اصول مديريت و شيـوه هـا ي به كارگيري بي خطر آب شور
هرچند كشاورزي فارياب موجب افزايش چشمگير عملكرد محصولات كشاورزي شده در عين حال ابياري نامناسب و غير كار آمدباعث به هدر رفتن آب آلودگي آبهاي سطحي و زير زميني ،آسيب ديدن حاصل خيزي خاك و تغيير اكو لوژي مناطق وسيعي شده است در بسياري از مناطق آلوده شدن منابع آب توسط آبياري موجب به خطر افتادن سلامتي نسانها شده است و به ميزان غير قابل وصفي هزينه تصفيه آب براي مصارف خانگي و صنعتي را افزايش داده است در بسياري از مناطق آبهاي سطحي را توسط انواع كودها ،علف كشها آفت كش ها و نمكها آلوده شده اند مواد شيميايي سمي بسياري از منابع آب موجود رابراي شرب

وحتي در بعضي مواد براي آبياري نا مناسب كرده انداينگونه آلاينده هاكاربردهاي تفريحي و ارزش زيبا شناسي ابهاي سطحي را نيز تخريب نموده اند در عين حال محدويتهاي پر هزينه اي براي كاهش فاضلابهاي آلوده كننده و يا تصفيه مواد زايد قبل از تخليه اعمال شده است يافتن محلي مناسب و قابل قبول براي تخليه چنين فاضلاب ها يي در بعضي شرايط بخصوص در كشورهاي توسعه يافته به يك معضل تبديل شده است مخلوط كردن آبهاي شور و شيرين قابليت استفاده از مجموعه كل آب را كاهش مي دهد استفاده از آبهاي آلوده به منظور آبياري استعدادتوليد محصول را محدود كرده و سلامتي مصرف كنندگان اينگونه محصولات را نيز به خطر مي اندازد .

براي فايق آمدن بر مشكلات فوق توسعه و به كار گيري روشهاي جديد به منظور كاهش استفاده بي رويه از آب حفظ منابع محدود آب و همچنين پيدا كردن راههاي بهتري برا ي استفاده موثرتري از روش ها ي موجود الزامي است بايدبا اتخاذ سياستهاي اجرايي مناسب به كار گيري سيستمهاي باراندمان بالا از طريق آموزش و تعليم كارايي آبياري را افزايش داد استفاده مجدد از هرز آبها از جمله زه آبها و آبهاي زيرزميني شور و كم عمق براي توليد محصول بايد در

ارتباطي فراگير بامديريت اب ابياري و برنامه هاي حفاظت آب و محيط زيست قرار بگيرد براي تداوم و پايداري كشاورزي فارياب و جلوگيري از آلودگي منابع مرتبط باآن بايد اقدامات موثرتري در زمينه كنترل شور ي انجام شود چنين اقدامات ي بايد بر اساس شناخت فرايند هاي طبيعي دخيل در آبياري و ژئوهيدرولوژي (نه صرفاً در سطح مزرعه )و درك نحوه تاثير آنها بر كيفيت منابع آب و خاك (نه صرفاً توليد محصول) صورت پذيرند برخي روشها را مي توان براي كنترل شوري در عمق ريشه گياه به كار برد وبرخي ديگر براي كنترل شوري در واحدهاي بزرگتر مديريتي همچون پروژ ه ها ي آبياري ،حوزه هاي رود خانه ها و غيره داراي كاربرد مي

باشند برا ي محافظت از سيستمهاي بوم شناسي و زيست محيطي جانبه از جمله منابع آبهاي زير زميني و سطحي مربوطه مي توان از روشهاي ديگر نيز استفاده كرد روشها ي كاربردي در سطح مزرعه معمولاًشامل شيوه هاي زراعي ومهندسي است كه زارع اين روشها را از مزرعه اي به مزرعه ديگر به اجرا در مي آورد روشهاي منطقه اي يا مبتني بر سازماندهي بزرگتر معمولاً از ساز ه هاك مهندسي براي كنترل آب (هم از لحاظ آبرساني و تخليه ،سيستمهاي جمع اوري ،استفاده مجدد ،تصفيه ويا تخليه زه آبها تشكيل مي شوند .

معمولاً بهره برداري بي خطر از آب شور در آبياري محدود به يك را ه منحصر به فردنيست از ادغام روشها و رويكردهاي گوناگون ميتوان به يك سيستم مناسب در آبياري باآب شور دست پيدا كرد ادغام مناسب اين روشها بستگي به اوضاع اقتصادي ،اقليمي ،اجتماعي و همين طور خاك شناسي و هيدروژئولوژيكي دارد لذا در اينجا هيچ عملكرد خاصي برا ي گزينش مجموعه راههاي مناسب كه در موقعيتهاي گوناگون كار برد دارند ،ارائه نمي شود بلكه برخي اهداف مهم ،اصول و خط مشيهاي مديريت آب ،و گياه كه در هنگام استفاده از آب شور در آبياري بايدمد نظر قرار بگيرد به عنوان راهنما مطرح شده اند
مباني راهنماي مديريت

مديريت شوري جنبه مهمي از كاربرد بي خطر آبياري با آب شور را شامل مي شود .اين امر مستلزم آنست كه نحوه تاثير فرآيندهاي هيدروژئولوژيكي بر تجمع نمك،ونيزنحوه تاثير فعاليتهاي آبياري وكشت زرع را بر شوري آب وخاك درك نماييم.تاثير اساسي نمك بر خاك وگياهان ،علتها وفرايندهاي اصلي شورشدن اراضي فارياب ومنابع آب مرتبط باآن كه بايد مشخص شوند وبدين ترتيب كاربردهاي موثر كنترل كه بايد توسعه يافته واجرا شوند در فصول ۴و۵مورد بررسي قرار گرفته اند.
براي جلوگيري از تجمع بيش از اندازه نمك در عمق ريشه به واسطه آبياري بايد آب (يا آب باران )به مقداري بيش از آب مورد نياز ET به زمين داده مي شودوحداقل به مقدار خالصي از عمق ريشه عبور نمايد .اين مقدار را كه به صورت نسبت است ’’نياز آبشويي’’

