده وي ا اشاره بر نمونه اي غير از فرش حقيقي چون نقش سنگ

ي آن دارد باكشفيات باستان شناس معروف روسي بنام (ردنكو) كه در نيمه اول قرن اخير در ميا

ن توده هاي يخي موفق به كشف يك تخته فرش گرده دار مي گردد بكلي دگرگون شده و در نتيجه مهد قالي بافي از سواحل نيل و رودخانه هاي دجله و فرات به آسياي مركزي تغيير مكان مي دهد . باشرح كامل تر اين حفاري و تفاسيري كه بر نتيجه اين كشف با اهميت نوشته شده مسئله را در زير نور تابان تري مي بريم .
در سال ۱۹۴۹ ميلادي پروفسور ردنكو قطعه فرش گره داري را كه در اصل به عنوان پوشش اسب بكار مي رفته است در قبرهاي مستور از يخ چادرنشينان صحرا گرد در محلي بنام پازيريك واقع در هشتاد كيلومتري مرز مغولستان در ميان كوههاي آلتائي كشف مي نمايد اين فرش كه قدمت آن به ۲۵۰۰ سال قبل مي رسد در اندازه هاي ۸۳/۱×۲ متر و با ۳۶۰ گره در دسيمتر مربع و در رنگ قهوه اي مسي و سبز روشن بافته شده است. تصاوير حاشيه آن با اشكال متداول در دوره هخامنشي و نقوش تخت جمشيد مشابهت فراوان و بلاترديدي دارند و در زمينه مركزي آن تصاوير ستاره هاي چهار پره اي عينا مشابه اشكال منعكس شده بر روي اشيا مكشوفه در لرستان مربوطه به اين دوره در درون مجموعه اي از قابها محصور شده اند .
درباره سوابق تاريخي اين فرش با اهميت كه در موزه (آرميتاژ) لنينگراد نگهداري مي شود پروفسور ردنكو معتقد است كه در زمان مادها و يا پارتهاي قديمي بافته شده است بنابر نظريقه يكي از پژوهشگران معروف بنام (ديماند) در فرش پازيريك تركيبي از طرحهاي آشوري و هخامنشي و سكائي بكار رفته است او نيز مانند ردنكو عقيده دارد كه مبدا اين فرش از ايران است يكي ديگر از صاحب نظران فن بنام (اولريخ شورمان) پارا از اين فراتر نهاده و عقيده دارد كه اين فرش در آذربايجان بافته شده است در حاليكه (يان بنت) معتقد است كه با وجود فاصله اي متجاور از ۳۵۰۰ كيلومتر از كوههاي آلتائي تا مرزهاي كنوني ايران ، احتمال آنكه اين فرش كار بافندگان ايراني باشد بسيار ضعيف است. نامبرده در تاريخچه فرش پازيريك در كتابي تحت عنوان (قاليچه ها و قالي هاي جها

ن) است نامبرده در تاريخچه فرش پازيريك در كتابي تحت عنوان (قاليچه ها و قالي هاي جهان) منجزا تاكيد مي كند كه مهد هنر و فن قالي بافي در شرق آسيا و در ميان اقوام مغول بوده و از آنجا به نقاط غربي اسيا و از جمله ايران رسيده است.
قرائن تاريخي مويد اين نكته اين است كه قالي بافي در زمان ساسانيان رونق داشته است و در ارتباط با اين مطلب ، سالنامه چيني (سوئي) مربوط به سالهاي ۵۹۰ تا ۶۱۷ ميلادي يعني اندكي پيش از انقراض سلسله سالاني در ميان كالاهاي ايران از قالي نام مي برد.
باقي مانده فرش معروف پازيريك در اندازه هاي ۸۳/۱×۲ متر كه در موزه آرميتاژ لنينگراد (سن پتيرزبورك) نگهداري مي شود.
سفير جمهوريو نيز (جوزپه باربارو) در دربار (اوزن حسن) از حكام آق قويونلو بارها از قاليهاي گرانبهايي كه دركاخ او ديده سخن گفته است . متاسفانه امروزه از اين قاليهاي نفيس هيچگونه اثري باقي نمانده است .

قالي بافي در عصر صفويه
در دوره صفويه هنرهاي معماري ، كاشيكاري ، نقاشي ، خطاطي ، تذهيب و قلي بافي بحد كمال و درخشش خود رسيدند در اين دوره هنرمندان ايراني به خلق آثاري انچنان دل انگيز و زيبا مي پرداختند كه هرگز همتايي نمي يابند طرحهاي قالي از خلاقيت و نبوغ هنرمندان اين عصر چنان بارور مي شود كه پس از گذشت چند صد سال هنوز مورد تقليد بوده و با همه كوشش كه براي گشودن راهي به فراسوي چهار چوبه هنري اين دوران معمول گرديده جز در تعدادي معدود توفيق چنداني نصيب طراحان نقش قالي نگرديده ، گويي تمام نگاره ها و نقوش ممكن قبلا بدست اين هنرمندان چيزه دست طرحه و تكميل شده است . قالي بافان اين دوره با استفاده از اين طرحهادر حدود يك هزار و پانصد تخته قالي و قاليچه از خود باقيمي گذارند كه برخي از آنها بصورت شاهكارهاي مسلم قالي بافي دنيا ثبت مي شوند در اين دوره قالي بافي از حالت يك پيشه روستايي و چادر نشيني به مقام يك حرفه با اهميت در كارگاههاي شهري تغيير موضع داده و تجارت و صدور آن به اروپائي شروع مي شود .
در سفرنامه هاي (تاورنيه) و (شاردن) و ساير كساني كه در آن موقع از ايران بازديد كرده اند به پيشرفت قالي بافي و مراكز متعدد بافت فرش در شهرهاي اصفهان ، كاشان ، تبريز و كرمان اشارات فراوان شده است .
فرش هاي بافته شده در اين دوره را بر اساس طرحهاي آن در گروههاي زير طبقه بندي مي كنند، ترنج دار، گلداني، شكارگاه، گلدار هراتي ، درخت و بوته ، باغي ، لهستان .

طرح ترنج دار
طرح ترنج دار از اولين طرحهائي است كه بر روي فرش هاي اين دوره منعكس گرديده است و ما براي آشنايي بيشتر چهار تخته فرش معروف را كه در اين زمان در اين سبك بافته شده اند انتخاب كرده و آنها را مورد مطالعه قرار مي دهيم .

قالي اردبيل (قالي شيخ صفي)
قالي اردبيل يكي از زيباترين فرش هايي است كه در بيست سال اوليه دوره صفويه بافته شده است. تار و پود اين فرش از ابريشم و پرز آن از پشم بوده و كار بافت آن در سال ۹۴۶ هجري قمري پايان گرفته است. نام بافنده آن (مقصود كاشاني)همراه با مطلع يكي از اشعار حافظ :
جز آستان توام در جهان پناهي نيست
سر مرا بجز اين در حواله گاهي نيست
در قسمت بالاي فرش ديده مي شود.
اين قالي نفيس را شركت ( زيگلر) كه از سال ۱۸۸۳ ميلادي در ايران در زمينه توليد و تجارت فرش فعاليت مي نمود از ايران خارج نموده و به مبلغ ۲۰۰۰ ليره استرلينگ به موزه (ويكتوريا و البرت) لندن فروخته شده است .
در هر متر مربع اين قالي ۵۱۷۰۰۰ گره از نوع سنه بكار رفته است . اين فرش كه مدت سه سال و نيم كار بافت آن به طول كشييده است ۱۱۵۲ سانتيمتر طول و ۵۳۴ سانتيمتر عرض دارد طرح اين قالي بسيار جالب است در وسط آن ترنج زيبائيي قرار دارد كه شانزده كلاله دور آنرا احاطه نموده است نقش يك چهارم از اين ترنج با كلاله هاي مربوط در چهار گوشه زمينه فرش تكرار شده و لچكهاي چهارگانه قالي را مي سازند:
زمينه فرش به رنگ آبي سير است و تمامي آن با گلهاي بسيار شكيل و ظريف تزئين شده است

در داخل حاشيه بزرگ كه با سه نوار حاشيه اي باريك محصور شده نقش كتيبه ها و گلوله هايي به صورت يك در ميان ديده مي شود.
در روايات چنين ست كه اين قالي براي آرامگاه شيخ صفي الدين اردبيل جد خاندان صفويه بافته شده است. اما در اين مورد بين محققين اختلاف نظرهاي زيادي وجود دارد. عده اي از آنان ان

تساب اين قالي را به مقبره مزبور به دلايل متعددي مردود مي دانند يكي از آنها به نام ترنج طلائي رنگ فرش تاريخي اردبيل پوشيده شده از تركه هاي ظريف اسليمي با ۱۶ كلاله جانبي محصور شده است. اين تركيب جالب در متن به رنگ سرمه اي مملو از شاخ هاي گل اناري كه در

