كمروئي

كمروئي چيست؟
نظرات ارائه شده از ديدگاه دانشمندان
انواع حالات انزواطلبي
ملاك هاي تشخيصي مشكل اختلال كمروئي و گوشه گيري

شيوه كمروئي
عوارض كمروئي از ديدگاه زيميادرو
ميزان كمروئي

علل كمروئي
مقابله با كمروئي و راههاي درمان آن
موثرترين روش هاي كاربردي درمان كمروئي از ديدگاه غلامعلي افروز
توصيه هاي لازم
توصيه ها و پيشنهادات لازم ديگر
اقدامات خارج از ايران

مقدمه
« خداوند متعال وقتي انسان را آفريد از نظر جسمي تجهيزاتي مانند چشم و گوش و زبان را در او قرار داد تا در پرتو اين تجهيزات طبيعي راه را از چاه تشخيص داده ، از انحراف و سقوط محفوظ بماند. بموازات اين حواس ظاهري روحيات بسيار ارزنده اي همانند عفت و حيا و غيره به او ارزاني داشت تا با برخورداري از اين منابع دروني در برابر هوي هاي نفساني ايستادگي نمايد.

انسانها همانطور كه با چشم ظاهر قادر بديدن هستند با چراغ عقل و برخورداري از روحياتي همانند حيا و عفت از پليدي ها و اعمال زشت دوري مي گزينند.
امام جعفرصادق عليه السلام فرمود: الحياء من الايمان و الايمان في الجنه حياء و شرم بخشي از ايمان است و ايمان جايگاهش بهشت برين است.

رسول خدا فرمود : حياء بر دو گونه است: قال رسول الله (ص) الحياء حيا ان حيا عقل و حيا حمق فحياء العقل هوالعلم و حيا الحمق هوالجهل . يعني حيا بر دو نوع است او حيا و شرم راستين و معقول ، چنانچه انسانها بر اساس فطرت بايد از اعمال زشت و ناروا ابراز تنفر كرده از انجام آن خودداري بورزند، چنين حيائي را حياء عقل گويند.
نوع ديگر از حياء وجود دارد كه مي توان آن را جزء روحيات منفي انسان بحساب آورد مثل اينكه چيزي را نداند و از سوال كردن از ديگران دچار شرم گردد و بعبارت ديگري چنين شخصي دچار كمروئي است و اين روحيه علاوه بر اينكه مطلوب و سودمند نيست بلكه زيان آور نيز مي باشد و آدمي را از استكمال و پيشرفت باز مي دارد.

امام جعفرصادق عليه السلام فرمودند:
« من رق وجهه رق علمه. هر كه از سوال كردن دچار شرم و خجلت گردد از كسب علوم محروم مانده نمي تواند به ذخاير علمي دست يابد»
كمروئي چيست؟
كمرويي يك توجه غيرعادي و مضطربانه خويشتن در يك موقعيت اجتماعي است كه در نتيجه آن فرد دچار نوعي تنش رواني- عضلاني شده ، شرايط عاطفي و شناختي اش متاثر مي گردد و زمينه بروز رفتارهاي خام و ناسنجيده و واكنشهاي نامناسب در وي فراهم مي شود. به ديگر سخن پديده كمروئي به يك مشكل رواني – اجتماعي و آزاردهنده شخصي مربوط مي شود كه همواره به صورت يك ناتواني يا معلوليت اجتماعي مي گردد. به كلام ساده، كمروئي يعني«خود توجهي» فوق العاده و ترس از مواجه شدن با ديگران. زيرا كمروئي نوعي ترس و اضطراب اجتماعي است كه در آن فرد از مواجه شدن با افراد نا آشنا و ارتباطات اجتماعي گريز دارد.

