كم توجهي و بيش فعالي در بچه ها از ، تشخيص تا درمان

شيطنت و سر به هوايي از خصوصيات دوران كودكي است . كودكان اغلب پر تحركند و به سختي به نظم تن در مي دهند تصور كنيد فرزندتان چنان بازيگوش باشد كه قادر به كنترل وي نباشيد و هر چه بيشتر به وي آموزش مي دهيد , كمتر ياد بكيرد. اين كابوس را تحت عنوان اختلال بيش فعالي – كم توجهي نام گذاري كرده اند.
دكتر هريش هافمن نخستين فردي بود كه اين اختلال را توصيف كرد. در سال۱۸۴۵ از زماني كه پسرش سه سال داشت براي او كتاب مصوري تاليف كرد كه در مورد كودكان و رفتار آنها بود. در اين كتاب داستاني بود با نام فیليپ ناآرام اين داستان ‌در واقع اولين توصيف واقعي از پسر بچه اي مبتلا به اختلال بيش فعالي كم توجهي است. در ۱۹۰۲ سر جورج استيل كودكاني را توصيف كرد كه علي رغم محيط مناسب تربيتي مشكلاتي اساسي در كنترل رفتارشان داشتند. امروزه مشكل اين كودكان با عنوان اختلال بيش فعالي كم توجهي شناخته مي شود.

اين اختلال در بر گيرنده ی ميزاني از بي توجهي تكانشگري و بيش فعالي است كه از سطح متوسط بالاتر باشد. در اوايل زندگي آغاز مي شود ولي نشانه هاي آن كه معمولاَ قبل از ۷ سالگي شروع مي شوند بيشتر در خانه مدرسه و موقعيت هاي اجتماعي آشكار مي شود. اين كودكان غالباَ كنترل ضعيفي بر تكانه هايشان دارند و به زبان ساده هر كار كه دلشان بخواهد مي كنند. همين امر منجر به شكايت والدين و مربيان مي شود. به طور كلي كمبود توجه بي قراري و عدم آرامش از جمله شكايت هاي دائمي است كه عليه اين كودكان شنيده مي شود.

نكته مهم درباره اين بيماري اين است كه غالباَ اين كودكان به سختي شناسايي مي شوند و لذا رفتارهاي نامناسب اوليا و مربيان رفتارهاي نابهنجارشان را تشديد مي كند. به همين دليل آگاهي از اين اختلال و مداخله در درمان آن براي مشاوران، مربيان و خانواده ضروري است. يكي از علائم پر تحركي كودكان بيش فعال حركت بيش از حد معمول و دويدن وپريدن به جاي راه رفتن است. در گذشته نيز كودكان به اين اختلال دچار مي شدند , اما متناسب با نوع زندگي بچه ها ي قديم بيشتر بالاي ديوار و درخت بودند و اين اختلال كمتر تشخيص داده مي شد. سر و صدا ي زياد با صداي بلند حرف زدن و عدم تمركز در كلاس درس و مهماني از ديگر علائم اين كودكان است.

اين اختلال در پسرها ۳ تا ۵ برابر شايع تر از دختران است و بيشتر در پسران اول خانواده دیده مي شود. البته براي تشخيص والدين بايد علائم كمبود توجه و بيش فعالي در مدت ۶ ماه ديده باشند. ضمن اين كه معمولاَ اين اختلال از ۳ سالگي به بعد تشخيص داده مي شود. البته ۱ تا ۲ درصد نوجوانان و بزرگسالان نيز مبتلا هستند كه رابطه اي با نژاد يا طبقه ی اقتصادي اجتماعي ندارد.

كم توجهي، حواس پرتي، فعاليت بيش از حد و اعمال بدون كنترل علايم اصلي اختلال بيش فعالي كم توجهي هستند كه در افراد مختلف شدت و ضعف و تنوع علايم يكسان نيست. به همين دليل بر اساس بارز بودن هر يك از علامت ها بيماري را به سه دسته ی بيش فعال، كم توجه و دسته ي مختلط تقسيم مي كنند.
فعاليت بيش از حد

اين بچه ها دائماَ در حال حركت هستند , به اشيا دور و بر دست مي زنند و مرتب صحبت مي كنند . با بزرگتر شدن اين بچه ها در سنين نوجواني و بزرگسالي به تدريج قادر خواهند بود بر اعمال خود مسلط شوند اما در درون خود احساس بي قراري مي كنند. اين افراد دائماَ خود را مشغول كرده و اغلب چند كار را با هم انجام مي دهند و از كارهايي كه نياز به آرام بودن دارند (مثل مطالعه) لذت نمي برند.
اعمال بدون كنترل ( بي اختیاري )

