اهداف يادگيري :
بعد از كامل كردن اين فصل شما بايد قادر باشيد:
۱- اجزاي فرآيند كنترل را ليست كنيد و به طور اختصار شرح دهيد.
۲- شرح دهيد كه چطور نمودارهاي كنترل ، براي كنترل فرآيند و مفاهيمي كه تحت كاربرد آن قرار گيرند به كار برده مي شوند.
۳- نمودارهاي كنترل را به كار بريد و آنها را توضيح دهيد.
۴- تست‌ها متوالي را براي چك كردن خروجي فرآيند غير تصادفي به كار بريد.
۵- به توانايي فرآيند دسترسي پيدا كنيد

خلاصه اي از فصل :
مقدمه
بازرسي
– چه مقدار بازرسي كنيم و چندبار
– كجاي فرآيند را بازرسي كنيم
– بازرسي متمركز در برابر بازرسي on – site
– كنترل فرآيند آماري
– فرآيند كنترل
– تغييرات و كنترل
– نمودارهاي كنترل
– نمودارهاي كنترل متغييرها
– نمودارهاي كنترل صفات
– بررسي هاي مديريتي در حدود نمودارهاي كنترل
– تست هاي اجرايي
– قابليت و توانايي فرآيند
– تحليل قابليت و توانايي
– بهبود قابليت و توانايي فرآيند

تابع هزينه Taguch
Newchip : خط نمادها ممكن است خطاهاي داروئي را در بيمارستان ها متوقف كنند
– محدوديت هاي شاخص هاي قابليت و توانايي
– استراتژي عمليات
– خلاصه
– عبارت هاي كليدي
– حل المسائل
– بحث و مروري بر سوالات
– تهيه فهرست موجودي
– تمرينات فكري مهم
– مسائل
– موارد : شركت Toys
– ابزارهاي Tiger

– تور عمليات ها :
انتخاب فهرست مراجع و مطالب خواندني بيشتر
– تكميل : نمونه برداري ( براي قبول يا رد ) يا نمونه برداري پذيرشي
اين فصل كنترل كيفيت را شامل مي‌شود . هدف از كنترل كيفيت است كه اطمينان دهد فرآيندها در حالت قابل قبول انجام مي شوند. شركت ها اينرا را از طريق نظارت بر خروجي فرآيند و با استفاده از تكنيك هاي آماري انجام مي دهند. كنترل كيفيت ، فرآيندي است كه خروجي را نسبت به يك استاندارد اندازه گيري مي‌كند و زماني عمل مي‌كند كه خروجي استانداردها را برآورده نكند. اگر نتايج قابل قبول باشند پس هيچ عمل اضافي نياز نيست . نصب نتايج غير قابل قبول براي اقدامات صحيح مي باشند.

مقدمه :
كيفيت تضمين مي‌كند كه در اصل متكي به بازرسي آيتم هاي از قبيل توليد شده است و اين بعنوان نمونه برداري پذيرش اشاره مي‌شود . اين نمونه برداري در قسمت تكميلي فصل شرح داده خواهد شد. تلاش هاي كنترل كيفيت كه طي توليد روي مي دهند بعنوان كنترل فرآيند آماري اشاره مي شوند و ما اينها را در بخش هاي بعدي بررسي خواهيم كرد.

بهترين شركت ها بركيفيت طراحي در فرآيند تاكيد مي‌كنند از اينرو به مقدار زيادي نياز به بازرسي يا تلاش هاي كنترل را كاهش مي دهند . همانطور كه ممكن است پيش‌بيني كنيد . سازمان هاي تجاري مختلف ، در مراحل مختلف اين فرآيند ارزيابي مي باشند: حداقل تصاعد مربوط به بازرسي مي‌باشد . بسياري ديگر به يك زمينه متوسط را نشان مي دهند كه مربوط به كمي بازرسي است و به مقدار زيادي به كنترل فرآيند مي پردازد.
حداكثر تصاعد در سطح ذاتي كيفيت بدست آمده است كه به اندازه كافي بالا است بنابراين مي‌تواند مانع از فعاليت هاي بازرسي عمده فروشي و فعاليت هاي كنترل فرآيند – از طريق جلوگيري از خطا – شود . و اين هدف نهايي است . شكل ۱/۱۰ اين مراحل تضمين كيفيت را نشان مي‌دهد .