نامند.(Lr يا نياز آبشويي عبارت است از نسبت آب نفوذ يافته كه بايد از عمق ريشه عبور نمايد تا شوري را در سطح قابل قبولي نگه دارد.)در مزارعي كه با مديريت آبياري متداول تا شرايط ماندگار آبياري شده اند غلظت نمك آب خاك نزديك سطح ،بدون توجه به نسبت آبشويي اصولا يكنواخت مي باشد. (نسبت آبشويي (LF) عبارت است از نسبت آب نفوذ يافته اي كه واقعا از عمق ريشه عبور مي كند)،ولي همانطور كه LFكاهش مي يابد،

غلظت نمك باافزايش عمق افزايش مي يابد.به همين ترتيب باكاهش نسبت آبشويي ميانگين شوري عمق ريشه افزايش يافته وهنگامي كه شوري از سطوح قابل تحمل فراتر رود عملكرد محصول كاهش مي يابد .درباره روشهاي محاسبه نياز آبشويي وپيش بيني افت عملكرد محصول براثر شوري قبلا بحث شده است .هنگامي كه محلول خاك به حداكثر سطح شوري متناسب با سيستم زراعي رسيده باشد حداقل مقدار نمكي كه توسط آبياريهاي اضافي به عمق ريشه اضافه شده بايد از آن خارج گردد.كه اين فرآيند ؛((برقراري تعادل نمك)) ناميده شده است .

براي جلوگيري از ماند آبي شدن وشوري ثانويه ،زهكشها بايد آب بارندگي ،آب آبياري وهرگونه آب اضافي كه به منطقه وارد مي شود واز مقدار نياز آبي گياه بيشتر است را تخليه نمايد.همچنين زهكشها بايد براي خارج ساختن نمكهايي كه درعمق ريشه تجمع مي يابندمجرايي فراهم نمايد تا از شوري بيش از اندازه خاك جلوگيري به عمل آيد .سيستم زهكشي مي بايستي سطح ايستابي را براي رشد بهينه ريشه در حد كافي پايين نگه دارد ،از جريان يافتن سفره آب زير زميني به داخل عمق ريشه به واسطه نيروي موئينگي ممانعت به عمل آورد ،وامكان عبور ومرور تراكتور وديگر ماشين آلات كشاورزي را به داخل مزرعه

ميسر سازد .در صورت فقدان وجود زهكشي طبيعي به ميزان كافي مي توان از سيستمهاي زهكشي مصنوعي كمك گرفت كه داراي ساختاري مهندسي بوده وسطح ايستابي را طبق اصول فيزيك خاك وهيدروليك در سطحي مطمئن نگاه مي دارند.عمق مورد نياز سطح ايستابي به منظور جلوگيري از جريان بالا رونده آب ونمك به عمق ريشه بستگي به مديريت آبياري داشته وبرخلاف آنچه كه تصور مي شود داراي مقدار ثابت نيست .
همانطور كه در مباحث گذشته ياد آور شديم ،ميانگين زماني سطح شوري در عمق ريشه بستگي به ميزان تخليه آب خاك در فاصله دو آبياري ونسبت آبشويي دارد. با افزايش

فاصله زماني مابين آبياري ها وبا خشك شدن خاك ،از ميزان رطوبت خاك كاسته شده وپتانسيلهاي ماتريك واسمزي آب خاك با غليظ شدن نمك ها در حجم آب باقيمانده ،كاهش مي يابند . جذب آب وعملكرد محصول محصول رابطه تنگاتنگي با زمان وميانگين مجموع پتانسيل آب خاك برحسب عمق دارد (يعني پتانسيل ماتريك بعلاوه پتانسيل اسمزي ).با خروج آب از خاكي كه از توزيع شوري غير يكنواختي برخوردار است پتانسيل كل آب كه جذب گياه مي گردد در تمامي عمق ريشه به سمت يكنواختي ميل مي نمايد .پس از آبياري ريشه گياهان ترجيحا آب را از عمقي كه داراي پتانسيل آبي بالايي باشد جذب مي كنند .اين حالت معمولا بدين معني است كه ابتدا بيشتر جذب آب از اعماق فوقاني كم شورتر خاك صورت مي پذيرد تا زمانيكه آب به ميزان كافي خارج شده ومكش كل آب در عمق ياد شده به مقداري معادل مكش كل آب دراعماق پايين تر افزايش مي يابد. پس از آن آب از اعماق پايينتر (شورتر ) خاك جذب مي شود وبدين ترتيب تاثير شوري بر عملكرد محصول بيشتر مي شود.اين نكته تلويحا به موارد زير اشاره دارد:

براي به حداقل رساندن آثار مضر بيماري باآب شور مي توان از روشهاي آبياري كه تنش ماتريك را به كمترين مقدار مي رسانند ،همچون آبياري قطره اي ،استفاده كرد.

براي به حداقل رساندن تجمع نمك در اعماق پايينتر عمق ريشه مي توان از نسبت آبشويي بالا گرفت وبدين ترتيب از آثار مضر تجمع نمك در اعماق كاست.
توزيع شوري در پروفيل خاك ودرجه شوري آن نيز تابعي از روش كاربرد آب ونسبت آبشويي مي باشد. عموما آبياري باراني در مقايسه باآبياري غرقابي نمك

بيشتري را در هر واحد حجم آبشويي برطرف مي سازد .لذا در شرايط يكسان وبا فرض اينكه از سوختگي برگ ممانعت به عمل آيد شوري آبي كه توسط آبياري باراني اعمال مي شود بيش از شوري آبي كه توسط آبياري غرقابي ويا رديفي اعمال مي شود خواهد بود .راندمان بيشتر دفع نمك توسط روش آبياري باراني را مي توان به اين صورت توضيح داد :نقل ومكان توسط دو فرايند توامان كانوكسيون (حركت محلولها همراه باكل آب)و پخشيدگي (حركت مستقل محلولها ناشي از گراديان غلظت )معمولاًدر خاكهاي آبياري شده به روش غرقابي فرايند كانوكسيون فرايند غالب مي با شد به دليل غير يكنواخت بودن توزيع اندازه خلل و فرج خاك

