مقدمه

یکی از دشوارترین پرسشها، پرسش در مورد معناي زندگی است. پرسش از زندگی، چیستی آن و فرجام آن از آغاز تاکنون، ذهن بشر را به خود مشـغول سـاخته اسـت و تـا زمـانی کـه بـراي ایـن پرسشها، پاسخهاي قانعکننده یافت نشود، نمیتوان چنانکه شایسته بشر است، زندگی کـرد. افـراد در پی یافتن معناي زندگی هستند، اما معنا را با درجات متفاوتی جستوجو میکنند. درواقع، تلاش در یافتن معناي زندگی، خود نیرویی اصیل و بنیادي است، و نه توجهی ثانویه از کششهـاي غرایـز او. این معنی، منحصر به فرد و یکتاست و فقط اوست که باید و قـادر اسـت بـه آن تحقـق بخشـد (فرانکل، ۱۳۸۸، ص .(۲۸ بنابراین، معنیجویی نهتنهـا تجلـی واقعـی انسـانیت انسـان اسـت. بلکـه همانطور که تئودور کوچن ثابت کرده، معیاري مطمئن براي سـلامت روان نیـز بـهشـمار مـیرود

(فرانکل، ۱۳۸۹، ص .(۱۴۵

استجر و همکاران، معناي زندگی را نمادي از پیوستگی حال به گذشته و آینده میداننـد؛ یعنـی زندگی چنان منسجم است که حال را به گذشته و امیال و آرزوهاي ما را به آینده پیوند میدهـد؛ چـراکـه تجربیات ما را دربرگرفته و این را در بافتی یکپارچه قـرار مـیدهـد (احمـدي، ۱۳۸۹، ص .(۲۷ بنـابراین، معنا در زندگی محدودهاي است که در آن، افراد مفاهیم معنـاداري را در زنـدگی خـود بـه حـدي درك، احساس و مشاهده میکنند که موجب میشود خود را هدفمند و یا حتی داراي هدفی بـزرگ در زنـدگی ارزیابی کنند. معناي زندگی از دو بعد حضور معنا و جستوجوي معنا مورد بررسـی قـرار گرفتـه شـده

است .۱ .(Steger & et al, 2006, p. 80-93; 2008, p. 199-228) حضور معنا در زندگی: ادراك افراد از

حضور معنا در زندگیشان به بعد تجربی آنان مربوط مـیشـود (Steger & Dik, 2009, p. 303-320)؛ بهعقیدة استجر و همکاران، افراد زمانی حضور معنا را تجربه میکنند کـه خـود و دنیایشـان را درك کنند، جایگاه منحصر به فرد خود را در جهان و آنچه را کـه سـعی در انجـام آن در زنـدگی دارنـد، بشناسند. .۲ جستوجوي معنا در زندگی: اینکه افراد چقدر (میزانی کـه افـراد) معنـا در زنـدگی را جستوجو میکنند، به بعد انگیزهاي مربوط میشود (Ibid)، جستوجوي معنا در زندگی به فعالیت اکتشافی براي رسیدن یک حس معنا در زندگی اشاره دارد .(Kiang & Fuligni, 2009, p. 1253-1262)

جوهر اساسی نظریههاي دینی در باب معنـاي زنـدگی عبـارت اسـت از: تأکیـد بـر ایـن نکتـه که بدون وجود خداوند و فناناپذیري، زندگی معنایی نخواهد داشت (مهـدوي آزادبنـی، .(۱۳۸۶ در

نقش تصور از خدا و هویت مذهبی در معنای زندگی  ۵۴

قرآن اشاره شده است: »آیا گمان میکنید ما شما را عبث آفریدهایم و بـهسـوي مـا بـازنمـیگردیـد« (مؤمنون: .(۱۱۵ اسلام به هدف و غایت در زندگی اهمیت میدهد و انسان را بـه سـمت کمـال در حرکت مـیدانـد (کرمـانی و جلـوانی، .(۱۳۸۸ از نظـر بسـیاري از افـراد، برجسـتهتـرین عملکـرد روانشناختی مذهب، ارائه حس معنا و هدف در زندگی است (Martos & et al, 2010, p. 863-868)؛ زیرا مذهب فرصتهایی را در اختیار افراد براي کشف هدف یا معنا در زندگیشـان قـرار مـیدهـد .(Steger & Frazier, 2005, p. 574-582) همچنین براساس نظریه شناختی – هیجانی مـذهبی، بـدون باورهاي اساسی، مذهب انسانها نمیتوانند معناي زندگی را دریابند. درحالیکـه باورهـاي مـذهبی میتوانند موجب احساس امیدواري، هدفمندي و آرامش در افراد شوند .(Rajaei, 2010, p. 81-87)