جرگه طراحان نقش قالي به نام گلهاي شاه عباسي معروفيت دارند جاي گرفته است. اين قالي بي نظير هم اكنون زينت بخش موزه ويكتور و البرت لندن است.
(ركسفورد استيد) رساله اي در اين مورد نوشته و ادعا مي كند اصولا در اين آرامگاه ابعاد مناسبي براي پهن كردن اين قالي وجود نداشته است. و همچنين بنا بگفته او در صورت اموال موقوفه اين آرامگاه براساس تاييد متولي آن در حدود ۲۳۰ سال پيش فرشي با مشخصات اين قالي وجود نداشته است. محقق نامبرده به نقل قول از شخصي بنام (جاكسون) كه در سال ۱۹۱۹ ميلادي با كاركنان شركت (زيگلر)در مورد سوابق تاريخي اين قالي مذاكراتي داشته است مينويسد: با وجود آنكه اين فرش در تبريز خريداري شده است معهذا از مجموعه فرش هاي متعلق به استان حضرت رضا (ع) بوده است .
در مورد محل بافت اين فرش نيز در بين اهل فن اختلاف است . عده اي بافت آنرا در تبريز مي دانند، برخي در قزوين و بالاخره عده زيادتري آن را كار بافندگان كاشان كه در كار بافت فرش هاي ابريشمي و نفيس مهارت وسابقه زيادي داشته اند دانسته و شاهد اين مدعا را نيز اهليت كاشي بافنده و نوع گره هاي فرش (گره هاي فارسي) مي آورند.
بهرحال هيچيك از مسائل مطروحه و شك و ترديدهاي موجود درباره سابقه تاريخي اين فرش ، محل ترديدي در زيبايي و نفاست اين اثر پر نام و نشان باقي نمي گذارد و اين فرش بهر محل كه وابسته باشد و توسط هر بافنده و با هر نوع گره اي بافته شده باشد درمجموعه فرشي است زيبا و شكيل و در خور هر گونه توجه و تحسين.

نمونه ديگري مشابه با اين قالي كه بافت ظريف تري داشته و فقط شامل قسمت بزرگي از زمينه فرش مي باشد نيز در موزه (لوس آنجلس) در كاليفرنيا نگهداري مي شود.
در سال ۱۳۱۴ شمسي كپيه اي از طرح اين قالي با اندازه هاي كوچكتر (۴۰۷

× ۶۲۸ سانتيمتر) براي باشگاه افسران تهران در كارگاه قالي بافي ( عمو اوغلي) مشهد بافته شد.

قالي موج دريا
قالي معروف موج دريا كه در موزه (وين) نگهداري مي شود از نظر طرح و نقشه كاملا متمايز از ساير قاليهاي ايراني است بدين گونه كه در قسمت هاي بالا و پائين ترنج بسيار بزرگ آن تصاوير كشتي و دريانورد بافته شده است اين فرش و ساير فرش هاي مشابه آن كه تا كنون فرش ترنج دار معروف به (موج دريا) از مجموعه فرش هاي موزه هنرهاي دستي وين (اطريش)
اين قالي جالب و غير متعارف از نظر نقشه به اندازه هاي ۷۲/۳×۷۷/۶ متر با تار و پود پشمي و پانصد هزار گره در متر مربع به احتمال زياد توسط هنرمندان كرماني بافته شده است هشت تخته از آنها شناخته شده است بنابر سفارش بازرگانان پرتغالي كه در اين دوره در بنادر جنوب ايران مخصوصا بندر عباس در رفت و آمده بوده اند بافته شده اند و شايد به همين دليل است كه برخي از محققين فرض آنها را درگروه فرش هاي پرتغالي طبقه بندي نموده اند .

فرش چلسي
فرش چلسي كه در نوع خود از فرش هاي زيباي جهان است از يكي از تجار خيابان كينگز در چلسي واقع در لندن خريداري شده و به اين جهت بدين نام معروفيت يافته است اين فرش هم اكنون در مجموعه فرش هاي موزه ويكتروريا و آلبرت لندن جاي دارد تار و پود آن از ابريشم و پرز آن از پشم و به اندازه هاي ۵۴۰×۳۶۰ سانتيمتر و گره هاي آن از نوع فارسي و تعداد آن ۷۳۸۷ گره در دسيمتر مربع شمارش شده است اين فرش داراي دو ترنج كامل با كلاله هاي جانبي و دو نيم ترنج متصل به حاشيه و لچكهائي به نقش يك چهارم ترنج است و در زمينه لاكي رنگ آن حيوانات شكار مانند آهو و گوزن و وحوشي مانند شير و پلنگ و همچنين جانوران افسانه اي مانند اژدها در ميان درختان و شاخسارهاي گلدار ديده مي شوند .
در حاشيه بزرگ فرش دو سري ختاني به هم پيوسته و يك شكل و معكوس با يكديگر در دو رنگ قرمز لاكي و سرمه اي بافته شده اند كه در مجموع نقش دلپذيري را به اين فرش مي دهند .

فرش ترنجدار منظره حيوانات موزه ميلان
مشخصات فرش منظره حيوانات موزه ميلان چنين ست :

فرش است در زمينه قرمز رنگ بدون لچك كه فقط ترنج مياني دارد. نقش پر از حيوان اين قالي با آن مشابهتي مطابق با فرش چلسي مي دهد. تار و پود اين فرش از ابريشم و پرز از پشم مي باشد اندازه هاي آن ۶۹۲×۳۶۰ سانتيمتر و گره هاي آن از نوع سنه و تعداد آن ۵۶۸۸۰۰ گره در متر مربع شماره شده است. در بخش داخلي اين فرش بر روي زمينه آبي رنگي كه مانند قابي متن قرمز رنگ فرش را احاطه كرده است اشعاري نوشته شده است .

طرح گلداني
در طرح زيباي گلداني متن قالي غالبا با شاخه هاي اسليمي و تركه هاي گلدار و يا خطوط هندسي به مساحتهاي لوزي و يا مربع به طريقي تقسيم شده است كه زمين فرش مشبك و توري مانند و به نظر مي رسد و در داخل هر يك از اين مساحتهاي كوچك شكل گلداني مملو از گ

ل و يا نقش دسته گلي ديده مي شود غالبا طرحهاي گلداني يكسويه گلداني ممكن است تصاويري از حيوانات وحشي و شكارچياني سواره بر اسب بر متن فرش بافته شوند.
( آرتور پو) عقيده دارد كه اصل اين طرح ازجوشقان است وشاهد آن رانيز فرشي متعلق به ارامگاه شاه عباس در قوم مي آورد كه در مايه طرحهاي گلداني بافته شده و بافنده آن نعمت الله جوشقاني بوده است .
نمونه هايي از فرش هاي بافته شده با اين طرح امروزه زينت بخش موزه هاي بزرگ دنيا در شهرهاي نيويورك، هامبورگ، پاريس ، ميلان ، لندن و تهران مي باشند .

طرح شكارگاه
فرش هاي بافته شده در اين سبك معمولا مجسم كننده صحنه هايي از شكار و طبيعت مي باشند. تعداد فرش هايي كه در اين گروه و مربوط به اين زمان طبقه بندي شده اند به هجده تخته مي رسند .
براي شناسايي بيشتر اين سبك از ميان تخته فرش هاي بزرگ اندازه اين گروه قالي معروف صحنه شكارگاه موزه وين رامورد مطالعه قرار مي دهيم .
قالي صحنه شكارگاه از نظر زيبايي و ظرافت بافت (۱۲۷۰۰ گره در دسيمتر مربع) بدون ترديد شاهكاري از فن قالي بافي جهان است. تار و پود و پرز اين فرش گرانبها از ابريشم و اندازه هاي آن ۶۸۰ سانتيمتر طول و ۳۲۰ سانتيمتر عرض مي باشد .

طرح زيباي اين قالي را كه بافت آن در كاشان صورت گرفته جملگي محققين فرش به سلطان محمد) كه شاگرد بهزاد نقاش معروف بوده است نسبت مي دهند .
در متن قالي نقش حيواناتي از قبيل شير، گورخر و غيره و شكارچياني كه درصدد تعقيب آنها هستند ديده مي شود .
ترنج هشت گوشه و سبز رنگ اين فرش با زمينه عنابي مايل به صورت و حاشيه لاكي رنگ آن در مجموعه هماهنگي و تعادل رنگي بسيار دلپسندي را ارائه مي دهد .