جريان آب مي تواند باسرعتي متغيير در ماتريكس خاك به وقوع مي پيوندداين پديده پراكندگي ناميده شده استاين امر در مواقعي كه سرعت جريان زياد بوده و توزيع اندازه خلل و فرج بزرگ است قابل ملاحظه مي باشد پخشديگي در چنين شرايطي جابجايي (برطرف نمودن )نمك را محدود مي سازد خاكهايي كه تركهاي بزرگ داشته و داراي ساختمان توسعه يافته اي هستند از لحاظ خواص نقل و انتقال آب و محلول متغيير ميباشند اين امر به دليل آنست كه خلل و فرج بزرگ خاك

،مسير حركت كرمهاي خاكي ،منافذ حاصل از ريشه هاك قديمي ،منافذ خاك غيره مسيرهايي هستند كه آب ابتدا از آنها در خاك جريان مي يابد اكثر جريان آب در خاكهاي غرقابي شده بيشتر آب و نمك در حركت خود منافذ كوچك يا منافذ بين خاك دانه ها را دور مي زننددر آبياري باراني سرعت جريان و ميزان خاك پايين تر بوده و لذا عمل دور زدن منافذ كوچك و يا منافذ بين خاكدانه ها كاهش پيدا كرده ،به اين دليل راندامان ابشويي نمك افزايش مي يابد فرايندهاي ديگري در ارتباط

باخاك،غلظت و نقل و انتقال نمك را طي آبياري و آبشويي خاك تحت تاثير قرار مي دهند .در اغلب خاكهاي مناطق خشك ذرات رس داراي بارمنفي مي باشند كه مي توانند انتقال يون مثبت را از طريق جذب و يا فرايندهاي تبادلي به تاخير اندازند همزمان بيشتر يونهاي منفي از آن قسمت از محلول كه هم جوار بأى سطح رس حاوي بارمنفي است دفع مي شوند . اين امر موجب تسريع نسبي انتقال آنها مي شود .يون منفي برنيز دچار فعل و انفعالات جذب شده و بدين ترتيب حركت آنها دچار تاخير مي شود

توزيع نمك در خاك تحت تاثير شكل بستر بذر نيز مي باشد در آبياري شياري نمكها به ميزا ن بيش از اندازه اي در برخي نقاط بستر بذر تجمع مي شوند اطلاعات بدست آمده از تحقيقات نشان مي دهد كه با طراحي شكل شيارها و بستر بذر مي توان اين معضل را به حداقل ممكن كاهش داد .
محققين مختلفي در مورد محل استقرار بذر واستراتژيهاي آبياري سطحي (يعني آبياري شيارهاي يك در ميان عمق آب در شيارها وغيره) كه با بكار گيري آنها مي توان استقرارگياه در شرايط شوري را بهينه كرد. بحث نموده اند استفاده ار آبياري باراني مي توانددر آبشويي نمكهاي اضافي از خاك سطحي وايجاد محيطي بأى شوري كم در لايه بالايي خاك موثر باشد. اين امر براي استقرار بذرهاي حساس به شوري ضروري است هر چند مشكلات ديگري از قبيل آسيب ديدن برگها در استفاده از آبهاي شور در آبياري باراني وجود دارد .

براي جلوگيري از بروز صدمه در جوانه هايي كه سبز مي شوند مي توان قسمت بالاييپشته ها ي نمكدار راصاف كرد در آبياري قطره اي معمولاً مقدار شوري در خاك زير قطره چكانها و يامجاور آنهاست بسيار كم ودر اطراف محيط خيس شده داراي بيشترين نقدار مي باشد برطرف كردن نمكي كه در اطراف منطقه خيس شده تجمع يافته بايددر دراز مدت مورد توجه قرار بگيرد

در آبياري گياهان حساس ،به دليل اينكه برگها در موقع خيس شدن نمك را جذب ميكنندنبايد ازسيستم ابياري باراني استفاده نمود در اين گياهان نمك مي تواند به قدري دربرگها تجمع يابند كه غلظت آن به حد كشنده برسد حساسيت گياه در باراني به آب شور بيشتر به ميزان تجمع نمك در برگها بستگي دارد تا به مقاومت گياه در برابر شوري خاك ،لذا وقتيكه روش آبياري باراني باآب شور مورد استفاده قرار مي گيردحتي المقدور بايد آبياري در شب به نحوي انجام شود كه برگها مرتباً خيس (يا شسته )شوند تا جذب نمك توسط برگ گياهان به حداقل ممكن كاهش يابد .

مدلهاي رايج فعل و انفعالات و جابجايي نمك در محلول خاك زمينهاي فارياب قادر به نشان دادن فرايندهاي ذكر شده در بالا غالباً در سطح مزرعه اتفاق مي افتند ،نمي باشند به علاوه قادر به تشزيح تاثيرات يكنواختي توزيع آب در سيستم آبياري نبوده و نيز نمي توانند تاثيرات يكنواختي نشت حاصل از نفوذ پذيري متغيير خاك در سطح مزرعه را شرح دهند تنها اخيراً بااندازه گيري توزيع محلول در پروفيل خاك مزرعه (در مقياسي وسيع )بااين معضل مستقيماً برخورد شده است نتايج تحقيقات تا به امروز نشان دهنده آنست كه هنوز روش مناسبي براي اندازه گيري كميت و گرد آوري تاثيرات اين فرايندها براساس اطلاعات در سطح مزرعه وجود ندارد

برخي تاثيرات منحصر به فرد مربوطه به آبياري در مقياس كل پروژه ها و سيستمهاي ژئوهيدرولوژيكي دخيل هستند لذا بايد برخي روشهاي مديريتي در خصوص كنترل شوري اين مقياس بزرگتر را مورد بررسي قرار مي دهند مطالب زير شامل شامل اطلاعاتي خلاصه در اين مورد مي باشد كه به عنوان مبنا و اساس تعيين نيازها ي مديريت مناسب باآب شور تلقي مي شود.

