كارآفريني چيست

تحولات و دگرگوني نظام اجتماعي ـ اقتصادي عصرحاضر ريشه در در پيشرفت و تغييرات بوجود آمده در علم و تكنولوژي دارد . از اين رو تضمين حيات و بقاء كشورها نيازمند نوآوري ، ابداع و خلق محصولات و خدمات جديد مي باشد چنين رويدادي ميسر نيست مگر توسط افرادي كه بتوانند با ايجاد تحول در سازمان ها يا تأسيس شركتهاي نو اين امر را محقق سازند از اين افراد به عنوان كارآفرين ياد مي‌كنند .
كارآفريني چيست ؟

تحولات و دگرگوني نظام اجتماعي ـ اقتصادي عصرحاضر ريشه در در پيشرفت و تغييرات بوجود آمده در علم و تكنولوژي دارد . از اين رو تضمين حيات و بقاء كشورها نيازمند نوآوري ، ابداع و خلق محصولات و خدمات جديد مي باشد چنين رويدادي ميسر نيست مگر توسط افرادي كه بتوانند با ايجاد تحول در سازمان ها يا تأسيس شركتهاي نو اين امر را محقق سازند از اين افراد به عنوان كارآفرين ياد مي‌كنند . تعريف كارآفريني از كارآفريني Entrepreneurship تعاريف مختلفي شده است . جفري تيمونز Jeffry-Timmons كارآفرين را ايجاد كننده يك چيز ارزشمند از هيچ مي داند . مفهوم كارآفريني اولين بار در فرانسه براي افرادي به كار مي رفت

كه در جنگ سده شانزدهم ميلادي در مأموريتهاي نظامي خود را به خطر مي انداختند و به استقبال مرگ مي رفتند وبعد ها اين واژه به كساني اطلاق مي شد كه مخاطره يك فعاليت اقتصادي را مي پذيرفتند و دست به يك نوآوري مي زدند . براي درك بهتر مفهوم كارآفريني پاسخ به پرسشهاي زير مؤثر خواهد بود :كار آفرين چه ويژگيهايي دارد ؟ كارآفرين در مقابل مشكلات و شرايط سخت چگونه رفتار مي كند ؟ كارآفرين چگونه كارآفريني مي كند ؟ ( مكانيسم كارآفريني چگونه است ؟ )ـ كارآفريني فرايندي است كه فرد كارآفرين با ايده هاي نو و خلاق و شناسايي فرصتهاي جديد و بسيج منابع ، مبادرت به ايجاد كسب و كار و شركتهاي نوآور و رشديابنده نموده كه توام با پذيرش مخاطره و ريسك است و منجر به معرفي محصول يا خدمت جديدي به جامعه مي گردد.ـ كارآفرين پلي بين صنعت و دانشگاه يا بعبارتي پركننده بين علم و بازار مي باشد .بنابراين

كارآفرين كسي است كه با معرفي محصولات و خدمات جديد ، ايجاد شركتهاي جديد و يا بهره‌برداري از مواد اوليه جديد وضع اقتصادي موجود را به هم مي ريزد .كارآفرين كسي است كه براحتي از كنار مسائل و مشكلاتي اطراف خود نميگذرد ، چون حلّال مشكلات هستند .نقش كارآفرين : كارآفرين دقيقاً چه كاري را انجام مي دهد ؟ به طور كلي كارآفرين :ـ در كار خود خلاقيت دارد و نوآوري مي كند .ـ از موقعيتهاي اقتصادي استفاده مي كند .ـ تصميم مي گيرد و براي آينده برنامه ريزي ميكند و به كارها نظم مي بخشد .ـ توليد سرمايه مي كند و توليدات خودرا با سود مي فروشد .چرا بايد كارآفريني را آموخت ؟ در حال حاضر كارآفريني يك

