اول : مفاهيم حسابداري بهاي تمام شده
۱ – حسابداري بهاي تمام شده ( حسابداري صنعتي )
آنچه كه در كشور ما به عنوان حسابداري صنعتي خوانده مي شود حوزه اي از حسابداري است كه با اندازه گيري و ثبت و گزارش اطلاعات مربوط به اقدام بهاي تمام شده سر و كار دارد .

۲ ـ موارد كاربرد حسابداري بهاي تمام شده :
كاربرد اولية اطلاعات مربوط به بهاي تمام شده در تصميم گيري ها و ارزيابي عملكردهاي توسط مديران است كه در داخل ساختمان توسط مديران به منظور ارزيابي فعاليتهاي سازمان يا نيروي انساني و يا به عنوان مبناي براي اتخاذ تصميم بكار برده مي شود .
۳ ـ حسابداري مالي و حسابداري بهاي تمام شده :

حسابداري مالي : با تهيه آن دسته از اطلاعات سر و كار دارد كه براي استفاده كنندگان خارجي از مؤسسه نظير سرمايه گذاران و بستانكاران و تحليلگران مالي و اتحاديه هاي كارگري و علاقه مندان خارجي تهيه مي شود .

حسابداري بهاي تمام شده : با گردآوري و تحليل اطللاعاتي در مورد بهاي تمام شدة كالا و خدمات مؤسسات سر و كار دارد كه مورد استفادة مديران مؤسسه در امر برنامه ريزي ، كنترل و تصميم گيري واقع مي شود .
۴ ـ هزينه براي بهاي تمام شده :

بهاي تمام شده به معني منابع از دست رفته در برابر تحصيل كالا و خدمات مورد نياز هنگاميكه اين منابع حاصل مي شود بهاي تمام شده تبديل به هزينه مي شود و آن دسته از اقلام بهاي تمام شده كه هنوز مورد منفعت قرار نگرفته به صورت دارايي در حسابها و صورتهاي مالي نشان داده مي شود .
۵ ـ تعريف زيان و تفاوت آن با هزينه :

هزينه ها در برابر درآمدها قرار مي گيرند تا سود و زيان يك دورة مالي را مشخص سازند درآمد : قيمت كالايي است كه فروخته مي شود و يا خدمتي كه عرضه مي شود در برخي موارد كالاها و خدمات خريداري شده به قصد تحصيل انتفاعي بدون آنكه سودي از آنها حاصل شود ارزش خود را از دست
مي دهند اين گونه اقلام بهاي تمام شده اصطلاحاً تبديل به زيان شده و در صورت سود وزيان از درآمد كسر مي شوند .

۶ ـ دستمزد و انواع آن :
۲ نوع دستمزد داريم : دستمزد مستقيم ، دستمزد غير مستقيم
۱ ـ دستمزد مستقيم : آن دسته از كارگراني را كه مستقيماً در ارائه خدمات يا تبديل مواد مستقيم به كالاي ساخته شده دخالت دارند و بدون دخالت آنها توليد و ارائه خدمات امكان پذير نيست ، دستمزد اين گونه كارگران را به عنوان دستمزد مستقيم محاسبه مي كنيم . مثال : كارگران خط توليد يا مونتاژ
يك كالا .
۲ ـ دستمزد غيرمستقيم : دستمزد آن دسته افراد كه در توليد كالا و يا ارائه خدمات دخالت دارند اما بطور مستقيم حساب نمي شوند را مي نامند : مانند سه كارگران يا بازرسان .
۷ ـ مواد و انواع آن :
به طور كلي ما ۲ نوع مواد داريم :
۱ ـ مواد مستقيم : آن دسته از موادي كه در توليد كالا نقش اساسي را دارند
۲ ـ مواد غير مستقيم : آن دسته از موادي كه در توليد كالا نقش اساسي را ندارند
مثال مواد مستقيم مانند : چوب در مبلمان و يا پارچه در لباس و مواد غير مستقيم مانند : روغن جلاء دهنده در مبلمان و غيره . . .
مواد مستقيم : محتواي اصلي محصول توليد شده را تشكيل مي دهد
۸ ـ سر بار توليد : تمام اقلام بهاي تمام شده محصول به استثناي مواد مستقيم و دستمزد مستقيم اصطلاحاً سر بار مي نامند .
مهمترين اجزاي سر بار عبارتند از : مواد غير مستقيم و دستمزد غير مستقيم و هزينه هاي عمومي كارخانه نظير استهلاك ساختمان و تجهيزات كارخانه .

فصل دوم : روشهاي طبقه بندي مفاهيم بهاي تمام شده
گفتار ۱ : طبقه بندي مفاهيم بهاي تمام شده محصول براساس عوامل و عناصر تشكيل دهنده محصول
عناصر تشكيل دهندة محصول را مي توان به ۲ گروه تقسيم كرد :
۱ ـ عواملي كه مستقيماً در امر توليد نقش دارند همچون دستمزد مستقيم و مواد مستقيم و ساير اقلام كه توليد كالا مستقيماً به آنها وابسته نيست ولي استفاده از آنها اجتناب ناپذير است اين دسته را