طرح درخت و بوته

در قرن شانزدهم ميلادي با استفاده از نقش ترنج و تصوير حيوانات و اشكال درختان و بوته ها طرح جديدي در هنر نقاشي قالي ابداع شده كه بنام طرح درخت وبوته معروف گرديد برخي از فرش هاي بافته شده در اين سبك داراي طرح يكسويه هستند بدين ترتيب كه هرگاه در خلاف جهت خواب فرش به آن نظر افكنده شود نقوش حيوانات و درختان معكوس ديده مي شوند در حالي كه در برخي ديگر كه داراي طرح دو سويه هستند شكل درختان و بوته ها و جانوران بگونه اي است كه در دو جهت مي توان به فرش نظر انداخت بدون آنكه مشكل فوق وجود داشته باشد. بهترين نمونه اي كه از اين سبك مربوط به اين دوره وجود دارد فرشي است كه در موزه فيلادلفيا نگهداري مي شود كه بافت آن دركردستان صورت گرفته است نمونه ديگري از اين سبك نيز در موزه متروپوليتن وجود دارد كه در آن ترنج پر گل و شاخه هاي گلدار جابجا ديده مي شوند طرح فرش اخير الذكر دو جهته است در حالي كه فرش موزه فيلادلفيا از نوع يكسويه بوده و اشكال آن بر اساس طرحهاي گلداني بافته شده است در برخي از انواع اين فرش ها رديفها به گونه اي بافته شده اند كه فرش ها به صورت جوشقان مي باشد امروزه در موزه هاي عمومي و كلكسيونهاي شخصي مشاهده مي كنيم كارشناسان فن عقيده دارند تمام فرش هاي بافته شده در اين سبك كه داراي طرح يكسويه مي باشند در قرون شانزده و هفده و هجدهم ميلادي در شمال غربي ايران و كردستان بافته شده اند دربرخي ازنمونه هاي اين قبيل فرش ها نيز صحنه هاي شكار و تصاوير حيوانات مختلف نيز ديده مي شود .
فرش هاي ديگري در اين سبك بافته شده اند كه منشاء آنها نيز از كردستان ميباشد رنگ اغلب اين فرشها آبي و سرمه اي بوده و اشكال آنها در رديفهاي افقي بافته شده اند و هر رديف بر دو تا سه ترنج كامل و دو نيم ترنج در مجاورت حاشيه ها مشتمل مي باشد. از گوشه هاي هر ترنج چهار تركه و يا چهار درخت كوچك به خارج امتداد پيدا كرده و به صورت سپري محافظ در اطراف ترنجها به چشم مي خورند نمونه هاي ظريف و زيبايي از اينگونه قاليها امروزه در موزه هاي فيلادلفيا و متروپوليتن نيويورك نگهداري مي شوند .

طرح گلدار هراتي
طرح قاليهاي گلدار هراتي منتسب به شهر هرات است كه در روزگاران پيشين در خراسان و امروزه در افغانستان قرار دارد بنابر نظر مورخين و كارشناسان هنر قالي بافي ، شهر هرات پايتخت دربار تيموريان اوين مركز بافت فرش هاي ، طرحهاي گلدار در ايران بوده است حاشيه فرش هاي هراتي با طرحي متمايز از طرح زمينه فرش طراحي شده كه در آن غالبا نقوش قوري چاي و يا سماور موتيف اصلي و غالب طرح را تشكيل مي دهد .
طرح اكثر فرش اي گلدار تيپ هراتي ، فاقد اشكال پرونده و حيوان مي باشد درحالي كه ندرتا در برخي از فرشهاي بافته شده در اين سبك نقش پرنده و حيوان نيز ديده شده است از جمله يك جفت فرش معروف بنام امپراطور كه هديه پطر كبير امپراطور روسيه به لئوپولد اول امپراطور اطريش

بوده است امروزه يك تخته از اين فرش ها در موزه متروپوليتن نيويورك و ديگريدر موزه وين نگهداري مي شود. در زمينه قرمز اين قاليها نقوش حيواناتي در رديفهاي افقي و عمودي بافته شده است و در حد فاصل اين نقوش، گلها و برگهاي پيچك دار ديده مي شود. چنين به نظر مي رسد فرشهاي هراتي كه داراي نقش حيوان هستند مربوط به اواخر قرن شانزدهم و اوايل قرن هفدهم باشند كه بعضا بافت آنها تا قرن هجدهم ميلادي نيز ادامه داشته است .
تاثير طرحهاي هراتي با برگهاي نيم دايره اي و حاشيه زيبا و اختصاصي آن در بافتهاي امروزي مراكز

مختلف قالي بافي ايران از جمله آذربايجان ،كردستان ، همدان و استانهاي مركزي ايران انكار ناپذير است. اين روزها در بسياري از اين مناطق و همچنين برخي از كشورهاي اروپاي شرقي و هندوستانو پاكستان فرش هاي زيبايي در اينگونه بافته مي شود

طرح باغي
در طرح باغي متن فرش مطابق نقشه كلاسيك باغهاي ايراني بوسيله جويهاي آب به چهار قسمت مساوي تقسيم مي شود (طرح چهار باغ)
جويهاي آب در سر راه التقاي خود به استخر مياني باغ كه در حكم ترنج فرش است از ميان حوضچه هايي به فواصل مساوي از يكديگرمي گذرند. در اين حوضچه ها و استخر مياني اردكها و ماهيهايي در زمينه اي به رنگ ابي كمرنگ و يا بژ بافته شده اند در زمينه هاي چهارگانه فرش شاخه هائي از گل و درختاني كه بر شاخسارهاي آنها پرندگاني به نغمه سرائي مشغولند طبيعت جانداري را مجسم مي سازند .
برخي از فرشهاي چهار باغ به شكل محراب طراحي شده اند و در بعضي ديگر زمينه نرمش به شش قسمت تقسيم مي شود و در نتيجه دو استخر مياني و يا ترنج بوجود مي آيند تاريخ بافت اين فرش ها را به قرون هفده و هجده ميلادي منتسب نموده و اصل آنها را از كرمان مي دانند .

طرح فرش هاي لهستاني
فرش هاي لهستاني بهگروه بزرگي از قالي هاز زربافت كه در اين دوره بافته مي شدندگفته مي شود شايد يكي از دلايل انتساب اين فرش ها به لهستان اين است كه در نمايشگاه بين المللي پاريس (سال ۱۸۷۸) در ميان اموال يك شاهزاده لهستاني بنام (چارتوريسكي) يكي از اين نوع فرش ها به نمايش گذارده شده بودولي در حقيقت وجه تسميه اين سري فرش ها را بايد در سوابق تاريخي دورتري جستجو كرد.
در بهار سال ۱۶۰۱ ميلادي (زيگموند سوم) فرمانرواي لهستان به يك بازرگان ارمني بنام(موراتوويتس) ماموريت مي دهد تا به ايران مسافرت كرده و چند تخته فرش براي كاخ

هاي سلطنتي لهستان خريداري نمايد. بازرگان نامبرده نيز بافت فرش هاي مورد نظر به بافندگان كاشان كه در آن زمان در بافت فرش هاي ابريشمي داراي تجربه و شهرت فراواني بوده است .

قالي بافي ايران از پايان دوره صفويه تا سال ۱۳۰۰ هجري شمسي
در سالهاي پاياني سلسله صفويه تا ظهور فتنه افغان كه به انقراض اين سلسله منجر مي گردد توجه چنداني به هنر قالي بافي مبذول نمي شود ولي كم و بيش قالي هاي نفيسي در

اين فاصله زماني بافته مي شوند كه امروزه چندان اثري از آنها در ايران وجود ندارد چه تعدادي از آنها در اثر بي توجهي پوسيده ومتلاشي شده وشماري از آنها را نيزافراد ويا شركتهاي اروپايي كه در ايران فعاليت تجاري داشتند از ايران خارج كرده و به موزه ها و ثروتمندان اروپائي فروخته اند.
در فتنه افغان آنچه كه از اين هنر و صنعت باقي مانده بود از بين مي رود و در زمان سلسله هاي افشاريه و زنديه و حتي تا اواخر سلسله قاجاريه قالي بافي كماكان بي رونق مي ماند. تنها در

پايان عمر اين دودمان است كه قالي بافي تجديد حيات نموده و به صورت رضايت بخشي ادامه پيدا ميكند. در اين زمان طبقات تازه به دوران رسيده دركشورهاي صنعتي اروپا و همچنين ايرانيان مرفه كه داشتن قالي و قاليچه را در منازل خود وسيله رفاه و از اسباب (عظمت جلال) مي دانستند كم كم به خريد قالي و قاليچه متمايل مي شوند به اين جهت تجارت فرش در بازارهاي داخل و خارج رونق مي گيرد.در اين زمان سياحان زيادي به ايران آمده و در مراجعت تعدادي فرش به عنوان ره

آورد سفر همراه خود مي برند. آنها در سفرنامه هاي خود اشارات مفصلي به دست بافت هاي ايراني و مرغوبيت و دوام آنها مي نمايند كه اين خود انگيزه ديگري است كه اروپائيان را به خريد و جمع آوري قالي هاي ايراني ترغيب مي كند.