همانطور كه ذكر شد شور شدن آب و خاك توسط آبياري تا حدي اجتناب ناپذير است ، نمك موجود در آب آبياري در خاك باقي مي ماند در حاليكه آب خالص از طريق فرايندهاي تبخير و تعرق به جو باز مي گردد . لذا به منظور آبشويي و جلو گيري از تجمع بيش از اندازه نمك ، آب آبياري مورد استفاده بايد بيش از آب مصرفي گياه باشد . اين بايد از عمق ريشه زهكشي شود . نشت آب از كانالهاي انتقال آب نيز در اكثر پروژه هاك آبياري به چشم مي خورد . اين زه آبها و آبهاي نشتي به لايه هاك زيرين نفوذ كرده (اغلب در اين فرايند نمكهاي بيشتري را حل مي كنند)، به طرف اراضي يا آبهاي پايين معمولاً در چنين اراضي به واسطه فرايند تبخير تشكيل مي شوند . معمولاً غلظت نمك آبگيرهاي سطحي و زير زميني كه اين زه آبها و آبهاي نشتي را دريافت مي كنند، افزايش مي يابد.

منابع عمده جريان برگشتي آب در يك پروژه آبياري عبارتند از آب اضافي ، آبي كه از كانال نشت مي كند ، نفوذ عمقي و روان آب سطحي ، آب اضافي معمولاً براي برقراري بار آبي و جريان كافي آب در سيستم كانالهاي روباز مورد نياز است . معمولاً آب اضافي مستقيماً به رودخانه بازگشته و در مسير خود آلودگي بسيار كمي همراه دارد . تبخير از آبراهه ها معمولاً درصد اندكي از آب مورد استفاده را تشكيل مي دهد . غالباً نشت آب از آبراهه هاي بدون پوشش قابل

ملاحظه مي باشد . اين امر موجب بالا رفتن سطح ايستابي ، افزايش شوري آبهاي زير زميني و رشد گياهان شورزي و همچنين افزايش شوري و حجم زه آب از اراضي فارياب مي شود . طبق يك بر آورد ۲۰ % از كل آبي كه در آمريكا به منظور آبياري تغيير مسير داده مي شود به دليل نشت از كانالها ي آبياري و آبرساني به هدر مي رود . چنانچه آب از لايه هاي زيرين كه داراي نمك مي باشند عبور كرده و يا جاگزين آبهاي زير زميني شور شود مقدار نمك دريافتي توسط اين منبع

قابل ملاحظه خواهد بود . باپوشش اين كانالها مي توان از پديد آمدن چنين بار نمكي كاست. استفاده از لوله جهت آبرساني مقدار نشت و همچنين تبخير به حداقل برسد . به علاوه استفاده از لوله مي تواند راندمان آبياري پروژه را بالا برده و در نتيجه از بار نمك بكاهد. كاهش حجم آب مصرفي براي آبياري مقدار نمك اضافه شده و مقداري كهبايد توسط آبشويي بر طرف شود را نسبتاً كاهش دهد . به حداقل رساندن نسبت آبشويي رسوب نمكها SO4 , HCO3 , Ca به صورت كربناتها و مواد معدني گچي در خاك را افزايش مي دهد و برداشت نمكهاي محلول را از خاك به حداقل مي رساند . باكاهش نسبت آبشويي از ۳/۰ به ۱/۰ بار نمك از عمق ريشه را مي توان ساليانه از حدود ۲ تا ۱۲ تن در هكتار كاهش داد.

زماني كه زه آب مورد گيرش و تفكيك قرار نگرفته و به آبهاي سطحي يا زير زميني باز گردانده شود ، به حداقل رساندن آبشويي ممكن است موجب كاهش كيفيت آب دريافتي به واسطه شوري شود (و يا بلعكس ) . در جايي كه آبهاي زير زميني شور باغلظتي بيش از غلظت زه آبهاي عمق ريشه به آبهاي سطحي تخليه شوند يا در جايي كه نمكهاي اضافي ، به غير از نمكهاي دريافتي از آبياري ، در مسير جريان زهكشي قرار داشته و توسط فرايندهاي انحلال و تخريب به محلول تبديل شوند ، معمولاً در ميزان تاثيرات منفي يادشده كاهشي پديد خواهد آمد.

آبهاي زير زميني كه زه آبهاي آبياري را دريافت مي كنند ممكن است هميشه از كاهش آبشويي سود نبرند . در وضعيتي كه هيچ منبع تغذيه به غير از جريان برگشتي زهكشي وجود ندارد آبهاي زير زميني نهايتاً داراي تركيبي مانند زه آبها مي شوند كه باكم آبشويي شورتر خواهد شد . كم آبشويي زمان رسيدن زه آب را به تاخير مي اندازد لذا ممكن است شوري آبهاي زير زميني باكاهش آبشويي براي مدت كوتاهي كمتر شود در وضعيت كم آبشويي آبهاي زير زميني غير