ضرورت مي باشد زيرا سالانه حدود سيصد هزار نفر از دانشگاههاي كشور فارغ‌التحصيل مي شوند . و با توجه به نگرش دانشگاههاي نظري نسبت به فارغ‌التحصيلان كه آنها را فقط براي كارشناس در دولت تربيت مي كنند ، تنها ۲۰% فارغ‌التحصيلان شانس ورود به بدنه دولت را خواهند داشت آن هم با توجه به روابط بسيار پيچيدهاي كه در امر استخدام به جاي ضوابط حاكم است اين درصد كمتر از اين مقدار مي باشد . البته سختي كسب و كار دولتي نه به اين خاطر است كه اين كار بر بخش خصوصي ترجيح دارد ، بلكه به اين خاطر نوع تربيتي است كه جويندگان كار در دانشگاه با آن مواجه بوده اند .بنابراين لازم است دانشجويان بدانند كه

چگونه بايد شخصاً يك فعاليت اقتصادي را راه اندازي كنند؟ چگونه آن را گسترش دهند؟ چگونه دست به كارهاي خلاق زده و تكنيكهاي خلاقيت را در خود به كار ببرند؟ چگونه كار خود را مديريت كنند؟چگونه محصول خود را بفروشند؟ چگونه با ديگران ارتباط برقرار كنند؟خلاقيت ، نوآوري و كار آفريني از آنجا كه مزيتهاي نسبي كشورهاي جهان سوم در زمينه مواد خام و كارگران ارزان بدليل اتوماسيون ارزش خود را از دست داده‌اند ، توسعه فناوري و به تبع آن توليد محصولات و خدمات ابداعي و نوآور ، به ضرورتي اجتناب ناپذير تبديل شده است . اين امر مستلزم خلاقيت نو آوري و كار آفريني مي باشد .نقش اين سه عامل را به ترتيب زير مي توان خلاصه كرد :خلاقيت يك توانايي فكري است كه مي تواند به به يك اختراع يا ايده اي بكر در فرد خلاق منجر شود . نوآوري فرايندي است كه اين اختراع يا ايده را به محصول يا خدمتي كه به بازار قابل عرضه است تبديل مي‌كند . كارآفريني ويژگي فردي است كه با عزمي راسخ با وجود موانع بسيار در رساندن يك محصول به بازار فرايند نوآوري را با موفقيت هدايت مي‌كند .از آنجايي كه كارآفريني مستلزم نوع ويژه اي از خلاقيت است و

 

همچنيني در تمامي مراحل نوآوري ، از ايجاد ايده اوليه تا تأمين منابع مالي و فروش ، همه مستلزم خلاقيت است . لذا ابتدا به تعاريف و عناصر اصلي خلاقيت مي پردازيم .خلاقيت را به صورتهاي مختلف و متعددي تعريف كرده اند . اما در تعاريف دو مفهوم تازگي و نو بودن و ديگري ارزشمندي وتناسب مشترك مي باشد (Amabile)خلاقيت متشكل از عناصر و اجزاي مختلفي است . آمابيل سه عنصر مهارتهاي مربوط به قلمرو يا موضوع ، مهارتهاي مربوط به خلاقيت و انگيزه را اجزاي اصلي خلاقيت مي دانند .مهارتهاي موضوعي : دانش و شناخت ما نسبت به موضوع ، حقايق ، اصول و نظريات در آن موضوع مي‌باشد.مهارتهاي خلاقيت : اين مهارتها با شكستن قالبهاي خشك ذهني ، مهارتهاي موضوعي را در راه جديدي به كار مي‌گيرد ، يعني از مهاتهاي موضوعي به شكل جديدي استفاده مي‌كند .مهارتهاي خلاقيت با ارزشهاي فكري زير همراه است

:۱ـ شكستن عادتها ۲ـ به تعويق انداختن قضاوتها و ارزيابي ۳ـ درك پيچيدگي با توجه به مسائل پيچيده و درگير شدن با آن ۴ـ متفاوت ديدن مسايل و مشاهده امور به شيوه تازه اي كه قبلاً به آن توجه كافي نشده است .۵ـ وسعت فكر و برقراري ارتباط ميان ايده‌هاي متفاوت تكنيكهايي وجود دارد كه اين ارزشهاي فكري را تقويت ميكند من جمله : توفان فكري ، اسكمپر ، اسينكتيكس و … انگيزه يكي از عناصر اصلي و شايدمهم ترين جزء اين مجموعه است . انسان بدون انگزه بيروني و دروني نميتواند كار خلاقانه انجام دهد. اگر انگيزه دروني باشد كار براي افراد لذتبخش و جالب خواهد بود . آمابيل مي گويد انگيزه دروني مهمترين نقش را در خلاقيت ايفا مي‌كند اگر افراد از ابتدا به كار علاقه داشته باشند و با لذت و رضايت وارد كار شوند و نه فشار خارجي، آنگاه مي‌توانند خلاقيت بيشتري از خودشان نشان دهند .فرآيند خلاقيت :فرآيند شكل‌گيري راه