بنابراين :
۱- كمرويي روبه رو شدن با افراد جديد را براي فرد نگران كننده و دشوار جلوه مي كند.
۲- كمرويي وارد شدن به اماكن جديد و كسب و كار و تجارت تازه را براي فرد سخت مي نمايد.
۳- «كمرويي مخفي شدن از انظار و احساس عجز در عين توانمندي را سبب مي شود. بايد توجه داشت كه احساس كمرويي افراد هميشه در برابر انسانها متبلور مي شود و نه حيوانات، اشياء و موقعيت هاي طبيعي و جغرافيايي»

« كمرويي يا خجالتي بود هميشه با يك درماندگي همراه است و در جوار واژه هاي زندگي اجتماعي، خانوادگي ، حرفه اي قرار مي گيرد. اين امر كاملاً قابل فهم است، چرا كه يك شخص خجالتي در وفق دادن خود با شرايطي كه براي او خطرناك به نظر مي رسد، ناتوان است»
نظرات ارائه شده از ديدگاه دانشمندان اسلام و انديشمندان غرب در مورد كمرويي:
۱- از نظر حميدالشمس العمالي: « كمرويي معادل ترس از قضاوت ديگران نسبت به خود است به نظر نامبرده علل كمرويي عبارتند از : عيبجويي، تمسخر ، تحقير، داشتن نقص عضو، بي بهره بودن از زيبايي»
۲- از نظر حسين آزاد: « برخلاف واكنش دلواپسي بيش از اندازه كه كودك براي برقراري احترام خود از را خويش خارج مي شود تا كار ديگران را انجام دهد، در واكنش كناره گيري( خجالت و كمرويي) شخص از طريق جدا ساختن خود از تماسهاي اجتماعي به اين مقصود نائل مي آيد»
۳- ايرج پورباقر : « به نظر ايشان علل كمروئي عبارتند از : كمبود محبت، تنبيهات بي مورد والدين و ضربه هاي رواني در دوره كودكي»
۴- از نظر آندره هوزه كمرويي عبارتند از : « رنج بردن از احساس زيردستي و احساس ناتواني براي زندگي و دفاع از خويش، رنج بردن از كمرويي والدين و عدم رسيدگي به وضع اطفال خود، ترس از بيماريها و حوادث و بازيهاي خشن، جاه طلبي و خودپسندي والدين، مهلت ندادن به كودك جهت ابراز وجود و نيز منع والدين از شركت در كارهاي گروهي و بازهاي گروهي با همسالان و همكلاسهاي خود است.»
۵- نظر پروفسور آلن.ا.راس: « اختلال رفتار كمرويي، گوشه گيري در كودكان با نشانه هاي زير همراه است: از نظر وي اينگونه كودكان در موقعيتهاي متعدد از ارتباط اجتماعي پرهيز مي كنند و دوستاني محدود و علايقي محدود دارند. كودكان منزوي در مقابل انتقاد بسيار حساس بوده و در مقابل شكست به آساني روحيه خود را مي بازند بسيار غصه مي خورند فاقد شور و علاقه هستند و در مقابل وظايف مختلف عكس العمل و برداشتي كاملاً غمگين و بي حال دارند.»
۶- از نظر فريد: قسمت اعظم كمرويي و خجالت بستگي دارد به كشمكشهاي سختي كه در خصوص اميال جنسي و كنجكاوي شهوي در كودكي گريبانگير آدمي شده است. اينان در كودكي مجبور به احتياط و خودداري و سر نگهداري بوده اند كه در بزرگي خجالت زنده و كمرو مي شوند.»
انواع حالات انزوا طلبي و كمرويي

۱- « كناره گيري اجتماعي : اين گروه از افراد، كساني هستند كه در سازگاري اجتماعي دچار شكست شده و از مصاحبت با مردم خودداري مي نمايند و سرگرميهاي فردي را به شركت بر امور اجتماعي مقدم مي دارند. اغلب اوقات تنها با اعضاي خانواده خود و همسالان آشناي خود بازي مي كنند. اغلب آرام و بي سر و صدا هستند ولكن گاهي عكس العمل آنها به صورت حمله و تعارض ظاهر مي شود. از ديگران دوري مي نمايند شرم و خجالت آنها ممكن است موجب عدم توانايي در كسب برخي مهارتها شود .