اشباع CaCo3 (چنين حالتي در اراضي خشك و بعيد است ) كه براي آبياري به سطح زمين پمپ مي شوند و منبع تغذيه اي به غير از زه آب برگشتي ندارند، شوري پايين تري خواهند داشت . آبهاي زير زميني اشباع از CaCo3 از كم آبشويي هيچ سودي نخواهند برد و آبهاي زير زميني اشباع از CaCo3 و نزديك به اشباع از گچ از كم آبشويي بهرة قابل ملاحظه اي خواهند برد . چنانچه منابع تغذيه ديگري از آبها باكيفيت بالا در حوضه وجود داشته باشدو در صورت بيشتر بودن جريان خروجي از حوضه نسبت به زه آبهاي ورودي ، مديريت كم آبشويي مي تواند مستمراً تخريب آبهاي زيرزميني را كاهش دهد.
مواردي كه مي توان آبشويي را به حداقل رساند توسط اين عوامل محدود مي گردند : مقاومت گياهان در مقابل شوري ، يكنواختي توزيع سيستم آبياري و تغييرات نفوذپذيري در خاك ، در اكثر پروژه هاي آبياري مي توان نسبتهاي آبشويي متداول را بون آسيب رساندن به گياه يا خاك ، خصوصاً بابهبود مديريت آبياري ، به ميزان قابل ملاحظه اي كاهش داد.
مديريت توليد محصول
روشهاي مديريت در استفاده بي خطر از آب شور در آبياري عمدتاً عبارتند از :
. انتخاب واريته يا محصولاتي كه در شرايط موجود پيش بيني شده شوري يا سديمي عملكرد رضايت بخشي خواهند داشت.
.استفاده از روشهاي كاشت خاصي كه تجمع نمك در اطراف بذر را به حداقل مي رسانند.
.انجام آبياري به منظور حفظ سطح نسبتاً بالايي از رطوبت در خاك و آبشويي متناوب خاك.
.آماده كردن زمين به طوري كه يكنواختي نفوذ و توزيع آب داده شده ،آب آبشويي و برطرف نمودن شوري افزايش يابد .
.به كارگيري عمليات خاص (همچنين عمليات شخم و افزودن بهسازهاي شيميايي ،مواد آلي و روياندن گياهاني كه به عنوان كود سبز مورد استفاده اند)به منظور برقراري نفوذ پذيري و شخم پذيري خاك ،مواردي كه در پي مي ايد تا حد زيادي نوع وسعت روشهاي مديريت مورد نياز را تعيين مي كنند :نوع گياه ،كيفيت آب آبياري ،الگوي بارندگي و اقليم ،و خصوصيات خاك .
كشت محصولات مقاوم به شوري
در جايي كه نمي توان شوري را توسط آبشويي در محدوده قابل قبولي نگه داشت بايد محصولاتي انتخاب نمودكه در شرايط شور عملكرد رضايت بخشي داشته باشند هنگام انتخاب محصولات براي خاكهاي شور ،بايدمقاومت گياه در مقابل شوري در مرحله كياهچه اي كاملاً مورد توجه قرار بگيرد زيرا غالباً عملكرد نامطلوب در نتيجه وجود تعدا ناكافي بوته در واحد سطح پديد مي آيد برخي گياهان كه در مراحل ديرتر رشددر برابر شوري مقاومند در مراحل اوليه رشد كاملاً نسبت به آن حساس مي باشند مقاومت انواع گياهان عمده در برابر شوري در جدول ارائه شده اند.
مديريت بستر بذر و اراضي شيبدار به منظور به حداقل رساندن تجمع موضعي نمك عدم وجود تعداد كافي بوته در واحد سطح در آبياري شياري محصولات رديفي در خاكهاي نيمه شور به عنوان يك معضل مهم در بسياري از مناطق به شمار مي آيد . همانطور كه در بحث قبل گفته شد دليل اين امر آن است كه ميزان جوانه زني گياه به واسطه شوري بيش از اندازه كاهش مي يابد . معمولاً عدم جوانه زني گياه به واسطه شوري بيش از اندازه كاهش مي يابد . معمولاً عدم جوانه زني به علت تجمع نمكهاي محلول در قسمت بالايي پشته هايي است كه توسط آبياري رديفي خيس مي شوند .(شكل شماره ۱)
جهت كاهش تجمع نمك در نزديك بذر بايد روشهاي آبياري و شكل پشته ها اصلاح شوند در قسمت بالاي پشته هاي تك رديفي و مدور گرايش به تجمع نمك در نزديكي بذر در مدت آبياري بيشتر مي باشد. حتي اگر متوسط نمك خاك نسبتاً پايين باشد ، ممكن است نمك به مقدار كافي در ناحيه بذر متمركز شده و از جوانه زني ممانعت بعمل آورد .

لذا هنگام آبياري باآب شور به روش رديفي بايد از بستر بذر به اين شكل اجتناب نموده و در اين رابطه مي توان از پشته هايي كه قسمت فوقاني آن مسطح است سود جست. به دليل اينكه در پشته هاي هموار دو رديفي بيشتر نمك به داخل مركز پشته ها مي كند ، كناره هاي پشته نسبتاً عاري از نمك بوده و لذا استقرار مرحلة گياهچه اي در اين قسمت از پشته ها مطمئن تر مي باشد. پشته هاي شيب دار داراي مناسبترين شرايط براي استفاده از آب شور مي باشند ، چون مي توان بذر بااطمينان خاطر بر روي شيب زير ناحية تجمع بيشترين مقدار نمك كشت نمود. هنگامي كه آبياري رديفي باآب شور را انجام مي دهيم بايد

در صورت امكان از چنين پشته هايي استفاده كرد . كاشت در داخل شيارها يا كرتها از لحاظ كنترل شوري قابل قبول مي باشد ، ولي اغلب به دليل مشكلاتي كه در ارتباط باسله بندي و تهويه نامطلوب وجود دارد براي سبز شدن اكثر گياهان رديفي توصيه نمي شود . اين روش صرفاً براي آبياري باآبهاي خيلي شور و گياهان فعال و مقاوم توصيه مي شود . باآبياري پيش از سبز شدن توسط آبياري باراني يا استفاده از شيارهاي مخصوص كه در نزديك بذر قرار دارند مي توان

غلظت نمك محلول را در زمان جوانه زني و استقرار مرحلة گياهچه اي پايين نگهداشت (شكل ۲) . پس از استقرار مرحلة گياهچه اي مي توان شيارهاي مخصوص را رها كرده و شيارهاي جديدي بين رديفها به وجود آورد و آبياري شياري را جايگزين آبياري باراني نمود .

