مقدمه

۱

ضمیر باطن انسان هرگز پیر نمیشود، دست تطاول زمان بـر آن نمیتازد و همواره جاودانی و ابدی میماند. خسـتگی و پیـری را با نیروی پرتوان روحی، کـاری نیسـت. صـبر و بردبـاری، خوبی و مهربانی، گشادهرویی، فروتنـی، خیرخـواهی، آرامـش، تعادل، اخوت و مودّت، خصلت ها و صفتهایی هسـتند کـه هرگـز گرد پیری بر آنها نمینشیند. اگر در ضمیر دل خود بذر ایـن صفات را بکارید همواره از جهت روحی، جوان و شاداب خواهید ماند. کاشت این بذر در گرو داشتن انگیزه قوی بـرای تحقـق مهربانی، آرامش، سـعادتمندی و مـودت اسـت. انگیـزه قـوی، انسان را به ارادههای قوی و همتهای بلند وامـیدارد. شـوق وعلاقــه بــه ســعادتمندی انســان را بــه خوبیهــا و فصــیلتها واداشته، او را فعال، پویا و با نشاط میکند. چه بسـیارند افراد آدمی که از هر جا شروع میکنند به نتیجهای نمیرسـند

و همیشه خود را افرادی بیخاصیت، شکسـت خـورده و سـرخورده میدانند. خود را سرزنش میکنند و از بدی های دنیـا و ح تی هستی میگویند. اینها اینان هستند دارای اندیشههای کوتـاه

و ارادههای ضعیف هستند. افرادی سسـت عنصـرند کـه بـا هـر گفتهای ناراحت و یا شاد میشوند بدون اینکه بـه نتیجـه آن گفته و یا کار پی ببرند.

خوب است بگوییم چه بسیارند جوامـع انسـانی کـه بـه دلیـل نداشتن انگیزههای قوی، ارادههای فعال و ارتباطـات جمعـی، دچار انفعال، سرخوردگی، شکست و عقب افتادگی شدهاند که جز فقر و فساد، بیبند و باری اخلاقی و ناامنی سیاسی و فرهنگی نتیجهای در بر نداشته است.

تحقیق پیش روی شما پاسخی است به سؤالهایی از ایـن گونـه؛

انسانها چگونه مـی تواننـد دارای ارادههـای قـوی باشـند؟ تئوری روانشناسیِ تربیتی در محرکهای تصمیمساز چیست؟

چگونه میشود افراد از شخصیتهای اجتماعی، فعال و با نشـاط برخوردار شوند؟ چگونه میتوان تصمیم گرفت؟

چگونه میتوان تمامی افراد جامعه را نسبت بـه برنامـه یـا کاری تشویق کرد؟ چگونه میشود خِرَد جمعی یک جامعـه را بـالا بــرد؟ اراده جمعــی و تصــمیمگیریهای گروهــی چگونــه اتفــاق میافتد؟ و چگونه میتوان آنها را تقویت کرد؟ نقش یـادآوری جهان ابدی و زندگی پس از مرگ در این زمینه چیست؟ نقش یاد معاد در تقویت اراده افراد و جامعه چیست؟ آیا یاد مـرگ و قیامت باعـث انفعـال در جامعـه نمیشـود؟ باعـث اضـطراب و استراس و در نتیجه پایین آمدن راندمان کاری جامعه نیسـت؟
و …

۲

این تحقیق میکوشد تا با استفاده از منـابع معتبـر و دسـت اول، نقش و میزان تأثیر گذاری یاد و ذکر معاد بـر تقویـت اراده فردی و جمعی افراد را بررسی نماید و با استفاده از جهانبینی قرآن کریم به سؤالهایی که در ایـن زمینـه مطـرح میشود پاسخ دهد.

از این رو با دست یافتن به پاسخ این سؤالات آنچه در ذهنیت برخی انسانها متصور است اصلاح میشود و بـا داشـتن تصـویری صحیح از جهان پس از مرگ و شناخت درست این اندیشه، و رسوخ در شخصیت آدمی، باعث تغییـر در تفکـر، اخـلاق و عملکردهـا خواهد شد که در حقیقت روانشناسی تعلیم و تربیت نیز همـین هدف را دنبال میکند.