۲- لالي انتخابي: حالت كلي و اساس اين اختلاف كناره جويي دائم از صحبتها، تقريباً در تمام موقعيتهاي اجتماعي مي باشد، عليرغم توانايي در درك صحبت محاوره اي و صحبت كردن اين كودكان ممكن است به وسيله تكان دادن سر و بعضي موارد توسط نطق و اداي جملات تك سيلابي و كوتاه ارتباط برقرار كند. كودكان و نوجوانان مبتلا به اين اختلال عموماً مهارتهاي زباني عادي را دارند اگرچه بعضي از آنها رشد توام با تاخير و اختلالاتي در تلفظ دارند. اما به هر حال امتناع از صحبت ناشي از عدم كفايت در تكلم و زبان و اختلال ذهني ديگر نيست. اين افراد به طور معمول داراي حالات رفتاري از قبيل خجالت مفرط، انزوا و كناره گيري اجتماعي و اتكاء و چسبيدن به مادر، امتناع از رفتن به مدرسه، رفتاري اجباري گونه مثل وسواس و منفي گرايي و بالاخره اوقات تلخي با خشم هستند و اين اختلال معمولاً در مدرسه بيشتر آشكار شده و در نتيجه آسيبهاي تحصيلي و اجتماعي براي كودك ايجاد مي كند.
۳- اختلال اجتماعي دوري گزيني: ويژگي اصلي اين اختلال وجود اضطراب و آشفتگي است اين افراد ممكن است به مواظبت كنندگانش بچسبند و با آنها نجوا كنند. آنها هنگامي كه مواجه با اندكي درخواست براي ارتباط با افراد ديگر مي گردند گريان و مضطرب مي شوند گرچه هيچگونه آسيب و ضايعه اي در مهارتهاي ارتباطي وجود ندارد ، لكن اينگونه كودكان ممكن است به عنوان كودكان بدون كلام ( بي زبان ) يا حتي بعنوان افراد گنگ بنظر آيند.
۴- اوتيسم: اين افراد كساني هستند كه فاقد توانايي در برقراري ارتباط با افراد ديگر و حتي در رختخواب يا گهواره هستند. اين كودكان چون از كنشهاي متقابل اجتماعي اجتناب مي كنند به سرعت از نظر رشد عقب مي افتند. كودك بيش از بدست آوردن قدرت تكلم داراي نارساييهايي در ارتباط كلامي يا زباني نشان مي دهد. نيمي از كودكان هرگز سخن گفتن را نمي آموزند و كودك در تكلم خود حالت انعكاس صدا دارد و در كودكان سنين بالاتر عدم تكلم شايع است»
ملاك هاي تشخيص مشكل اختلال كمرويي و گوشه گيري
۱- « با صداي زير و آرام صبحت مي كند به طوريكه اطرافيان به سختي صداي او را مي شنوند.
۲- وقتي از او سوال شود چشمان خود را به طرف ديگر مي اندازد.
۳- از پاسخ به سوالات اجتناب مي كند مثلاً حاضر نيست در جلوي شاگردان به صورت شفاهي درس جواب دهد.
۴- بيشتر اوقات در منزل و مدرسه تنها بودن را به جمع ترجيح مي دهد.
۵- در هنگام صحبت كردن بي حال است.
۶- در حياط و كلاس مدرسه غالباً ساكت است.
۷- حاصر به صحبت داوطلبانه در كلاس نيست.
۸- به اطرافيان و دوستان وابستگي ندارد.

۹- بيشتر اوقات در آخر كلاس مي نشيند و در افكار خود غرق مي شود.
۱۰- با كوچكترين انتقاد از ادامه كار دلسرد مي شود.
۱۱- مدت توجه او به يك موضوع كوتاه است.
۱۲- از در گوشي حرف زدن اطرافيان ناراحت مي شود.
۱۳- در منزل و مدرسه دوستي ندارد و يا يت دوست است.
۱۴- حاضر به رقابت با ديگران نيست.