 

در اواخر قرن گذشته تجارت خانه هاي اروپايي و آمريكايي كه در امر تجارت قالي و قاليچه بودند براي تامين فرش هاي مورد نياز به بازار خودش عبارتي در مركز قالي بافي ايران تاسيس مي كنند. كارگزاران اين شركت ها پشم هاي رنگ شده را همراه با نقشه هاي مطلوب خود در اختيار فرشبافان قرار داده و سفارش بافت كالاي مورد نظر را با عقد قرار دادهايي به آنها مي دادند ولي در خاتمه جنگ جهاني اول با برچيده شده شعبات اين شركت ها تجار و سرمايه داران ايراني جايگزين آنها شده و اختيارات تجارت و صنعت فرش را در دست مي گيرند .

وضعيت قالي بافي ايران در سالهاي معاصر
صنعت و تجارت فرش در ايران از ابتداي اين قرن تاكنون در مجموعه رو به رشد و ترقي بوده است ولي اين رشد هيچ گاه به صورت يكنواخت و مستمر نبوده است . توليد و تجارت آن در اين سال ها دچار نوسانات متعددي گرديده و بحران هاي زيادي را پشت سرگذارده است. بروز جنگ جهاني دوم به مقدار قابل توجهي در ميزان توليد و صادرات فرش ايران تاثير گذارد كه البته اين ركود در

صادرات فرش هاي ايران به ايالات متحده آمريكا تاثير چنداني نداشت . تنها بعد از خاتمه جنگ و فراغت مردم از مشكلات ناشي از آن و فراواني مواد اوليه اين كالا بود كه مجددا صنعت و تجارت فرش با آهنگ پيشين به رشد و ترقي خود ادامه داد.
نمودار توليد و صادرات فرش بر اساس نوسانات كلي قيمتها در جهان و اوضاع سياسي و اقت

صادي مملكت همواره دستخوش تغييراتي بوده است . اگر درگذشته خشك سالي ها موجب رونقي قالي بافي بودندو كشاورزان بي نصيب از محصولات كشاورزي ، معيشت خود را در اين سالها از صنايع روستايي و از همه مهمتر قالي بافي تامين مي نمودند در عوض اين روزها ترك عادت

ده نشيني و جدائي كارگران بافنده از دارهاي قالي سنتي خود و اشتغال به كارهاي غير مفيدمانند دست فروشي و يا بيكاري مطلق به صورت چوب لاي چرخ پيشرفت اين صنعت عمل كرده و آشكارا آن را به عقب مي راند كه خوشبختانه عامل افزايش جمعيت در اين سالها اين عامل منفي را تا حدودي خنثي كرده است. ولي با وجود تمام اين تنگناها ، قالي بافي همواره از اقبال عمومي

برخوردار بوده و هنوز در صد شايان توجهي از عشاير، روستائيان و حتي شهرنشينان به طور مستمر و يا نيمه وقت به اين پيشه با ارزش و مفيد مي پردازند مهم ترين دستگاه و سازمان هاي دولتي كه در زمينه فرش دست بافت فعاليت دارند عبارتند از :

شركت سهامي فرش ايران
از دهه هشتم قرن گذشته تا سال ۱۳۱۴ شمسي فعاليت فرش دست بافت ايران تا حدود زيادي در دست تعدادي از شركتهاي خارجي مانند شركت انگليسي _ سوئيسي (زيگلر) در سلطان آباد سابق (اراك) و شركت امريكايي قالي شرق و شركت عثماني _ ايتاليائي (نيركاستل) در تبريز و كرمان وب الاخره كمپاني شرق (o.c.m) در كرمان با شراكت بازرگانان يوناني _ انگليس متمركز شده بود كه هركدام از آنها برابر با سليقه هاي مشتريان خارجي خود در نقاط ياد شده و ساير مراكز بافندگي مستعد فعاليت هايي را در زمينه توليد و صادرات فرش دنبال مي كردند كه بازده كار آنان به اين حرفه و هنر كه در اواخر دوره قاجاريه آخرين مراحل نزولي خود را مي گذرانيد رونق و اعتباري شايان توجه داد و همچنين موجب شناسايي قالي ايران را در بازار هاي جهاني فراهم ساخت كارگزاران اين شركت ها همانگونه كه رايت نظم و ترتيب و كار با نقشه را با قالي بافان تعليم دادند متقابلا در جهت رعايت سليقه هاي مشتريان خود نقشه ها و طرح هايي را كه در

بيشتر طرح هاي سنتي ايران نبودند نيز به قالي بافان تحميل مي نمودند و ديگر آنكه بافندگي آن زمان در جهت بر آوردن نيازهاي فوري و فراوان اين شركت ها به عادت ناپسند بي گره بافي روي آوردند كه اثرات آن در پاره اي از مراكز بافندگي ايران مانند كرمان و بيرجند باقي مانده است .
در سال ۱۳۱۴ شمسي با خلع يد از كمپاني شرق (O.C.M) اختيارات انجام فعاليت هاي توليد و

تجاري فرش ايران به موسسه دولتي تازه تاسيس شده اي به نام شركت سهامي فرش ايران واگذار شد و بدين ترتيب اين شركت از اين سال به بعد به كار ترويج قالي بافي و توليد و تجارت آن پرداخت و به سبب تجارت و جامعيتي كه دراين رشته كسب نموده بود توانست به فراخور توانايي خود در جهت احياي هنر و صنعت فرش دست بافت ايران و حفظب ارزش هاي سنتي و ويژگي هاي بومي ، باز سازي طرح ها و نقشه هاي اصيل و قديمي فرش ، تربيت و اشتغال هزاران قالي باف قدم هاي كم و بيش موثري بردارد.

برابر آماري كه در دست داريم در سال ۱۳۸۰ اين شركت در سطح كشور داراي ۴۴ شعبه بوده و در ۶۵۰ روستا دامنه فعاليت آن گسترده بوده و بر روي ۹۸۵۰ دستگاه قالي بافي آن ۱۹۵۰۰ قالي باف به كار بافت فرش اشتغال داشته اند
سازمان هاي ديگري كه در سالهاي اخير در كار توليد و صادرات فرش فعاليت مي كنند عبارتند از :

سازمان صنايع دستي ايران
اين سازمان از ابتداي تاسيس خود (۱۳۴۳) تاكنون در زمينه توليد_ خريد_ بازاريابي_ فروش و صادرات كليه صنايع دستي ايران از جمله فرش بافي و گليم بافي فعاليت هاي گسترده اي را شروع كرده و كم و بيش به موفقيت هايي نيز دست يافته است .

وزارت جهاد كشاورزي
در حال حاضر بيشترين توليد فرش ديت بافت ايران در زير پوشش يك سازمان دولتي توسط بافندگان وابسته به وزارت جهاد كشاورزي ( وزارت جهاد سازندگي سابق) صورت مي گيرد. آمار سال ۱۳۸۰ نشانگر آن است كه در ۲۹۱ تعاوني تحت پوشش اين وزارت جمعا بر روي ۱۵۲۰۵۱ دار قالي بافي ۵۷۹۷۴۹ متر مربع فرش ۳۹۶۳۵۹ بافنده توليد شده است. با آوردن آخرين آمار قالي بافي ايران مربوط به سال ۱۳۸۰ اين مبحث را به پايان مي رسانيم .
كل دارهاي قالي بافي ايران ۹۸۱۴۰۰ دستگاه
كل قالي بافان كشور ۱۹۲۰۰۰۰ نفر

افراد شاغل در حرفه هاي جنبي اين صنعت ۴۵۰۰۰۰ نفر
توليد ساليانه فرش ديت بافت ۵۴۰۰۰۰۰ متر مربع
تعداد روستاهايي كه در آن قالي بافي صورت مي گيرد ۲۷۱۰۸ روستا

فصل دوم _ مواد اوليه مورد نياز قالي بافي

پشم
در فلات پهناور ايران عليرغم خشكي نسبي آب و هواي آن ، مراتع سر سبزي براي پرورش دام وجود دارد. دردامنه هاي كوههاي البرز و رشته جبال زاگرس مخصوصا در نواحي سنندج و كرمانشاه و نواحي شمالي خراسان و بلوچستان و نقاط مركزي ايران گوسفنداني پرورش مي يابند كه پشمهاي مرغوب آنها در تهيه فرش هاي بادوام و پاخور بكار مي روند .
نژادهاي معروف گوسفندان ايران عبارتند از : قره گل ، ماكوئي ، سنجابي ، كردي افشاري بلوچي ، قزل ، كلكوهي ، مغاني بختياري ، نائيني و سنگسري.
اكثر گوسفندان ايران از نوع نژادهاي با پشم ضخيم هستند و متجاوز از ۶۵ تا ۷۰ درصد پشم آنها از نوع هتروتيپ Hetrotype است. بر اثر اين كيفيت تار پشم زبرتر، ضخيم تر و مستحكم تر بوده و كاملا مناسب براي قالي بافي مي باشد. قطر تار پشم نژادهاي گوسفندان ايران بين ۳۵ تا ۵۰ ميكرون (۳۵ تا ۵۰ هزار ميليمتر) و طول آنها حتي تا ۳۸ سانتيمتر نيز مي رسد. گوسفنداني كه دركوهستانها و هواي معتدل پرورش مي يابند نسبت به گوسفندان نقاط پست و مرطوب پشم هاي مرغوب تري توليد ميكنند . همچنين پشمهايي كه در فصل بهار چيده شده باشند كيفيت بهتري نسبت به پشمهاي پائيزه دارند .
پشمهاي سفيد رنگ خاصيت رنگ پذيري بهتري نسبت به ساير پشمها دارند لذا بيشتر مطلوب رنگرزان هستند ناگفته نماند رنگ پشم گوسفندان نژاد سفيد كلا سفيد روشن نيست بلكه در حقيقت نخودي و يا زرد روشن است. تنها پشم برخي ازنژادها مانند گوسفندان سيستاني كاملا سفيد و براق هستند كه بعد از رنگرزي شفافيت و جلوه خاصي پيدا مي كنند.