 

بازرسي :
بازرسي يك فعاليت ارزشيابي است كه كالاها و سرويس ها را نسبت به يك استاندارد مقايسه مي‌كند. بازرسي مي‌تواند در ۳ مورد زير روي دهد: قبل از توليد – حين توليد و بعد از توليد .
منطق تطبيق ارزيابي قبل از توليد اينست كه اطمينان مي‌دهد ورودي ها قابل قبول مي باشند . و منطق تطبيق ارزيابي حين توليد – اطمينان مي‌دهد كه تبديل ورودي ها به خروجي ها ، در حالت قابل قبول ادامه مي يابد . و منطق تطبيق ارزيابي خروجي است كه اعتبار نهايي تطبيق را قبل از عبور كالا به مشتري ايجاد مي‌كند .
بازرسي قبل و بعد از توليد اغلب مربوط به شيوه هاي نمونه برداري پذيرش است. كنترل در حين فرآيند توليد بعنوان كنترل فرآيند اشاره مي‌شود . شكل ۲-۱۰ مروري بر اين موضوع را نشان مي‌دهد كه در كجا اين ۲ شيوه – در فرآيند توليد – بكار برده مي شوند.

براي تعيين اينكه آيا فرآيند بعنوان مقصود عمل مي‌كند كه دسته يا مقدار زيادي از مواد خام يا محصولات نهايي – نسبت به درصد از كالاهاي معيوب بيشتر نمي باشند ، لازم است كه به طور فيزيكي حداقل برخي از آيتم ها را بطور پرسشي بررسي كنيم هدف از بازرسي اينست كه اطلاعاتي را درباره درجه اي كه آيتم ها نسبت به استاندارد تطبيق داده مي شوند را فراهم مي‌كند. موضوعات اساسي شامل موارد ذيل مي باشند:
۱- چه مقدار بايد بازرسي كرد و چندبار.
۲- در چه مرحله اي از فرآيند ،‌ بازرسي بايد روي دهد.
۳- آيا بازرسي به صورت متمركز است يا در يك موقعيت on- site است.

۴- آيا بايد صفات را بازرسي كرد ( يعني تعداد زمان هايي كه گاهي اوقات روي مي دهند را به حساب آورد .) يا متغييرها را بازرسي كرد ( يعني مقدار ويژگي ها و صفات را اندازه گيري كرد. )
مثلا بررسي كنيد كه بازرسي در مرحله مياني در ساخت كامپيوترهاي شخصي است. چون هزينه هاي بازرسي ، اغلب قابل توجه مي باشند پس سئوالات معمولاً در اين خصوصي بوجود مي آيند كه آيا لازم است هر كامپيوتر را بازرسي كرد يا نمونه كوچكي از كامپيوترها كافي است . همچنين ، اگرچه بازرسي ها مي توانند در مراحل بيشماري در يك فرآيند توليد انجام شوند ولي بطور كلي اين هزينه مؤثر نيست كه موجب بازرسي ها در هر مرحله مي‌شود . بنابراين سئوالي كه بوجود مي آيد اينست كه كدام مرحله بايد براي بازرسي ها طراحي شود. چون اين مراحل مشخص شده اند پس مدير بايد تصميم بگيريد كه آيا كامپيوترها را از خط توليد بردارد و آنها را به آزمايشگاه ببرد

– جايي كه تجهيزات خاص ممكن است براي تست هاي خاص در دسترس باشند يا آنها را جايي كه توليد مي شوند تست كند . ما اين مراحل را در بخش هاي زير بررسي و ازريابي خواهيم كرد.
شكل ۲/۱۰
چه مقدار بازرسي كنيم و چندبار
مقدار بازرسي مي‌تواند دامنه اي از صفر بازرسي تا بازرسي هر آيتم در تعداد بيشمار داشته باشد. آيتم هايي با حجم بالا و هزينه پائين – مثل گيره هاي كاغذ – ميخ هاي بام سازي – و مدادهاي چوبي . اغلب نياز به بازرسي كم دارند چون :
۱- هزينه مربوط به عبور ( يا انتقال ) آيتم هاي معيوب ، كاملاً پائين و كم است.