۱۵- كساني كه به نحوي از او پشتيباني كنند مورد توجه او قرار مي گيرند.
۱۶- خود را مرجع همه انتقادها مي داند.»
شيوع كمرويي
« بحث درباره شيوع كمرويي با توجه به تعريف پديده كمرويي از ديدگاه و نگرش متفاوت جوامع مختلف كار ساده اي نمي تواند باشد اما مي توان گفت كه پديده كمرويي فوق العاده فراگير است و درصد قابل توجهي از كودكان ، نوجوانان جوانان و بزرگسالان هرجامعه دچار كمرويي و چنين ناتواني ها و معلوليت هاي اجتماعي هستند.
كمرويي در نزد كودكان و نوجوانان به مراتب بيشتر از بزرگسالان است. بسياري از افرادي كه در واقع بر اساس تعاريف ارائه شده، كمرو تلقي مي‌شوند به گونه‌اي خود را پنهان مي‌دارند و بخصوص سعي مي‌كنند تا در برابر كودكان و افراد همسال خويش كمتر كمرويي نشان دهند.
در هر حال فراواني ظهور رفتار كمرويي در موقعيت‌هاي مختلف خانوادگي، فاميلي، شغلي و تحصيلي، اجتماعي و سياسي و … كاملاً متفاوت است. به طور كلي حداقل پديدار شدن كمرويي هنگامي است كه فرد كمرو با مخاطبان آشنا ئ صميمي و خردسال در كانوني همچون خانواده سرو كار دارد. و حداكثر تبلور يا تظاهر كمرويي زماني است كه فرد كمرو در يك موقعيت و شرايط تازه با حضور جمع قابل توجهي از افراد غريبه و متنفذ و مقتدر، ملزم به صحبت كردن و توضيح و گفت و شنود صريح مي‌شود.
بررسيهاي انجام شده حاكي از آن است كه تمامي افراد كمرو در همه موقعيت‌ها و شرايط اجتماعي يكسان، واكنش و رفتار مشابهي از خود نشان نمي‌دهند و ميزان درجات احساس كمرويي ايشان كاملاً متفاوت است.
در اين جا به طور اختصار چكيده‌اي از مطالعات انجام شده در مورد ميزان فراواني كمرويي افراد در موقعيت‌ها و شرايط مختلف ارائه مي‌گردد.

درصد فراواني كمرويي افراد در موقعيت‌ها و شرايط مختلف
موقعيت‌هاي مختلف درصد فراواني
۱- حضور در جمع بزرگي از افراد غريبهو مقتدر و ملزم بودن به صحبت كردن و پاسخ دادن به سوالات جمع ۷۵
۲- حضور در جمع بزرگي از افراد غريبه ۷۰
۳- حضور در موقعيتي كه فرد مورد ارزيابي و قضاوت ديگران واقع مي‌شود ۵۳
۴- حضور در جمع‌هاي كوچكي كه فرد مورد توجه ديگران است ۵۲
۵- حضور درجمع گروههاي اجتماعي كوچك ۴۸
۶- حضور در جمع نزديكان و دوستان صميمي كمتر از ۱۰

۷- حضور در خانواده و محشور شدن با مخاطبان خردسال آشنا و صميمي فوق العاده اندك »

عوارض كمرويي از ديدگاه زيمباردو
فليپ ج – زيمباردو (۱۹۸۲) سرشناس ترين پژوهشگر اين زمينه عوارض كمروئي را به شرح زير بيان مي‌كند ك
۱- مشكلات اجتماعي : فرد كمرو در ملاقات با مردم، در برقراري روابط دوستانه و در لذت بردن از فعاليت‌هاي خود دچار اشكال مي‌شود.
۲- بي جراتي : كمرو نمي‌تواند به راحتي عقايد خود را بيان نمايد و از ارزش‌هاي مورد قبولش دفاع كند.
۳- عواطف ناخوشايند : معمولاً كمرويي همراه با احساس افسردگي، گوشه گيري و تنهايي است.
۴- ايجاد محدوديت در ارزيابي‌هاي مثبت : او با آنكه داراي توانائيها و ويژگيهاي مثبت است اما كمروئيش مانع مي‌شود كه ديگران ارزيابيهاي مثبتي از خصوصيات او داشته باشند.

