زراعت كلزا و عملكرد آن در استان آذربايجان شرقي

مقدمه:
دانه¬هاي روغني بعد از غلات دومين منبع تأمين انرژي مورد نياز جوامع انساني به شمار مي‌روند. كنجاله حاصل از فرآيند صنعتي توليد روغن نيز به لحاظ سرشار بودن از پروتيئن يكي از اقلام مهم تغذيه دام، طيور و آبزيان محسوب مي¬شود. در حاليكه مصرف روغن نباتي در كشور طي چهاردهه اخير بعلت افزايش جمعيت حدود ۲۲ برابر شده است.

بدين جهت سالانه بالغ بر يك ميليون تن روغن خوراكي براي مصرف روزانه در سبد غذاي مردم و ۷/۱ ميليون تن كنجاله دانه¬هاي روغني براي مصارف دامي وارد كشور مي¬سازد.
در حال حاضر مصرف سرانه روغن در كشور ۱۷ كيلوگرم در سال مي¬باشد در حاليكه مصرف سرانه مطلوب ۵/۱۲ كيلوگرم توصيه شده است، به عبارتی جامعه ما متأسفانه ۳۶ درصد اضافه بر نياز روغن مصرف مي-نمايد. كه علاوه بر هدر رفت ارز كشور، تهديد جدي براي سلامت جامعه نيزبه شمار می رود.

كلزا Brassica napus
كلزا با نام علمي Brassica napus با كمتر از ۲% اسيد اروسيك در روغن و كمتر از ۳۰ ميكرومول گلوكوزينولات در كنجاله نوع خاصي از كلزاي روغني مي¬باشد. اين خصوصيت دانه، روغن كلزا را براي تغذيه انسان و كنجاله را به عنوان منبع پروتيئن بالا براي تغذيه دام مناسب كرده است.

كلزا طي قرن سيزدهم در اروپا كشت مي¬شد، اما احتمالاً كشت آن در آسيا به هزاران سال قبل برمي¬گردد اين گياه در آسيا هميشه براي تغذيه انسان و در اروپا به عنوان منبعی براي روغن چراغ و روغن نرم كننده استفاده مي¬شد. در طول جنگ جهاني دوّم، كانادا هزاران هكتار از اراضي خود را براي رفع نياز نرم كننده¬هاي ناوگان دريايي به كشت اين گياه اختصاص داد ولي با جايگزيني موتور ديزل به جاي موتور بخار اين ميزان كاهش يافت.

در سال ۱۹۵۷ در كشور كانادا اولين كلزاي روغني با مقدار اندك اسيد اروسيك اصلاح شد. با توليد روز افزون كلزا طي سال ۱۹۶۵ هزاران هكتار از اراضي كانادا به كشت اين گياه اختصاص يافت در سال ۱۹۷۱ رقم اسپان (Span) اولين واريته با اسيد اروسيك كم و سه سال بعد رقم تاور (Tower) با مقدار اسيداروسيك و گلوكوزينولات بعنوان اولين واريته¬هاي كانولا معرفي شدند.

نام كانولا در سال ۱۹۷۸ توسط انجمن روغن گيري كانادا به ثبت رسيده و امروزه نيز براي توصيف گلزايي كه داراي مقادير اندك اسيد اروسيك و گلوكوزينولات است استفاده مي¬شود.
دانه با كيفيت كانولا در سه گونه جنس براسيكا اصلاح شده است كه عبارتند از:
الف: كلزا Brassica napus كه کلزاي آرژانتيني يا سوئدي

ب: شلغم روغني Brassica rapus كه کلزاي لهستانی ناميده مي-شود.
ج: Brassica Juncea خردل هندي
ولي عمدتاً کلزا نوع الف Brassica napus در اكثر مزارع كشت مي¬شود.
اهميت اقتصادي كلزا

دانه كلزا به لحاظ داشتن تجاوز از ۴۰ درصد روغن يكي از دانه¬هاي مهم در جهان محسوب مي¬گردد.
كيفيت روغن كلزا در ارقام جديد بسيار مطلب، بدليل داشتن نزديك به ۶۰ درصد اولئين، بهتر از اغلب روغنهاي نباتي مي¬باشد كنجاله آن نيز در ارقام جديد از نظر كيفي نزديك به كنجاله سويا و حدود ۴۰ درصد پروتئين دارد لذا يكي از منابع بسیار غنی پروتئين گياهي در تغذيه دام و طيور مي¬باشد.
برداشت سه تن دانه از يك هكتار زمين معادل توليد ۱۲۰۰ كيلوگرم روغن نباتي و ۱۶۵۰ كيلوگرم كنجاله در هكتار مي¬باشد.

از ويژگيهاي ديگر كلزا امكان كشت آن در دورة زراعي بهاره و پاييزه است بدين معني كه هم بعنوان يك زراعت پائيزه و هم بعنوان يك زراعت بهاره مي¬توان در تناوب زراعي با محصولات ديگر قرار گيرد.