۲- فرآيندهايي كه اين آيتم‌ها را ارائه مي‌كنند معمولاً قابليت اطمينال بالايي دارند طوري كه عيوب بسيار نادر مي باشند . بر عكس ، آيتم هايي با حجم پائين و هزينه بالا كه هزينه هاي زيادي در ارتباط با انتقال محصولات معيوب دارند اغلب نياز به بررسي هاي جامع تر دارند. بنابراين بخش هاي مهم يك وسيله فضا پيماي ساخت شده – دقيقا بدليل رشد امنيت جانبي و هزينه بالاي شكست هاي ماموريتي بررسي مي شوند. در سيستم هاي با حجم بالا ، بررسي هاي اتوماتيك دار ايده اي مي باشند كه ممكن است بكار برده مي شوند. اكثر كاربردهاي كنترل كيفيت ، در جايي بين ۲ بي نهايت قرار مي گيرند. آنها اكثرا نياز به بازرسي كم دارند ولي هيچ كدام احتمالي نمي باشند يا از نظر اقتصادي براي بررسي هر بخش ار محصول يا هر ويژگي سرويس جهت اهداف كنترل راحت نمي باشند. هزينه بازرسي يعني و قفه هاي نهايي يك فرآيند يا تأخيرها از طريق بازرسي بوجود مي آيند . و نوع ارزيابي معمولاً مهم تر از مزاياي ۱۰۰ درصد بازرسي مي‌باشد.

توجه داشته باشيد كه براي بازرسي دستي – حتي ۱۰۰ درصد بازرسي تضمين نمي‌كند كه تمام آنها ( يا عيوب ) كشف و برداشته شده اند . دلزدگي و خستگي ، فاكتورها يي هستند كه موجب خطاهاي بازرسي مي شوند. در هر حال هزينه عيوب كشف نشده كه بدين طريق اشتباه مي‌شود. به اندازه كافي بالا است بنابراين ، اين بازرسي نمي تواند كاملاً ناديده گرفته شود . مقدار بازرسي مورد نياز از طريق هزينه هاي بازرسي و هزينه هاي پيشنهاد شده براي انتقال
آيتم هاي معيوب ، نظارت و كنترل مي شوند . همانطور كه در شكل ۳/۱۰ نشان داده شده است ، اگر فعاليت هاي بازرسي افزايش يابند هزينه هاي بازرسي نيز افزايش مي يابند ولي هزينه هاي عيوب كشف نشده كاهش مي يابند . هدف قديمي اين بود كه مجموع اين ۲ هزينه را به حداقل برسانند. بعبارت ديگر ممكن نيست توجهي به تلاش براي درك هر عيب نشود مخصوصا اگر هزينه بازرسي بيش از جريمه هايي باشند كه اجازه مي دهند عيوب به قوت خود باقي بمانند. ايده اخير اينست كه هر كاهش در خروجي معيوب هزينه ها را كاهش مي‌دهد هر چند از طريق بازرسي نباشد.

بعنوان يك قانون ، عمليات هايي با نسبت بالاي دخالت انساني ، بيشتر در كارهاي بازرسي ضرورت دارند تا عمليات هاي مكانيكي .و اين تمايل قابل اطمينان تر باشد . فركانس ( يا تكرار ) بازرسي به مقدار زيادي بستگي به درصدي دارد كه فرآيند ممكن است خارج از كنترل باشد يا تعداد گروه هاي آن بازرسي مي شوند. يك فرآيند ثابت فقط نياز به چك هاي غير مكرر دارد در حاليكه فرآيند تغيير پذير يا فرآيندي كه اخيرا مشكل ساز بوده است نياز به چك هاي مكرر دارد. با اين وجود بسياري از گروه هاي كوچك نياز به نمونه هاي بيشتر – نسبت به گروه هاي بسيار بزرگ دارند. چون مهم است كه داده هاي مربوط به نمونه گيري ها را از هر گروه بدست آورند .
در كجاي فرآيند بايد بازرسي كنيم؟
بسياري از عمليات ها مراحل بيشماري براي بازرسي احتمالي دارند. چون هر بازرسي به هزينه محصول يا سرويس مي افزايد پس مهم است كه كارهاي بازرسي را براي مراحل محدود كنيم جايي كه اين مراحل مي توانند بهترين كار را انجام دهند . در قسمت توليد ، بسياري مراحل بازرسي معمولي به قرار ذيل مي باشند:
۱- مواد خام و بخش هاي خريداري شده = درك ناچيزي درباره پرداخت كالاهايي كه استانداردهاي كيفي را برآورده نمي كنند- و درباره زمان هزينه و كار براي موادي كه شروع با آنها خوب نيست – وجود دارد.