۵- ارزيابي منفي ديگران : نه تنها نكات مثبت او به چشم نمي‌خورد بلك به خاطر پرهيز از برخورد گرم با ديگران باعث مي‌شود كه بطور غير واقعي از او تصوير غلطي در ذهنها شكل بگيرد، براي مثال ممكن است او را فردي سرد و كم عاطفه، خود خواه، جاه طلب، بي حوصله، خسته و ضعيف … به حساب آورند.
۶- اشكال در تفكر : خجالتي بودن آدم كمرو، باعث مي‌شود كه در حضور ديگران انديشه‌هاي فرد دچار ابهام و تيرگي و در نتيجه نتواند ارتباطهاي مؤثري برقرار كند.
۷- اشتغال ذهني : فرد كمرو اشتغال ذهني زيادي به خود و واكنش‌هاي ديگران دارد. اين اشتغال ذهني او را نگران، مغموم و در خود فرو رفته مي‌سازد.

ميزان كمرويي
ميزان كمرويي با فراواني و شدت وقوع رفتارهاي خجالتي ارزيابي مي‌شوند.
– فرد از چه موقع خجالتي است /
– چه مدت از رفتارهاي خجالتي مي‌گذرد؟
– پاسخهاي هيجاني او چگونه و چقدر است ؟
– اين رفتار باعث چه مشكلاتي براي او شده است ؟

علل كمرويي
۱- عوامل فردي :
«الف) علل فيزيولوژيك و نواقص جسماني، فردي كه از ظاهر جسماني خود نگران مي‌باشد و يا از نقص جسماني برخوردار است ممكن است دائم فكر كند كه مورد توجه ديگران نيست. يا زير نگاههاي تمسخر آميز ديگران است. در نتيجه اين امر مي‌تواند سبب پيدايش كمرويي و مردم گريزي در فرد گردد. عواملي همچون بستري در بيمارستان به مدت طولاني، معلوليت جسمي، بيماريهاي عفوني مانند مننژيت و ساير بيماريهاي جسمي مي‌تواند موجب بروز كمرويي و انزوا طلبي گردد. همچنين عقب ماندگي ذهني و اختلالات تكلم رفتار فرد را به سوي انزوا طلبي سوق مي‌دهد ».

ب ) ترس : «از آنجا كه فرد كمرو غالباً مي‌ترسد كه با ديگران به ويژه مخاطب‌هاي ناآشنا، تازه واردها و غريبه‌ها صحبت كند، بالطبع ديگران نيز با او كمتر سخن مي‌گويند. ارتباط موثر كلامي، تعامل بين فردي امري است متقابل و مستلزم علاقه، تمايل و انگيزه طرفين. به قول معروف : تا كه از جانب معشوق نباشد كششي – كوشش عاشق بيچاره به جايي نرسد بنابراين قلت ارتباط كلامي موجب مي‌شود كه كودك، نوجوانان يا فرد بزرگسال كمرو دچار خود محصوري شود و از زندگي فعال خوشايند اجتماعي محروم ماند. »

ج ) اضطراب : «اضطراب از نظر روانشناسي و روان پزشكي يعني ناآرامي، هراس ناخوشايند و فراگير با احساس خطر قريب الوقوع كه منبع آن قابل شناختن نيست. »
«هنگامي كه اضطراب بر وجود فرد مستولي شود. اعتماد به نفس كاهش مي‌يابد، قدرت نگرش واقع بينانه و برقراري ارتباط متقابل با ديگران به حداقل مي‌رسد و احساس تنش يا ناتواني در تنش زدايي، ناآرامي و بيقراري گريز از ارتباطات معمول اجتماعي و دل مشغول‌هاي مفرط، شخصيت فرد را فرا مي‌گيرد. »