یکی از مؤلفههاي مهم معنویت تصور از خداست. بهاعتقاد ریزاتو، تصـور از خـدا یـک الگـوي درونی روانشناختی از تصورات فرد در مورد خداست. درواقع یـک فراینـد ترکیـب محفوظـات و تنظیم انبوه خاطراتی از منابع مختلف و در ارتباط با خدا، میباشـد .(Lawrence, 1997, p. 214-226) مطالعه اسچنل و بیکر نشان داد افراد اغلب عقاید و تجربیات معنوي و مـذهبی را بـهعنـوان منبعـی براي معنا در زنـدگیشـان در نظـر مـیگیرنـد .(Schnell & Becker, 2006, p. 117-129) بـه عـلاوه، تحقیقــات بســیاري (از جملــه فــرنچ و جــوزف، ۱۹۹۹؛ ســوننس و هوتســبات، ۲۰۰۶؛ پــوهلمن و همکاران، ۲۰۰۶؛ مارتوس و همکاران، (۲۰۱۰ نشان داند که بین مذهب و معناي زنـدگی ارتبـاط مثبتــی وجــود دارد. هــریس و اســتاندارد بیــان کردنــد کــه ارتبــاط مثبتــی بــین معنــا در زنــدگی و بهزیستی معنوي و اهمیت معنویـت در دانشـجویان دانشـگاه وجـود دارد .(Steger, in press, 2001) همچنین نتایج مولکار و استومپیگ حاکی از ارتباط مثبت بین معنـا در زنـدگی و یکتاپرسـتی اسـت .(Steger & et al, 2010, p. 206-227) در همین راستا، شالون در تحقیقات خود به این نتیجـه دسـت یافت که جوانهایی که بیشتر معنوي هستند، بیشتر نماز یا عبادت انجام میدهنـد و احتمـالاً بیشـتر احسـاس هدفمنــدي و معنــا در زنــدگی مــیکننــد .(Shaalon, 2007, p. 80) مطالعــه پارگارمنــت، ماگیارروسل و موري سوانگ، در تحقیقات خود بیان کردند که افراد مـذهبی ممکـن اسـت معنـاي بیشتري در زندگی تجربه کنند، بهخصوص زمانی که مذهبشان به سـمت مقدسـات گـرایش دارد و کامل (بینقص) است .(Martos & et al, 2010, p. 863-868) هرچند در پژوهشهاي فوق به بررسـی

۶۴  ، سال ششم، شماره دوم، تابستان ۲۹۳۱

مذهب و معناي زندگی پرداخته شده، اما بـه ارتبـاط مـذهب بـا ابعـاد معنـاي زنـدگی (حضـور و جستوجوي معنا) توجهی نشده است و اینکه آیا معنویت (تصور از خدا) موجب حضور معنـا یـا جستوجوي معنا میشود؟ در این زمینه مارتوس و همکاران به نتـایج مشـابهی دسـت یافتنـد. بـه علاوه، آنها گزارش کردند که بین برتر دانستن خداوند و حضور معنا در زندگی، و برداشت نمـادین از خدا با جستوجوي معنا در زندگی ارتباط مثبتی وجود دارد .(Ibid) اما مطالعه مذکور به بررسـی تصور از خدا نپرداخته است. اکنون این سؤال پیش میآید که آیا تصور از خدا، بهعنوان مؤلفـههـاي مهم مذهب و معنویت همانند فعالیتها و تجربههاي مذهبی بر معنـا در زنـدگی تـأثیر دارد و ایـن تأثیر مستقیم است یا از طریق عوامل دیگر صورت میگیرد؟