حلهاي خلاق و مسايل و گامهايي كه در اين فرآيند برداشته مي شود ، فرآيند خلاقيت مي باشد در اين زمينه آمابيل الگوي جالبي از فرآيند خلاقيت ارائه كرده كه شامل چهار مرحله اساسي عرضه‌ مسئله ، آمادگي ، ايجاد پاسخ و اثبات پاسخ است . اما اهميت آن در روابط اين مراحل باعناصر سه‌گانه خلاقيت است .در مرحله اول ( ارائه كار يا مسئله ) انگيزه تأثير مهمي دارد چرا كه براي شروع فرآيند خلاق وجود انگيزه ضروري است و در مرحله دوم كه آمادگي براي پاسخ يا راه حل است ، بررسي ، جستجو ، مطالعه و جمع آوري مدارك در خصوص موضوع انجام مي‌پذيرد. به رغم باور عموم ، اين مدل حاكي از آن است كه اطلاعات بيشتر

 

موجب خلاقيت بيشتر نمي‌شود . بيشتر اوقات افرادي كه تازه وارد يك رشته شده‌اند خيلي بيشتر از افرادي كه مدت طولاني در آن زمينه تلاش كرده‌اند ، كار خلاق عرضه مي‌كنند . همانگونه كه تحقيقات تجربي نشان مي‌دهند دانش مهم نيست بلكه راه كسب آن مهم است . در مرحله سوم جستجوي حافظه و محيط اطراف براي ايجاد راه حل ممكن است ؛ كه انگيزه و مهارتهاي خلاقيت در اين مرحله مؤثر است .در مرحله چهارم كه آزمايش پاسخ ممكن در مقابل اطلاعات و معيارهاي واقعي ديگر است مهارتهاي مربوط به موضوع ضرورتي است كه بتوان پاسخ ممكن را با مقياس و اطلاعات موجود مقايسه كرد و به اين نتيجه رسيد كه آيا راه حل ممكن موفقيت‌آميز بوده يا اينكه پاسخ مستدل نيست و امكان توليد وجود ندارد و راه حل به شكست انجاميده‌است . و يا اينكه راه حل توانسته است ما را به هدف نزديك كند .نوآوري :نوآوري يا ابداع ، علمي و

 

كاربردي ساختن افكار و انديشه هاي نو و بديع ناشي از خلاقيت است .نوآوري تبديل خلاقيت ( ايده نو ) به عمل و يا نتيجه سود است .فرآيند نوآوري : نياز يا فرصت : در اين مرحله معمولاً در سازمان مشكل پيش مي‌آيد با مديران از فرآيند ناراضي هستند لذا احساس مي‌شود كه بابد يك نوآوري در سيستم بوجود آيد . يا زماني كه در جايي خلاء وجود دارد و نياز به محصول و يا خدمتي در آنجا احساس مي‌شود . نظر يا ايده : نظر يا ايده ارائي راه حل جديدي براي انجام كارهاست كه در قالب نظر ، طرح و يا برنامه مي‌تواند ارائه گردد .پذيرفتن : در اين مرحله ارزيابي صورت مي‌گيرد و مديران و يا خود فرد تصميم مي‌گيرند كه آن ايده را اجرا كنند .اجرا مرحله اي است كه فرد يا سازمان به ايده ، روش يا رفتار جديد جامه عمل مي‌پوشانند و وسايل و امكانات را فراهم مي‌كند و منابع انساني و مالي ا براي اجراي ايده تدارك مي‌بيند .كارآفريني : فرآيندي است كه فرد كارآفرين با ايده هاي نو و خلاق و شناسايي فرصتهاي جديد و بسيج منابع ، مبادرت به ايجاد كسب و كار و شركتهاي نو نموده كه توأم با پذيرش ريسك و مخاطره است و منجر به معرفي محصول و يا خدمت جديدي به جامعه مي‌گردد .فرآيند كارآفريني :ـ رويدادهاي تسريع دهنده ( كه كارآفرين رامصمم مي‌كند از موقعيتها استفاده كند )ـ تأسيس بنگاه ( به صورت يك شركت نو پا )ـ رشد بنگاه ( تبديل شركت تازه به سازماني كه