به نظر مي رسد كه بچه قادر نيست قبل از انجام عمل فكر كند يا جلوي واكنش هایش را بگیرد. این بچه ها اغلب مطالب نامربوطی را به زبان می آورند و کنترلی بر بروز احساسشان ندارند. گاهی کنترل غذا خوردن خود را از دست داده و بسیار پرخور می شوند. از همین رو در اطفال چاق اختلال بیش فعالی کم توجهی به عنوان یکی از علل مهم چاقی همواره باید مدنظر باشد. رفتارهای بی اختیار با افزایش سن از بین نمی روند و در بزرگسالی نیز ممکن است فرد اعمالی را انجام دهد که قادر به کنترل آنها نباشد.
کم توجهی

کم توجهی شایع ترین علامت «اختلال بیش فعالی- کم توجهی» است. این بچه ها در تمرکز بر روی موضوع مشکل دارند و ممکن است پس از چند دقیقه، کار را ناتمام رها کرده و کار دیگری را شروع کنند. البته در صورتی که از کار لذت ببرند مشکلی در تمرکز نخواهند داشت. این افراد با کوچک ترین صدا یا نور، حواسشان پرت می شود، در توجه به جزئیات مشکل دارند و در اثر کم توجهی مرتباً دچار اشتباه می شوند. خیلی وقت ها به یاد نمی آورند وسایلشان را کجا گذاشته اند، در طول روز مرتباً می خوابند، گیجند و حرکات آهسته ای دارند.

علایم معمولاً در سنین پایین و به صورت تدریجی ظاهر می شود و فعالیت بیش از حد و بی اختیاری در رفتار نیز پیش از کم توجهی بروز می کند. خیلی وقتها کودکی که دچار فعالیت بیش از حد می شود و نمی تواند در مدرسه آرام بگیرد، به سرعت مورد توجه قرار گرفته و به احتمال زیاد بیماری وی تشخیص داده خواهد شد، اما کودکی که تنها دچار کم توجهی است ممکن است به راحتی نادیده گرفته شود و تمام عمر از این مشکل تشخیص داده نشده، رنج ببرد.
AD HD تنها نیست.

در این کودکان، بعضی از اختلالات بیش از افراد طبیعی دیده می شود که این مسئله ممکن است مشکلاتی را در تشخیص پیش آورد. مهم ترین این اختلالات عبارتند از:
مشکلات یادگیری
۳۰-۲۰ درصد این کودکان در یادگیری مشکل دارند که این مسئله در ۸ درصد بچه های طبیعی نیز دیده می شود. در سال های پیش از مدرسه، این ناتوانی ها به شکل مشکلاتی در درک برخی صداها و بیان برخی از کلمات بروز می کنند اما در سنین مدرسه به صورت مشکلاتی در خواندن، هجی کردن و نوشتن دیده می شوند.
تیک ها
در درصد کمی از این بیماران اختلال عصبی به نام «سندروم توره» دیده می شود. این افراد تیک های مختلفی مثل پلک زدن پی در پی، پرش های عضلات صورت، تیک های صوتی، سرفه های عادتی، بالاکشیدن بینی و تکرار برخی کلمات دارند. این تیک ها با درمان تا حدودی کنترل می شوند. اکثر مبتلایان به سندروم توره، «اختلال بیش فعالی- کم توجهی» را به طور همزمان دارند.
مشکلات رفتاری
۴۰-۲۰ درصد از بیماران در رفتارهای اجتماعی مشکل دارند که در موارد شدید می توان به شکل رفتارهای ضد اجتماعی بروز یابد. این گروه از کودکان اغلب دروغ می گویند، دزدی می کنند، با دیگران درگیر می شوند و بسیار مستعدند که در مدرسه فاجعه به بار آورده و یا با پلیس مسئله پیدا کنند. همچنین این کودکان، غالباً رفتارهای تهاجمی دارند، به مردم توهین می کنند، اشیاء را خراب می کنند و بسیار مستعد اعتیادند.
اضطراب و افسردگی

بعضی از بیماران، افسردگی و اضطراب را نیز به طور همزمان دارند. اگر افسردگی یا اضطراب تشخیص داده شده و درمان شود، بهتر می توان مشکلات ناشی از بیش فعالی- کم توجهی کودک را کنترل کرد.
اختلال دو قطبی
در کودکان افتراق بین «بیش فعالی- کم توجهی» و اختلال دو قطبی دشوار است، به طور کلاسیک، اختلال دو قطبی با نوسانات شدید خلق مشخص می شود به این صورت که فرد مبتلا به تناوب در دوره ای از زندگی بیش از حد طبیعی سرحال و خوش است ولی در دوره ای دیگر حالتی شبیه آدم های افسرده را دارد. اما در کودکان این مشکل بیشتر به شکل مخلوطی از خوشحالی، افسردگی و تحریک پذیری دیده می شود. کم خوابی و پرانرژی بودن در هر دو بیماری مشترک است اما در اختلال دو قطبی خلق بسیار بالا و خوشحالی شدید بی دلیل و خود بزرگ بینی هم دیده می شود که به کمک آن می توان این بیماری را از «اختلال بیش فعالی- کم توجهی» تشخیص داد.
پرانرژی یا بیش فعال؟!