۲- محصولات ساخته شده = رضايت مشتري و تصوير شركت – در اينجا – در مخاطره يا شرط بندي مي باشند و تعمير يا جايگزين محصولات در اين زمينه ، معمولاً از نظر هزينه بسيار بيشتر از انجام آن در كارخانه مي‌شود. با اين وجود فروشنده معمولاً مسئول برگشت هزينه هاي خريد مي‌باشد و پول هاي پرداختي براي كالا ها يا سرويس ها ممكن است مشروط به تحويل كالاهاي رضايت بخش يا سرويس هاي جبراني آشكار شوند.

۳- قبل از عمل از نظر هزينه = نكته در اينست كه از نظر هزينه – نيروي كار يا زمان ماشين براي آيتم هايي كه عيوب مي باشند – به هدر نرود.
۴- قبل از فرآيند غير قابل تغيير = در بسياري از موارد ، آيتم ها مي توانند مجددا براي يك مورد خاص به كار گرفته شوند – بغير از مواردي كه نمي توانند . مثلا كوزه گري مي‌تواند قبل از احتراف انجام شود. سپس بعد از آن ، سفال هاي معيوب بايد دور انداخته شوند يا با قيمت پائين فروخته شوند.
۵- قبل از فرآيند پوشش = رنگ كردن – آب طلا ( يا آب نقره ) دادن – و نصب ها اغلب عيوب را مي پوشانند.

در بخش سرويس دهي ، موضوعات مربوط به بازرسي مربوط به مواد خريداري شده و عرضه ها پرسنل – رابطه هاي سرويس ( مثل شمارش گر سرويس ) كار مداوم و كامل ( مثل تعمير دستگاه ها ) مي باشند . جدول ۱/۱۰ برخي از اين نمونه ها را نشان مي‌دهد .

جدول ۱/۱۰ : نمونه‌هايي از موارد بازرسي در بخش‌هاي سرويس‌دهي

انواع تجارت موارد بازرسي ويژگي‌ها و صفات
غذاي حاضري صندوقدار صحت و اعتبار
بخش حسابرسي ظاهر – بهره وري
بخش خوراك تميزي بدون اتلاف وقت
ساختمان و زمين ظاهر، خطرات امنيتي
آشپزخانه تميزي، پاكي غذا، انبار غذا، تنظيمات سلامتي
هتل/ متل پاركينگ امنيت يا اميني ، سبكي كالا
حسابداري/ صورتحسابها صحت و اعتبار ، زمان بندي
ساختمان و زمين ظاهر و ايمني
ميز اصلي ظاهر، زمان‌هاي انتظار، صحت صورتحسابها
سرويس اصلي كامل بودن ، بهره‌وري
پرسنل ظاهر، حالت‌ها ، بهره‌وري
پذيرش / يا اشتغال رزرو بيش از حد يا كم ، درصد اشتغال
رستورانها آشپزخانه ، غذا، صورتحساب
اتاق سرويس دهي زمان انتظار، كيفيت غذا
عرضه ها سفارش ، دريافت فهرست صورتحساب
سوپر ماركت صندوق داران صحت و اعتبار ، ادب و نزاكت ، بهره‌وري
تحويل ها كيفيت و كميت
محصول تازگي ، سهام فراوان
راهروهاي بين صندلي ها و انبار مكان منظم
كنترل موجودي سهام موجود
قفسه انبار عرضه فراوان، تناوب موقتي
نمايشگاه قفسه ظاهر
تسويه حسابها زمان انتظار
كارت هاي خريد شرط كار خوب، عرضه فراوان، ويرانگري(تخريب)
پاركينگ امنيت ، سبكي كالا
پرسنل ظاهر ، بهره‌وري