داراي لرزش اقتصادي است )اين فرآيند داراي سه مرحله مقدماتي ، تأسيس و توسعه است . مرحله مقدماتي :شخص ابتدا تصميم مي گيرد و سپس فرصتي را تشخيص مي دهد و ايده‌اي براي استفاده از آن فرصت در ذهن جرقه مي‌زند و بعد آن ايده را بر روي كاغذ آورده و آنرا نظم مي‌دهد و به شكل يك طرح شغلي (Busines Plan ) مي‌آورد .مرحله تأسيس در اين مرحله شخص شروع به تدارك و سازماندهي منابع براي شركت تازه‌ پامي‌كند و منابع اساسي را مطابق با طرح شغلي يا مقدماتي تركيب مي‌كند تا بتواند كسب و كار خود را شروع كند .مرحله توسعه :شخص در اين مرحله كانالهايي را براي ارتباط با بازار كشف مي‌كند و محصول خود را وارد بازار مي‌كند و بعد آنچه در دستور كار بنگاه براي توسعه بنگاه قرار مي‌گيرد عبارتست از تأمين سرمايه در گردش ، تأمين مواد اوليه ، ايجاد شبكه‌اي در بازار و مديريت منابع انساني ، عمليات و امور اداري .
كارآفرينى در هفت گام

واژه «كارآفرين» (entrepreneur) دربردارنده معناى موفقيت است. اين واژه به معناى محصولات، ابداعات، كيفيت و خدمات نوين است. در درون يك شركت، اين واژه به معناى نوع خاصى از روحيه، سرزندگى و فضيلت است. «اى. ا. باتلر»، مفسر روزنامه تجاري، آن را «شوق خلقت» مى نامد. در واقع كارآفرينان كسانى اند كه با ايجاد محصولات و خدمات نوين مورد نياز مردم، درآمد خوبى كسب مى كنند. معمولاَ گمان مى رود كه كارآفرينان در راه اندازى شركت ها تبحر دارند. در هر حال، آنها از هيچ، كسب و كارى جديد خلق مى كنند. آنها به رغم مخاطرات بسيار، پيشگام كارهاى جديد مى شوند. امروزه بيشتر مشاغل جديد را شركت هاى كارآفرينى خلق مى كنند. كالاها و خدمات برتر، فن آورى نوين و پيشرفت ها عموماَ از مراكز كارآفرينى نشأت مى گيرند. ريشه رشد و شكوفايى ما در شركت هاى كوچك و كارآفرينان كوشايى است كه مشتاقانه

 

نظريات نوين خود را عملى مى كنند. كارآفرينى مزاياى خاص خود را دارد‎؛ از جمله دستمزد بالا ، امنيت، ايجاد دارايي، استقلال كارى و رضايتمندى. با وجود مزاياى فراوان كارآفرينى عده كمى از افراد جامعه به فكر راه انداختن كسب و كارى براى خود هستند. شايد مهمترين دليل اين امر، ترس باشد چرا كه بيشتر افراد جامعه مى ترسند با پرداختن به كارآفرينى حقوق ماهيانه خود را از دست بدهند. همچنين آنها نمى توانند ريسك، عدم اطمينان و فكر بى پولى را تحمل كنند و فكر صورت حساب هاى پرداخت نشده و بى پولي، آنها را به وحشت مى اندازد. در اين نوشتار سعى داريم با برشمردن هفت گام اساسي، دريچه اى نو بر روى كارآفرينان و ديگر افراد جامعه براى راه اندازى و مديريت كسب كارى جديد براى خود و ديگر افراد جامعه بگشاييم و با پرداختن به نكات اساسى و سخنان كارآفرينان بزرگ دنيا، به باورهاى جديدى در عرصه كارآفرينى برسيم. گام اول: آغاز كار يك مبارزه استآغاز يك كسب و كار جديد چالشى سخت، نوميدكننده و سرشار از نگرانى است. اين كار به شجاعت و پايدارى لجوجانه نياز دارد. كارآفرينان بايد براى برخورد با مشكلات عذاب آورى آماده

