مقدمه
يكي از آسيب هاي جدي كه جامعة‌ ما را تهديد مي كند گسترش روزافزون كودكان خياباني است كه به دلايل گوناگون بخشي يا همة‌اوقات خود را در خيابان ها سپري و عمدتاً از طريق تكدي ، بزهكاري و شغل هاي كاذب و فصلي امار معاش مي كنند . گرچه آمار دقيقي از تعداد اين كودكان در دسترس نيست ، آماري كه براساس جمع آوري بخشي از اين كودكان تهيه شده بيانگر اهميت و عمق اين فاجعة عظيم ملي است كه صرف نظر از مشكلات و مسائلي كه در حال حاضر ايجاد مي كند ، پيامدهاي ناگوارتري در آينده اي نه چندان دور براي جامعه در پي خواهد داشت.

طبق آمار رسمي فقط در سال ۷۸ و نيمة‌ اول سال ۷۹ حدود ۷ هزار كودك خياباني را يكي از مراكز جمع آوري اين كودكان پذيرفته و نگهداري كرده است ، كودكاني كه از يك روز تا شش سال را در خيابان ها سپري كرده اند و حداقل سن آن ها ۳ سال بوده است .

طبقه بندي كودكان خياباني :
كودكان خياباني را از جهات گوناگون مي توان طبقه بندي كرد :
الف : وضعيت سرپرستي
۱٫ كودكان داراي خانوادة‌كامل ( پدرو مادر )
۲٫ كودكان تك سرپرست تحت تكفل پدر
۳٫ كودكان تك سرپرست تحت تكفل مادر

۴٫ كودكان تك سرپرست تحت تكفل پدر داراي نامادري
۵٫ كودكان تك سرپرست تحت تكفل مادر داراي ناپدري
۶٫ كودكان بي سرپرست داراي قيم
۷٫ كودكان بي سرپرست فاقد قيم
۸٫ كودكان بد سرپرست

در طبقه بندي فوق هر كدام از گروه ها تعاريف خاص خود را دارند و علل خياباني شدن آن قابل بررسي است .
درگروه ۱- عواملي همچون نبود ارتباط منطقي و عاطفي بين كودكان و والدين مؤثرند :
– جمعيت زياد خانوار ( نكتة قابل توجه : ميانگين جمعيت خانوار در كشور ۶/۴ نفر است ؛ لكن بررسي هاي انجام شده بيانگر آن است كه ميانگين جمعيت د ربين كودكان خياباني ۶/۷ نفر ، حداقل ۴ نفر و حداكثر ۲۱ نفر است ) .
– تعداد زوجات پدر
– ترس از تنبيه و مجازات به دست بزرگ ترها به دليل انجام دادن عمل ضداجتماعي و اخلاقي
– مشكل درسي
– داشتن نقص عضو و مورد استهزا و تمسخر قرارگرفتن توسط ساير افراد خانواده
– تجديد يا مردود شدن در دروس

– فشار خانواده و اعمال نگرش هاي متعصبانه در قبول آن چه در بين طوايف و اقوام رسم و سنت ناميده مي شود
– عدم آستانة مقاومت كودكان در برابر اين فشارها
– اعتياد يكي از والدين
– تمايل به استقلال فردي و تلاش براي اشتغال
– و …

در گروه كودكان تك سرپرست تحت تكفل پدر يا مادر ، ۳۰% از كودكان علت تك سرپرستي شان فوت يكي از والدين به علت هاي گوناگون بوده است كه شوك ناشي از خلا ايجاد شده به خودي خود موجب تغيير رفتار كودك در آستانة‌ رشد مي شود در اين گروه عواملي همچون :
– عدم تسلط سرپرست به هدايت و حمايت كودك
– فقر اقتصادي