در اینجا لازم است مسـألهای را طـرح و تبیـین نمـایم و آن اینکه با نگاه آسیب شناسانه باید بررسی شـود چـرا یـاد و ذکر مرگ و قیامت به فراموشی سپرده میشـود؟ ایـن فراموشـی خودآگاه است یا ناخودآگاه؟ برای پاسخ این سؤال این فرضیه مطرح است که شاید ترس از مرگ و حالات پـس از آن سـبب شـده است تا انسانها خودآگاه، از یادآوری مرگ و حالات پس از آن فرار کنند.

بررسی فرضیه ترس از یادآوری مرگ و قیامت از دیرباز روان شناسـان بـا مسـألهای مواجـه شـدهاند کـه

تقریباً اکثریت مردم آن را تجربه کردهاند و آن مسأله تـرس از مرگ است. از آنجا که همه اعتقاد دارند کـه مـرگ بـرای همه بشر حتمیت دارد، حبّ به بقاء و حیات ابدی، انسانها را تا حدی پیش برده که یادآوری مـرگ و قطـع زندگی(بـه خیـال خودشان) دلهره و ترس گریبانگیرشان میشود و به لحاظ روانی تأثیراتی بسیار منفی بر افـراد و جوامـع انسـانی گذاشـته است.

این مسأله به گونهای مطـرح شده اسـت کـه تقریبـاً تمـامی نحلهها و مکاتب فکری و بلکـه روان شناسـان معتقدنـد اگـر انسان بخواهد راحت و آسوده خاطر و شاد زندگی کنـد، بایـد ترس و نگرانی از مرگ، از روح روان او زدوده شود.

اگر ممکن میبود مرگ را از زنـدگی انسـان بـرداریم و ایـن تحول و انتقال را از برنامه زندگی وی حذف کنیم، زمینـهای برای ترس از مرگ باقی نمیماند، ولی از آنجا که مرگ بـرای انسان به طور حتم پیش میآید و سرنوشت انسان در قاعده»کـل نفس ذائقه الموت« رقم خورده است طبعاً ترس و نگرانی از آن در جان انسان وجود دارد و آ ثار و عـوارض خود را بوجـود میآورد تا جایی که میتوان گفـت منشـأ بیمـاری بسـیاری از

۳

کسانی که مبتلا به امراض روانی میشوند همین حالت و پدیـده روانی است و علت انحراف بسیاری به مسلک پوچ گرایـی همـین است و آنان را وا میدارد تا از کار و تلاش برای زندگی دست بکشند یا خودکشی کنند یا به مـواد مخـدر و سـکرآور پنـاه برند.

اهمیت این پدیده روانی تا بدانجاسـت کـه ب سیاری از روان شناسان را به خود مشغول داشته و این پرسش به صـورت جـدی برایشان مطرح است که چگونه میتوان ترس و نگرانـی از مـرگ را از روح انسان زدود تا بتواند راحت و آرام زندگی کند و سرانجام بـه هـیچ نتیجـهای نرسـیده و نتوانسـتند چـارهای بیندیشند، جز آنکه باید مرگ را به عنوان یک واقعیت قطعـی انکار ناپذیر به انسان قبولاند. آنان در نهایت بیچارگی به این جا رسیدهاند که باید آرام افراد را آمـاده کنـیم تـا مرگ را نیز همانند هر واقعیت دیگر زندگی بپذیرند و بـدون ترس از آن استقبال کنند.