پشمي كه براي بافت قالي انتخاب مي گردد بايد داراي خصوصيات ويژه اي باشد. قطره پشمهاي مناسب براي قالي بافي در حدود ۳۰ تا ۴۰ ميكرون (۳۰ تا ۴۰ هزارم ميليمتر) است از پشم معمولا پرز و يا گوشت فرش بافته مي شود ولي بافندگان ايلياتي مانند قشقائي ها، بلوچها ، تراكمه و الوار تار و پود فرشهاي خود رانيز از پشم انتخاب ميكنند ندرتا در گذشته نيز برخي از فرش هاي همداني و بلوچي با پشم شتر بافته مي شده است . تقريبا در تمام مراكز بافندگي ايران شيرازه هاي فرش را از جنس پشم انتخاب مي كنند (به استثناي فرش هاي ابريشمي) در فرش هاي لري و بلوچي گاهي نيز از موي بز براي اين منظور استفاده مي كنند. پشم نما نظير (كوپر آمونيوم ويسكوز) يا پشمهاي نامرغوبي كه از صورت نخ خارج شده و دوباره رشته شده بودند و يا از پشم مردار در بافت فرش استفاده مي نمودند. اينگونه تقلبات كه بعضا توام با استفاده از رنگهاي جوهري بود موجب آن شد كه تا مدتي به شهرت فرش هاي ايران لطمه وارد شود .
پشمي كه از گوسفند چيده مي شود داراي مواد خارجي زيادي است كه قبل از ريسندگي باي

د آنها را از پشم جدا كرد. اين مواد عبارتند از : چربي پشم (لانولين) ادرار و عرق بدن حيوان كه در روي پشم خشك شده و حاوي املاح پتاسيم و سديم و اسيدهاي معدني و آلي مي باشد و همچنين شن و خاك و خاشاك و سوخته هاي داغ و باقيمانده رون ها و مرهم هايي كه براي التيام زخم و بر روي بدن حيوان ماليده اند .
براي جدا كردن اين مواد بايد الياف پشم را شستشو نمود. بعد از اين عمل بايد آب پشم با دقت گرفته شده و در مكاني كاملا تميز به صورت يكنواخت خشك شود. اين قبيل عمليات را يا با دس

ت و يا دركارخانه هاي پشم شويي كه با وسايل شستشوي مكانيكي و دستگاههاي خشك كن مجهز هستند انجام مي دهند .
بعد از مرحله خشك شدن پشمها را مي ريسند و سپس كلافهاي حاصله را دركارگاههاي رنگرزي به رنگهاي مورد نظر در مي آورند . عمل ريسندگي را با دست انجام مي دهند .
(دست ريس) و يا اينكه در ماشينهاي مخصوص آنها را مي ريسند كه در اين صورت پشم در مقدار زياد و به صورت كاملا يكنواخت رشته و تابيده مي شود . پشمهاي دستريس بيشتر در روستاها و مراكز قالي بافي ايلياتي تهيه مي شوند .

كرك
كرك يكي از مواد متشكله قاليهاي ظريف و نسبتا گران قيمت است كرك در اصطلاح به پشمهاي نرمي كه روي بدن گوسفند و بز و شتر روئيده و بهنگام شانه كردن بدن اين حيوانات بين دندانه هاي شانه گير مي كنند گفته مي شود .
با توجه به كثرت قاليچه هاي موجود در بازار كه به غلط به قاليچه هاي كركي معروف هستند به خوبي استنباط مي شود كه اين تعداد قاليچه قاعدتا نمي توانند از پشمهايي كه بدين طريق مشكل بدست مي آيند بافته شود بلكه پشمهاي ظريف خارجي مانند (مرينوس) هستند كه پرز اين قبيل قاليچه ها را تشكيل مي دهند .

پنبه

الياف پنبه اي در قالي بافي مورد مصرف زياد دارند بطوريكه تقريبا مي توان گفت كه تار و پود اكثر فرش هاي ايران از پنبه مي باشد. يكي از امتيازات رشته هاي پنبه اي نسبت به انواع پشمي آن اين است كه چون آفت بيد به خوردن آن تمايلي ندارد لذا فرش هايي كه تار و پود آنها از پنبه مي باشد در صورتي كه در معرض بيد خوردگي قرار گيرند تنها پرز و يا گوشت آنها از بين مي رود و سوراخ و يا حفره اي در آن ايجاد نمي شود و در نتيجه به آساني مي توان طبقه جديدي از پرز را از طريق گره زدن بر روش شبكه تار و پود فرش كه سالم باقي مانده است به وجود آورد .
الياف پنبه اي استحكام زيادتري نسبت به پشم دارند و همچنين به دليل خاصيت كشش كم

تري كه در مقايسه با الياف پشمي دارند براي تار و پود قالي مناسب تر مي باشند. پنبه ايران با خصوصيات ويژه اي كه دارد بر خلاف عدم قابليتش براي بافت پارچه هاي ظريف براي تار و پود فرشهاي درشت بافت و متوسط بسيار مناسب است. از الياف پنبه اي نمي توان براي پرز قالي استفاده كرد در موارد بسيار نادري ديده شده است كه پنبه را براق و ابريشم نما كرده و فرش هاي ابريشمي تقلبي از آن بافته اند گاهي براي پودگذاري به جاي پنبه از الياف ويسكوز نيز استفاده مي شود براي تشخيص پنبه از ويسكوز بهترين طريقه اين است كه الياف مشكوك را در آب خيس كنند. الياف ويسكوز بعد از اين عمل به سهولت پاره مي شوند در حالي كه پنبه مقاومت بيشتري از خود نشان مي دهد .

ابريشم
الياف ابريشم يا از پيله كرم ابريشم بدست مي آيند و يا بصورت مصنوعي توليد ميشوندكه البته نوع مصنوعي آن براي بافت فرش چندان مناسب نيست . الياف ابريشمي در نسبت مساوي به قطر به مراتب مستحكم تر از الياف پشمي مي باشند .
بافت فرش با مصالح ابريشمي كاري بسيار دقيق و پر زحمت است بدين سبب هميشه فرش هاي گرانبها و با رج شمار بالا را با آن مي بافند. گاهي از ابريشم براي برق و جلا دادن و برجسته نشان دادن طرح و نقش استفاده مي كنند مانند فرش هاي گل ابريشم نائين ، كاشان ، تبريز و بيرجند و يا اينكه به عنوان تار و پود آن را بكار مي برند ( قاليچه هاي تار ابريشمي اصفهاني)

معمولا نسبت وزني تار و پود و پرز در فرش هاي پشمي و ابريشمي با توجه به نوع بافت به شرح زير مي باشد. چله (تار) ۲۰-۱۲ درصد _ پود ۱۸-۱۰ درصد _ خامه يا پرز ۷۰ _ ۵۰ درصد. و به عنوان يك قاعده تقريبا كليمي توان گفت كه از صد درصد وزن فرش، پانزده در صد آن چله ، پانزده درصد وزن پود و بقيه (هفتاد درصد) مربوط به وزن پرز فرش مي باشد .

تكنيك گره زني
گره

دانستن چگونگي تكنيك گره زني قالي مشرق زمين داراي اهميت زيادي است به اين ترتيب از پاره اي پيچيدگي ها در امر طبقه بندي آنها اجتناب خواهيم كرد. علاوه بر آن ، در عمل نيز قالي هاي گره بافتي را كه ابداع مغرب زمين هستند و توسط ماشين بافته مي شوند از قالي گره دست بافت تشخيص خواهيم داد.