– فشار رواني ناشي از بروز پديدة طلاق و خلأ ايجاد شده
– همسر گزيني سريع و بدون مطالعه و مشورت سرپرست
– عواملي همچون بدرفتاري و از سوي ديگر وجود بدبيني در اجتماع نسبت به ناپدري و نامادري كه خود موجب تشديد بحرانهاي رفتاري مي شود .
در گروه كودكان تحت تكفل پدر داراي نامادري ، فشارهاي مضاعف سرپرستان سببي يا نسبي داراي حق حضانت ،‌احساس حقارت كودك در جمع شبه خانواة‌ موجود ، همچنين فاش شدن راز كودك در بين اهالي محل و گروه همسالان و تشديد احساس حقارت موجود ، موجب خانه گريزي و خياباني شدن كود ك مي شود .

همچنين كودكان فاقد قيم كه بر اثر داشتن نابهنجاريهاي موروثي و همچنين عدم شناخت اين نابهنجاري هاتوسط متوليان امور سرپرستي كودكان ، همچون مراكز شبانه روزي و تقابل و برخورد معترضانه همراه با اعمال تنبيهات گوناگون نيز موجب گريز اين كودكان از مراكز ياد شده است .

ب. طبقه بندي از حيث نوع زندگي خياباني
۱٫ كاسبان خياباني : اين گروه به دسته هاي زير تقسيم مي شود :
۱-۱- شاغل در مراكز خدماتي ( پادويي )
۱-۲- دستفروشان
۱-۳- دوره گردها
۱-۴- واكسي ها
۲٫ گروه ولگردان

۳٫ گروه تلكه گيران
۴٫ بزهكاران . اين گروه به دسته هاي زير تقسيم مي شود :
۴-۱- حضور در گروه هاي بزهكاري سارقان اعم از شب روها ، جيب برها ، خانه روها ، دخل زن ها ، كيف قاپ ها و …
۴-۲- حضور در گروه هاي بزهكاري توزيع كنندة مواد مخدر كه بيش از ۶۰% اين گروه حين فعاليت به مصرف مواد نيز آلوده مي شوند .
۴-۳- حضور در گروه هاي ضداخلاقي كه در تعميم و اشاعة‌ فحشاء و سوء استفاده هاي جنسي از كودكان فعاليت دارند .
۴-۴- حضور در باندهاي حمل و جابه جايي مواد مخدر كه معمولاً به عنوان طعمه و انباري ( جاسازي جنس ) در بدن كودك مورد استفاده قرار مي گيرد .
۵٫ حضور در باندهاي سوإ استفاده كنندة‌ سودجو و فرصت طلب كه معمولاً اين باندها همه نوع سوء استفاده از كودكان را به عمل مي آورند .
۶٫ متكديان شامل :
۶-۱- تكدي فردي به شيوة‌ تحريك احساسات عاطفي مردم

۶-۲- تكدي گروهي به شيوه هاي گوناگون كه توسط افراد حرفه اي آموزش داده مي شوند .

ج . طبقه بندي كودكان از لحاظ وضعيت سكونت خياباني
۱٫ كارتن خوابها :
اين گروه يا به صورت انفرادي و يا به صورت گروهي معمولاً در پارك ها ، كناره هاي ميدان ها ، همچنين در نقاط كور و غير قابل رؤيت محلات با زير انداز كارتن نياز خود را برطرف مي كنند . گروه هاي داراي اسباب و پتو سرويس خواب خود را د رداخل بشكه يا سطل زباله درگوشه اي از پارك ها مخفي مي كنند و اموال سرقتي خود را لاله لاي گياهان و درختان و زير پل هاجاسازي مي كنند .