روانشناسان بر این نکته تأکید کردهاند که لازم است تربیـت کودک از آغاز براساس درک و پذیرش واقعیـات باشـد، همـان طوری که هستند واقعیاتی که امکان تغییر و تحول آنها وجود ندارد؟ جمله معروفی است از بعضی از مربیان و روانشناسـان که گفتهاند:»خود را آن طور که هستی و واقعیات را آن طـور که هستند بپذیر.« در هـر حـال انسـان بایـد فکـر و خیـال چیزهایی که نشدنی است – از آن جملـه جـاودانگی و نداشـتن مرگ – را از سر بیرون کند.(مصباح یزدی، ۱۳۹۱، ج۲، ص(۱۷۰ گاهی همین ترس از مرگ است که باعث شده بشر ذکر و یاد مرگ معاد و قیامت را فراموش کنند و یا حتی سعی کنند تـا ایـن قبیل مسائل را به یاد نیاورند و معتقدنـد اگـر ایـن سـری مسائل را فکر نکنند راحتتر و با نشاطترند. غافل از اینکه مرگ و معاد حتمیت دارد. مرگ دیـر یـا زود به سـراغ همـه خواهد آمد. و غافل از اینکـه نمـی تـوانیم بـا توهمـات و تخیلات زندگی کنیم بلکه باید واقعیات را بپذیریم، آنها را باور داشته باشیم و در راستای آن حرکت کنیم.

یکی از علل عمده ترس از مرگ و حاکم شدن استرس، اضـطراب و دلهره بر افراد و جامعه نداشتن تصویر درست از مرگ و حیات پس از آن است. همین باعث شده عدهای گمان کنند یاد و ذکـر معاد باعث کسلی و گرفتگی انسان میشود و نشاط و شادابی را از بین میبرد. و حتی با هر آنچه که یادآور مـرگ و قیامـت است میجنگند.

۴

معاد و قیامت از امور ماورائی است کـه سـعادت و خوشـبختی انسان یا بدبختی و شقاوت او در آن نمایان میشود در حـالی که در دنیا برای آدمی هیچ دسترسـی بـرای اطـلاع یـافتن از اوضاع و احوال آینده وجود ندارد. بنابراین میتوان یکی از مهمترین راههای از بین بردن ترس افراد نسبت به یاد مرگ و قیامت را تبیین صحیح ماهیـت جهـان پـس از مرگ و حـالات و ویژگیهای آن دانست.

البته نگارنده در این نوشته قصد بیان اسباب علـل تـرس از یاد و ذکر معاد را ندارد بلکه آنچه این نوشتار به دنبـال آن است نقش یاد و ذکر معاد در تقویت اراده فـردی و جمعـی انسانها است، اگر چه بررسی نقش یـاد معـاد، خـود داعـی و انگیزهای برای تشویق افراد انسان در جهت یـادآوری بیشـتر مرگ و قیامت است، چرا که بدیهی است وقتی انسان جایگـاه و نقش مسـألهای را در امـور مختلـف بدانـد بـرای او اهمیـت بیشتری خواهد شد.

واژه شناسی معاد

گرچه متکلمین و فلاسفه تعریفهایی مختلفی از معاد دارند از جمله اینکه معاد » برگشت ارواح به ابدان است در سرای دیگر)«فیاض لاهیجی، ۱۳۷۲، ص۷۶؛ متقی نژاد، ۱۳۸۲، ص(۲۳ اما آنچه مراد ما در این نوشتار است معنای عام آن، یعنی

رستاخیز و جهان پس از مرگ است که خود دارای ویژگیهایی
است که از لحظه جان کندن و شرائ و حالات محتضر شروع

میشود و تا عالم برزخ و قیامت و مواقف خاص قیامت یعنی

حساب، کتاب، میزان، شاهدان اعمال، جزا، صراط، دوزخ و

بهشت ادامه مییابد.