بازرسي متمركز – برخلاف – بازرسي on site
برخي از وضعيت ها نياز دارند كه در آنها بازرسي ها به صورت on site انجام شوند. مثلا بازرسي بدنه كشتي به منظور ترك ها نياز به بازرسي هايي دارد كه كشتي را ببينند.
در زمان هاي ديگر ، تست هاي خاصي مي توانند در آزمايشگاه انجام شوند ( مثل انحام تست هاي پزشكي – تحليل نمونه هاي غذائي – ارزيابي فلزات از نظر خطرات آنها – تست هاي ويسكوزيتي درباره روغن ها )

موضوع اصلي در تصميم گيري مربوط به بازرسي هاي on site يا آزمايشگاهي اينست كه آيا مزيت هاي تست هاي خاص آزمايشگاهي ، ارزش وقت گذاشتن دارد و آيا شرح مورد نياز براي بدست آوردن نتايج است يا نه . دلايل مطلوب بازرسي هاي on site شامل تصميم گيري هاي سريعتر و پرهيز از ارائه فاكتورهاي فراوان است . ( مثل ضرر و آسيب يا ديگر تغييرات نمونه گيري ها طي حمل آنها به آزمايشگاه ). بعبارت ديگر تجهيزات خاص و تست هاي مطلوب تر ( يعني سر و صداي كمتر و سردرگمي يا گيجي – فقدان ارتعاشات – نبود گردو غبار – و نبود كارگراني كه به بازرسي ها كمك كنند ) مباحث قوي ايي را پيرامون استفاده از آزمايشگاه پيشنهاد مي‌كنند.

برخي از شركت ها متكي به خود بازرسي ها توسط اپراتورها مي باشند چنانچه خطاها و اشتباها بتوانند توسط اپراتورهاي خاص جستجو شوند. بنابراين ، مسئوليت را براي خطاها – در منابع آنها ( يعني كيفيت در منبع ) قرار مي‌دهد.
كنترل فرآيند آماري
كنترل كيفيت مربوط به كيفيت انجام يك فرآيند است: آيا خروجي يك فرآيند با مفهوم طراحي مطابقت دارد . در پايان مديران كنترل فرآيند آماري را براي ارزيابي خروجي فرآيند به كار مي برند تا مشخص كنند كه آيا از نظر آماري قابل قبول است يا نه . به همين منظور ، آنها نمونه هاي دوره اي فرآيند را انتخاب مي‌كنند و آنها را با استاندارد از پيش تعيين شده مقايسه مي‌كنند.

يك ابزار مهم در كنترل فرآيند آماري ، چارت كنترل است . چارت كنترل يك نقشه زمان بندي شده از آمارهاي نمونه نمايش است، مثل ميانگين نمونه گيري ها كه از يك فرآيند مداوم بدست مي آيد. اين چارت محدوديت هاي زياد و كم دارد و اصطلاحا محدوديت هاي كنترل ناميده مي‌شود. اين محدوديت ها ، دامنه قابل قبول تغيير ( تصادفي ) را براي آماري هاي نمونه گيري ها مشخص مي‌كنند . يك چارت كنترل كننده در شكل ۴/۱۰ نشان داده شده است . هدف از چارت كنترل اينست كه خروجي فرآيند را كنترل ( يا نظارت ) مي‌كند و مشاهده مي‌كند كه آيا اين خروجي تصادفي است يا نه . شرط لازم ( نه كافي ) براي فرآيندي كه تحت كنترل يا ثابت پنداشته مي‌شود . براي تمام داده هايي نيز به حساب آورده مي‌شود كه بين محدوده هاي بالاتر و پائين تر كاهش مي يابند .

در نتيجه داده هايي كه در خارج از اين محدوده كاهش مي يابند بعنوان شواهدي انتخاب مي شوند كه فرآيند تصادفي نيست و بنابراين فرآيند – تحت كنترل نيست . چنانچه اين خروجي اتفاق روي دهد فرآيند تا زمان درك و تصحيح علت تغييرات غير تصادفي متوقف مي‌شود . ضرورت كنترل فرآيند آماري اينست كه اطمينان بدهد خروجي فرآيند تصادفي است پس خروجي بعدي نيز تصادفي خواهد بود.