۲٫اتوبوس خواب و قطارخواب :
اتوبوس خواب ها و قطار خواب ها با تهية بليط وگاه با التماس و خواهش از رانندة‌ اتوبوس يا نگهبان قطار و يا قاچاق سورا قطار مي شوند و نياز به خواب خود را تأمين مي كنند . در بسياري از موارد با جيب بري و سرقت اموال نيازهاي خود را برطرف مي كنند .
در يك بررسي كه به صورت سرشماري و پرسش و پاسخ از كاركنان قطار و كودكان قطار خواب صورت گرفته به طور متوسط در هر قطار ۲۰ كودك زير ۱۶ سال به تنهايي مسافرت مي كنند كه حداقل يك چهارم آنها قطار خواب هستند . برخي قطار خوابها با كاركنان قطار . « بوفه داران » ، طرح دوستي مي ريزند و گاه در انجام دادن وظايف مربوط آنان را ياري مي كنند .

۳٫ هتل خوابها :
اصطلاح يا عبارت هتل خواب به گروهي اطلاق مي شود كه نسبت به كارتن خواب ها و اتوبوس خواب ها وضعيت مطلوب تري دارند و حداقل تا زمان به دام قانون افتادن و گرفتار زندان شدن با برنامه حركت مي كنند . اين گروه ها در خانه هاي مجردي و يا ساختمان هاي قديمي بلاصاحب در محلات قديمي دراراي طرح ، سكونت دارند . قسمت هايي از دروازه ري ، شوش ،‌مولوي از جملة اين محلات هستند .

اعضاي گروه لوازم مورد نياز زندگي را به تناسب ازميان لوازم سرقت شده از خانه ها و مغازه ها تأمين مي كنند . ازويژگي هاي اين گروه داشتن نظم خاص وبرنامة‌مراقبتي است كه تا نسبت به آستانة مقاومت فرد اعتماد نيابند ، او را نامحرم پنداشته و بين خود راه نمي دهند و درميان اين گروه فداكاري ، مروت ، مردانگي ، شهامت و مرام خواهي تعريف خاص خود را دارد ؛ به نحوي كه هيچ يك از اعضا نمي تواند نسبت به اعمال نابهنجار و خواست نامشروع طرف ديگر اعتراض نمايد . قاعدة بازي را رئيس گروه كه از عناوين خشن برخوردار است تعيين مي كند و بقيه ( نوچه ها ) از او تبعيت مي كنند .

پيمان خوني برادري( دونفره با تيزي – تيغ و يا چاقو – قسمتي از ساعد دست را خراش داده و براي لحظاتي قسمت خراش خورده را روي هم قرار مي دهند و بدين وسيله پيمان برادري – خوني مي بندند ) اين نوع عهد و پيمان از مقدمات پيوستن به اين گروه هاست و كسي كه چنين پيماني بست هرگز به ديگري خيانت نخواهد كرد و افرادي كه پشيمان شوند و قصد جدايي از گروه را داشته باشند لزوماً‌ بايد تاوان سنگيني را بپردازند . انجام دادن اعمال مجرمانه و عمل قبيح جنسي در بين افراد اين گروه فاقد قباحت بوده و جزئي از روند عادي زندگي آنان است .

د: گروه هاي سني كودكان خياباني
۱٫ گروه سني زير ۱۰ سال
اين گروه توسط باندهاي مختلف درامورتكدي و گاهي نيز در امر حمل مواد مخدر و بعضاً‌ به عنوان عامل پوششي در امر فحشا مورد سوء استفاده قرار مي گيرند .
۲٫ گروه ۱۰ تا ۱۵ سال
اين گروه با روند رشد جسماني و قرار گرفتن د رآستانة‌ بلوغ رفته رفته از گروه هاي قبلي جدا مي شوند و به دامن ساير گروه ها كه آزادي عمل بيشتري دارند پناهنده مي شوند .
۳٫ گروه سني بالاي ۱۵ سال
اين گروه پس از كسب تجربه در دامن گروه هاي سوء‌استفاده كنندة‌ اول و دوم رفته رفته با احساس استقلال طلبي از گروه هاي جدا مي شوند و به خودي خود به فعاليت مستقلانه مي پردازند و ياخود تشكيل باندو گروه جديدي را مي دهند .

