كليات علم اقتصاد

علم اقتصاد كه از قرن ۱۶ ميلادی در كشورهای اروپايی تكوين يافت از يك طرف در اثر

محدود بودن عوامل توليد ، رشد روزافزون جمعيت و افزايش نيازهای نا محدود و متنوع به

محصولات مختلف واز طرف ديگر در اثر پيشرفت تكنيكهای توليد وگسترش فعاليتهای

اقتصادی ، بيش ازپيش تكامل يافته است .اصولاً ارائه تعريفی از يك كار ساده ای نيست .علم

اقتصاد كه امروز دارای قلمرو بسيار وسيعی است ازاين قاعده مستثنی نيست وليكن بسياری

از اقتصاد دانان در تعريف آن به مسئله كميابی نهاده های توليد واختصاص آنها بين يك سری

فعاليتهای رقيب اشاره كرده اند (۱-ص ۱۷)

توليد بيشتر ، توزيع عادلانه تر ثروت ، به دست آوردن سطح معيشت بالاتر وتأمين زندگی

آسوده تر هدف عمومی جوامع امروز جهانند . قوایمادی ومعنوی افراد بشر ومنابع كره زمين

كه خداوند آنها را برای استفاده بشر خلق فرموده ،برای رسيدن به اهداف اقتصادی واجتماعی

واجرای برنامه های رفاهی وانسانی باحداكثر سرعت ممكن تجهيز شده اند

هدف بشر در قرن بيستم بيشتر تأمين حداكثر نتيجه در حداقل مدت ممكن است (۲- ص۱)

۱
اقتصاد كشاورزی شا خه ای از علم اقتصاد

ازآنجا كه كشاورزی تأ مين كننده ضروری ترين ما يحتاج انسان يعنی مواد غذايی است وبا

توجه به اينكه مسئله كميابی و نيازهاروز افزون به محصولات كشاورزی در اين بخش نيز

وجود دارد لذا بايستی علم اقتصاد در كشاورزی نيز بكار گرفته شود به عبارت ديگر كار

اقتصاد در اين بخش اين است عوامل توليد ، مثل زمين و آب و… را به نحو مطلوبی بين

فعاليتهای مختلف زراعی ودامی اختصاص می دهد و بنابراين می توان گفت گفت اقتصاد

كشاورزی شاخه ای از علم اقتصاد است كه از آن عوامل توليد كمياب كشاورزی بين

محصولات مختلف آن تخصيص می يابد

بخش عمده ای اقتصاد كشاورزی درباره سيستم قيمتهاست از يك طرف تعيين قيمت عوامل

قيمت توليد واز طرف ديگر تعيين قيمت محصولات مختلفی مثل گندم ، ذرت ، جو

…وگوشت و تخم مرغ و… از جمله مهمترين وظايف اقتصاد كشاورزی تلقی می گردد

اقتصاد توليدمحصولات كشاورزی

هر عاملی كه در پروسه توليد بكار گرفته می شود به نهاده يا عامل توليد موسوم است كه مهمترين آنها در فعاليتهای كشاورزی عبارتند از :

۱-زمين يا سطح زير كشت

۲- نيروی كار اعم از خانوادگی ومزدبگير

۳- سرمايه در اشكال مختلف وبويژه ماشين الات مثل تراكتور و كمباين

۴- آب

۵- بذر

۶- كود و سم
– نور خورشيد
۲

می توانيم منابع توليد را به چند دسته تقسيم كنيم

۱- منابع ثابت و متغير

۲- منابع قابل ذخيره و غير قابل ذخيره

عوامل توليد ثابت :

آن دسته از منابع است كه مقدار مصرف آن بستگی به مقدار توليد ندارد مثل زمين زراعی

وساختمانهای احداث شده جهت پرورش دام

عوامل توليد متغير

برخلاف عوامل توليد ثابت دسته ای از منابع توليد است كه با سطح توليد رابطه مستقيم دارند

يعنی هرچه عوامل توليد بيشتر باشد توليد هم بيشتر می شود . مثل بذر در جريان توليد

محصولات كشاورزی كه هرچه ميزان بذر در يك قطعه زمين بيشتر باشد توليد هم افزايش می يابد(۱- ص۳۲)