فرآيند كنترل
نمونه برداري و عمل تصحيح ، فقط بخشي از فرآيند كنترل است. بنابراين كنترل مؤثر نياز به مراحل زير دارد:
مشخص كردن : اولين مرحله به اين معنا است كه جزئيات را به اندازه كافي درباره آنچه كه بايد كنترل شود. مشخص و شرح مي‌دهد. مثلا كافي نيست كه به سادگي به يك سطح رنگ شده اشاره كنيم . زنگ مي‌تواند برخي از ويژگيهاي مهم مثل ضخامت سختي و مقاومت در برابر كم رنگ شدن يا خراشيده شدن را داشته باشد. ويژگيهاي مختلف ممكن است نياز به روش هاي مختلف براي اهداف كنترل داشته باشد.

اندازه‌گيري : تنها آن ويژگيهايي را مي‌تواند به حساب آورده شوند يا اندازه گيري شوند كه براي كنترل انتخاب شوند. بنابراين مهم است كه بررسي كنيم چطور عمل اندازه گيري انجام مي‌شود.
مقايسه كردن : بايستي استانداردي از مقايسه وجود داشته باشد تا بتواند براي ارزيابي اندازه گيري ها به كار برده شود . اين استاندارد مربوط به سطح كيفيتي است كه درك مي‌شود .

ارزيابي كردن : اندازه گيري بايد تعريفي را درباره خارج از كنترل بيان كند. حتي فرآيندي كه عمل مي‌كند مثلا بايد درباره خروجي ايي مطرح نشود كه دقيقا با استاندارد مطابقت دارد . و اين به طور همزمان به دليل تغييرات طبيعي ( يعني تصادفي ) است كه در تمام فرآيندها به صورت دستي يا ماشيني وجود دارد و مقدار خاصي از تغيير – در آن – غير قابل اجتناب است . عمل مهم كنترل كيفيت اينست كه بين تغييرپذيري غير تصادفي و تغييرپذيري تصادفي تفاوت ( و تمايز ) قائل مي‌شود چون تغييرپذيري غير تصادفي به اين معنا است كه فرآيند خارج از كنترل است .

تصحيح : وقتي فرآيند ، خارج از كنترل بررسي مي‌شود ، عمل تصحيح بايد انجام شود. و اين مربوط به تحت پوشش قرارندادن ، تغييرپذيري ، غيرتصادفي ( مثلا تجهيزات فرسوده ، متدهاي غلط ، ناتواني براي پيروي از شيوه هاي خاص ) و تصحيح آن مي‌باشد.
كنترل نتايج: به منظور اطمينان از اين موضوع كه عمل تصحيح مؤثر است ، خروجي فرآيند بايد در مدت زمان كافي نظارت و كنترل شود تا اثبات كند كه مشكل رفع شده است.
به طور خلاصه ، كنترل از طريق ارزيابي بخش كالاها و سرويس ها بدست مي آيد – بعد با نتايج از پيش تعيين شده استاندارد مقايسه مي‌شود – سپس اين ارزيابي از طرف استاندارد حركت مي‌كند – بعد عمل تصحيح انجام مي‌شود وقتي كه لازم و ضروري است – و متعاقب آن اطمينان مي‌دهد كه مشكلات مسائل تصحيح شده اند.
تغييرات و كنترل : تمام فرآيندهايي كه يك كالا يا يك سرويس را ارائه مي‌كنند مقدار خاصي تغيير معمولي را در خروجي هايشان نشان مي دهند. اين تغييرات از طريق اثرات تركيبي جداول فاكتورهاي بدون حساب بوجود مي آيند – كه هر كدام از اين فاكتورها بقدري بي اهميت مي باشند كه مي توانند مشخص و جذف شوند .

بنابراين كاهش در فرآيند تغييرپذيري ناديده گرفته مي‌شود. در نتيجه ، اين تغييرپذيري ، در فرآيند به صورت ذاتي است. و اغلب بعنوان تغيير تصادفي يا شانسي اشاره مي‌شود. مقدار تغييرپذيري ذاتي از يك فرآيند به فرآيند ديگر متفاوت است. مثلا ماشين قديمي تر ، بطور كلي ، درجه بالاتري از تغييرپذيري معمولي را نسبت به ماشين هاي جديدتر نشان مي دهند. و اين تا حدي به اين دليل است كه ماشين هاي جديد ممكن است موجب بهبودي طراحي شوند بنابراين تغييرپذيري را در خروجي اشان به حداقل مي رسانند.