قيورد يا تركي باف ( ياگره تركي)
سنه ] صحنه [ يا فارسي باف ( يا گره فارسي)
در قالي هاي مشرق زمين داراي دو نوع گره اصلي هستيم : قيورد (كه در زبان فارسي به آن تركي باف مي گويند) و سنه (يا فارسي باف)
معمولا در هر دو مورد، هر گره اي به روي دو عدد نخ تار مجاور هم بسته و فشرده مي شود در گره قيورد، نخ خامه دو حلقه حلزوني را تشكيل مي دهد كه هركدام از حلقه ها به دور يكي از نخ هاي تار پيچيده و دو انتهاي آنها از ميان اين دو عدد تار بيرون مي آيد و پرز قالي را تشكيل مي دهد .
در گره سنه يا فارسي باف ، نخ خامه فقط تشكيل يك حلقه حلزوني را مي دهد و به دور يكي از رشته هاي تار پيچيده و دو انتهاي آن به روش زير روي سطح قالي ظاهر مي شوند. اولين انتها از ميان دو رشته چله مورد نظر بيرون مي آيد و دومين انتها از بين يكي از اين رشته ها و رشته بعدي خارج مي گردد.
براي اينكه يك قالي با گره قيورد را از يك قالي با گره سنه تميز دهيم، مي بايست به رديف گره هايي كه در عرض قالي پشت سر هم قرار قرار گرفته اند، از خيلي نزديك نگاه كنيم . اگر قالي را تا كنيم مي بينيم كه كم و بيش اين رديف ها به وضوح ظاهر مي شوند و در ميان اين رديف ها نيز يك يا چندين نخ پود قرار گرفته است .
در حالت اول ( گره قيورد) ، اين رديف ها عموما درشت تر هستند، هر چند كه قالي هايي ديده شده اند كه هر متر مربع آن شامل بيش از ۰۰۰/۷۰۰ گره بوده است . ضمنا اين ردي

ف ها داراي اين ويژگي هستند كه دو انتهاي آنها از ( گردان ) گره ناشي مي شوند كه اين گردن نيز نسبتا ضخيم است .
در حالت دوم ( گره سنه يا فارسي باف) يكي از دو انتهاي گره از ميان آن بيرون مي آيد و دومين انتها، در بيرون و در طرف چپ يا راست آن قرار مي گيرد .
با بيان ويژگي هاي اين دو گروه تشخيص قالي مشرق زمين از قالي اي كه با ماشين بافته شده ، آسان است. در حالت بافت ماشيني گره از بين مي رود و دسته هاي نخ هاي پرز قالي ، بجاي اينكه در رديف هاي عرضي قالي قرارگيرند، در جهت طولي آن قرار مي گيرند . اين عمل به خودي خود انجام ميگيرد زيرا نخي كه به آن (پشمي) مي گويند و نام دقيق تر آن ( تار پشمي) است،به طور موازي روي چله كار مي شود.
مي توانيم باز هم از اختلافات چشمگيري كه بين قالي گره اي و قالي هاي (ماشيني ) وجود دارند نام ببريم : ريشه هايي كه به قالي ماشيني اضافه شده است؛ فقدان طرح در پشت بعضي از تخته هاي قالي ماشيني ؛ رنگرزي پشم هاي قالي هاي ماشيني با رنگ هاي مصنوعي و غيره؛ معذالك فقدان گره در قالي هاي ماشيني براي تشخيص كافي است.

با اين همه ، نبودن گره ، و يا دقيق تر بگوييم نبودن خامه و پرز، از ويژگي هاي پاره اي اثار مشرق زمين است. گاهي نيز اين اثار بسيار زيبا هستند مثل فرش هايي از نوع گليم (تركيه) ، پلاس (اسياي مركزي و ايران) سومك، ورنه (قفقاز ) كه همه اينها براي مغرب زمين جزو فرش و قالي مي باشد
شكل گره هايي كه با بررسي مقطع قالي مشاهده كرده ايم به تبع وضعيت تارهايي كه اين گره با آنها بسته مي شوند، تفاوت دارد اگر رشته هاي تار در يك سطح قرار داشته باشند دو دسته نخ انتهايي يك گره داراي بلندي برابر هستند. با وجود اين مي دانيم كه براي دادن يك ساختار فشرده تر به قالي، مي توان ضخامت تارهاي چله را بيشتركرد. بنابراين ، اين تارها به صورت متناوب ، فرو رفته و بر آمده مي شوند و رشته هاي خامه نابرابر گرديده و يكي كوتاه و ديگري بلند مي شود .

جفت ايليمه يا گره جفتي
(جفت ايلمه) يا گره جفتي داراي شكل ديگري است . اين گره از نوع گره هاي قيورد (تركي باف) يا سنه ( فارسي باف) است كه به ترتيب بجاي اينكه روي دو عدد از تارهاي چله گره بخورد، روي چهار تاي آنها بسته مي شود در همين جا شاهد يك عمل تقلبي بسيار قديمي هستيم كه سابقه آن به قرن شانزدهم ميلادي مي رسد. ما اين گره را به زيبايي تمام در قالي هاي قفقاز و ايران باز مي يابيم . ولي فقط چند دهه اي بيش نيست كه اين عمل به صورت نگران كننده اي در ايران متداول شده است. به استثناي قالي بيرجند كه استثنائات يكي از ويژگي هاي بارز آن همين نوع گره است، در توليدات عصر حاضر ايران، جفت ايلمه را در كنار گره هاي فارسي باف و تركي باف در روي يك فرش به كار مي برند .

دلايل اين عمل به راحتي قابل درك هستند: گره جفتي كه نه روي دو رشته تار بلكه روي چهار رشته تار بسته مي شود، امكان سرعتي عمل بيشتر و مصرف كمتر پشم را فراهم مي كند ولي متاسفانه اين عمل به كيفيت قالي ضرر مي رساند و موجب مي گردد كه تعداد گره هاي آن از حد متوسط معين كمتر باشد. ضمنا، اين عمل موجب تباهي نقوش تزئيني و ضخام

ت پرز و پشم قالي گرديده و در نتيجه موجب كوتاهي عمر قالي مي شود .

فشردگي گر ها
گفتيم كه تكنيك گره زني در بين مردم كوچ نشين و اوليه به وجود آمده و گسترش يافته است وبايد اضافه كنيم كه اين تكنيك در طول زمان تغييراتي يافته و تا مرحله اي پيشرفت كرده كه قادر به خلق شاهكارهايي شده كه در آنها تمركز و فشردگي هاي گره ها به حد بسيار بالايي رسيده است. به عنوان مثال در اين مورد كافي است كه به برخي از تخته هاي قالي هاي هندي قرن هفدهم توجه داشته باشيم. در هر سانتي متر مربع آنها تعداد ۲۰۰ و حتي ۴۰۰ عدد گره ديده مي شود با اين حساب كه دركارگاههاي قالي بافي ايران در حال حاضر يك كارگاه قالي باف از ۰۰۰/۱۰ تا ۰۰۰/۱۴ گره در طول روز مي زند، مي توان زماني را كه در قديم براي بافتن اين شاهكارها صرف شده است، حساب كرد. در واقع امر ، در روزگار ما، يك كارگر قالي باف خوب و ورزيده به طور روزانه مي تواند تقريبا به اندازه مساحت سطح يك پاكت سيگار قالي ببافد و آن هم به شرطي كه قالي بافته شده ، پشمي باشد ولي اگر قالي بافته شده ابريشمين، باشد فقط قادر به بافتن نصف اين مقدار است (۴۰۰ گره در سانتي متر مربع)
بدون ترديد ، در اين جا مواجه با حالات نادري هستيم كه با كارهاي توليد شده كه زمينه تجاري دارند، قابل مقايسه نخواهند بود. زيرا يك تخته قالي متداول در زمينه تجاري داراي ۱۵۰۰ تا ۱۶۰۰ گره در دسي متر مربع است . در تخته قالي هاي درجه متوسط اين تعداد به ۲۵۰۰ عدد گره مي رسد و در قالي هاي ظريف تر از ۲۵۰۰ گره تا هفت _ هشت هزار گره را شامل مي گردد كه البته قالي هاي ابريشمين از اين موضوع مستثني هستند .
در حال حاضر ، قاعدتا ، بافتن يك تخته قالي به ابعاد متوسط و كيفيت معمولي (يعني ۳*۴ متر و ۱۶۰۰ گره در دسي متر مربع) كه توسط يك نفر بافنده بافته شود و به طور متوسط روزي از ۱۰۰۰۰ تا ۱۴۰۰۰ گره زده شود، ۲۲ تا ۲۳ روز وقت لازم دارد .

اشاره مي كنيم كه زنان ، با توجه به اينكه روزانه به كارهاي ديگري نيز مي پردازند، داراي راندماني پايينتر از اين حد هستند يعني به طور روزانه در حدود ۶۰۰۰ تا ۸۰۰۰ گره مي زنند. معذالك ، اين اشارات نبايد موجب اين تصور گردد كه مشرق زمين قابليت خلق قالي هايي با ظرافت استثنايي را ، نظير قالي هايي كه در دوره اوج قالي گره اي به وجود آورده، (يني قرن هاي هفدهم و هجدهم ميلادي) ازدست داده است فراموشنكنيم كه اين شاهكارهاي قديمي در اكثر موارد در كارگاههاي درباري بافته مي شده اند. بنابر اين ن چنين كارهايي جدا از محصولات ساده تر و ابتدايي تري هستندكه يا به خود كشورهاي توليد كننده اختصاص دارند و يا به صادرات ، تاكيد ميكنيم كه تعداد اين شاهكارها، حداقل از تعداد كارهاي جديد و درجه اعلي ، فراتر مي رود .