از نظر ماشين آلات نيز احتياج به وسايل و ادوات خاصي ندارد بلكه با ماشین¬آلات عمومي غلات مي¬توان به كاشت و برداشت آن مبادرت نمود.
زمان برداشت کلزاي پائيزه مقارن با زمان كم كاري كارخانجات روغن كشي و خالي بودن انبارها و سيلوها اين كارخانجات از ثيه دانه، سويا و ساير دانه¬هاي روغني است.
انتخاب مزرعه و تناوب

كلزا در محدوده وسيعي از انواع خاك¬ها رشد مي¬كند ولي بهترين رشد را در خاك¬هايي با بافت متوسط و زهكش مناسب دارد. مناسبترين pH براي كلزا ۶ تا ۷ مي¬باشد و در pH پائين تر از ۵/۵ عملكرد بطور معني¬داري كاهش مي¬يابد هنگام انتخاب يك منطقه براي توليد كلزا توجه به تناوب زراعي منطقه بسيار مهم است.
آفتابگردان – كلزا يونجه – سويا سيب زميني – شبدر لوبيا – پنبه ذرت، سورگوم گندم – يولاف – جو نام محصول
۳ ۲ ۱ ۱ صفر تناوب سال

جدول ۱ : راهنماي انتخاب محصولات در تناوب با كلزا

آماده سازي زمين و كاشت:

قرار گرفتن بذر در بستر مناسب از اقدامات اوليه جهت نيل به توليد بالا مي¬باشد، زيرا در اين حالت پوشش كافي در مزرعه براي استفاده بهينه از شرايط محيطي فراهم مي¬شود لذا براي تهيه مناسب بستر بذر انجام عمليات زير ضروري است:

بعد از برداشت محصولات قبلي، در صورت امكان زمين مورد نظر آبياري گرديده و پس از گاوروشدن، بوسيله گاو آهن برگردان دار شخم زده مي¬شود، جهت خرد شدن كلوخ-ها و بقاياي محصول قبلي و همچنين يكنواخت شدن وضعيت خاك مزرعه ، زمين مورد نظر ديسك و ماله زده مي¬شود سپس اقدام به كودپاشي (كود ازته و تمامي كود فسفره وپتاسیم مورد نياز) و پخش علف كش ترفلان به طور يكنواخت در سطح مزرعه مي¬شود و به وسیله ديسك سبك، كود و علف كش با خاك مخلوط مي¬گردد بهتر است در تهيه زمين جهت اجتناب از فشرده شدن خاك تعداد عمليات و دفعات عبور تراكتور از زمين كمتر باشد Minimum Tillage

كودهاي مورد نياز
۱- ازت خالص بصورت ازت خالص
۲- بصورت فسفر خالص
۳- بصورت پتاس خالص

به منظور استفاده بهينه گياه از كود ازته بهتر است آن را در سه مرحله در اختيار گياه قرار گيرد. به اين صورت كه ازت در هنگام كاشت به صورت ۱۰۰ كيلوگرم اوره يا در صورت استفاده از كود دي آمونيوم فسفات (اين كود فسفره داراي ۱۸ درصد ازت است)، تنها ۵۰ كيلوگرم اوره استفاده شود در صورتي كه كود سولفات آمونيوم در دسترس باشد بهتر است به جهت نياز زياد كلزا به گوگرد به جاي اوره از كود سولفات آمونيوم (دو كيسه ۵ كيلوگرمي كود سولفات آمونيوم معادل يك كيسه ۵۰ كيلوگرمي اوره مي¬باشد) استفاده شود.
كود ازته (۱۰۰ كيلوگرم اوره) در قبل از ساقه رفتن (پايان فصل سرما) و آخر (۱۰۰ كيلوگرم اوره) قبل از شروع گلدهي استفاده شود. كل فسفر و پتاسيم مورد نياز گياه در زمان كاشت بايد استفاده شود.

بهتر است كودهاي اوليه در زير خاك با فاصله ۳ تا ۴ سانتي¬¬متر از بذر قرار گيرند در ضمن بايد اين نكته رعايت گردد كه بذر در تماس با كود¬ها بعلت كاهش جوانه زني قرار نگيرد.
استفاده از كودهاي ريز مغذي (ميكرو) در مرحله غنچه¬دهي بصورت محلول پاش سبب افزايش توليد و بالا رفتن كيفيت دانه مي¬گردد.
قابل ذكر است كه پس از انجام آزمايش خاك ميزان كودها از ميزان NPK موجود در خاك بايد كسر گردد.
آبياري

دوبار آبياري در مرحله كاشت به فاصله ۷-۵ روز جهت سبز شدن يكنواخت مزرعه توصيه مي¬شود پس از سپري شدن فصل زمستان همراه با اولين كود سرك، سومين آبياري انجام مي¬گردد. آبياري بعد در مرحله ظهور گل همراه با كود ازته سرك دوم اعمال مي¬شود، آبياري ديگر در مرحله تشكيل غلاف و پر شدن دانه ضروري می باشد. آخرين آبياري زماني انجام شود. كه ۲۰ درصد غلافهاي ساقه اصلي قهوه¬اي شده¬اند. در صورتيكه در طول دوره رشد و نمو گياه حدود ۲۵-۲۰ ميلي¬متر نزولات جوي به طور يكجا حادث شود مي¬توان از انجام آبياري در آن مرحله خودداري مي¬كرد و اين ميزان بارندگي را یک نوبت تلقي كرد.