نوع دوم تغييرپذيري در خروجي فرآيند ، اصطلاحا تغيير قابل شناسايي ناميده مي‌شود. در عبارت هاي زمينگ ، اين تغييرپذيري بعنوان تغيير خاص اشاره مي‌شود. برخلاف تغيير معمولي ، منابع اصلي تغيير قابل شناسايي مي توانند معمولاً مشخص باشند و سپس حذف شوند. پوشش ابزار – تجهيزاتي كه نياز به تطبيق دارند – مواد معيوب و ناقص – فاكتورهاي انساني ( مثل بي دقتي – خستگي – سروصدا – و ديگر مزاحمت ها – ناتواني براي ادامه دادن روش هاي صحيح و غيره ) و مسائلي با اندازه گيري ابزارها ، منابع معمولي تغيير قابل شناسايي مي باشند.

وقتي كه نمونه گيري هاي خروجي فرآيند مشخص مي شوند و آمارهاي نمونه گيري مثل ميانگين نمونه گيري و دامنه آن محاسبه شوند ، آنها برخي از انواع تغييرپذيري را نشان مي دهند يعني در مقدار ميانگين هاي نمونه گيري مي‌تواند از طريق توزيع نمونه گيري شرح داده شود و اين يك مبحث تئوريكي است كه تغييرپذيري تصادفي آمارهاي نمونه گيري را شرح مي‌دهد.

هدف از نمونه گيري اينست كه مشخص كند آيا منابع غيرتصادفي و بنابراين قابل تصحيح تغييردرخروجي فرآيند نشان داده مي شوند يا نه. توزيع پراكندگي نمونه گيري يك پايه و اساس تئوريكي را براي انجام اين تحقيق فراهم مي كند. بنابراين مشاهده مي كنيد كه چطور اين تحقيق انجام مي شود.

فرض كنيد كه فرآيندي براي پر كردن بطري ها براي يك نوشيدني غير الكلي وجود دارد اگر مقدار نوشيدني غير الكلي در تعداد زيادي از بطري ها – به طور صحيح و دقيق اندازه گيري شود پس ما تفاوتهاي ناچيز بين بطري ها راكشف مي كنيم. اگر اين مقادير به ترتيب دريك نمودار چيده شوند، پس پراكندگي فركانس يا (يا تكرار) تغيير پذيري فرآيند را نشان مي دهد. اين مقادير – باهم –با ميانگين فرآيند جمع مي شوند (مثلا ۱۶ اونس ) ولي برخي از اين مقادير ، گاهي متفاوت مي باشند. اگر ما به فرآيند برگرديم و نمونه گيري را با ۱۰ بطري انجام دهيم و ميانگين مقدار نوشيدني غير الكلي را درهر نمونه محاسبه كنيم پس پي مي بريم كه اين مقادير متفاوت مي باشند چون مقادير فردي آن متفاوت ميباشند. آنها همچنين پراكندگي مقادير دارند.

اگرفرآيند فقط تغيير پذيري تصادفي را شامل شود، پراكندگي فرآيند به تغيير پذيري فرآيند دروني را نشان مي دهد و پراكندگي ميانگين نمونه گيري ها تغيير پذيري تصادفي تمام ميانگين هاي احتمالي نمونه را نشان ميدهد.
۲ پراكندگي درشكل ۵/۱۰ نشان داده شده اند. پراكندگي نمونه گيري و تغيير پذيري نشان مي دهد. بنابراين ميانگيني را نشان مي دهد كه درمحاسبه ميانگين هاي نمونه برداري روي مي دهد: يعني مقادير بالا و پايين درنمونه گيري ها- گرايش به متوازن كردن يكديگر دارند و منجر به تغيير پذيري كمتر درميان ميانگين هاي نمونه گيري –نسبت به مقادير فردي –مي شوند. بايستي توجه داشت كه هر ۲ پراكندگي ميانگين يكسان دارند . يعني ميانگين پراكندگي نمونه گيري دقيقاً برابر باميانگين فرآيند است.