افزون بر نقش معنویت، استجر و همکاران اظهار میدارند که با تشکیل هویت روابط با دیگران، ایجاد و دنبال کردن اهداف، دیدگاههاي مثبت مربوط به آینده، و دیدگاههاي خود در دنیـا، ادراك و هدف ایجاد شده و منجر به ایجاد معناي زندگی مـیشـوند (احمـدي، ۱۳۸۹، ص .(۳۱ بسـیاري از نوجوانان براي یافتن معنا در زندگیشان تلاش میکننـد، اغلـب در حـال کـاوش و سـؤال دربـارة اهداف زندگی، هیجانات و انگیزههایشان و آنچه میخواهند با زندگی و تحصیلاتشان انجـام دهنـد، هستند. بهطوريکه میتوان گفت نگرانی اصلی رشد در طی دورة نوجوانی به احساس هدف یا معنا در زندگی مربـوط مـیشـود .(Kiang & Fuligni, 2009, p. 1253-1262) در ایـن زمینـه، آلپـورت در توصیف دوران بلوغ، هویتجویی را مهمترین مشخصه این دوره دانسته، معتقد است: اساسیتـرین بخش جستوجوي هویت تعریف هدف، مقصود و آرمان زندگی اسـت (شـرفی، .(۱۳۸۴ از نظـر اریکسون، هویت عبارت است از یک مفهوم سازمانیافته از خود، که از ارزشها، باورها و اهـدافی که فرد بدان پایبند است، تشکیل شده است (خادمی و همکـاران، .(۱۳۸۶ مطالعـه در زمینـه علمـی اجتماعی هویت نشان داده است کـه افـراد داراي هویـتهـاي گونـاگون مـذهبی، شـغلی، قـومی، اجتماعی، سیاسی و جنسی میباشند. مذهب زمینه را براي کشف و تعهد هویت از طریـق پیشـنهاد کردن مفاهیم ایدئولوژیکی، اجتماعی و معنوي فراهم میکند، بهطوريکه نتایج نشان داده اسـت کـه بین مذهب و هویت کسبشده رابطه مثبت وجود دارد .(King, 2003, p. 197-204)

هویت پایدار دینی، بهمعناي دستیابی به یک تعریف منسجم دینی از خود است کـه انتخـاب آگاهانـه و آزادانه ارزشها، باورها و هدفهاي زندگی مشخصه اصلی این هویت است؛ به این معنا که فـرد بیابـد

نقش تصور از خدا و هویت مذهبی در معنای زندگی  ۷۴

کیست؟ چه چیزهایی براي او ارزش بهحساب میآیـد و چـه راههـایی برگزیـده اسـت کـه در زنـدگی پیگیري نماید. شکلگیري هویت دینی با آغاز نوجوانی شروع میشود و در فرایند رشد عقلانی پیوسـته ارزشها، باورها و هدفها مورد تجدیدنظر قرار میگیرند تا فرد به هـویتی پایـدار برسـد. چنانچـه فـرد نتواند در فرایند رشد، به هویت صحیح و پایدار دینی برسد، دچار پـوچی و بحـران مـیشـود (فیاضـی، .(۱۳۸۹ همچنین از نظر بل، هویت مذهبی بهعنوان سازه روانشناختی میباشد که ناشـی از درك فـرد از ضمیر خودش نسبت به یک نیرو یا موجود متعـالی و یـا یـک گـروه اجتمـاعی – فرهنگـی اسـت کـه مشخصه غالب آن، هدف متعالی میباشد. وي بر پایه نظرات مارسیا در خصوص هویـت و پایگـاههـاي هویت، چهار پایگاه هویت مذهبی آشفته، زودرس، دیررس و کسبشده (یکپارچه) را مطرح کرد. فلـین با بررسی نقش فعالیتهاي عبادي روي زنان مذهبی سالمند، در حفظ حس هویـت فـردي و اجتمـاعی، بیان کرد که افراد از طریق شرکت در فعالیتهاي پرمعنا (فعالیتهاي عبـادي) هـویتی را مـیسـازند کـه موجب حس زندگی هدفمند و معنادار میشود .(Dawn & Manning, 2010, p. 16-33) همچنین جمالی در تحقیق خود به این نتیجه دست یافت که بین نگرش مذهبی و احساس معنابخـش بـودن زنـدگی رابطـه معنیداري وجود دارد. بهعبارت دیگر، نگرش مذهبی به افراد کمک میکند تا به شناخت بهتـر از هـدف و معناي زندگی دست یابند (جمالی، ۱۳۸۱، ص .(۱ بنابراین، مذهب موجب احساس معنـابخـش بـودن زندگی و بهنوعی پاسخ به سؤالات نوجوان در مورد هدف و معناي زندگی مـیشـود. ایـن امـر بـهنوبـه خود، بر هویت نوجوان تأثیر میگذارد. اگرچه معناي زنـدگی در رابطـه بـا متغیرهـایی ماننـد بهزیسـتی، مذهب، فرهنگ و… بررسی شده است، اما تـاکنون تحقیقـاتی در مـورد تـأثیر تعـاملی تصـور از خـدا و هویت مذهبی در پیشبینی معناي زنـدگی بخصـوص در جامعـه اسـلامی انجـام نشـده اسـت. در ایـن پژوهش، جهت مدلی براي معناي زندگی نقش همزمان تصور از خدا و هویت مذهبی بررسی میشود.