معنی شناسی یاد

وقتی میگوییم »یاد« مراد یادآوری و تصویرسازی صحنه آخرت

است. یعنی انسان بتواند قبل از اراده هر کاری، شرائ و
احوالات خاص خود در آخرت را به ذهن بیاورد، و نتیجه آن
عمل را مورد توجه قرار دهد. تاثیرات این عمل نسبت به

حساب و کتاب در قیامت را بسنجد و توجه داشته باشد روزی باید به خاطر کوچکترین فعل و عمل خود پاسخگو باشد. هر انسانی قبل از اینکه تصمیم بر انجام فعلی بگیرد باید بکوشد که آیا این کار برخاسته از دستورات الهی است یا برخاسته از دستورات شیطان؟ نتیجه این کار با آرمانهای الهی سازگار است یا با آرمانهای شیطانی؟

جهان پس از مرگ

۵

همچنان که دنیا دارای فراز و نشیبهایی است زندگی پس از مرگ نیز دارای شرائ و ویژگیهای خاصی است که از لحظه احتضار آدمی شروع میشود و تا احیاء(زندگانی) همگانی ادامه مییابد. موقعیّتی که باید در برابر خداوند پاسخگویی نمود. این روند دارای مواقف و منزلگاههای مختلفی میباشد که جهت آشنایی و تصویر سازی صحیح از این مواقف می بایست به کتاب های کلامی مراجعه کرد و شرح آنها در این مقال نمی گنجد.

اعمال انسان برخاسته از اندیشه اوست

انسانها هر فعل و حرکتی که انجام میدهند هر مطلبی را که میگویند برخاسته از یک تئوری و مبنای معرفتی است که در

اندیشه آنها نهفته است تفکر برخاسته از اندیشه الهی،
هستی را دارای خالقی میداند که قدرت مطلق دارد؛ انسان را
موجودی میداند که برای رسیدن به خدا در تلاش است در

حالیکه انسان لائیک، هستی را زاییده تطورات و تحولات می-داند؛ انسان را محور همه چیزها میداند و همه تلاش او معطوف به انسان است و اساساً خدایی را در راس قدرت قبول ندارد.

انسانهای دارای اندیشه های بلندی همچون اسلام ناب، دارای اراده های قوی، نیک و نیتهای پاک هستند که خود سرمنشأ اعمال نیک و همه خوبیها میشوند.

انسان با اندیشه الهی میکوشد تا در جهت رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی خویش و نیل به کمال همراه و همگان با ارادهی قوی و محکم، در برابر دنیاطلبیها و خواهشهای نفسانی سر تعظیم فرود نیاورد و همواره با همت بلند از پیشگامان عرصه سعادت و خوشبختی باشد.

چنین انسانی با کوچکترین لغزشی سست نمیشود، توان را از دست نمیدهد و مایوس نمیشود. او توان دارد که باتکیه بر اندیشه ناب دینی خود ،آن کند که تمام مادیگرایان و دنیاگرایان نتوانند چنان کنند.

از این رو یکی از اصول اندیشه اسلامی، اعتقاد به روز بازگشت و همان حقیقت اولیه است که »معاد« نام دارد.

به طور اجمال به مواقف و منزلگاههای مختلف جهان پس از
مرگ اشاره نمودیم. یاد این مواقف و منزلگاهها و نیز
شرائ و ویژگیهای زندگی اخروی، خود از جمله سبب های موثر

در تصمیم سازی انسانها است؛ با یاد معاد و روز واپسین، آدمی همیشه متوجه است که چه تصمیمی بگیرد، چگونه عمل کند و اینکه اساساً چرا باید چنین تصمیمی بگیرد و چنین کاری

۶

انجام شود؟ با یاد مرگ و قیامت انسانها قبل از تصمیم گیری، فعل و عمل را ارزشیابی نموده، منفعت و ضرر معنوی آن را بررسی میکنند و آنگاه که اراده آنها بر انجام یا ترک آن تعلق گرفت بر آن مصمماند. توجه زیاد رسول خدا۶ و ائمه معصومین: به یاد معاد و یادآوری روز رستاخیز حکایت از این دارد که علاوه بر اینکه همه افعال و رفتار آدمی می بایست برخاسته از اندیشه اسلامی، بلکه این اندیشه حتماً باید با معاد خو گرفته باشد.در منظومه معرفتی دین اسلام

نقطه شروع هستی»مبدا« نام دارد و نقطه پایان آن چنانکه
در آینده توضیح خواهیم داد در حقیقت برگشت به نقطه