باشند كه تنها با استقامت و پافشارى سخت و مداوم برطرف مى شوند. هر كسب و كار تازه اى را كه شروع مى كنيد علاوه بر مشكلات معمول‏، مشكلات خاص خود را دارد. هر كارآفرين در شروع كار مجبور است راه خود را از ميان طيف بى پايان مشكلات باز كند. تمام اين مسايل و مشكلات قابل حل اند. كسانى كه مقاومت مى كنند و از مشكلات نمى هراسند از سياهى بيرون مى آيند. نكته مهمى كه يك كارآفرين در آغاز كار بايد آن را در نظر داشته باشد اين است كه گاه، پول پاداشى نيست كه فوراَ بدست آيد. اما تجربه مى تواند از مثقال ها طلا ارزشمندتر باشد. چرا كه نرخ بهره بسيار بالايى دارد كه قطعاَ جايى به كار شما خواهد آمد.

هر چه ثروت خود را ديرتر به دست آوريد، آن ثروت بيشتر خواهد بود. گام دوم: چگونه يك زمينه كارى مناسب بيابيدكسب و كارى كه شروع مى كنيد حتى االامكان بايد مبتنى بر يك فكر تازه باشد. راه رسيدن به چنين ايده يا مفهومي، تمركز بر حل يك مشكل يا برآورده ساختن نيازى در جامعه است كه اخيراَ به آن توجه نشده است. براى آنكه گام دوم كارآفرينى را برداريم بايد نكات زير را رعايت كنيم.۱- نيازهاى شما، نيازهاى ديگران نيز هست. مردم خيلى بيش از آنچه متفاوت به نظر مى رسند به هم شبيه اند. يأس ها و اميدهاى شما همان يأس ها و اميدهايى است كه همسايه شما دارد. موفقيت شما به تجزيه و تحليلى كه از خود داريد يا شناختتان از ديگران، بستگى دارد. اگر شما به طور جدى به دنبال موقعيت و موفقيت باشيد، شانس در خانه شما را هم خواهد زد. وقتى آماده مى شويد، آنچه را به دنبالش هستيد خواهيد يافت. اگر احتياجات، خواسته ها و نااميدى هاى كوچك خود را دقيق بررسى كنيد، فرصتى را كشف خواهيد كرد. در خانه، در محل كار، حتى در زمان تفريح بايد هر روز به واكنش هاى خود توجه كنيد، چرا ناراضى هستيد، چه چيز شما را

عصبى مى كند، چه آرزويى داريد، دلتان چه مى خواهد؟ احتياجات شما نيازهاى همگانى است، از ديگران هم غافل نمانيد. اطرافيان در محل كار يا خانه چه مشكلاتى دارند؟ شما چگونه مى توانيد حلال مشكلات آنها باشيد؟ چگونه مى توانيد نيازهاى و خواسته هاى آنان را برآوريد؟۲ – براى پيشرفت، بايد يك شكاف بازار بيابيد، آنگاه كسب و كار شما هدفى خواهد داشت. تقليد از تلاش هاى رقبا كارى بيهوده است. شما مراد خود را بيابيد. به ديگران خدمت كنيد. زندگى را براى مشتريان خود بهتر، ساده تر، شادتر و سودمندتر كنيد. به اين ترتيب پول دار خواهيد شد. كارآفرين بايد در توليد كالا و ارايه خدمات بالاتر از حد وظيفه عمل كند. اين طرز