روش تحقیق

پژوهش حاضر از نوع همبستگی میباشد که مجموعهاي از معادلات رگرسیون چندمتغییري در مدلیابی معـادلات سـاختاري بـهگونـه همزمـان مـورد ارزیـابی قـرار گرفـت. بـراي بررسـی میانجیگري هویت مذهبی، در ارتباط بین تصور از خـدا و معنـاي زنـدگی از تحلیـل عـاملی اکتشافی و تأییدي و مدلیابی معادلات ساختاري از طریق لیزرل اسـتفاده شـد. جامعـه آمـاري کلیه دانشجویان مجرد و متأهل دانشگاههاي آزاد و دولتی بیرجند میباشـند کـه ۵۸۱ دانشـجو

۸۴  ، سال ششم، شماره دوم، تابستان ۲۹۳۱

بهصورت چندمرحلهاي پرسشنامههـا را تکمیـل نمودنـد. در بـین ۵۸۱ نمونـه دانشـجو، ۳۴۳ دانشجوي زن و ۲۳۷ دانشجوي مرد شرکت داشتند.

مقیاس تصور از خدا: لارنس پرسشنامهاي را در ارتبـاط بـا تصـور از خـدا بـهمنظـور ارزیـابی احساسات افراد نسبت به خدا ساخت که شامل ۷۳ گویه میباشد. وي سه ناحیه تعلق داشـتن، خوب بودن (مهربانی) و کنترل داشتن در نظر گرفت. هریک از این سـه بعـد، بـه دو قسـمت تقسیم شده است که این مقیاس شامل حضور، چالش، پذیرش، خیرخواهی، تأثیرپذیر و مشیت الهی است. ضریب همسانی درونی سؤالات براي هریک از عوامل فوق، بهترتیب ۰/۹۴، ۰/۸۶، ۰/۹۰، ۰/۹۱، ۰/۹۲، ۰/۹۲از کاملاً مخالفم ۱()تا کاملاً موافقم (۴) مـیباشـد. در ایـن مطالعـه، ضریب همبستگی آلفاي کرونباخ بهترتیب در تعلق داشتن، خـوب بـودن (مهربـانی) و کنتـرل داشتن، ۰/۶۲، ۰/۵۲، ۰/۷۶ دست آمد که حاکی از پایایی مقیاس میباشـد. تحلیـل مؤلفـههـاي اصلی با چرخش ابلیمین ساختار ساده ۳ عاملی تعلق، مهربانی و کنترل را نیز نشان داد کـه بـه ترتیب ۲۹/۵، ۸/۵۶ و ۶/۲۱ درصد (و در مجموع ۴۴/۲۹ درصد) از واریانس تصور از خـدا را تبیین نمودند.