شكل ۲- تاثير سيستم آبياري بر شوري خاك و بازده محصول فلفل در دو سطح از كيفيت آب آبياري

تسطيح دقيق اراضي توزيع يكنواخت آب را امكان پذير مي نمايد و لذا هنگام آبياري باآب شور كنترل بهتري اعمال خواهد شد . مناطق فقير يا لم يزرع كه در مزارع حاصلخيز مشاهده مي شوند يا نقاط بلندي هستندكه آب كافي براي رشد مناسب محصول و يا مقاصد آبشويي به آنها نمي رسد و يا نقاط پستي هستند كه براي استقرار مرحلة گياهچه اي بيش از اندازه مرطوب مي باشند. آن دسته از اراضي كه يك يا دو سال پس از تسطيح مقدماتي آبياري شده اند بايد مجدداً تسطيح شوند تا ناهمواريها يي كه به واسطه نشت خاك به وجود آمده بر طرف گردد . محصولات يكساله بايد پس از اولين تسطيح كاشته شوند تا پيش از كاشت محصولات چند ساله تسطيح مجدد انجام گيرد . پيش از انجام كار ، بررسي دقيق نقشه توپوگرافي منطقه براي جلوگيري از تخريب خصوصيات خاك و جابجايي خاك سطحي كه احتمالاً حاصلخيز است مفيد خواهد بود . وزن ماشين آلات سنگيني در تسطيح اراضي بكار گرفته مي شوند موجب تحكيم و

فشردگي قابل ملاحظه اي در خاك مي شود . لذا انجام زير شكني خاك ، گاوآهن قلمي و شخم زدن بعد از عمليات تسطيح توصيه مي شود تا تحكيم خاك از بين برده نفوذ پذيري آنرا حفظ و يا بهبود بخشد.
مديريت خاك در شرايط آبياري باآب شور

در مديريت خاك برخي اقدامات فيزيكي ، شيميايي و بيولوژيكي مي توانند كاربرد بي خطر از آب شور را در توليد محصول تسهيل نمايند كه مهمترين آنها عبارتند از خاك ورزي ، شخم عميق ، استفاده از شن ، استفاده از بهينه سازهاي شيميايي و سالم سازي خاك ، كودهاي آلي و گياهان و كلش .
خاك ورزي :

عبارت است از عمليات مكانيك كه معمولاًبراي آماده كردن بستر بذر ، بهبود نفوذپذيري خاك ، در هم شكستن سلة سطحي خاك متعاقباً بهبود كيفيت نفوذ پذيري انجام مي پذيرد . چنانچه عمليات خاك ورزي به طور صحيحي انجام نگيرد . ممكن است موجب پديد يك لايهة سخت شده و يا اينكه يك لايه شور را به سطح خاك نزديكتر نمايد .

خاكهاي سديمي خصوصاً در معرض از هم پاشي و سله اي شدن قرار دارند . خاك ورزي اينگونه خاكها بايد بادقت انجام گرفته و از انجام آن در شرايط خاك مرطوب اجتناب شود بايد از رفت و آمد ماشين آلات سنگين نيز جلوگيري شود . آبياري متناوب خصوصاً در مراحل سبز شدن و گياهچه اي منجر به نرم شدن سلة سطحي خاك و تقويت ايستايي گياه (تعداد بوته بيشتر در واحد سطح ) در خاكهاي سديمي مي شود.
شخم عميق :

عبارتست از شخم زدن در اعماق ۴۰ الي ۱۵۰ سانتيمتري . اين نوع شخم عميق ، در خاكهايي كه لايه هاك نفوذ ناپذير در بين لايه هاك نفوذ پذير قرار دارند، بسيار سودمند خواهد بود . در خاكهاي سديمي شخم عميق را بايد پس از برطرف نمودن و بهسازي خاك انجام داد، در غير اين صورت منجر به فرو پاشي كامل

ساختمان خاك خواهد شد. در هنگام استفاده از آب شور براي آبياري شخم عميق تا عمق ۶۰ سانتي متري خاكدانه ها را نرم كرده ، شرايط فيزيكي اين لايه ها را بهبود بخشيده ، ظرفيت ذخيره آب در خاك را افزايش داده به كنترل تجمع نمك كمك مي كند . شخم زدن زمين در چنين عمقي در هر ۳ يا ۴ سال باعث افزايش چشمگير عملكرد محصول مي شود . انتخاب انواع شخمهاي مناسب (شكل و فاصلة موجود بين خيشها ) ، توالي ، عمق شخم و رطوبت خاك در زمان شخم

زدن موجب پديد آمدن خاك ورزي مطلوب و بهبود ساختار آن مي شود. بابكار گيري ادوات خاصي مي توان تمامي لايه هاي پروفيل خاك را تاعمق ۵/۲ متري زير و رو كرده و لايه هاي زيرين كه مانع از نفوذ عمقي مي شوند را در هم شكست ،بطوري كه اكثر شرايط نامطلوب فيزيكي خاك در ارتباط بأى اراضي آبياري شده باآب شور را مي توان اصلاح نموده تا قابليت آبشويي و زهكشي آن بهبود يابد.

استفاده از شن :
از مخلوط كردن شن باخاك سطحي ريز بافت به منظور نفوذپذير تر نمودن آن استفاده مي شود . كه بدين وسيله تغييري نسبتاً دائمي در بافت خاك سطحي ايجاد مي گردد. در مواقعي كه خاك سطحي ، نفوذپذيري آب را محدود مي سازد ، استفاده از شن و مخلوط كردن آن به نحو صحيح منجر به بهبود نفوذ پذيي ريشه و تراوش بهتر آب و نفوذ هوا مي شود در نتيجه ، آبشويي باآبهاي سديمي شور را تسهيل مي نمايد.