برخورد شكاف هاى بازار را بهتر از هر روش ديگرى پر مى كند. فرصت، چيزى بيش از يك روش بهتر براى ارائه خدمات و رفع نيازهاى جامعه بشرى نيست. در واقع «از هر دستى بدهيد، از همان دست پس خواهيد گرفت.»«هنرى كايزر» كسى كه تاكنون يكصد شركت تاسيس كرده است در اين خصوص توصيه مى كند‎؛ « هرچه خدمات بهترى ارائه كنيد، پيشرفت بهترى خواهيد داشت. اگر هدف شما جسورانه و والا باشد، مى توانيد به دنبال خدمات جديدترى براى رفع نيازهاى ديگران باشيد… اعتراف مى كنم كه هر گاه نياز برطرف نشده اى مى بينم. شوق عجيبى به رفع آن پيدا مى كنم. موقعيت هاى ارايه محصولات و خدمات جديد همانند ايده ها و اشتياق هاى انسانى بى پايان اند.»۳- كارهاى خدماتى براى شروع ساده تر از كارهاى توليدى اند. تنها تحولى كه در يك شركت خدماتى به آن نياز داريد، ارائه برترين خدمات است. خدمات ضعيف را بررسى كنيد، به فرصت هاى ناگفته اى دست خواهيد يافت. فرمول موفقيت « در كارآفرينى به اين صورت است؛«ارائه خدمات، كمى بهتر و كمى بيشتر» . «اى.دبليو. ستاتلر»، موسس هتل هاى ستاتلر، شعارى دارد كه مى توانيد آن را شالوده فرمول موفقيت خود بدانيد، رمز ساده اى كه اگر به آن مجهز باشيد، مى توانيد محله و يا حتى كشور را فتح كنيد: «زندگى خدمت است، كسى كه پيشرفت مى كند كسى است كه به همنوعان خود كمى بيشتر، كمى بهتر خدمت كند.»بهتر آن است كه به سخنان «هنرى فورد» نيز در اين خصوص گوش فرا دهيم: «مشكل خيلى از ما در دنياى كسب و كار اين است كه بيش از هر چيز به دلارهايى

 

فكر مى كنيم كه مى خواهيم كسب كنيم و از همان آغاز، راه را اشتباه مى رويم. من به شما اطمينان مى دهم كه اگر شخص به ارائه خدمات در كسب و كار خود عقيده داشته باشد، نيازى ندارد نگران سودآورى كارش باشد. او قطعاَ به پول خواهد رسيد. ايده خدمات رسانى در كسب و كار، بالاترين تضمين موفقيتى است كه شخص مى تواند داشته باشد.»۴- شركتى با محصولى جديد، بايد بر كيفيت تاكيد كند. محصولى توليد كنيد كه بيش از يك مزيت سودآور داشته باشد. به دنبال فروش هاى قابل تكرار و هميشگى باشيد. «چارلز وال گرين» موسس يك فروشگاه زنجيره اي، در اين خصوص توصيه مى كند: «بزرگترين فرصت شغلى هر فرد معمولي، دقيقاَ توسط كارى ايجاد مى شود كه به آن مشغول است. كارى كه فرد انجام مى دهد، هر چقدر هم كه دون پايه باشد، باز، در آن كار سريع تر از هر كار ديگر مى تواند پيشرفت كند. آدم متوسطى مثل من كه هيچ هنر خاصى ندارد، بهتر است به كسب و كارى بچسبد كه به آن وارد است.»۵ – كارى كه شروع مى كنيد احتمالاَ هدف ثابت شما نخواهد بود. پس از آغاز كار ايده ها و فرصت هاى جديد به ذهن تان خطور

 

خواهد كرد كه پاداش هاى بزرگ ترى خواهند داشت. به دنبال راه هايى براى چند برابر كردن امكان سوددهى باشيد. در جستجوى كسب و كارهاى جديدى باشيد كه امكانات جنبى داشته باشد. ۶ – شايد تصميم به خريد كسب و كارى داريد. در صورت داشتن سرمايه لازم، اين كار مزاياى مشخصى دارد. ولى براى موفق شدن، همچنان براى كشف موقعيت ها و متحول كردن آنها، به نبوغ كارآفرينى نياز داريد. پيشنهادهاى زير براى موفقيت شما ارايه مى گردد: – اگر شما وسيله اى را اختراع مى كنيد، در دنياى خالى مخترعان گرفتار نشويد، بيرون برويد و اختراعات را به اهل فن، سرمايه گذاران و ديگران متخصصان نشان دهيد. حتى اگر توصيه هاى نوميد كننده هم دريافت كنيد، مهم نيست. لااقل به واقعيت هايى در مورد محصول خود پى مى بريد. از اين اطلاعات به عنوان عاملى براى پيشرفت استفاده كنيد. – از در جا زدن در برنامه هاى بزرگ و اساسى كه يكى از مهمترين مشكلات جامعه بشرى را حل خواهند كرد، بپرهيزيد، آنها معمولاَ خوره پول اند و بيشتر اوقات قابل اجرا هم نيستند، با پروژه هاى كوچك ولى مورد نياز، شروع كنيد. – ممكن است كار يا سرگرمى