بافت و ابزارهاي آن

از نقطه نظر بافت ، مي توان چهار نوع قالي را از هم تشخيص داد ك
۱_ قالي هايي كه توسط مردمان كوچ نشين بافته مي شوند (در اكثر موارد اين قالي ها روي دستگاههاي افقي و با موادي بافته مي شوند كه محصول كار خودشان مي باشد)
۲_ قالي هايي كه توسط خانواده اي روستانشين و كوهستاني بافته مي شوند و آنها را براي فروش به شهرها و يا خريداران گذري مي بافند ( اين نو ع قالي ها توسط زنان و به هنگام فراغت از كارهاي خانه و كشاورزي بافته مي شوند)
۳_ قالي هايي كه توسط همين خانواده ها، ولي به سفارش شركتهاي تجاري شهرهاي بافته مي شوند و مواد اوليه ضروري توسط همين شركتها تهيه گرديده و در اختيار بافنده قرار ميگيرد.
۴_ قالي هايي كه در كارگاههاي بزرگ و كوچك شهرها و در مراكز استان هاي مهم بافته مي شوند .
در كارگاههاي قالي بافي (بخصوص در ايران) به طور مرجح از نيروي كار مردانه اي استفاده مي شود كه سن آنها بين ۱۳ تا ۲۰ سال متغير است. اين بافندگان تحت سرپرستي فني شخصي كه عنوان استاد دارد، كار مي كنند .

ابزار كار
مسلم است كه تكنيك قالي گره اي ، در روند تكامل خود، به طور قابل ملاحظه اي از محصولات اوليه درشت بافي كه تقليدي از پوست حيوانات بوده اند، دور شده است اين تكنيك همراه با زمان خود، را كاملا اصلاح كرده و به درجه اي رسيده است كه تولدي زيبا و قابل توجه را ارائه ميدهد. معذالك ابزار كار، همان سادگي گذشته خود راحفظ كرده اند امروز نيز همانند ديروز اين ابزارها عبارت از تيغ يا چاقو ، شانه و قيچي مي باشند. تيغ يا چاقو براي بريدن خامه گره به كار مي رود و مي تواند هم صاف باشد و هم خميده و در انتها نيز مجهز به يك قلاب كه نمونه آن را بافندگان تبريز به كار مي برند .

شانه ] كركيت[ براي فشردن پود به روي گره ها به كار مي رود .
اين شانه ها دو نوع هستند: يكي از آنها درشت تر و خشن تر و ساده تر است و توسط كوچ نشينان و روستانشينان مورد استفاده قرار مي گيرد، داراي دسته اي چوبي و تيغه هاي فلزي است . نوع ديگري كه بافندگان شهري به طور ترجيحي از آن استفاده مي كنند، داراي دسته اي است كه از انتهاي تيغه هاي فلزي تشكيل شده است ، يعني آنها را به طور باريك و فشرده اي به نام بسته اند. قيچي به اشكال گوناگون (دراز و خميده ، صاف و پهن مثل قيچي خياطان و غيره) براي قيچي كردن پرزهاي بلند و اضافي رج هايي كه تمام شده اند به كار مي رود و يا اينكه ، مثل مناطق تبريز و كرمان پس از تمام شدن فرش ، از آن براي قيچي و صاف كردن تمام سطح قالي و پرداخت نمودن استفاده مي كنند.

دار قالي يا عمودي است و يا افقي. دار قالي افقي كه به راحتي قابل جداكردن و حمل و نقل است، دستگاهي است كه بخصوص براي بافتن قالي هايي با ابعاد كوچك مورد توجه و استفاده كوچ نشينان است.
دستگاه عمودي از اين نظر كه داراي امتيازي براي بافتن قالي با ابعاد بزرگ است ، بازندگي جمعيتي هاي يكجانشين انطباق دارد. اين دار تقريبا به شكل يك مستطيل است و از دو عدد تير عمودي موازي و دو عدد تير افقي تشكيل يافته است تير افقي بالاي دار ، به نام سردار ، به دو انتهاي بالاي تير هاي عمودي ، و تير افقي پايين دار ، به نام زير دار ، به دو انتهاي پاييني تيرهاي عمودي متصل شده است . نخ ها ، يابه معناي دقيق تر ، نخ هاي تار كه مجموعه آن را چله مي گويند بين اين دو تير افقي كشيده شده اند. معذالك، اگر طول قالي بيشتر از طول دستگاه

بافندگي باشد، تارهاي چله را روي سر دار مي بندد و وقتي قسمتي از قالي تمام شد، آن را به دور چوب زير دار مي پيچند و تارهاي چله روي چوب سر دار ، براي بافت قسمت بعدي قالي به كار مي رود سيستمي كه بخصوص در استان هاي ايران متداول است ، چله دوبار يا بيشتر به دستگاه بافندگي بسته مي شود و اگر كشش تمام تارهاي چله در همه جا يكسان نباشد نا صافي و مواج بودن سطح قالي را به دنبال خواهد داشت . در نتيجه زيبايي قالي و همچنين عمر آن نيز از اين موضوع صدمه مي بيند و بخصوص در جاهاييكه اين نقيصه خود را بيشتر نشان مي دهد ، قال

ي در همان نقاط صدمه پذيرتر است .
براي برطرف كردن اين تنگناها ، به دو نوع دار قالي كه كامل تر است، متوسط مي شوند ساختار اين دستگاه به نحوي است كه مانع دوبار و يا بيشتر چله كشي مي گردد.
در حالت اول تارهاي چله هم در قسمت جلو ( قسمتي كه به قسمت پشت دستگاه كشيده مي شود. نمونه اين دستگاه ها همان دار قالي بافي تبريزي است . به اين ترتيب در اينجا دون سطح از تارهاي چله كشي را مي بينيم كه به موازات هم مي باشند و نخ هاي پشت دستگاه امتداد همان نخ هاي جلوي دستگاه است . قالي ضمن بافت تدريجي ، به طرف پايين رانده مي شود. سپس با چرخيدن به دور محور زير دار ، به طرف پشت دستگاه كشيده مي شود به اين ترتيب، تارهايي كه در پشت دستگاه قرار داشتند در جوي دستگاه قرار مي گيرند .
به راحتي مشاهده ميشود كه با چنين دستگاهي ، فقط قالب هايي را مي توان بافت كه طول آن دو برابر طول دستگاه باشد. راه حل براي چنين مشكلي ، متوسل شدن به نوع ديگري از دستگاه بافندگي است كه محورهاي زير دار و سر دار آن حالت چرخان داشته باشند. نخ چله ، به اندازه لازم ، كلا به روي محور فوقاني ، يعني سر دار پيچيده شده و تدريجا كه قالي بافته مي شود و كار پيش مي رود، قسمت بافته شده آن به دور محور زيرين ، يعني زير دار پيچيده مي شود. به اين ترتيب و با اين نوع دستگاه ها هر نوع قالي را به هر طول دلخواه مي توان بافت و در تمام قسمتهاي بافت ، نظم ثابتي نيز به وجود آورد .

 

حاشيه دو سر قالي
براي بافتن يك تخته قالي ، از قسمت پايين آن شروع به بافتن مي كنند، يعني محل شروع كار نسبتا نزديك به محور زيرين دستگاه يا زير دار است. ابتدا حاشيه باريكي مي بافند كه آن را گليم مي گويند و عرض معمولي آن از ۳ تا ۴ سانتي متر است. در برخي از قالي هاي قديمي و گرانبهاي آسياي مركزي (قالي هاي تكه بخارا) عرض اين قسمت گليم بافت به ۷۰ سانتي متر نيز مي رسد. قسمت گليم بافت قالي ، كه از بافت ساده و متقاطع نخ هاي تار و پود به وجود مي آيد براي حفظ قسمت نقطه آغازين قسمت گره بافت قالي در نظر گرفته شده است . ماندگاري و حفاظت مطلوب قالي بستگي كاملي به وضعيت و مقاومت اين قسمت گليم بافت دارد و لذا به محض اينكه مشاهده شودكه اين قسمت در حالت انهدام است و مي بايست بلافاصله مرمت گردد. به اين ترتيب از مرمت هاي بسيار پرخرج بعضي از قسمتهاي قالي كه گره هاي آن باز شده و يا حتي در غالب موارد، كاملا از بين مي روند، جلوگيري به عمل مي آيد .
چون نخ هاي تار و پود اين قسمت ، هر دو نخ پنبه اي مي باشند، اين نوار به رنگ سفيد است. در صورتي كه نخ هاي تار و پود هر دو از پشم باشند، اين قسمت داراي همان رنگ طبيعي پشم و يا اينكه به همان رنگي است كه پشم را رنگ كرده اند.
ضمنا گاهي نيز در انتهاي اين قسمت گليم بافت، توسط پودهايي از رنگ هاي ديگر خط

وط چند رنگي تزئيني و يا نقوش تزئيني به وجود مي آورند كه با رنگ اصلي تفاوت دارد. در چنين موردي ، قسمت گليم بافت به جاي اينكه فقط يك وسيله ساده براي حفظ گره ها باشد، خود نيز تبديل به يك قسمت نقش دار مي گردد. فقدان قسمت گليم بافت و يا از بين رفتن آن ، به طور محسوسي از قيمت يك قالي مي كاهد .