منابع توليد قابل ذخيره

بعضی از عوامل توليد وجود دارند كه می توان قسمتی از آنها را برای فصلهای كشت بعدی

ذخيره نمود . مثل سم وكود

منابع توليد غير قابل ذخبره

بعضی از عوامل توليد اگر در يك دوره معين بدون استفاده نگهداری گردد ارزش توليدی كه

می توانست از آن قسمت بدست آورد از بين می رود

تأثير تكنولوژی بر سطح توليد

تكنولوژی دانشی است كه بوسيله انسان در جهت افزايش توليد بكار می رود . تبلور

تكنولوژی بذر اصلاح شده ، سموم برای آفات ، كود شيميايی ، ماشين آلات كشاورزی و

۳

شيوه های بهتر شخم و آبياری و مانند آن است . هدف از به كار بردن آن ، بدست آوردن

محصول بيشتر از مقدار معين زمين ،كار وسرمايه است .

البته تكنولوی مسائلی چون پايين آمدن قيمت محصول كشاورزی ويا بيكاری نيز ممكن است

ايجاد كند ، به موازات بكاربردن يك تكنيك جديد هزينه توليد كاهش يافته ومقدار محصول

بيشتر وبا كيفيتی بهتر توليد می شود اگر تغييردر تقاضا روی ندهد قيمت محصول كاهش

خواهد يافت بدين گونه بخشی از فوايد تكنولوژی از طريق كاهش قيمت ويا افزايش كيفيت

محصول عايد مصرف كننده می شود .(۲- ص ۱۳۶- ۱۲۸)

به طوركلي كاربرد تكنولوژي مناسب دركليه فعاليتها ازجمله فعاليتهای كشاورزی می تواند

باعث افزايش كارايی اقتصادی شود كاربرد تكنولوژی توليد به گونه ای بيشتر می كند كه

بااستفاده ازهرسطح معين از عوامل توليد محصول بيشتری بد ست آيد وهمچنين توليد با

سطح كمتری از عوامل توليد يا نهاده مقدار مشخصی محصول بد ست آيد (۱- ص۵۰-۴۹)

تكنولوژی جديد سبب افزايش بهره ورِ زمين می شود پيشرفت تكنولوژی در كشاورزی سبب

شده كه خاك بعنوان يك ماده حياتی به نحوی در جهت ارضاء نياز های غذايی نسل كنونی

مورد بهره برداری قرارمی گيرد ودر عين حال ،منافع نسلهای آينده نيز در نظر گرفته شود
(۲- ص ۱۳۷)

تنوع وتخصص در كشت

با توجه به اينكه بخش كشاورزی در محيط متغير اقتصادی وجوی قرار دارد مدير كشاورزِ

بايد به تخصص در كشت وتنوع در محصولات توجه نمايد . تخصص در كشت زمانی

مطرح می شود كه يك يا دو محصول اصلی در مزرعه كاشته شود ولی تنوع در كشت

زمانی است كه چندين محصول اصلی در مزرعه كاشته شود

تخصص در كشاورزی همراه با پذيرش ريسك است بويژه آنكه شرايط بازار نامطمئن است
۴

از سوی ديگر تنوع در كشت دارای يك سری مزايا ومعايبی است . اغلب اين اظهار نظر

رابايد درنظرگرفت كه بسياری از روستاها اشتغال به جزء در امر كشاورزی وجودندارند

وهمچنين مسئله بيكاری پنهان وفعلی نيز وجوددارد به همين دليل وپرهيز از مسئله ريسك

،زارعين به تنوع در كشت اقدام می نمايند .

بطور خلاصه دلايل انتخاب تنوع در كشت محصولات كشاورزی عبارتست از:

۱- كاهش يا اجتناب از ريسك

۲- بكارگيری هرچه بيشتر عوامل توليد در مزرعه بخصوص نيروی كار موجود در سالهاِ

اخير گرايش زارعين به سوی تخصص در كشت وهمراه با آن به سوی تنوع در منابع كسب

در آمد بوده است به بيان ديگر با استفاده از تكنولوژی بهتر وكاراتر به كشت محصولات

خاصی روی آورده ، منابع آزاد شده توليد رادر امور غير زراعی بكار می روبرند در واقع

به راه های كسب درآمد بيشتری دست می يابند در ارتباط با مسئله تخصص وتنوع در كشت

اصل مزيت نسبی مطرح می شود كه با استفاده از اين اصل مسئله فوق بيشتر توضيح داده

می شود

كشاورزی پايدار

هنوز قشر عظيمی از مردم جهان بويژه در كشورهای در حال توسعه از فقر وگرسنگی رنج

می برند از اين رو تأ كيد دولتها وسازمانهای بين المللی روی توسعه پايدار وكشاورزی

پايدار است توسعه پايدار به زبان ساده توسعه ای است كه در طول زمان ادامه داشته باشد

ونه تنها نيازهای نسل حاضر بلكه خواسته های نسل های بعدی رانيز در نظر داشته باشد از

آنجا كه بخش كشاورزی بعنوان يكی از اساسی ترين بخشهای اقتصادی بسياری از

كشورهاست وبدليل نقش حياتی اين بخش در زندگی انسانها پايداری كشاورزی از جايگاه
ويژهای در توسعه پايدار برخوردار است وضع موجود منابع كشاورزی وتخريب منابع آن
۵

كه دراثر رشد روز افزون جمعيت وبكارگی تكنولوزيهای مدرن دراين بخش حاصل شده

حاكی از ميزان اهميت توسعه پايدار دراين بخش است (۱-ص۲۷۸)

كاربرد بهينه عوامل طبيعی توليد، مثل آب وخاك كه از ديرباز مورد توجه اقتصاددانان

كشاورزی بوده بايستی با در نظر گرفتن منافع همه نسلها صورت گيرد (۱- ص ۲۷۹)

ازانواع مطلوب سيستمهای توليدی وتكنولوژی مناسب باشرايط محيطی همچنين نوع ومقدار

سموم وكودهای شيميايی بنحوی كه به شرايط طبيعی آسيبی نرساند ازاهم موضوعات است

هرچند كه استفاده از چنين تكنولوژی اینيز قادر به تأمين مواد غذایی تمام مردم نخواهند بود (۱-ص ۲۸۰)

شاخص های پايداری

در صورتيكه هدف دستيابی به كشاورزی پايدار باشد بايد شاخص هايی در دست باشد كه

براساس آنها بتوان ميزان ميزان دستيابی رااندازه گيری نمود اين شاخص عبارت

استازمعياری برای اندازه گيری جنبه های خاصی از استفاده از محيط زيست ياجامعه است

نقش شاخص در واقع قابل فهم كردن سيستمهای پيچيده است (۱- ص ۲۸۱)

بااستفاده از شاخص های كشاورزی پايدار بايستی نحوه قابل زيست بودن فعاليتها كشاورزی

، سطح رفاه زارعين ومصرف كنندگانوهمچنين رفاه حيوانات اندازه گيری شود

درمجموع اين شاخص ها در بر گيرنده سه مقوله است كه عبارتند از :

۱- نهاده ها : شامل زمين وساير عوامل توليد ، تكنولوژی مزرعه وامور مديريتی

۲- ستاده ها : تأ ثيرمحصولات كشاورزی برروی كيفيت محيطی آب وخاك ، آب وهوا وساير عوامل محيطی

۳- سياستها : سياستهای كشاورزی ومحيطی كه ممكن است با اثر گذاشتن روی فعاليتهای

۴- كشاورزی نهايتاً محيط زيست راتحت تأ ثير قرار دهند

۶
تقاضا

رابطه بين قيمت يك كالا اعم از نهاده يا محصول ومقادير تقاضاشده از آن كالا تحت عنوان

قانون تقاضا ايد می شود گرچه بجز قيمت محصول مورد نظر عوامل ديگری نيز بر

تقاضای محصول موثرند ولِی اقتصادانان قيمت محصول رامهمترين عامل مؤثر می دانند

قانون تقاضا بيان می كند كه بين قيمت ومقدار تقاضاشده يك رابطه معكوس وجود دارد .