 

موقتى وجود داشته باشد كه كسى را پولدار كند، ولى اينها همه پديده هايى گذرا هستند، شما چيزى مى خواهيد كه ده سال يا بيشتر به توليد آن ادامه دهيد. در اين صورت است كه سود واقعى به دست خواهيد آورد.- ايده شما براى ايجاد يك كسب و كار تازه مى تواد واجد يا فاقد مزاياى باشد، اما تا آن كسب و كار را راه نياندازيد، نمى توانيد اين نكته را ثابت كنيد. بايد كار را شروع كنيد و تصميم بگيريد كه يك كارآفرين باشيد. گام سوم؛ چگونه شركت خود را راه اندازيد؟شما به عنوان يك كارآفرين بايد محصول يا خدمت خاص خود را، در چارچوب بازار، در كنار محصولات و خدمات رقابتى ديگر، به پادشاهان بازار عرضه كنيد. اين پادشاهان بازار همانا مصرف كنندگان اند. شما بايد با كالاهاى خدماتى پرمزيت، اين فرمانروايان را راضى نگهداريد. «چارلز كترينگ»، يكى از بزرگترين كارآفرينان نوآور دنيا، در اين خصوص مى گويد: «در كسب و كار، آن كسى كه هرگز درباره اش فكر نمى كنيد و او را نمى شناسيد، مى نشيند و كل جريان را كنترل مى كند. آن شخص، مشترى شما است. هميشه گفته ام تمام سود و زيانى كه در دفاتر يك توليد كننده ديده مى شود، حاصل تشويق ها و تحذيرهاى مشتريان است.»گام هاى اساسى اوليه براى راه اندازى يك شركت كه محصول يا خدمتى جديد را ارائه مى كند‏، مى توان به شرح زير برشمرد.۱- نخست بايد، طرحى براى كسب و كار ترسيم كنيد؛

 

هر گاه ايده اى براى ايجاد يك كسب و كار داريد، طرح آن را بنوسيد. اين كار، در آينده به كارتان خواهد آمد. ۲- براى نخستين سال عمليات خود بودجه اى تنظيم كنيد. اين كار ميزان پول مورد نياز شما را تعيين خواهد كرد. يك بودجه، بايد مشخص كند كه براى عمليات سالانه چقدر پول نياز خواهيد داشت. سپس بايد اين پول را تهيه كنيد. ۳- مرحله بعدى در راه اندازى كسب و كار جديد، تهيه سرمايه است. يافتن سرمايه براى كسب و كار نو آسانتر از آن است كه مى پنداريد. بايد كارى كنيد كه سرمايه گذاران شما را باور كنند و شما را به عنوان يك موقعيت بسيار سودآور ببينند. «ويليام لير» در اين خصوص مى گويد: «بسيارى از افراد نمى دانند كه در آغاز راه اندازى يك كسب و كار جديد، آيا بايد زير بار قرض بروند؟ من مى گويم اين بستگى به شعور فرد دارد. اگر شخصى كاملاَ در مورد كسب و كار جديدش مطمئن است بايد خانه را گرو بگذارد. من بارها براى حفظ

 