یک نکته ی مهم تفاوت گذاشتن بین کودکان پر انرژی طبیعی و کم توجه و بیش فعال است. همچنین ممکن است کودکی بعضی از این علائم را داشته باشد ولی اختلال کم توجهی و بیش فعالی نداشته باشد و علت علائمی که از خود بروز می دهد، مسئله ی تربیتی باشد. پس برای تشخیص باید گزارش دو محیط را داشته باشیم، یکی علائمی که در خانواده بروز می کند و دیگری مهد کودک یا مدرسه. نکته ی دیگر این که اتفاقاً کودکان بیشتر در خانواده هایی بیش فعال می شوند که سخت گیری بیش از حد و یا از آن طرف آسان گیری زیاد از حد وجود دارد. والدین ناهماهنگ و بی ثبات هم در ایجاد این اختلال بی اثر نیستند. بنابراین سخت گیری بی مورد هیچ دردی از کودکان را درمان نمی کند و فقط کودک بیش فعال بعد از مدتی نقش سپر بلا را پیدا می کند و همه ی موارد ناهنجاری به او نسبت داده می شود.

بچه های کم توجهی- بیش فعال بیشتر در معرض کودک آزاری هستند. گاهی د رخانه یا مهدکودک و یا مدرسه مورد تنبیه، سرزنش و توهین قرار می گیرند. گاه این بچه ها آن قدر تنبیه می شوند که باور می کنند باید این مجازات وجود داشته باشد، اعتماد به نفسشان کاهش می یابد و به دنبال آن به افسردگی دچار می شوند. اغلب خانواده ها هم متوجه رفتار این کودکان نمی شوند و شکایتشان از بچه ها بیشتر می شود. به این ترتیب بچه های دچار این اختلال، اگر تشخیص داده نشده ودرمان نشوند، از آنجا که مستعد پیدا کردن شخصیت ضد اجتماعی و بیماری افسردگی هستند، در طبقات پایین جامعه و خانواده های آشفته، از حمایت اجتماعی هم محروم می شوند. به این ترتیب ممکن است کودکان بیش فعال از خانه فرار کرده و بزهکار شوند.

از طرف دیگر، گاه در خانواده های تحصیل کرده به دلیل کمال گرایی والدین و استانداردهای بالا و کلیشه های ذهنی شان از کودک خود، دیده می شود که کودکان طبیعی را به عنوان بیش فعال به روان پزشک معرفی می کنند.

بسیار مهم است که رفتار کودک با رفتار کودکان هم سن خودش مقایسه شود و معلوم شود که آیا این علایم در پاسخ به شرایطی خاص ایجاد می شوند یا همیشه وجود دارند. خیلی از مواقع کودکی که مبتلا به بیماری دیگری مثل عفونت مغز است ممکن است این علایم را بروز دهد که مسلماً به معنی وجود «اختلال بیش فعالی- کم توجهی، نیست. در واقع هر یک از علایم گفته شده را ممکن است همه در کودکشان ببینند. ممکن است کودک علاقه اش را به بازی از دست داده، یا دیگر رغبتی به تماشای تلویزیون نداشته باشد و یا حتی به طور غیرقابل کنترلی، شیطنت کند.

از آنجا که کودکان طبیعی از نظر شخصیت، میزان انرژی و … بسیار متفاوتند، در قدم اول باید مشخص شود که آیا رفتار فرزندان متناسب سنش است یا خیر. کودکان کمتر از ۶ سال ممکن است به علت عدم رشد کافی، این علایم را نشان دهند که جزئی از سیر طبیعی رشد آنهاست.«اختلال بیش فعالی- کم توجهی» بیشتر بین ۱۲-۶ سالگی وتوسط کسانی که ساعات زیادی با کودک تماس دارند مثل والدین و معلمین تشخیص داده می شود، البته پس از آن مراجعه به پزشک جهت تایید تشخیص الزامی است. روان پزشکان و متخصصین اطفال پزشکانی هستند که در زمینه ی این بیماری تبحر دارند.

برای درمان چه باید کرد؟
کودکان بیش فعال با افزایش سن بهتر می شوند. البته بهبود قبل از ۱۲ سالگی بعید است ولی بین سنین ۲۰-۱۲ سالگی بهبود خود به خودی پیش می آید. در ۱۵ تا ۲۰ درصد موارد هم علائم تابزرگسالی باقی می ماند. البته مبتلایان به این اختلال در بزرگسالی علائم مربوط به پرتحرکی را ندارند بلکه بیشتر بی قرارند و تکانه ای عمل می کنند و اختلال توجه و تمرکز نشان می دهند. سه نوع درمان برای این اختلال وجود دارد که اغلب ترکیبی از هر سه برای بیمار به کار می رود.
۱) روان درمانی

این درمان توسط یک تیم روان پزشک- روانشناس انجام می شود و در آن دو مسئله مورد توجه قرار می گیرد: یکی واکنش ها و رفتار فرد و دیگری تفکرات و نگرش هایی که علایم را تشدید می کند. به بیمار یاد داده می شود که چگونه در شرایط مشکل زا واکنش ها و رفتارهای خود را کنترل نماید.