تشكيل باند و گرفتن القاب از سوي ديگران براي كودكان يك نوع موفقيت محسوب مي شود . خالكوبي ، خودزني ، وجود جاي زخم هاي ناشي از تيغه چاقو در بدن و يا اعمال خارق العاده و كسب موفقيت در عمليات ضد اجتماعي از مقدمات كسب القاب آمريكايي ، تايلندي ، تايسون ، قرقي ، سوخته ، پلنگ ، خوش دست ، تردست ، ريزه ، طوفان است . همچنين به گروهي از كودكان داشته اند ، القابي مثل قلمبه ، چمباتمه ،پاگنده داده مي شود و گاه اين القاب با عبارات مستهجن همراه است.

پديدة‌ كودكان خياباني پيش از آن كه ناشي از خانوادة ناسالم و تربيت ناهنجار باشد متأثر از ساخت بيمارگونة‌ جامعه است . زيرا اثرات منفي تحولات سريع و نظام نيافته اجتماعي – اقتصادي در مرحلة اول گريبانگير نهادهاي اجتماعي است كه خانواده كوچك ترين واحد آن است و سپس از طريق خانواده به فرد منتقل مي شود.

وضعيت كودكان خياباني در ايران و جهان
در پيمان جهاني حقوق كودك كه نمايندگان ۱۹۱ كشور جهان در مجمع عمومي سازمان ملل متحد در سال ۱۹۸۸ آن را پذيرفته اند و ايران نيز در سال ۱۳۷۳ به صورت مشروط آن را پذيرفته ، كودك كسي است كه كمتر از ۱۸ سال داشته باشد ، مگر اين كه بر اساس قانون ملي قابل اعمال سن قانوني كمتر تعيين شده باشد ( پيمان جهاني حقوق كودك ، ۱۹۸۹ ).

بدين خاطر مي توان گفت ، « كودكان خياباني » معمولاً به كودكان و نوجوانان زير ۱۸ سال كه به طرق گوناگون در خيابان ها مشغول زندگي هستند گفته مي شود .تعداد تخميني كودكان و نوجوانان خياباني در جهان از ۳۰ تا ۱۷۰ ميليون نفر در نوسان است .
بر اساس نتايج آماري ديگي در اين خصوص در حال حاضر ۱۰۰ ميليون كودك خياباني در جهان وجود دارد كه نيمي از آن ها دركشورهاي آمريكاي لاتين و بقيه عمدتاً‌ در كشورهاي آفريقايي و آسيايي به سر مي برند . تنها در آنكارا و استانبول دو شهر تركيه نزديك به ۱۰ هزار كودك خياباني وجود دارد و د ركنيا اين ميزان در حدود ۱۶۰هزار نفر است ( زارع ، ۱۳۷۷).
طبق تعريف يونيسف ، واژة‌ كودك خياباني به كلية افراد زير ۱۸ سال اطلاق مي شود كه د رخيابان ها از طريق گدايي ، بزهكاري و اشتغال به شغل هاي كاذب فصلي ادامة‌ زندگي مي دهند و بسياري از آنان بي سرپناه نيز محسوب مي شوند ، يعني خانه اي براي سكونت ، خواب و نظافت ندارند .( يونيسف )

گرچه آمار نسبتاً‌ دقيقي از تعداد كودكان خياباني در دسترس نيست ، گزارش هاي موجود حكايت از افزايش نسبي اين معضل اجتماعي در جهان دارد . نبود امكان دستيابي به تعداد دقيق كودكان خياباني عمدتاً به دليل زندگي پنهاني ، جابه جايي آنان و متغير بودن تعداد آنان در زمان هاي گوناگون است .
در ايران نيز متأسفانه آمار دقيقي در دست نيست ، لكن بنابه گزارش هاي غير رسمي فقط در تهران برآورد شده كه ۲۰هزار كودك خياباني با سرپرست يا بدون سرپرست زندگي مي كنند (رسالت ، ۱۴/۷/۸۰).