اگر قيمت يك كالا افزايش يابد مقدار تقاضاشده كاهش خواهد يافت وبالعكس (۱-ص۱۷۹)

بطور كلی قانون تقاضا برمبنای دو واقعيت استوار شده :

۱- وقتی قيمت يك كالا افزايش می يابد مقدار تقاضا شده ازآن كاهش می يابد كه اين

كاهش تحت تأثير دو اثر متفاوت كه در اقتصاد به نام های «اثر درامدی »

۲- و«اثرجانشينی » موسومند ، است

۳- وديگری كه قانون تقاضا راتحت تأثير قرار می دهد قانونی به نام « نزولی بودن مطلوبيت نهايی » است (۱- ص ۱۸۰)

اثر جانشينی :

وقتی قيمت يك محصول افزايش می يابد كالای ديگری را مصرف كننده جانشين اين محصول

می كند كه به آن در اقتصاد « اثر مارشال » می گويند گر چه مهمترين عامل درتابع ،تقاضا

قيمت محصول مورد نظر است ولی عوامل ديگری نيز وجود دارند كه تقاضا راتحت تأثير

خود قرار می دهند كه مهمترين اين عوامل۱-سليقه مصرف كننده ۲- تعداد مصرف كنندگان

۱- درآمد نقدی ۴- قيمت سايركالاها ۵- انتظار مصرف كننده از سطح قيمت محصول ونيز درآمدش در آينده (۱-ص۱۹۰-۱۸۹)

در تقاضا به خواست مصرف كننده وهم به مقدار محصولی كه فرد می خرد وهم قيمت

آن توجه می شود . در مورد تقاضا هر قدر سطح قيمت كالا پايين باشد مقدار تقاضای

مصرف كننده به همان اندازه بالا خواهد بود (۲ – ص ۲۷)
۷

كشش«حساسيت » تقاضا :

حساسيت تقاضا عبارت از در صد تغيير درمقدار تقاضاشده از يك محصول در اثر

درصد تغيير معينی درقيمت همان محصول است البته سايرشرايط ثابت فرض می شود (۱- ص ۲۱۶-۲۱۵)

همچنين درقيمت می توان گفت نسبت عكس العمل ياتغييرات مقدار تقاضا به تغييرات

سطح قيمت (۲- ص۳۱)

تقاضای غيرحساس «كشش ناپذير» : اگر در صدكاهش در قيمت محصول همراه

بادرصد افزايش كمتری در مقدار تقاضا شده از همان محصول باشد بنحوی كه درآمد كل

كاهش يابد در اين صورت تقاضا راكشش نا پذير گويند (۱- ص ۲۱۶-۲۱۵)

كشش نا پذيری مطلق : يعنی تقاضا نسبت به تغييرات قيمت حساسيتی نشان ندهد
(۲- ص۲۶)

عوامل موثر بركشش تقاضا

۱- هر چه كالايی دارای جانشين های بيشتری باشد حساسيت تقاضای آن بيشتر خواهد

بود به عبارت ديگر اگرزارعين سعی نمايند قيمت بالاتری راپيشنهاد دهند خريدارن

به طرف كالاهای فروشندگان ديگر می روند

۲- حساسيت قيمتی تقاضا برای برای محصولات كشاورزی درسطح خرده فروشی بزرگتر

از سطح مزرعه است اين امر عمدتاً به خاطر تفاوت در قيمت های نسبی بين دو بازار

يابه عبارت ديگر به دليل ارزش افزوده به محصول بين دو بازار است

۳- هر چه كالا يا خدمتی سهم كمتری از بودجه خانواده را به خود اختصاص می دهد

تقاضا برای آن نيز دارای حساسيت كمتری خواهد بود ، مثل نمك

۴- تقاضا برای كالاهای ضروری نسبت به كالاهای لوكس كشش پذير است
(۱- ص۲۲۴)
۸

با استفاده ازنمودار ذيل كشش تقاضا در هر نقطه به دو عامل بستگی دارد

۱- عكس شيب منحنی تقاضا در آن نقطه ۲- موقعيت نقطه انتخاب شده برروی

منحنی مربوط

۱- رابطه شيب منحنی تقاضا با كشش آن :