د) ضعف در اعتماد به نفس و احساس خود ارزشمندي : «پديدة كمرويي كه امروز به عنوان يك معلوليت اجتماعي مطرح است رابطه مستقيمي با چگونگي نگرش فرد نسبت به خود احساس خود ارزشمندي وي دارد. »
۲- عوامل خانوادگي :
«فقدان پدر يا مادر، بيماري جسمي و رواني اعضاي اصلي خانواده (خصوصا پدران) ناكامي ارضاي تغذيه‌اي در دوره شيرخوارگي و طفوليت، كيفيت نامناسب از شير گرفتن، ترتيب تولد فرزندان (تك فرزندها، و فرزندان اول خانواده) ناراحتي‌هاي جسمي روحي قبل از تولد (دوران بارداري) بي توجهي خانواده نسبت به تغييرات مهم رشد (خصوصاً دوران بلوغ)

در بررسي علل كمرويي به طورمشخص مي‌بايست به شرايط و عوامل خانوادگي، ويژگيهاي شخصي و شخصيتي، نظام باورها و رفتارهاي فردي، موقعيتهاي رواني آن اشاره كرد. زماني كه الگوهاي بزرگسال مثل والدين، خودشان عموماً مضطرب بوده، از مهارت برقراري روابط عاطفي – اجتماعي مطلوب و خوشايند با ديگران، به ويژه با فرزندان خود بي بهره باشند، بدون شك طبيعي است كه فرزندان اين خانواده نيز بياموزند كه كمرو باشند به همين دليل بعضي از روان شناسان مثل واتسون كمرويي كودكان را در نتيجه يادگيري و تقويت آن در خانه مي‌دانند.

۳- عوامل محيطي و اجتماعي :
«مدرسه به عنوان اولين جايگاه رسمي تجربه اجتماعي كودكان مي‌تواند نقش تعيين كننده‌اي در تقويت كمرويي يا پرورش مهارتهاي اجتماعي آنان ايفا كند.
در غالب موارد، رفتار انفعالي و آرام و سكوت مضطربانة كودك يا كودكان كمرو و ناتوان را به عنوان يك صفت پسنديده و ويژگي رفتاري مطلوب تلقي نموده، بعضاً تأييد و تشويقهاي خود، به طور مستقيم و غير مستقيم سعي مي‌كنند آن را تقويت نمايند واقعاً جاي بسي تعجب و تأسف است كه در بسياري از مدارس ما آگاهي بالاترين نمره انضباط از آن معلولين اجتماعي، يعني دانش آموزان كمروست.

علاوه بر مدرسه عواملي همچون، محروميتها و آسيبهاي اجتماعي، ناسازگاريهاي شغلي، سلطه‌ها و فشارهاي گروهي مقايسه‌ها و برتري طلبي‌هاي قومي و نژادي تقويت شخصيت انفعالي، پرخاشگريها وقدرتمداريها، كنترل شديد اجتماعي، بي احترامي به حقوق و آزاديهاي مشروع فردي، ويرانگري خلاقيت‌هاي ذهني، تقبيح و تهديد صراحتها و شجاعتهاي اخلاقي به توسط صاحبان زور و واليان تزوير، ترويج فرهنگ خصومت و خشونت و لجام گسيختگي نفساني در جامعه از عوامل اجتماعي زمينه ساز فزوني اضطراب و تشديد كمرويي و رفتارهاي گوشه گيرانه مي‌تواند باشد. »
۴- عوامل تربيتي :
«الف – مراقبت شديد والدين: در صورتيكه واكنش كودك نسبت به مراقبت والدين اطاعت و تسليم محض در مقابل والدين باشد منجر به احساس خجالت و كمرويي آنها خواهد شد.
ب – خشونت و سختگيري والدين : كودكي كه به اقتضاي منش شيطنت مي‌كند و با اين و آن سخن مي‌گويد و در هر مجلس و نزد آشنا و غريبه اظهار مي‌كند، از طرف بزرگترهاي ناآگاه مورد ملامت قرار مي‌گيرد و حتي تنبيه و طرد مي‌شود چنين مكافات آزار دهنده‌اي باعث مي‌شود كه كودك از رفتارهاي اجتماعي دور كند و عارضه كمرويي در او تثبيت ‌شود.