به طور كلي ، يونيسف كودكان خياباني را به دو دسته طبقه بندي مي كند : دستة‌ اول كودكان و نوجواناني كه غالباً‌ در طول روز مشغول به كارند و شب ها نزد خانواده هايشان بر مي گردند . اين كودكان و نوجوانان ممكن است از خدمات و امكانات اجتماعي مانند مدرسه ، كليسا و ارتباط با گروه هاي ديگر اجتماعي نيز بهره مند باشند ، دستة دوم كودكان و نوجواناني كه هم در خيابان ها كار مي كنند و هم احتمالاً ارتباطاتي با خانواده شان دارند . براساس برآوردها ۷۵% از كودكان و نوجوانان خياباني از گروه اول و ۲۰% از گروه دوم اند . ۵% باقيمانده نيز آن هايي هستند كه

معمولاً‌ در خيابان ها به سر مي برند و هيچ گونه ارتباطي با خانواده هايشان ندارند ( سايت اينترنتي كودكان فراري و بي خانمان ) .
براين اساس ، در برخي كشورها مانند برزيل جواناني كه در خيابان به سر مي برند ۷ ميليون نفر از جمعيت راتشكيل مي دهند ، در هند كودكان بي خانمان را ۴۴ ميليون نفر تخمين زده اند كه البته شامل كودكان كارگر نيز مي شود . درآمريكاي لاتين حدود ۴۰ ميليون نوجوان و جوان رها شده وجود دارند كه بدون هيچ گونه حمايت اجـتماعي در خيابان ها سرگردانند و دست به تشكيل گروه ها و باندهايي مي زنند كه پديد آورنـدة‌ سـاختاري اجــتماعي براي بقـاي فـردي و جـمعي آنان است ( همان ) .
دركشور ما نيز مسئلة كودكان خياباني امر جديدي نيست ، لكن افزايش چشمگير آن درسالهاي اخير باعث جلب توجه خاص مسئولان شده است و صرف نظر از منظرة نامناسبي كه د رشهر ها ايجاد كرده ، تبعاتي دارد و دست هاي پنهان و منفوري كه پشت اين پديده قرار گرفته زندگي و آيندة اين كودكان و نوجوانان را به طور جدي به مخاطره انداخته است .

سازمان تأمين اجتماعي براي تعريف كودكان خياباني معيارهاي خاصي دارد . از نظر اين سازمان كودكان خياباني ، كودكاني ۷ تا ۱۵ ساله ، ايراني الاصل ، داراي شغل كاذب و بي بهره از آموزش هستند ( همبستگي ، ۲۰/۶/۸۰ ).
در حاليكه در بررسي اي كه اخيراً‌ انجام شده از ۲۰۰ كودك خياباني ، فقط ۹۰ نفر آن ها ايراني و ۱۱۰ نفر ديگر مهاجران خارجي بوده اند .ضمن اين كه با توجه به تعريف سازمان تأمين اجتماعي فقط ۴۵ نفر از آن ها كودك خياباني قلمداد مي شوند (همان ) .

افزايش كودكان خياباني در سال هاي اخير منحصر به تهران نبوده و درشهرهاي ديگر از جمله شهرهاي زيارتي نيز رخ داده است . تعداد كودكان خياباني در استان خراسان در سال ۱۳۸۰ نسبت به سال ۱۳۷۹ ، ۳۹ درصد افزايش داشته است . طبق همين گزارش ۱۱ درصد كودكان خياباني در اين استان بي سرپرست اند . ۳۴ درصد آن ها به كار اشتغال دارند و ۵۵ درصد آنان به صورت عادي در كنار والدين خود در خيابان ها كار مي كنند Shahrvand.com/655) ).