بهسازي هاي شيميايي
اين مواد براي خنثي كردن فعل وانفعالات خاك ، واكنش باكربنات كلسيم و جايگزين كردن سديم قابل تبادل باكلسيم به كار مي رود. اين امر موجب كاهش ESP شده و بايد پس از آن آبشويي انجام شود تا نمكهايي كه از فعل و انفعالات مواد بهساز باخاك سديمي پديد آمده اند خارج شوند . چنانچه بهسازهاي شيميايي را به سيستم آبياري اضافه نماييم ، SAR آب آبياري نيز كاهش مي يابد . گچ متداول ترين مادة اصلاحي در خاكهاي سديمي محسوب مي شود ؛ خصوصاً

هنگامي كه آب شور باSAR بالا به منظور آبياري مورد استفاده قرار مي گيرد . كلرو كلسيم از حلاليت بالايي برخوردار بوده و هنگامي آب به منظور آبياري اضافه شود يك بهساز مناسب خواهد بود . آهك به تنهايي بهساز موثر ي براي بهبود شرايط سديمي نيست ولي چنانچه بامقدار زيادي كود آلي تركيب شود كارساز خواهد بود .گوگرد نيز مي تواند موثر باشد ، وقتي كه توسط موجودات ذره بيني خاك اكسيده و به اسيد سولفوريك تبديل شده و بدين ترتيب از حالت سكون

خارج مي گردد. مواد اصلاحي ديگر حاوي گوگرد (همچون اسيد سولفوريك ، سولفات آهن و سولفات آلومينيم ) نيز موثر مي باشند، زيرا اين مواد يا بطور طبيعي حاوي اسيد سولفوريك بوده و يا اين اسيد طي فرايندهاي اكسيداسيون ميكروبي يا هيدروليز در آنها تشكيل مي شود .

معيار انتخاب يك ماده بهساز در هر پروژه خاص بستگي به موارد ذيل دارد: كارايي نسبي آن كه باتوجه به ميزان بهبود خواص خاك و رشد محصول تعيين مي شود ، در دسترس بودن مواد مورد نظر ، هزينه هاك نسبي به كار گيري آنها ، مشكلات و نحوه كاربرد و زمان مورد نياز براي فعل و انفعال در خاك و جايگزيني موثر آنها بجاي سديم جذب شده.

تلاشهايي در زمينه به هم پيوستگي ذراتخاك و تامين تهويه عميقتر و نفوذ پذيري بهتر آب بااستفاده از روشهاي شيميايي انجام گرفته است . اضافه كردن قير رقيق شده به خاك باعث خاكدانه اي شدن موثر آن بهبود پايداري خاكدانه ها و كاهش تشكيل لاية سطحي خاك مي شود . ميزان نفوذ آب در خاكهايي كه به آنها قير افزوده شده سريعتر مي باشد .

براي بهبود ساختمان و نفوذ پذيريخاك مي توان از سالم سازهاي سولفاته استفاده نمود . هنگامي كه خاك باآب شوري كه از SAR بالايي برخوردار است آبياري مي شود ، سالم سازهاي خاك در استقرار مرحلة گياهچه اي كاربرد موثري دارند . پايداري خاكدانه هاك خاك از پراكندگي و تشكيل قشرهاي رسوبي سلة ممانعت بعمل آورده و باافزودن مقدار اندكي پولي الكتروليت آلاي به سطح خاك مي توان نفوذ پذيري آنرا حفظ نمود . هنگامي كه اينگونه مواد به آب آبياري افزوده و يا در سطح خاك پاشيده شوند مي توانند موثر باشند.

كودهاي معدني : تجمع مقدار مواد غذايي و ميزان دسترسي گياهان به آنها به چند طريق زير تحت تاثير قرار مي گيرند : تغيير فرم مواد غذايي حاضر در خاك ، از دست دادن مواد غذايي خاك به واسطه آبشويي شديد (ويا در مورد ازت از طريق دي نيتروفيكاسون ، يا رسوب در خاك ) ؛ از طريق اثرات يونهاي غير غذايي بر جذب مواد غذايي ؛و از طريق فعل و انفعالات معكوس بين نمك موجود در آب شور و كودها كه موجب كاهش راندمان استفاده از كود مي گردد.

واكنش محصول در برابر كود در شرايط شور سديمي پيچيده مي باشد ، زيرا تحت تاثير بسياري از عوامل مربوط به خاك ، گياه و محيط قرار دارد . پيش بيني فوايدي كه از كاربرد اقدامات مديريتي مربوط به خاك براي تسهيل در استفاده بي ضرر از آب شور امكان پذير نخواهد بود مگر اينكه افزودن مواد غذايي به صورت كود به خاك به اندازه كافي باشد نه بيش از اندازه . افزودن بيش از حد كود خود ميتواند موجب تغيير شوري شود چرا كه قسمت اعظم كودهاي معدني ،نمكهاي قابل حل مي باشد هنگام بهره بردار ي از آب شور براي آبياري نوع كود مورد استفاده بايد ترجيحاً اسيدي بوده و باتوجه به يونهاي منفي تمكيل كننده موجود داراي ca به جاي na باشد تعيين زمان ومكان قرار گيري كودهاي معدني حايز اهميت بوده و در صورتي كه به نحو صحيح به خاك داده نشود ممكن است منجر به ايجاد يا تشديد مشكل شوري شود

كلش و كودهاي سبز و آلي :
تلفيق مواد آلي باخاك براي خاكهايي كه باآب شور باSAR بالا آبياري شده اند و براي خاكهاي شور وسديمي دو مزيت عمده دارد كه عبارتند از :بهبود نفوذ پذيري خاك و آزاد شدن دي اكسيد كربن و برخي اسيدهاي آلي در طي تجزيه اين امر موجب كاهش PHخاك ،آزادسازي كلسيم در طي فرايند انحلال Caco3 و ديگر مواد معدني و به دنبال آن افزايش Ece و جايگزيني Naفابل تبادل باcaوmg كه ESP را كاهش مي دهد ،مي شود كشت بقولات و استفاده از كودهاي سبز موجب