ج – توبيخ و ملامت كردن در حضور ديگران : علي (ع) در فرازي مي‌فرمايد : نصحك في الملا تفريح» راهنمايي و ارشاد فردي، در برابر ديگران بصورت ملامت و توبيخ درآمده شخصيت او را متزلزل خواهد ساخت. بديهي است كسي كه شخصيتش لطمه ديده باشد جرات و شهامت طبيعي را از دست مي‌دهد و دچار كمرويي مي گردد و در انجام كارها هميشه دست او لرزيده دچار شك و ترديد خواهد بود و جرات كافي را نخواهد داشت.

د) استهزا و مسخره كردن كودكان: اين عمل موجب مي گردد كه طرف مقابل، دچار خود باختگي شود. بديهي است شخص خود باخته قادر نخواهد بود از ذخاير وجودي خود بهره بگيرد در نتيجه راه انزوا در پيش گرفته شهامت و شجاعت زندگي كردن را از دست خواهد داد. دختري كه به مدرسه مي رفت چون نمره املاء فارسي او هميشه دو و سه مي شد و معلم و بچه ها او را مسخره مي كردند ترك تحصيل كرده، به مدرسه نرفت چون توانائي مقابله با استهزاء ديگران را نداشت. بعدها يك معلم واقعي باين امر پي برده با تقويت املاء شوق مدرسه رفتن را در او بتدريج زنده كرده او را روانه مدرسه ساخت.

ح – در مواردي برخي از پدران و مادران تمام هدف خود را روي درس خواندن فرزندان خود معطوف داشه آنان را از شركت در بسياري از امور باز مي دارند. در نتيجه چنين كودكاني پس از گذشت زمان افرادي كمرو و كم جرات باز خواهند آمد. در محيط مدرسه به مشابه اين گونه كودكان برخورد مي نمائيم كه تنها هنرشان درس خواندن و نمره خوب گرفتن است در عوض كمترين عارضه و ابتكاري در آنان ديده نمي شود . روي اين اصل پدران و مادران بايدهمه ابعاد وجودي كودكان خود را پروده سازند همينطور كه به پرورش ذهن و فكر آنان اقدام مي كنند بايد به جنبه‌هاي اجتماعي آنان نيز توجه داشته، آنها را تقويت نمايند.»

مقابله با كمرويي و راههاي درمان آن:
«روشهاي زير درمان كمرويي مي تواند به كودكان كمرو و گوشه گير كمك نمايد:
۱- با پذيرفتن رفتار نامطلوب كودك مي توان به او اطمينان بخشيد، اغلب مي بينيم كه كودك ترسو و منع شده سعي مي كنند به خود اعتماد ورزد، شايد اين نخستين گام در نيل به اعتماد به نفس است او بايد احساسات خود را ابراز كند تا آنكه پذيرش بيابد

و آنگاه به تغيير آنها بپردازد . بايد پذرفت كه دوره ي كوتاه از ابراز احساسات ناپخته تر از سن واقعي كودك است. او بايد احساس كند كه با وجود آن كه اين عمل خوب نيست ولي پذيرفته شده است و بدي او بزرگسالان را نمي ترساند . با پذيرش بيشتر از جانب بزرگسالان و ارائه راههاي ديگر براي بيان رفتار، به تدريج اين مرحله نيز خاتمه مي يابد.