گره ها
همين كه بافت قسمت گليم بافت تمام شد، بافنده شروع به گره زني اولين رج مي كند. ضمنا وي ازگره زدن بر روي تارهاي چپ و راست دستگاه خودداري مي كند. تعداد اين تارها در هر دو طرف، از دو تا چهار و حتي شش عدد تغيير مي كنند و اينها همان طور كه بعدا توضيح خواهيم داد، براي به وجود آوردن دو حاشيه جانبي قالي و يا نواردوزي دو لبه قالي ، يعني دو حاشيه تكميلي كه در جهت طولي تا انتهاي آن امتداد دارند، باقي مي مانند.
بافنده ، يا بدون ابزار و يا به كمك يك قلاب ( همان طور كه در تبريز متداول است) به تارهاي چله گره مي زند و پس از تنظيم و بررسي ، آن را به كمك ضربه شانه و كركيت بافندگي اش بين پودها متراكم مي سازد و انتهاي پرزهاي آن را به كمك چاقويش قطع مي كند. بافنده تا انتهاي يك رج قالي همين كار را ادامه مي دهد .

پود
در اين مرحله بافنده نخ پود را در جهت عرضي قالي از بين نخ هاي تار ، كه شامل تارهايي نيز مي شود كه به روي آنها گره نزده اند، مي گذراند. گفتيم كه تارهاي كناري را براي ساختار داخلي لبه هاي قالي در نظر گرفته اند. يا مي توان خيلي ساده ، نخ هاي پود را به دور آنها مي چرخاند و آنها را پوشاند و يا اينكه همين نخ هاي پود را به نحوي از لابلاي آنها گذراند كه خود آنها نيز يك حاشيه گليم بافت را تشكيل دهند .
در حالت اول تارهاي كناري قالي را قبل از اينكه قالي تمام شود، با يك دسته نخ يك رنگ ازجنس پنبه و يا پشم مي پوشانند. اين امر در انتهاي كار، كناره هاي قالي را به صورت يك بخش كم و بيش گرد در خواهد آورد.
در حالت دوم ، تارها را با نخ هاي ديگري كه گاهي چند رنگ هستند مي پوشانند. بنابر اين در اين حال يك لبه كم و بيش پهن خواهيم داشت. اين مورد را تقريبا به طور انحصاري فقط در قالي هاي آناتوليو قفقاز مي بينيم .
در پاره اي از موارد ( منجمله در برخي از فرش هاي ايراني صحنه ، مرصل ، شيراز ، كرمان و غيره) پس از هر رج گره زده شده ، يك نخ پود روي آنها عبور داده مي شود. معذالك ، در اكثر موارد، اين پود دوباره تكرار مي شود، يعني يك بار مي رود و بلافاصله يك بار هم بر ميگردد. در اولين بار ، اين پود كشيده مي شود و در بازگشت حالت ازاد وشل دارد در برخي از انواع قالي ، قطر نخ اين دو رشته پود با هم متفاوت است در گونه اي كه حالت (كشيده) دارد، نخ پود نسبتا كلفت است و به صورت پنهان از جسم قالي عبور مي كند و آن را فشرده و محكم مي نمايد . در نوع دوم ، نخ پود نازك است و آن را فقط در پشت قالي مي توان ديد. براي اينكه نخ هاي پود را به راحتي

از بين نخ هاي تار بگذرانند، به دو چوب بلند و استوانه اي شكل متوسل مي شوند، كه يكي از آنها نازك و ديگري قطور تر است .
اين چوب ها، رشته هاي تار را به دو سطح جلويي و عقبي تقسيم مي كنند چوب باريك كه به طور افقي در بين تارهاي چله جاي داده شده است، امكان عبور اولين رشته پود را فراهم مي آورد . براي گذراندن دومين رشته پود از چوب كلفت تر استفاده مي شود. اين چوب پايين تر قرار گرفته است و توسط طناب هايي به سر دار متصل است. اين چوب به مثابه شانه بافندگي ] پيز.م.[ به كار مي رود، يعني اين چوب به كمك نخ هاي متصل به خودش كه هر يك از نخها به نوبه خود به يك تار وصلند اين تارها راكه توسط چوب نازك ديگري در پشت نگه داشته اند، به جلومي كشد. به كمك كف دست رشته تارهاي بالاي چوب قطور را كه به عنوان پيز به كار مي رود فشرده مي كنند وبه پيش مي كشند. به اين ترتيب اين رشته تارها تشكيل يك سطح از نخ ها را مي دهند كه در جلو قرار مي گيرد. دومين نخ پود را از پشت آنها مي گذرانند .

تراشيدن و يا قيچي كردن
به قيچي كردن رشته هاي پرز گره ها مي رسيم . اين عمل را يا بعد از بافتن چند رج (۱ تا ۶ رج) و يا اينكه به طور روزانه ( و تحت مراقبت و نظارت استاد) انجام ميدهند و يا آخرين مرحله ، يعني قبل از اينكه قالي را ببرند و از دار پياده كنند، مبادرت به اين عمل مي نمايند در اين صورت اين كار به عهده يك متخصص به نام پرداخت گر و يا خود استاد است. عمل قيچي كاري و پرداخت مي بايست تا به حدي پيش برود كه نقوشي را كه بافندگان روي سطح قالي به وجود آورده اند، با دقت زيادي به صورت صاف و يكنواخت هويدا سازد. اين كار توسط يك قيچي صاف و يا خميده انجام مي شود و منحصرا بستگي به دقت و حساسيت كارگري دارد كه اين عمل را انجام مي دهد .
بلنداي پرز قالي ها در رابطه با كيفيت قالي، مواد مصرفي و تعدادگره ها، از ۴ تا ۱۲ميلي متر تغيير مي كند. اگر پرز قالي كاملا دقيق قيچي شود وكوتاه گردد، بخصوص در قالي هايي كه فشردگي گره هاي آن زياد است، از نقطه نظر زيبايي شناختي به نتيجه اي عالي و مطلوب مي رس

ند. در واقع ، اين نوع پرداخت جزيي ترين نگاره ها و پيچيده ترين نقش هاي تزئيني را برجسته مي نمايد. ولي وقتي كه سطح پرزدار قالي از پشمي تشكيل يافته كه مقاومت آن ضعيف و يا متوسط است و يا نخ هاي آن به نهايت نازك مي باشد، چنين عملي كاملا خلاف هدف خواهد بود. در چنين حالتي يك برش و قيچي عمقي عمر قالي را به خطر خواهد انداخت، قيچي كاري و پرداخت، به بلندي معين هميشه نيز امكان تشخيص كامل نقوش تزئيني قالي را فراهم نمي نمايد. با وجود اين تنگنا، چنين روشي در قيچي كاري و پرداخت، در توليدات جديد بيشترين رواج را يافته است. علت اين امر آنست كه اين روش مقاومت بيشتر قالي را در مقابل فرسودگي تضمين مي كند و به موازات همين امر ، سليقه حاكم بر مهمترين بازار صادراتي ، منجمله بازار شمال آمريكا را نيز مد نظر قرار مي دهد .
براي تشريح و توصيف ارجحيت اين روش ، اضافه مي كنيم كه اين نوع پرداخت امتيازات زير را نيز دارا مي باشد:
اولا ، امكان استفاده از پشم متوسط و يا پشم دباغي (يعني پشمي كه از پوست گوسفند مرده و قصابي شده به دست آمده است) را نيز فراهم مي نمايد. لذا اگر اين پشم را براي فرش هايي كه پرز كوتاه دارند استفاده كنند، عمر اين فرش ها بسيار كم و محدود مي شود.
ثانيا، اين نوع پرزهاي بلند شستشوي شيميايي قالي را جهت كاستن رنگ هاي تند و كهنه جلوه دادن آن سهل مي نمايد .

نقش
بافنده اي كه در روي يك دستگاه بافندگي كار مي كند به خلق يك سطح پرز دار اكتفا نمي كند، بلكه در همان زمان به رنگ و نقش و تزئين نيز مي پردازد. بدون هيچ نوع ترديدي ، طرح و نقش قالي ها در ابتداي كار ، بسيار ساده و حتي ابتدايي بوده است. اين نقش ها به طور ميلي و بخودي خود از قريحه و گرايش نقش آفريني خلاق آن تراوش مي كرده است. شايد هم اين نقش ها متاثر از خود فن بوده اند.