و بالاخره اينكه، بايستي توجه داشت كه پراكندگي نمونه گيري يك پراكندگي نرمال است حتي اگر فرآيند – نرمال نباشد. قضيه محدوديت مركزي- پايه واساسي را براي اين فرضيه پراكندگي فراهم مي كند كه پراكندگي نمونه گيري نرمال مي باشد ياحداقل – تقريباً نرمال است حتي اگر جمعيت (يا فرآيند) آن نباشد.
پراكندگي نرمال مي تواند براي كمك به بررسي اين موضوع به كار برده شود كه آيا فرآيند به اندازه كافي انجام مي شود يا نه. اگر خروجي فقط تغيير پذيري تصادفي رانشان دهد پس بايد نتيجه گرفت كه فرآيند ثابت (يا تحت كنترل) است. ولي اگر شاهدي براي تغيير پذيري غير تصادفي وجود داشته باشد بنابراين بايد نتيجه گرفت كه فرآيند متغير و غيرثابت (يا خارج از كنترل) است. براي درك چگونگي پراكندگي نرمال، موارد زير را بررسي كنيد:

تقريباً‌۵/۹۵ درصد از بخش هاي زير منحني نرمال (وازاين رو ۵/۹۵ درصد از ميانگين هاي نمونه گيري) مقاديري دارند كه بين انحراف معيار از ميانگين پراكندگي مي باشند و تقريباً ۷/۹۹ درصد از ميانگين هاي نمونه گيري، مقاديري خواهند داشت كه بين انحراف معيار ازپراكندگي مي باشند (شكل ۶/۱۰) اين مقادير معمولاً‌براي محدوديت هاي كنترل ميانگين به كاربرده مي شوند.
چارت هاي كنترل
چارت كنترل ، يك نقشه زمانبندي شده از آمارهاي نمونه گيري است. اين چارت براي تمايز قائل شدن بين تغيير پذيري تصادفي و تغيير پذيري غير تصادفي به كار برده مي‌شود. پايه و اساس اين چارت كنترل، پراكندگي نمونه برداري است كه ضرورتاً تغيير پذيري تصادفي را شرح مي دهد. درهرحال يك مشكل بسيار كوچك درارتباط با استفاده از پراكندگي نمونه گيري نرمال (يا معمولي) وجود دارد. پراكندگي تئوريكي به كارگيري دريكي از ۲ جهت بي نهايت گسترش مي يابد. بنابراين هرمقداري از نظر تئوريكي امكان پذير است حتي مقداري كه درفاصله قابل توجه ازميانگين پراكندگي است. درهر حال بعنوان يك موضوع عملي، مي دانيم كه ۷/۹۹ درصد از اين مقادير، بين انحراف معيار از ميانگين پراكندگي مي باشند. بنابراين مي توانيم تصميم بگيريم كه محدوديتي راايجاد كنيم.

پس ميتوان گفت، اينها مقاديري مي باشند كه انحراف معيار از ميانگين رانشان مي دهند و نتيجه مي گيريم كه هركدام از اين مقادير كه بسيار دورتر از اين محدوديت بودند – يك تغيير پذيري غير تصادفي بودند. درنتيجه اين محدوديت ها، همان محدوديت هاي كنترل مي باشند: يعني تقسيم خطوط بين آنچه كه بعنوان انحراف هاي تصادفي ازميانگين پراكندگي مشخص ميشودو آن چه كه بعنوان انحرافهاي معيار غير تصادفي از ميانگين پراكندگي مشخص مي شود . شكل ۷/۱۰ نشان ميدهد كه چطور محدوديت هاي كنترل براساس پراكندگي نمونه گيري مي باشند.

چارت هاي كنترل داراي ۲ محدوديت مي باشند كه تغيير تصادفي و تغيير غير تصادفي را از هم جدا مي كنند. مقداربزرگتر مربوط به محدوديت كنترل بالاتر (UCL) است ومقدار كمتر مربوط به محدوديت كنترل پايين تر (LCL) است. آمار نمونه گيري كه بين اين ۲ محدوديت كاهش مي يابد غيرتصادفي بودن آنرا نشان مي دهد. مهم است كه تشخيص دهيم چون هرگونه محدوديت، بخشي را درادامه پراكندگي ناديده مي گيرد پس يك احتمال كوچك وجود دارد كه اين مقدار درخارج از محدوديت ها كاهش يابد حتي با آنكه فقط تغييرات تصادفي نشان داده شوند. مثلاً‌اگر زيگما محدوديت (انحراف معيار) به كاربرده شود آنها شامل ۵/۹۵ درصد ازمقادير مي باشند.