كنترل علف¬هاي هرز
الف) كنترل شيميايي پس از انجام عمليات شخم و قبل از كاشت، مزرعه توسط علف كش ترفلان به ميزان ۵/۲ ليتر در هكتار به همراه ۵۰۰-۳۰۰ ليتر آب به طور يكنواخت سم پاشي و بلافاصله با ديسك سبك با خاك مخلوط كرد. جهت افزايش اثر علف كش بهتر است خاك مرطوب بوده و سمپاشي در هنگام صبح يا غروب انجام پذيرد.
از علف¬كشهاي گالانت (lit/h2) فوكوس (lit/h2) نابواس (lit/h3) مي¬توان براي كنترل علف¬هاي هرز باريك برگ (در مرحله ۶-۳ برگي) استفاده كرد.
جهت كنترل علفهاي هرز پهن برگ از علف كش لونترل به ميزان (mlit/h600) در زماني كه علف¬هاي هرز حدود ۱۰ سانتي¬متر مي¬باشد استفاده كرد.
برداشت به دو روش انجام می گیرد:
۱- برداشت مستقيم
۲- برداشت غير مستقيم
برداشت مستقيم كلزا معمولاً به روش مستقيم و بوسيله كمباين غلات برداشت مي¬شود در اين روش تعيين زمان برداشت، اعمال تنظيم¬هاي خاص كمباين و استفاده از هد مخصوص برداشت كلزا اهميت ويژه¬اي دارد.
شاخص¬هاي تعيين دقيق برداشت:
A: غلافهاي خشك شده به رنگ كرمي روشن و ساقه سبز متمايل به قهوه¬اي
B: رنگ دانه سياه و درصد رطوبت دانه بين ۱۰ الي ۱۵ درصد

برداشت غيرمستقيم
در اين روش بوته¬ها را زماني كه هنوز خشك نشده¬اند درو مي¬كنند بوته¬هاي درو شده در مزرعه يا فروشگاه خشك شوند(حدود يك هفته تا ده روز) و سپس عمل كوبيدن انجام مي¬شود درو بوسيله دروگر يا ليست و كوبيدن با خرمنكوب يا كمباين انجام مي‌شود.
شاخص¬هاي تعيين دقيق برداشت
A: غلاف¬ها سبز متمايل به زرد
B: دانه¬هاي شكلاتي رنگ (در حال تغيير رنگ از سبز به قهوه¬اي
C: درصد رطوبت دانه ۳۵-۳۰ (دانه با فشار انگشتان پيدا مي¬شود ولي له نمي¬شود.)
خرمن كوبي
وقتي رطوبت دانه به ۱۵-۱۲ درصد رسيد (روش دستي) عمل خرمنكوبي (جدا كردن دانه از غلاف) بايد انجام پذير در اين حالت سرعت كوبنده¬ها بين ۷۰۰ – ۵۰۰ دور در دقيقه باشد و فاصله كوبنده و ضد كوبنده در قسمت جلو ۱۴ ميلي¬متر و در قسمت عقب ۷ ميلي¬متر تنظيم شود همچنين تنظیيم سرعت بادبزن كمباين و يا هر خرمن كوب ديگر خيلي مهم است در صورتي كه سرعت بادبزن زياد باشد تلفات بذر نيز زياد خواهد بود. سرعت بادبزن حدوداً ۳۵۰ دور در دقيقه مطلوب مي¬باشد به طوريكه اين سرعت باعث به حركت در آوردن بذور روي سني مي-شود.
انبار كردن

جهت انبار كردن بذور بايد ابتدا آنها را تميز كرد و وقتي كه رطوبت بذر به ۸ درصد رسيد در يك انبار تميز با تهويه مطلوب ذخيره كرد در صورتيكه رطوبت بذور بالا باشد بايد از خشك¬كن استفاده كردو ضدعفوني كردن انبار و از بين بردن حشرات موذی قبل از عمل ذخيره سازي الزامي است.
تاريخچه کلزا در استان آذربایجان شرقي
كشت كلزا بصورت آزمايشي و تحقيقي در سالهاي ۱۳۵۰ – ۱۳۴۹ در استان آغاز شد ولي اين كشت چندان جوابگوي نبوده و كشت آن بصورت رسمي از سال ۱۳۷۵ آغاز گرديد.که جداول و نمودار های زیر نمایانگر آن است.