از سوي ديگر ، آمار نشان مي دهد كه پس از تهران به ترتيب مشهد و قم بيشترين تعداد كودكان خياباني را دارد كه علت اصلي آن زيارتي بودن اين شهرهاست .
زندگي در خيابان ها مشكلاتي براي كودكان ايجاد مي كند كه از زواياي گوناگون قابل بررسي است . از جملة‌ اين مشكلات مي توان به موارد ذيل اشاره كرد:

الف . مشكلات بهداشتي : درميان مشكلات بهداشتي ، سوء‌تغذيه مهم ترين عامل بيماري كودكان خياباني است اين كودكان به دليل محروميت از مواد مغذي و ويتامين ها و ساير ملزومات غذايي عمدتاً به مشكل سوء تغذيه دچار هستند ( همبستگي ، ۲۰/۶/۸۰ ) . پس از آن بيماري هاي مزمن گوارشي است به دليل استفاده از مواد غذايي ناسالم و غير بهداشتي ايجاد مي شود

. كودكان خياباني به بيماري هاي پوستي نيز مبتلامي شوند . شيوع اين بيماريها بيشتر به دليل آلودگي محل زندگي و خواب كودكان است و واگيردار بودن اين بيماريها باعث مي شود كه سايران نيز در معرض ابتلابه آن قرارگيرند .
مشكل امرار معاش و نبود امكان دسترسي به مشاغل ثابت كودكان خياباني و بيش از پيش در معرض استثمار شدن و نهايتاً‌ درگير شدن در فعاليتها و موقعيت هاي خطرناك و غيرقانوني قرار مي دهد كه استثمار جنسي ونيز اعتياد به مواد مخدر به منظور ايجاد وابستگي هرچه بيشتر به رهبران گروه هاي قاچاق مواد مخدر از آن جمله است .

پيامد اين وابستگي ابتلا به بيماري هاي جنسي به خصوص بيماري ايدز و قرارگيري در معرض ويروس HIV است . شايان ذكر است كه معمولاً ۱۵ درصد كساني كه در معرض ويروس HIV قرار مي گيرند به بيماري ايدز مبتلا خواهند شد .
استفاده از مواد تزريقي نيز دركنار ساير مواد مخدر نه فقط آن ها را به اعتياد مبتلا مي سازد بلكه احتمال آلودگي آن ها را به ساير بيماري هاي مسري بيشتر مي كند .
ب. مشكلات رفتاري و اخلاقي : يادگيري فرهنگ خشن خياباني از ويژگي هاي رفتاري و اخلاقي كودكان خياباني است كه باعث مي شود به دليل نقصان در فرآيندهاي جامعه پذيري و فرهنگ پذيري نمي توانند رفتاري همسان ساير گروه هاي سني خود داشته باشند . قطعاً‌ كودكاني كه در محيط خانوادگي ناسالم و بيمار رشد مي كنند و بيشتر وقت خود را در خيابان هاو ميادين درميان افراد بزهكار و مجرم مي گذرانند نمي توانند از تربيت صحيحي برخوردار شوند و بالطبق درايجاد ارتباط اجتماعي مناسب باديگران نيز ناتوان اند .

گروه هاي خياباني فرهنگ خاص درون گروهي دارند . استفاده از اصطلاحات خاص و غير متعارف زاييدة‌ همين فرهنگ است . همراهي و همزيستي با بزهكاران و مجرمان در گروه هاي خياباني و زندگي مشترك با آن ها در سرپناه هاي خياباني و حداكثر زندگي در خانواده هايي با مشكلات اقتصادي ،‌از هم گسيختگي و محيطي پرآشوب و بحراني از جمله زمينه هايي است كه بستر مناسب و مساعدي را براي شكل گيري شخصيتي ناسازگار و نامتعادل مهيا مي سازد و در چنين بستري قطعاً نمي توان به شكل گيري شخصيت سالم اجتماعي اميدوار بود .