بهبود ساختمان خاك مي شود كود سبز اثري مشابه باكود آلي دارد در جايي كه سطح ايستابي در عمق كمي قرار دارد ممكن است شوري در دوره آيش شديد باشد زيرا هنگامي كه فاصله سطح ايستابي تا سطح خاك ۹۰،۱۲۰و۱۸۰ سانتي متر نگه داشته شود ،ميزان تبخير از سطح خشك يك خاك لوم شني بابافت ريز به تريب ۸ ،۳ و ا ميليمتر در روز خواهد شد استفاده از كلش به منظور تبخير امكان شور شدن خاك را نيز كاهش مي دهد هنگام استفاده از آب شور در مواقعيكه انتظار مي رود غلظت نمكهاي محلول خاك در سطح آن بيشتر باشد بابهره گيري از كلش ميتوان به آبشويي نمك كمك نموده ،ESP را كاهش داده و لذا توليد محصولات مقاوم به شوري را تسهيل نمود لذا در هر زمان كه ممكن باشد بايد از كلش براي كاهش جريان بالارونده نمكهاي محلول استفاده نمود

به كارگيري موثر سيستمهاي آبرساني
سيستمهاي توزيع وآبرساني بايد از راندمان بالايي برخودار باشند تا بتوانند تامين آب را به مقدار كافي و به موقع تسهيل نموده و از ماندآبي شدن و افزايش شوري در اراضي فارياب (خصوصاً زماني كه از آبهاي شور استفاده مي شود )ممانعت به عمل آورند مقدار آب بايد به اندازه اي باشد در عين تامين نياز محصول و نياز آبشويي موجب تحميل آب اضافي برسيستمهاي زهكشي نشود آبياري در بيش از اندازه موجب بالا آمدن سطح ايستابي و افزايش نياز زهكشي شده و در اكثر پروژ ه ها ي آبياري در دنيا عامل اصلي افزايش شوري است لذا براي جلوگيري از ماندابي شدن يا شور شدن شديد اراضي فارياب بايد رابطه صحيحي بين آبياري ،آبشويي و زه كشي برقرار شود.

غالباً به دليل فقدان اطلاعات موثق و يا عدم وجود روشهاي منايب براي پيش بيني نياز آبي ،سيستمهاي توزيع و آبرساني آبياري بيش از اندازه براي طرحهاي آبياري تغيير مسير داد زيرا آبهاي شور بيش از آب باكيفيت بالا آسيب وارد خواهند نموده است (فائو ۱۹۸۴ ).

نشت شديد آب از كانالهايي كه در خاك نفوذ پذير احداث شده اند ، عامل اصلي بالا رفتن سطح ايستابي و شور شدن ثانويه در اكثر پروژه هاك آبياري است . چنين نشتي را بايد باساختن روكشي نفوذ ناپذير بر سطح كانال و يا فشرده كردن خاك به منظور كاهش نشت آب به حداقل رساند. به منظور كنترل آب و

استفاده بهينه از آن بايد تمهيداتي را براي اندازه گيري موثر جريان آب به كار گرفت . اين امر براي مشخص شدن مقدار آبي كه از نقاط بحراني سيستم آبرساني مي گذرد مهم مي باشد . متاسفانه اكثر محدودي از مقدار آب واقعي كه به داخل مزارع آنان تغيير مسير داده مي شود ، دارند . علاوه بر اين بسياري از

سيستمهاي آبرساني خود مشوق آبياري بيش از اندازه هستند ، چرا كه بدون در نظر گرفتن تغييرات فصلي نياز محصول ، آب در مدت زماني ثابت يا مقادير ثابت در اختيار آنان قرار مي گيرد . نتيجة اين كار بروز معضلات مربوط به شوري و سطح ايستابي است . سيستم توزيع بايد به نحوي طراحي و به كار گرفته شود كه آب را هنگام نياز و در مقادير معين براي نيل به راندمان بالا و كنترل شوري و استفاده از آبها ي شور در آبياري را تسهيل نمايد.

آبياري باراندمان بالا
موفقيت در كنترل شوري معمولاً به بهبود راندمان آبياري بستگي دارد . نكته مهم در به كار گيري موثر آبهاي شور و كنترل شوري فراهم نمودن مقدار كافي آب در موقع لزوم براي گياه مي باشد . يك طرح آبياري ايده آل بايد تا جايي كه امكان دارد آب به صورت پيوسته تامين نمايد ، به طوري كه رطوبت خاك در عمق ريشه بهترين محدودة بي خطر حفظ گردد. اگرچه در مورد برخي محصولات براي دستيابي به حداكثر بازده اقتصادي بايد دوره هاك تنش دقيقاً برنامه ريزي شوند .

روشهاي زراعي نيز مستلزم خشك ماندن خاك در برخي دوره ها است . لذا براي حداكثر بهره وري از آب و عملكرد خوب محصول ، خصوصاً هنگام آبياري بأى آب شور ، زمان و مقدار آبي كه در اختيار عمق ريشه قرار داده مي شود بايد به دقت كنترل شود همانطور كه گفته شد اين امر مستلزم آبرساني به مزرعه در هنگام نياز است ، كه به نوبه خود مستلزم برقراري هماهنگي نزديك بين كشاورز و مجموعة توزيع كنندة آب مي باشد. در اين زمينه نياز به وسائل اندازه گيري است تا بتوانيم ميزان آب و نمك و پتانسيلهاي موجود در خاك را اندازه گرفته و نيز ابزاري براي تعيين مقدارجريان آب (ميزان و حجم ) در سيستمهاي آبرساني در اختيار داشته باشيم .

براي كنترل شوري مي توان روش و تناوب و مقدار آب داده شده را تنظيم نمود . روشهاي اصلي آبياري عبارتند از : آبياري كرتي ، آبياري باراني ، آبياري زيرزميني ، آبياري قطره اي .

در هنگام استفاده از آب شور ، در صورتي كه زمين مسطح باشد ، براي كنترل شوري آبياري غرقابي مطلوب است . البته ممكن است مشكلات تهويه خاك و سله بندي سطحي به وجود آيد . بااستفاده از آبياري شياري مشكل تهويه و سله بندي سطحي خاك كاهش مي يابد ولي نمك بيشري در پشته ها انباشته مي شود. در صورت تجمع بيش از اندازه نمك مي توان از تناوب محصول و آبياري دوره اي توسط آبياري باراني يا غرقابي به عنوان اقدامات كنترل كنندة شوري بهره جست.