كشش تقاضا رابطه عكس با شيب منحنی تقاضا دارد وبر طبق اين اصل شيب منحنی

های تقاضا برای محصولات كشش پذير ملايمتر از محصولات كشش نا پذير است

والبته اين زمانی صادق است كه واحدهای انتخاب شده بر روی محورهای منحنی تقاضا

كه باهم مقايسه می شوند يكسان باشد

الف) اگر منحنی تقاضا برای محصول كاملاً كشش پذير باشد در اين صورت منحنی موازی

محور های افقی است

مثلا تقاضا برای چوب را در نظر می گيريم

 اگر قيمت چوب زياد باشد از آن فقط در ساختن اشياء تجملی مثل منبت كاری و …
استفاده می شود

اگر قيمت چوب اندكی پايين بيايد از آن علاوه بر اشياء قيمتی در ساختن مبل و
صندلِی وميز تحرير استفاده می شود

 اگر قيمت آن باز هم پايين بيايد در ساختن اشياء عادی مثل درب وپنجره استفاده
ميشود
۹

 اگر باز هم قيمت چوب تنزل پيدا كند از آن به عنوان هيزم استفاده می گردد

در نتيجه منحنی تقاضا برای محصول (چوب)دارای شيب ملايمی خواهد بود

ب) اگر تقاضا برای محصول مطلقاً كشش ناپذير عمود بر آن خواهد بود

مثلاً تقاضا برای ترياك رادرنظر بگيريد ترياك فقط يك مصرف دارد ودر نتيجه منحنی تقاضا

برای محصول (ترياك) دارای شيب كاملاً عمود بر محور افقی است (۳- ص۲۹- پ۱و۲ )

۲- رابطه موقعيت نقطه انتخاب شده برروی منحنی تقاضا باكشش آن :

كشش تقاضا باموقعيت نقطه انتخاب شده برروی منحنی رابطه مستقيم دارد

مثال: اگر فرض كنيم واسطه ها نسبت ثابتی به قيمت محصولات می افزايد منحنی تقاضا برای

محصول در مزرعه ومغازه موازی هم هستند ولی منحنی تقاضا در مزرعه پايين تر است

در نمودار فوق منحنی آن تقاضا برای سيب زمينی در خرده فروشی (مغازه) ومزرعه را

مشاهده می كنيم وبرای محاسبه كشش تقاضا از فرمول زير استفاده می كنيم
(۳-ص- ۲۹-پ آخر )

۱۰

همان طور كه می بينيم هر چند شيب دو منحنی يكی است ولی چون متوسط قيمت سيب

زمينی در مزرعه ۶ريال ودر مغازه۱۶ريال است درنتيجه تقاضا در مغازه كشش پذيرتر

از مزرعه است

 نسبت متوسط قيمت در مزرعه به متوسط قيمت در مغازه برابر با:

نسبت كشش تقاضا ی آنها هم برابر با:

واضح است كه نسبت می تواند به دليل تغييرتقاضا برروی يك منحنی و به دليل تغيير

موقعيت فرد منحنی تقاضا تغيير نمايد كه اين موضوع با مثال بالا روشن شد

(۳- ص۳۱-۳۰)

محاسبه كشش تقاضا

محاسبه كشش تقاضا به دو صورت انجام می شود

۱- كشش كمانی Arc Eiasticit 2- كشش نقطه ای point Eiasticity
1- كشش كمانی : منحنی BوA از رابطه زير بدست می آيد

۱۱
اين فرمول به Allenنسبت داده می شود

E: كشش تقاضا
: مقاديرمحصول در دو نقطه AوB
: قيمت های محصول در دو نقطه AوB
:اختلاف قيمت محصول
:اختلاف مقدار تقاضا شده

كشش كمانی رابطه فوق محاسبه می شود كه مجموع قيمت ها به مجموع مقادير ونسبت مقادير

به اختلاف قيمت ها در دونقطه تقليل يافته (۳-ص ۲۶)

۳- كشش نقطه ای : فرمول كشش نقطه ای بين دو نقطه كه فاصله بين آنها كم است به

طوريكه P وqبه طرف dq / dp ميل كند به صورت ذيل است

كشش تقاضا منفی است چرا كه قيمت ها و مقادير تقاضا شده از دو محصول در دو جهت

مخالف هم تغيير می كنند ليكن در نوشتن علامت منفی حذف می شود

برای اثبات رابطه فوق از صورت ومخرج مشتق وانتگرال می گيريم ( ۳- ص ۲۷)