آغازین است که همانا»معاد« نام دارد. در این منظومه از ابتدا همه کردار آدمی، با توجه و لحاظ منطقی به نقطه پایان صورت میگیرد همه نیتهای انسان با لحاظ پایان دنیا، انجام میگیرد. و اینکه روزی خواهد رسید که نه تنها در مقابل اعمال و افعال خود در دنیا باید پاسخگو باشیم بلکه در مقابل نیتهای خود نیز باید حساب پس دهیم. این حساب و کتاب برای همه انسانها وجود دارد و هیچ استثنائی وجود ندارد.(سبحانی، ۱۳۶۹، ج۹، ص(۲۹۴ در سیره پیامبر(ص) هر رخداد بزرگ یا کوچکی که اتفاق می-
افتاد، پیامبر آیهی مبارکهإنِاِّالله وإنا إلیهِ راجِعون )بقره،
ِﱠ َِﱠ َِ ْ َ َ

(۱۵۶ (به فرمان خدا آمدهایم و بسوی او رجوع خواهیم کرد) را بر لب جاری میکرد و به گفته زمخشری وقتی چراغ منزل آن حضرت خاموش میشد و نیز در رخدادهای کوچکتر از آن این آیه مبارکه را تلاوت میفرمود. در سیره آن حضرت هر حادثه یک آزمون الهی تلقی میشد. انسان کامل در حوادث شکیبایی خود را از دست نخواهد داد زیرا رخدادهای تلخ و شیرین و سبک و سنگین را مجلای اراده الهی میداند و هرگز متزلزل نمیشود چنان که حضرت علی۷ فرمودند: » النفس الکریمه لا توثر فیها النکبات)«آمدی، ۱۳۳۵، حدیث(۴۶۰۶ (رخدادهای منحرف در نفس بزرگ تأثیر ندارد) توجه به خدا را در همه حالات خود حفظ میکند.

اول فکر بعد ذکر- یادی مبتنی براندیشه ناب

یاد و اعتقاد به معاد کافی نیست بلکه اگر بخواهیم این یادها سرمنشا اعمال و رفتار نیک و سعادت آدمی شود باید این یادها برخاسته از فکر و اندیشه باشد. اول فکر بعد ذکر.

آنگاه این یادآوری ثمرات ارزندهای خواهد داشت که آمیخته با تفکر باشد؛ همانگونه که تفکر در خلقت آسمان و زمین

۷

اگر آمیخته با یاد خدا نباشد، به جایی نمیرسد. چه بسیارند دانشمندانی که در مطالعات فلکی خود و تفکر مربوط به خلقت کرات آسمانی این نظام شگفت انگیز را میبینند اما چون به یاد خدا نیستند و عینک توحید بر چشم ندارند و از زاویه شناسایی مبدء هستی به آنها نگاه نمیکنند، از آن مطالعات، نتیجهی لازم تربیتی و انسانی را نمیگیرند؛ همانند کسی که غذایی میخورد که تنها جسم او را قوی میکند و در تقویت اندیشه و فکر و روح او اثری ندارد.
قرآن کریم میفرماید:…  ویتفکرون فِی خلق السماواتِ والأَرِض
ََ ََﱠ َ َِْ ﱠَ َ َ ْ
ُ
ربنا ما خلقت هذا باطِلا سبحانک فقِنا عذَاب النار)آل عمران،
َﱠَ َ َََْ َ َ ً َُْ َ َ َ َ َ َ ﱠ ِ

…) (۱۹۱ و در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند @که> پروردگارا اینها را بیهوده نیافریدهای منزهی تو پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار) اولولالباب و فرزانگان را کسانی میداند که در آسمان و زمین میاندیشند و به هدف دار بودن آنها پی میبردند.

بنابراین آنچه موجب هراس عملی و اساس امید و دلدادگی است در ابتدا معرفت نظری نسبت به معاد و خداشناسی است چرا که تا بینش شهودی و عقلی حاصل نشود جهان بینی تام و کامل نیز حاصل نخواهد شد.