كسب و كارم همه چيزم را گرو گذاشته ام. در واقع، زمانى را به ياد مى آورم كه به نظرم مى رسيد به همه كس در اين كشور بدهكارم. به هر حال، بدون توجه به چگونگى آغاز كار، دير يا زود شما هم بايد زير بار چنين تعهداتى برويد.»۴- اگر از كارهاى كوچك شروع كنيد، هيچ راهى مگر ترقى نداريد. شروع از كار كوچك بسيار كمتر از آغاز كارهاى بزرگ نياز به پول دارد. چنين شروعى شما را قادر مى سازد بر كل بنياد كسب و كارتان احاطه داشته باشيد. ۵- گام اساسى ديگر در راه اندازى كسب و كار جديد، انتخاب يك وكيل است. در همان اوان كار به وكيلى خوب نياز داريد.۶- نامگذارى شركت و به ثبت رساندن آن گام اساسى ديگرى است كه براى راه اندازى شركت خود بايد آن را انجام دهيد. به شكل هاى مختلفى مى توانيد شركت جديد خود را پايه گذاريد، ولى به شما توصيه مى كنيم، موسسه اى خصوصى بمانيد. ۷- وجود شريك در اوان كار نعمت بسيار بزرگى است. با اين حال، شراكت عموماَ به مرور زمان به هم خواهد خورد. در دوره اى خاص، شما مى توانيد بدون شريك به كار ادامه دهيد. برخى از بهترين و دراز مدت ترين شراكت ها، شراكت زوجى است

شامل يك فرد مخترع يك دانشمند و يك فرد خبره در كار فروش يا مديريت. ۸- يكى از اولين كارهايى كه در آغاز كسب و كار جديد خود بايد انجام دهيد، جمع آورى اطلاعات است. شما بايد در مورد رقبا، قيمت گذاري، بازاريابي، توزيع و غيره مطلع باشيد. تلفن اين كار را براى شما انجام خواهد داد. گام چهارم؛ چگونه كارمند بگيريد و روابط خود را تنظيم كنيد؟بعد از آنكه شركت خود را راه اندازى كرديد، بخشى از مشغله فزاينده شما استخدام، تعليم و نظارت بر كارمندان جديد خواهد بود، كه اين كار شكوفايى شركت شما را به همراه خواهد داشت. براى انجام اين كار بايد نكات زير را رعايت كرد:۱- وقتى شركتى راه انداختيد بايد آن را اداره كنيد و

 

توسعه دهيد. بايد اولين كاركنان را استخدام كنيد و گروه اصلى خود را تشكيل دهيد. كارمندان، در توسعه شركت به شما كمك مى كنند، ولى معمولاَ به مرور زمان كارمندان ديگرى جايگزين آنها خواهد شد. ۲- بايد بياموزيد كه چه سياستى براى استخدام بهترين افراد اتخاذ كنيد. بيشتر افراد در محيطى كارآفرينانه رشد مى يابند. «ديويد اوگيلوي» به مديرانش در اين خصوص مى گويد: «اگر شما افرادى را استخدام كنيد كه از خودتان تواناتر باشند، شركت «اوگيلوى ماتر» به شركتى از غول پيكرها مبدل خواهد شد، ولى اگر اشخاصى را به كار گيريد كه از شما كمتر باشند، شركتى پر از كوتوله ها خواهيم داشت.»۳- همه روابط انسانى يك دوره ماه عسل دارند. اگر كاستى هايى در اين دوران مشاهده كرديد، اين‏ تنها قسمت بالايى كوه يخ است. ۴- از قراردادهاى استخدامى استفاده كنيد، ولى سعى نكنيد از طريق آن رقابت را از بين ببريد. هرگز بدون قولنامه كتبى كه وكيل تان آماده كرده، معامله اى را قبول نكنيد. بياموزيد چگونه از دادگاه استفاده كنيد و چگونه مخارج حقوقى خود را كنترل نماييد. ۵- براى انجام امور شغلى خود هميشه نامه بنگاريد. اطمينان يابيد كه رفتار تلفنچى هاى شركت كاملاَ‌مودبانه و عالى باشد. از كارت هاى شكايت پيوسته استفاده كنيد. بررسى شكايات مشتريان بهترين ابزار مديريتى اند. ۶- هرگز از مشتريان خود نترسيد با مشكلات رويارو شويد. قيمت گذارى مناسب داشته باشيد. مطالبات خود را وصول كنيد و بر حاشيه سود خود بيفزاييد