سر بار توليد گويند كه در فصل قبل توضيح داده شد .
مثال : فرض كنيد شركتي در طول يك دورة مالي معين اقلامي از بهاي تمام شده به شرح زير صرف توليد ميز و صندلي كرده است .
مواد: ورق نئوپان ۰۰۰/۱۵۰ دستمزد: كارگران چوب بر ۰۰۰/۱۸۰
چوب ( الوار ) ۰۰۰/۱۱۰ كارگران مونتاژ قطعات ميز ۰۰۰/۱۹۰
چسب ۸۰۰ كارگران نقاش ۰۰۰/۱۷۰
پيچ وميخ ۰۰۰/۱ سرپرستان و سركارگران ۰۰۰/۲۰
سرايدار و نگهبان ۰۰۰/۱۰
جمع مواد ۸۰۰/۲۶۱ جمع دستمزد ۰۰۰/۵۷۰
ساير اقلام بهاي تمام شده :

اجارة ساختمان كارخانه : ۰۰۰/۷۰ حقوق كاركنان اداري ۰۰۰/۸۰ جمع كل ساير اقلام
آب و برق و گاز و تلفن : ۰۰۰/۲۰ استهلاك و تجهيزات كارخانه ۰۰۰/۲۱ ۰۰۰/۲۱۵
اجارة دفتر شركت : ۰۰۰/۱۶ استهلاك و تجهيزات دفتري ۰۰۰/۸
در جدول ۲۰۱ اقلام مربوط به بهاي تمام شدة شركت صنايع چوب نشان داده شده است .
مواد مستقيم دستمزدمستقيم سر بار جمع
ورق نئوپان
الوار چوب
چسب
ميخ و پيچ
چوب بر
منتاژ كار
نقاش
سركارگر
سرايدار و نگهبان
اجارة كارخانه
آب و برق كارخانه
استهلاك و تجهيزات كارخانه ۰۰۰/۱۵۰
۰۰۰/۱۱۰

۰۰۰/۱۸۰
۰۰۰/۱۹۰
۰۰۰/۱۷۰

۸۰۰
۰۰۰/۱

۰۰۰/۲۰
۰۰۰/۱۰
۰۰۰/۷۰
۰۰۰/۲۰
۰۰۰/۲۱ ۰۰۰/۱۵۰
۰۰۰/۱۱۰
۸۰۰
۰۰۰/۱
۰۰۰/۱۸۰
۰۰۰/۱۹۰
۰۰۰/۱۷۰
۰۰۰/۲۰
۰۰۰/۱۰
۰۰۰/۷۰
۰۰۰/۲۰
۰۰۰/۲۱
جمع ۰۰۰/۲۶۰ ۰۰۰/۵۴۰ ۸۰۰/۱۴۲ ۸۰۰/۹۴۲
۲ ـ طبقه بندي مفاهيم بهاي تمام شده براساس ارتباط با فرآيند توليد: به ۲ قسمت تبديل مي شود :
۱ ) بهاي تمام شدة هزينه هاي تبديل : اقلام از بهاي تمام شده اند كه براي تبديل مواد اوليه به كالاي ساخته شده به كار مي روند .
۲ ) بهاي تمام شدة هزينه هاي اولية توليد : اقلامي از بهاي تمام شده اند كه مستقيماً در امر توليد دخالت دارند .
مثال : مثلاً اقلام بهاي تمام شده در يك كارخانه به شرح زير است .

مواد مستقيم : ۰۰۰/۸۰۰ دستمزد مستقيم : ۰۰۰/۹۰۰ سر بار : ۰۰۰/۳۰۰

هزينة تبديل : ۰۰۰/۲۰۰/۱ = ۰۰۰/۳۰۰ + ۰۰۰/۹۰۰ = سر بار + دستمزد مستقيم
بهاي توليد : ۰۰۰/۷۰۰/۱ = ۰۰۰/۸۰۰ + ۰۰۰/۹۰۰ = مواد مستقيم + دستمزد مستقيم
نكته : اما بهاي تمام شدة محصول فقط { ۰۰۰/۸۰۰ + ۰۰۰/۹۰۰ + ۰۰۰/۳۰۰ } مي باشد .

۳ ـ طبقه بندي مفاهيم اقلام بهاي تمام شده در رابطه با حجم توليد :
۱ ) اقلام متغير بهاي تمام شده كه اقلامي هستند كه با افزايش حجم توليد مقدار آنها نيز افزايش
مي يابد مثلاً اگر درصورتيكه بهاي تمام شدة متغير ( هزينه هاي متغير ) مواد مستقيم براي هر واحد محصول ۱۰۰ ريال باشد هرگاه تعدادي از كالاهاي ساخته شده ۱ واحد افزايش يابد جمع بهاي متغير نيز ۱۰۰ ريال افزايش مي يابد .

۲ ) اقلام ثابت بهاي تمام شده : آن دسته از اجزاي بهاي تمام شده را تشكيل مي دهند كه جمع آنها رابطة مستقيم با حجم توليد ندارند و در محدودة معيني از توليد مقدار آنها ثابت است .
مثال : فرض كنيد بهاي اجارة يك انبار در صورتي كه حجم توليد شركت بين ۵ تا ۱۵ هزار واحد باشد مبالغي در حدود ۰۰۰/۱۵ ريال در ماه باشد اما اگر پيش بيني مي شود كه حجم توليد كمتر از ۵ هزار واحد است مي توان انبار كوچكتري با بهاي اجارة ماهانه ۰۰۰/۱۰ ريال اجاره كرد .