آزمون هویت مذهبی: توسط بل (۲۰۰۹) تدوین شده است شامل ۲۸ گویه میباشد. ۵ گویه براي هر پایگاه هویت مذهبی و ۲ گویه مربوط به هر پایگاه هویت کلی میباشد. این پرسشنامه، در یک مقیاس ۶ درجهاي از کاملاً موافق ۶()تا کاملاً مخـالف (۱) تـدوین شـده اسـت. ضـریب آلفاي کرونباخ براي هویت مذهبی آشفته، زودرس، دیـررس و کسـبشـده، بـهترتیـب ۰/۸۰، ۰/۷۹، ۰/۸۴ و ۰/۷۷ بهدست آمده است. در این مطالعه، هماهنگی درونی در ضریب همبستگی کرونباخ براي هر پایگاه هویت آشفته، زودرس، دیررس و کسبشـده بـهترتیـب ۰/۶۱، ۰/۵۹، ۰/۵۱، ۰/۶۴ بهدست آمد که حاکی از پایایی مقیاس مـیباشـد. تحلیـل مؤلفـههـاي اصـلی، بـا چرخش ابلیمین ساختار ساده ۴ عاملی را نشان داد که عاملهـاي آشـفته، زودرس، دیـررس و کسبشده به ترتیـب ۱۸/۷۵، ۱۳/۰۶، ۹/۳۹، ۶/۲۷ درصـد (و در مجمـوع ۴۷ درصـد) هویـت مذهبی را تبیین کرد.

آزمون معناي زندگی: این آزمون یک سنجش جدید ۱۰ گویهاي دربارة حضور جستوجوي معنـا در

نقش تصور از خدا و هویت مذهبی در معنای زندگی  ۹۴

زندگی است که توسط استجر و همکاران ساخته شده است .(Steger & et al, 2006, p. 80-93) ایـن پرسشنامه، در یک مقیاس ۷ درجهاي از مطلقـاً درسـت ۷()تـا مطلقـاً نادرسـت (۱) تـدوین گردیده است. پنج گویه این آزمون، حضور معنا و پـنج گویـه دیگـر، جسـتوجـوي معنـا را ارزیابی میکند. ضریب آلفا براي جستوجوي معنا بین ۰/۸۴ و ۰/۹۲ و براي حضور معنا بـین ۰/۸۱ و ۰/۸۶ گــزارش شــده اســت. در ایــن پــژوهش، همــاهنگی درونــی آلفــاي کرونبــاخ جستوجوي معنا و حضور معنا بهترتیب ۰/۷۱ و۰/۸۱ بهدست آمد که حاکی از پایایی مقیاس میباشد. تحلیل مؤلفههاي اصلی با چرخش ابلیمن، سـاختار سـاده ۲ عـاملی را نشـان داد کـه عاملهاي جستوجوي معنا و حضور معنا بهترتیب ۲۴/۳۱ درصد ۳۲/۲ درصد معنا زنـدگی را تبیین مینمود.

یافتههای پژوهش

بهمنظور تبیین معناي زندگی بر پایه مدلیـابی، مفروضـههـاي معـادلات سـاختاري در مـدل مـورد مطالعه بررسی شد. الف) اندازهگیري متغیرها در سـطح فاصـلهاي: طبـق گفتـه هـومن اگـر تعـداد طبقههاي رتبهاي ۵یا بیشتر باشد، احتمالاً میتوان با آنها (البته با کمیخطا) مانند دادههاي فاصلهاي رفتار کرد (هومن، ۱۳۸۴، ص .(۱۰۶ ب) یکسانی پراکندگی متغیرهاي درونزا، بهگونه کلی یکسـان نبودن پراکندگی رگرسیونهاي چندمتغیري مدلهاي لیزرل را ناروا نمیسازد، بلکه آنهـا را ضـعیف میکند (همان)؛ زیرا روشهاي رگرسونهاي چندمتغیري از جمله بیشینه احتمال، نسبت به تخطـی از نرمال بودن توزیع جملههاي خطا مقاوم میباشد (همان). از سوي دیگر، با توجه به اینکه حجـم نمونه مطالعه حاضر تا حدي بزرگ میباشد، میتوان بر برقراري ایـن مفروضـه اطمینـان کـرد. پ) فقدان همخطی چندگانه متغیرهاي برونزا، بنا بر نظـر بسـیاري از صـاحبنظـران (از جملـه اشـر، (۱۹۸۳، همبستگیهاي بالاتر از ۰/۸ بین متغییرهاي برونزا بیانگر همخطـی بـودن چندگانـه اسـت (همان). نتایج حاصل از ضرایب همبستگی بین متغیرهاي موردمطالعه، که در جدول ۱ آمده، بیانگر تأیید مفروضه مذکور است. بالاترین ضریب همبستگی نیز ۰/۶۰ بین تعلقپذیري و کنتـرلکننـدگی بهدست آمد.